موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Wed, 22 Nov 2017 21:33:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 21:33:31 GMT 60 آغاز جنگی دیگر در سوریه برای فتح صلح؛ ایران می تواند فاتح باشد!؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3430/آغاز-جنگی-دیگر-سوریه-فتح-صلح-ایران-می-تواند-فاتح-باشد روز سه شنبه بشار اسد رئیس جمهور سوریه در سفری غیرمنتظره و غافلگیرکننده به سوچی روسیه سفر کرد و «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهوری روسیه دیدار و گفت‌وگو کردند. دیداری که بازتاب زیادی در رسانه های جهان داشت و تحلیل ها و تفاسیر زیادی نیز حول محور آن ارائه شد.   روسای جمهوری دو کشور در این نشست مسائل مربوط به حل و فصل سیاسی بحران در سوریه و همچنین روند فراهم سازی مقدمات برگزاری کنگره گفت‌وگوهای ملی سوریه طی چند روز آینده را مورد بررسی قرار دادند.   پوتین با یادآوری اینکه در تاریخ 22 نوامبر قرار است با روسای جمهوری ایران و ترکیه نیز در مورد روند آتی اقدامات برای حل و فصل مناقشه در سوریه گفت‌وگو کند، گفت: «شما می دانید که ما به غیر از این شرکای محدود که با آنها بطور دائم در تماس هستیم، فعالانه با دیگر کشورها، از جمله عراق، آمریکا، مصر، عربستان سعودی و اردن هم در این رابطه کار می کنیم.»   بشار اسد نیز تاکید کرد: دمشق آماده همکاری با همه کشورهایی است که خواهان مشارکت در حل سیاسی بحران سوریه است، اما این همکاری مشروط بر این است که به حاکمیت سوریه و استقلال در تصمیم گیری آن احترام گذاشته شود.   لازم به ذکر است، بشار اسد ظرف تقریبا ۷ سالی که از جنگ داخلی سوریه می‌گذرد، کمتر عازم خارج از کشور شده است. مهم‌ترین سفر خارجی اسد مربوط می‌شود به اکتبر سال ۲۰۱۵. در آن هنگام اسد راهی مسکو شده بود و در جریان این سفر با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه دیدار و گفت‌وگو کرد.   به نظر می رسد سفر غیرمنتظره بشار اسد به سوچی و دیدار با پوتین سرنوشت ساز باشد. حال باید این سوالات پاسخ داد که: چرا چنین سفری می تواند سرنوشت ساز باشد و این سفر حامل چه پیام هایی می تواند باشد؟   این سوالی است که بیش از هر کسی به روسیه مربوط می شود. در واقع، روس ها از بشار اسد خواسته اند به سوچی سفر کند تا در آنجا در مورد آینده روند سیاسی حل بحران سوریه گفتگو کنند.   این سفر می تواند حامل چند پیام دیپلماتیک و همچنین زمینه ساز تحولات و توافقات سرنوشت ساز در زمینه حل و فصل بحران سوریه باشد.   نخستین پیام به تحولات میدانی و جنگی سوریه مربوط است. جایی که داعش آخرین پایگاه خود در سوریه(ابوکمال) را از دست داده است و پیروزی نهایی بر این گروه تروریستی اعلام شده است. در همین راستا،  با انجام این سفر محور ایران، روسیه و سوریه قصد دارند اعلام کنند که جنگ میدانی در سوریه به نفع این محور تمام شده و دیگر دوره مبارزه برای ساقط کردن نظام سوریه و اسد تمام شده و اکنون زمان آن رسیده که طرفین بدون هیچ پیش شرطی با محور پیروز جنگ وارد مذاکره و گفتگو شوند تا بلکه این بحران از کانال های دیپلماتیک حل و فصل شود.   دوم؛ روس ها از اسد خواستند به روسیه سفر کند تا به همه اعلام کند که اسد به همه تصمیماتی که روسیه در مورد سوریه گرفته است همراه و موافق است. مسئله ای که پوتین نیز صراحتا به آن اشاره کرد و گفته است که حضور اسد در سوچی به معنای آن است که وی با توافقات و تصمیمات محور روسیه همراه است. این در حالی است که چندی پیش وقتی که توافقی میان ترکیه، روسیه و ایران در ادلب حاصل شد و منجر به استقرار نیروهای ارتش ترکیه در خاک سوریه شد، دمشق بارها اعتراض خود نسبت به حضور نیروهای ترکیه در خاک خود اعلام کرد و خواهان عقب نشینی ارتش ترکیه از خاک سوریه شد. مسئله ای که به نظر می رسد حاکی از آن باشد که دولت سوریه از آن چندان خرسند نیست.   سوم؛ این احتمال وجود دارد که بشار اسد به روسیه فراخوانده شده تا تصمیم نهایی کرملین در مورد آینده سوریه و سرنوشت اش را به وی ابلاغ کنند و در همین راستا از اسد خواسته اند تا موضع گیری ها و کنش سیاسی خود را با تصمیماتی که گرفته شده است هماهنگ کند. حال اینکه تصمیم احتمالی نهایی روس ها چه است بر ما روشن نیست!   در نهایت اینکه، میزبانی پوتین از رئیس جمهوری سوریه قبل از اجلاس سران کشورهای روسیه، ایران و ترکیه درباره سوریه که امروز در شهر سوچی روسیه برگزار می شود، مهم است. لذا به نظر می رسد آنچه روز گذشته پوتین به اسد گفته است امروز قرار است در سوچی میان سران سه کشور مورد مذاکره قرار گیرد و آنچه قرار است در این نشست مذاکره و توافق شود، مبنایی خواهد بود برای مذاکرات ژنو.   آغاز جنگ برای فتح صلح! حال فارغ از همه این پیام ها، باید به تماس تلفنی روز گذشته پوتین با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، ملک سلمان پادشاه عربستان و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اشاره کرد.   بنا بر اعلام کرملین، پوتین در گفت‌وگو با ترامپ برای «تسهیل روند حل سیاسی» بحران سوریه بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و توافق‌های صورت‌گرفته میان مسکو و واشنگتن، اعلام آمادگی کرده است.   بنا بر اعلام کرملین، پوتین همچنین در گفت‌وگو با پادشاه عربستان، نخست وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهور مصر، آن‌ها را در جریان نتایج گفت‌وگوهایش با «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه، قرار داده است.   این تماس ها به خوبی نشان دهنده آن است که مسکو قصد دارند همه بازیگران ذی نفع و ذی نفوذ در بحران سوریه را وارد فرایند مذاکرات صلح کند. مسئله ای که اگرچه در مورد موفقیت نهایی آن تردید وجود دارد، اما می تواند برای برخی از بازیگران از جمله ایران سرنوشت ساز باشد.   این فرایندی است که می توان آن را تلاش برای «فتح صلح» دانست. به نظر می رسد کرملین در وهله اول قصد داشته با دعوت اسد به روسیه یک نمایش پیروزمندانه از جنگ را به تصویر بکشد و اکنون نیز تلاش می کند همه بازیگران دو محور را حول محور رویکرد خود به صلح جمع کند. در اینجا مسکو پیشاپیش خود را یکی از فاتحان اصلی و نهایی صلح می بیند. سایر بازیگران نیز از دیدگاه مسکو می توانند وارد بازی صلح شوند و تا جایی که می توانند برای کسب امتیاز از آن تلاش کنند.   در اینجا، نگاه مسکو به سهم بازیگران از جنگِ صلح چیست؟ از کارت خود برای ما(ایران) هزینه خواهد کرد؟   آنچه که می دانیم این است که ما 6 سال در سوریه با تروریست ها و تکفیری و در راس آن ها داعش جنگیدیم، شهید دادیم، هزینه دادیم و آخرین پایگاه داعش نیز به دست یک فرمانده ایرانی فتح شد تا دست برتر را در این کشور داشته باشیم.   برخی ها معتقدند که ایران تنها می تواند فاتح جنگ باشد و ابزار دیپلماتیک لازم برای فتح صلح را در اختیار ندارد. نمی خواهیم درباره این گزاره قضاوت کنیم؛ اما وقت آن رسیده که تلاش کنیم نشان دهیم که این گزاره می تواند غلط باشد.   حاصل شش سال جنگ برای ایران در سوریه پیروزی بود؛ اکنون باید تمام ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک خود را برای پیروزی در صلح بسیج کنیم. شاید عده ای همچنان به ابزاری به نام مذاکره مخالف باشند کما اینکه عده ای نیز با جنگیدن در سوریه مخالف بودند؛ اما به نظر می رسد هر دو دچار خطای راهبردی هستند. اکنون وقت مذاکره فرارسیده است. دیروز جنگیدیم تا امروز بتوانیم بهتر مذاکره کنیم و بیشتر امتیاز بگیریم. آنچه نیاز است راهنمای ما باشد مفهوم و اصلی بنیادینی تحت عنوان «منافع ملی» و «امنیت ملی» است.   در نهایت باید گفت، چند ماه دیگر قرار است در روسیه انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود؛ به نظر می رسد پوتین نیاز به یک فتح خارجی برای دستیابی به فتحی داخلی به نام انتخابات دارد. این فتح خارجی جایی و چیزی جز سوریه نمی تواند باشد. لذا به نظر می رسد روسیه عزم جدی خود برای حل و فصل بحران سوریه تا پیش از انتخابات ماه مارس سال آینده را آغاز کرده است. مسئله ای که پیش بینی نتایج و موفقیت و یا شکست آن هر چند بسیار دشوار است؛ اما تلاشی است که آغاز شده و جمهوری اسلامی ایران نیز باید در تمامی سطوح خود را برای این مرحله جدید و سرنوشت ساز آماده کند.       منبع: پایگاه خبری-تحلیلی تابناک     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 22 Nov 2017 08:03:48 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3430/آغاز-جنگی-دیگر-سوریه-فتح-صلح-ایران-می-تواند-فاتح-باشد اتحادیه اقتصادی اوراسیا و چالش­ های پیش رو http://www.iras.ir/fa/doc/article/3427/اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-چالش-های-پیش-رو نشست سران اتحادیه اقتصادی اوراسیا که اکتبر سال جاری (2017) در سوچی روسیه برگزار شد با این که نشان دهنده افق­ های جدید پیش روی این اتحادیه است نشان دهنده مشکلات درونی این اتحادیه و چالش­های آن در آینده نیز هست؛ چالش­هایی که حتی ممکن است موجودیت این اتحادیه را به خطر بیندازد. مشکلات دوجانبه برخی از اعضا و وجود قدرت اقتصادی بزرگی مانند چین در کنار مرزهای این اتحادیه از جمله چالش­های پیش روی اتحادیه اوراسیا است.   اتحادیه اوراسیا و همکاری­ های منطقه ­ای و بین­ المللی یکی از مهم­ترین مباحث اتحادیه اوراسیا پذیرش اعضای جدید است. اگرچه هنوز تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است اما به نظر می­رسد تاجیکستان به عنوان گزینه بعدی عضویت مطرح است. البته این تنها شکل همکاری اتحادیه با کشورهای مختلف نیست. در حال حاضر این اتحادیه در حال مذاکره برای امضای موافقت­نامه تجارت آزاد با ویتنام است و مذاکرات با شش کشور دیگر شامل مصر، اسراییل، هند، ایران، صربستان و سنگاپور نیز قرار است انجام شود. همچنین به تازگی وزیر صنعت و تجارت روسیه از بوگوتا پایتخت کلمبیا دیدار کرد. وی در تعریف همکاری پیشرفته بین دو کشور، پیشنهاد ایجاد منطقه تجارت آزاد بین کلمبیا و کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین تشکیل منطقه تولیدی روسیه در کلمبیا را مطرح کرد. اتحادیه اروپا نیز مورد توجه اتحادیه اوراسیا است. نماینده دائم روسیه در اتحادیه اروپا ولادیمیر چیژوف در دهمین اجلاس اقتصادی اوراسیا در ورونا (ایتالیا) کمیسیون اروپا را به همکاری با کمیسیون اقتصادی اتحادیه اوراسیا در زمینه هماهنگ سازی امور فنی و قوانین تعرفه ها برای تسهیل تجارت دوجانبه فراخواند.   