موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين جامعه و سیاست :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/extremism-and-terrorism Sun, 22 Apr 2018 22:42:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Sun, 22 Apr 2018 22:42:23 GMT جامعه و سیاست 60 پویش های داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3621/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) میزبان هیئتی از مرکز مطالعات شرقی لهستان در روز دوشنبه، 27 فروردین 1397، از ساعت 16:00 تا 17:00 است. اعضای این هیئت آقای آدام ابرهاردت، رئیس مرکز؛ آقای کرزیستوف استراچوتا، مدیر دپارتمان ترکیه، قفقاز و آسیای مرکزی مرکز؛ و آقای ماتئوس چودزیاک، پژوهشگر دپارتمان ترکیه، قفقاز و آسیای مرکزی مرکز مطالعات شرقی لهستان می باشند. در این نشست، آقای آدام ابرهاردت به بیان دیدگاه های خود در خصوص پویش های داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی روسیه می پردازند. با توجه به محدودیت فضا و حضور اساتید حوزه اوراسیا، خواهشمند است برای شرکت در این نشست، از قبل، با تماس از طریق شماره های 88792496 یا 88770586 هماهنگی نمایید. محل برگزاری نشست: خیابان ولیعصر – بالاتر از پارک ساعی – کوچه امینی – پلاک 2 – واحد 6   ]]> جامعه و سیاست Sun, 15 Apr 2018 15:22:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3621/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه وعده پوتین پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری: همه چیز تغییر می‌کند http://www.iras.ir/fa/doc/note/3598/وعده-پوتین-پیروزی-انتخابات-ریاست-جمهوری-همه-چیز-تغییر-می-کند اگر چه چهارمین پیروزی ولادیمیر پوتین 65 ساله در انتخابات ریاست جمهوری روز گذشته روسیه (27 اسفند 96) خبر غافلگیر کننده ای برای جهان نبود، اما این خبر به سرعت به تیتر اول رسانه های خبری و تحلیلی دنیا تبدیل شد. رهبری پوتین بر بزرگترین کشور جهان از جهات بسیاری برای ناظران بین المللی اهمیت زیادی دارد. مامور سابق ک.گ.ب در حدود 18 سال سلطه بر روسیه این کشور را به یکی از بازیگران تجدیدنظرطلب در نظام بین الملل تبدیل کرده است که نقش مهمی در روندهای منطقه ای و بین المللی ایفا می کند. قدرت مانور روسیه به رهبری پوتین از خارج نزدیک فراتر رفته و این کشور یکی از بازیگران تعیین کننده در مناطق خاورمیانه، شرق دور و بلکه دورتر است. بر این اساس تکیه دوباره پوتین بر صندلی قدرت در روسیه و تاثیر او بر سیاست خارجی این کشور مهم قلمداد می شود و پیش بینی چشم انداز آینده روسیه و روند حاکم بر نظام بین الملل را برای کارشناسان و تحلیلگران راهبردی دشوار ساخته است. چرا که با تمام شفافیتی که درباره اهداف پوتین وجود دارد، پیش بینی او سخت است. چنانچه یکی از محتمل ترین سناریوها درباره چهارمین دوره ریاست جمهوری پوتین، تداوم سیاست های داخلی و خارجی وی در این کشور است، اما برخی درباره خلق روسیه جدید در این دوره گمانه زنی می کنند، به ویژه اینکه پوتین در جشن پیروزی خود وعده می دهد: همه چیز تغییر می‌کند. همه ما نیز تغییر خواهیم کرد.   نتیجه انتخابات 2018 هفتمین انتخابات ریاست جمهوری روسیه مطابق برنامه از پیش اعلام شده روز 18 مارس 2018 برگزار شد تا بار دیگر حکم ریاست جمهوری به نام ولادیمیر پوتین صادر شود. روسیه پس از فروپاشی شوروی تاکنون سه رئیس‌جمهور بیشتر نداشته است. پیش از این، نتیجه انتخابات 1991 و 1996 به نام بوریس یلتسین، انتخابات 2000، 2004 و 2012 به نام ولادیمیر پوتین و انتخابات 2008 به نام دمیتری مدودف رقم خورده بود.   در انتخابات 2018 ولادیمیر پوتین نامزد مستقل، سرگئی بابورین از حزب «اتحادیه مردمی روسیه»، پاول گرودینین از حزب «کمونیست»، ولادیمیر ژیرینفسکی از حزب «لیبرال دمکرات»، کسنیا سابچاک از حزب «ابتکارمدنی»، ماکسیم سورایکین از جنبش «کمونیست های روسی»، بوریس تیتوف از حزب «رشد» و گریگوری یاولینسکی از حزب «یابلوکا» با هم رقابت داشتند.   بر اساس گزارش کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه در انتخابات روز گذشته 111 میلیون و 782 هزار تن از جمعیت 146 میلیونی این کشور حائز شرایط رای دهی بودند و جمع آوری آرا در حدود 94 هزار و 500 حوزه انتخاباتی در روسیه و نیز 369 حوزه رای گیری در 145 کشور جهان رای گیری انتخابات ریاست جمهوری روسیه انجام گرفت. به گزارش ستاد مرکزی انتخابات روسیه بیش از 29 هزار تن در نهادی تحت عنوان نظارت ملی اجتماعی، انتخابات ریاست جمهوری روسیه را زیر نظر داشتند.   طبق آخرین نتیجه اعلامی نیز ولادیمیر پوتین با کسب حدود 70 درصد آرا و با فاصله زیادی از نفر دوم بار دیگر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری روسیه را به نام خود رقم زد تا در پایان سال 2024، فردی باشد که یک ربع قرن بر روسیه حکومت کرده است.   چرا باز هم پوتین؟ زمانی که در سال 1999 ولادیمیر پوتین نخست وزیر شد، تنها یک سال از  معرفی وی به عنوان رئییس اف.اس.بی، سرویس امنیت فدرال روسیه (سازمان ضدجاسوسی داخلی) می گذشت؛ اما حالا او با سابقه چهارده سال ریاست جمهوری و پنج سال نخست وزیری، نام روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به نام خود رقم زده است. در واقع پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری 2000 آغاز عصری جدید برای روسیه بود. پوتین که پس از دو دوره ریاست جمهوری در فاصله سال‌های 2008 تا 2012 مجددا پست نخست وزیری را عهده دار شده بود، قانون اساسی را تغییر و دوره ریاست جمهوری را از چهار به شش سال افزایش داد. بنابراین بعد از شش سال ریاست جمهوری پس از انتخابات سال 2012 بار دیگر از حق شرکت در این انتخابات برخوردار بود، انتخاباتی که نشان داد پوتین از اقبال عمومی زیادی برخوردار است.   با بررسی روسیه پس از شوروی در دوره های مختلف ریاست جمهوری این کشور، می توان گفت پیروزی مجدد پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه دلایل متعدد داخلی و خارجی دارد.   