موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/society-and-culture Wed, 21 Feb 2018 08:23:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 21 Feb 2018 08:23:33 GMT فرهنگ و هنر 60 طبیعت روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3568/1/طبیعت-روسیه عکس های منتشرشده در پنجمین فستیوال «اولین انتشار - 2018» روسیه   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 15 Feb 2018 15:55:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3568/1/طبیعت-روسیه شفق قطبی در استان مورمانسک روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3531/1/شفق-قطبی-استان-مورمانسک-روسیه ]]> فرهنگ و هنر Thu, 18 Jan 2018 19:22:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3531/1/شفق-قطبی-استان-مورمانسک-روسیه جشن سال نو (2018) در روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3507/1/جشن-سال-نو-2018-روسیه ]]> فرهنگ و هنر Thu, 04 Jan 2018 15:43:32 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3507/1/جشن-سال-نو-2018-روسیه روسیه در آستانه سال 2018 http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3497/1/روسیه-آستانه-سال-2018 ]]> فرهنگ و هنر Thu, 28 Dec 2017 17:11:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3497/1/روسیه-آستانه-سال-2018 مهاجران؛ پل دوستی میان ایران و افغانستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3490/مهاجران-پل-دوستی-میان-ایران-افغانستان ایده راه اندازی گفتگوهای فرهنگی میان نخبگان فکری و دانشگاهیان دو کشور همسایه، ایران و افغانستان، را دکتر علی اصغر مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی، برای نخستین بار در پاییز ۱۳۹۴ پس از بازدید استادان این دانشگاه از مراکز علمی شهر کابل مطرح کرد. این ایده به دست استادان پژوهشکده فرهنگ پژوهی دانشگاه علامه جامه عمل پوشید و در آذرماه ۱۳۹۵ نخستین دور گفتگوهای فرهنگی میان اندیشمندان دو کشور، با همکاری انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان و دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ایران، در تهران برگزار شد.   نخستین دور گفتگو ها، بیش از هر چیز، به بررسی کلیات و تاکید بر ضرورت افزایش آمدورفت ها میان دانشگاهیان ایرانی و افغانستانی و اشاره به پیوندهای تاریخی دیرینه میان دو ملت گذشت. و در دومین دور این گفتگو ها که در آذرماه ۱۳۹۶ در شهر کابل برگزار شد، محور اصلی بحث ها «گفتگو در باب مهاجرت» بود. این یادداشت، نگاهی دارد بر آنچه که در سفر هیات دانشگاهیان ایرانی به کابل و پنجشیر گذشت.   به یاد یار و دیار در بدو ورود هیات استادان و پژوهشگران ایرانی به کابل، موسسه تحصیلات عالی گوهرشاد، میزبان برنامه رونمایی کتاب تازه بهمن کیارستمی با نام «فتو ریاحی» بود. این کتاب که روایتگر مجموعه ای از عکس های مهاجران افغان و گویای آرزو ها و دلتنگی های سال های دور از وطن آنهاست، در قالبی نو قدرت تخیل بیننده را به کار می اندازد تا داستانی به فراخور هر عکس را در ذهن تصور کند. نمایش این کتاب، سخنان رویا سادات، کارگردان سر شناس افغان و دکتر آرمین امیر، جامعه شناس ایرانی، آغازگر گفتگوهای ما و دوستان افغان درباره مهاجرت بودند. و نمایش فیلم تاثیرگذار «صفر مرزی» که در آن نوجوانان نسل دوم و کودکان نسل سوم مهاجر افغان از سردرگمی های هویتی خود سخن می گفتند، به خوبی دشواری راه پیش رو را نشان می داد.   کز نیستان تا مرا ببریده اند در روز برگزاری همایش در هتل اینترکنتیننتال کابل که بنایی قدیمی و باشکوه و یادگار روزگار پیش از جنگ در این شهر است، در مجموع بیست سخنرانی از سوی دو طرف ارایه شد. در این سخنرانی ها، بر چند نکته اساسی تاکید شد. نخست آنکه مهاجرت پدیده ای ویژه جوامع ما نیست. امروزه یکی از مهم ترین مباحث عرصه سیاست بین الملل، بحث درباره مهاجرت های بین المللی و بررسی ابعاد حقوقی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی این مهاجرت ها است. بنابراین بهتر آن است که این موضوع در دو سطح خرد و کلان همزمان مورد بررسی قرار گیرد.   دیگر آنکه، شرایط موجود در جامعه افغانستان و معادلات منطقه ای و بین المللی گویای آن هستند که آسایش و امنیت در سال های نزدیک در این کشور فراهم نخواهند آمد و از این رو می توان پیش بینی کرد که روند کوچ مردم افغان به دیگر سرزمین ها همچنان ادامه یابد. از این رو، پس از چهار دهه تداوم این وضعیت، باید پذیرفت که هر دو کشور نیازمند برنامه ریزی بلندمدت برای مدیریت بهینه شرایط مهاجران و جامعه میزبان هستند.   و در این میان، وظیفه دانشگاهیان ایرانی و افغانستانی می تواند خطیر تر از دیگر اقشار هر دو جامعه باشد. ارایه راهکارهایی برای افزایش پذیرش اجتماعی مهاجران، سروسامان دادن به شرایط زیست ایشان، راه اندازی سازمان های مردم نهاد در هر دو کشور برای کمک به مهاجران، زمینه سازی برای ادامه تحصیل جوانان مهاجر و پیش بینی برنامه های توانمندسازی مهاجران از جمله موضوعاتی بودند که مورد تاکید دو طرف قرار گرفتند.   به طور کلی، می توان گفت که تلاش برای تبدیل پدیده مهاجرت از یک امر تهدیدآمیز به یک فرصت خوب برای افزایش شناخت و گسترش روابط میان دو ملت ایران و افغانستان، هدف اصلی دانشگاهیان دو کشور بود. آنان راه فرصت سازی از حضور شمار بالای مهاجران افغان در ایران را تلاش های علمی برای گفتمان سازی در دو سطح دانشگاهی و رسانه ای در زمینه استفاده از ظرفیت های جمعیت مهاجر برای پیوند میان دو جامعه می دانستند. این گفتمان سازی مشترک توسط روشنفکری مسوولانه، بیش از هر چیز می تواند بدنه اجتماعی دو کشور را از «همزبانی» به سوی «همدلی» سوق دهد.   به این ترتیب، تلاش برای انجام مطالعه و ارایه راهکارهایی برای حل مشکلات چهارگانه مهاجران (شامل تابعیت، آموزش، بهداشت و کار) می تواند در اولویت مطالعات و پژوهش های علوم انسانی و اجتماعی دو کشور جای گیرد. همچنین بررسی میزان پذیرش نسل دوم و سوم افغان در جامعه مادر (که امروزه آن ها را ایرانی گک یا ایرانی شده می نامند) و وضعیت و جایگاه اجتماعی و اقتصادی ایشان پس از بازگشت به خانه، از جمله دیگر موضوعاتی است که نیاز به مطالعه و آسیب شناسی دارد. اگر در نظر داشته باشیم که در اغلب جوامع، مهاجرانی که به خانه بازگشته اند، پیشروان توسعه جامعه خود شده اند، آنگاه بهتر می توان به اهمیت لزوم رسیدگی به وضعیت مهاجران به خانه بازگشته پی برد.   افزون بر این، در حوزه همکاری های علمی میان دو کشور، وجود ظرفیت بالای دانشگاه های ایران در جذب دانشجو و خالی ماندن بسیاری از صندلی ها در اغلب رشته ها در سال های اخیر، زمینه مناسبی را فراهم آورده تا ده ها هزار دانشجوی افغان، به ویژه آن دسته از ایشان که به عنوان مهاجر در ایران زندگی می کنند، به تحصیلات عالیه بپردازند. این امر نیز نیازمند بررسی کار شناسی و ظرفیت سنجی توسط استادان و پژوهشگران دو کشور است.   از دیگر موضوعات مطرح شده در همایش، بحث قاچاق انسان و ابعاد امنیتی و حقوقی این موضوع، نگاه جامعه شناسانه به ابعاد هویتی و اجتماعی گروه های افغان ـ ایرانی، نقش و جایگاه زنان در امر مهاجرت و همسان شدن با جامعه میزبان و بالاخره، نقد و بررسی سیاست ملی دولت افغانستان درباره بیجاشدگان و عودت کنندگان بودند و در پایان هم چند درخواست دوستانه از ما شد: مردمی را که باز می گردانیم، از مرز نیمروز نفرستیم؛ توجه داشته باشیم مرز را که می بندیم، بحران بازارگانی درست می شود؛ مرز میلک را بهتر مدیریت کنیم، و مرز اسلام قلعه نیازمند بهینه سازی است.   این مردمان نجیب افغان ها اغلب مهمان نواز و خوش خلق هستند. ما انتظار داشتیم بحث مهاجرت که طرح می شود، سر درد دل آنان نیز باز شود و از دلتنگی ها و ناملایمت هایی که گاه در جامعه ما دیده اند، فراوان گلایه کنند. اما آنان رسم میزبانی نگاه داشتند و جز به اندک اشاره ای، به سکوت از کنار برخی از خاطرات تلخشان گذشتند.   با این همه، اندوه روزگار مهاجرت را می شد در سخنرانی دکتر بلقیس علوی جعفری، استاد دانشگاه کابل دید که درباره «بازنمایی مهاجرت در فرهنگ شفاهی افغان ها؛ با تاکید بر شعر و موسیقی» پژوهشی ارزشمند انجام داده است. نوستالژی دوری از وطن که در فارسی به آن «غم غربت» می گوییم، به خلق چنان آثار ارزشمندی انجامیده که در سال های اخیر، ادبیات مهاجرت را در افغانستان بسیار غنی ساخته است.   مسعود؛ قهرمان ملی در این سفر، والی پنجشیر، از سر لطف، هیات دانشگاهیان ایرانی را دعوت کرد تا به این منطقه زیبا و کوهستانی بروند و چند ساعتی مهمان آن ولایت باشند. فاصله کابل تا پنجشیر را در جاده ای با آسفالت خوب و چشم انداز زیبا در دو و نیم ساعت طی کردیم. از کنار رودخانه پرآب پنجشیر و تصاویر شهدا و مزارع وسیع منطقه که گذشتیم، رسیدیم به مقر والی که چندان فاصله ای از آرامگاه باشکوه احمد شاه مسعود نداشت. پس از صرف سیب زرد و خوش طعم پنجشیری، همگی به سوی آرامگاه مردی رفتیم که جهان از کشته شدنش در شهریور ۱۳۸۰ تکان خورد و امروزه در حالی که همه جا تصویرش به عنوان نماد قهرمان ملی به چشم می خورد، می توان زمزمه زیرلب برخی را نیز شنید که انتقادهایی از سیاست ها و عملکردهای او دارند. با این همه، به نظر می رسد مسعود امروزه بیش از هر سیاستمدار و مبارز دیگری در کابل و مناطق اطراف هوادار دارد.   استادان ایرانی بر روی فرش های ترکمن زیبایی که در آرامگاه پهن بود نشستند و در حالی که نسیم خنک آذرماه بر مزار او می وزید، فرصتی دست داد تا دکتر سید رسول موسوی، مشاور وزیر امور خارجه و سفیر پیشین ایران در تاجیکستان، از خاطرات دیدارش با شیر دره پنجشیر و علاقه او به کتابخوان شدن مردم سرزمینش بگوید.   