ایجاد مقررات هماهنگ در خصوص محصولات صادراتی نیز از دیگر برنامه­ های اتحادیه اوراسیا است. در اجلاس اخیر نخست‌وزیران کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، در مورد مسائل مربوط به توافقنامه سیستم واحد برچسب­زنی و علامت­گذاری کالاها بحث شد. یکی از اهداف این طرح مبارزه با کالاهای تقلبی است. در حال حاضر در فدراسیون روسیه برچسب‌های خاصی بر روی پالتوهای پوست نصب می­شود و قرار است در مورد دارو نیز این ترتیبات اعمال شود. این امر تاکنون بر مبنای قوانین داخلی هر کشور بوده است. اما با توافقنامه اتحادیه اوراسیا چنانچه دولت‌های عضو تصمیم بگیرند که شیوه علامتگذاری مشترک را برای کالاها اتخاذ کنند در این مورد به کمیسیون اقتصادی اتحادیه اوراسیا اطلاع می­دهند و این در سطح اتحادیه مورد بحث قرار می­گیرد. همه کشورها سه ماه فرصت دارند که به طرح جدید پاسخ دهند. در صورت رضایت همه کشورها در مورد شیوه مشترک تصمیم‌گیری می­شود اما در صورت نارضایتی یکی از اعضا، کشور مورد نظر حق دارد که از برچسب­زنی یا علامت­گذاری ملی خود استفاده کند.   مشکلات و چالش­ های پیش رو با وجود تمام برنامه ­ها برای پیشرفت و توسعه اتحادیه اوراسیا، این اتحادیه با چالش­های بزرگی روبروست. یکی از بزرگ­ترین این چالش­ها اختلافات بین قزاقستان و قرقیزستان است. علت اختلافات دو کشور قوانین گمرکی قزاقستان است. قرقیزستان قزاقستان را متهم به اعمال قوانین سختگیرانه مرزی مغایر با اهداف اتحادیه اقتصادی اوراسیا می­کند. به گفته آرتیوم نویمف وزیر اقتصاد قرقیزستان، تصمیم قزاقستان برای دشوار کردن فرایند عبور از مرز نقض قوانین اتحادیه است. اما قزاقستان این مساله را بخشی از تلاش دولت برای مبارزه با قاچاق می­داند. مساله قاچاق گسترده از قرقیزستان به قزاقستان از زمان تشکیل اتحادیه گمرکی شدت یافت. بعد از شروع اتحادیه گمرکی در سال 2011، مقامات قرقیزستان برای رعایت حال ساکنان مشاغل کوچک به آن­ها اجازه دادند که برای مصرف شخصی تا 50 کیلوگرم کالای معاف از مالیات از مرز وارد کنند. نتیجه این اقدام این بود که کامیون­های حامل کالاها از چین کالاهایی را که در بسته بندی­ های 50 کیلویی آماده شده بودند تخلیه می­کردند و سپس کالاها توسط مردم محلی از مرز رد می­شدند. در آن سوی مرز یعنی در قزاقستان دوباره همین کالاها بار کامیون­ ها می­شد. در واقع کالاهای چینی که از مرزهای اتحادیه گمرکی رد می­شدند مشمول عوارض گمرکی نمی­شدند. این شکل از صادرات دوباره کالاهای چینی نوعی تولید ناخالص ملی غیررسمی برای قرقیزستان ایجاد کرد. حجم این تجارت قابل مقایسه با سود حاصل از اقتصاد رسمی و قانونی است. در نتیجه این نوع تجارت تبدیل به امری ساختاری در اقتصاد قرقیزستان شده است.   اکنون نیز هریک از دو کشور دیگری را متهم می­کنند که در نتیجه ضعف مدیریت گمرکی در روابط تجاری با چین موجب ضرر چند میلیارد دلاری اتحادیه گمرکی شده است. دور جدید این مشکلات در مرز قزاقستان و قرقیزستان از 10 اکتبر شروع شده است. اگرچه به تازگی قرار شده است شهروندان با چمدان­های شخصی، اتوبوس­های قانونی و ماشین­ها و کامیون­های خالی در اولویت باشند و به سرعت از مرز رد شوند اما کامیون های حامل کالا هنوز در صف­های طولانی هستند؛ به این ترتیب وضعیت در مرزهای این اتحادیه رو به وخامت است. صدها تن میوه و سبزی به دلیل مسائل گمرکی فاسد شده است. قزاقستان، قرقیزستان را مقصر این وضع می­داند و این کشور را متهم به عدم رعایت استانداردهای مربوط به سبزیجات و نیز قاچاق از چین می­کند. این مساله موجب ناخشنودی قرقیزستان شده است و الماس بیگ آتمبایف رییس­ جمهور قرقیزستان در بیانیه ­ای به سایر اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا اعلام کرد ائتلافی که به گفته وی بر پایه یک شخص ایجاد شده باشد نمی­ تواند قابل اتکا باشد، حتی اگر وی بزرگ­ترین فرد در دنیا باشد. اگرچه وی منظور خود را بیشتر توضیح نداد اما این نشانه­ای از نارضایتی از روندهای موجود در داخل اتحادیه است.   راه حل آتمبایف این است که بازار جایگزینی را برای فروش محصولات کشاورزی فاسد شدنی این کشور پیدا کنند، برای مثال بازار سی و دو میلیون نفری ازبکستان و یا بازار یک و نیم میلیاردی چین. وی همچنین خواستار آغاز هر چه سریع­تر خط آهن چین، قرقیزستان و ازبکستان شده است. به گفته وی دسترسی به اقیانوس آرام و تقویت پیوندها با ترکمنستان و ایران لازم است. انتقال نیروگاه حرارتی از پایتخت به معادن زغال سنگ محلی قرقیزستان و رها شدن از وابستگی به زغال سنگ قزاقستان برای جلوگیری از احتمال ایجاد بحران انرژی در قرقیزستان توسط قزاقستان از دیگر طرح­ های وی است. همچنین در پاسخ به اتهامات قزاقستان علیه قرقیزستان و کنترل شدید مرزها، بیشکک به کمیسیون اقتصادی اوراسیا و سازمان تجارت جهانی شکایت کرده است. آنچه موجب شده است که مسایل بین دو کشور به سادگی قابل حل نباشد این است که قرقیزستان با روسیه مرز مشترک ندارد و مجبور است محصولات خود را از طریق قزاقستان به بازار روسیه که برای قرقیزستان اولویت دارد صادر کند. قرقیزستان محصولات کشاورزی متنوعی صادر می­کند اما همان محصولات توسط چین نیز صادر می­شود و در نتیجه تشخیص این دو از هم ساده نیست. مسائل مربوط به استانداردهای کشاورزی و آفات نیز موجب شده است قزاقستان در مواردی محصولات را به قرقیزستان برگشت دهد. قرقیزستان نیز فعلا در شرایطی نیست که بتواند آزمایشگاه­های کنترل کیفیت به تعداد کافی بسازد. این کشور 4 میلیارد دلار کسری بودجه و 5/3 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد. اگرچه قزاقستان قول داده بود که 100 میلیون دلار به عنوان بخشی از تعهدات خود برای پیوستن قرقیزستان به اتحادیه اوراسیا بپردازد اما بیشکک این کمک را رد کرد.   برخی از کارشناسان سیاسی معتقدند بحران در روابط دو کشور در بحبوحه انتخابات قرقیزستان یعنی در اکتبر سال جاری (2017) شروع شد. زیرا در اوج مبارزات انتخاباتی، آتمبایف نظربایف را متهم کرد که از رقیب وی حمایت می­کند و در امور داخلی قرقیزستان مداخله می­کند. این کارشناسان بسته شدن مرزهای قزاقستان با قرقیزستان و سختگیری در مرزها را نتیجه این اظهارات می­دانند و معتقدند احتمالا این بحران از اول دسامبر با روی کار آمدن رییس ­جمهور جدید حل خواهد شد. در صورتی که این پیش بینی ها محقق نشود ممکن است مشکلات جدی­ تری در اتحادیه اوراسیا به وجود بیاید؛ همچنان که وزیر اقتصاد و صنعت قرقیزستان در پاسخ به خبرنگاران در خصوص راه­های پیش رو در صورت حل نشدن مشکلات مرزی با قزاقستان، در اظهاراتی که به نوعی تهدید روسیه محسوب می­شد اظهار داشت که پاسخ به این سوال سخت است و هر تصمیمی در سطح سیاسی ممکن است اتخاذ شود.   چالش بعدی اتحادیه اوراسیا در روابط با اروپاست. با اینکه اتحادیه اوراسیا نسبت به همکاری با اتحادیه اروپا ابراز تمایل کرده است اما اتحادیه اروپا هنوز واکنش مثبتی نشان نداده است. زیرا کشورهای اروپایی روابط دوجانبه گسترده­ای با یکدیگر دارند و چنانچه اتحادیه اوراسیا پیشنهاد یک پروژه جدی را مطرح نکند بعید است اروپا تمایلی به همکاری دوجانبه نشان دهد. البته نماینده دائم روسیه در اتحادیه اروپا معتقد است که در استراتژی جهانی اتحادیه اروپا که در سال 2016 تصویب شد حتی نامی از همگرایی اوراسیایی برده نشده است. به عقیده وی این رویکرد نسبت به همگرایی اوراسیایی بسیار قبل از بحران اوکراین شکل گرفت و در واقع در سال­ های 2012-2013 اتحادیه اروپا با دقت همه تلاش­های رسمی برای برقراری ارتباط با کمیسیون اقتصادی اوراسیا را متوقف کرد. البته نشست ورونا با ایده اوراسیای بزرگ هر سال سران شرکت­های بزرگ ایتالیا و اروپا را دور هم جمع می کند. برای مثال در اجلاس امسال (2017)، هزار هیات حضور داشتند که در میان آن­ها رومانو پرودی نخست وزیر سابق ایتالیا و گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان و نیز ایگور سچین رییس شرکت روس نفت بودند. در اجلاس امسال همچنین بسیاری از هیات­ها برخلاف سال­های قبل به راحتی در مورد تحریم­ها و آثار منفی آن صحبت کردند و حتی رومانو پرودی و گردهارد شرودر سیاست آمریکا برای جدایی انداختن بین روسیه و اروپا را اشتباه دانستند.   به گفته تیگران سرگسیان رییس هیئت مدیره کمیسیون اقتصادی اتحادیه اوراسیا، تجار اروپایی در سطح ملی در حال همکاری با اتحادیه اوراسیا هستند اما از آنجا که گفتگویی بین اتحادیه اروپا و اتحادیه اوراسیا صورت نگرفته است این همکاری­ها نمی­تواند شکل رسمی به خود بگیرد. این عدم تمایل اروپا به همکاری، بر روابط تجاری بین­المللی اتحادیه اوراسیا تاثیر می­گذارد و در نتیجه این اتحادیه باید بیشتر بر آسیا-پاسیفیک متمرکز شود. برای مثال در سال 2016 تجارت اتحادیه اوراسیا با منطقه آسیا-پاسیفیک افزایش یافت. در همین زمان تجارت این اتحادیه با اتحادیه اروپا کاهش یافت به طوری که واردات اتحادیه اوراسیا از کشورهای آسیا - پاسیفیک بیشتر از واردات این اتحادیه از اتحادیه اروپا بود.   مشکل بعدی اتحادیه اوراسیا وجود قدرت اقتصادی چین در همسایگی آن است. اگرچه سرگسیان ایده ترس اتحادیه اوراسیا از چین را رد می­کند و اتخاذ تصمیماتی برای تامین منافع اتحادیه اوراسیا در روابط با چین را تنها مختص به روابط با این کشور نمی­ داند، اما هم­زمان اشاره می­کند که همکاری­ های تجاری که بین چین و اعضای اتحادیه اوراسیا وجود دارد شبیه به روابط آمریکا با همسایگان و کشورهای کوچکتر است. البته این مساله در روابط قرقیزستان با چین به خوبی مشهود است. در سال 2015 بیش از 48 درصد حجم تجارت قرقیزستان با چین صورت گرفت. این در حالی است که روابط تجاری قرقیزستان با روسیه حدود 15 درصد و تجارت با قزاقستان حدود 11 درصد بود. همچنین در نیمه اول سال 2016 حجم تجارت قرقیزستان با کشورهای اتحادیه اوراسیا به حدود 18 درصد کاهش یافت. کارشناسان معتقدند قرقیزستان نگران ادغام بیشتر در اتحادیه اوراسیا و تاثیر قوانین این اتحادیه بر تجارت با چین است. این نگرانی چندان عجیب نیست زیرا چین سرمایه­ گذاری های گسترده ­ای در قرقیزستان انجام داده است و گفته می­ شود در 8 ماهه اول سال 2016 سرمایه­ گذاری­ های این کشور در قرقیزستان بیش از 57 درصد نسبت به سال 2015 افزایش یافته است. این در حالیست که ادغام بیشتر در اتحادیه اوراسیا مستلزم تعرفه بالاتر بر کالاهای خارج از اتحادیه است. به این ترتیب می توان گفت که مجموعه­ ای از عوامل درونی اتحادیه اوراسیا در کنار عواملی از بیرون این اتحادیه، مانع گسترش فعالیت­ های این نهاد شده اند و احتمال عمیق شدن این چالش ­ها در آینده نیز دور از انتظار نیست.     