موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست خارجی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/defense-and-security Wed, 22 Nov 2017 21:40:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 21:40:36 GMT سیاست خارجی 60 دیدار اردوغان و پوتین در سوچی؛ دیدارها هر چه بیشتر باشد، بهتر است http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر سال 2017 برای جلسات رهبران ترکیه و روسیه سال بسیار پربار و شلوغی بود. گمان نمی‌رود که این امرچندان تعجب‌آور باشد. پس از بحران روبه افزایش در روابط دوجانبه ترکیه و روسیه که از نوامبر 2015 آغاز شد و به دنبال آن پیدایش رکود در سطح همکاری‌های آنها، آنکارا و مسکو از اواسط 2016 تصمیم به برقراری مجدد گفت و گو گرفتند. بدیهی است از جمله دلایلی که دولت روسیه را وادار به ازسرگیری و احیای روابط با ترکیه کرد، اشراف و آگاهی به این واقعیت بود که آنکارا با خارج شدن از مکانیسم گفتگوهای دوجانبه، می‌تواند به طور جدی به ابتکارات منطقه‌ای دیپلماسی روسیه آسیب بزند. در عین حال، هر دو رهبر این نکته را درک می‌کنند که در شرایط امروز ثبات و قابل پیش‌بینی‌بودن در روابط مهم‌تر از همیشه است. دیدار 13 نوامبر (2017) پوتین و اردوغان در سوچی به خصوص باید از این منظر مورد بررسی قرار گیرد.   بر اساس آنچه از نتایج حاصل از دیدار رهبران دو کشور مشخص شد، طرفین موفق شدند به شرایط تجارت دوجانبه پیش از بحران دست یابند: تحریم‌هایی که از تاریخ 1 ژانویه 2016 بر کالاهای ترکیه اعمال شده بود، دیگر لغو شد. به نظر می‌رسد، یک استثنا وجود دارد و واردات گوجه‌فرنگی‌های ترکیه به روسیه تا پایان سال محدود به 50 تن خواهد بود. البته لغو تحریم‌های روسیه در مورد محصولات کشاورزی مهم ترکیه به صورت مرحله‌ای اتفاق افتاد که این امر نه تنها با منافع تولیدکنندگان روسیه، بلکه همچنین با ماهیت واکنش رهبران ترکیه مرتبط بود.   طرفین در مورد سرنوشت پروژه‌های مهم اقتصادی برای هر دو کشور هم بحث و گفتگو کردند. همانطور که ماجرای آخرین بحران مناسبات روسیه و ترکیه ثابت کرد، موضوع احداث نیروگاه اتمی «آککویا» و خط لوله «جریان ترکی» در بستر دریای سیاه با کمترین آسیب‌پذیری مواجه بود. در مورد نیروگاه اتمی، ترکیه که علاقمند به دریافت فناوری انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز از روسیه بود، مزیت عملی ویژه‌ای در دگرگونی و تحول پروژه نیروگاه هسته‌ای به عنصری برای چانه‌زنی با روسیه در بحبوحه بحران دیپلماتیک نمی‌دید. این موضوع همچنین به ساخت نخستین شاخه خط لوله «جریان ترکی» نیز مربوط می‌شود، زیرا اجرای این پروژه سهم قابل توجهی در بهبود مواضع سیاسی ترکیه در منطقه خواهد داشت.          در جریان این دیدار موضوع همکاری سیاسی–نظامی بین آنکارا و مسکو از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار بود. هنوز هم برای بسیاری، سوالاتی در مورد شرایط واقعی تحویل اس400 روسی به ترکیه وجود دارد: منابع رسمی ترکیه و روسیه به کرات اظهارات متناقضی را در این باره اعلام کرده‌اند. نشست اخیر ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان نیز این موضوع را روشن نکرد. ظاهرا، طرفین علاقمندند موضوع تحویل این سامانه برای مدت زمانی طولانی در دستور کار پایتخت‌های منطقه باقی بماند.   در مورد روسیه، روشن است که مباحث طرح‌های تحویل سامانه‌های سی400 نه تنها اثر مثبتی بر تصویر محصولات صنایع دفاعی داخلی روسیه می‌گذارد، بلکه همچنین ناکارآمدی تحریم‌های ایالات متحده را که بر تعدادی از شرکت‌های استراتژیک روسیه تحمیل شده، نشان می‌دهد. برای ترکیه هم، صحبت‌های مربوط به عرضه حتمی و سریع سامانه‌های دفاع هوایی مدرن روسیه، بخشی از تلاش آنکارا برای نشان دادن استقلال آن از شرکای غربی خوداست.   در نهایت، همکاری سیاسی روسیه و ترکیه در خاورمیانه شاید عامل مهمی در توسعه گفتگوی دوجانبه باشد. طبق ارزیابی ناظران بخش عمده‌ای از دیدار سوچی به موضوع سوریه اختصاص داده شده بود. ترکیب هیئت ترکیه، متشکل از خلوصی آکار، رئیس ستاد ارتش ترکیه، بن‌علی ییلدیریم نخست وزیر، هاکان فیدان رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه و مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه، نشان می‌‌دهد که موضوع نظامی-سیاسی دستور کار اصلی این دیدار بوده است. رویدادهای اخیر در سوریه که ترکیه در آن مجموعه‌ای از منافع حیاتی دارد، آنکارا را ناگزیر به یافتن فرصتی برای اثرگذاری بر فرایندهایی که هم به طور غیرمستقیم در داخل این کشور دستخوش جنگ داخلی و هم در عرصه دیپلماتیک بین المللی روی می‌دهند، کرده است.   نخست آنکه، برای ترکیه آینده روابط بین ایالات متحده و کردهای سوریه، که تحت هدایت حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) اقدام می‌کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.آنکارا این حزب را به عنوان شاخه سوری تشکیلات تروریستی ترکیه حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) می‌داند. بر خلاف شرکای ترکیه در ناتو، ایالات متحده، حزب اتحاد دموکراتیک را به عنوان یک نیروی سیاسی مجزا و غیرمرتبط با تشکیلات پ.ک.ک در نظر می‌گیرد. ایالات متحده، تا همین اواخر، در چارچوب مبارزه مشترک با داعش، با کردهای سوری در امور نظامی همکاری تنگاتنگی داشت. پس از اظهارات اخیر جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا درباره برنامه‌های رهبری آمریکا برای حفظ حضور نظامی در سوریه پس از شکست نهایی داعش، ترکیه از این بابت نگران شده است که همکاری (آمریکا با حزب اتحاد دموکراتیک) ماهیت سیاسی-نظامی پیدا کند، که در این صورت، طبق آنچه مقامات رسمی ترکیه اعلام کردند، این امر تهدیدی جدی برای امنیت ملی ترکیه خواهد بود.   دوم آنکه ترکیه نیز سعی دارد بر روابط روسیه با کردهای سوری تاثیر بگذارد. آنکارا به کرات با ابتکارات دیپلماتیک روسیه برای واردکردن کردهای سوری در روند حل و فصل سیاسی درگیری‌های کشور مخالفت کرده است. برای ترکیه، مشارکت کردهای سوری در مذاکرات عمومی سوریه در واقع به معنای به‌رسمیت‌شناختن حزب اتحاد دموکراتیک به عنوان یک نیروی مشروع سیاسی است. ترکیه درک می‌کند که تصمیم اخیر روسیه برای دعوت از کردها برای شرکت در کنگره پیش روی گفتگوی ملی در سوریه به منظور اثرگذاری بر روابط حزب اتحاد دموکراتیک و آمریکا درنظر گرفته شده است: به این صورت که پس از تضمین به رسمیت شناختن مطالبات سیاسی آنها در خصوص خودمختاری، روسیه بتواند کردها را برای امتناع از ایده برقراری همکاری بیشتر با واشنگتن متقاعد نماید.   برای ترکیه، اقدامات ایالات متحده و روسیه علیه کردها به یک اندازه غیرقابل قبول است. همچنین واضح است که ترکیه در پرتو روابط بسیار متشنج با غرب هیچ فرصتی برای نفوذ در مواضع شرکای آمریکایی در خصوص کردهای سوری ندارد. این فرضیه با توجه به این واقعیت قابل اثبات است که نخست وزیر ترکیه در طول سفر اخیر خود به ایالات متحده موفق به متقاعدکردن آمریکا برای امتناع و صرف نظرکردن از ایده همکاری‌های بیشتر با کردها نشده است. این امر تا حدی به دلیل تمایل ترکیه برای استفاده از اهرم‌های جایگزین نفوذ در اوضاع سوریه از طریق مشارکت در ساز وکار گفتگوهای آستانه است که در قالب این گفتگوها، ترکیه فرصت می‌یابد به لحاظ فیزیکی بر فعالیت‌های کردهای سوری در مرزهای خود کنترل و نظارت داشته باشد.   دیدار ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یکی از طرح‌های متعدد دو کشور برای رسیدن به تحرک و پویایی قابل قبول روابط دوجانبه در دوره پس از بحران است. اراده سیاسی و علاقمندی رهبران ترکیه و روسیه نسبت به این امر مشهود است. همچنین این نکته هم مهم است که مذاکرات اخیر تلاشی است جهت هماهنگی اقدامات دو کشور در چارچوب حل وفصل بحران سوریه که اگرچه ترکیه و روسیه در رابطه با آن در برخی موضوعات دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما هردو به کاهش اعمال زور و خشونت و جلوگیری از حوادث جدی علاقمندند. ملاقات ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یک بار دیگر نشان می‌دهد که با وجود کم‌تحرکی قابل توجه در بوروکراسی هر دو کشور، عامل ارتباطات شخصی رهبران سیاسی شروع به ایفای نقش مهم و چشمگیری در روابط روسیه و ترکیه کرده است. ملاقات رهبران در ادامه هم باید موجبات کاهش بی‌اعتمادی و بهبود هماهنگی ابتکارعمل‌های مشترک را فراهم آورد.   نویسنده: تیمور آخمیتُف، تحلیلگر مسائل ترکیه در موسسه ریاک روسیه   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران      «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست خارجی Tue, 21 Nov 2017 04:16:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر الگوی موازنه و بازدارندگی فعال در روابط ایران و روسیه؛ ماهیت و امکان تعمیم http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم یکی از نقص‌های عمده روابط ایران و روسیه در دوره پساشوروی فقدان راهبرد، بی‌ثباتی و تأثیرپذیری آن از متغیرهای ثالث به‌ویژه غرب است. به تبع این نقص، بحث‌های مکرر در مورد راهبردی بودن یا نبودن روابط خصوصاً در طرف ایرانی، وجود انتظارات غیرواقع‌بینانه به‌ویژه در طرف ایرانی (اینکه روسیه باید در روابط با امریکا، عربستان و اسرائیل ملاحظات ایران را «حتماً» در نظر داشته باشد) و برآوردهای غیرواقع‌بینانه از ابعاد روابط (تفسیر گسترده از تعامل گزینشیِ امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در سوریه) همچنان و بدون پاسخ مشخص مطرح هستند.   در کنار این مباحث، این سؤال نیز همواره مطرح بوده که آیا اساساً می‌توان مبنای باثباتی برای این روابط تعریف و آن را پیش‌بینی‌پذیرتر کرد؟ یا اینکه حد نهایی روابط وضع موجود است و باید به تعامل تاکتیکی، مقطعی و موضوعی در موارد خاص از جمله در سوریه بسنده کرد و از آن انتظار بیشتری نداشت؟   