در آن ساعت که ما را وقت خوش بود دکتر داود مرادیان، رییس انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان، سنگ تمام گذاشت و اهالی فکر و هنر را در شب پایانی اقامت هیات ایرانی در کابل دعوت کرد تا در قلعه قدیمی ای که متعلق به سده نوزدهم میلادی است و روزگاری یکی از کاخ های امیرعبدالرحمن خان، حاکم سرزمین افغان ها به شمار می رفته و خاطرات گفتگوهای تعیین خط مرزی دیوراند را هنوز در دل سنگ و آجر خود حفظ کرده، دور هم گرد آییم.   نشستن بر روی تشکچه های پر نقش و نگار و گوش دادن به نوای موسیقی قوالی و اشعار مولانا و بیدل دهلوی و گپ زدن دوستانه مردمان دو سرزمین همسایه، شبی خاطره برانگیز را ساخت. در این میان، فرصتی دست داد تا بزرگان جمع به بازگویی خاطرات خود از دهه پنجاه خورشیدی و سیاست های قدرت های بزرگ در این دو کشور بپردازند و جوان تر ها، در سکوت و خلسه شب قلعه، دانه های سرخ انار را به آهستگی در دهان بگذارند و به سخنان و تحلیل های سیاسی پیشکسوتان گوش دهند.   کابل جان؛ باز هم می آییم نشد که شهر را خوب ببینیم. میزبانان نگران بودند که مبادا گزندی به مهمانان برسد. همینقدر بود که دیدن شهر و مردمان، از پشت شیشه ماشین میسر شد و نشد که در کوچه پس کوچه های کابل گشتی بزنیم و سرگذشتش را از در و دیوار و مردمانش بشنویم. با این همه، خداحافظی ای در کار نیست؛ که این تازه آغاز سلامی دوباره است.       منبع: دیپلماسی ایرانی         ]]> فرهنگ و هنر Fri, 22 Dec 2017 15:04:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3490/مهاجران-پل-دوستی-میان-ایران-افغانستان راپورت قفقازیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3488/راپورت-قفقازیه قدم زدن در کنار رودخانه ترک (Terek) که زمانی در سرزمین ایران جاری بود، شنیدن اذان شامگاهی مسجد مختاروف، به نظاره نشستن مسجد در بسته شیعیان شهر، رفتن به خیابان گورکی که بیش از یک قرن قبل کنسولگری ایران و مدرسه ایرانی نوروز در آن قرار داشت و بالاخره دیدن روی گشاده و آمیخته با احترام و محبت اهالی شهر که وقتی می‌شنوند ایرانی هستی و پاسخ می‌شنوی که از یک ریشه هستیم احساس غریبی را در تمام وجود آدمی شعله‌ور می‌سازد. نمی‌دانی چه بگویی، ترجیح می‌دهی که چیزی نگویی، فقط بشنویی تا گرمی احساس وجودت را محاسبات به‌ظاهر عقلانی به سردی نکشاند. فرصتي دست داد تا از شهری و دیاری دیدار کنم که مردمانش تاریخ تاریخی دارند و با وجود کمی تعداد جمعیتشان در دو جمهوری از هم‌ جدای اوستیای شمالی و جنوبی که کمتر از یک میلیون نفر است، هویت خود را در سیل حوادث بنیان‌کن تاریخ حفظ کرده‌اند و اجازه نداده‌اند فاتحان سرزمینشان تغییردهنده هویتشان شود. اوست‌ها پس از هر تهاجمی که به سرزمینشان شده قوقنوس‌وار از خاکستر خویش برخاسته و ملت خود را برهویت خویش باز ساخته است. اوست‌ها خود را آریایی دانسته و به خود ایرونی می‌گویند و تاریخ‌دانان از آنها به نام بازماندگان اقوام آریایی سکاها، سرمتها و آلانها یاد می‌کنند. زبان‌شناسان زبان اوستی را از شاخه زبان‌های فارسی می‌دانند و اسطوره‌شناسان سکاها را همان قوم تور یا توران اساطیری و سرمتها را بازماندگان سرم اسطوره‌ای می‌دانند که در نوشته‌های متاخر به صورت سلم آمده است. آسی، ایرستان، ایرانستان، آلان یا آریاییان دیگر نام‌هایی است که برای اوست‌ها و اوستیا به کار می‌رود. شامگاه 20 آذر 96 (11 دسامبر 2017) وارد ولادی قفقاز مرکز جمهوری خودمختار اوستیای شمالی شدم و شامگاه 22 آذرماه (13 دسامبر 2017) این شهر را با خاطراتی فراموش نشدنی و انبوهی از سوالات برای نادانسته‌های خود ترک کردم. بهانه دیدار از اوستیا شرکت در کنفرانس بین‌المللی "ایران- قفقازشمالی: تاریخ و چشم‌اندازهای همکاری" که به ابتکار سفارت کشورمان در مسکو و دولت جمهوری خودمختار اوستیای شمالی و با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه دولتی اوستیای شمالی، مرکز آموزش و پژوهش وزارت خارجه، وزرات صنعت و معدن جمهوری اسلامی ایران و اتاق بازرگانی ایران و روسیه تشکیل شده بود. ساعت 10 صبح روز سه شنبه 21 آذر کنفرانس با حضور و سخنرانی ویاچسلاو بیتاروف رئیس جمهور اوستیا آغاز شد و با سخنرانی دیگر مقامات روسی و ایرانی از جمله سنایی سفیرکشورمان در مسکو و مجتبی خسروتاج معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت ادامه یافت. صحبت‌های خوب در تعریف از یکدیگر و همکاری‌های ایران و روسیه همچنین همکاری ایران با جمهوری‌های قفقاز شمالی زیاد بود که باید آرزو کنیم این صحبت‌های خوب نتایج عملی خوبی هم درپی داشته باشد. بیتاروف رئیس جمهور اوستیای شمالی در سخنان خود با تاکید بر نقش مهم قفقاز در تاریخ روابط ایران و روسیه، ریشه‌های تاریخی ، فرهنگی و تمدنی مشترک ایران و ملت‌های قفقاز را بستر مناسبی برای گسترش روابط ایران و منطقه قفقاز شمالی دانست و آمادگی خود را برای همه گونه همکاری برای گسترش روابط اعلام داشت. اهمیت روابط ایران و روسیه، روابط ایران و اوستیا و دیگر جمهوری‌های قفقاز شمالی ، توجه به گسترش تجارت و روابط افتصادی ، راه و ترانزیت ، همکاریهای علمی و دانشگاهی و فرهنگی فصل مشترک همه سخنرانی‌های جاسه افتتاحیه بود. بعد از جلسه افتتاحیه، جلسات تخصصی کنفرانس به صورت همزمان برگزار شد. چهار موضوع محوری برای جلسات تخصصی کنفرانس در نظر گرفته شده بود: ۱- ویژگی‌های تاریخی روابط قفقاز و ایران ۲- قفقاز در تاریخ ارتباطات ایران و روسیه ۳- ارتباطات فرهنگی و زبانی قفقاز و ایران ۴- ناحیه فدرال قفقاز شمالی: تکیه‌گاه توسعه تعامل تجاری و اقتصادی روسیه و اتحادیه اقتصادی اوراسیا. هم‌زمانی جلسات تخصصی کنفرانس برای برگزارکنندگان صرفه جویی در زمان بود ولی برای شرکت کنندگان از دست دادن فرصت بهره گیری از مطالب دیگران . بخصوص وقتی برنامه کنفرانس را مطالعه می کنیم و مجموعه قابل توجهی از مباحث علمی و نتایج تحقیقات و پژوهشهای انجام شده را در موضوعات مرتبط به فرهنگ و تاریخ و تمدن مشترک ایران و اوستیا و دیگر ملتهای قفقاز را در آن برنامه ها می بینیم بیشتر به از دست دادن فرصت شنیدن آنها حسرت می خوریم . شاید اینجا هم اگر آرزو کنیم مجموعه مقالات این کنفرانس روزی منتشر شود آرزوی خوبی باشد. البته دراینجا لازم می دانم اشاره بسیار کوتاه به محتوای مقاله خودم در این کنفرانس داشته باشم. عنوان مقاله من "فراتاریخ روابط ایران و ملت‌های قفقاز" بود. مدعای من در این مقاله آن است که حوادث تاریخی و نوع نگرش تاریخ نگاران به تاریخ و تحولات اجتماعی باعث شده است که علی‌رغم وجوه مشترک تاریخی بین ایران و ملل قفقاز در تحلیل و تفسیر تاریخ فهم متفاوتی از تاریخ خصوصا تاریخ معاصر داشته باشیم و در آنجا که لازم است از تاریخ درس‌هایی برای آینده بگیریم با آن که تاریخ مشترک است درس‌های تاریخی متفاوت می‌گیرند. دراین مقاله تلاش کردم با توجه به مکاتب و نظریه های مختلفی که تاریخ نگاران تاریخ را در آن مکاتب و به کمک آن نظریه ها به نگارش در می آورند بر این نکته تاکید کنم که هیچ متن تاریخی سند نهایی حقیقت نیست بلکه تنها روایتی است از یک رخداد که می تواند روایتهای مختلفی داشته باشد. این مقاله با اشاره به نظریه پایان تاریخ فوکویاما، برخورد تمدنهای هانتیگتون و نظریه چهارم سیاست الکساند دوگین به پایان رسید و این پیام را ارائه کرد که تاریخ اگر برای گذشته باشد فراتاریخ برای آینده است و ما وظیفه داریم روایتی را که بسترساز اینده خوبی برای همکاریهای ایران و ملل قفقاز باشد به عنوان نظریه مناسب برای تاریخ نگاری پیدا کنیم.  چون عادت دارم نوشته های خود را به نانوشته هایی که کمتر نوشته می شوند اختصاص دهم اینجا هم به برخی از مطالب خاص این کنفرانس می پردازم. اشتباه نشود نمی خواهم به حواشی بپردازم و متن را فراموش کنم. نانوشته ها پرداختن به حواشی بجای متن نیست بلکه پرداختن به هرمنوتیک متن است. به نظرمن ماهیت سیاسی این همایش ازاهمیت بالایی برخوردار است. حضور در قفقاز شمالی برای ما فرصت سیاسی قابل توجهی است که می تواند ما را بیشتر به عمق استراتژیک کشورمان واقف کند و ما را با فضای دیگری از روابط کشورمان با همسایگان آشنا سازد. در چنین فضایی ، بدون نقد یا ورود به بحث سیاست خارجی کشورمان که به شدت خاورمیانه ای شده است ، فرصت جدیدی را در کنار مرزهای خودمان نشان می دهد. فرصت اقتصادی موجود در گسترش روابط با همسایگان بطور عام و با کشورهای قفقاز جنوبی و جمهوریهای قفقاز شمالی بطور خاص موضوعی است که در شرایط کنونی کشور باید مورد توجه ویژه مقامات کشور خصوصا مسئولین اقتصادی باشد. اقتصاد کشورمان بدون ورود به بازارهای خارجی از بحران خارج نخواهد شد و در جهانی که فرصتهای ورود به بازارهای جهانی به شدت برای اقتصاد ما محدود است بازارهای همسایگان تنها فرصتهای قابل توجه در مقابل ما هستند. بازارهای قفقاز شمالی برای صادرات کالاهای ساخته شده ما و وارادات اقلام مورد نیاز خصوصا در بخش مواد غذایی ( گوشت ، غلات ، میوه ) بازارهای مناسبی هستند که با توجه به نوع همکاریهای رو به گسترشی که با روسیه خصوصا در بخش همکاریهای بانکی داریم همکاریهای افتصادی سود آوری برای هر دو طرف خواهد بود . چه دلیلی دارد که ارزهای حاصل از فروش نفت خود را صرف واردات گوشت از آن سوی جهان کنیم در حالی که می توانیم در یک مجموعه مبادلات تجاری به همسایگان نزدیک و با واسطه خود منافع کشورمان را بیشتر تامین کنیم؟ درسهای تاریخی این همایش از نظر من فوق العاده است. همه ما از تاریخ جنگهای ایران و روسیه و نتایج آن جنگها اطلاع کافی داریم ولی شاید کمتر کسی به این نکته توجه کرده باشد که در آن سالها علی رغم جنگهای رخ داده و از دست دادن سرزمین، روابط ایران و روسیه به جهت حضورایرانیان در شهرهای مختلف قفقاز جنوبی و شمالی روابط گسترده ای بوده است . فعالیت کنسولگریهای مختلف ایران از جمله فعالیت کنسولگری ایران در ولادی قفقاز که تا وقوع انقلاب بلشویکی ادامه داشت از جمله نشانه های مهم این روابط است. بیش از یکصد سال پیش در ولادی قفقاز مدرسه ایرانی نوروز برای فرزندان ایرانیان وجود داشت و مساجد شیعیان توسط تجار ایرانی در شهرهای مختلف قفقاز از جمله در ولادی قفقاز ساخته می شد. امروز وقتی بیتاروف رئیس جمهور اوستیای شمالی دریک کنفرانس بین المللی رسما اعلام می کند سوابق تاریخی و فرهنگی ایران و ملتهای قفقاز شمالی بستر مناسبی برای گسترش همکاریهای اقتصادی ایران و روسیه و ایران با ملتهای قفقاز شمالی است ، چنانچه ما اهمیت این پیام را نادیده بگیریم در آینده بر فرصتهای از دست داده افسوس خواهیم خورد. جهان امروز جهان ارتباطات است. بحثهای زیادی در کشور ما در خصوص کریدور شمال - جنوب وجود دارد. باید بطور اساسی با واقعیتهای موجود در روی زمین توجه کنیم .