نویسنده: فاطمه عطری سنگری، دانشجوی دکترای مطالعات منطقه ای در دانشگاه دوستی ملل مسکو     ]]> اقتصاد و انرژی Tue, 21 Nov 2017 18:27:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3427/اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-چالش-های-پیش-رو دیدار اردوغان و پوتین در سوچی؛ دیدارها هر چه بیشتر باشد، بهتر است http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر سال 2017 برای جلسات رهبران ترکیه و روسیه سال بسیار پربار و شلوغی بود. گمان نمی‌رود که این امرچندان تعجب‌آور باشد. پس از بحران روبه افزایش در روابط دوجانبه ترکیه و روسیه که از نوامبر 2015 آغاز شد و به دنبال آن پیدایش رکود در سطح همکاری‌های آنها، آنکارا و مسکو از اواسط 2016 تصمیم به برقراری مجدد گفت و گو گرفتند. بدیهی است از جمله دلایلی که دولت روسیه را وادار به ازسرگیری و احیای روابط با ترکیه کرد، اشراف و آگاهی به این واقعیت بود که آنکارا با خارج شدن از مکانیسم گفتگوهای دوجانبه، می‌تواند به طور جدی به ابتکارات منطقه‌ای دیپلماسی روسیه آسیب بزند. در عین حال، هر دو رهبر این نکته را درک می‌کنند که در شرایط امروز ثبات و قابل پیش‌بینی‌بودن در روابط مهم‌تر از همیشه است. دیدار 13 نوامبر (2017) پوتین و اردوغان در سوچی به خصوص باید از این منظر مورد بررسی قرار گیرد.   بر اساس آنچه از نتایج حاصل از دیدار رهبران دو کشور مشخص شد، طرفین موفق شدند به شرایط تجارت دوجانبه پیش از بحران دست یابند: تحریم‌هایی که از تاریخ 1 ژانویه 2016 بر کالاهای ترکیه اعمال شده بود، دیگر لغو شد. به نظر می‌رسد، یک استثنا وجود دارد و واردات گوجه‌فرنگی‌های ترکیه به روسیه تا پایان سال محدود به 50 تن خواهد بود. البته لغو تحریم‌های روسیه در مورد محصولات کشاورزی مهم ترکیه به صورت مرحله‌ای اتفاق افتاد که این امر نه تنها با منافع تولیدکنندگان روسیه، بلکه همچنین با ماهیت واکنش رهبران ترکیه مرتبط بود.   طرفین در مورد سرنوشت پروژه‌های مهم اقتصادی برای هر دو کشور هم بحث و گفتگو کردند. همانطور که ماجرای آخرین بحران مناسبات روسیه و ترکیه ثابت کرد، موضوع احداث نیروگاه اتمی «آککویا» و خط لوله «جریان ترکی» در بستر دریای سیاه با کمترین آسیب‌پذیری مواجه بود. در مورد نیروگاه اتمی، ترکیه که علاقمند به دریافت فناوری انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز از روسیه بود، مزیت عملی ویژه‌ای در دگرگونی و تحول پروژه نیروگاه هسته‌ای به عنصری برای چانه‌زنی با روسیه در بحبوحه بحران دیپلماتیک نمی‌دید. این موضوع همچنین به ساخت نخستین شاخه خط لوله «جریان ترکی» نیز مربوط می‌شود، زیرا اجرای این پروژه سهم قابل توجهی در بهبود مواضع سیاسی ترکیه در منطقه خواهد داشت.          در جریان این دیدار موضوع همکاری سیاسی–نظامی بین آنکارا و مسکو از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار بود. هنوز هم برای بسیاری، سوالاتی در مورد شرایط واقعی تحویل اس400 روسی به ترکیه وجود دارد: منابع رسمی ترکیه و روسیه به کرات اظهارات متناقضی را در این باره اعلام کرده‌اند. نشست اخیر ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان نیز این موضوع را روشن نکرد. ظاهرا، طرفین علاقمندند موضوع تحویل این سامانه برای مدت زمانی طولانی در دستور کار پایتخت‌های منطقه باقی بماند.   در مورد روسیه، روشن است که مباحث طرح‌های تحویل سامانه‌های سی400 نه تنها اثر مثبتی بر تصویر محصولات صنایع دفاعی داخلی روسیه می‌گذارد، بلکه همچنین ناکارآمدی تحریم‌های ایالات متحده را که بر تعدادی از شرکت‌های استراتژیک روسیه تحمیل شده، نشان می‌دهد. برای ترکیه هم، صحبت‌های مربوط به عرضه حتمی و سریع سامانه‌های دفاع هوایی مدرن روسیه، بخشی از تلاش آنکارا برای نشان دادن استقلال آن از شرکای غربی خوداست.   در نهایت، همکاری سیاسی روسیه و ترکیه در خاورمیانه شاید عامل مهمی در توسعه گفتگوی دوجانبه باشد. طبق ارزیابی ناظران بخش عمده‌ای از دیدار سوچی به موضوع سوریه اختصاص داده شده بود. ترکیب هیئت ترکیه، متشکل از خلوصی آکار، رئیس ستاد ارتش ترکیه، بن‌علی ییلدیریم نخست وزیر، هاکان فیدان رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه و مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه، نشان می‌‌دهد که موضوع نظامی-سیاسی دستور کار اصلی این دیدار بوده است. رویدادهای اخیر در سوریه که ترکیه در آن مجموعه‌ای از منافع حیاتی دارد، آنکارا را ناگزیر به یافتن فرصتی برای اثرگذاری بر فرایندهایی که هم به طور غیرمستقیم در داخل این کشور دستخوش جنگ داخلی و هم در عرصه دیپلماتیک بین المللی روی می‌دهند، کرده است.   نخست آنکه، برای ترکیه آینده روابط بین ایالات متحده و کردهای سوریه، که تحت هدایت حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) اقدام می‌کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.آنکارا این حزب را به عنوان شاخه سوری تشکیلات تروریستی ترکیه حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) می‌داند. بر خلاف شرکای ترکیه در ناتو، ایالات متحده، حزب اتحاد دموکراتیک را به عنوان یک نیروی سیاسی مجزا و غیرمرتبط با تشکیلات پ.ک.ک در نظر می‌گیرد. ایالات متحده، تا همین اواخر، در چارچوب مبارزه مشترک با داعش، با کردهای سوری در امور نظامی همکاری تنگاتنگی داشت. پس از اظهارات اخیر جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا درباره برنامه‌های رهبری آمریکا برای حفظ حضور نظامی در سوریه پس از شکست نهایی داعش، ترکیه از این بابت نگران شده است که همکاری (آمریکا با حزب اتحاد دموکراتیک) ماهیت سیاسی-نظامی پیدا کند، که در این صورت، طبق آنچه مقامات رسمی ترکیه اعلام کردند، این امر تهدیدی جدی برای امنیت ملی ترکیه خواهد بود.   دوم آنکه ترکیه نیز سعی دارد بر روابط روسیه با کردهای سوری تاثیر بگذارد. آنکارا به کرات با ابتکارات دیپلماتیک روسیه برای واردکردن کردهای سوری در روند حل و فصل سیاسی درگیری‌های کشور مخالفت کرده است. برای ترکیه، مشارکت کردهای سوری در مذاکرات عمومی سوریه در واقع به معنای به‌رسمیت‌شناختن حزب اتحاد دموکراتیک به عنوان یک نیروی مشروع سیاسی است. ترکیه درک می‌کند که تصمیم اخیر روسیه برای دعوت از کردها برای شرکت در کنگره پیش روی گفتگوی ملی در سوریه به منظور اثرگذاری بر روابط حزب اتحاد دموکراتیک و آمریکا درنظر گرفته شده است: به این صورت که پس از تضمین به رسمیت شناختن مطالبات سیاسی آنها در خصوص خودمختاری، روسیه بتواند کردها را برای امتناع از ایده برقراری همکاری بیشتر با واشنگتن متقاعد نماید.   برای ترکیه، اقدامات ایالات متحده و روسیه علیه کردها به یک اندازه غیرقابل قبول است. همچنین واضح است که ترکیه در پرتو روابط بسیار متشنج با غرب هیچ فرصتی برای نفوذ در مواضع شرکای آمریکایی در خصوص کردهای سوری ندارد. این فرضیه با توجه به این واقعیت قابل اثبات است که نخست وزیر ترکیه در طول سفر اخیر خود به ایالات متحده موفق به متقاعدکردن آمریکا برای امتناع و صرف نظرکردن از ایده همکاری‌های بیشتر با کردها نشده است. این امر تا حدی به دلیل تمایل ترکیه برای استفاده از اهرم‌های جایگزین نفوذ در اوضاع سوریه از طریق مشارکت در ساز وکار گفتگوهای آستانه است که در قالب این گفتگوها، ترکیه فرصت می‌یابد به لحاظ فیزیکی بر فعالیت‌های کردهای سوری در مرزهای خود کنترل و نظارت داشته باشد.   دیدار ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یکی از طرح‌های متعدد دو کشور برای رسیدن به تحرک و پویایی قابل قبول روابط دوجانبه در دوره پس از بحران است. اراده سیاسی و علاقمندی رهبران ترکیه و روسیه نسبت به این امر مشهود است. همچنین این نکته هم مهم است که مذاکرات اخیر تلاشی است جهت هماهنگی اقدامات دو کشور در چارچوب حل وفصل بحران سوریه که اگرچه ترکیه و روسیه در رابطه با آن در برخی موضوعات دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما هردو به کاهش اعمال زور و خشونت و جلوگیری از حوادث جدی علاقمندند. ملاقات ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان یک بار دیگر نشان می‌دهد که با وجود کم‌تحرکی قابل توجه در بوروکراسی هر دو کشور، عامل ارتباطات شخصی رهبران سیاسی شروع به ایفای نقش مهم و چشمگیری در روابط روسیه و ترکیه کرده است. ملاقات رهبران در ادامه هم باید موجبات کاهش بی‌اعتمادی و بهبود هماهنگی ابتکارعمل‌های مشترک را فراهم آورد.   نویسنده: تیمور آخمیتُف، تحلیلگر مسائل ترکیه در موسسه ریاک روسیه   منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران      «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست خارجی Tue, 21 Nov 2017 04:16:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3426/دیدار-اردوغان-پوتین-سوچی-دیدارها-بیشتر-باشد-بهتر نزدیکی عربستان به روسیه؛ تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3425/نزدیکی-عربستان-روسیه-تغییر-موازنه-قدرت-خاورمیانه در ایامی که مثلث همکاری ایران، روسیه و ترکیه در حال شکل دادن به تحولات سیاسی در بحران فرسایشی سوریه هستند و با تعیین سازوکارهای دقیق همچون ایجاد مناطق چهار گانه عاری از خشونت، تمرکز بر مبارزه بر روی داعش، امیدها را برای حل نهایی بحران بالا برده اند؛ سفر چهار روزه ملک سلمان به سرزمین تزارها، پرسش های فراوانی را پیش روی ناظران منطقه ای در رابطه با اهداف پشت پرده برنامه سعودی ها از انجام این سفر قرار داده است. در این بین این دیدگاه مطرح است که هیات حاکمه جدید عربستان با مشاهده نقش فعال ایران در بحران سوریه دست به تقلا برای عقب نماندن از قافله تحولات منطقه زده اند. با توجه به تمرکز دولت آمریکا بر بحران هسته ای کره شمالی و قرار گرفتن بحران های خاورمیانه در حاشیه استراتژی های کاخ سفید، ریاض تنها راه چاره بر وضعیت پیش آمده را نزدیکی به روسیه به عنوان تنها بازیگر قدرتمند سرنوشت ساز در سوریه دیده است. بدین رو سفر بی سابقه  ملک سلمان به مسکو نشان از به بن رسیدن رویکردهای منطقه ای عربستان دارد. قابل ذکر است که هم اکنون ریاض در باتلاق یمن گیر کرده و در سوریه نیز قافیه را به رقیب منطقه ای اش ایران باخته است. با عطف به این امر سعودی ها در تلاشند با تنوع بخشیدن به سطح روابط شان  با روسیه بتوانند از نفوذ و اثر گذاری این کشور در خاورمیانه در جهت منافع ملی و سیاسی شان بهره برداری نمایند. از این رو بی جهت نبود که بیش از صد ها تاجر و سرمایه گذار بزرگ  ملک سلمان را در  این سفر تاریخی همراه کردند.   