برای پاسخ به این سؤال، ضمن احتراز از نگاه تک‌بعدیِ سیاه یا سفید به روابط تهران و مسکو، باید به ملغمه اختلافات و اشتراکات دو کشور دیدی واقع‌بینانه داشت. تحقق این امر در وهله نخست مستلزم شناخت واقع‌بینانه از ایران در روسیه و از روسیه در ایران و نیز برداشت عینی از منافع، اختلافات، اشتراکات و ظرفیت‌های جاری در این روابط است (در شرایط حاضر، این شناخت به‌ویژه در طرف ایرانی غیرواقع‌بینانه است). همچنانکه دو کشور در سطوح مختلف منافع و دیدگاه‌های مشترک دارند، در همین سطوح نیز اختلافات مشهود است. از جمله اشتراکات طرفین؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فهم بهینه‌تر از ظرفیت‌های یکدیگر بعد بحران اوکراین و سوریه برای تأمین منافع مشترک 2) در سطح منطقه‌ای؛ درک عینی‌تر از ضرورت و کارآمدی همکاری منطقه‌ای برای تأمین منافع و ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی از جمله در خاورمیانه و سوریه 3) در سطح بین‌المللی، تأکید عملی دو کشور بر مخرب بودن نظم تک‌قطبی و سیاست تهاجمی امریکا از جمله در خاورمیانه در قالب پروژه‌های دخالت بشردوستانه و دموکراسی‌سازی.   از سوی دیگر، اختلافات عمده‌ای نیز در این سه سطح به چشم می‌خورند که از این جمله؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فقدان اعتماد متقابل و نامتقارن بودن روابط 2) در سطح منطقه‌ای؛ تعارض سیاست چندبرداری روسیه در مقابل سیاست مقابله‌ای ایران با محور و متحدان غرب در منطقه (از جمله در موضوع عربستان و اسرائیل) 3) در سطح بین‌المللی؛ تعریف متفاوت از امریکا به عنوان بخشی از مشکل یا بخشی از راه‌حل.   همچنانکه اشاره شد، باید به ملغمه این اختلافات و اشتراکات دیدی واقع‌بینانه داشت و از نگاه سیاه یا سفید که در گذشته باعث خسارت شده، احتراز کرد. در این بین، آنچه باعث تحول مثبت در روابط و چربش اشتراکات بر اختلافات شده، فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در منطقه بوده که در همکاری آنها در سوریه مشهود است. اما باید اعتراف کرد که این همکاری انتخابی نبوده و در عمل، دو کشور مجبور به تعامل شده‌اند. لذا، به‌رغم همکاری عمیق در سوریه، آینده این همکاری نه تنها در این کشور، بلکه در کلیت روابط نیز چندان قابل پیش‌بینی نیست و گاهاً اختلافات وجه پررنگ خود را نشان می‌دهند. از این جمله می‌توان به ناخرسندی تهران از توافق روسیه با امریکا و اردن در مورد جنوب سوریه که با اطلاع اسرائیل انجام شده، اشاره کرد.   فرض این نوشتار این است که در عین این اختلافات، می‌توان الگوی «موازنه و بازدارندگی فعالی» که ایران و روسیه در سوریه تجربه کردند، را با توجه به پایداری ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتکی به صورت نسبی در روابط تثبیت و از آن به عنوان مبنایی برای تعامل نسبتاً پایدار استفاده کرد. از جمله این ضرورت‌ها؛ 1) شرایط متغیر منطقه‌ای و بین‌المللی؛ بی‌ثباتی‌های ناشی از تغییرات در این حوزه‌ها و گذار نظام بین‌الملل و نظامات منطقه‌ای به نظم جدید 2) تأکید امریکا بر ادامه سیاست تهاجمی در عرصه بین‌الملل از جمله علیه ایران و روسیه و حفظ گفتمان فشار بر این دو کشور که در قالب سیاست تحریم و دربرگیری نظامی آنها مشهود است. 3) ماندگاری و تشدید تهدیدات نامتقارن فرامرزی از جمله تروریسم بین‌الملل که به خودی خود یا با هدایت برخی کشورها چالش‌هایی را علیه منافع ایران و روسیه ایراد کرده و در آینده نیز خواهند کرد.   افغانستان عرصه‌ای است که این الگو قابلیت پیاده شدن را دارد. هرچند افغانستان با سوریه متفاوت است، اما در این کشور هر سه ضرورتی که ایران و روسیه را وادار به همکاری در سوریه کردند، وجود دارند؛ 1) تأثیر افغانستان در بی‌ثباتی منطقه 2) استفاده امریکا از افغانستان برای قبض ژئوپولیتکی ایران و روسیه 3) تهدید تروریسم فرامرزی (طالبان و داعش).   هرچند فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی در سوریه، ایران و روسیه را به صورتی غیرانتخابی وادار به همکاری کردند، اما دو کشور با رویکردی انتخابی، ابتکاری، همکاری‌جویانه و متقابلاً سودمند می‌توانند تعامل در افغانستان را برای کاهش و رفع تهدیدات متقارن و نامتقارن بازگفته در دستور قرار دهند. منظور از این همکاری، ضرورتاً تعامل نظامی نیست و بازدارندگی فعال می‌تواند به شیوه‌های مختلف عملیاتی شود. در عین حال، چنین همکاری همچنان «گزینشی» خواهد بود، محدودیت‌های خود را خواهد داشت و تفسیر گسترده از آن همچون تعامل ایران و روسیه در سوریه صحیح نیست. با این وجود، می‌تواند ذیل الگوی «موازنه و بازدارندگی فعال» روندهای پایدارتر و پیش‌بینی‌پذیرتری را ایجاد نماید.   یکی از سازوکارهایی که در مساعدت به این پایداری موثر خواهد بود، نهادینه کردن روابط از طریق همکاری نهادی و سازمانی در سازمان شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حتی سازمان پیمان امنیت جمعی است. هرچند این سازمان‌ها کارآمدی بایسته را ندارند و از آنها، تعامل ایران با آنها و همکاری ایران و روسیه در آنها نباید انتظارات گسترده‌ای داشت، اما نهادینه کردن روابط از این طریق می‌تواند چهارچوبه نسبتاً مشخص‌تری به روابط دو کشور بدهد.     منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 14:46:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم پیام سمرقند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند روزهاي جمعه و شنبه ١٩ و ٢٠ آبان ماه ٩٦ شهر تاريخي سمرقند شاهد برگذاري همايشي بزرگي بود. اين همايش كه با همكاري مشترك دولت ازبكستان و سازمان ملل متحد برگذار شد عنوان " آسياي مركزي : گذشته اي همسان و آينده مشترك ، همكاري براي توسعه پايدار و رفاه متقابل" را براي خود انتخاب كرده بود. همايش با سخنراني رييس جمهور ازبكستان ، معاون دبيركل سازمان ملل و پيام ويديويي دبيركل ، خانم موگريني مسئول ارشد سياست خارجي اتحاديه اروپا شروع شد و با سخنراني وزاري امور خارجه كشورهاي آسياي مركزي و ديگر از كشورها از جمله دكتر ظريف وزير امورخارجه جمهوري اسلامي ايران ادامه يافت. ظرافت سخنراني ظريف آن بود كه به زبان فارسي صورت گرفت.   ظريف تنها سخنراني بود كه به زباني غير از زبانهاي اعلام شده همايش يعني روسي و انگليسي، سخنراني نمود. براي سمرقنديان و بخاراييان و ديگر فارسي زبانان اين ظرافت ظريف دلچسب بود. در طول دو روز كنفرانس مجموعا ٧٠ سخنراني در جلسات عمومي و تخصصي همايش انجام شد كه در موضوعات مختلف و متعددي بودند و لزوما سخنرانان خود را متعهد نمي ديدند كه در چارچوب برنامه اعلام شده صحبت كنند بلكه هر انچه را خود مي پسنديد، مي گفتند و برخي هم گزارش كار سازمان متبوع خود را ارايه مي دادند. از نظر من اين همايش سه سلسله پيام در هم پيچيده داشت كه مي توان انها را به پيامهاي آشكار ، پيامهاي ضمني و پيامهاي نا گفته تقسيم كرد. الف ) پيامهاي آشكار: پيامهاي آشكار همايش در بيانيه پاياني آن كه در چهار صفحه منتشر شد آمده است . در اين بيانيه نام تمام كشورها و سازمانهاي بين المللي شركت كننده در همايش آورده شده و پس از آن مطلب كلي ارايه شده توسط رييس جمهور ازبكستان ، دبير كل سازمان ملل ، نماينده عالي اتحاديه اروپا و ديگر مقامات رسمي كه در راستاي اهداف همايش سخنراني داشتند آورده شده است.   البته در اين بيانيه مفصل علايق و موضوعات مورد توجه دولت ازبكستان برجستگي خاصي دارد. ضرورت تقويت نقش سازمان ملل در مديريت چالشهاي امنيتي آسياي مركزي ، ضرورت توجه به مديريت منابع آب ، ضرورت مقابله به تهديدات تروريسم ، تقويت ديپلماسي پيشگيرانه و لزوم توجه به برنامه هاي توسعه در كشورهاي آسياي مركزي از نكات مهم اين بيانيه است. ب ) پيامهاي ضمني: اين سلسله از پيامهاي همايش كه به نوعي مهمتر از پيامهاي آشكار آن هستند را مي توان در پنج پيام خلاصه كرد:   1. آسياي مركزي بعد از گذشت ٢٥ سال از استقلال خود و كسب تجارب مختلف در مرحله جديدي از باز تعريف استقلال و همكاريهاي منطقه اي و بين المللي خود قرار گرفته است و كشورهاي آسياي مركزي انتظار دارند دنيا شرايط نوين انها را به رسميت شناخته و رابطه جديدي با اين كشورها تعريف كند.   2. براي بيش از ٣٠٠٠ سال افغانستان بخشي از آسياي مركزي بوده است و سياست تقسيم اسياي مركزي به افغانستان و ماورالنهر كه سياست دوران شوروي بود ديگر جواب نمي دهد. افغانستان را نمي شود به انزوا كشاند بايد راهي براي غلبه بر بحران افغانستان از طريق همكاريهاي منطقه اي جستجو كرد.   3. در بيست و پنج سال گذشته همكاريهاي منطقه اي عملا شكل نگرفته است. ابتكارات همگرايي و همكاريهاي منطقه اي ريشه بيرون منطقه اي داشته است. طرح هاي روسيه ، چين ، امريكا و ديگر كشورها و سازمانها براي منطقه نتوانسته است موجب افزايش همكاريهاي منطقه اي شود. كشورهاي آسياي مركزي در جستجوي نوع مخصوصي از همكاريهاي منطقه اي بين خود هستند.   4. كشورهاي آسياي مركزي تجارب همگرايي در اتحاديه اروپا و آ سه آن را مورد توجه قرار داده اند ولي با هر دو انها فاصله زيادي دارند.   5. "هويت" موضوع اساسي براي كشورهاي آسياي مركزي است و تعريفي كه كشورهاي آسياي مركزي از هويت خود ارائه مي كنند بايد در تمامي طرح هاي همگرايي و همكاريهاي منطقه اي مورد توجه قرار گيرد. ج ) پيامهاي ناگفته: از نظر من پيامهاي ناگفته همايش سمرقند مهمترين بخش از سلسله پيامهاي اين همايش محسوب مي شود كه مي توان اين پيامها را نيز در پنچ پيام مهم ذكر كرد:   1- تداوم و تغيير در ازبكستان : اين همايش در نشان دادن تغييرات ايجاد شده در ازبكستان پس از فوت اسلام كريم اف و به قدرت رسيدن شوكت ميرضيايف همزمان با حفظ اصول كلي كشور و احترام به ميراث فكري اسلام كريم اف موفق بود. سخنراني رييس جمهور ميرضيايف چشم انداز آينده كشور را به تصوير مي كشيد و برنامه هاي اصلاحي دولت ازبكستان را در زمينه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي معرفي مي كرد و همزمان اين برنامه را ساختار شكنانه و بي توجهي به گذشته معرفي نمي كرد.   2- نقش ازبكستان: همايش نقش سازنده اي از ازبكستان در رابطه با كشوهاي آسياي مركزي و ساير همسايگان به تصوير مي كشيد. در اين تصوير ازبكستان كشوري است كه تمايل دارد بدون دخالت در امور ديگر كشورهاي آسياي مركزي همكاريهاي منطقه اي خود را گسترش دهد.   3- هويت و استقلال : از نظر من كشورهاي آسياي مركزي خصوصا ازبكستان بعد از ٢٥ سال استقلال و هويت خود را باز تعريف مي كنند و در اين تعريف جديد از خود عناصر و شاخصه هاي هويت ملي برجسته تر خود را نشان مي دهد. معني ديگر اين سخن آن است كه واگرايي فرهنگي اين كشورها با فرهنگ روسي در حال افزايش است.   4- اين همايش تلاش داشت نشان دهد كه اسلام معتدل ، غير سياسي ، غير افراطي و عرفاني ميراث تاريخي ازبكستان است. بخارا مركز بزرگ ديني شرق بوده است. اروپا مي تواند به اين بخش از هويت تاريخي و ديني ازبكستان توجه كند. امامان جماعت تربيت شده در ازبكستان مي توانند در مساجد اروپايي خدمت رساني خوبي داشته باشند   5- اروپا به طرح چين در خصوص " يك جاده ، يك كمربند " حساس شده و آن را طرحي مي داند كه اينده منطقه را تغيير خواهد داد ولي هنوز ابعاد اين تغيير را نمي داند. استراتژي جديد اروپا در آسياي مركزي كه اخيرا به تصويب رسيده است به نوعي بر اين موضوع متمركز خواهد شد. سخنراني اينجانب درباره" نقش كشورهاي همسايه افغانستان در صلح و ثبات اين كشور " بود كه در اين سخنراني با تشريح اين موضوع كه سه مولفه ثبات ، امنيت و توسعه عناصر اصلي حل بحران افغانستان از چهل سال گذشته تا كنون محسوب مي شود و بايد به اين سه مولفه هم زمان توجه شود بر اين نكته تاكيد داشتم كه ثبات افغانستان موضوعي داخلي است ، امنيت موضوعي منطقه اي است كه بايد با همكاري همه همسايگان افغانستان بدست آيد و توسعه افغانستان در گرو همكاريهاي بين المللي است.   