کریدور شمال - جنوب از ولادی قفقاز می گذرد و ولادی قفقاز مرکز انشعاب تمامی راههای مرتبط با دیگر جمهوریهای قفقاز شمالی مانند داغستان ، چچن ، اینگوش ، کاباردینو بالکار ، قره چای چرکس و خاک اصلی روسیه است. فاصله ولادی قفقاز تا مرزهای ما کمتر از 1000 کیلومتر و فاصله ولادی قفقاز تا مسکو بیشتر از 2000 کیلو متر است. در اهمیت اقتصادی این اعداد نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم. و در پایان، با آن که عادت ندارم از کسانی که در پست و مقام هستند تعریف کنم ولی در اینجا نمی توانم به دکتر سنایی سفیر کشورمان در روسیه دست مریزاد و خسته نباشید نگویم. برای این کنفرانس خیلی ها زحمت کشیدند ولی ابتکار و حسن توجه ایشان به موضوع حساب دیگری دارد.       منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 21 Dec 2017 07:48:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3488/راپورت-قفقازیه امضای موافقتنامه جدید همکاری میان موسسه ایراس و موسسه فرهنگی اکو http://www.iras.ir/fa/doc/news/3486/امضای-موافقتنامه-جدید-همکاری-میان-موسسه-ایراس-فرهنگی-اکو اعضای هیئت رییسه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) امروز (یکشنبه، 26 آذر 1396) با حضور در موسسه فرهنگی اکو، ضمن دیدار با مدیران این موسسه بین المللی و تبادل نظر در خصوص همکاری های دوجانبه، موافقتنامه همکاری جدیدی منعقد نمودند. در این نشست یک ساعته، آقای دکتر داوود کیانی، قائم مقام موسسه ایراس، آقای دکتر محمود شوری، عضو ارشد شورای علمی ایراس و خانم مریم سنائی، مدیر امور مالی موسسه ایراس در دیدار با جناب آقای دکتر محمد مهدی مظاهری، رئیس محترم موسسه فرهنگی اکو، و همکاران ایشان با ارائه توضیحاتی در خصوص فعالیت های پیشین، کنونی و آتی موسسه ایراس، سوابقی از فعالیت  های مشترک پیشین دو موسسه در زمینه برگزاری نمایشگاه، کارگاه آموزشی و انتشار کتاب را مورد اشاره قرار دادند. پس از ارائه توضیحاتی از سوی اعضای موسسه ایراس، جناب آقای دکتر مظاهری در سخنانی، اشاره به فعالیت های ملی و منطقه ای موسسه اکو داشته و ضمن تاکید بر رویکرد علمی و دانشگاهی مدیریت جدید این موسسه، نسبت به استمرار همکاری های دو طرف در عرصه های گوناگون از جمله فرهنگ و گردشگری ابراز علاقه و تاکید نمودند و خاطر نشان ساختند هر گونه تولیدات علمی مشترک از سوی موسسه فرهنگی اکو و موسسه ایراس با مخاطب حداقل چهارصد میلیونی در سطح اعضای سازمان اکو رو به رو خواهد بود. در پایان و پس از بیان دیدگاه ها و انتظارات آتی از سوی اعضای حاضر در جلسه، موافقتنامه جدید همکاری میان موسسه ایراس و موسسه فرهنگی اکو به امضای مدیران ارشد این دو موسسه رسید. شایان ذکر است، موسسه فرهنگی اکو نهاد فرهنگی سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) است که در سال ۱۳۷۴ تأسیس شده‌ است و مرکز آن در ایران (شهر تهران) می‌باشد. وظیفه این بنیاد گسترش همکاری و تبادل های فرهنگی میان کشورهای عضو اکو است. وظیفه موسسه انجام تحقیقات نظام یافته در خصوص میراث مشترک فرهنگی منطقه تعیین شد تا در جهت تقویت آگاهی‌های مربوط به اتحاد ناگسستنی این کشورها گام بردارد و مطالعات بنیادین انجام دهد که این مطالعات در قالب انتشار کتاب، ماهنامه، فصلنامه، گاهنامه و غیره منتشر گردد. همچنین مؤسسه موظف است تا در جهت آشنا سازی و مرتبط کردن صاحب نظران و شخصیت های عالی رتبه، اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان منطقه را به یکدیگر تلاش نماید و تمهیدات لازم را جهت ایجاد ارتباطی نزدیکتر و نیز شناخت صحیح بین مردم منطقه از طریق برنامه‌های فرهنگی اتخاذ نماید.   ]]> فرهنگ و هنر Sun, 17 Dec 2017 18:15:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3486/امضای-موافقتنامه-جدید-همکاری-میان-موسسه-ایراس-فرهنگی-اکو جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه؛ همکاری‌های فرهنگی، انسانی و اجتماعی http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3484/1/جمهوری-اسلامی-ایران-فدراسیون-روسیه-همکاری-های-فرهنگی-انسانی-اجتماعی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکوف برگزار نمودند: جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه؛ همکاری‌های فرهنگی، انسانی و اجتماعی   زمان برگزاری: سه شنبه، 14 آذر 1396 (ساعت 9 الی 19) محل برگزاری: شهر مسکو، روسیه   سخنرانان افتتاحیه   رومان نیکلایویچ، مدیر اجرایی بنیاد گورچاکف داوود کیانی، مدیر موسسه ایراس الکساندر ماریاسُف، سفیر سابق روسیه در ایران پنل 1: همکاری‌های اجتماعی و فرهنگی میان ایران و روسیه رضا ملکی، رایزن فرهنگی ایران در روسیه ولادیمیر یورتایِف، استاد تاریخ روابط بین‌الملل دانشگاه دوستی ملل روسیه فرهاد پالیزدار، معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی یراج بایف، رئیس شورای ملل روسیه بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران پنل 2: همکاری ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌های گروهی محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول روزنامه ابتکار ماریننا بیلینکایا، شرق شناس آیدا سابالِوا، عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران پنل 3: همکاری در زمینه روس‌شناسی و ایران‌شناسی احمد پاکتچی، دانشیار دانشگاه امام صادق(ع) مارینا کامینِوا، دبیر علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و نزدیک انستیتوی شرق‌شناسی محسن شجاعی، رئیس دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال الکساندر ولادیمیرویچ کاراتیشف، اتحادیه زیان روسی و روسیه شناسی ماریا ماخانیکُوا، دبیر مطبوعاتی بنیاد «روسکی میر»   پنل 4: همکاری ایران و روسیه در حوزه آموزش بهروز ابطحی، رایزن سابق علمی سفارت ایران در روسیه یلنا دونایوا، عضو ارشد مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و نزدیک انستیتوی شرق شناسی الهه کریمی ریابی، استادیار دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   ***     کنفرانس با سخنرانی کوتاه رومان نیکلایویچ مدیر داخلی بنیاد دیپلماسی عمومی گورچاکوف آغاز شد. وی ضمن خوشامدگویی به حاضران، از برگزاری این کنفرانس ابراز خرسندی کرد و دومین کنفرانس مشترک بنیاد گورچاکف و موسسه ایراس را به فال نیک گرفته و خواستار تدوام این گفتگوها و نشست ها شد.   سپس دکتر داوود کیانی، رئیس موسسه ایراس، با ابراز خوشحالی از برگزاری این کنفرانس به مشکلات ناشی از شناخت با واسطه در میان نخبگان و جامعه ایران و روسیه اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که این کنفرانس سنگ بنای تغییر این وضعیت باشد. اقای دکتر کیانی در بخش دیگری از اظهارات خود منافع سیاسی را در روابط ایران و روسیه بسیار قوی تر از منافع اقتصادی دانست و گفت روابط سیاسی دو کشور در حال حاضر به بلوغ سیاسی رسیده است. به این معنی که دو کشور محدودیت های یکدیگر را درک می کنند و این نشان می دهد که به نظر نمی رسد روابط دو کشور شکننده باشد. با این حال اگر در هم تنیدگی اقتصادی بین دو کشور رخ ندهد تعمیق همکاری های فرهنگی دشوار است؛ زیرا اقتصاد انگیزه اصلی همکاری های فرهنگی است. وی همچنین به سه مشابهت سازنده بین دو کشور اشاره داشت: نخست، مشابهت جغرافیایی به این معنی که روسیه یک کشور اوراسیایی است و نه صرفا اروپایی یا آسیایی. در مقابل؛ ایران هم اگرچه در آسیا واقع شده اما ابهامات جغرافیایی در تعریف منطقه ای آن وجود دارد. زیرا برداشت از خاورمیانه معمولا عربی است و این در حالیست که ایران یک کشور عربی نیست. از سوی دیگر ایران دقیقا در آسیای مرکزی و یا شبه قاره هند نیز واقع نیست. دوم اینکه هر دو کشور دارای چندگونگی قومی و دینی و فرهنگی هستند؛ و سوم اینکه غربی ها با حضور یک روسیه قوی در اوراسیا و ایران قوی در منطقه خلیج فارس مخالفند. همین مساله گرایش به همکاری را در بین ایران و روسیه افزایش داده است. افزایش تعداد دانشگاههای روسی مورد تایید در ایران و افزایش مراکز آموزش زبان روسی در ایران نمودی از این گرایش ها به همکاری های فرهنگی است.   آقای الکساندر ماریاسوف سفیر سابق روسیه در تهران در سخنانی به ذکر این مطلب پرداخت که امروز رد پای ایران در سوریه و یمن و عراق دیده میشود که این مساله به خاطر دفاع از مرزها و کشور ایران بوده است. با این حال تاریخ چهل ساله انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که ایران برخلاف آمریکا هرگز حمله نظامی به هیچ کشوری نداشته است. ما امروز شاهد فشارهای متعدد بر روابط تهران و مسکو از سوی کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقه هستیم؛ علیرغم این فشارها روابط سیاسی و تجاری دو کشور گسترش پیدا کرده که دیدارهای متعدد سران دو کشور و همکاری های دوجانبه اقتصادی و همکاری در مبارزه با تروریسم بین المللی و همین طور همکاری های نظامی در سوریه از نتایج مشخص این روابط است، از جمله دیدار اخیر روسای جمهور ایران و روسیه و ترکیه در سوچی از نتایج این گسترش روابط است. وی با اشاره به همکاری های مستمر دو کشور در زمینه مبارزه با مواد مخدر ابراز امیدواری کرد که روابط دو کشور در حوزه پارلمانی تقویت شود. وی به همکاری های فرهنگی دو کشور اشاره کرد و افرایش تعداد جشنواره های فیلم، گردشگری، آموزش زبان فارسی و روسی، نمایشگاههای مشترک و سایر موارد را از جمله نشانه های توسعه روابط اجتماعی و فرهنگی بین دو کشور دانست.   