همکاری نظامی میان روسیه و عربستان امروزه بخش تسلیحات و نظامی بیشترین جذابیت را برای همکاری بین دو کشور روسیه  و عربستان دارد. سعودی ها به دنبال رهایی از وابستگی تام به شرکای غربی در زمینه نیازهای نظامی و تسلیحاتی هستند. تجربه تحولات خاورمیانه و مخصوصا سقوط حسنی مبارک این پیام را به حاکمان سعودی داد که در شرایط بحرانی امکان اتکا به واشنگتن جهت ایمن یافتن از شورشهای مردمی نیست و از سوی دیگر بسیاری از اقلام پیشرفته نظامی از سوی قدرت های غربی با توجه به مسائل حقوق بشری و دموکراسی به ریاض داده نمی شود. این امر باعث رنجیدگی خاطر هیات حاکمه عربستان شده و برای غلبه بر این وضعیت به شدت به دنبال متنوع سازی نیازهای نظامی و تسلیحاتی شان می باشند. بی گمان روسیه با توجه به دارا بودن تکنولوژی های پیشرفته نظامی از  جذابیت خاصی برای ریاض جهت رسیدن به دورنمای سیاسی و نظامی شان برخوردار است.   طبق سند 2030 عربستان قصد دارد بیش از پنجاه درصد از واردات نظامی خود را در داخل خاک کشورش تولید کند. بنا به گزارش ها عربستان پنجمین کشور در بعد هزنیه نظامی در دنیا است. بوددجه نظامی این کشور رقمی در حدود 48.7 میلیارد دلار می باشد. اسلحه کلاشینکف، سیستم های موشکی ضد نانک و هوایی، راکت و پرتاپگرهای نارنجی از جمله مواردی است که طبق برنامه بالادستی عربستان باید در داخل خاک شان تولید شود. این تولیدات تناسب بیشتری با صنعت نظامی روسیه دارد و در این بین مسکو می تواند نقش موثری در ساخت کارخانه ها و افزارهای جنگی عربستان ایفا نماید. از همین رو در دیدار مقامات بلندپایه عربستان و روسیه حدود 15 توافق بزرگ همکاری به امضای طرفین رسید. این توافق ها طیف گسترده ای از قرار دادهای نفتی، اکتشافات فضایی و نظامی بودند و به سهم خود تعامل دو دولت عربستان و روسیه وارد فاز جدیدی می کند. در همین راستا الکساندر نواک وزیر انرژی روسیه از تمایل ریاض به سرمایه گذاری در بخش های نفت و گاز به ارزش یک میلیارد دلار خبر داد. گزارش ها همچنین از آماده شدن متن قرارداد فروش سامانه موشکی اس 400 به عربستان به ارزش 3 میلیارد دلار حکایت دارد.   سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در بیان ارزش این توافق ها گفت که امروز روابط روسیه و عربستان به کیفی ترین سطح ممکن خود رسیده است. بنا به اظهارات لاوروف بخشی از این توافق ها مربوط به سرمایه گذاری شرکت های عربستانی در بخش های نفت و گاز روسیه است که طی سه سال اخیر در اثر تحریم های فزاینده بروکسل و واشنگتن به شدت آسیب دیده است. رئیس دستگاه دیپلماسی روسیه با یادآوری سابقه همکاری این دو قدرت بزرگ نفتی در ثبات بخشی به بازار نفت در ماه ژانویه نیز گفت: حصول موفقیت ریاض و مسکو در کنترل سطح تولید نفت، نشان از انگیزه طرفین به تعامل بیشتر در حوزه های انرژی است. از سوی دیگر  عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان در اظهاراتی اعلام کرد که روابط بین مسکو و ریاض به یک لجظه تاریخی رسیده است. خالد  الفلاح وزیر نفت عربستان نیز  در اظهاراتی ضمن تمجید از توافق ماه ژانویه با روسیه در خصوص کنترل قیمت های نفت گفت: توافق با روسیه حیاتی دوباره به اوپک داد. روسیه با وجود اینکه عضو اوپک نیست اما در تلاش برای هماهنگی با اعضای مهم نفتی این سازمان برای تنظیم بازارهای نفتی است. وزیر نفت عربستان همچنین حضور سرمایه گذاران سعودی در صنعت نفت روسیه را گامی روبه جلو در روابط اقتصادی دو کشور خواند و گفت: با افزایش سطح تعاملات افق روشنی برای گسترش هماهنگی در تنظیم بازار های جهانی انرژی دیده می شود.   قهر از آمریکا عربستان به طور سنتی شریک آمریکا در منطقه است اما تغییرات سیاسی در منطقه و ورود نسل های جوان تر به ساختار قدرت  در عربستان این دیدگاه را امروز در کاخ سعودی حاکم کرده کرده که نباید اعتماد صدرصدی به واشنگتن در تعیین مسائل منطقه ای داشت و از همین رو باید سطح روابط عربستان جهانی و شامل همه قدرت های بزرگ باشد. روسیه در این بین از چند جهت برای حاکمان جذابیت دارد. نخست اینکه از وزن و اعتباری بالایی در سیاست جهانی برخوردارند و از این جهت سعودهای می توانند از ظرفیت های دیپلماتیک این کشور جهت هدایت برنامه های سیاسی شان استفاده نمایند. گفتنی است که در جریان بحران قطر، ریاض از عدم حمایت کافی ترامپ در تحریم ها  علیه دوحه شکوه دارد. عربستان انتظار داشت با فشار دیپلماتیک دولت آمریکا به قطر، حاکمان این کشو در برابر خواسته های عربستان سرخم بیاورند.   مسئله بعدی برای عربستان بحران یمن است. امروز سعودی ها بعد از پشت سر گذاردن بیش از دو سال از حمله مستقیم هوایی علیه حوثی ها، در مدیریت بحران مستاصل مانده اند. بدون شک مقاومت حوثی های شیعه مهم ترین عامل به بن رسیدن رویکرد جاه طلبانه ریاض در یمن است. با توجه به حمایت دیپلماتیک ایران از حوثی های یمن، سعودی ها در تلاشند با نزدیکی به روسیه، این کشور را به قطع حمایت سیاسی ایران از حوثی ها متقاعد نمایند.   بدین ترتیب هیات حاکمه عربستان با در نظر گرفتن بن بست های پیش رو در قطر، یمن و سوریه دست به قمار سیاسی بزرگ زده است. در این شرایط جلب حمایت روسیه می تواند یاریگر ریاض برای خروج از ناکامی‌های سیاسی شود. نویسنده: نیکنام ببری، دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان و تحلیلگر مسائل اوراسیا   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 19 Nov 2017 18:42:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3425/نزدیکی-عربستان-روسیه-تغییر-موازنه-قدرت-خاورمیانه ازبکستان در مسیر الیگارشی؛ چرا رهبر جدید ازبکستان به عثمانف نزدیک‌تر می شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/article/3423/ازبکستان-مسیر-الیگارشی-چرا-رهبر-جدید-عثمانف-نزدیک-تر-می-شود شایعات مربوط به تمایل شوکت میرضیایف، رئيس جمهور جدید ازبکستان برای همکاری با علیشیر عثمانف میلیاردر روسی، تقریبا بلافاصله پس از مرگ اسلام کریمف بروز یافت. اما تماس ها و ارتباطات میرضیایف و عثمانف در چنان فضای محرمانه ای انجام می‌شد که قطعا صحبت از هر چیزی در رابطه با اهداف نزدیکی آنها تقریبا غیر ممکن بود. در ماه‌های اخیر، به اندازه کافی اطلاعاتی بروز یافت که عثمانف می‌تواند در شمار بارزترین نمایندگان الیگارشی جدید ازبک ثبت شود. نفوذ او در کشور به سرعت در حال افزایش است و سرپوش نهادن بر این امر حتی در رسانه‌هایی که در ازبکستان به شدت تحت کنترل قرار دارند نیز غیرممکن است.     کشوری بدون الیگارشی در دسامبر 2009، اسلام کریمف رئیس جمهور فقید ازبکستان، در یک سخنرانی اظهار داشت که مقامات دولت اجازه نخواهند داد افزایش شدید نابرابری در کشور روی دهد، چراکه این امر موجب تحریک تنش اجتماعی می‌شود. وی همچنین گفت: «ما هیچ الیگارشی نخواهیم داشت.....».   پس از این سخنرانی، در ازبکستان یک سلسله دستگیری کارآفرینان بزرگ به راه افتاد و دارایی آنها مصادره شد. آن زمان ثروتمندترین مردم کشور از عرصه‌های عمومی ناپدید شدند. بعضی از آنها قوانین جدید را پذیرفتند، و کسانی که این قوانین را نپذیرفتند، کشور را ترک کردند یا دستگیر شدند. به عنوان مثال، دیمیتری لی (لیم) صاحب بازار بزرگ  O'rikzor (کاراوان-سرای) موفق به ترک کشور شد. اما میرُدین جمالُف، کمتر شانس آورد، وی در سال 2010 به خاطر جرائم مالی متحمل یک دوره واقعی زندان شد و در ژانویه 2017 در هنگامه بروز اولین موج ملایمت‌های رئیس جمهور جدید از زندان آزاد گردید.       پس از کریمف، رستم عظیمُف وزیر دارایی آن زمان ازبکستان اغلب ایده مشابهی را تکرار می‌کرد. وی در اظهارات خود در میادین مالی بین‌المللی، اطمینان داد که در ازبکستان حقیقتا هیچ الیگارشی وجود ندارد و مقامات کشور همه کارهای لازم را برای جلوگیری از این تجربه منفی دوران پساشوروی انجام خواهند داد.   استدلالی که در مورد عدم وجود الیگارشی در ازبکستان از سوی کارشناسان و فعالان طرفدار دولت مطرح می‌شد، در تبلیغات دولتی جایگاه محوری و ویژه‌ای به دست آورد و به دلیل مهمی برای اثبات مزایای مسیر توسعه ازبکستان نسبت به سایر جمهوری‌های شوروی سابق تبدیل شد.   در واقع، وضعیت الیگارشی در ازبکستان پس از شوروی از دیگر کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی بسیار متفاوت است. در زمان کریمُف، در ازبکستان، مانند روسیه، قزاقستان و یا اوکراین سرمایه‌داری الیگارشی شکل نگرفت، بلکه سرمایه‌داری بوروکراتیک ظاهر شد؛ زمانی که مردم برای تأمین امنیت سرمایه‌های خود به ساختارهای دولتی حکومت وارد می‌شدند. در نتیجه، ثروتمندترین افراد کشور، کارآفرینان بزرگ دهه 90 نبودند، بلکه مقامات دولتی به بزرگترین ثروتمندان ازبکستان تبدیل شدند. آنها صرفا از طریق روابط خانوادگی گسترده، کنترل کامل بر اقتصاد ازبکستان را به دست آوردند.   به عنوان مثال، رئیس فعلی کمیته مالیاتی ازبکستان، همزمان مالک واقعی مرکز خرید بزرگNext  در تاشکند است. خانواده علیشیر آزیرخُجایف که از دنیا رفته و یکی از مقامات بانفوذ زمان کریمف بود، مالک شبکه‌ی سوپرمارکت‌های Makro  و  Sunday است. نمونه‌هایی از این قبیل در ازبکستان بسیارند و تقریبا هر یک از ساکنان پایتخت با خرسندی و رضایت در این باره که از خانواده یکی از مقامات عالی‌رتبه که صاحب یک یا چند کسب و کار بزرگ یا مالک املاک و مستغلاتی است صحبت می‌کند.   امروزه و با گذشت یک سال از مرگ کریمُف، درآمیختن منافع تجاری و خدمات دولتی در ازبکستان به عنوان یک هنجار و امری معمول باقی مانده است. با این وجود، این وضعیت به آرامی شروع به تغییر کرده و فعالیت رو به رشد گروه‌های الیگارش خارجی که به لحاظ مالی و خانوادگی با رهبران عالی‌رتبه ازبکستان درارتباطند چشمگیرتر از همیشه شده است. در این میان، علیشیر عثمانُف الیگارش روسیه هم بارزترین آنهاست، اما تنها مورد نیست.     مخزن و متعادل کننده بزرگ در زبان ازبکستان کلمه «تانکا» در واقع گزینه تا حدی تحریف شده کلمه «تانک» روسی است. تانک در ابتدا به معنای یک ماشین جنگی نبوده است، بلکه معنای آن حامی و پشتیبان است، یعنی کسی که برای پیشبرد و حمایت از توسعه کاری و حرفه‌ای اقدام می‌کند. به عنوان مثال، اگر فردی می‌خواهد در حوزه دولتی، دانشگاهی، عمومی یا کسب و کار توفیق پیدا کند، همچنین کس که می‌خواهد از زندان رها شود، باید تانکی (شاید پارتی در زبان فارسی معادل مناسبی باشد) داشته باشد که وزن دولتی آن (تانک یا حامی) به رشد پایدار وی کمک نماید. علیشیر عثمانف هم در ابتدا به خصوص در نقش یک تانک (پارتی) ظاهر شد؛ درست از زمانی که پس از مرگ کریمُف، میرضیایف رئیس جمهور جدید، به تدریج شروع به تمرکز قدرت در دستان خود کرد.   