منبع: خبرآنلاین   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 06:49:50 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند اتحادیه اروپا به دنبال نفوذ در آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3415/اتحادیه-اروپا-دنبال-نفوذ-آسیای-مرکزی یادداشت سردبیر: نشست وزرای امور خارجه کشورهای آسیای مرکزی و اتحادیه اروپا در 10-11 نوامبر سال جاری (2017) در شهر سمرقند ازبکستان برگزار شد. نویسنده این نوشتار بر این باور است که اتحادیه اروپا قصد دارد نفوذ خود را در آسیای میانه گسترش دهد و بر تامین مالی برنامه‌های کمک‌رسانی خود بیفزاید؛ با این حال، میزان اعتبارات اتحادیه اروپا نسبت به مساعدت‌های مالی روسیه به کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست.   اتحادیه اروپا، آسیای مرکزی را کشف کرده است در سال 2003، استراتژی امنیتی اتحادیه اروپا به تصویب رسید، که برای انعقاد توافق نامه بین اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی درنظر گرفته شده بود. اتحادیه اروپا سیاست خود را یک استراتژی مرکزی-آسیایی می نامد، اما هدف از آن برقراری همکاری تنها با جمهوری های پساشوروی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان) است. در سنت روسی، این منطقه معمولا آسیای مرکزی نامیده می شود، چرا که آسیای مرکزی علاوه بر این کشورها، شامل طیف گسترده ای از دیگر کشورها نیز می شود.   اتحادیه اروپا تازه از ده سال پیش این کشورها را به طور جدی مورد توجه قرار داده است. بنابراین، اتحادیه اروپا هنوز به دنبال«سرنخ‌هایی» است که امکان تحکیم موقعیت آن را در منطقه فراهم آورد. در عین حال، اتحادیه اروپا خاطرنشان می کند که در دهه 1990 گفتگو با پنج کشور آسیای میانه را آغاز کرده است. تا سال 2007، کشورهای منطقه اهمیت خود را از نقطه نظر بروکسل ثابت کردند. این امر مستلزم اتخاذ یک راهبرد ویژه و طراحی و تدوین برنامه های مشخصی برای تعامل است. از این زمان سیاست اتحادیه اروپا نسبت به کشورهای آسیای مرکزی به بخش پراهمیتی در سیاست مشترک خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا اتبدیل شده است.   در ژوئن 2007، سند «اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی: راهبردی برای مشارکت جدید» به تصویب رسید. در چارچوب این استراتژی توسعه گفتگوی سیاسی اتحادیه اروپا با کشورهای آسیای مرکزی از طریق جلسات منظم نمایندگان اتحادیه اروپا و وزرای کشورهای منطقه با اتکا بر مسائل حقوق بشر قرار داده شده است. اتحادیه اروپا همچنین توسعه همکاری و تعامل با کشورهای منطقه را در زمینه های زیر اعلام کرده است: آموزش، قانونگذاری، انرژی و حمل و نقل، محیط زیست و منابع آبی، مدیریت مرزی و قاچاق مواد مخدر، تجارت و روابط اقتصادی. این استراتژی انعقاد توافق نامه های بلندمدت چند جانبه و دو جانبه را پیشنهاد کرده است.   برای اجرای وظایف محوله، اتحادیه اروپا اقدامات متعددی را انجام داده است. در قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان، دفاتر خدمات روابط خارجی اروپا سازماندهی شده اند، و در ترکمنستان هم یک نماینده موقت در آن منصوب شده است. علاوه بر این، کمیسیون اتحادیه اروپا در آلماتی، دفتر نمایندگی خود را برای اجرای «سیاست حمایت بشردوستانه و حمایت مدنی» افتتاح کرده است.   در اسنادی که برای تایید استراتژی اعلام شده به تصویب رسیده اند، اتحادیه اروپا گزارش می دهد که هدف اصلی آن تقویت ثبات این دولت ها و منطقه به طور کلی است. دولت های آسیای مرکزی اتحادیه اروپا را به عنوان کشورهای متصل به اروپا و آسیا در نظر می گیرند. از این رو، اتحادیه اروپا، ضمن گسترش حضور در منطقه، طبق برداشت خود، موقعیت خود را در منطقه به عنوان یک بازیگر بین المللی موثر بر سیاست جهانی مستحکم می کند.   نقاط ورود اتحادیه اروپا در منطقه: تهدیدها، حقوق بشر و انرژی در سال‌های 2012 و 2015، اتحادیه اروپا صحت دوره انتخاب شده را که در استراتژی تعیین شده است بیان کرد. در سال های 2015 و 2017، این استراتژی تنظیم و تکمیل شد و در آن به ویژه، تعامل در زمینه امنیت و انرژی با جدیت مورد تأکید قرار گرفت. در ژوئن سال 2017 روند انطباق این استراتژی با راهبرد جهانی اتحادیه اروپا آغاز شد که این روند باید تا پایان سال 2019 تکمیل گردد. استراتژی اعلامی با تصویب بودجه چندساله برای حمایت از منطقه در دوره سال های 2020-2027 هماهنگ خواهد شد.   تا به امروز، اتحادیه اروپا برنامه های متعددی را در آسیای مرکزی اجرا کرده است که اتحادیه هم از آنها حمایت مالی به عمل می آورد. بروکسل مهمترین این برنامه‌ها را برنامه مدیریت مرزی، برنامه مبارزه با مواد مخدر، برنامه مرکزی–آسیایی اقدام علیه مواد مخدر و برنامه اقدامات اتحادیه اروپا علیه مواد مخدر و جرایم سازمان یافته بر می‌شمارد.   علاوه بر این، در اتحادیه اروپا اهمیت گفتگوی دائمی با کشورهای آسیای مرکزی در مورد امنیت در سطح بالایی است. بنابراین، 8 ژوئن سال 2017 برای بحث در مورد مسائل مربوط به فعالیت ضدتروریسم، مبارزه با افراط‌گرایی و قاچاق مواد مخدر به دعوت دولت قرقیزستان، چهارمین دیدار اتحادیه اروپا با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان در بیشکک برگزار شد. به عنوان مهمانان ویژه، نمایندگان افغانستان به این رویداد دعوت شدند. این گفتگو به طور منظم از سال 2013 برگزار می شود. جلسه بعدی در سال 2018 در بروکسل برگزار خواهد شد.   اتحادیه اروپا نیز پشتیبانی و تجربه خود را در مبارزه با مهاجرت غیر قانونی و تدوین استانداردهای سیاست مهاجرتی ارائه می‌دهد و آماده ارائه پشتیبانی در مبارزه با فساد و مبارزه با تروریسم بین‌المللی است که برای این مورد دفتر نمایندگی ویژه اتحادیه اروپا در شهر دوشنبه هم تأسیس شده است. همچنین اتحادیه اروپا برای جلوگیری از مناقشات منطقه، ابزار ثبات و صلح را پیشنهاد کرده که مسائل بی‌ثباتی سیاسی را مورد مطالعه قرار می‌دهد.   اتحادیه اروپا به طور خاص بر اهمیت گفتگو با کشورهای آسیای مرکزی در رابطه با حقوق بشر تاکید می‌کند و آن را بخشی از «ماموریت خود در زمینه‌ی اروپایی‌سازی منطقه» می‌داند. قبل از همه، صحبت از برنامه هایی است که با هدف اصلاح سیستم های قانونی و قضایی در کشورهای آسیای مرکزی بر اساس مدل اتحادیه اروپا طراحی شده‌اند. برنامه های «جامعه مدنی و مقامات محلی»، «ابتکار اروپایی برای دموکراسی و حقوق بشر» از دیگر ابزار اتحادیه اروپا در این زمینه می‌باشند.   وابستگی اتحادیه اروپا به منابع انرژی، موجب تمایل آن به افزایش عرضه منابع شده است. کشورهای آسیای مرکزی اتحادیه اروپا را به عنوان شرکای انرژی خود در نظر می گیرند. در آینده قابل پیش بینی، چشم‌انداز عرضه حامل های انرژی از آسیای مرکزی به اروپا همچنان بسیار مبهم است. با این وجود، بروکسل در حال تلاش برای توسعه بخش معدن و انرژی در منطقه است. اتحادیه اروپا از توسعه میدان های نفت و گاز جدید و ساخت نیروگاه های برق آبی، خطوط لوله اضافی و تشکیل مسیرهای جدید و شبکه های حمل و نقل حمایت می کند. علاوه بر این، بروکسل برنامه خود را تحت عنوان «ابزار همکاری در زمینه امنیت هسته ای» به کشورهای منطقه ارائه داد.   طبیعتا، اتحادیه اروپا بیشتر از همه نگران امکان انتقال انرژی از آسیای مرکزی به بازار داخلی خود است. بدین منظور، اتحادیۀ اروپا از ادغام کشورهای آسیای مرکزی در یک بازار واحد و همچنین مشارکت عمومی-خصوصی و اصلاحات مالی و در درجه اول از خصوصی سازی بخش بانکی حمایت می کند، ضمن آنکه حمایت مالی خصوصی سازی بخش بانکی را نیز تأمین می کند.  همچنین اتحادیه اروپا اصرار دارد که کشورها سیاست انرژی اتحادیه اروپا را مورد توجه قرار دهند. بروکسل همچنین سیستم و اصول کلی از اولویت ها را به منظور حمایت از خروج کالا از کشورهای آسیای مرکزی به بازار اتحادیه اروپا پذیرفت. بروکسل حمایت خود را از کریدور انرژی جدید دریای خزر-دریای سیاه اعلام می کند. از نظر اتحادیه اروپا، آسیای مرکزی همچنین به عنوان کریدوری آسیای شرقی و جنوبی به اروپا در نظرگرفته می شود.   مساعدت‌های اروپا و روسیه به آسیای مرکزی اتحادیه اروپا برای اجرای اهداف خود در منطقه، طرح ابتکاری باکو و همچنین تعامل با شورای اروپا، ناتو، سازمان امنیت و همکاری اروپا، موسسات مالی بین المللی و سازمان های مختلف منطقه ای را مورد توجه قرار می‌دهد. علاوه بر این، اتحادیه اروپا آمادگی خود را برای گفتگوی سازنده با سازمان همکاری شانگهای، با مراکز مختلف منطقه‌ای در حوزه امنیت و مبارزه با مواد مخدر اعلام می‌کند. جالب است که اتحادیه اروپا صرفا از چین به عنوان کشور شریک در این منطقه نام برده است.   اتحادیه اروپا بر اساس طیف گسترده‌ای از برنامه‌های متنوع و افزایش بودجه آنها، قصد خود را برای تبدیل‌شدن به «اهدا کننده شماره 1» در آسیای مرکزی اعلام کرده است. بنابراین، اگر اتحادیه اروپا در دوره 2007-2013، 750 میلیون یورو کمک مالی به کشورهای منطقه اختصاص داده، برای سال‌های 2014-2020. حمایت مالی اتحادیه اروپا از کشورهای منطقه به یک میلیارد یورو خواهد رسید. با این حال، این میزان کمک مالی با حجم کمک‌های روسیه قابل مقایسه نیست.   