در پنل نخست که با موضوع همکاری‌های اجتماعی و فرهنگی میان ایران و روسیه برگزار شد، دکتر فرهاد پالیزدار، معاون بنیاد سعدی، در سخنانی به اهمیت توسعه فرهنگی اشاره و جایگاه زبان را در این زمینه مورد تاکید قرار داد وی با معرفی فعالیت های بنیاد سعدی پرداخت و گفت بنیاد سعدی در راستای حمایت از آموزش زبان فارسی و آماده سازی متون و منابع در خارج از کشور فعالیت دارد. در بحث آموزش زبان آن گونه که اسناد نشان می دهد روس ها جلوتر هستند و حتی در قرن هجدهم پتر کبیر افرادی را موظف به آموزش زبان فارسی کرده بود. در ایران با تاسیس دانشگاه تهران به طور اکادمیک آموزش زبان روسی آغاز شد. وی همچنین به برپایی کلاس های آموزش و مهارت افزایی زبان فارسی، المپیادهای زبان فارسی  در خارج از کشور و اعزام برگزیدگان این المپیادها به ایران اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که این فعالیت ها توسعه یابد. معاون بنیاد سعدی در بخش دیگری از سخنان خود گفت دولت ایران برای آنکه سلطه زبان انگلیسی را در کشوراز بین ببرد تصمیم گرفته است زبان های خارجی دیگر از جمله زبان روسی را در سیستم آموزشی مدارس وارد کند، به این ترتیب بخشی از دانش آموزان این زبان را قبل از ورود به دانشگاه یاد خواهند گرفت.    آقای ولادیمیر ایولنویچ، استاد تمام گروه تئوری و تاریخ روابط بین الملل دانشگاه دوستی ملل، محورهای اصلی همکاری را در حوزه همکاری­های انسانی بر اساس توافق­نامه­های امضاء شده بین دو کشور در بحث آموزش، گفتگوی بین ادیان، موسیقی، سینما، تئاتر، ورزش و گردشگری دانست. وی افزود تا قبل از سال ۲۰۱۵ همکاری های انسانی حول دانشمندان و دانشگاهیان ایرانشناس و روس شناس بوده است. پس از آن مجموعه مقالاتی توسط کارشناسان این عرصه چاپ شد که در آن ابزارهای دیپلماسی عمومی در روابط فی مابین بررسی شد. وی در ادامه به  بررسی فضای اطلاعاتی که از کشور ایران در دسترس مردم روسیه به صورت سایت های روس زبان است پرداخت و افزود که خوشبختانه در سال های اخیر در این زمینه فضای اینترنتی مناسبی بوجود آمده است بخصوص در 5 سال گذشته این روند کاملا ملموس است. به عنوان مثال در وبلاگ مهدی سنایی سفیر ایران، فیس بوک، لایف ژورنال و..  به زبان روسی اطلاعات مناسبی در اختیار خواننده روس زبان قرار می گیرد. درادامه وی روند توسعه توریسم در سال های اخیر را مورد بررسی قرار داد و گفت در حال حاضر هر ساله 5 هزار توریست روس از ایران بازدید می کنند این در حالی است که توریست های ایرانی که وارد روسیه می شوند 100 هزار نفر هستند. این آمار نشان می دهد که در خصوص توریسم لازم است کار بیشتری صورت گیرد و به اهمیت احیای دریای خزر به عنوان یک مسیر توریستی توجه شود. وی افزود مشترکات فرهنگی بین دو کشور بسیار زیاد است از آن جمله  ۱۰۰ سمبل  مشترک بین ایران و روسیه وجود دارد که قابل توجه است، از آن جمله گل و بلبل در ادبیات و دریاچه بایکال در روسیه و ارومیه در ایران که هر دو دارای اقلیم منحصر بخود هستند و جایگاه خاصی را در فرهنگ کشور خود دارند.   بایف ایرج بگیجانویچ، رئیس شورای ملل سراسر روسیه، در ابتدا به معرفی کنگره ملی اقوام ایرانی زبان که از سال 2011 در منطقه نیژنی نوگوراد تاسیس شده است، پرداخت. وی هدف اصلی فعالیت های این کنگره را تعامل نزدیک با سفارت و نهاد های ایرانی در راستای حفظ اقوام ایرانی، زبان فارسی و مقابله با بیگانه هراسی دانست و محور اصلی فعالیت این کنگره را تحقیقات علمی جهت مطالعه و شناخت اقوام فارسی زبان در نیژنی نوگوراد دانست. از آنجا که این منطقه سال های زیادی بمثابه یک چهار راه فرهنگی بوده است  در آن زمان «پرس ها» برای تجارت با تاجران روس به این منطقه می آمدند و تجارت خانه ها و انبارهای خود را داشتند. در این خصوص کنگره از پایان نامه های دکتری و فوق لیسانس و پروژه هایی که به بحث های فرهنگی و تاریخی منطقه نیژنی نوگوراد بپردازد حمایت می کند. محور دوم غنای زندگی مردم ایرانی زبان منطقه است که در این راستا پیوسته کتاب هایی را به زبان انگلیسی و روسی در مورد تاریخ ایران، ادبیات و آموزش زبان فارسی تهیه می شود. همچنین با رایزنی فرهنگی و بنیاد ایرانشناسی و انتشارات صدرا همکاری می شود. بعنوان مثال در آخرین برنامه که در فوریه 2017 برگزار شد30 کتابخانه کودک در نیژنی نوگوراد احداث شد. محور بعد برنامه‌ های فرهنگی برای ترویج نمادهای فرهنگ ایرانی در منطقه است. در این خصوص از دانشجویان و علاقمندان دعوت می شود که با حمایت کنگره برنامه های نمایشی و نمایشگاهی اجرا نمایند مانند نوروز شب یلدا و غیره.... آخرین محور زبان است که کنگره به عنوان یک سازمان غیر دولتی در این رابطه از کمک نهادهایی از جمله؛ جامعه المصطفی و رایزنی فرهنگی بهره برده است. همچنین کلوپ زبان فارسی در منطقه ایجاد شده که در سال 2015 تعداد 30 نفر عضو و در حال حاضر با 150 عضو به فعالیت خود ادامه می دهد.   دیگر سخنران این کنفرانس دکتر بهرام امیر احمدیان، استاد دانشگاه تهران، به مساله گردشگری به عنوان یک بخش مهم از اقتصاد اشاره کرد که باید مورد توجه قرار گیرد. وی گفت روسیه از دید ایران سه ویژگی دارد. سرزمین بزرگ؛ مردم جدی؛ و سرزمین رازآلود. بنابراین بسیاری از مردم ایران مایل هستند با این کشور از نزدیک آشنا شوند؛ اما در جریان سفر با مشکلاتی مثل دشواری زبان روسی و اخذ ویزا مواجه می شوند. در پنج ماه اول امسال (1396)، 2 میلیون و 159 هزار نفر از سایر کشورها وارد ایران شدند. در حالی که از ایران سه و نیم میلیون نفر در پنج ماه اول سال به کشورهای خارجی سفر کردند. در میان کسانی که وارد ایران شدند حدود 8 هزار نفر روس بودند. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته این تعداد 8500 نفر بوده است. بنابراین تعداد گردشگران روس به ایران کاهش داشته است. در بررسی مشکلات موجود برای ورود گردشگران روس به ایران اولین مورد مساله ویزا است که تسهیلات اخذ ویزا هنوز گسترش نیافته است. دوم شناخت مردم روسیه از ایران کم است. سوم سفر به ایران گران است. چهارم برند روسی و ایرانی را نتوانسته ایم تعریف کنیم. برندی که در میان مردم ایران و روسیه معرف توانایی های صنعتی و اقتصادی دو کشور باشد. دیگر اینکه راههای ارتباطی بین دو کشور بسیار کم است و برای مثال کشتی های مسافرتی و یا راه آهن نداریم. ضمن اینکه راههای ارتباطی مستقیم بین استانهای ایران و روسیه وجود ندارد. برای حل این مشکلات باید اولا با شرکت در نمایشگاهها و نیز با استفاده از فضای مجازی به تبلیغ و معرفی ایران بپردازیم. دوم اینکه باید برندهای ایرانی و روسی را تعریف کنیم که نمادی از هر کشور باشند. سوم اینکه راههای ارتباطی بین دو کشور را گسترش دهیم.   دکتر رضا ملکی، رایزن فرهنگی ایران در روسیه، در ابتدای سخنان خود دیپلماسی عمومی را ارائه تصویری از یک کشور در جامعه هدف و دستیابی به سرمایه اجتماعی و محبوبیت در جامعه هدف تعریف کرد. برای دو کشور شکل دادن یک نوع دیپلماسی مشترک می تواند جهت حل مشکلات منطقه ای و بین المللی موثر باشد. در حال حاضر شاهد آن هستیم که علیرغم تمام پیشرفتهای دو کشور، وزن روابط فرهنگی بین دو کشور برخلاف روابط نظامی و سیاسی پایین است. برای آنکه بتوانیم از ظرفیت های هر دو کشور در سطح بین المللی و منطقه ای استفاده کنیم باید در سه بخش کلی برنامه و نقشه راه تنظیم کنیم. اول در سطح دوجانبه باید توجه داشت که ایران نمی تواند به تنهایی تصویری مناسب از خود ایجاد کند. نهاد رایزنی فرهنگی ایران در طی 20 سال فعالیت اگرچه اقدامات خوبی انجام داده است، اما این برای 150 میلیون جمعیت روسیه کافی نیست. برای این منظور ما نیاز به کمک روسیه داریم. در مورد شناساندن روسیه جدید در ایران نیز باید از سمت ایران کمک شود. رایزنی فرهنگی روسیه از سال گذشته در ایران آغاز به کار کرده است به عنوان مثال روسکی میر در ایران نمایندگی زده است. بنابراین ما به یک دیپلماسی فرهنگی مشترک و متقابل نیاز داریم تا مردم ما درک درستی از یکدیگر داشته باشند. برای این دیپلماسی در سطح دوجانبه ما به ابزارهایی مثل رسانه، فضای مجازی، گردشگری، ادبیات و غیره نیاز داریم. در سطح منطقه ای دیپلماسی عمومی مشترک می تواند به ایجاد یک گفتمان منطقه ای منجر شود. این منطقه شامل آسیای مرکزی، قفقاز و آسیای غربی می شود. در منطقه ما به همزیستی مذاهب، اقوام و مبارزه با افراط گرایی در این حوزه ها نیاز داریم. در این سطح می توانیم به ایجاد ساختارهایی بپردازیم. مثل بنیاد فرهنگی خزر که ساختاری چندجانبه داشته باشد و در حوزه ارزشهای مشترک کشورهای منطقه کار و در مقابل ارزشهای غربی بایستند.   در سطح بین المللی هم ما مورد تهاجم فرهنگی هستیم که تلاش می کند تصویری نادرست از ایران و روسیه ارائه کنند و نیز ارزشهای مشترک خود را تحمیل کند. بنابراین ما باید ارزشهای مشترک خود را تعریف و آن را به گفتمان بین المللی تبدیل کنیم. همکاری دو کشور در مورد تروریسم در سوریه نشان داد که می توانیم ارزشهای­مان را حتی به دستورکارهای بین المللی تحمیل نماییم. برای این منظور باید یک اتاق فکر توسط بخشهای دولتی و غیر دولتی تشکیل شود و در دستور کار قرار بگیرد.  به این ترتیب روابط دو کشور پایدار می شود.   