اولین نشانه‌های فعال شدن عثمانُف در ازبکستان سخنرانی عمومی و یا سخنان مقامات رسمی و حتی معاملات تجاری وی نبود، بلکه پرواز هواپیمای شخصی وی، بورخان (Bourkhan) بود. با توجه به پروازهای منظم، روزنامه‌نگاران و کارشناسان به این نکته پی بردند که سفرهای مکرر عثمانف به کشور به دلیل تمایل وی به خوردن پلوی ازبکی نیست، بلکه برای برقراری روابط تنگاتنگ الیگارشی با رئیس جمهور جدید است.   ضمنا زمانی یکی از اعضای خانواده عثمانف به نام بابور عثمانف با یکی از اعضای خانواده میرضیایف ازدواج کرد. ممکن است به نظر برسد که این اتحاد سببی پس از کشته شدن بابور در یک حادثه تصادف اتومبیل در سال 2013 قطع شده باشد. اما در جامعه ازبک، روابط فامیلی پس از مرگ یک شخص متوقف نمی‌شود، بلکه برعکس، تقویت می‌شوند، به ویژه که از ثمره این ازدواج، نوه‌های مشترکی هم به جای مانده، که این امر اتحاد دو خانواده را بیشتر تقویت می‌کند.   در اوایل پاییز سال 2016، خط هوایی عثمانف به مدت طولانی در باند فرودگاه تاشکند ماند. در سپتامبر همین سال، طبق داده‌های Flightradar24 معلوم شد که رئیس جمهور ازبکستان، با هواپیمای شخصی علیشیر عثمانف برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک پرواز کرد.  به زودی پرواز مشابهی هم برای شرکت در  اجلاس کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در سوچی صورت گرفت.      آن زمان مقامات ازبک توضیح دادند که گویا این هواپیما به دستور دولت ازبکستان و توسط کمیته ملی ضدتروریستی (O'zbekiston Havo Yo'llari) برای پروازهای طولانی میرضیایف اجاره شده بود NAC «O'zbekiston . چنین اظهاراتی بسیاری را در ازبکستان شوکه کرد. چراکه پیش از این، مقامات ازبک هرگز به صورت علنی به چنین چیزی اذعان نمی‌کردند، حتی اگر در این خصوص اطلاعاتی هم معلوم می‌شد،  باز هم سکوت مرگباری در ارتباط با این موضوع حاکم بود.   علاوه بر این، به ناچار سوالاتی نیز در مورد تضاد منافع پیش می آید. شرایط به  گونه‌ای شده است که رئیس جمهور ازبکستان از هواپیمای شخصی الیگارش خارجی استفاده کرده و هیچ تضمینی وجود ندارد که برای مثال، اخبار مکالمات رئيس جمهور در حین پرواز به دست سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه نیفتاده باشد.   به عنوان مثال در این باره که، چرا میرضیایف ناگهان از هواپیمای عثمانف استفاده کرده، موضوع درگیری بین رئیس جمهور ازبکستان با رستم عنایتف رئیس سرویس امنیت ملی ازبکستان مطرح شده است. میرضیایف نگران امنیتش است، به همین دلیل وی از خدمات پروازی شماره یک اسلام کریمف استفاده نمی‌کند.   بیان چنین دلیلی درکل نمی‌تواند غیرممکن باشد، اما نکته این است که رییس جمهور جدید سعی دارد هرچه سریعتر از میراث کریمف، از جمله میراث مادی وی مانند محل اقامت یا هواپیمای ریاست جمهوری خلاصی یابد.   زمانی می گفتند که بزرگترین ضد استالینیست، نزدیکترین فرد به استالین است و امروز هم در ازبکستان شوکت میرضیایف از جمله اشخاص اصلی ضدکریمف است. وی تمایل نداشت در اقامتگاه کریمف کار کند و دستور داد اقامتگاه جدیدی برای وی بسازند. وی همچنین از محل اقامت کریمف در دورمن نیز امتناع کرد.  طبق صحبت‌های وی با مقامات میان رتبه، ​​اقامتگاه‌های کریمف خاطرات ناخوشایندی را برای میرضیایف زنده می‌کند،  ظاهرا، در گذشته، در زمان حیات کریمف نیز، وی از حضور در این اماکن چندان لذتی نمی‌برده است.   پس از روی کارآمدن میرضیایف مأموران و محافظان سرویس امنیتی ریاست جمهوری نیز کاهش یافتند، اتومبیل‌های اسکورت ریاست جمهوری، مسیر حرکت کاروان ریاست جمهوری و به نوبه خود هواپیمای ریاست جمهوری عوض شدند. ظاهرا، دستور داده شد ناوگان جدیدی برای میرضیایف راه‌اندازی شود، با این حال تا پیش از تجهیز کامل ناوگان هوایی جدید، رئیس جمهور ازبکستان ناگزیر به استفاده از هواپیمای شخصی علیشیر عثمانف است.   با این حال این انتخاب، به خاطرات ناخوشایند میرضیایف محدود نمی‌شود. میرضیایف به خصوص هواپیمای عثمانف را انتخاب کرده است، چرا که امروزه الیگارش روسیه برای رهبر جدید ازبکستان- یکی از تعدیل‌کننده‌های اصلی در برابر نیروهای امنیتی است.   اختلافات موجود بین میرضیایف و عنایتف -رئیس سرویس امنیت ملی- به بهانه جایگزینی سیاست اقتصادی و خط‌مشی سیاسی مدتهاست که در ازبکستان بر کسی پوشیده نیست. در این تقابل، زمان به نفع رئيس جمهور است. کریمف در همه امور به مقام ارشد امنیتی متکی بود و با اجازه عنایتف بسیاری از جوانب داخلی کشور را کنترل می‌کرد. در زمان وی کنترل کشور در امور مختلف کادری، سیاسی، عمومی و مرزی به طور کامل در دست سرویس امنیت ملی متمرکز شده بود.   علاوه بر این، قوانین اصلی بازی در اقتصاد نیز توسط نیروهای امنیتی شکل می‌گرفت. ظهور یک کارآفرین یا زوال کسب و کار سرمایه‌گذاران خارجی صرفا به سرویس امنیت ملی بستگی داشت. قدرت عنایتف به ویژه پس از شکست امپراتوری کسب و کار - دختر جوان کریمف، گلناره کریموا – افزایش یافت.   اما امروزه قوانین قدیمی دیگر باب طبع رییس جمهور جدید نیست، وی باید به نوعی با ضامن قدیمی قوانین قبلی- رستم عنایتف- مخالفت کند. در اینجا علیشیر عثمانف باید به عنوان تانک (حامی) شوکت میرضیایف در سیاست داخلی و خارجی، به خصوص در رابطه با کرملین که برای هر دو طرف مخالف، به عنوان یک نقطه تمرکز باقی مانده است، عمل نماید.   زمانی علیشیر عثمانف اظهار داشت که دیگر به کنترل کسب و کار نمی‌پردازد و تنها تصمیمات استراتژیک را اتخاذ خواهد کرد و در فعالیت‌های خیریه مشغول خواهد شد که البته اظهارات وی کمی ریاکارانه بوده است. امروزه وی حداقل در ازبکستان، کسب و کار خود را به راه انداخته است. عثمانف در عروسی برادرزاده‌اش گفت: «اگر رئيس جمهور ازبکستان گفت: جوانان  شروع کنید، راه برای شما باز است. اگر به چیزی نیاز داشتید من به شما کمک می‌کنم»، در آن صورت من، فتاح ]شُدی‌یف میلیاردر قزاقستانی بومی ازبکستان] و اسکندر [محمودُف- میلیاردر روسیه و بومی ازبکستان] می بایست جهان را زیرو رو می‌کردیم. کاری که ما به خاطر روسیه و به خاطر قزاقستان انجام دادیم».     در ماه می سال جاری مشخص شد که علیشیر عثمانف در اجرای پروژه ساخت و ساز منطقه‌ی گردشگری بخارای قدیم شرکت خواهد کرد.  طبق سندی که توسط رئیس جمهور به تأیید رسیده، انتظار می‌رود در فاصله سال‌های 2017-2019 در بخارا یک منطقه توریستی با هتل‌های مدرن دو طبقه، مراکز فرهنگی درمانی و همچنین مراکز تجاری در بخارا احداث شود که شرایط مساعدی را برای اوقات فراغت شبانه روزی گردشگران خارجی فراهم می‌آورد. مساحت کل منطقه توریستی حداقل 10 هکتار خواهد بود و همه سرمایه‌گذاران آن تا سال 2020، از پرداخت مالیات بر زمین و مالیات بردرآمد، مالیات بر دارایی اشخاص حقوقی، مالیات بر بهسازی و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و همچنین از پرداخت عوارض گمرکی معاف می‌شوند.   حتی در سال 2015، در یک جلسه فوق‌العاده هیئت مدیره شرکت دولتی راه آهن به نام «راه آهن ازبکستان»، تصمیمی مبنی بر کناره‌گیری دولت از شمار صاحبان این شرکت و تبدیل این شرکت به یک شرکت سهامی اتخاذ شد. در عین حال حاضران در این جلسه گفتند که بخشی از دارایی‌های «راه آهن ازبکستان» به ساختارهای تجاری وابسته به عثمانف فروخته خواهد شد.   شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات عثمانف تحت عنوان (USM Holdings) نیز مذاکراتی را با یک شرکت سوئدی به نام (Telia) برای خرید Ucell ازبکستان که تعداد مشترکان این اپراتور تلفن همراه در کشور در سال 2016 (9.1 میلیون نفر) بوده، شروع کرده است.   ضمنا در جریان سفر رئیس جمهور ازبکستان به روسیه موافقتنامه‌های دوجانبه سرمایه‌گذاری و 55 قرارداد به ارزش 16 میلیارد دلار به امضا رسید. به گزارش یک سرویس خبری ازبک به نام (آزُدلیک) یا «رادیو آزادی» علیشیر عثمانف قصد دارد 7 میلیارد دلار از این 16 میلیارد دلار را سرمایه‌گذاری نماید. اگرچه موثق بودن این برآوردها هنوز تایید نشده است.   علاوه بر عثمانف، الیگارشی‌های دیگری نیز از قومیت ازبک وجود دارند که آنها نیز به پیش بردن منافع تجاری خود در ازبکستان علاقمند هستند و برای شرکت در پروژه‌های جدید آمادگی دارند. برای مثال، میلیاردر روسی اسکندر محمودُف که شرکت معدن و متالوژی اورال متعلق به اوست، به دعوت دولت ازبکستان در حال تنظیم برنامه استخراج معدن تیتانیوم در تبینبولاک واقع در کاراکالپکستان ازبکستان است. وی همچنین قصد دارد یک کارخانه فولادی به ارزش 1.5 بیلیون دلار در این کشور احداث نماید.   البته ازبک‌های ثروتمند علاوه بر روسیه در کشورهای دیگر مثل امارات متحده عربی، ترکیه، مالزی، اوکراین، قزاقستان و اتحادیه اروپا نیز به اندازه کافی حضور دارند. آنها در صورت وجود قواعد بازی واضح و بدون ابهام، می‌توانند سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در ازبکستان انجام دهند.   در این وضعیت، علیشیر عثمانف به عنوان یک حامی (تانک) غیر رسمی برای چنین سرمایه‌گذاران نیمه خارجی عمل خواهد کرد.  این امر بر فرایند تصمیم‌گیری‌ها تأثیر خواهد داشت و به کاهش خودسری سرمایه‌گذاران کمک می‌کند. سرمایه‌دارانی که ثروت خود را از ازبکستان خارج کرده و آن را در کشورهایی مانند روسیه و قزاقستان به کار گرفته‌اند، عادت کرده‌اند که به خاطر امنیت و حفظ سرمایه‌گذاری‌های خود، یک حامی در رده بالای حکومت داشته باشند که در هر زمان و موقعیتی امکان ورود به دفتر ریاست جمهوری را داشته باشد.   بخش خاصی از دستگاه دولتی ازبکستان، از جمله، به احتمال زیاد، بسیاری از کادر رئيس جمهور جدید، از کنترل کامل نیروهای امنیتی که از کریمف به ارث رسیده، خسته شده‌اند، و از سرمایه‌گذاری‌های جدید در این کشور خرسند خواهند بود.  از صحبت‌های شخصی با مقامات ازبک، پیداست که در میان آنها  امروزه این عقیده که سرمایه‌گذاری‌های بزرگ خارجی به طور چشمگیری می‌تواند به روند نوسازی این کشور سرعت بخشد بسیار محبوب است. البته چنین باوری تا حد زیادی ساده‌لوحانه است و تجربه دیگر کشورهای پساشوروی نشان می‌دهد که «نوسازی وابسته به سرمایه الیگارشی» هیچگونه موفقیتی در بر ندارد. بازرگانان بزرگ، درست مانند نیروهای امنیتی سرویس امنیت ملی، سودآورترین بخش های اقتصاد ازبکستان را تقسیم کرده و سپس شروع به تصاحب فضای سیاسی کشور می‌کنند. اما به نظر می‌رسد فعلا مدل «سرمایه‌داری دولتی دوستان»، با وجود ناکارآمدی آن، برای رهبر جدید ازبکستان، مناسب‌ترین ابزار برای تحکیم قدرت و مبارزه وی با رقبای خود از سازمان‌های امنیتی باشد.     