دلایل داخلی: زمانی که ولادیمیر پوتین در سال 1999 مسوولیت روسیه را از بوریس یلتسین پذیرفت، این کشور غرق مشکلات سیاسی-اقتصادی پیچیده ای بود. در حالی که شاخص فساد در دولت بالا بود، فقر و تنگدستی مردم نیز گسترش یافته بود. نه تنها سیاست گرایش به غرب نتیجه ای در بر نداشت، اصلاحات سیاسی-اقتصادی این کشور نیز موثر واقع نشده بود. همزمان با کاهش بهای نفت در بازارهای جهانی و در نتیجه کاهش درآمد ارزی روسیه، بحران اقتصادی شرق آسیا در سال 1997 نیز به روسیه سرایت کرده و پیامدهای ناگواری برای اقتصاد این کشور رقم زده بود.   این در حالی است که با روی کار آمدن پوتین در روسیه، ورق به نفع روس ها برگشت. افزایش بهای جهانی انرژی، میلیاردها دلار را روانه خزانه روسیه کرد و با افزایش خدمات اجتماعی دولت، سطح رفاه در این کشور افزایش یافت. اکنون نیز به رغم چهار سال تحریم اقتصادی روسیه از سوی غرب، شاخص های اقتصادی این کشور آمارهای قابل قبولی دارند. بانک جهانی در گزارش سالانه خود می نویسد روسیه پس از دو سال از رکود خارج شده و به دلیل افزایش تقاضای مصرف کننده در سه سال آینده، با سرعت بیشتر از پیش بینی های قبلی رشد خواهد کرد. تورم از 17 درصد در سال 2015 به زیر 4 درصد کاهش می یابد. رشد اقتصادی بر اثر افزایش تولید ناخالص داخلی به 1.7 درصد در سال 2018 و 1.8 درصد در سال 2019 افزایش خواهد یافت.   دلایل خارجی: بر کسی پوشیده نیست روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین از یک قدرت درجه چندم به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل شده است. روسیه پیش از روی کار آمدن پوتین حتی در برابر جمهوری های استقلال یافته از شوروی نیز قدرت تحکم نداشت. درحوزه قدرت نظامی با وجود اینکه هنوز امکانات زیادی وجود داشت و روسیه هم چنان به تسلیحات هسته ای آراسته بود، اما با وجود کاهش اهمیت قدرت نظامی و رکود شدید اقتصادی عملاً این تسلیحات بازدهی نداشت و پیمان آتلانتیک شمالی ناتو به عنوان بازوی نظامی غرب در جهان دو قطبی پیش از فروپاشی شوروی، در حال گسترش به مرزهای روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بود.   اما اکنون روسیه به عنوان یک قدرت غیرقابل کتمان بین المللی بر روندهای منطقه ای و جهانی تاثیر می گذارد. روسیه خود را مدافع میراث شوروی نشان می دهد و مانع پیشروی ناتو به شرق می شود. می توان پیش بینی کرد هر تغییری در قلمرو شوروی سابق اگر به نفع مسکو نباشد، با هزینه تراشی گزاف روسیه مواجه می شود. روسیه نه تنها قدرت تولید تسلیحات پیشرفته نظامی خود را با نوسازی افزایش داده، بلکه از قدرت نظامی خود در جهت مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا در شرق اروپا و خاورمیانه بهره می برد. مهمتر اینکه انتخابات روز گذشته اولین رای گیری پس از ضمیمه شدن شبه جزیره کریمه به روسیه بود؛ درست در چهارمین سالگرد امضای حکم الحاق کریمه به خاک روسیه از سوی ولادیمیر پوتین. این اقدام اگر چه منجر به تحریم های سخت اقتصادی غرب علیه روسیه شد، اما چنان از حمایت داخلی برخوردار است که هر کس از بازپس دادن کریمه سخن بگوید، خائن محسوب می شود.   سناریوهایی درباره آینده برای پیش بینی آینده هر کشوری باید ابتدا بستر داخلی و خارجی نسبتا با ثبات مهیا باشد و به عناصر زیادی از شایط داخلی و خارجی این کشور دسترسی داشت، این در حالی است که به رغم بستر داخلی نسبتا با ثبات برای روسیه، بستر خارجی این کشور بسیار متحول است و سیاست خارجی عملگرای پوتین نیز غیر قابل پیش بینی. با این حال می توان شمای کلی از سیاست داخلی و خارجی روسیه در دوره چهارم ریاست جمهوری پوتین می توان ارائه کرد.   سیاست داخلی: مسلما با تمام موفقیت هایی که روسیه برای عبور از بحران تحریم های غرب داشته، بزرگ‌ترین چالش این کشور در شش سال آینده نیز مهار بحران اقتصادی است. با تمام کلی گویی ها پیش بینی دقیق برنامه های روسیه برای غلبه بر این چالش دشوار است. روسیه نیازمند یک مدل توسعه سیاسی و اقتصادی است. وابستگی به فروش انرژی، رکود اقتصادی 2014-2016، افزایش سطح فقر تا 14 درصد و فساد گسترده نقاط ضعف اقتصاد روسیه است. پوتین در سخنرانی های انتخاباتی خود نیز پذیرفت 20 میلیون نفر در روسیه زیر خط فقر زندگی می‌کنند و وعده داد که در شش سال آینده این تعداد به 10 میلیون نفر کاهش یابد. پوتین همچنین وعده داد که دولت روسیه کمک‌ هزینه ها به خانواده ها را تا 40 درصد افزایش می‌دهد و برای 5 میلیون نفر هم مسکن ایجاد می‌کند. تبدیل روسیه به یکی از پنج اقتصاد بزرگ جهان، افزایش 50 درصدی درآمد سرانه ملی از دیگر وعده های پوتین بود. اما هنوز استراتژی پوتین برای تحقق این اهداف، به ویژه مبارزه با فقر و مدل توسعه سیاسی و اقتصادی دولت وی در دوره 2018-2024 مشخص نیست. پوتین در دوره های اول و دوم ریاست جمهوری خود نشان می داد که در مسیر اصلاحات مدنظر غربی قرار داد اما در سومین دوره ریاست جمهوری خود از سال 2012 تا 2018 هر گونه تظاهر به همراهی با ایالات متحده و اروپا را کنار گذاشت. بر این اساس اغلب پیش بینی می شود برنامه های اقتصادی روسیه در ۶ سال آینده نیز بیشتر شرق گرا باشد. در سال های اخیر پوتین دیپلماسی اقتصادی خود را در شرق متمرکز کرده است و تلاش نموده در همکاری های چندجانبه و جمعی اقتصادی در این نیم کره به ویژه در ساختار اتحادیه اوراسیایی و پروژه جاده ابریشم مشارکت بیشتری داشته باشد.   سیاست خارجی: روسیه در دوره های ریاست جمهوری پوتین به نسبت دستاوردها هزینه های زیادی درسیاست خارجی داشته است: جنگ سوریه، بحران اوکراین و مبارزه با تروریسم که این کشور را رو در روی غرب قرار داده، منابع مالی و انسانی زیادی از روسیه گرفت اما دستاوردهای ژئوپلتیکی در اوکراین، بازگرداندن کریمه و حفظ پایگاه در سوریه به عنوان مصادیق موفقیت سیاست خارجی پوتین برای مردم کافی بود. با این حال رئیس جمهور روسیه در شش سال آینده نیازمند مصادیق دیگری برای موفق جلوه دادن خود است. این در حالی است که پیش بینی می شود موارد بسیاری از جمله مناقشه اوکراین و نقض پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد از سوی آمریکا و روسیه تنش های جنگ سرد بین واشنگتن و مسکو را احیا کند. موضوعات دیگر چون سوریه نیز ممکن است این خصومت را تشدید کند. با این حال می توان گفت روسیه سیاست خارجی عملگرا و منعطفی دارد. روسیه تلاش می کند با همه کشورها حتی در غرب رابطه و همکاری داشته باشد.   