بنابراین، سرمایه یک صندوق روسیه‌ای- قرقیزستانی به میزان یک میلیارد دلار افزایش یافته است. به طور کلی، طبق اخبار و اطلاعات سرگی لاورف وزیر امور خارجه روسیه، طی 10 سال گذشته کمک های روسیه به آسیای مرکزی بیش از 6 میلیارد دلار افزایش یافته است. حدود 150 هزار دانشجو از آسیای مرکزی در موسسات آموزش عالی روسیه مشغول به تحصیل هستند که 46 هزار نفر از آنها با هزینه بودجه فدرال تحصیل می کنند. البته در این میزان، نه لیست بخشی از بدهی های آسیای مرکزی به روسیه قرار دارد و نه از اهمیت مهاجرت نیروی کار به روسیه صحبتی شده است.   شورای اتحادیه اروپا با وجود میزان نسبتا کم کمک های واقعی در سال 2017، به این نتیجه رسید که اتحادیه اروپا موفق شدهمکاری موثری با کشورهای منطقه در زمینه حقوق بشر، آموزش، و امنیت برقرار نماید.   در این مورد، اتحادیه اروپا کشورهای آسیای مرکزی را بیشتر به عنوان دریافت‌کننده کمک‌های انسان‌دوستانه و مالی خود تصور می‌کند، در عوض آنها نه تنها باید منافع اتحادیه اروپا را مورد توجه قرار دهند، بلکه باید آنها را به طور کامل محقق نمایند. با این وجود، بدون همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، این اهداف غیرقابل دستیابی باقی خواهند ماند.   اتحادیه اروپا هنوز در این منطقه تازه کار است و با ارائه برنامه‌ها و کمک‌های مالی خود در واقع زمینه را سنجیده و  نقاط نفوذی که می‌تواند بعدها از آنها استفاده کند شناسایی می‌کند.   اگر به برنامه‌ها و گزارش‌های رسمی نگاه کنید، واضح است که اتحادیه اروپا بیشتر به گسترش اخبار در مورد خود و ایجاد تصویری از یک «شریک معتبر» تمایل دارد تا حل و فصل واقعی مشکلات امنیتی منطقه. همچنین با توجه به این که کمک های روسیه برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی، حتی در سال‌های اخیر، بسیار بیشتر از اروپا بوده، بی‌اعتنایی نسبت به حضور روسیه در این منطقه موجب شگفتی است.     نویسنده: ناتالیا یریمینا، دانشیار رشته علوم سیاسی در دانشگاه دولتی سن پترزبورگ روسیه   منبع: اوراسیا اکسپرت   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران       «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»       ]]> سیاست خارجی Tue, 14 Nov 2017 10:16:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3415/اتحادیه-اروپا-دنبال-نفوذ-آسیای-مرکزی چهار دلیل اهمیت سفر وزیر خارجه ایران به تاجیکستان و ازبکستان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3410/چهار-دلیل-اهمیت-سفر-وزیر-خارجه-ایران-تاجیکستان-ازبکستان سفر اخیر محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران به تاجیکستان و ازبکستان (17 و 18 آبان 1396)، دیدارهای دوجانبه وی با مقامات ارشد این دو کشور و حضور وی در کنفرانس بین‌المللی «امنیت و توسعه پایدار در آسیای مرکزی» در سمرقند، طی روزهای گذشته بسیار مورد توجه ناظران قرار گرفته و درباره آن گفته و نوشته شده است. شاید مهمترین دلیل توجه به این سفر، انجام آن در شرایطی است که روابط تهران با دوشنبه در یکی از تیره‌ترین دوره‌های خود از زمان فروپاشی شوروی به سر می‌برد و روابط با ازبکستان نیز به زعم اغلب تحلیلگران، تاکنون هیچ‌گاه در سطح مطلوب قرار نداشته است. بر این اساس، سفر وزیر خارجه ایران به این دو کشور آسیای مرکزی، پیش از هر چیز به عنوان تلاشی از سوی ایران برای احیای پیوندهای خود با این منطقه مورد ارزیابی قرار گرفت.   با این وجود، برخی دیدگاه‌های نقادانه‌تر نسبت به موضوع، این مسئله را مورد اشاره قرار داده‌اند که انجام این سفر در شرایطی که به ویژه در مورد تاجیکستان، نشانه مثبتی از تمایل طرف مقابل به احیا و توسعه روابط به چشم نخورده، نمی‌تواند اقدامی قابل توجیه باشد. در این میان، انتشار اخباری در این زمینه که دولت تاجیکستان همزمان با حضور ظریف، بار دیگر اقدام به پخش تلویزیونی یک مستند ضد ایرانی کرده، بر دامنه انتقادات افزود؛ به گونه‌ای که ضمن محوریت یافتن موضوع تاجیکستان، کلیت سفر و به ویژه حضور دکتر ظریف در کنفرانس سمرقند، تحت‌الشعاع قرار گرفته و کمتر درباره آن بحثی صورت گرفت. در این نوشتار، سعی بر آن است تا ضمن بررسی سفر دکتر ظریف از منظری کلی‌تر، جنبه‌های اهمیت آن در چارچوب سیاست خارجی و منافع جمهوری اسلامی ایران مورد اشاره قرار گیرد:   نخست: روابط دوجانبه همان‌گونه که اشاره شد، دو مقصد ظریف در سفر اخیر، با توجه به سطح روابط ایران با تاجیکستان و ازبکستان، به خودی خود موضوعی بحث‌برانگیز و قابل توجه است. یک جنبه اهمیت موضوع، آن است که ماهیت روابط ایران با هر یک از این دو کشور همواره به گونه‌ای محسوس به روابطش با دیگری مرتبط بوده است. به عبارت دیگر، یکی از دلایل اصلی پایین بودن سطح روابط ایران و ازبکستان طی تمامی سال‌های پس از فروپاشی شوروی، حساسیت تاشکند نسبت به روابط تهران- دوشنبه بوده است. این عامل، در کنار طیفی دیگر از عوامل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، همواره مانع رسیدن تعاملات ایران و ازبکستان به سطح مطلوب شده است. با این حال، از سال 2015 به بعد، روابط تهران- دوشنبه نیز بر سر برخی اختلافات، به ویژه موضوع ارتباطات جمهوری اسلامی ایران با حزب نهضت اسلامی تاجیکستان – که دولت این کشور مدعی غیرقانونی و تروریستی بودن آن است – تیره شد.   در این فضا، انتخاب همزمان تاجیکستان و ازبکستان به عنوان مقاصد سفر وزیر خارجه ایران، می‌تواند دربردارنده پیامی مهم برای رهبران هر دو کشور باشد؛ بدین معنا که از یک سو، دامنه تلاش ایران برای توسعه پیوندهای دوستانه در آسیای مرکزی، تنها به یک کشور محدود نیست و از سوی دیگر، ایران روابط با هیچ طرفی را در منطقه فدای روابط با دیگری نخواهد کرد. در این چارچوب، سفر ظریف به سمرقند و حضور وی در عالی‌ترین کنفرانس بین‌المللی برگزار شده در ازبکستان از زمان روی کار آمدن شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور جدید این کشور، به رهبران ازبکستان این پیام را مخابره خواهد کرد که ایران هم در چارچوب دوجانبه و هم چندجانبه، آماده توسعه تعاملات با این کشور است.   همزمان، رهبران تاجیکستان نیز در عین دریافت پیام مستقیم حسن نیت ایران – با سفر عالی‌ترین دیپلمات کشور – این پیام غیرمستقیم را دریافت خواهند کرد که در صورت اصرار بر مواضع ضد ایرانی، تهران گزینه‌های متنوعی برای بازی در آسیای مرکزی در اختیار دارد که یکی از آن‌ها، توسعه روابط با ازبکستان به عنوان دولتی است که تاجیک‌ها همواره بیشترین چالش را در منطقه با آن داشته و دارند. بر این اساس، موازنه‌سازی دوجانبه در روابط ایران با ازبکستان و تاجیکستان، یکی از جنبه‌های اهمیت سفر ظریف به شمار می‌رود.   دوم: موازنه‌سازی فعال در مقابل رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آسیای مرکزی به عنوان منطقه‌ای واقع در مجاورت جغرافیایی بلافصل ایران، همواره به عنوان یکی از عرصه‌های مناسب برای «مهار» جمهوری اسلامی ایران مورد توجه رقبا قرار گرفته است. رژیم اسرائیل از همان سال‌های نخست استقلال کشورهای آسیای مرکزی، تلاش‌های خود را برای نفوذ در منطقه آغاز کرد و اخیراً نیز یک رقیب دیگر ایران، یعنی عربستان سعودی، تلاش‌های آشکار و علنی خود را برای محدود کردن فضای بازیگری ایران در آسیای مرکزی کلید زده است. مورد تاجیکستان، خود عینی‌ترین نمونه از تأثیرات اقدامات عربستان بوده؛ زیرا به عقیده اغلب ناظران، این کمک‌های مالی سعودی‌ها بوده که تاجیکستان را به موضع‌گیری علیه ایران در این سطح بی‌سابقه واداشته است.   در این شرایط، واگذار کردن عرصه به رقبا با این توجیه که با توجه به جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، تهران می‌بایست منتظر برداشته شدن گام نخست از سوی دوشنبه باشد، به هیچ‌وجه در چارچوب منافع ملی کشور نیست. بر این اساس، نه تنها سفر ظریف به دوشنبه، بلکه حضور ایران در سطح وزیر خارجه در کنفرانس سمرقند، بیانگر جدی بودن ایران در توسعه تعاملات خود با منطقه آسیای مرکزی و همچنین، موکد این حقیقت است که ایران، روابط دیپلماتیک در چارچوب رسمی و مبتنی بر منافع متقابل را در صدر دستور کار تعاملات خود با این منطقه قرار داده است. این امر، ضمن کاستن از دامنه بدبینی‌ها به سیاست‌های ایران در منطقه، سبب خواهد شد دست ایران برای بازیگری فعال در منطقه بازتر شده و عرصه به رقبا واگذار نشود.   سوم: قرار گرفتن ایران در چارچوب ابتکارات چندجانبه در آسیای مرکزی به جز ظریف، فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دیگر مهمان عالی‌رتبه خارجی حاضر در کنفرانس سمرقند بود که حضور وی فی‌نفسه، در کنار مواضع بیان شده از سوی وی در جریان کنفرانس، می‌تواند به عنوان آغاز دور جدیدی از توجه اتحادیه اروپا به آسیای مرکزی تعبیر شود. موگرینی در جریان سخنرانی خود در کنفرانس سمرقند، ضمن اشاره به موقعیت جغرافیایی آسیای مرکزی به عنوان «راهی مهم میان اروپا و خاور دور»، از مشارکت و همکاری اقتصادی اتحادیه اروپا با کشورهای منطقه و همچنین همکاری در جهت مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم در منطقه حمایت کرد.   باید توجه داشت که در فضای پسابرجام، از یک سو زمینه توسعه تعاملات اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اروپایی فراهم شده و از سوی دیگر، به تبع فروکش کردن جو منفی بین‌المللی علیه ایران، دیگر کشورهای جهان، از جمله در آسیای مرکزی نیز ملاحظات بسیار کمتری جهت ارتباط با ایران دارند. در این فضا، با توجه به اینکه دستکم در دو حوزه همگرایی اقتصادی و نیز مشارکت برای تضمین امنیت منطقه‌ای، منافع ایران با اتحادیه اروپا هم‌راستاست، حمایت ایران از توسعه ابتکارات همگرایانه در این منطقه و نیز مشارکت جدی در این ابتکارات، می‌تواند تأمین‌کننده جنبه‌های مهمی از منافع ملی ایران در آسیای مرکزی باشد. به عبارت دیگر، در صورتی که قالب شکل‌گرفته در کنفرانس سمرقند، متشکل از وزرای خارجه کشورهای آسیای مرکزی و ایران و عالی‌ترین دیپلمات اروپایی، در عرصه عمل نیز به شکل‌گیری نوعی از همکاری چندجانبه منجر شود، می‌تواند برای ایران منفعت به همراه داشته باشد.   