نویسنده: رافائل ستارف، تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی در موسسه کارنگی   منبع: مرکز مسکوی موسسه موقوفه کارنگی   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> جامعه و سیاست Fri, 17 Nov 2017 19:43:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3423/ازبکستان-مسیر-الیگارشی-چرا-رهبر-جدید-عثمانف-نزدیک-تر-می-شود الگوی موازنه و بازدارندگی فعال در روابط ایران و روسیه؛ ماهیت و امکان تعمیم http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم یکی از نقص‌های عمده روابط ایران و روسیه در دوره پساشوروی فقدان راهبرد، بی‌ثباتی و تأثیرپذیری آن از متغیرهای ثالث به‌ویژه غرب است. به تبع این نقص، بحث‌های مکرر در مورد راهبردی بودن یا نبودن روابط خصوصاً در طرف ایرانی، وجود انتظارات غیرواقع‌بینانه به‌ویژه در طرف ایرانی (اینکه روسیه باید در روابط با امریکا، عربستان و اسرائیل ملاحظات ایران را «حتماً» در نظر داشته باشد) و برآوردهای غیرواقع‌بینانه از ابعاد روابط (تفسیر گسترده از تعامل گزینشیِ امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در سوریه) همچنان و بدون پاسخ مشخص مطرح هستند.   در کنار این مباحث، این سؤال نیز همواره مطرح بوده که آیا اساساً می‌توان مبنای باثباتی برای این روابط تعریف و آن را پیش‌بینی‌پذیرتر کرد؟ یا اینکه حد نهایی روابط وضع موجود است و باید به تعامل تاکتیکی، مقطعی و موضوعی در موارد خاص از جمله در سوریه بسنده کرد و از آن انتظار بیشتری نداشت؟   برای پاسخ به این سؤال، ضمن احتراز از نگاه تک‌بعدیِ سیاه یا سفید به روابط تهران و مسکو، باید به ملغمه اختلافات و اشتراکات دو کشور دیدی واقع‌بینانه داشت. تحقق این امر در وهله نخست مستلزم شناخت واقع‌بینانه از ایران در روسیه و از روسیه در ایران و نیز برداشت عینی از منافع، اختلافات، اشتراکات و ظرفیت‌های جاری در این روابط است (در شرایط حاضر، این شناخت به‌ویژه در طرف ایرانی غیرواقع‌بینانه است). همچنانکه دو کشور در سطوح مختلف منافع و دیدگاه‌های مشترک دارند، در همین سطوح نیز اختلافات مشهود است. از جمله اشتراکات طرفین؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فهم بهینه‌تر از ظرفیت‌های یکدیگر بعد بحران اوکراین و سوریه برای تأمین منافع مشترک 2) در سطح منطقه‌ای؛ درک عینی‌تر از ضرورت و کارآمدی همکاری منطقه‌ای برای تأمین منافع و ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی از جمله در خاورمیانه و سوریه 3) در سطح بین‌المللی، تأکید عملی دو کشور بر مخرب بودن نظم تک‌قطبی و سیاست تهاجمی امریکا از جمله در خاورمیانه در قالب پروژه‌های دخالت بشردوستانه و دموکراسی‌سازی.   از سوی دیگر، اختلافات عمده‌ای نیز در این سه سطح به چشم می‌خورند که از این جمله؛ 1) در سطح دوجانبه؛ فقدان اعتماد متقابل و نامتقارن بودن روابط 2) در سطح منطقه‌ای؛ تعارض سیاست چندبرداری روسیه در مقابل سیاست مقابله‌ای ایران با محور و متحدان غرب در منطقه (از جمله در موضوع عربستان و اسرائیل) 3) در سطح بین‌المللی؛ تعریف متفاوت از امریکا به عنوان بخشی از مشکل یا بخشی از راه‌حل.   همچنانکه اشاره شد، باید به ملغمه این اختلافات و اشتراکات دیدی واقع‌بینانه داشت و از نگاه سیاه یا سفید که در گذشته باعث خسارت شده، احتراز کرد. در این بین، آنچه باعث تحول مثبت در روابط و چربش اشتراکات بر اختلافات شده، فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی دو طرف در منطقه بوده که در همکاری آنها در سوریه مشهود است. اما باید اعتراف کرد که این همکاری انتخابی نبوده و در عمل، دو کشور مجبور به تعامل شده‌اند. لذا، به‌رغم همکاری عمیق در سوریه، آینده این همکاری نه تنها در این کشور، بلکه در کلیت روابط نیز چندان قابل پیش‌بینی نیست و گاهاً اختلافات وجه پررنگ خود را نشان می‌دهند. از این جمله می‌توان به ناخرسندی تهران از توافق روسیه با امریکا و اردن در مورد جنوب سوریه که با اطلاع اسرائیل انجام شده، اشاره کرد.   فرض این نوشتار این است که در عین این اختلافات، می‌توان الگوی «موازنه و بازدارندگی فعالی» که ایران و روسیه در سوریه تجربه کردند، را با توجه به پایداری ضرورت‌های امنیتی و ژئوپولیتکی به صورت نسبی در روابط تثبیت و از آن به عنوان مبنایی برای تعامل نسبتاً پایدار استفاده کرد. از جمله این ضرورت‌ها؛ 1) شرایط متغیر منطقه‌ای و بین‌المللی؛ بی‌ثباتی‌های ناشی از تغییرات در این حوزه‌ها و گذار نظام بین‌الملل و نظامات منطقه‌ای به نظم جدید 2) تأکید امریکا بر ادامه سیاست تهاجمی در عرصه بین‌الملل از جمله علیه ایران و روسیه و حفظ گفتمان فشار بر این دو کشور که در قالب سیاست تحریم و دربرگیری نظامی آنها مشهود است. 3) ماندگاری و تشدید تهدیدات نامتقارن فرامرزی از جمله تروریسم بین‌الملل که به خودی خود یا با هدایت برخی کشورها چالش‌هایی را علیه منافع ایران و روسیه ایراد کرده و در آینده نیز خواهند کرد.   افغانستان عرصه‌ای است که این الگو قابلیت پیاده شدن را دارد. هرچند افغانستان با سوریه متفاوت است، اما در این کشور هر سه ضرورتی که ایران و روسیه را وادار به همکاری در سوریه کردند، وجود دارند؛ 1) تأثیر افغانستان در بی‌ثباتی منطقه 2) استفاده امریکا از افغانستان برای قبض ژئوپولیتکی ایران و روسیه 3) تهدید تروریسم فرامرزی (طالبان و داعش).   هرچند فوریت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی در سوریه، ایران و روسیه را به صورتی غیرانتخابی وادار به همکاری کردند، اما دو کشور با رویکردی انتخابی، ابتکاری، همکاری‌جویانه و متقابلاً سودمند می‌توانند تعامل در افغانستان را برای کاهش و رفع تهدیدات متقارن و نامتقارن بازگفته در دستور قرار دهند. منظور از این همکاری، ضرورتاً تعامل نظامی نیست و بازدارندگی فعال می‌تواند به شیوه‌های مختلف عملیاتی شود. در عین حال، چنین همکاری همچنان «گزینشی» خواهد بود، محدودیت‌های خود را خواهد داشت و تفسیر گسترده از آن همچون تعامل ایران و روسیه در سوریه صحیح نیست. با این وجود، می‌تواند ذیل الگوی «موازنه و بازدارندگی فعال» روندهای پایدارتر و پیش‌بینی‌پذیرتری را ایجاد نماید.   یکی از سازوکارهایی که در مساعدت به این پایداری موثر خواهد بود، نهادینه کردن روابط از طریق همکاری نهادی و سازمانی در سازمان شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حتی سازمان پیمان امنیت جمعی است. هرچند این سازمان‌ها کارآمدی بایسته را ندارند و از آنها، تعامل ایران با آنها و همکاری ایران و روسیه در آنها نباید انتظارات گسترده‌ای داشت، اما نهادینه کردن روابط از این طریق می‌تواند چهارچوبه نسبتاً مشخص‌تری به روابط دو کشور بدهد.     منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 14:46:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3421/الگوی-موازنه-بازدارندگی-فعال-روابط-ایران-روسیه-ماهیت-امکان-تعمیم پیام سمرقند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند روزهاي جمعه و شنبه ١٩ و ٢٠ آبان ماه ٩٦ شهر تاريخي سمرقند شاهد برگذاري همايشي بزرگي بود. اين همايش كه با همكاري مشترك دولت ازبكستان و سازمان ملل متحد برگذار شد عنوان " آسياي مركزي : گذشته اي همسان و آينده مشترك ، همكاري براي توسعه پايدار و رفاه متقابل" را براي خود انتخاب كرده بود. همايش با سخنراني رييس جمهور ازبكستان ، معاون دبيركل سازمان ملل و پيام ويديويي دبيركل ، خانم موگريني مسئول ارشد سياست خارجي اتحاديه اروپا شروع شد و با سخنراني وزاري امور خارجه كشورهاي آسياي مركزي و ديگر از كشورها از جمله دكتر ظريف وزير امورخارجه جمهوري اسلامي ايران ادامه يافت. ظرافت سخنراني ظريف آن بود كه به زبان فارسي صورت گرفت.   ظريف تنها سخنراني بود كه به زباني غير از زبانهاي اعلام شده همايش يعني روسي و انگليسي، سخنراني نمود. براي سمرقنديان و بخاراييان و ديگر فارسي زبانان اين ظرافت ظريف دلچسب بود. در طول دو روز كنفرانس مجموعا ٧٠ سخنراني در جلسات عمومي و تخصصي همايش انجام شد كه در موضوعات مختلف و متعددي بودند و لزوما سخنرانان خود را متعهد نمي ديدند كه در چارچوب برنامه اعلام شده صحبت كنند بلكه هر انچه را خود مي پسنديد، مي گفتند و برخي هم گزارش كار سازمان متبوع خود را ارايه مي دادند. از نظر من اين همايش سه سلسله پيام در هم پيچيده داشت كه مي توان انها را به پيامهاي آشكار ، پيامهاي ضمني و پيامهاي نا گفته تقسيم كرد. الف ) پيامهاي آشكار: پيامهاي آشكار همايش در بيانيه پاياني آن كه در چهار صفحه منتشر شد آمده است . در اين بيانيه نام تمام كشورها و سازمانهاي بين المللي شركت كننده در همايش آورده شده و پس از آن مطلب كلي ارايه شده توسط رييس جمهور ازبكستان ، دبير كل سازمان ملل ، نماينده عالي اتحاديه اروپا و ديگر مقامات رسمي كه در راستاي اهداف همايش سخنراني داشتند آورده شده است.   البته در اين بيانيه مفصل علايق و موضوعات مورد توجه دولت ازبكستان برجستگي خاصي دارد. ضرورت تقويت نقش سازمان ملل در مديريت چالشهاي امنيتي آسياي مركزي ، ضرورت توجه به مديريت منابع آب ، ضرورت مقابله به تهديدات تروريسم ، تقويت ديپلماسي پيشگيرانه و لزوم توجه به برنامه هاي توسعه در كشورهاي آسياي مركزي از نكات مهم اين بيانيه است. ب ) پيامهاي ضمني: اين سلسله از پيامهاي همايش كه به نوعي مهمتر از پيامهاي آشكار آن هستند را مي توان در پنج پيام خلاصه كرد:   1. آسياي مركزي بعد از گذشت ٢٥ سال از استقلال خود و كسب تجارب مختلف در مرحله جديدي از باز تعريف استقلال و همكاريهاي منطقه اي و بين المللي خود قرار گرفته است و كشورهاي آسياي مركزي انتظار دارند دنيا شرايط نوين انها را به رسميت شناخته و رابطه جديدي با اين كشورها تعريف كند.   2. براي بيش از ٣٠٠٠ سال افغانستان بخشي از آسياي مركزي بوده است و سياست تقسيم اسياي مركزي به افغانستان و ماورالنهر كه سياست دوران شوروي بود ديگر جواب نمي دهد. افغانستان را نمي شود به انزوا كشاند بايد راهي براي غلبه بر بحران افغانستان از طريق همكاريهاي منطقه اي جستجو كرد.   3. در بيست و پنج سال گذشته همكاريهاي منطقه اي عملا شكل نگرفته است. ابتكارات همگرايي و همكاريهاي منطقه اي ريشه بيرون منطقه اي داشته است. طرح هاي روسيه ، چين ، امريكا و ديگر كشورها و سازمانها براي منطقه نتوانسته است موجب افزايش همكاريهاي منطقه اي شود. كشورهاي آسياي مركزي در جستجوي نوع مخصوصي از همكاريهاي منطقه اي بين خود هستند.   