پوتین در سخنرانی پیروزی خود در انتخابات 2018 نیز اشاره داشت ضمن اینکه روسیه برای افزایش سطح همکاری با چین تا سطح روابط راهبردی تلاش می کند، از افزایش همکاری با سایر بازیگران نیز استقبال می کند.   جمع بندی در مجموع آنچه آشکار است چهارمین پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری، جهت گیری سیاست داخلی و خارجی این کشور در دو دهه اخیر را تقویت می کند. نقش آفرینی این کشور در نظام بین الملل و روندهای مناطقی همچون قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، شرق اروپا، شرق و غرب آسیا افزایش می یابد. البته مجموع ارزیابی ها نشان می دهد تداوم ریاست پوتین نقش بسیار برجسته ای در تداوم بی اعتمادی – رقابت و مناقشه بین روسیه و غرب دارد. اما پیش بینی می شود اولویت اول پوتین ضمن مدیریت تنش ها با غرب، تلاش برای افزایش موضوعات مشترک با آمریکا و اروپا باشد. البته این احتمال نیز وجود دارد از آنجا که روسیه از شرایط دشوار تحمیلی غرب عبور کرده و فرصت های روسیه به نسبت دوره 2014 تا 2016، در دوره جدید افزایش خواهد داشت، غرب ناگزیر از در نظر گرفتن ملاحظات بیشتر در توسعه طلبی در ژئوپلتیک پیرامون روسیه است و به همین نسبت مسکو نیز از تکرار بحران اوکراین حدالامکان خودداری کند. شاید عبارت درست برای رویکرد سیاست خارجی روسیه در دوره جدید ریاست پوتین «تداوم رقابت و تعامل» است اما برای رویکرد سیاست داخلی این کشور، عنوان «تداوم و تغییر» مناسب خواهد بود.     نویسنده: عفیفه عابدی، پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس و تحلیلگر مسائل اوراسیا         ]]> جامعه و سیاست Mon, 19 Mar 2018 05:10:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3598/وعده-پوتین-پیروزی-انتخابات-ریاست-جمهوری-همه-چیز-تغییر-می-کند و دیگربار روسیه قدرتمند... http://www.iras.ir/fa/doc/note/3593/دیگربار-روسیه-قدرتمند کمتر از یک هفته دیگر رویداد مهمی در روسیه رقم خواهد خورد که نه تنها برای روسیه بلکه برای جهان حائز اهمیت است. این اهمیت طبیعی است چرا که روسیه به عنوان یکی از کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل که دارای حق وتوست و در بسیاری از موضوعات و مسائلی که به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع می‌شود، دیدگاه متفاوتی را نسبت به قدرت‌های غربی دنبال می‌کند و به عنوان کشوری که مدعی قدرت بزرگ است قطعا از جایگاه مهمی در سیاست جهانی برخوردار است. روسیه در سال‌های حاکمیت ولادیمیر پوتین سعی کرد به عنوان یک قدرت بزرگ در بسیاری از مسائل مهم منطقه‌ای و جهانی اعمال نفوذ کند، به خصوص در سال‌های اخیر در رابطه با جنگ داخلی سوریه از بازیگران مهم بوده و نقش موثری در تحولات آن داشته است و مهمتر از آن، از سال 2014 در پی بحران اوکراین با مداخله مستقیم در حوادث مرتبط با آن و الحاق کریمه به قلمرو خود، عملا رویاروی غرب قرار گرفته و در این تقابل متحمل تحریم‌های سنگینی از ناحیه امریکا و اروپا شده است.   این نکته را هم باید افزود که مطابق قانون اساسی سال 1993 فدراسیون روسیه، رئیس جمهور نه تنها رئیس دولت است، بلکه رئیس مستقیم قوه مجریه و برخوردار از اختیاراتی است که عملاً موجب استقلال عمل وی در تغییر کابینه (هیئت وزیران) با حداقل دخالت دومای دولتی می‌‌شود. بنابراین در روسیه به عنوان کشوری که در آن، رئیس جمهور از قدرت بسیار زیادی برخوردار است، انتخاب رئیس جمهور معادل تعیین اولویت‌های سیاست خارجی کشور و تعیین خط مشیء کلی دولت خواهد بود. البته این نکته به صراحت در قانون اساسی روسیه هم آمده است. فصل 4 قانون اساسی مصوب 1993 روسیه (ذیل عنوان رئیس جمهور فدراسیون روسیه)  به خوبی در مورد اختیارات و قدرت رئیس جمهور روسیه توضیح داده است. در همین فصل، در بند 3 ماده 80 آمده است: «رئیس جمهور فدراسیون روسیه مطابق قانون اساسی فدراسیون روسیه و قوانین فدرال رویکرد سیاست داخلی و خارجی دولت را تعیین می‌کند». بنابراین، در نظرگرفتن این نکته بر اهمیت انتخابات روسیه و این که درنهایت چه کسی در این رقابت انتخاباتی پیروز خواهد شد می‌افزاید.   البته نتیجه انتخابات روسیه از سال‌ها پیش برای بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان داخلی و خارجی روشن بوده است و تقریبا اکثر کارشناسان سیاسی از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور کنونی روسیه، به عنوان پیروز انتخابات 2018 نام برده‌اند. نتایج بسیاری از نظرسنجی‌های کنونی معتبر روسیه نیز موید همین ادعاست. در ادامه، این گزارش ضمن معرفی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری روسیه در سال جاری  به مرور برخی از مهمترین نتایج  نظرسنجی‌های انتخاباتی می‌پردازد.   ولادیمیر پوتین- رئیس جمهور کنونی روسیه، وی به عنوان کاندیدای مستقل در انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 روسیه شرکت کرده است. با این حال، وی از حمایت گسترده حزب متبوع خود «روسیه متحد» برخوردار است. شعار شاخص پوتین در انتخابات امسال، «رئیس جمهور قدرتمند-روسیه قدرتمند» است. وی در میان نظرسنجی‌های مختلف بیشترین میزان آرا مردمی را کسب کرده و از ابتدای برگزاری نظرسنجی‌ها با اختلاف فاحشی نسبت به نفرات بعدی در صدر قرار داشته است. اگرچه استفاده دیگر نامزدهای ریاست جمهوری از تریبون تلویزیون روسیه، پخش برنامه‌های تلویزیونی آنها و حضور این افراد در مناظره‌های انتخاباتی موجب معرفی بیشتر این افراد، برنامه‌ها و دیدگاه‌های آنها به بخش گسترده‌ای از جامعه روسیه شد و از این رو، تا حدودی در افزایش آرای آنها و ریزش بسیار محدود آرای پوتین نقش داشته است.   