چهارم: تحقق سیاست خارجی متوازن در پیوند با بحث قبلی، هرچند که حصول توافق هسته‌ای، پس از سال‌ها امکان توسعه تعاملات با کشورهای اروپایی را در اختیار ایران قرار داده، اما همزمان، پتانسیل ایران را برای برقراری ارتباطات موثر با دیگر مناطق و کشورها نیز آزاد کرده که این پتانسیل به هیچ وجه نمی‌بایست مغفول واقع شود. به عبارت دیگر، منطقی‌ترین سیاست در شرایط کنونی، توسعه همزمان به توسعه پیوندها با شرق و غرب و نیز اهتمام به گسترش روابط ایران با حوزه‌هایی است که به رغم وجود زمینه‌های مساعد، تاکنون شاهد شکوفایی جنبه‌های بالقوه روابط با ایران نبوده است. اهمیت این امر به ویژه از آن جهت است که در صورت تحقق این رویکرد، سطح آسیب‌پذیری استراتژیک ایران در مقابل هرگونه صف‌آرایی احتمالی مجدد کشورهای غربی، به شکل وضع تحریم‌ها و یا دیگر اشکال تقابل، کاهش پیدا کرده و ایران خواهد توانست با شکل دادن به شبکه‌های متنوع اما به هم‌پیوسته‌ای از وابستگی‌های متقابل دوجانبه و منطقه‌ای، هزینه کنار گذاشتنش از عرصه بین‌المللی را برای دیگران افزایش دهد.   اگر با دیدی کل‌نگر، این موضوع را مورد توجه قرار دهیم که ایران هم‌اکنون به طور همزمان توسعه محور تهران- باکو- مسکو، تعامل با اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای و اینک ابتکارات چندجانبه منطقه‌ای در آسیای مرکزی را در کنار توسعه تعاملات با اروپا مورد توجه قرار می‌دهد، اهمیت و ضرورت حضور وزیر خارجه کشورمان در اجلاس سمرقند و به طور کلی، توجه ویژه به آسیای مرکزی به عنوان یک عرصه مهم بازیگری برای ایران، روشن‌تر خواهد شد.       نویسنده: دکتر حمیدرضا عزیزی، استادیار دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای علمی ایراس   ]]> دکتر حمیدرضا عزیزی سیاست خارجی Sat, 11 Nov 2017 08:02:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3410/چهار-دلیل-اهمیت-سفر-وزیر-خارجه-ایران-تاجیکستان-ازبکستان بسترهای نوین گسترش روابط ایران و ازبکستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3406/بسترهای-نوین-گسترش-روابط-ایران-ازبکستان روابط گذشته ایران در سال 1370 جمهوری ازبکستان را به رسمیت شناخت. دو طرف در سالهای بعد نخستین نمایندگان سیاسی خود را به تاشکند و تهران فرستادند، ولی روابط در طول دو و نیم دهه چندان پیشرفت خاصی نداشت و حتی رو به کاهش بود. در این بین متغیرهایی چون، نظام سیاسی متفاوت دو کشور، بدبینی به نیات ایران، ترس از فعالیت گروه‌ها و احزاب سیاسی اسلامی، هراس از نفوذ ایران در منطقه و ازبکستان، وجود اقلیت تاجیک و فارس زبان در ازبکستان، روابط خوب ایران با تاجیکستان و مشکلات دامنه‌دار دو همسایه یعنی تاجیکستان و ازبکستان در کنار عوامل ژئوپلیتیکی چون نبود مرز مشترک دو کشور و نقش بازیگران خارجی دیگر موجب عدم توسعه روابط دو کشور شده بود. در این بین نوشتار زیر به بسترها و دلایل توجه به گسترش روابط ایران با ازبکستان پرداخته است.   بسترهای نوین همکاری‌های اقتصادی در راهبرد 5 ساله توسعه سالهای 2017 تا 2021 در ازبکستان نوین نوسازی در بخش مدیریت دولتی، افزایش سیستم قضایی، آزادسازی اقتصادی و انجام اصلاحات در بخش‌های مختلف اجتماعی از دیگر بخش‌های برنامه رشد تاشکند است. در این شرایط افزایش کیفیت محصولات، کاهش  تورم و تلاش برای فاصله گرفتن از اقتصاد تک‌محصولی در دو عرصه کشاورزی و انرژی در دستور کار رهبران نوین ازبکستان باهدف نوسازی و دگرگونی‌های اقتصادی در همه بخش‌ها است. در این میان هرچند ایران و ازبکستان در دو و نیم دهه گذشته همکاری‌هایی اقتصادی باهم داشته‌اند و بیش از 59 اسناد امضاشده و کمیسیون‌های مشترک بین دولتی تشکیل گردیده است. در همین راستا در سال 2015 در شهر تاشکند یازدهمین نشست کمیسیون مشترک ازبکستان و ایران برگزار گردیده و در سال 2014، حجم مبادلات تجاری بین دو طرف 374.9 میلیون دلار بوده و تاکنون با مشارکت سرمایه‌گذاری ایران، بیش از 116 کارخانه در این کشور فعال گردیده است، اما واقعیت آن است که بسترهای همکاری‌های اقتصادی دو کشور بسیار گسترده‌تر است.   در این میان اقتصاد مهم‌ترین دلیل و انگیزه گسترش روابط دو کشور در وضعیت کنونی است. درواقع با توجه به توجه ازبکستان به گسترش روابط و مبادلات دو کشور بویژه در حوزه بازرگانی از یک‌سو می‌توان بخش راه‌آهن و ترانزیت را با توجه به نیاز و محصور در خشکی بودن ازبکستان گسترش بسیار داد و با رویکردهایی چون راه‌اندازی قطار مسافرتی ایران- ازبکستان، افزایش تعداد کشورهای قرارداد عشق‌آباد و بنیان دالان ازبکستان- ترکمنستان- ایران–عُمان، افزایش روابط حمل‌ونقلی با ایران، تلاش و کوشش دوسویه در بهره‌برداری از پروژه خط آهن سراسری افغانستان به نفع هر سه کشور (ایران، ازبکستان و افغانستان) همکاری ها را توسعه داد. در بعد دیگری با در نظر داشت علاقه‌مندی ازبکستان به خریداری نفت از ایران و تولید کم نفت ازبکستان صادرات نفت ایران به ازبکستان صادرات نفت به این کشور از راه خشکی و راه‌آهن در کنار توجه به همکاری‌های گازی (ازبکستان یازدهمین تولیدکننده گاز دنیاست.) را مدنظر قرارداد.   در بعد دیگری این نیز باید توجه داشت که با برگزاری کمیسیون مشترک همکاری‌های همه‌جانبه دو کشور، مذاکرات تعرفه ترجیحی، حضور و فعالیت کارآفرینان و سرمایه‌گذاران خصوصی دو کشور در کشور دیگر و جلب‌توجه تاشکند به چابهار به‌عنوان نزدیک‌ترین مسیر دستیابی بازرگانان ازبکستانی به آب‌های آزاد، تقویت ارتباطات بانکی به‌عنوان زیربنای تبادلات اقتصادی می‌توان حجم مبادلات تجاری بین ایران و ازبکستان با سالیانه حدود 420 میلیون دلار کنونی را نخست به سالیانه یک میلیارد دلار و در میان‌مدت گسترش بسیاری بخشید.   امنیت و مقابله با تندروی تهدیدها، چالش‌ها و مشکلات پیش روی ازبکستان بعد از کریم اف در شرایط حضور الگوی لائیسم و سکولاریسم به‌عنوان نوع نظام سیاسی در شرایطی است که خلأ دینی و اعتقادی موجود در جامعه برجای‌مانده از دوران حاکمیت کمونیسم در مقابل وجود گروه های رادیکال در فرغانه (کانون گسترش تفکرات و جریانات سلفی تکفیری شامل یک استان ازبکستان) و دیگر مناطق قرارگرفته و حضور و رشد گروه‌های افراطی و تکفیری در ازبکستان جدی‌تر از سایر کشورهای آسیای مرکزی است. در این شرایط اگر درگذشته هراس ناشی از سرایت انقلاب اسلامی ایران به ازبکستان، درنتیجه اغراق مدنظر رهبران ازبک بود، اینک اسلامگرایی از نوع بنیادگرا به‌عنوان مهم‌ترین تهدید جدی علیه حاکمیت و امنیت مطرح گردیده و جدا از جنبش اسلامی ازبکستان یا جنبش اسلامی ترکستان باهدف سرنگونی دولت ازبکستان و برپایی دولتی اسلامی، اتحادیه جهاد اسلامی و متحدان و پیروان داعش نیز به‌شدت تحت نظر می باشند.   در این میان باید گفت طبق برخی برآوردها خطر بازگشت حدود هزار نفر از جنگجویان ازبک حاضر در عراق و سوریه از راه، افغانستان و گشایش جبهه نوی به نام آسیای مرکزی برای داعش، با توجه به مرز ازبکستان با افغانستان در کنار خطر قدرت گیری داعش در افغانستان و مرز با کشورهای منطقه با توجه به موقعیت مهم ژئوپولتیک افغانستان و شمال افغانستان (به‌عنوان پایگاه برای گسترش حضور در آسیای مرکزی) اکنون مدنظر رهبران تاشکند است. دراین‌بین با در نظرداشت مسئله تروریسم و افراط‌گرایی به عنوان دغدغه مشترک تهران و تاشکند و هراس تاشکند از خطر نفوذ و بهره‌گیری بازیگران غیر منطقه‌ای از گروههای تروریستی در آسیای مرکزی و تجهیز آن‌ها، این امر می‌تواند بستری مناسب برای توجه به همکاری‌های مناسب در عرصه امنیت آفرینی به نفع امنیت ازبکستان باشد.   روابط فرهنگی و علمی هرچند ازبکستان، شمار باشندگان تاجیک این کشور را پیرامون پنج درصد کل جمعیت اعلام کرده است، اما این نخبگان تاجیک ۷۰ درصد سمرقند، ۹۰ درصد مردم بخارا و بخش‌هایی چون شمال شرقی تاشکند، بخشهایی از درّهٔ فَرغانه، استان‌هایی چون سرخاندریا و کشکهدریا و... با جمعیت ۶ تا ۷ میلیون یا ۲۵ تا ۳۰ درصد کشور اشاره می‌کنند. دراین‌بین هرچند ازبکستان درگذشته به ملیگرایی تاجیکی همانند خطری با بنیادگرایی اسلامی مینگریست و با انکار هویت تاجیکی در ازبکستان، در مقابل تمایل تاجیک‌های ازبکستان و گرایش به همسایگان فارسی‌زبانشان در تاجیکستان، افغانستان و ایران نگاه می‌کرد. در همین راستا همین امر موجب شده بود تاشکند همواره به خطر حضور ایران و نقش آن در احیای ناسیونالیسم تاجیکی را مدنظر قرار دهد، اما بی‌گمان با گسترش روابط دوشنبه و تاشکند و گذار از روابط بد دوران کریم اف نگاه تاشکند به حضور فرهنگی ایران نیز با دوران کریم اف تغییر کرده است. در این حال باید توجه داشت که با در نظر داشت تلاش «ازبکستان» برای احیای صنعت گردشگری می‌توان با بنیان کنسولگری در سمرقند یا بخارا، کمک به آسان‌سازی تاشکند در صدور گذرنامه سفر به ازبکستان و بالعکس، گسترش و توسعه انجمن دوستی ایران و ازبکستان و... در جهت افزایش همکاری‌های فرهنگی دو کشور گام برداشت. علاوه بر این نیز در حوزه عملی با توجه به نیاز دو کشور می‌توان در حوزه‌های مختلف نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، سلول‌های بنیادی، توسعه روابط علمی و فناوری کمیسیون، توسعه همکاری‌های دانشگاهی و تربیت نیروی مهندس و متخصص از ایران به همکاری‌های علمی دو کشور کمک کرد.   تغییر سیاست خارجی تاشکند هرچند پس از استقلال ازبکستان از شوروی تاشکند کوشیده است تا با توجه به توانایی‌ها و موانع داخلی و منطقه‌ای سیاست خارجی خود را تنظیم و با خصوصیتی کاملاً عمل‌گرایانه ازبکستان در فضای اختلافات بین روسیه و آمریکا در جهت تأمین منافع خود حرکت کند و با در نظر گرفتن عواملی همچون موقعیت منطقه‌ای خود و نیازهای اقتصادی و سیاسی خود، بازی پیچیده‌ای را آغاز در رقابت با قزاقستان برای به دست گرفتن زمام رهبری منطقه باشد. اما در وضعیت نوین و پسا کریم اف دولت نوین ازبکستان با تدوین برنامه و راهبرد توسعه این کشور برای سالهای 2017 تا 2021 سیاست خارجی را در اولویت برنامه توسعه ازبکستان قرارداده است.   در این راستا تاشکند درصدد استفاده از همه ظرفیت‌ها رأی افزایش جایگاه ازبکستان در عرصه معادلات سیاسی برآمده و با بازتعریف سیاست خارجی ازبکستان سیاست خارجی نوین و مستقل ازبکستان را بافاصله گرفتن از رفتار پاندولی پیشین نقش‌آفرینی مؤثرتری در منطقه و ارتباط‌گیری با بسیاری از کشورهای منطقه را مد نظر قرار داده است. در همین راستا در یک سال گذشته جدا از نشست معاونین وزرای خارجه ایران و ازبکستان در تاشکند که پس از هفت سال وقفه، «شوکت میر ضیایف»، رئیس‌جمهوری ازبکستان در حاشیه نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در قزاقستان با دکتر روحانی خواستار گسترش مناسبات همه‌جانبه با ایران شده است.   