پنل دوم با موضوع همکاری ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌های گروهی و با مدیرت آقای ولادیمیر ساژین، عضو ارشد انستیتو شرق شناسی علوم روسیه برگزار شد. وی در بیان اهمیت دیپلماسی عمومی در روابط دو کشور به این نکته اشاره کرد که دیپلماتها و نمایندگان رسمی سیاسی در یک کشور در چارچوب خاصی محصور هستند و به عنوان نمایندگان سیاسی یک کشور باید در حوزه مشخصی اقدام کنند. اما در دیپلماسی عمومی شرایط کار راحت تر است. در حال حاضر نقش دیپلماسی عمومی در روابط دو کشور افزایش یافته است. برای مثال در سال 2017 که در 15 کنفرانس مشترک در شهرهای مختلف ایران و روسیه شرکت داشتم، فارغ از موضوعات مختلف مطروحه، "ایران" همیشه در این کنفرانس ها مورد بحث بوده است. این برنامه ها با مشارکت فعال نهادهای غیر دولتی دو کشور بوده و بنیاد گورچاکف در تبیین مبانی دیپلماسی عمومی سهم مهمی داشته است. اما یک مشکل در این میان قابل توجه است و آن اینکه اطلاع رسانی در مورد پروسه روابط دوجانبه از طرف هر دو کشور ضعیف است. در واقع اگرچه شناخت از ایران در میان نخبگان، سیاستمداران و کارشناسان روسی وجود دارد، اما در میان توده های مردم شناخت ناچیزی نسبت به ایران می بینیم. برای مثال بسیاری تصور می کنند در ایران علم، فرهنگ و صنعت وجود ندارد. علت این امر تسلط منابع غربی بر فضای اطلاع رسانی است. حتی افراد تحصیل کرده در روسیه اغلب تصور می کنند تنها آرزوی ایران ساخت بمب اتم و یا تشکیل امپراتوری شیعه است. در بهترین حالت آنها زمانی به ایران توجه می کنند که رویداد مهمی در سطح بین المللی با محوریت ایران رخ دهد؛ مثل برجام! در ایران نیز برداشت از روسیه کماکان مبتنی بر شرایط شوروی است. یکی از دلایل این امر تعداد ناچیز روزنامه نگاران دو کشور در کشور مقابل است. برای مثال در ایران تنها یک روزنامه نگار دائم از خبرگزاری تاس وجود دارد که عملکرد وی نیز توسط عوامل مختلف محدود می شود. اما اگر روزنامه نگاران متعدد از دو کشور در کشور مقابل حضور داشته باشند و آزادانه فعالیت کنند قطعا روابط بهتر و مثبت تر پیش می رود. چنانچه رسانه های گروهی دو کشور عینی و واقعی رفتار کنند، روابط دو کشور به سطح استراتژیک نزدیک خواهد شد.   دکتر محمدعلی وکیلی، نماینده مجلس شورای اسلامی و مدیرمسئول روزنامه «ابتکار»، روابط دیپلماسی ایران و روسیه را به سه مقطع تاریخی روسیه تزاری، دوران اتحاد جماهیر شوروی و دوران فدراسیون روسیه تقسیم بندی کرد و خاطر نشان کرد در تمام این سه مقطع رسانه­ها علیرغم محدودیت زمانی و تکنولوژی تاثیر گذار بودند. وکیلی خاطر نشان کرد مساله ای که اکنون با آن دست به گریبان هستیم محصول القای تفکرات منفی در مورد دو کشور در دوران قبل از انقلاب ایران است که چهره ناخوشایندی از ایران در تفکرات جامعه کنونی روسیه و همچنان برعکس برجای گذاشته است .به عنوان مثال تصویری از ایران به عنوان کشوری غیر متمدن و فاقد مدنیت و روسیه به عنوان کشوری سلطه گر،طماع به خاک ایران و مروج کمونیست در رسوبات تفکرات مردم دو جامعه وجود دارد. اگرگرایش قدرت به شرق برای روسیه یک استراتژی بلند مدت است می بایست بلوکی رسانه ای با محوریت روسیه و ایران شکل گیرد. بایستی تحولی در پارادیم حاکم بر ذهنیت ایرانیان و جامعه روسیه صورت گیرد و قدرت سخت به سمت قدرت نرم یا رسانه ای تغییر کند. بایستی روابط فریز شده در هرم قدرت سیاسی به جامعه تزریق شود و هرم قدرت از پایین به بالا بازتعریف شود. وی هم به دلیل همجواری و هم جبر زمان سرنوشت منافع ملی روسیه و ایران را در هم گره خورده دانست و تاکید کرد هر اقدامی برای نزدیک کردن روابط دو کشور بدون از بین بردن رسوبات ذهنی مردم دو کشور تاثیر گذار نخواهد بود.   خانم مارینا باریسُونا، شرق شناس و عرب شناس در ابتدای سخنرانی خود با موضوع «تصویر ایران در رسانه های روسیه» این نکته را یادآوری کرد که در بررسی خود رسانه های روس زبان را مدنظر قرار داده است و نه فقط رسانه های موجود در کشور روسیه را. برای مثال در کشورهای آسیای مرکزی، اسرائیل و یا قفقاز نیز رسانه های روس زبان وجود دارند که مورد بررسی قرار گرفتند. در فاصله اول ژانویه تا 4 دسامبر سال جاری کلمه ایران در فضای روس 300 هزار بار تکرار شده است. برای مقایسه باید گفت که نام عربستان سعودی 250 هزار بار و یا نام چین حدود 40000 بار تکرار شده است. در این میان سیاست های منطقه ای ایران بسیار مهم است. برای مثال بعد از کشته شدن علی عبداله صالح در یمن در روزنامه کامرسانت چنین بیان شد که کشته شدن وی در ادامه حوادث ناگوار در یمن است؛ زمانی که بسیاری از مخالفان وی با تکیه بر ایران مخالفت خود را ابراز می کردند و چرخش اخیر وی نوعی شکست ژئوپولیتیک برای ایران بود. اینکه اظهار نظر مزبور چقدر درست است جای بحث دارد اما مهم نحوه انعکاس خبر است. به هر حال هر بار از ایران مطلبی منعکس می شود اغلب در مورد حوادث منطقه است. یا برای مثال در رسانه های اصلی روسیه به مساله همکاری ایران و روسیه در سوریه از این منظر پرداخته می شود که ایران و روسیه در سوریه همکاری می کنند یا رقابت دارند!؟ البته اکثرا رسانه های روسیه تلاش می کنند چهره ایران را تخریب نکنند اما به هر حال مایل به جذب مخاطب نیز هستند.   بحث اخبار در سایت یاندکس اهمیت زیادی دارد چون بسیار پربازدید است. اخباری که در مورد ایران مطرح شده شامل موارد زیر است: زلزله، پیشرفت دارویی ایران، فعال شدن ایران در کریدور شمال جنوب، سرمایه گذاری چین در ایران و موارد دیگر. از سوی دیگر روسها در مورد ایران این مواردی را سرچ می کنند: ترانه­های ایرانی، شاهزاده­های ایرانی قاجار، ایران در نقشه جهان، جمعیت ایران، کارگردانان، بازیگران و فوتبالیست های ایرانی، انقلاب ایران. پس موضوعات عمیق فرهنگی و تاریخی زیاد مطرح نیست. در نظر سنجی دیگری که در فضای فیس بوک انجام شده است از مخاطبان خواسته شد سه یا چهار کلمه که با شنیدن کلمه ایران به یاد می آورند را بگویند. مشارکت کنندگان در این نظرسنجی بین 14 تا 70 سال داشتند و از شهرهای مختلف روسیه و حتی امریکا یا اسرائیل بودند و در بسیاری از این موارد افرادی اظهار نظر کردند که با ایران ارتباط خاصی نداشتند. کلمات مزبور به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: فرش، پرشیا، جنگ و درگیری و مقابله، نفت و گاز، اسلام و مسلمان و شیعه، مذهب، دین، تهران، کنفرانس 1943، حجاب، نقاب، پوشیه، امام خمینی، گریبایدوف، خیام، انار، کباب و.... به طور خاص افرادی که بیشتر نام برده شدند خمینی، گریبایدوف، عمر خیام، احمدی نژاد و روحانی بودند. خصوصیات اخلاقی که بیشتر نام برده شده: مهمان نواز، فناتیک، زیبا، خردمند. از نظر مکانی، کسی به سوریه اشاره نکرد؛ اما از ترکمنستان، ارمنستان نام بردند. حوادث عراق را فکر می کردند در ایران است یا ایرانی ها عرب هستند. از نظر مشکلات مطرح شده : تهدید اتمی، تبعیض جنسیتی، رفتارهای ضد یهودی، رد هولوکاست. در مقابل آن موارد مثبت: طبیعت زیبا، زیبایی افراد، شاعران، نویسندگان و کارگردانان و فوتبالیست ها و ..شهرها: تهران و اصفهان و البته مسلمانان به شهر قم اشاره کردند. با طرح این سوالات مشخص شد که توجه مردم بیشتر به مسائل روزمره است و با توجه به این شرایط می توان گفت که در حال حاضر شانس برای ایجاد پل های جدید و از بین بردن برداشتهای منفی در روابط دو کشور وجود دارد.   در ادامه خانم آیدا سوبالوا، عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران و خبرنگار رادیو «صدای ایران» سخنرانی خود را با موضوع «همکاری ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌های گروهی» ایراد نمود. تاریخ روابط ایران و روسیه را بیش از ۵۰۰ سال است. دیپلماسی عمومی مبحثی ارزشمند و ابزاری مهم برای هر کشور در عصر رسانه است. جامعه ایران، جامعه بازی است و این مقطع زمانی مقطعی خاص در دیپلماسی عمومی دو کشور است و وظیفه اصحاب رسانه ایران و روسیه این است که تصویر مثبتی از دو کشور در ذهن مخاطبان خود بسازند. روابط ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی چند جانبه است. نزدیکی فرهنگی بین ایران و روسیه در حوزه دیپلماسی عمومی در رسانه ها مشهود و روشن است. عملکرد نمایندگان فرهنگی ایران در رایزنی فرهنگی ایران در روسیه در بحث دیپلماسی عمومی بسیار خوب است. سایت اینترنتی ایران سیودنیا سایتی پرطرفدار است که طراحی بسیار زیبایی دارد. وی سپس اشاره ای به تاریخچه روابط فرهنگی ایران و روسیه در حوزه رسانه داشت و افزود در تمام برهه های تاریخی رسانه نقش تاثیر گذار داشته است مثلا یک روز بعد از شروع جنگ جهانی دوم از رادیو روسیه برنامه به زبان های زنده دنیا از جمله فارسی پخش شد چون روسیه می خواست به تمام دنیا اعلام کند که چرا و برای چه می جنگد. پس از پیروزی انقلاب ایران نیز برنامه های رادیوی روسیه به زبان فارسی زیاد شد. در پایان وی ابراز امیدواری کرد این همکاری ها هر چه بیشتر ادامه داشته باشد.   پنل سوم با موضوع همکاری در زمینه روس‌شناسی و ایران‌شناسی با سخنرانی آقای دکتر احمد پاکتچی استاد دانشگاه امام صادق  آغازگردید. وی در مقاله خود مشکلات و محدودیت های ترجمه را مورد اشاره قرار داد و این نکته که در ترجمه اعم از زبان روسی و یا سایر زبانها به فارسی تا چه حد واقعیت های متن مورد نظر و یا منظور نویسنده منتقل می شود. مثلا کلمه روسی Мышление. این کلمه را در فارسی می توان هم به عنوان "فکر" و هم به عنوان "ذهن" ترجمه کرد. در حالیکه در برخی از متون فارسی این کلمه حتی به عنوان فرهنگ ترجمه شده است. یا عبارت Мышление и Речь که به عنوان اندیشه و زبان ترجمه شده است. در حالیکه این دو کلمه تنها بیانگر نتیجه است و نه فرآیند. در واقع بهتر بود این دو کلمه به عنوان اندیشه ورزی و یا گفتار ترجمه می شدند. وی اشاره کرد که این موارد تنها برای نمونه بوده و راه را برای تحقیقات بیشتر در این حوزه می گشاید.   دکتر محسن شجاعی در سخنان خود وضعیت روسیه در افکار عمومی ایرانی ها را مورد بررسی قرار داد. وی در ابتدا به قدمت روابط دو کشور اشاره کرد وتوجه حاضرین را به ای نکته جلب کرد که حتی در شاهنامه فردوسی نیز به کلمه روس اشاره شده است. ابن خرداد به نیز در کتب خود اشاره کرده که تاجرانی از روسیه از طریق رودخانه ولگا به دریای جرجان سفر می کردند که در شمال ایران واقع است. اولین سفرا از روسیه تزاری در قرن شانزدهم به فارس سفر کردند و از آن زمان مساله کیفیت روابط دو کشور همواره مطرح بوده است. اما این شناخت منوط به این است که بین مردم دو کشور ارتباط برقرار باشد. در ایران ما امروز نیاز داریم که روسیه را به طور واقعی معرفی کنیم و نه اینکه مسحور تبلیغات غرب شویم. طی قرون متمادی بین نخبگان ایرانی تصور منفی از روسیه شکل گرفت است که تحت تاثیر مسائلی از قبیل جنگ های قرن نوزدهم دو کشور تا مساله اس 300 را قرار گرفته است. برای مثال طبق تحقیقاتی که در اصفهان انجام شد حدود 80 درصد محصلان برداشت منفی از روسیه دارند. روابط دو کشور باید منوط به وضعیت سیاسی نباشد. برای مثال روابط فرانسه و آلمان علیرغم روابط خصمانه در خلال جنگ جهانی دوم و حتی پس از صلح در حال حاضر در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این امر نتیجه نه تنها تلاشهای دولتی؛ بلکه تلاشهای نهادهای غیر دولتی است مثلا کتابهای درسی، جهانگردان و.... . برای مثال در سال 2002 موسسه ایراس و گروه روسیه شناسی دانشگاه تهران با تلاش اقای دکتر سنایی سفیر فعلی تاسیس شدند که نقش مهمی در شناسایی روسیه در ایران دارند. در نهایت برای روابط نزدیکتر بین دو کشور باید از ظرفیت های جامعه مدنی استفاده کرد.   