پاول گرودینین- وی به نمایندگی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، مهمترین حزب چپ روسیه برای نخستین بار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده است. وی در واقع با حمایت گینادی زوگاناف رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در این رقابت حضور یافته است. با این همه، او چندان در بین همه مردم روسیه و حتی طرفداران حزب کمونیست فدراسیون روسیه شناخته شده نیست و همین امر می‌تواند تأثیر منفی بر آرای وی به عنوان نماینده حزب کمونیست فدراسیون روسیه بگذارد. گرودینین 57 ساله با شعار «رئیس جمهوری که روسیه در انتظار اوست» در مبارزات انتخاباتی حضور یافته و طبق برخی نظرسنجی‌ها بعد از پوتین در ردیف دوم قرار دارد.  پاول گرودینین، نسبت به سیاست‌های اجتماعی- اقتصادی دولت فعلی انتقادهای جدی دارد؛ با این حال وی در اظهارات خود از انتقاد شخصی نسبت به ولادیمیر پوتین اجتناب کرده است. حامیان وی، گرودینین را فردی عملگرا و میهن‌پرست می‌دانند و از او به عنوان یک فعال اقتصادی موفق که از تجربه‌های خوبی برخوردار است و به خوبی نسبت به جوانب مثبت و منفی سیستم اقتصادی کنونی روسیه آگاهی دارد یاد می‌کنند. همچنین این عقیده وجود دارد که وی از جمله الیگارش‌هایی است که در شمار الیگارش‌های «غیرمحبوب» روسیه قرار نگرفته است، چراکه برخلاف بسیاری از آنها اموال و دارایی‌های منقول و غیرمنقولی ‌در خارج از کشور ندارد، خاواده او نیز در خارج از کشور به سر نمی‌برند.    ودلایمیر ژیرینُفسکی- وی از حزب لیبرال دموکرات روسیه در این رقابت حضور دارد. این حزب از جمله احزاب رسمی مخالف دولت یا اپوزوسیون در روسیه است. شعار ژیرینُفسکی در انتخابات سال جاری «جهش قوی رو به جلو» است. اختلاف آرای وی با پاول گرودینین، نماینده حزب کمونیست فدراسیون روسیه بسیار اندک است و در برخی نظرسنجی‌ها جایگاه این دو نفر تغییر می‌کند. درواقع، در این رقابت مبارزه واقعی بین گرودینین و ژیرینُفسکی بر سر کسب جایگاه دوم برقرار است. ژیرینُفسکی پنجمین بار است که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کند اما تاکنون نتوانسته نظر جامعه روسیه را به خود جلب نماید.   کسنیا سابچاک- وی از حزب «ابتکار مدنی» و فرزند شهردار سابق سن پتربورگ (1997-1996)، هنرپیشه، مجری رادیو و تلویزیون و یکی از مدل‌های معروف روسی و تنها کاندیدای زن حاضر در این رقابت است. وی از نخستین کسانی بود که آمادگی خود را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری 2018 روسیه اعلام کرد. سابچاک متولد 5 نوامبر 1981 است و در حال حاضر 36 سال دارد و از نظر سنی جوانترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری نیز به حساب می‌آید. وی در ابتدا با شعار »مخالف همه» ظاهر شد و در ادامه شعار «طرفدار راستی، طرفدار آزادی» را مطرح کرد. سابچاک به عنوان یک فعال سیاسی مخالف دولت، آرا و نظرات لیبرال دارد.  وی در انتقاد از پوتین به عنوان یک دیکتاتور یاد کرده است.   گریگُری یاولینسکی- وی کاندیدای حزب «یابلاکا»ی روسیه است. این حزب همواره رویکردی سوسیال –لیبرال داشته است. برنامه یاولینسکی تحت عنوان «راهی به آینده» ارائه شده است و شعار کلیدی او «آینده را باور کن! خودت را باور کن!» می‌باشد. وی به عنوان یک اقتصاددان، نگاه انتقادی به سیاست‌های اقتصادی روسیه کنونی دارد و معتقد است: «اگر مانند یک ابرقدرت رفتار می‌کنیم، باید ابرقدرت باشیم که این امر با چنین اقتصادی که امروز داریم، غیرممکن است».   باریس تیتُف- وی به نمایندگی از «حزب رشد» در این انتخابات حضور پیدا کرده است. نقش او در انتخابات تا حدی غیرعادی است. وی همزمان مشاور ولادیمیر پوتین و همچنین نماینده تام‌الاختیار رئیس جمهور در امور دفاع از حقوق کارآفرینان است. در نتیجه موقعیت تیتُف به عنوان اپوزوسیون یا مخالف دولت قابل بررسی نیست.  وی حتی شعار خاصی را برای حضور در این رقابت مطرح نکرده است. با این حال، تیتُف به عنوان حامی کارآفرینان، سرمایه‌داران و الیگارش‌های روسیه ظاهر شده است.     سرگی بابورین- بابورین از جانب حزب «اتحادیه تمام مردم روسیه» در این مبارزه انتخاباتی حضور یافته است. وی شعار «سرگی بابورین – حامی روس‌ها، حامی عدالت، حامی برابری» و «سرگی بابورین- انتخاب روسی روسیه» را برای فراخوان در انتخابات ریاست جمهوری برگزیده است.   ماکسیم سورایکین- وی به نمایندگی از حزب «کمونیست‌های روسیه» که از احزاب چپ روسیه به شمار می‌آید، در این انتخابات شرکت کرده است. شعارهای او یادآور دوران کمونیستی است. سورایکین 39 ساله با شعارهای «رئیس جمهور تهیدستان علیه ثروتمندان» و یا «روسیه به رئیس جمهوری استالینی نیاز دارد، به یک کمونیست» در این عرصه ظاهر شده است. وی همچنین خود را وارث سنت‌های شوروی معرفی کرده است.   نتایج نظرسنجی‌ها در مراکز مهم سنجش افکار عمومی روسیه طبق نظرسنجی مرکز مطالعه افکار عمومی (وتسی‌اُم) روسیه که در 7 ماه مارس منتشر شده است، نتایج نظرسنجی‌های این مرکز از روند رو به رشد حضور مردم روسیه در انتخابات ریاست جمهوری خبر می‌دهد. بنابر جدیدترین نظرسنجی این مرکز 70.8 درصد از مردم روسیه می گویند که مطمئنا در این رأی‌گیری شرکت خواهند کرد. همچنین 10.4 درصد از اتباع روسیه ابراز کرده‌اند که به احتمال زیاد در این انتخابات حضور خواهند یافت.   علاوه براین، رتبه‌بندی کاندیداهای ریاست جمهوری بر اساس نتایج این نظرسنجی همچنان حاکی از صدرنشنی بلامنازع ولادیمیر پوتین در این رقابت است. طبق آخرین آمار منتشرشده وی با  69.7 درصد در صدر قرار دارد. طبق این نظرسنجی نفر دوم پاول گرودینین است که 7.1 درصد از آرا را به دست آورده است. ولادیمیر ژیرینُفسکی نیز با 5.6 درصد در ردیف بعدی قرار دارد. کسنیا سابچاک با  1.1 درصد، گریگوری یاولینسکی با 1.0 درصد و باریس تیتُف و ماکسیم سورایکین با  0.3 درصد و در نهایت سرگی بابورین با 0.2 درصد در مکان‌های بعدی قرار دارند.   