آنچه مشخص است روابط دو کشور به‌رغم عضویت ایران و ازبکستان در سازمان همکاری اقتصادی اکو و حضور ایران به‌عنوان عضو ناظر در سازمان شانگهای می‌تواند از رشد مناسبی برخوردار شود.   با نظر به متغیرهایی چون حمایت تاشکند از عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای برخلاف برخی دوره‌ها، دعوت از دکتر روحانی برای سفر رسمی به ازبکستان، اعلام آمادگی برای بسط روابط دوجانبه در حوزه‌های موردعلاقه دو سو، جایگاه و موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک کشور ازبکستان در منطقه (در میان کشورهای هم‌سود، ازنظر پهناوری پنجم و ازلحاظ جمعیت سوم است) جمعیت 30 میلیونی، مساحتی نیم میلیون کیلومترمربعی، توان تأثیر و حل‌وفصل مسائل کلیدی منطقه، تلاش تاشکند برای رسیدن به هژمونی منطقه‌ای، نیروی نظامی قدرتمند و برتر در آسیای مرکزی، موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و.... ایران باید از بهبود روابط با این کشور مهم آسیای مرکزی استقبال کند. دراین‌بین باید توجه داشت که جدا از رفتار سیاست خارجی ازبکستان در قبال ایران طی دو سال اخیر، تهران باید در رویکرد «نگاه به شرق» به‌عنوان محور سیاست خارجی ایران توجه به اهمیت دیگر بازیگران مهم در آسیای مرکزی را دوباره مدنظر قرار دهد و پیوندها میان تهران و این کشور مهم را تحکیم و تثبیت کند.     منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی      «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»     ]]> سیاست خارجی Fri, 10 Nov 2017 06:18:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3406/بسترهای-نوین-گسترش-روابط-ایران-ازبکستان وزیر خارجه ایران در تاجیکستان؛ یک سفر با چند ابهام http://www.iras.ir/fa/doc/article/3403/وزیر-خارجه-ایران-تاجیکستان-یک-سفر-چند-ابهام پس از یک دوره نسبتا طولانی سردی روابط میان تهران-دوشنبه و کاهش روزافزون روابط دیپلماتیک و سیاسی و به تبع آن تعاملات فرهنگی و اقتصادی، بنابر اعلام خبرگزاری فارس سفر روز چهارشنبه محمد جواد ظریف به تاجیکستان و دیدار با همتای تاجیک خود در کنار ملاقات احتمالی با امامعلی رحمان، در فضای تحلیلی و کارشناسی، ابهاماتی را بوجود آورده است. تاجیکستان که بدنبال برخی موضوعات مالی و سیاسی از سال 2011 پروژه حذف نقش‌آفرینی ایران از این کشور را رقم زد، در سال 2015 به بهانه‌هایی واهی این پروسه را وارد فاز نهایی دستور کار کمیته امنیت ملی کرد. حذف تدریجی حزب نهضت اسلامی و قطع حضور و فعالیت جمهوری اسلامی ایران که بنابر طرح کمیته امنیت ملی تاجیکستان و شخص سیدمومن یتیم اف رئیس این نهاد، برنامه ریزی شده بود، با اتفاقات مدیریت شده‌ای در این سال جنبه عملیاتی بخود گرفت. اتهام به تهران در حمایت از ادعای کودتای ژنرال نظرزاده علیه حکومت در کنار احضار سفیر ایران و تندترین حملات رسانه‌ای و تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران، تنها بخشی از پروسه‌ای بود که حاکمیت دوشنبه علیه ایران به مورد اجرا گذاشت. در کنار این، تعطیلی مراکز فرهنگی و اقتصادی وابسته به جمهوری اسلامی ایران، محدودیت در رفت و آمد اتباع دو کشور، و همچنین نزدیکی به دشمن منطقه‌ای تهران یعنی عربستان همزمان با شدتگیری اختلافات این دو قدرت، بر تنشهای خودخواسته تاجیکستان علیه ایران افزود. این در حالی بود که تهران در سال‌های دور، کمک شایان توجهی به حل و فصل جنگ شهروندی تاجیکستان داشت. ایران در برهه حساس تاریخی تاجیکستان، با جلب رضایت طرف‌های درگیر با دولت، علارغم توفیق نسبی آنان در جنگ، به واقع دولت امامعلی رحمان را از ادامه جنگ خانمان سوز نجات داد. در سال‌های بعدی نیز با کمک‌هایی در حوزه‌های زیرساختی سعی در حمایت اقتصادی از این کشور نیز داشت. این نحوه تعامل، در حوزه سیاسی هم تاجیکستان را در اولویت اول توسعه روابط در منطقه آسیای مرکزی برای ایران قرار داد بگونه­ای که در جریان اختلافات میان تاشکند-دوشنبه برسر مسئله ساخت نیروگاههای برق- آبی، تهران با اعزام تیپی نظامی به مراسم سالگرد استقلال تاجیکستان، حمایت بی سابقه خود را از سیاست­‌های منطقه‌­ای دوشنبه اعلام کرد. اما این حمایت نسبتا همه جانبه، در نتیجه طی سال­های اخیر، روندی معکوس را بدنبال داشته است. تاجاییکه در جدی ترین نحوه تنش آفرینی سیاسی، دوشنبه از تهران خواست حزب نهضت اسلامی بعنوان یکی از طرف‌های صلح در تاجیکستان را بنابر اسنادی که هیچگاه در دادگاه عالی این کشور ارائه عمومی نداد و مستندات آنرا منتشر نکرد، حزبی تروریستی اعلام کرد. در همان زمان نیز، تاجیکستان با عضویت رسمی ایران در سازمان شانگهای (با بازیگری چین و روسیه) مخالفت کرد. از سویی دیگر، همچنان دستگاه تبلیغی و رسانه‌­ای تاجیکستان به حملات خود و اتهام زنی به تهران در حمایت از مخالفان و سعی بر نفوذ مذهبی در این کشور ادامه داد و تا همین اواخر نیز در جریان است. حال در این شرایط کلی از پیش گفته، سفر وزیر خارجه کشورمان با این ابهام و سوال بزرگ مواجه است که چه اصلاح رفتاری در این میان صورت پذیرفته است که مقامات ارشد خارجه دوکشور قرار است با یکدیگر ملاقات کنند؟ کدام یک از طرفین از مواضع خود کوتاه آمده است؟ آیا دستگاه سیاست خارجی ایران همچنان بر مواضع خود در حمایت از جریانات معتدل اسلامی خواهند ماند؟ آیا تاجیکستان بر مواضع و پیش شرط‌های خود همچنان اصرار دارد؟ چه امتیازاتی دوطرف بمنظور برقراری مجدد روابط به یکدیگر خواهند داد؟ در نهایت نیز، آنچه که در مسئله اهداف این سفر انتظار می‌رود، بنابر ایراداتی که در روند رفتاری دو کشور طی چند سال اخیر به مشاهده رسیده است؛ بایستی معطوف به گفت‌وگوی صریح و تاکید بر دیالوگ مستقیم با هدف حل مشکلات فیمابین باشد. این در حالیست که شناسایی خطاهای استراتژیک دو طرف بعنوان عامل جدی فاصله و اختلاف گیری دو کشور از یکدیگر را باید در زمان کنونی بیش از هر زمانی جدی گرفت. از این منظر، لازم است نگاهی ریشه‌ای به مشکلات موجود داشته باشیم، همچنانکه لازم است دولت تاجیکستان با آگاهی، از اقدامات خصمانه علیه اسلام میانه‌رو کاسته و طرف ایرانی نیز بدنبال جبران مافات، اعتماد از دست رفته طرف تاجیکی را احیا کند. در این شرایط، بایستی منتظر ماند و دید که آیا دستگاه سیاست خارجی، همچنان بر تعارفات دیپلماتیک تکیه خواهد زد یا سفر ظریف را می‌توان فصل جدیدی در تعاملات دوجانبه برشمرد. منبع: موسسه مطالعات ایران شرقی   ]]> سیاست خارجی Thu, 09 Nov 2017 09:18:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3403/وزیر-خارجه-ایران-تاجیکستان-یک-سفر-چند-ابهام روابط «راهبردی» تهران-مسکو: آری یا نه! http://www.iras.ir/fa/doc/article/3394/روابط-راهبردی-تهران-مسکو-آری-یا-نه اگر چه سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به ایران، بار دیگر در چارچوب یک نشست چندجانبه انجام شده، با این حال روابط دوجانبه تهران و مسکو و کیفیت آن را برجسته تر ساخته است. روابط ایران و روسیه به دلایل مختلف پس از توافق هسته­ای ایران (برجام) و به دنبال آن همکاری ایران و روسیه در سوریه از اهمیت دو چندان برخوردار شده و در عین حال یکی از موضوعات بحث برانگیز هم در حوزه سیاست خارجی دو کشور و هم در متن سیاست منطقه­ای و بین‌المللی بازیگران دیگر شده است. به ویژه اینکه در حالی که ناظران برجام را زمینه بهبود روابط ایران و غرب و دوری تهران و مسکو ارزیابی می­کردند، اما پس از توافق هسته­ای ایران آنچه بیشتر نمود پیدا کرد عدم تحقق انتظارها در روابط تهران و غرب و جهش در روابط ایران و روسیه بود. روابط ایران و غرب همچنان با موانع پیچیده ای روبروست، اما رهبران ایران و روسیه می­گویند که به افزایش مناسبات دوجانبه و منطقه­ای تا سطح روابط راهبردی امیدوار هستند. برآیند واقعیت امروز منطقه­ای و بین­المللی نیز از تداخل سطوح مختلفی از منافع و ملاحظات امنیتی دو کشور حکایت دارد. بر این اساس نه تنها رهبران دو کشور، بلکه برخی ناظران از روابط ایران و روسیه به عنوان روابط «راهبردی یا استراتژیک» نام می برند.   اما اطلاق عنوان «راهبردی» به روابط تهران و مسکو هم در روسیه، هم در تهران و هم در خارج از دو کشور احساسات متفاوتی را برمی انگیزد. آرمان گرایان ضد آمریکایی در ایران و روسیه از کاربرد عنوان راهبردی برای روابط روسیه و ایران در پوست خود نمی گنجند، اما غربگرایان در هر دو کشور با یاس و ناامیدی سوابق تلخ روابط دو کشور را برجسته می­سازند. تعارض شدید این دو دیدگاه و آثار آنها بر این رابطه، ضرورت تبیین دقیق تر شرایط رابطه ایران و روسیه را بیشتر می کند: اینکه آیا روابط ایران و روسیه راهبردی است ؟ و اگر نه، آیا این رابطه راهی به راهبردی شدن دارد؟ اصلا ضرورت راهبردی دانستن این رابطه در چیست؟ در پاسخ به این پرسش­ها باید به چند نکته توجه نمود: 1) روابط راهبردی در اصل به روابطی گفته می شود که ماهیت سیاسی-اجتماعی-اقتصادی و امنیتی طرف های رابطه، از درجه بالایی از اعتماد و وابستگی برخوردار باشد و نه تنها احتمال خصومت آمیز شدن روابط بسیار ناچیز باشد، بلکه منافع هر یک از طرفین با طرف سوم دیگر نیز نتواند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهد. اما شواهد تاریخی در رابطه ایران و روسیه چیز دیگری را نشان می­دهد. ولادیمیر ساژین کارشناس آکادمی علوم روسیه لیست مختصر دلایلی که از منظر ایرانی مانع اعتماد به روسیه است را چنین بر می شمرد: معاهده گلستان (1813 میلادی) و عهدنامه ترکمن­چای (1828 میلادی)، که پیروزی‌های روسیه بر ایران در دو جنگ را رسمیت بخشیده و چارچوبی حقوقی برای جداسازی و واگذاری سرزمین‌های وسیعی از ایران در منطقه قفقاز جنوبی (امروزه گرجستان، ارمنستان و آذربایجان) را به قلمرو قدرت روسیه فراهم آورد؛ موافقتنامه 1907. میلادی روسیه-انگلستان، که ایران را به دو حوزه نفوذ روس و انگلیس تقسیم ‌کرد؛ اشغال ایران (آنگونه که دیدگاه ایران است) به وسیله قوای شوروی و بریتانیا در سال1941. میلادی؛ حمایت شوروی از حزب کمونیست توده که در دوره های مختلف موجب تنش داخلی شد؛ تلاش‌های شوروی برای جداسازی آذربایجان از ایران (1946 میلادی)؛ حمایت شوروی از تجزیه طلبان کرد در غائله جمهوری مهاباد (1946 میلادی)؛ لشکرکشی شوروی به افغانستان (1979-1989 میلادی)؛ حمایت شوروی از عراق در جریان جنگ تحمیلی بر ایران (1980-1988 میلادی)؛ توافق الگور-چرنومردین (1995 میلادی) که مانع انجام تعهدات نظامی و فنی روسیه به ایران شد؛ تاخیر در ساخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر (1995-2۰۱۱ میلادی)؛  حمایت روسیه از تحریم‌های ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل (2006-2010 میلادی)؛ بدقولی در جریان قرارداد سامانه اس- 300 و دیگر قراردادهای همکاری فنی و نظامی (2010-2015)؛ به این موارد از منظر ایرانی می توان به عدم تمایل روسیه به گسترش روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز حداقل تا چند سال اخیر، توافقات دوجانبه روسیه با سایر همسایگان خزر برای تقسیم ناعادلانه این دریا، تلاش روسیه برای توسعه روابط با کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی و روابط عمیق روسیه و اسرائیل که هر از گاهی مانع انجام تعهدات روسیه به ایران می شود، و... اشاره نمود. تمام این موارد صرف نظر از دلایل روسی برای عدم اعتماد به ایران است. روس­ها نیز دلایل خود را برای بدگمانی به ایران دارند از جمله: وجود گرایش قوی غربگرایانه در بخش وسیعی از جامعه، برنامه­های بلندپروازانه حکومت ایران در خاورمیانه در راستای آنچه غرب از آن به عنوان هلال شیعی یاد می­کند، رقابت اقتصادی به ویژه در زمینه صادرات انرژی و بسیاری موارد دیگر...   2) معمولا بین کشورهایی که روابط راهبردی دارند سندی شامل تعهد جدی دو طرف در برابر منافع همدیگر و اجرای همکاری های راهبردی به ویژه در زمینه تضمین امنیت همدیگر وجود دارد، که چنین سندی بین ایران و روسیه وجود ندارد. نه تنها به تایید اسناد رسمی و اظهارات مقامات روسیه تنها متحد استراتژیک روسیه کشور بلاروس است، بلکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در بندهای مختلف موانع جدی برای راهبردی شدن روابط ایران با کشوری مانند روسیه وجود دارد. از جمله این موارد می توان به نفی سلطه، تاکید بر سیاست مستقل ایران، عدم امکان برای واگذاری پایگاه نظامی به بیگانگان و... اشاره نمود.   3) روابط راهبردی میان دو دسته دولت شکل می گیرد؛ یا دولت هایی که قدرت همتراز دارند و یا دولت هایی که قدرت یکی بر دیگری کاملا فائقه است و زمینه اطاعت پذیری طرف ضعیف تر از طرف قوی تر را فراهم می کند. روسیه و ایران نه قدرت های همتراز هستند و نه قدرت یکی بر دیگری کاملا فائقه است و یا دستکم باید تاکید کرد که ایران حکومتی سلطه پذیر نیست.   4) رابطه ایران و روسیه، به دلیل موقعیت هر دو طرف، دارای سه وجه؛ دوجانبه، منطقه­ای و بین­المللی است، که در هر سه سطح زیر تاثیر شرایطی متحول و دخالت مولفه­های گوناگون قرار دارد که در کل تحت اراده و اختیار مستقیم تهران و مسکو نیستند. در همین حال ترسیم مختصات واقعی دو کشور در منطقه و نظام بین­الملل انگیز­ها، اهداف، موانع، تهدیدها و برنامه­ها نشان می­دهد که همکاری­های دوجانبه و  منطقه­ای ایران و روسیه مستلزم وجود شرایط پیچیده­ای است که لزوما همیشه فراهم نیست. یکی از آن شرایط فایق آمدن بر تاثیر منفی عامل غرب در این رابطه و یا استفاده از غرب به عنوان یک مولفه مثبت در روابط دوجانبه است. به عبارت دیگر غرب یکی از مولفه­های موثر در روابط ایران و روسیه است اما موضوع غرب نیز فی نفسه در رابطه دوجانبه و همچنین رابطه منطقه­ای دو کشور مساله و بحث پیچیده­ای است.   با وجود تمام این نکات، از سوی دیگر نیز عادی دانستن روابط ایران و روسیه نیز ساده انگاری مغرضانه است. مهمترین جنبه که موجب غیرعادی بودن روابط مسکو و تهران است، منافع مشترک جدی دو کشور در مقابله با نفوذ آمریکا در تمام مناطق پیرامون از آسیای مرکزی-قفقاز تا خاورمیانه است. چیزی که موجب شده است از لحاظ تاکتیکی، مواضع ایران و روسیه در سوریه آنچنان وابسته باشند که بر اختلاف راهبردی دو کشور درباره آینده سوریه و خاورمیانه فایق آیند. منافع روسیه در خاورمیانه وجوه گونگونی دارد: بر خلاف تمرکز ایران بر رابطه و همکاری با روسیه، مسکو روابط خود را به گونه‌ای مدیریت می کند که با تمام طرف ها رابطه داشته باشد. به دلایل واقعگرایانه نیز رقابت ذاتی در روابط ایران و روسیه وجود دارد. در موضوع سوریه می توان نمونه آن را مشاهده کرد. روس ها به رغم حمایت از بشار اسد نسبت به حکومت علوی‌ های سوریه بر سنی مذهب ها به دیده مثبت نمی نگرد. در عین حال با وجود توافق با ایران در هدف مقابله با هژمونی آمریکا در منطقه، ملاحظات ایدئولوژیک در روابط خود ندارند و از هر فرصت برای بهبود مناسبات با واشنگتن استقبال می­کنند. عملگرایی روسیه در سیاست خارجی را می توان در تحولات دو سال اخیر در روابط مسکو و آنکارا مشاهده کرد، به گونه­ای که روابط به شدت تخریب شده ترکیه و روسیه به سرعت احیا شد.   براین اساس می­توان گفت با نبود مختصات و ویژگی‌های مشارکت راهبردی در روابط کنونی ایران و روسیه، کاربرد عنوان «راهبردی» برای این رابطه بیشتر برجسته سازی تبلیغاتی است و نه بیان واقعیت. اما این عملگرایی روس­ها باید سرلوحه سیاست خارجی ایران هم در رابطه با سایر بازیگران و هم روسیه باشد. به رغم وجود برخی منافع موازی و متفاوت ایران و روسیه در روابط دوجانبه، منطقه ای و بین المللی، رابطه با روسیه یکی از مهمترین منابع سیاست خارجی ایران در هر سه سطح است. هر چند به نظر نمی­رسد به دلیل شرایط بسیار متحول و دخالت مولفه­های بسیار گوناگون در سطح روابط منطقه ای و بین المللی امکان ترسیم راهبرد برای تحکیم همکاری­ها وجود داشته باشد، اما در سطح دوجانبه، توافق ۲۰۲۰-۲۰۱۶ برای توسعه همکاری تجاری، اقتصادی، صنعتی، علمی و فنی بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه را می توان راهبرد روابط تهران-مسکو دانست. هم به دلایل دوجانبه و هم منطقه­ای و بین­المللی، در کوتاه مدت نیز این رابطه اهمیت راهبردی یکجانبه دارد. اگر به هر دلیل برجام نقض شود، هم شراکت بیشتر روسیه با ایران و هم عامل فشار بیشتر واشنگتن بر مسکو، روس­ها را در طرف ایران قرار خواهد داد و از هزینه قرار گرفتن ایران در مقابل جامعه جهانی خواهد کاست. به رابطه با روسیه، نه تنها در دستگاه سیاست خارجی ایران، بلکه باید در جامعه در میان هر دو طیف آرمانگرا و لیبرال نیز از این منظر عملگرایانه نگاه کرد.   منبع: روزنامه اعتماد   ]]> سیاست خارجی Sat, 04 Nov 2017 17:18:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3394/روابط-راهبردی-تهران-مسکو-آری-یا-نه ده دستاورد دومین نشست سه جانبه رؤسای جمهور ایران، آذربایجان و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3391/ده-دستاورد-دومین-نشست-سه-جانبه-رؤسای-جمهور-ایران-آذربایجان-روسیه پس از برگزاری اولین نشست سه جانبه رییس جمهوری اسلامی ایران، رییس جمهوری آذربایجان و رییس جمهور فدراسیون روسیه که مردادماه 1395 در باکو برگزار شد، تهران برای میزبانی دومین دور این نشست اعلام آمادگی نمود. با رایزنی های انجام شده، در نهایت برای برگزاری نشست دوم در روز 10 آبان 1396 در تهران موافقت شد. این رویداد مهم دستاوردهای متعددی داشت که در این یادداشت به ده مورد از آن ها پرداخته می شود:   اول) توسعه روابط با همسایگان؛ یکی از لوازم موفقیت سیاست خارجی هر کشوری، کاهش تنش و توسعه روابط با همسایگان است. این مهم در دستور کار دولت های یازدهم و دوازدهم نیز قرار داشته است و از همین رو طی سال های اخیر شاهد گسترش هر چه بیش تر روابط با همسایگان شمالی بوده ایم و روابط با فدراسیون روسیه و جمهوری آذربایجان نسبت به گذشته تغییر کیفی داشته است. تعدد دیدارها و گفتگوهای تلفنی در سطح رهبران کشورها در کنار بهبود فضای سیاست خارجی کشورمان موجب شده است که بسیاری از گره ها و موانع گذشته رفع گردد و تسهیلات بیش تری در تعاملات برقرار شود. نشست تهران، فرصت مجددی برای بررسی چگونگی ارتقای مناسبات با دو همسایه شمالی بود.   دوم) تقویت پیوندهای اقتصادی و تسهیل روابط تجاری؛ در بیانیه مشترک رؤسای جمهور در نشست تهران، طرف ها ضمن تأکید بر اهمیت تلاش های مشترک به منظور فعال سازی هر چه بیش تر روابط اقتصادی- تجاری فی مابین، لزوم ایجاد شرایط مطلوب برای توسعه تجارت و سرمایه گذاری متقابل را خاطرنشان کردند. عرصه های صنعت، انرژی، حمل و نقل، کشاورزی، مالی-بانکی و تنظیم امور گمرکی به عنوان زمینه های واجد اولویت همکاری محسوب می شوند. به علاوه، رؤسای جمهور با تأکید بر اهمیت تحکیم روابط بین نمایندگان ساختارهای تجاری، فراهم نمودن شرایط لازم برای فعالیت اتاق های بازرگانی و صنعتی و پیشبرد منافع محافل تجاری را خاطرنشان ساختند. در گفتگوهای دو جانبه نیز چگونگی ارتقای تعاملات اقتصادی به صورت مفصل بحث و بررسی شد و از جمله بر استفاده از پول های ملی در تجارت فی ما بین تأکید شد.   سوم) کریدور شمال – جنوب؛ یکی از مهم ترین دستاوردهای نشست سه جانبه سه کشور، تأکید مجدد بر هدف مدرنیزه کردن زیرساخت های حمل و نقلی و توسعه کریدور حمل و نقل بین المللی شمال - جنوب بوده است. موافقت نامه کریدور شمال – جنوب در شهریورماه 1379 به امضای وزرای حمل و نقل روسیه، ایران و هند رسید و پس از آن شاهد گسترش علاقه مندی به این کریدور از سوی کشورهای ذی نفع بوده ایم. با گذشت سال ها از طرح موضوع، لازم است که برخی اقدامات برای تکمیل زیرساخت های این کریدور و هم چنین فراهم نمودن شرایط تسهیل تجارت در این مسیر تسریع گردد. تهران، باکو و مسکو می توانند در این زمینه نقش کلیدی ایفاد نمایند و اجرای هر چه سریع تر پروژه ساخت خط آهن رشت - آستارا با توجه به اعلام آمادگی جمهوری آذربایجان برای اعطای فاینانس 500 میلیون دلاری اهمیت دارد.   چهارم) تقویت روابط در عرصه انرژی؛ بحث و بررسی پیرامون همکاری های مرتبط با انرژی از دیگر محورهای مذاکره رؤسای جمهور در تهران بود. هر سه کشور دارای ذخایر قابل توجه نفت و گاز هستند و در کارکرد بازارهای منطقه ای و جهانی انرژی نقش مهمی دارند. در نشست تهران، طرف ها از گسترش همکاری ها در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی از جمله اکتشاف و استخراج میادین نفت و گاز، انتقال و سواپ نفت خام و فرآورده های نفتی، و هم چنین همکاری در مجامع بین المللی انرژی حمایت نمودند. با توجه به همراهی مدیران بخش انرژی با رؤسای جمهور روسیه و آذربایجان، از فرصت این سفر برای امضای چندین سند جدید برای گسترش همکاری های نفتی و گازی نیز بهره برداری شد.   