مارینا کامینِوا، دبیر علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه، در مورد تاریخ توسعه روابط فرهنگی- زبانی ایران و روسیه به سخنرانی پرداخت. در ابتدا خاطر نشان کرد با توجه به مطالب ارائه شده در کنفرانس سعی می کند مطالب خود را از منظر ایران شناسان در روسیه مطرح نماید. وی گفت بر اساس اسناد تاریخی بدست آمده آغاز تاریخ روابط فرهنگی بین ایران و روسیه مربوط به دوران هخامنش است. شکوفایی این روابط به دوران پتر کبیر بر می گردد زمانی که پتر اول بدلیل ضروری دانستن زبان فارسی ۵ نفر از محصلین مدارس لاتین مسکو را برای یادگیری زبان فارسی به ایران فرستاد و بدین صورت اولین کادر مترجمین زبان فارسی شکل گرفت. وی گفت اولین گام ها در حوزه هنر و اقتصاد و توسعه زبان فارسی در روسیه  در چند اثر ادبی قرن ۱۷ به چشم می خورد. پس از آن در اوایل قرن ۱۸ دوباره این روابط مورد توجه قرار گرفت و جنبش های اصلی در این روابط دیده شد و آموزش زبان فارسی و فلکلور ایرانی از سر گرفته شد که زبان شناسان روس سهم ارزنده ای در این زمینه داشتند. در دوران شوروی جغرافیای تدریس زبان فارسی از مسکو و سن پترزبورگ به قفقاز گسترش پیدا کرد ومباحث تخصصی تری از جمله دستور زبان، فنوتیک، اصطلاحات زبان فارسی و... مورد بررسی قرار گرفت. در دوران شوروی غیر از مسکو و لینینگراد در آسیای میانه (از جمله تاجیکستان  و ازبکستان) و ماورای قفقاز کتاب های دستور زبان فارسی به روسی تنظیم شد اوج آن در دهه 50 تا 80 قرن بیستم بود و زبان شناسان برجسته ای مانند راستورگویف، باگالوبف، پسیکف و روبنچیک و ...فعالیت داشتند. در این دوره ساختار لغت نامه های دو زبانه و اولین لغت نامه های تخصصی در زمینه های اقتصادی-تجاری فنی و نظامی پی ریزی شد.   در حال حاضر زبان روسی در 18 نهاد آموزش عالی روسیه تدریس می شود.همچنین در بیشتر شهرهایی که گروه های ساکن ایرانی دارد کلاس های زبان فارسی دایر شده و حتی بصورت آموزش از راه دور تدریس می شود.  در سال 2013  در تهران لغت نامه روسی فارسی واسکانیان به روز رسانی و ویرایش و چاپ شد. در ایران "دستور زبان فارسی" روبینیچیک به زبان فارسی چاپ شد و در سال 2009 موفق به دریافت جایزه بین المللی فارابی در زمینه پژوهش علوم انسانی و مطالعات اسلامی شد. رویدادهایی مانند المپیاد زبان و ادبیات فارسی، جایزه کتاب سال در ایران و برگزیدن کتاب روس زبان با موضوع ایران و اسلام در روسیه، انجمن های ایرانی و غیره نقش مهمی در تقویت روابط فرهنگی و زبانی بین روسیه و ایران بازی می کنند. راه اندازی رشته آموزش زبان روسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری گام مهمی بوده است که در ایران برداشته شده است. به تازگی زبان روسی در کنار زبان هایی مثل ایتالیایی و اسپانیایی به طورآزمایشی در چند مدرسه در ایران آموزش داده می شود. فعالیت های «روسکی میر» و احیای خانه فرهنگ و علم روسیه امیدهای زیادی را در مورد افزایش روابط فرهنگی بین دو کشور بوجود آورده است.   در ادامه آقای الکساندر ولادیمیرویچ کاراتیشف در مورد دبیرخانه انجمن مدرسین زبان و ادبیات روس، اتحادیه بین المللی اساتید زبان و ادبیات روس توضیحاتی ارائه داد. وی اظهار کرد که اتحادیه زبان روسی اولین بار پنجاه سال قبل به ابتکار روسیه شناسان فرانسه، جمهوری چک و آلمان در پاریس تاسیس شد. اعضای این نهاد از 70 کشور جهان هستند و بیش از 200 عضو دارد که البته ایران در میان آنها نیست. این عضویت می تواند به صورت شخصی و یا گروهی باشد. برای مثال مراکز آموزش زبان روسی و یا دانشکده های مرتبط می توانند عضو این انجمن باشند. این نهاد تاکنون 13 کنگره روسیه شناسی برگزار کرده که بین هزار تا هزارو دویست شرکت کننده داشته است. در کنگره روسیه شناسی که در سال1990 برگزار شد3000 شرکت کننده حضور داشتند. در این کنگره ها روسیه شناسی معاصر، روشهای تدریس زبان روسی، تدوین کتابهای درسی و موارد دیگر بررسی می شود. این نهاد همچنین با بنیاد روسکی میر همکاری های گسترده دارد. موصوعات کنفرانس های مزبور بنا بر نیاز کشور برگزار کننده کنفرانس در مورد زبان روسی و بررسی آن از سوی کارشناسان این نهاد تعیین می شود. اقدام بعدی آموزش زبان روسی برای تربیت کادر در پروژه های بین المللی است. مثلا در حوزه های انرژی، لجستیک، اقتصاد و غیره میتوانیم کادرهایی را تربیت کنیم تا در برقراری ارتباطات تجاری موثر باشند. همچنین این نهاد در سالهای اخیر با بنیاد روسکی میر در تاجیکستان کتابهای آموزش زبان روسی را با فرهنگ قومی و منطقه‌ای هماهنگ کردیم. به عنوان مثال بررسی کردیم که فرهنگ روسیه در آذربایجان چه تاثیری را گذاشت است. بنابراین می‌توان در همین زمینه ها با ایران نیز همکاریهایی را تعریف کرد.   خانم ماریا نیکلایونا، دبیر مطبوعاتی بیاد «روسکی میر»  گفت در این کنفرانس تلاش مشترکی جهت تقویت روابط دو کشور بخصوص در حوزه ایرانشناسی صورت گرفته است. وی توضیح مختصری در مورد فعالیت های مرکز «روسکی میر» ایراد کرد و گفت روسیه شناسان ایران مهمانان پیوسته و همکاران دائمی ما هستند. در حال حاضر در ۱۱ دانشگاه در ایران زبان روسی تدریس می شود و گروه زبان روسی دانشگاه تهران قدمت ۷۰ ساله دارد. در ادامه با اشاره به گروه های آموزشی مختلف در دانشگاه های ایران که با گرایش های ترجمه ،ادبیات و آموزش فعالیت می کنند افزود که این مرکز آماده همکاری جهت برنامه های دانش افزایی است. به تازگی اتاق زبان روسی در دانشگاه فردوسی مشهد تاسیس شده است و این مرکز آماده است که فعالیت مشترکی با مراکز و دانشگاه های داخل ایران جهت اعزام استاد زبان روسی با حمایت مالی «روسکی میر» داشته باشد.   پنل چهارم و آخر با موضوع همکاری ایران و روسیه در حوزه آموزش با سخنرانی دکتر بهروز ابطحی رایزن علمی سابق ایران در روسیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی آغاز شد. وی در ابتدا چند اصطلاح را مورد بررسی قرار داد. نخست دیپلماسی علمی به این معنی که زمانی که علم بدون مرز عمل می کند به آن دیپلماسی علمی می گویند. اصطلاح بعدی تبادل دانشجو به صورت بین المللی است؛ یعنی فقط تبادل دانشجو را به دو دانشگاه محدود نکنیم. سفر دانشجو نکته مهمی است. زیرا هم سود اقتصادی دارد و هم ارتباط افراد موجب توسعه روابط فرهنگی و گفتگوی تمدنها می شود.   در ایران 2641 دانشگاه وجود دارد که از چین هم بیشتر است. از این میان 190 دانشگاه دولتی غیر پزشکی هستند و 47 دولتی پزشکی. 43 دانشگاه در سطح جهانی مطرح هستند. در روسیه هم آکادمی علوم روسیه، 8 دانشگاه فدرال، 30 دانشگاه علمی و تحقیقاتی و سایر دانشگاهها وجود دارد. آکادمی علوم روسیه از انستیتوهای مهم دنیاست که در رده سوم دنیا قرار دارد.    وی سپس به بیان مزیتها و مشکلات نظام های آموزشی ایران و روسیه پرداخت در بیان مزایای سیستم روسیه این نکته قابل توجه است که این سیستم مکتب علمی خود را دارد که در خود روسیه طراحی شده و راهکارهای مناسب برای کشور را ارائه می دهد. فوق دکترا که تنها بر یک محور تمرکز دارد بدون ورود به سایر محورها و یا دوره های پراکتیکال در دوره شوروی طراحی شد. ضمن اینکه جلسات درس در کنار فناوری برگزار می شود مثلا در کلاس . امتیازات سیستم آموزش ایران این است که افراد در کشورهای مختلف تحصیل کردند و موسس آن شدند و همین موجب می شود سیستم خود را با سایر سیستم ها آداپته کند. دانشگاههای ایرانی پویا هستند و در زمینه نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی توسعه یافته است. 4121000 نفر در ایران مشغول تحصیل هستند. دشواری زبان روسی یکی از مشکلاتی است که موجب میشود تحصیل در روسیه کیفیت کافی را نداشته باشد. نحوه امتحانات، پروسه اداری سخت، قوانین سخت مهاجرت و ارتباط غیر مستقیم و ضعیف بین اساتید و دانشجویان دکترا از دیگر مشکلات موجود است. که موجب میشود برخلاف سیستم غربی پذیرش دانشجوی دکترا از سوی دولت و در نتیجه فاقد نتایج مورد انتظار باشد. مشکل بعدی در مورد بسیاری از دانشجویان پزشکی در روسیه است که در ایران نتوانسته اند وارد پزشکی شوند و لذا اینجا هم سطح شان پایین است و نمی توانند در ایران کار کنند و زبان هم یاد نمی گیرند.    دکتر ابطحی همچنین به تفاوتهای سیستم اموزش عالی دو کشور اشاره کرد و اینکه موتور محرکه نظام اموزش عالی در ایران رشته های پزشکی است و بعد شیمی و فیزیک؛ در حالیکه در روسیه این محور را رشته فیزیک تشکیل می دهد. در دوره شوروی حداکثر 1000 نفر در روسیه تحصیل کردند. اوایل سال 90 شاهد افزایش بودیم. بعد کاهش یافت ولی در یک سال اخیر میزان دانشجو افزایش یافته است. نکته آخر مورد اشاره در این مبحث آن بود که طرف ایرانی جدیت خود را در حوزه همکاری علمی نشان داده است و با اعطای بورس دانشجویان ایرانی را به روسیه می فرستد. در حالیکه روسیه تنها به جذب دانشجو از ایران می پردازد که هدف آن نیز کسب درآمد است و این در حالی است که این روند باید اصلاح شود.   