طبق جدیدترین نظرسنجی بنیاد «افکار عمومی» «فُم» که در 4 مارس 2018 برگزار شده است، ولادیمیر پوتین با 64 درصد آرا در صدر قرار دارد. آرای وی طبق نظرسنجی‌های قبلی این بنیاد در تاریخ‌های 11 فوریه، 18 فوریه و 25 فوریه به ترتیب 67.2 درصد، 66.9 درصد و 63.5 درصد می‌باشد که نشان می‌دهد آرای ولادیمیر پوتین بعد از یک روند نزولی دوباره روند صعودی داشته است.   طبق نظرسنجی 4 مارس این بنیاد ژیرینُفسکی با 6.6 درصد در مکان دوم قرار دارد. آرای قبلی وی در تاریخ‌های مذکور به ترتیب عبارتند از 5.4 درصد، 6 درصد و 7.3 درصد که بدین ترتیب شاهد روند نزولی در آرای وی هستیم.   نفر بعدی پاول گرودینین است که طبق نظرسنجی 4 مارس فُم حائز 6.5 درصد از آرا شده است. آرای قبلی وی به ترتیب 5.4 درصد، 6.3 درصد و 6.2 درصد می باشد. ارای وی در حال حاضر نسبت به دوره قبلی روند صعودی را نشان می‌دهد.   کسنیا سابچاک طبق جدیدترین نظرسنجی فُم 1.2 درصد از آرا را کسب کرده و آرای وی نسبت به نظرسنجی قبلی با افزایش یک دهم درصدی مواجه شده است.   یاولینسکی با 0/7 درصد در مکان پنجم قراردارد، مابقی آرا نیز چندان جالب توجه نیستند و به ترتیب عبارتند از سرگی بابورین و باریس تیتُف با 0.2 درصد و ماکسیم سورایکین با 0.1 درصد.   همانطور که از نتایج نظرسنجی‌ها پیداست به احتمال قوی ولادیمیر پوتین برای چهارمین بار بر مسند ریاست جمهوری روسیه تکیه خواهد زد. اما چرا دیگربار پوتین؟   پیروزی مجدد و مسلم ولادیمیر پوتین تا حدود زیادی به ساختار قدرت در روسیه و تسلط  وی به عنوان رئیس جمهور کنونی بر نهادهای مختلف تأثیرگذار برمی‌گردد. به خصوص رسانه‌ها که می‌توانند امکان تأثیرگذاری قابل توجهی بر سمت‌دهی افکار عمومی جامعه و آرای آنها داشته باشند عملا در حیطه سلطه رئیس جمهور قرار دارند و بسیاری از الیگارش‌های وابسته به حکومت آنها را اداره می‌کنند. بنابراین رسانه‌ها حتی در صورت ابراز دیدگاه‌های مخالف دولت، سعی دارند به حفظ رویکردهای به ظاهر دموکراتیک و طرح برخی انتقادهای جزئی از دولت فعلی بسنده کنند. علاوه براین، ولادیمیر پوتین در میان افکار عمومی روسیه از جایگاه بسیار خوب و محبوبیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. این امر تا حدود زیادی ریشه در فرهنگ سیاسی مردم روسیه دارد. روس‌ها اگرچه طالب آزادی هستند اما امنیت و ثبات را بر آزادی ترجیح می‌دهند.   نظرسنجی‌های مراکز معتبر مطالعه افکار عمومی روسیه در سال‌های اخیر نیز شاهدی براین مدعا است. ولادیمیر پوتین نیز به درستی بر این نکته واقف است. وی که همواره در دوره‌های قبل سعی داشت تصویر یک روسیه قدرتمند را دیگر بار در اذهان جهانیان ترسیم کند، در این دوره نیز شعار انتخاباتی خود را بر همین مبنا قرار داده است. همچنین پوتین توانسته است با اعمال سیاست‌های اقتدارگرایانه در مقابل غرب و ایستادگی در برابر فشارهای ناشی از تحریم های اروپا و امریکا حس میهن‌پرستی روس‌ها را که از جمله ویژگی های بارز فرهنگ سیاسی روسیه است، تقویت نماید.  نتایج نظرسنجی‌ها به خصوص در ماه‌های گذشته  نیز گویای آن است که مردم روسیه همچنان نگاه مثبتی به ولادیمیر پوتین دارند. به عنوان مثال، نظرسنجی مرکز مطالعه افکار عمومی (وتسی‌اُم) درباره میزان اعتماد روس‌ها به سیاستمداران روسی که در 8 دسامبر 2017 منتشر شد، حاکی از اعتماد بیش از 50 درصدی مردم روسیه به ولادیمیر پوتین بوده است که درواقع در میان سایر افراد در صدر قرار داشته است.   افزون بر این، در میان لیست نهایی کاندیداهای ریاست جمهوری روسیه کسی در حد و اندازه‌ی ولادیمیر پوتین نیست که بتواند با وی رقابت کرده و نتیجه پیش‌بینی‌ها را به ضرر وی تغییر دهد. ناگفته نماند که بسیاری از مخالفین ودلایمیر پوتین و منتقدان جدی او، طی سال‌های اخیر به نوعی از عرصه رقابت با وی بازمانده‌اند. در این رابطه می‌توان به مرگ مشکوک باریس نمتسُف منتقد جدی سیاست‌های کرملین در مارس سال 2016 و دستگیری مخالفان ولادیمیر پوتین از جمله الکسی ناوالنی در اواسط سال 2017 به بهانه جرائم اقتصادی اشاره کرد. همچنین تغییرات گسترده کادری در سطح فرمانداران و رهبران مناطق در ماه‌های اخیر و محاکمه الکسی اولوکایِف، وزیر سابق وزیر توسعه اقتصادی روسیه در اواخر سال 2017 و نزدیک به آغاز رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری نیز  از جمله مواردی هستند که می‌توانند با نوعی اعمال نفوذ از جانب دولت در تعیین نتیجه نهایی انتخابات ریاست جمهوری 2018 روسیه بی‌ارتباط نباشد. افزون براین، این نکته نیز شایان ذکر است که برخی از مراکز تحلیلی و اندیشکده‌های روسی که البته بیشتر آنها وابسته به دولت هستند، در رابطه با انتخابات روسیه و وقایع و تحولات مرتبط با آن سکوت اختیار کرده‌اند و برخی دیگر با قطعیت به پیش‌بینی دوره بعدی رئیس جمهوری ولادیمیر پوتین می‌پردازند.       نویسنده: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه دانشگاه تهران و پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس   ]]> جامعه و سیاست Tue, 13 Mar 2018 00:44:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3593/دیگربار-روسیه-قدرتمند غرب از نگاه روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/article/3584/غرب-نگاه-روسیه یادداشت سردبیر: مفهوم غرب از زمان نسانس در سده های چهارده تا پانزده میلادی و پس از آن به عنوان یک چالش مهم برای جهان و همینطور برای روسیه مطرح بوده است، مسئله ای که در طول تاریخ پر فراز و نشیب روسیه از اوایل قرن 15 تا کنون طیف وسیعی از اندیشمندان، تحلیلگران، سیاستمداران و اهالی اندیشه را با گرایش های نظری و عملی مختلف، متکثر و حتی متعارض به چالش طلبیده است. با توجه به اهمیت شکلی و محتوایی آن، دوشنبه 30 بهمن ماه جاری (1396) سخنرانی علمی با عنوان "غرب از نگاه روسیه: بررسی تاریخی و نظری" از سوی دکتر جهانگیر کرمی دانشیار مطالعات اوراسیایی دانشگاه تهران و مدیرگروه مطالعات روسیه و با همت موسسه مطالعات اروپا و امریکا در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و انجمن ایرانی مطالعات جهان در محل تالار حنانه این دانشکده ارائه شد. در این جلسه که با حضور دانشجویان، اساتید و مسئولین دانشکده و علاقه مندان به حوزه مسائل روسیه برگزار شد، دکتر کرمی با طرح مسئله غرب، چرایی اهمیت آن از نگاه روسی و نیز ایرانی، فراز و نشیب های تاریخی موثر و متاثر از این نگاه، همچنین قوت ها، ضعف ها و فرصت های تاریخی و تاریخ ساز ناشی از آن، به تبیین دیدگاه های مختلف از روسیه تزاری تا روسیه مدرن و تشریح و تحلیل حوزه های نظری و عملی آن پرداخت که در ادامه گزارشی که از سوی آقای شهاب الدین شکری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران تهیه شده، از نظر می گذرد:   یکی از مفاهیمی که در ایران بسیار مطرح شده و می شود، غیر قابل پیش بینی بودن روس هاست. اما این مفهوم از کجا نشأت گرفته است؟ چنانچه نگاهی به سیاست های روسی بیفکنیم در خواهیم یافت که خود روس ها هم با این مسئله یعنی غرب درگیر بوده اند؛ هر زمان روس ها در کنار ما و در مقابله با غرب قرار گرفته اند، آن را ستوده ایم و هر آن گاهی که به غرب گرایش پیدا کرده اند، مورد مذمت ما قرار گرفته اند. و لذا اعتماد پذیری و اعتماد ناپذیری روسیه را در نسبیت با غرب درک کرده ایم.   اما فراز و نشیب های روسیه با غرب زیاد بوده و به عنوان نمونه از دوره یلتسین تا به امروز این مسئله از همگرایی با غرب در ارتباط با سیاست های اقتصادی و روابط بین الملل و یا تقابل با آن در کمتر از یک دهه نمود یافته و در مقاطع دیگر همکاری با غرب و به طور مشخص آمریکا و ناتو در موضوع 11 سپتامبر 2001، حمله پوتین به آمریکا در کنفرانس مونیخ در 2005 با کاربرد واژه "گرگ درنده"، طرح ریست مبنی بر همکاری نزدیک آمریکا و روسیه در 2008، و یا طرح خانه مشترک اروپایی، نمونه های متنوعی از این واگرایی و یا همگرایی را به نمایش گذاشته اند. در این مباحث من مب خواهم به پرسش های زیر پاسخ بدهم: 1- روسیه چگونه به غرب نگاه می کند؟ 2- چرا روسیه در طول شش قرن گذشته یعنی از قرن 15 تا به امروز نتوانسته به تعادل با غرب دست یابد؟ 3- تعارض و همکاری روسیه با غرب چه پیامدهایی را برای ایران به همراه خواهد داشت؟   ایده اصلی من با کمک گرفتن از ایده دکتر جواد طباطبایی که عبارت "در آستانه بودن" را از بعد زمانی مطرح کرده، تبلور یافته است اما من می خواهم این موضوع را از چهار بعد مکانی، اندیشه ای، ساختاری و کارکردی بررسی کنم. مفهوم در آستانه غرب بودن، مبین این وضعیت است که روسیه نه توان پیوستن و نه توان گسستن از آن را دارد. در این ارتباط سوال های دیگری مطرح می شود و موضوعاتی چون هویت غرب، هویت روسیه، و تعاملات میان روسیه و غرب اهمیت می یابند.   به واقع غرب مسئله همه جهان است، یعنی آنچه در غرب پس از رنسانس اتفاق افتاده و تحولات پس از آن، آنچنان تمدن بشری را تغییر داده اند که نمی توان از آن غفلت کرد. غرب مسئله همه دنیاست اما با نسبت های متفاوت؛ از روزی که غرب، غرب شد تا به امروز یک شکاف جهانی چند لایه ایجاد شده است که از لایه اول یعنی روسیه تا لایه های دیگر در خاورمیانه و شرق، هر یک نقش مهمی در تاریخ تمدن بشر ایفا کرده اند.   از قرون 15، 16 و 17 در روسیه نسبت به غرب واکنش ایجاد شده است. لایه بعدی نیز مربوط به خاورمیانه، عثمانی و ایران است، اما در این میان فهم واکنش روسیه به عنوان لایه اول و فهم واکنش چین و ژاپن به عنوان لایه سوم برای ما یعنی ایران بسیار اهمیت دارد و از طریق این فهم است که واکنش ما شکل منطقی گونه ای به خود می گیرد.   نکته بعدی، هویت روسیه است، هویت روسیه اسلاو که به لحاظ ریشه نژادی و تاریخی با غرب پیوند نزدیکی داشته و این پیوستگی از طریق قومیت هندواروپایی نمود یافته است. جزء مهم دیگر این هویت، مذهب ارتدوکس روسیه است، روس ها در اواخر قرن دهم میلادی، شرقی ترین وجهه مسیحیت یعنی مسیحیت ارتدوکس را از امپراتوری بیزانس بر می گزینند. سومین ویژگی هویتی آن، جغرافیای روسیه است که به نوعی همزمان سبب پیوند و گسست آن از غرب شده است، چرا که کوه های اورال مرز روسیه اروپایی و آسیایی به شمار می روند.   سرانجام تاریخ روسیه که سبب ساز پیچیدگی بیشتر آن از ابعاد قومی، مذهبی و جغرافیایی شده از اهمیت والایی برخوردا است. رنسانس و جنبش اصلاح دینی در غرب رخ داد و زمانی که غرب به دنبال جدایی سیاست و مذهب بود، در روسیه مذهب در کانون همه تحولات قرار گرفت. تسلط روسیه از سوی مغول ها به مدت 240 سال، تاریخ روسیه را از غرب جدا کرد و استقلال از استیلای مغول را به بنیادی ترین هدف تبدیل کرد، هدفی که از ابزار هویت دینی و مذهبی برای ایجاد وحدت و انسجام بهره برد و در نهایت مذهب به عنوان عنصر آزادی بخش نقش محوری و حیاتی پیدا کرد. سده های 15، 16 و 17 که اوج تحولات دینی در غرب است، در نقطه مقابل آن در روسیه همه چیز رنگ و بوی مذهب به خود می گیرد و مذهب با قدرت سیاسی پیوندی ناگسستنی می یابد تا آنجا که تزار نماد خداوند می شود و مشروعیت خود را از نهاد دین می گیرد تا جایی که روسیه به یک "ابر صومعه" تبدیل می شود.   موضوع دیگر به تعاملات روسیه و غرب مربوط می شود که مقطع آغازین آن به دوران طلایی مذهب در روسیه یعنی سده های 15 تا 17 باز می گردد. جریان های اسلاوگرا و ارتدوکس گرا این دوران را دوران طلایی روسیه نامیده اند که به دوره رم سوم نیز شهرت یافته است؛ دورانی که پس از افول کلیسای کاتولیک روم به عنوان رم اول و سپس حمله عثمانی ها به امپراطوری بیزانس و سقوط آن به عنوان رم دوم شروع می شود، با اعلام استقلال کلیسای روسیه تداوم می یابد، با این دستاویز که مذهب ارتدوکس روسیه عهده دار رسالتی نوین گردیده و زمان تئوریزه کردن رم سوم فرا رسیده است. در این زمان، تمام نمادهای روم شرقی و بیزانس به روسیه نقل مکان می کنند و نگاه خصمانه ای نسبت به کلیسای کاتولیک روم شکل می گیرد، علی رغم اینکه همزمان با آن غرب قدرت یافته و این قدرت بازتاب هایی در روسیه داشته است، اما از توانایی لازم برای ایجاد تغییر در روسیه مذهبی آن روز برخوردار نمی باشد.   