پنجم) اتصال شبکه های برق ایران، آذربایجان و روسیه؛ طی سال های گذشته به موضوع هماهنگ سازی شبکه های برق کشورمان با همسایگان شمالی توجه شده است. در بیانیه مشترک نشست تهران، طرف ها به منظور توسعه پایدار منطقه از اجرای پروژه اتصال شبکه های برق سه کشور استقبال کردند و خواستار تسریع در اجرای تفاهمات تجارت انرژی الکتریکی شدند.   ششم) توسعه مناسبات مردمی؛ تسهیل و تعمیق روابط بین مردم سه کشور، می تواند حمایت کننده مناسبات حسنه میان دولت ها نیز باشد. از این رو در گفتگوهای تهران، ضرورت گسترش تعامل در عرصه های فرهنگی، علمی، رسانه ای، آموزشی، ورزشی و امور جوانان، و گردشگری مورد بحث قرار گرفت و اهمیت ارایه تسهیلات بیش تر ویزایی برای اتباع سه کشور تأکید گردید.   هفتم) فرصت مجددی برای کسب حمایت از برجام؛ فدراسیون روسیه به عنوان عضو دایم شورای امنیت و یکی از طرف های مذاکرات برجام، هم چنان که در اجرای برجام و بهره برداری ایران از انرژی صلح آمیز اتمی تاکنون نقش مفید و مؤثری داشته است، برای حفظ این توافق چند جانبه نیز می تواند نقشی مهم ایفا نماید. در گفتگوهای انجام شده و در بیانیه مشترک نشست تهران، سه رییس جمهور بر اهمیت قابل توجه برجام به عنوان الگوی كارآمدي از توافقات چند جانبه مؤثر تأکید کردند و ایفای كامل تعهدات و برخورداری بایسته از تمامی مزيت هاي پیش بینی شده در مفاد برجام، به عنوان شرط اجرای موفقیت آمیز برجام یادآوری گردید.   هشتم) فرصتی برای بررسی مجدد همکاری های منطقه ای؛ در دیدارهای انجام شده، طرف ها ضمن بررسی مهم ترین تحولات جاری در صحنه منطقه ای و بین المللی، ضرورت همکاری بیش تر در چارچوب های سه جانبه و چند جانبه در جهت حل و فصل مسائل مهم منطقه ای و بین المللی را مورد تأکید قرار دادند. به ویژه در دیدارهای رییس جمهور روسیه با رییس جمهور و مقام معظم رهبری نتایج همکاری های دو کشور در سوریه و روند آستانه به صورت مفصل بررسی شد و بر ضرورت بهره گرفتن از تجربیات مفید سال های اخیر در مسایل منطقه ای، برای تحکیم و توسعه روابط تأکید شد.   نهم) توسعه همکاری های خزری؛ سه کشور ساحلی خزر در نشست تهران، برای توسعه همکاری های خزری نیز تفاهم خود را به نمایش گذاشتند. طرف ها با در نظر گرفتن دریای خزر به عنوان دریای صلح، دوستی، امنیت و همکاری، لزوم تقویت روابط در عرصه هایی چون بنادر، دریانوردی، حمل و نقل ترکیبی، گردشگری دریایی، حفاظت از منابع زنده آبی، حفظ محیط زیست، انرژی، بازرگانی، اقتصاد، تحقیقات علمی، آب شناسی، هواشناسی، مدیریت بحران، و پیشگیری از حوادث غیرمترقبه را خاطرنشان کردند.   دهم) توافق برای تداوم برگزاری دیدار سه جانبه رؤسای جمهور؛ در نشست سه جانبه تهران، رییس جمهور فدراسیون روسیه برای میزبانی دور بعدی این نشست اعلام آمادگی نمود و این موضوع مورد قبول و توافق دو رییس جمهور دیگر قرار گرفت. تداوم تعامل در این فرمت سه جانبه، فرصت مناسبی برای بسط همکاری ها در روابط دو جانبه و چندجانبه در ابعاد مختلف خواهد بود.   نویسنده: دکتر حمید زنگنه، عضو شورای علمی ایراس     ]]> دکتر حمید زنگنه سیاست خارجی Fri, 03 Nov 2017 17:52:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3391/ده-دستاورد-دومین-نشست-سه-جانبه-رؤسای-جمهور-ایران-آذربایجان-روسیه محسن پاک آیین: "برگزاری اجلاس سه جانبه در سطح روسای جمهور، به منزله یک نقطه عطف در روابط منطقه ای و دیپلماسی چندجانبه ایران محسوب می شود" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3390/محسن-پاک-آیین-برگزاری-اجلاس-سه-جانبه-سطح-روسای-جمهور-منزله-یک-نقطه-عطف-روابط-منطقه-دیپلماسی-چندجانبه-ایران-محسوب-می-شود دومین اجلاس سه‌جانبه ایران،‌ روسیه و آذربایجان در تهران برگزار گردید. این نشست در سطح رؤسای جمهور بوده و پوتین و علی‌اف به ایران سفر و مهمان آقای روحانی بودند. جمهوری اسلامی ایران همواره بر سیاست رابطه دوستانه و سودمند با همسایگان خود تاکید کرده و با توجه به عدم اجرای مناسب برجام توسط کشورهای غربی، تهران تلاش می‌کند در چارچوب شرایط به دست آمده، برنامه‌های کلان اقتصادی خود را با تاکید بر محور همسایگان تعریف کند. در این راستا، مجموعه ای از نگرانی ها و منافع مشترک باعث شده است سه کشور در کنار هم قرار گرفته و برای حل مسائل پیش روی خود به گفت و گو بنشینند. در نشست تهران چه مسائلی مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت؟ چه راه حل هایی برای منازعات منطقه ای در پیش گرفته شد؟ در این رابطه، خبرآنلاین با محسن پاک‌آیین سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان و عضو شورای علمی ایراس به گفت‌وگو نشسته که مشورح آن از نظر می‌گذرد. این نشست چرا به شکل سه جانبه برگزار می شود؟ در نشست اول در باکو چه مسائلی مورد گفت و گو قرار گرفت؟‌‌ "این نشست سه جانبه در سطح روسای جمهور برای نخستین‌بار هجدهم مردادماه سال گذشته در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شد. البته قبل از آن، نشست سه جانبه فرماندهان مرزی و سپس نشست سه جانبه وزرای امورخارجه ایران، روسیه و آذربایجان در باکو برگزار شده بود.هر سه کشور به دلیل نتایج مفید آن، توافق کردند که نشست سه جانبه در سطح سران، هرسال برگزار گردد. این تحول مهم که نماد توجه ایران به گسترش روابط با همسایگان است، در زمانی برگزار می‌شود که روابط ایران و روسیه در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد و طرفین در مسیر ایجاد مناسبات راهبردی حرکت می کنند. روسیه پس از بحران اوکراین و تحریم‌هایی که آمریکا علیه این کشور به کار گرفت، تقویت حضور خود در منطقه را دستور کار قرار داد و به روابط خود با ایران بطور جدی توجه کرد. مسکو برای مدیریت آثار منفی تحریم‌های غرب از تجربیات ایران استفاده نمود. از سوی دیگر، حضور روسیه در سوریه و همکاری با ایران جهت مبارزه با تروریسم تکفیری، فرصتی برای دو کشور بود تا نقش خود را برای استقرار و تثبیت ثبات و آرامش در منطقه ایفا نمایند. به همین دلیل است که طرفین بر لزوم گسترش روابط پایدار و بلندمدت بین دوکشور تاکید کرد. دکتر روحانی و آقای پوتین تاکنون 9 بار با هم دیدار کرده‌اند و دیدار در تهران، دهمین دیدار دو رییس‌جمهور خواهد بود. همچنین روابط ایران با کشور دوست و برادر، جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر توسعه خوبی داشته و مناسبات تجاری، اقتصادی و سیاسی دو کشور نسبت به گذشته ارتقاء یافته است. این روابط هم ظرفیت تبدیل به نوعی روابط راهبردی را دارد و ما غیر از مناسبات دو جانبه در مسائل مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی هم مشارکت خوبی با یکدیگر داریم. ‌روابط تهران و باکو در دوره آقای روحانی به سطح قابل قبولی ارتقا یافته و دو رئیس جمهور در آستانه دهمین دیدار خود در نشست تهران هستند. در دولت یازدهم بیش از هشتاد سند همکاری امضا شد و حدود پنجاه هیات در سطح وزیر رفت و آمد داشتند و توافقات خوبی بین تهران و باکو صورت پذیرفت.البته شرایط فعلی در منطقه از جمله پیروزی‌های ارتش عراق و سوریه در برابر داعش بر اهمیت نشست سه جانبه تهران افزوده‌است."   در این نشست تلاشی برای ایجاد شکل گرفتن راه حلی برای مناقشه قره باغ انجام خواهد شد؟ "مناقشه قره باغ یک موضوع مهم منطقه ای است که تداوم آن می تواند ثبات و امنیت را در منطقه تحت تاثیر قرار دهد. معمولا این موضع از طرف جمهوری آذربایجان مطرح می شود. بنظر می رسد روس ها تمایل دارند که این مناقشه با یک رویکرد منطقه ای و بصورت مسالمت آمیز حل و فصل شود. بحث قره باغ برای ایران هم مهم است و این نشست می‌تواند با توجه به احتمال افزایش تنش میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان مورد مشورت قرار گیرد. ایران مخالف تغییر مرزهای شناخته شده جغرافیائی است و علاقمند است مناقشه های منطقه ای از جمله قره باغ بصورت مسالمت آمیز و از طریق گفتگو به نتیجه برسد."   در مجموع آینده این نشست و روابط ایران با کشورهای شمالی را چگونه ارزیابی می کنید؟ "در مجموع سیاست خارجی هوشمند ایران مبتنی بر ایجاد رابطه‌ای درازمدت و پایدار با همسایگان از جمله در شمال، پنجره جدیدی از رابطه را در پسابرجام پیش روی ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان گشوده است. امروز همه به این نتیجه رسیده‌اند که باید در کنار یکدیگر ، اقتصاد خود را مقاوم ساخته و با تهدیدات و مشکلات منطقه‌ای مقابله کنند. در سال‌های اخیر و بخصوص در دوره پسابرجام شرایط ایران در منطقه و سطح بین‌المللی تغییرات مثبتی داشته و رویکرد روسیه و آذربایجان نیز در مسائل سیاست خارجی نسبت به چهار سال پیش تغییرات سازنده‌ای داشته است. لذا برگزاری اجلاس سه جانبه در سطح روسای جمهور، به منزله یک نقطه عطف در روابط منطقه ای و دیپلماسی چندجانبه ایران محسوب می شود. تقویت و پیشبرد همکاری ها با جمهوری آذربایجان و نیز تعمیق روابط با فدراسیون روسیه، به منظور ارتقاء توان تعاملات اقتصادی و سیاسی ایران در منطقه اوراسیا بسیار مهم است. طبعا تعاملات سه جانبه ایران ، جمهوری آذربایجان و روسیه با کشورهای منطقه می تواند توجه منطقه و جهان را به خود جلب کند. برای ایران همواره تقویت روابط با روسیه مهم بوده و روابط دو جانبه با آذربایجان نیز از جنبه اقتصادی و تزانزیتی بسیار مهم است. اما در مورد روابط ایران با همسایگان شمالی باید بگویم امروز ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز رابطه دوستانه و مبتنی بر اعتماد دارد و فضای مناسبی برای استفاده از فرصت ها و ظرفیت های منطقه ای فراهم آمده است. باید با استفاده از فرصت در حوزه های انرژی، حمل و نقل، تجارت و گردشگری با قید اولویت، مناسبات با همسایگان شمالی را مستحکم کنیم."   ]]> سیاست خارجی Fri, 03 Nov 2017 15:04:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3390/محسن-پاک-آیین-برگزاری-اجلاس-سه-جانبه-سطح-روسای-جمهور-منزله-یک-نقطه-عطف-روابط-منطقه-دیپلماسی-چندجانبه-ایران-محسوب-می-شود