4. كشورهاي آسياي مركزي تجارب همگرايي در اتحاديه اروپا و آ سه آن را مورد توجه قرار داده اند ولي با هر دو انها فاصله زيادي دارند.   5. "هويت" موضوع اساسي براي كشورهاي آسياي مركزي است و تعريفي كه كشورهاي آسياي مركزي از هويت خود ارائه مي كنند بايد در تمامي طرح هاي همگرايي و همكاريهاي منطقه اي مورد توجه قرار گيرد. ج ) پيامهاي ناگفته: از نظر من پيامهاي ناگفته همايش سمرقند مهمترين بخش از سلسله پيامهاي اين همايش محسوب مي شود كه مي توان اين پيامها را نيز در پنچ پيام مهم ذكر كرد:   1- تداوم و تغيير در ازبكستان : اين همايش در نشان دادن تغييرات ايجاد شده در ازبكستان پس از فوت اسلام كريم اف و به قدرت رسيدن شوكت ميرضيايف همزمان با حفظ اصول كلي كشور و احترام به ميراث فكري اسلام كريم اف موفق بود. سخنراني رييس جمهور ميرضيايف چشم انداز آينده كشور را به تصوير مي كشيد و برنامه هاي اصلاحي دولت ازبكستان را در زمينه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي معرفي مي كرد و همزمان اين برنامه را ساختار شكنانه و بي توجهي به گذشته معرفي نمي كرد.   2- نقش ازبكستان: همايش نقش سازنده اي از ازبكستان در رابطه با كشوهاي آسياي مركزي و ساير همسايگان به تصوير مي كشيد. در اين تصوير ازبكستان كشوري است كه تمايل دارد بدون دخالت در امور ديگر كشورهاي آسياي مركزي همكاريهاي منطقه اي خود را گسترش دهد.   3- هويت و استقلال : از نظر من كشورهاي آسياي مركزي خصوصا ازبكستان بعد از ٢٥ سال استقلال و هويت خود را باز تعريف مي كنند و در اين تعريف جديد از خود عناصر و شاخصه هاي هويت ملي برجسته تر خود را نشان مي دهد. معني ديگر اين سخن آن است كه واگرايي فرهنگي اين كشورها با فرهنگ روسي در حال افزايش است.   4- اين همايش تلاش داشت نشان دهد كه اسلام معتدل ، غير سياسي ، غير افراطي و عرفاني ميراث تاريخي ازبكستان است. بخارا مركز بزرگ ديني شرق بوده است. اروپا مي تواند به اين بخش از هويت تاريخي و ديني ازبكستان توجه كند. امامان جماعت تربيت شده در ازبكستان مي توانند در مساجد اروپايي خدمت رساني خوبي داشته باشند   5- اروپا به طرح چين در خصوص " يك جاده ، يك كمربند " حساس شده و آن را طرحي مي داند كه اينده منطقه را تغيير خواهد داد ولي هنوز ابعاد اين تغيير را نمي داند. استراتژي جديد اروپا در آسياي مركزي كه اخيرا به تصويب رسيده است به نوعي بر اين موضوع متمركز خواهد شد. سخنراني اينجانب درباره" نقش كشورهاي همسايه افغانستان در صلح و ثبات اين كشور " بود كه در اين سخنراني با تشريح اين موضوع كه سه مولفه ثبات ، امنيت و توسعه عناصر اصلي حل بحران افغانستان از چهل سال گذشته تا كنون محسوب مي شود و بايد به اين سه مولفه هم زمان توجه شود بر اين نكته تاكيد داشتم كه ثبات افغانستان موضوعي داخلي است ، امنيت موضوعي منطقه اي است كه بايد با همكاري همه همسايگان افغانستان بدست آيد و توسعه افغانستان در گرو همكاريهاي بين المللي است.   منبع: خبرآنلاین   ]]> سیاست خارجی Fri, 17 Nov 2017 06:49:50 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3420/پیام-سمرقند رزمایش سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان (2017) http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3422/1/رزمایش-سازمان-پیمان-امنیت-جمعی-تاجیکستان-2017 در رزمایش نیروهای واکنش سریع سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان (2017) بیش از پنج هزار نیروی نظامی از روسیه، بلاروس، قراقستان، تاجیکستان، ارمنستان، قرقیزستان و قزاقستان جدیدترین آموزش‌های نظامی در مبارزه با گروه‌های تروریستی و نیروهای متخاصم خارجی را فرا می‌گیرند. همچنین نیروی هوایی روسیه با اعزام ۴۰ فروند هواپیماو بالگردهای نظامی از نوع سوخو ۲۴ و ۲۵، آنتونوف ۱۲۴ و ام ای ۸ و ۲۴ به سه پایگاه نظامی در این رزمایش به طور فعال حضور دارد.   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Thu, 16 Nov 2017 09:06:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3422/1/رزمایش-سازمان-پیمان-امنیت-جمعی-تاجیکستان-2017 اهداف رژیم اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز http://www.iras.ir/fa/doc/note/3419/اهداف-رژیم-اسرائیل-آسیای-مرکزی-قفقاز بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، رژیم صهیونیستی به دنبال افزایش حضور در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است. اجمالا اهداف و انگیزه های این اقدام بررسی میشود:   خروج از انزوا: سیاست خارجی رژیم اسرائیل از سال 1950 و از دوران بن گورین، خروج از انزوا را دنبال کرده و صهیونیسم تلاش دارد درگیری اسرائیل با فلسطین نه به عنوان مشکل این رژیم با جهان اسلام بلکه به عنوان جنگ اسرائیل با اعراب تلقی شود. به همین دلیل رژیم صهیونیستی سعی دارد با برقراری ارتباط با کشورهای غیر عرب و مسلمان، اینگونه القا کند با کشورهای مسلمان، روابط خوب و حسنه دارد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصتی مناسب برای تحقق این هدف برای رژیم صهیونیستی ایجاد شد. چرا که تعدادی از کشورهای مسلمان که دارای سیستم حکومتی لائیک یا غیردینی بودند، در آسیای مرکزی و قفقاز پدید آمدند. از این پس یکی از سیاستهای این رژیم، برقراری روابط رسمی با این کشورها و بزرگنمایی این مناسبات براساس سیاست خروج از انزوا بود.   تخریب روابط ایران: تخریب و تضعیف روابط دوستانه ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، هدف دیگر رژیم صهیونیستی است و در این خصوص با استفاده همه جانبه از رسانه و اعمال دیپلماسی عمومی، در مقاطع مختلف با انتشار اخبار ساختگی یا ناقص، سعی در بدبین کردن مسئولان آسیای مرکزی و قفقاز نسبت به ایران و برعکس دارد. رژیم اسرائیل سعی دارد در هماهنگی با آمریکا و فعال سازی دیپلماسی عمومی، جمهوری اسلامی ایران در منطقه را به عنوان یک تهدید معرفی کرده و در سیاست همسایگی ایران اختلال ایجاد کند.   فروش سلاح: هدف سوم اسرائیل، بازاریابی برای فروش سلاح بوده و برای تحقق این هدف، تمایل دارد تنشها و مناقشه ها در این منطقه تداوم یافته و مرتفع نشود. رژیم اشغالگر فلسطین در جریان درگیری های ارمنستان و آذربایجان، همین موضوع را دنبال می کند و با فروش سلاح به هر دو طرف سعی در حفظ یا تشدید مناقشه قره باغ را دارد. حمایت پنهان تل آویو از گروه های تکفیری تروریستی مانند داعش هم در همین رابطه است.   تاثیر بر رفتار روسیه: فدراسیون روسیه و رژیم صهیونیستی بهرغم داشتن روابط رسمی، از لحاظ راهبردی بویژه با توجه به بحران سوریه، دارای اختلافات جدی هستند. یکی از اهداف تل آویو از حضور در آسیای مرکزی و قفقاز که حوزه فعالیت و حیات خلوت مسکو محسوب میشود، تاثیرگذاری منفی بر روابط مسکو و این منطقه و به نوعی مهار قدرت روسیه است.   نفوذ فرهنگی: رژیم صهیونیستی با تاسیس مراکز متعدد فرهنگی تحت پوشش نهادهای خیریه دراین جمهوری ها و با به کارگیری ابزارها و شیوه های فرهنگی از جمله برگزاری جشنواره های فیلم، نمایشگاه های کتاب و... درصدد نفوذ فرهنگی در این کشورهای مستقل و مسلمان است. به موارد فوق باید فعالیت های اطلاعاتی و جاسوسی، حمایت از تجزیه طلبان، و تقویت جایگاه اقلیت های یهودی را نیز اضافه کرد. البته به رغم فعالیت های گسترده فرهنگی اسرائیل برای تقویت نفوذ مردمی، به دلیل جنایات این رژیم علیه مردم مظلوم فلسطین، روابط تل آویو و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از نظر مردم مسلمان این کشورها، نکوهیده و غیرقابل پذیرش است.   نکته آخر این که توسعه روابط رژیم اشغالگر با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، ارتباط مستقیم با نوع روابط ایران با این کشورها دارد. در واقع به هرنسبت که روابط ایران و کشورهای منطقه تقویت شود، به همان نسبت مناسبات اسرائیل و این کشورها تضعیف می شود. به همین دلیل باید تقویت مناسبات ایران با کشورهای منطقه و بخصوص با همسایگان شمالی را بر مبنای سیاست مقابله با اسرائیل طراحی کرد و برای آن اولویت ویژه قائل شد. به عبارت دیگر با توسعه روابط و تقویت اعتماد میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، بویژه در حوزه های اقتصادی، میتوان انزوای اسرائیل در منطقه را شاهد بود.    منبع: روزنامه جام جم     ]]> جامعه و سیاست Thu, 16 Nov 2017 07:16:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3419/اهداف-رژیم-اسرائیل-آسیای-مرکزی-قفقاز مردم روسیه به سیاست خارجی ایران زیاد فکر نمی کنند و در رسانه­ های روسیه صحبت­ های چندانی در این خصوص نمی شود http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3417/مردم-روسیه-سیاست-خارجی-ایران-زیاد-فکر-نمی-کنند-رسانه-های-صحبت-چندانی-این-خصوص-شود یادداشت سردبیر: فهم و تبیین وضعیت کنونی و آینده روابط دو کشور ایران و روسیه همواره یکی از دغدغه ها و تلاش های تحلیلگران و موسسات پژوهشی در این زمینه بوده است. با توجه به این رسالت، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در مصاحبه ای مکتوب با خانم دکتر یولیا سویشنیکووا، پژوهشگر مدرسه عالی اقتصاد و مشاور موسسه مطالعات سیاسی روسیه، که از نزدیک تحولات داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را رصد و تحلیل های متعددی در خصوص اقدامات و سیاست های ایران منتشر می نمایند، به طرح موضوعاتی پرداخته که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آنچه در ادامه از نظر می گذرد، ترجمه کامل متن مصاحبه مکتوب ایراس با خانم دکتر سویشنیکووا بوده که پیش تر به صورت انگلیسی انجام شده است.     ظرفیت های واقعی ایران و روسیه برای همکاری در جهت مقابله با تحریم های آمریکا چیست؟   "به نظر می رسد بعد از تصویب تحریم های جدید علیه ایران و روسیه (تحریم های کاتسا) در دوم آگوست امسال (2017) توسط دونالد ترامپ، مقامات سیاسی بلند پایه ایران و روسیه احساس تمایل بیشتری به تقویت روابط دو جانبه پیدا کرده اند. هم اکنون این روابط نزدیک می تواند دو هدف را همزمان دنبال کند: نخست، برانگیختن آمریکا به واسطه تقویت قطبی جایگزین در ساختار بین­الملل به شکل آشکار و دوم متنوع ساختن شیوه­ های دور زدن تحریم­ها. برای مثال در اول نوامبر امسال، رهبر انقلاب ایران در دیدار با پوتین اشاره­ای به جایگزینی دلار با ارزهای رایج دو کشور در تبادلات تجاری دو یا چند جانبه داشتند، روشی که ایران از چندی پیش از آن مکررا استفاده می کند. ادغام سیستم­ های کارت بانکی جزو سایر شیوه ­های تسهیل معاملات مالی است که این دو کشور اخیرا درباره آن به گفتگو پرداخته­اند. همچنین اخیرا مذاکرات راجع به معامله نفت («نفت در برابر کالا») بین ایران و روسیه یعنی فروش بخشی از نفت ایران در عوض کالا و بخشی دیگر با پرداخت به یورو، بین وزیر نفت ایران و وزیر انرژی روسیه مجددا به میان آورده شده است. به نظر من، توسعه روابط در حوزه­ های مختلف، بالاخص در حوزه اقتصادی، فرهنگی، ترویج تبادلات علمی با چشم ­اندازی بلند مدت برای تقویت مناسبات دو جانبه، راه بهتری برای مقابله با سیاست­گذاری ­های آمریکا فراروی این دو کشور قرار می دهد، تا اینکه بخواهند برای هر نوع عمل اینچنینی از طرف آمریکا به صدور بیانیه­های سیاسی ویژه متوسل شوند."   با توجه به تمایل آشکار آمریکا برای نقض توافق هسته ای (برجام)، سیاست و ابزار روسیه برای مقابله با نقض برجام از سوی واشنگتن چیست؟   "روسیه در موارد متعددی اظهار داشته حاضر نیست در خصوص برنامه اقدام دیگری به مذاکره بنشیند و حمایت کامل خود را از این کشور و تلاشش در پایبندی به توافق هسته­ ای بیان داشته است، با این حال توانایی­ اش در اثر گذاری بر کشورهای اروپایی متعهد به برجام همانند تهران با محدودیت مواجه است، مسکو در انتظار چگونگی واکنش اتحادیه اروپا به موضع آمریکاست که این نیز منوط به تصمیمات کنگره بعد از نتیجه­ گیری در خصوص عکس­ العملش راجع به تصمیم ترامپ بروز می دهد."   "به عقیده من باقی ماندن به عنوان یک طرف از متعهدان به برجام و عدم ورود به بحث­های مناقشه آمیز بین­ المللی راجع به آن تصمیمی است که در نهایت آمریکا آن را اتخاذ خواهد نمود، ولی آمریکا تا جایی که امکان داشته باشد از طریق تحریم های اقتصادی ایران به خاطر برنامه­ های موشک ­های بالستیک، مسایل حقوق بشر و توانایی این کشور در اثر گذاری بر تحولات منطقه­ ای به نفع خودش (با حمایت از متحدانش و بدین جهت محکوم شدن به خاطر حمایت از تروریست­ ها) به تضعیف این برنامه خواهد پرداخت."   "در رابطه با این موضوع توانایی روسیه در جلب موافقت کشورهای اروپایی در اعمال فشار روی آمریکا بیشتر به خواست سیاسی این کشورها بستگی دارد تا مهارت­ های دیپلماتیک روسیه."   انتظار دولت روسیه از ایران در برخورد و مدیریت تحولات و بحران های غرب آسیا و خلیج فارس چیست؟   "روسیه از زمان بحران قطر که ناگهان در اوایل ماه ژوئن امسال (2017) رخ داد، موضع خنثی و به همان اندازه دور به خود گرفت. مسکو روابط بلند مدت خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است. احتمالا در آغاز این بحران امیدهایی وجود داشت مبنی بر اینکه تهران با حمایت آنکارا سریعا به دوحه پیشنهاد کمک می دهد و مسکو با رویکردی خنثی و صلح­ آمیز با توجه به سایر مسایل به گفتگوهای آستانه در اجرای فعالیت­هایش در این زمینه کمک کند، جایی که روسیه، ایران و ترکیه جزو تضمین کنندگان اصلی به شمار می روند. ولی به طور کلی فکر نمی کنم انتظارات خاصی از ایران وجود داشته باشد."   با توجه به روابط خوب روسیه با ایران و عربستان، چرا تابحال مسکو اقدام جدی و مشخصی در خصوص میانجیگری میان تهران و ریاض انجام نداده است؟   "من روابط بین مسکو و ریاض و حتی مسکو با تهران را صمیمانه تلقی نمی کنم. اجازه دهید جهت­گیری عملگرایانه روسیه و در نتیجه نگرش عملگرایانه در مقابل شرکا و دیگر کشورها که با آنها به مذاکره می پردازد را یادآور شوم. بنا به دلایلی، یکی از این جهت­گیری­ها این است که ایران و عربستان تولید کنندگان بزرگ نفت هستند و برقراری هماهنگی در این بازار برای روسیه از اهمیت برخوردار است. مسکو ترجیح می دهد روابط خوبی با بازیگران منطقه­ای مختلف حفظ کند. در شروع سال 2016 بعد از اعدام شیخ نمر از سوی عربستان و متعاقبا بروز تظاهرات در ایران که با حمله به سفارت این کشور به اوج خود رسید، روسیه پیشنهاد کمکش را اعلام نمود."   "در اکتبر 2017، میخائیل بوگدانوف نماینده روسیه در امور خاورمیانه مجددا آمادگی مسکو جهت انجام وظیفه میانجی­گری بین ایران و عربستان را مطرح کرد تا بدین طریق زمینه­ای برای انجام مذاکرات و نیز تبادل پیام ایجاد گردد و یادآور شود که این پیشنهاد بر روی میز هر دو همکار ایرانی و سعودی­مان باقی خواهد ماند. بدین ترتیب شاید این دو کشور مسکو را به عنوان بهترین میانجی ندیدند، ولی به احتمال زیاد بدین خاطر بوده است که هیچ تصمیمی مبنی بر اینکه حداقل از کشورهای داوطلب خواسته شود این وظیفه را به عهده بگیرند اتخاذ نشده بود. اخیرا، بعد از دیدار ملک سلمان از روسیه، شایعاتی پخش شده مبنی بر اینکه مسکو موفق به جلب رضایت اولیه دو طرف در مورد بکار گیری مهارت­ های میانجی گری اش شده است. اجازه دهید ببینیم این امر چگونه پیش خواهد رفت."   نگاه جامعه روسیه به کشور ایران و سیاست های تهران در تحولات و بحران های غرب آسیا و خلیج فارس چیست؟ آیا جامعه ایران را بخشی از مشکلات خاورمیانه می دانند یا بخشی از راه حل این مشکلات؟   "اگر از جامعه به شکل کلی صحبت کنیم، مردم روسیه به سیاست خارجی ایران زیاد فکر نمی کنند و در رسانه­ های روسیه صحبت­ های چندانی در این خصوص نمی شود و برای همین بیشترین چیزی که مردم از آن اطلاع دارند می توان به مسئله برنامه هسته ­ای ایران و خشم آمریکا از این قضیه اشاره کرد. اگر بیشتر راجع به درک­شان تحقیق کنیم، متوجه می شویم ایران را کشوری آشفته با محدودیت­های قانونی داخلی زیاد، نابرابری علیه زنان و فرصت­های محدود برای جوانان می دانند یا شاید آن را کشوری می بینند که صنایع دستی فراوانی (به دلیل محدودیت توسعه صنعت) و کشاورزی ارگانیک بیشتر (به دلیل محدودیت در واردات محصولات شیمیایی) دارد. اصولا مردم روسیه نیازی به افزایش آگاهی ­شان درباره ایران نمی بینند. برای همین، ذهنیت جامعه عمومی به حدی نمی رسد که راجع به سیاست خارجی این کشور به اندیشه بپردازند. احتمالا این شرایط در ایران متفاوت باشد، جایی که نگاه ملت سیاسی شده و با توجه خاصی به جهان بیرون از جمله روسیه می نگرند، که تقریبا به پوشش خبری رسانه­ ها در خصوص مسایل مرتبط با روسیه بر می گردد. واکنش مردم ایران در رابطه با اجتناب فروش سیستم موشک­های اس-300 توسط روسیه بعد از صدور قطعنامه 1929 سازمان ملل را به خاطر دارید؟"   "فکر می کنم در سطح مقامات بلند پایه روسی، درک و برخی مواقع شاید همدردی راجع به مشکلاتی که ایران به خاطر فشارهای بین ­المللی با آنها دسته و پنجه نرم می کرد وجود داشت، ولی مجددا باید بیان داشت در مسکو منافع ملی تصمیم­گیران که با احساسات مختلف عملگرایانه آمیخته شده هدایتگری آنها را به عهده دارد. بدین ترتیب، اعتقاد بر این است که در مسایل منطقه ­ای، همچون سوریه، به ایران در قالب بخشی از راه­ حل نیاز است و به همین دلیل تهران، بازیگر فعالی در فرآیند آستانه به شمار می آید. سرچشمه حمایت­ روسیه از برجام به تلاش­ هایی که روسیه در حل این مسئله سرمایه­ گذاری کرده است و نیز تمایل قابل درکش برای حفظ حاکمیتی بدون تسلیحات در گسترده جهانی و نیز باثبات در خاورمیانه بر می گردد. بنابراین، به ایران با توجه به حسی عملگرایانه در قالب بخشی از راه ­حل و نیز عنصری مهم در موازنه منطقه ­ای نگریسته می شود."   با توجه به نگرش منفی اکثریت جامعه ایران نسبت به روسیه، ابزارهای قدرت نرم مسکو در تاثیرگذاری بر جامعه ایران و تغییر این نگرش چیست؟   "هرچه بیشتر درون جامعه ایران غرق می شوم، بیشتر می بینم که روسیه از قدرت نرم خود برای بهبود وجهه خود در ایران به اندازه کافی استفاده نکرده است. اوایل امسال نمایندگی بنیاد «روسکی میر» را می بینید که در دانشگاه تهران افتتاح شد یا دانشگاه­ های­ مان از هر دو طرف که دیدارهایی با ماهیت علمی یا تجاری با هم انجام می دهند. اخیرا یکی از نمونه­ های این چنینی را می توان در اواخر اکتبر 2017 با عنوان کنفرانس مشترک بنیاد الکساندر گورچاکوف در خصوص دیپلماسی عمومی به همراه دانشگاه شهید بهشتی نام برد. روسیه از اساتیدی که به ایران برای ایراد سخنرانی می روند حمایت می کند و در برخی مواقع محققان روسی با حمایت سفارت ایران و اتاق­ های فکر روسیه و نهادهای تحقیقاتی با همکاری همتایان ایرانی­شان مقالات تحقیقاتی منتشر می کنند. هیئت ­های تجاری به منظور آشنا شدن با وضعیت موجود در هر دو کشور دیدارهایی با هم ترتیب می دهند. ظاهرا، اینها بخش کوچکی از کارهای است که می توان انجام داد. برای مثال، همچنان برای بهبود دیدارهای دو طرفه بین دو کشور از حذف ویزا صحبت به میان می آوریم. اخیرا دوباره سفیر روسیه دیدگاه حذف ویزا را یادآور شده است، با این حال ایران همچنان در لیست طراحی شده توسط وزارت خارجه روسیه جزو کشورهای «خطرناک برای مسافرت» قرار دارد که یعنی ویزای گردشگری برای ایرانیان تنها باید از خود ایران به دست آید و از طریق برخی کشورهای ثالث نمی توان به سفارت روسیه درخواست ویزا کرد. همچنین این روند بیانگر دیگر محدودیت هایی نیز می باشد."   "با وجود این، با توجه به اقدامات ناکافی روسیه، به این سوال بر می گردیم که تهران در مورد خصومتی که درباره روسیه در بین ایرانیان وجود دارد چه کاری انجام می دهد یا از چه چیزی چشم پوشی می کند (اگرچه معتقدم شرایط کنونی بهتر از سال­های گذشته است)؟ آیا راجع به این مسئله که روسیه در ارتباط با ایران چه کارهای نادرستی انجام داد و اینکه تلاش­های چندانی برای توضیح رفتارهای چند پهلوی روسیه صورت نگرفت، همه اینها به علاوه چاشنی خاطرات تاریخیِ همچنان دردآوری که به بیش از صد سال پیش بر می گردد، فشارهای زیادی احساس نمی شود؟ به همکاران ایرانی ام گفتم که باید دلیلی وجود داشته باشد که حافظه ایرانیان تا بدین حد با معاده­ های گلستان و ترکمانچای گره خورده است، درحالیکه به طور واقع هیچ کدام نیازها و توانایی کنونی برای همکاری را تعریف نمی کند. شاید در برنامه­ های درسی و گفت و گوهای روزمره تاکید زیادی بدان می شود؟! بنابراین، وقتی این امر را با انتظارات زیاد برخی از «برادری­ های» غیر­منطقی از جانب مسکو در ایران ترکیب کنیم، نتیجه ­اش تناقضات شدیدی است که به وجود می آید. این را در قالب راه طولانی که دو کشور برای دستیابی به درک متقابل باید بپیمایند می بینم، که مصالحه راجع به اتفاقاتی که در گذشته رخ داده است باید بخشی از آن باشد."     ]]> جامعه و سیاست Wed, 15 Nov 2017 04:40:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3417/مردم-روسیه-سیاست-خارجی-ایران-زیاد-فکر-نمی-کنند-رسانه-های-صحبت-چندانی-این-خصوص-شود