در ادامه، دکتر الهه کریمی ریابی نیز در مورد همکاریهای دانشگاهی دو کشور بر این مساله تاکید کرد برای تعمیق روبط باید تبادل دانشجو زیاد شود. تا زمانی که روابط آکادمیک محدود باشد و دانشگاههای بزرگ روابط تنگاتنگ نداشته باشند نمی توان کاری کرد. ضمن اینکه باید به غیر از همکاری و ارسال دانشجو در حوزه زبان به سایر حوزه ها نیز پرداخت. مثلا در روسیه علوم طبیعی و فضانوردی قوی است. در ایران هم حوزه علم مثلا علوم پزشکی و علوم انسانی در مواردی دارای کیفیت بسیاری هستند. ولی مشکل ان است که ثبت مقالات مندرج در مجلات علمی روسیه در ایران بسیار دشوار است و نیازمند درخواست رسمی از وزارت علوم ایران است. این در حالی است که در ایران مجلات علمی به زبان روسی وجود ندارد و پژوهشگران ناگزیر از چاپ مقالات خود در مجلات روسی هستند.   خانم یلنا دونایوا در آغاز سخنان خود از کم توجهی به مشکلات فرهنگی ابراز تاسف کرد، وی گفت بدون گفتگوی فرهنگی و بدون درک درست از یکدیگر نمی توان شریک تجاری یا سیاسی هم باشیم و محور اقتصادی بین دو کشور را بدرستی رسم‌ نماییم. درک درست فرهنگی از یکدیگر مبنای مستقر کردن پایه های روابط است در این صورت زمانی که اختلاف نظر سیاسی پیش بیاید نمی تواند زیاد مورد توجه قرار گیرد. وی به تاریخچه روابط دو جانبه دو کشور اشاره کرد و روابط دوران صفویه و پس از آن دوران قاجار را پر اهمیت دانست. در ادامه به زمینه های بی ثباتی روابط اشاره کرد و فقدان حمایت مالی، تحریم ها، بی ثباتی روابط از طرف روسیه و مشکلات زبانی، پیچیدگی­های سازگاری با شرایط اجتماعی و مشکلات مالی را از طرف ایران از عوامل بی ثباتی روابط دانست. در ادامه خواستار تغییر سطح روابط از سطح دانشگاهی به مشارکت دادن جوانان در این امر شد و پیشنهاد داد دوره های کوتاه مدت چند هفته­ای به صورت تورهای آموزشی برای جوانان گذاشت شود تا درآن جوانان دو کشور در کنار هم در یک خوابگاه زندگی کنند و پروژه های مشترکی را با مشارکت هم انجام دهند. دانشجویان و جوانان دو کشور باید با یکدیگر در ارتباط مستقیم باشند و نسل جدیدی را تربیت نماییم تا بدینوسیله ساختار ذهنی جامعه را تغییر دهیم.   آخرین سخنران کنفرانس آقای پالیشوک بود که به همکاری های آموزشی و دانشگاهی بین دانشگاه زبانشناسی مسکو و دانشگاه علامه طباطبایی پرداخت. وی گفت رشته های مطالعات منطقه ای و زبان شناسی دو رشته مورد بحث برای همکاری دو دانشگاه هستند. برطبق این طرح قرار است کارشناسی ارشد مشترکی بین دو دانشگاه تعریف شود که دانشجویان بر اساس آن یک سال در روسیه و یک سال در ایران تحصیل کنند و دو دیپلم اخذ نمایند و در حال حاضر در مقطع دکتری برنامه ریزی صورت نگرفته است اما امیدواری وجود دارد این برنامه برای مقطع دکتری نیز عملی گردد. همچنین برنامه های تبادل دانشجو و تبادل اساتید از دیگر زمینه های همکاری مشترک خواهد بود. در عین حال متاسفانه دیپلم دانشجویانی که در ایران در رشته زبان فارسی تحصیل می کنند از جانب روسیه پذیرفته نمی شود که این نکته منفی در روابط دو کشور است.   پیشنهادات ارائه شده در کنفرانس به شرح ذیل است: 1. تعریف دیپلماسی عمومی مشترک و متقابل جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه - این دیپلماسی در سطح دوجانبه به ابزارهایی مانند رسانه، فضای مجازی، گردشگری، ادبیات و غیره نیاز داریم. - در سطح منطقه ای دیپلماسی عمومی مشترک می تواند به ایجاد یک گفتمان منطقه ای منجر شود. در این سطح می توانیم به ایجاد ساختارهایی مانند بنیاد فرهنگی خزر بپردازیم که ساختاری چندجانبه داشته باشد و در حوزه ارزشهای مشترک کشورهای منطقه فعالیت نماید و در مقابل ارزشهای غربی بایستد. - در سطح بین المللی باید ارزشهای مشترک خود را تعریف و آن را به گفتمان بین المللی تبدیل کنیم. برای این منظور توصیه می شود تشکیل اتاق فکر مشترک با حمایت بخشهای دولتی و غیر دولتی دو کشور در دستور کار قرار بگیرد.   2. توجه به صنعت گردشگری به عنوان بخش مهمی از اقتصاد و همچنین یکی از ارکان دیپلماسی عمومی. در این خصوص راهکارهای زیر ارائه شد: - احیاء مسیر مسافرتی بین دو کشور از طریق دریای خزر - احیایی مسیر راه آهن مسافرتی بین دو کشور - ایجاد پرواز مستقیم بین استان های مختلف ایران و روسیه - عدم نیاز به روادید گردشگری بین دو کشور - تعریف برندهای ایرانی و روسی (برندی که در میان مردم ایران و روسیه معرف توانایی های صنعتی و اقتصادی دو کشور باشد.)   3. ایجاد بلوک رسانه ای با محوریت ایران و روسیه در منطقه به منظور ایجاد تحول در پارادیم حاکم بر ذهنیت ایرانیان و جامعه روسیه با بکارگیری قدرت نرم یا رسانه ای به عنوان یکی از ارکان دیپلماسی عمومی.   4. برگزاری دوره های کوتاه مدت چند هفته ­ای برای جوانان دو کشور به صورت تورهای آموزشی بمنظور انجام پروژه های مشترک با یکدیگر، ارتباط مستقیم و زندگی در محیط خوابگاهی مشترک با هدف تربیت نسل جدیدی که ساختار ذهنی جامعه را تغییر دهیم. 5. انجام پروژه های مشترک نظرسنجی و پیمایشی، با هدف اندازه گیری علمی، ذهنیات مردم دو کشور در مورد یکدیگر. دسترسی به نتایج علمی معتبر کمک می کند که بجای حدس و گمان به درک دقیق و کمی ذهنیات مردم دو کشور دست پیدا کرده و در زمینه دیپلماسی عمومی بتوانیم سیاست و تصمیمات کاربردی اتخاذ نماییم.     تهیه و تنظیم گزارش: خانم سارا سلیمانی و خانم فاطمه عطری    عکس های گزارش: خانم ائیده سوبولوا، خبرنگار تارنمای روسی پارس تودی     ]]> فرهنگ و هنر Sat, 16 Dec 2017 15:02:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3484/1/جمهوری-اسلامی-ایران-فدراسیون-روسیه-همکاری-های-فرهنگی-انسانی-اجتماعی آسیای مرکزی و ضرورت هم‌افزایی فرهنگی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3463/آسیای-مرکزی-ضرورت-هم-افزایی-فرهنگی هفته گذشته نشست‌ کارشناسی تحت عنوان "تقارب فرهنگ‌ها؛ بنیان صلح و توسعه" با همکاری موسسیه بین المللی تقارب فرهنگی از ایران و دانشگاه بین المللی قرقیزستان، در بیشکک برگزار شد. اساتید دانشگاه و کارشناسان امور فرهنگی از کشورهای ایران، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، ترکیه، روسیه، چین و لیبی در این نشست نظرات خود را بیان کردند. به برخی از برداشت های نگارنده از مباحث مطروحه که می تواند به شناخت بیشتر از حوزه اسیای مرکزی کمک کند، ذیلا اشاره می شود. 1. شرکت کنندگان از اینکه بعد از فروپاشی شوروی، تنها ابر قدرت جهان با طرح های پیچیده و استفاده گسترده از ابزارهای رسانه ای و فضای مجازی به دنبال تک فرهنگی کردن جهان و تحمیل فرهنگ غربی بر دیگر جوامع است نگران بودند. آنان از نشانه های گسترش نفوذ فرهنگی آمریکا در مناطق حساس جهان بخصوص آسیای مرکزی را ایجاد تفرقه افکنی مذهبی قومی و بر هم زدن نظم  موجود منطقه می دانستند. 2. اغلب سخنرانان، نگران پیامد هژمونی فرهنگی غرب و نفوذ سریع و افسار گسیخته جریان های افراطی در آسیای مرکزی بوده و اعتقاد داشتند اگرچه احتمال اینکه داعش مناطق آسیای مرکزی را همانند عراق و سوریه، مستقیماً مورد حمله قرار دهد،وجود ندارد  اما این گروه تروریستی، از تلاش برای گسترش دامنه فعالیت های خویش در آسیای مرکزی خودداری نخواهد کرد. 3. توجه به آموزه های اسلام معتدل، برای جلوگیری از فعالیت های گروه های افراطی، از نکات مهم نشست بیشکک بود.یکی از اساتید دانشگاه الهیات قرقیزستان با ارائه مقاله و با استناد به آیات قران، ضمن اشاره به مخالفت اسلام با جنگ، خشونت و ترویسم به ضرورت آشنا کردن جوانان با آموزه های اسلام معتدل و پرهیز دادن آنان نسبت به تاثیرپذیری از اسلام تحریف شده، تاکید داشت. 4. فقدان یک نقشه راه برای هم افزائی فرهنگی بویژه در حوزه رسانه، محیط مجازی، هنر در میان کشورهای منطقه نیز مورد نظر برخی از سخنرانان بود. آنان معتقد بودند که هم افزایی فرهنگی  به عنوان اقدامی مؤثر و مشترک، می تواند بصورت دو جانبه، چند جانبه، منطقه ای و بین المللی میان کشورها برقرار باشد.این سخنرانان هم افزایی فرهنگی را مؤثر تراز گفتگوهای متداول در حوزه های فرهنگی و ادیان دانسته و مشارکت فعال همه کشورها در ترسیم و اجرای نقشه راه برای تحقق امر را توصیه می کردند. بر این اساس تشکیل دبیرخانه دائمی در یکی از کشورهای منطقه به عنوان یک اتاق فرمان مشترک برای رصد محیط و هدایت و هماهنگی اعضا و نظارت و ارزیابی اقدامات، توصیه گردید. 5. نمایندگان کشورهای آسیای مرکزی نسبت به حفظ ارزش های قومی هر کشور تعصب داشته و در واقع متمایل به نوعی ملی گرائی با محور قومیت بودند. آنان گسترش همگرایی فرهنگی میان ملت های منطقه را در صورت توجه به تقویت هویت ملی، قومی، مذهبی و زبانی هر ملت امکانپذیر می دانستند. این نگاه نشان می داد که آسیای مرکزی همانند قفقاز، ممکن است در آینده با یک چالش نامتقارن فرهنگی روبرو شود. بر این اساس توجه به هم افزایی فرهنگی و تاکید بر مشترکات، می تواند چالش های احتمالی را به سوی نوئی همگرائی منطقه ای سوق دهد. این کشورها باید به این باور برسند که حفظ و تقویت هویت ملی، قومی و مذهبی خود را می توانند از طریق هم افزایی فرهنگی ، بهتر حفظ کرده  و همگرایانه با عوامل بیرونی و تهدید کننده هویت های ملی مانند فرهنگ غرب و جریان افراطی مقابله کنند. 6. در این نشست تاکید شد که ملت های منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که دارای اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی ، مذهبی و زبانی هستند نباید اجازه دهند که برخی از مشترکات، همانند مواریث فرهنگی به منشأ اختلاف و منازعه تبدیل شود. چرا که بخش مهمی از مفاخر، میراث و سنت های منطقه مانند جشن نوروز، امروز ماهیت فرا ملی و فرا قومی بخود گرفته و می توانند عامل وحدت باشند. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی و قفقاز با داشتن ظرفیت‌های فرهنگی و فراملی، با تقویت "هم‌افزایی فرهنگی" که در سایه ترسیم نقشه راه مشترک ممکن خواهد شد،  می‌توانند اختلافات خود را کاهش دارد و با افزایش اشترکات، پشتوانه قابل اتکائی برای همکاری‌های آینده خود ایجاد نمایند.   منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 08 Dec 2017 12:20:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3463/آسیای-مرکزی-ضرورت-هم-افزایی-فرهنگی گفت‌وگوهای کابل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3462/گفت-وگوهای-کابل دومین دور گفتگوهای فرهنگی ایران و افغانستان با محوریت " مهاجرت " روز چهارشنبه 8 آذرماه در شهر کابل برگزار شد. دانشگاه علامه طباطبایی ایران و مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان بانیان این گفتگوها هستند. سال گذشته در همین ایام اساتید و نخبگان فرهنگی افغانستانی به جمهوری اسلامی ایران آمدند و امسال اساتید و نخبگان فرهنگی و علمی ایرانی به جمهوری اسلامی افغانستان رفتند. در روز قبل از گفتگوها مراسم رونمایی از کتاب " فتو ریاحی " اثر بهمن کیارستمی فرزند برومند زنده یاد عباس کیارستمی برگزار شد و فیلم مستند " صفر مرزی " ساخته عاطفه کاظمی و زهرا اخلاقی دانشجویان افغانستانی مقیم ایران به نمایش در آمد. کتاب فتوریاحی تحفه هیات ایرانی به دوستان افغانستانی بود و فیلم صفرمرزی هدیه متقابل دوستان افغانستانی به هیات ایرانی ولی با دو پیام متفاوت و حتی متضاد ! شاید دوستان افغان ما نمی خواستند اینگونه بشود ولی پیام فیلم گله ای تراژیک از ایرانیان بود در حالی که پیام کتاب تصویری امیدبخش از زندگی مهاجرین در ایران ارائه می داد. گفتگوهای فرهنگی در چهار جلسه با عناوین: 1- رابطه ایران و افغانستان از همزبانی تا همدلی 2- افغان ها ، دیدگاه‌ها 3- مهاجرت تراژدی انسانی و فرصت‌ها 4- چالشها و نگاه به آینده برگزار شد. گفتگوهای فرهنگی پیامهای متفاوت داشت ولی برعکس مراسم روز قبلش که در فضایی احساسی برگزار شد گفتگوها در فضایی خردورزانه، دانشگاهی وعلمی صورت گرفت و زوایای مختلفی از زندگی مهاجرین افغانستانی در ایران را مورد بحث و بررسی قرار داد. ارائه تصویری از واقعیتهای زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران از چهل سال پیش تا کنون مهمترین ویژگی جلسات مختلف دومین دورگفتگوهای ایران و افغانستان بود. اساتید ایرانی نتایج تحقیقات مختلف خود در خصوص شرایط زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران را که در دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشورمان انجام داده بودند در جلسات گفتگوها ارائه دادند و با آمار و ارقام و اسناد سیر تحولات زندگی پناهندگان و مهاجرین افغانستانی در ایران را تشریح می کردند که در کل نشان دهنده این حقیقت بود که زندگی آنان در روندی مثبت توسعه یافته و شرایط زندگی آنان در عرصه های مختلف اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و اجتماعی نسبت به گذشته بهبود معنی داری یافته است. همچنین با ارائه آمار و ارقام هزینه های پرداخت شده از بودجه عمومی دولت جمهوری اسلامی ایران و اقدامات دولت ایران برای بهبود شرایط مهاجرین افغانستانی تشریح گردید و از رقم بسیار ناچیز کمکهای بین المللی اختصاص یافته به مهاجرین مقیم ایران انتقاد شد. صحبتهای دوستانی افغانستانی ما عمدتا به طرح گله ها و کمبودها و مشکلات اختصاص داشت و بر عکس اساتید ایرانی که بر روندها و تحولات امور در زمان تاکید داشتند دوستان افغان ما برمشکلات و نارسایی ها در مقاطع مختلف زمانی متمرکز بودند. نداشتن پاسخی روشن به سوال متناقض نما ( پارادوکسیکال ) یا مشکل رابطه بین بهبود شرایط زندگی مهاجرین با افزایش تعداد آنها از نکات مهم این گفتگو بود. به این معنی که هرچه شرایط زدگی مهاجرین بهبود یابد تعداد مهاجرین افزایش می یابد و افزایش تعداد مهاجرین موجب کاهش شرایط زندگی آنها در ایران می شود که این موضوع نقض هدف اصلی در برنامه های مربوط یه مدیریت شرایط پناهندگان و مهاجرین است. در ایران و افغانستان و نهادهای بین المللی آمارهای مختلفی از تعداد مهاجرین افغانستانی در ایران ارائه می شود ولی به صورت کلی می توان گفت 5/2 ( دو و نیم ) مهاجر افغانستانی ثبت نام شده در ایران وجود دارد و حدود یک میلیون افغانستانی ثبت نشده در ایران زندگی می کنند.در یکی از تحقیقات انجام شده توسط اساتید دانشگاه علامه طباطبایی گفته شد که اگر هر دانش آموز افغانستانی در ایران برای دولت ایران فقط یک دلار در روز هزینه آموزشی داشته باشد با توجه به رقم بیش از435000 دانش آموز افغانستانی در ایران در یک سال تحصیلی حداقل 400 میلیون دلار توسط دولت ایران برای دانش آموزان افغانستانی مقیم ایران هزینه می گردد و به همین ترتیب هزینه های بهداشت و درمان و هزینه های مربوط به اموزش عالی نیز مطرح شد. یکی از واقعیتهای مربوط به حضور مهاجرین افغانستانی در ایران آن است که هزینه های پنهان حضور مهاجرین افغانستانی بر بودجه عمومی دولت قابل توجه است و به هر دلیل و مصلحتی مقامات کشور از ارائه آمار هزینه ها خودداری می ورزند در حالی که محاسبه و نشان دادن این ارقام باعث می شود تا ایران بتواند در هنگام مواجه با سازمانهای بین المللی از ظرفیتهای آنها استفاده نماید و یا حداقل در عرصه بین الملل میزان عدم پایبندی آن سازمانها را به تعهدات خود به نمایش می گذارد و در مذاکرات دوجانبه رسمی با مقامات افغانستان و در عرصه های دیپلماسی عمومی و رسانه ای در افغانستان مورد استفاده قراردهد. در مقابل مباحث آماری و ارقامی اساتید ایرانی اساتید و نخبگان افغانستانی موضوعات اجتماعی پناهندگان را برجسته می کردند و با توجه نوع نگرشها و نگاههای اجتماعی به مهاجرین و پناهندگان افغانستانی در ایران این نوع نگرشها و نگاهها در جامعه ایران به افغانستانی ها را تبعیض آمیز دانسته این نگاه و رفتار اجتماعی ایرانیان را مورد نقد قرار می دادند. دوستان افغانستانی موارد متعددی از اعمال تبعیض را مطرح می کردند. در مقابل اساتید ایرانی ضمن قبول برخی موارد برخی دیگر را در حوزه قوانین کشور دانسته معتقد بودند که در همه کشورها بعضی قوانین وجود دارد که حقوقی را برای شهروندان خویش قایل می شود که نمی تواند همان حقوق را برای شهروندان خارجی اعطاء نماید. این بخش از مباحث از جمله بخشهای پرگفتگوی جلسات گفتگوها بود. یکی از اساتید ایرانی شرکت کننده در گفتگوها با توجه به روایتهای متفاوت و بعضا متضاد ایرانی ها از افغانها و افغانها از ایرانی ها این نکته را بیان داشت که در زندگی روزمره ما آن چه تعیین کننده است روایتها هستند نه واقعیتها، به موضوعی تحت عنوان اعتماد و بی اعتماد متقابل ایرانی ها و افغانها به یکدیگر پرداخت و با استناد به تحقیق انجام شده در این خصوص اظهار داشت که روایتهای موجود از بحث اعتماد متقابل مسیری مثبت و خوش بینانه ای طی نمی کند و چنانچه تدبیری در این خصوص اندیشیده نشود این مسیر می تواند به تهدیدی علیه منافع هر دو کشور منجر شود. از جمله بخشهای مهم دیگر گفتگوها پرداختن به این موضوع بود که آیا پناهندگان و مهاجرین فقط هزینه برای دولت ایران است یا آن که فرصتهایی هم درحضور مهاجرین و پناهندگان افغانستانی در ایران وجود دارد؟ درپاسخ به این سوال در کل نوعی توافق بین ایرانی ها و افغانستانی ها وجود داشت که حضور مهاجرین ایرانی نقش مثبتی در اقتصاد ایران داشته و برای افغانستان نیز در کنار اهمیت اقتصادی حضور مهاجرین در ایران مسیر انتقال علم و فناوری به افغانستان است. با آن که موضوع محوری گفتگوها مهاجرین بود ولی مانند هر جلسه دیگر درباره افغانستان موضوعات دیگری چون افراط گرایی ، تروریسم ، تکفیر ، امنیت ، مواد مخدر ، حضور نیروهای امریکایی ، نقش همسایگان در امنیت افغانستان و چندین موضوع دیگر مطرح شد ولی در کل گفتگوها به بحث محوری خود وفادار بود و بر آن محور حرکت می کرد. نا گفته نباید گذاشت که صحبتهای دوستان افغان هم از آمار و ارقام خالی نبود و اطلاعات قابل توجهی از شرایط کلی مهاجرین افغانستانی توسط رئیس واحد انسجام و هماهنگی امور مهاجرین افغانستان ارائه شد که در سخنرانی وی آمار عودت مهاجرین غیر قانونی افغانستانی از کشورهای مختلف از جمله ایران قابل توجه و به گونه ای نگران کننده بود. اطلاعات ارائه شده نشان دهنده این واقعیت تلخ است که تا زمان بهبود شرایط اقتصادی افغانستان مشکل مهاجرین غیر قانونی ادامه خواهد یافت و مرزها قادر نخواهد بود مانع مهاجرت نیازمندان اقتصادی گردد. از دیگر مطالب شایان توجه این دور از گفتگوها توجه به بعد بین المللی مهاجرت و پناهندگی است. در این بخش یکی از اساتید ایرانی با ارایه اماری از کمیسریای عالی پناهندگان ملل متحد اظهار داشت که اولا نباید موضوع پناهندگی و مهاجرت را یکی دانست و ثانیا نباید موضوع مهاجرت را به مساله ای بین ایران و افغانستان تقلیل داد بلکه باید موضوع مهاجرت را به عنوان یک مساله بین المللی دید و در جستجوی یافتن راه حل های کلان و بین المللی بود.در بخشی از آمار ارائه شده در سخنرانی این استاد ایرانی با اشاره به 6/65 میلیون مردم بی جا شده در سراسر جهان که 5/22 میلیون آن را مهاجرین کشورهای مختلف تشکیل می دهد گفته شد که سوریه ، افغانستان و سودان بیشترین تعداد مهاجرین را بخود اختصاص داده اند و این در حالی است که 5/5 میلیون مهاجر و پناهنده فلسطینی همچنان بالاترین تعداد پناهندگان را بخود اختصاص می دهد.همچنین گفته شد که روزانه 28300 نفر و به عبارتی دیگر 200 نفر درهر دقیقه به تعداد افراد بی جا شده و پناهنده و مهاجر در جهان اضافه می شود. جمع بندی مشخصی نمی توان ازگفتگوهای فرهنگی ایران و افغانستان ارائه نمود زیرا که اساسا هدف اصلی گفتگوها سیر راه است تا رسیدن به مقصد . گفتگوها برای ایجاد فضای مناسب برای تعاطی افکار است تا فرصت شنیدن قبل از گرفتن تصمیم افزایش یابد. گفتگوها فرصتی است برای شناخت خود در چشم دیگران . گفتگوهای فرهنگی ابتکار شایسته ای توسط اساتید و نخبگان علمی و فرهنگی ایران و افغانستان است که پنجره جدیدی را در کنار روابط رسمی دو کشور می گشاید و چشم انداز جدیدی را در افق دید تصمیم گیران قرار می دهد. امید آن است که مقامات رسمی در هردو کشور این ابتکار را فرصتی برای خود ببیند نه رقیبی برای دایره تصمیمات خود. منبع: خبرآنلاین   ]]> فرهنگ و هنر Fri, 08 Dec 2017 12:15:18 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3462/گفت-وگوهای-کابل