دوره دوم از زمان پتر کبیر در قرن هجدهم با تقلید از غرب و مظاهر غربی آغاز می شود و علت آن انحطاط و افول دوران طلایی در درون کلیسای روسیه است؛ اصلاحاتی که با پرچمداری نیکون آغاز شد و هدف آن پالایش مسیحیت ارتدوکس از نوع روسی بود که بر بال و مرده ریگ اندیشه های سنتی روسیه بنا شده بود و با خرافات و آیین های پیشین در آمیخته بود. در این میان اقدامات اصلاحگران به شکافی انجامید که حاصلی جز تفرّق و هزینه های بسیار نداشت. حاصل این شکاف ها تضعیف داخلی روسیه بود که از سویی در تقابل با قدرت روزافزون کشورهای اروپایی قرار گرفت و در پی شکست های متعدد روس ها در جنگ های مختلف میهنی، پتر که از آموزه های غربی و فرهنگ غربی بهره ای داشت، به این نتیجه رسید که روسیه باید برای برون رفت از وضع موجود به غرب متوسل شده و همان مسیری را بر گزیند که غرب پیش از این برگزیده بود. از طریق تقلید و اقتباس، روسیه تبدیل به یک قدرت بزرگ اروپایی شد، نظام آموزشی تحول یافت، و رشد و توسعه ادبیات، شعر و نوشته جات محصول این تحول بود که تا پیش از پتر محلی از اعراب نداشت، در حالی که اندیشه پتر پس از وی نیز در قرون 18 و 19 ادامه یافت، از درون این نوگرایی و غرب گرایی ، نوعی از اصلاح گرایی متولد شد که در تقابل با تجددگرایی و نمادهای غربی قرار گرفت و اصلاحات لیبرالیسم با واکنش های تند مبنی بر بازگشت به گذشته مواجه شد.   در اوایل قرن نوزده و در پی شکست ناپلئون از روسیه، اتحاد مقدس روسیه، انگلیس، اتریش و پروس به رهبری روسیه شکل گرفت که تا مدت ها پس از آن تداوم داشت. به علاوه تأثیرات انقلاب کبیر فرانسه نیز در انتهای قرن هجدهم، به تدریج در روسیه نمایان شده بود و همراهی این تحولات و چالش ها در مواجهه با جریان غرب و ساختارهای شکننده درونی، جریان های فکری مختلف مردم گرا، غرب گرا، سنت گرا و غیره را به صحنه مبارزه کشاند و در نهایت به سقوط آن انجامید.   قرن بیستم با تحقق انقلاب کمونیستی در روسیه تزاری، بین الملل سوم نامیده شده است و بین الملل سوم نوعی از سوسیالیسم روسی را ارائه می کند که از سوی لنین تئوریزه شده است و نظامی که 74 سال در دوران شوروی سابق بر همه شئون زندگی روسی حاکم می شود. حتا پیش از فروپاشی شوروی، چالش غرب با اندیشه و دیدگاهی جدید شکل می گیرد». اندیشه و مفهوم خانه مشترک اروپایی که روسیه را بخشی از اروپا می داند و به نوعی با اندیشه پتر کبیر هم پیوند است و در دوره یلتسین نیز با فراز و نشیب هایی از جنس همگرایی و واگرایی ادامه می یابد و سپس با روی کار آمدن پوتین با رویکرد سرمایه گذاری دولتی عملگرایانه، دوباره جریان های غرب گرا و شرق گرا، مخالف و موافق را همراه با تحولات جهانی و دوره های تعامل و رقابت، به میدان مبارزه فرا می خواند.   اما آخرین نکته اینست که اساساً چرا پس از شش قرن، این چالش ها و نوسان ها همچنان میان روسیه و غرب وجود دارد و در دوره های مختلف ویژگی های خاصی از خود را به نمایش می گذارد. باید گفت در روسیه امروز راه سومی مطرح شده که نه کمونیسم است و نه لیبرالیسم که چرایی آن به مسئله "در آستانه بودن" روسیه از ابعاد مکانی، نگرشی، ساختاری و کارکردی باز می گردد. در این میان پیوستگی های روسیه با غرب آنچنان زیاد و متکثر است که امکان جدایی آن از غرب امکان پذیر نیست و این پیوستگی ها از ابعاد ژئوپولیتیک و تداخل ژئوپولیتیک، و قومیت و مذهب آن گونه که پیش از این اشاره شد، مهم به شمار می روند.   به لحاظ نگرشی نیز تاریخ روسیه و غرب به دلیل حمله مغول و تأخّر چند بعدی حاصل از آن بر هم منطبق نیست. وی با تاکید بر این نکته که روس ها برای مقابله با غرب از سویی و تامین امنیت داخلی از سوی دیگر نیازمند یک دولت قدرتمند بودند، به عدم توسعه و شکل گیری بخش خصوصی و طبقه متوسط در مقایسه با غرب اشاره کرد و افزود: «به لحاظ ساختاری جغرافیا و محیط تهدیدآمیز روسیه، وجود یک دولت مقتدر را برای ادامه حیات ضروری ساخت و با وجود این دولت قدرتمند، بخش خصوص با عدم توجه کافی مواجه گردید».   روسیه بر خلاف چین، هند، ایران، ژاپن و عثمانی، نه آنچنان ضعیف بود که در غرب ادغام شود و نه آنچنان قدرتمند که بتواند بر آن غلبه کند. بنابراین هرگاه احساس ضعف پیدا کرده به غرب متوسل شده و هرگاه هم احساس قدرت پیدا کرده، این قدرت به توسعه درونی آن منجر نشده است و حتی الگوبرداری از غرب هم نتوانسته آن را به هدف خود نزدیک کند. از این جهت و با توجه به رویکردهای ادغام گرایی و مقابله با غرب و یا مقاومت در برابر نفوذ آن، بایستی مفهوم در آستانه بودن را برای این موجهه برگزید و به تعبیر نویسنده ای فرانسوی و به نقل استاد جواد طباطبایی باید گفت: «ما جز در آستانه نتوانیم ایستاد و ایستادن در آستانه، کار سترگی است». اساسا در آستانه بودن بسیار دشوار است و چه بسا به مفهوم پیش بینی ناپذیر بودن و یا قابل اعتماد نبودن دامن می زند.   در مورد تاثیر نگرش روسیه به غرب، باید به جنگ های ایران و روس اشاره کرد که بیست و پنج سال به طول می انجامد و سرانجام به شکست ایران منجر شده و به عنوان اولین مواجهه ما با غرب می انجامد. یک نکته مهم در این رابطه، "سفرنامه خسرو میرزا" است که به اعزام اولین هئیت ایرانی در زمان عباس میرزا به پترزبورگ منجر شد که اولین آشنایی ما با غرب از طریق روسیه بوده است. بعدتر نیز بخش مهمی از ادبیات سیاست خارجی ما از روسیه نشات گرفته و از طریق چپ ها وارد گفتمان سیاسی ما شده است؛ مفاهیمی چون امپریالیسم، مبارزه، جهانخوار و غیره. در پایان باید بدانیم که ارتباط روسیه با غرب را مسئله دیروز، امروزه و آینده ما است و پرداختن به این مسئله برای آینده سیاسی ایران بسیار حائز اهمیت است تا جایی که فهم دقیق تر تجربه شوروی و فروپاشی آن برای ما ضروری است. بنابراین نگاه روسیه به غرب و به عبارتی "چالش غرب" نه تنها برای روسیه که برای ما مهم است، آنگونه چین توانست از این نگاه و تجربه در تدوین مسیر آینده خویش بهره ببرد.     نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی، عضو ارشد شورای علمی ایراس       ]]> دکتر جهانگیر کرمی جامعه و سیاست Sun, 04 Mar 2018 01:37:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3584/غرب-نگاه-روسیه ایران و روسیه، منافع مشترک در همکاری علیه افراط‌گرایی در آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3577/ایران-روسیه-منافع-مشترک-همکاری-علیه-افراط-گرایی-آسیای-مرکزی تفاوت افراط‌گرایی با اسلام‌گرایی در خصوص تعریف و چیستی افراط‌گرایی دیدگاه‌ها بسیار متفاوت بوده و تعاریف بسیار متعدد و متضاد از آن وجود دارد و به‌راحتی نمی‌توان به این سؤال پاسخ داد که چه چیزی افراط است، چه ماهیتی دارد و از چه عناصری تشکیل می‌شود؟ در جهان امروز با واقعیت تحریف‌شده‌ای روبرو هستیم که افراط‌گرایی را با اسلام پیوند می‌زند و از افراط‌گرایی به‌گونه‌ای صحبت می‌شود که گویا افراط‌گرایی وجهی تفکیک‌ناپذیر از اسلام است درحالی‌که با مطالعه کوتاه در تاریخ ادیان و جوامع بشری به‌خوبی به این حقیقت واقف می‌شویم که افراط‌گرایی در طول تاریخ در تمام جوامع بشری وجود داشته است و نه‌تنها منحصر به یک دین نبوده و در تمام ادیان وجود داشته و دارد بلکه در بسیاری از نحله‌های فکری غیردینی و حتی ضد دینی هم ما شاهد پدیده افراط بوده و هستیم.   در اینجا درصدد باز کردن بحث چیستی افراط‌گرایی در ادیان و جوامع مختلف بشری نیستیم و از کنار آن به‌عنوان یک واقعیت انکارناپذیر می‌گذریم و به موضوع اصلی این مقاله که به وجه مشخصی از افراط‌گرایی که افراط‌گرایی اسلامی است و در یک منطقه مشخص یعنی آسیای مرکزی فعال است متمرکز می‌شویم. هنگامی‌که بخواهیم درباره افراط‌گرایی اسلامی صحبت کنیم با مجموعه‌ای واژه‌ها و مفاهیم مشابه مانند اسلام سیاسی، بنیادگرایی، اصول‌گرایی، جهادیون، اسلام ستیزه‌جو، اسلام رادیکال و دیگر واژه‌های مشابه مواجه می‌شویم که بدون دقت لازم هر یک بجای دیگر بکار برده می‌شود و خط تمایزی بین آن‌ها ترسیم نمی‌شود.   همچنین باید تأکید کرد که هدف مقاله حاضر پرداختن به تعریف هرکدام از آن‌ها و مشخص کردن چیستی آن‌ها نیست بلکه فقط درصدد یافتن شاخص‌هایی برای سنجش افراط‌گرایی و تفاوت آن از اسلام‌گرایی است زیرا که فرض اساسی این مقاله بر آن است که اسلام با فرهنگ و تمدن و تاریخ مردم آسیای مرکزی ممزوج است و نمی‌شود مردم منطقه را جدای از باورهای دینی و گرایش آنان به اسلام تصور کرد لذا باید بین اعتقادات مردم، باور دینی‌ها و گرایش آن‌ها به اسلام با پدید افراط‌گرایی که نوعی سوءاستفاده از باورهای دینی و اعتقادی مردم منطقه است تفاوت قائل شد و برای این که به تعریفی موردقبول در مورد افراط‌گرایی برسیم ضروری است قادر باشیم تفاوت‌های اسلام‌گرایی و افراط‌گرایی را تشخیص دهیم.   جریانات و حرکت‌های اسلامی آسیای مرکزی جدای از حرکت‌های کلی اسلامی در جهان اسلام نیستند و نوعی ارتباط پنهان یا آشکار فکری، فرهنگی و ارتباطی بین آن‌ها و سایر جریانات اسلامی وجود دارد. البته باید بر این نکته تأکید کرد که این ارتباطات لزوماً به معنی ارتباط تشکیلاتی نیست بلکه می‌تواند نوعی ارتباط مرامی و الهام‌پذیری هم باشد. اکثر قریب به‌اتفاق محققان و پژوهشگران و آشنایان به جریانات و حرکت‌های اسلامی معتقدند که ریشه تمامی حرکت‌ها، جنبش‌ها و سازمان‌های اسلامی به نهضت بیدارگری اسلامی که توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی – الافغانی (1898-1838) و محمد عبده (1905- 1849) بنیانگذاری شد، باز می‌گردد. نهضت بیدارگری اسلامی با فراخواندن مسلمانان به وحدت و کنار گذاشتن اختلافات خود، مقابله با استعمار- که بر سرزمین‌های اسلامی سلطه پیدا کرده بود – را تنها راه نجات مسلمانان دانسته و بهترین شیوه مقابله را بازگشت به اسلام و احیای سنت‌ها و ارزش‌های اسلامی در زندگی مسلمانان معرفی کردند.   نهضت بیدارگری اسلامی که ابتدا به‌عنوان یک جریان روشنگری در مقابل اهداف استعمارگران بود، در جریان سیر تحول خود پایه‌گذار جنبش‌ها و حرکت‌هایی شد که بعداً در قالب جمعیت‌ها، سازمان‌ها و احزاب مختلف در تمامی سرزمین‌های اسلامی از اندونزی تا خاورمیانه و مصر و مراکش با خط و مشی‌های مختلف در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی فعال شدند. امروز هیچ نهضت و حرکت اسلامی را – علی‌رغم تمام اختلافات و تضادهایی که با هم دارند – نمی‌توان پیدا کرد که در طرح شعارها، برنامه‌ها، نگرش‌ها و اهداف خود به‌نوعی وامدار نهضت بیدارگری سید جمال و محمد عبده نباشند.   پیروان نهضت بیدارگری اسلامی ایده ضرورت بازگشت مسلمانان به اصول و مبانی اولیه را در چارچوب‌های فکری مختلفی دنبال کرده و گفتمان‌های متفاوتی را بر سیر تحول آن حاکم ساختند و به گروه‌ها و سازمان‌های متعدد با خط‌مشی‌ها و برنامه‌های خاص خود تقسیم شدند. برای مطالعه این مجموعه گسترده از حرکت‌ها و جنبش‌ها تقسیم‌بندی‌های مختلفی صورت گرفته است. به‌عنوان‌مثال عده‌ای این مجموعه را در دوشاخه مهم اسلامی یعنی شیعه و سنی تقسیم‌بندی کرده و عده‌ای مجموعه حرکت‌های اسلامی را بر اساس خط‌مشی مبارزاتی تقسیم کرده و آن‌ها را رادیکال، اصول‌گرا یا محافظه‌کار می‌نامند و عده‌ای دیگر با تقسیم‌بندی حرکت‌های اسلامی به اسلام سیاسی و اسلام بنیاد‌گرا این مجموعه را موردمطالعه قرار می‌دهند.   یکی دیگر از تقسیم‌بندی‌هایی که در مطالعه حرکت‌های اسلامی و سازمان‌ها و گروه‌های متعلق به این حرکت‌ها می‌توان انجام داد، تقسیم‌بندی آن‌ها بر اساس نحوه رویکرد آن‌ها به دلیل با دلایل بازگشت به اسلام است که بحثی ظریف و حساس است. البته بسیاری از مباحث اسلامی ازجمله مباحث کلامی همواره از پیدایش اسلام با رهیافت‌ها و گفتمان‌های مختلفی موردتحقیق قرار گرفته‌اند. کلام اسلامی با مباحث معتزله و اشاعره، جبریون و اختیاریون آشنا بوده و علی‌رغم قرابت خاصی که در طرح موضوعات داشته‌اند نتایج نهایی که به آن می‌رسیدند متناقض و متضاد بوده است.   بحث بازگشت به اسلام نیز مقوله‌ای شبیه مباحث کلامی است. روایتی بر این اعتقاد است که دلیل بازگشت به اسلام برای حل مشکلات جوامع اسلامی است و روایتی دیگر معتقد است که مشکلات جوامع اسلامی با بازگشت به اسلام مرتفع می‌گردد. این دو روایت علی‌رغم مشابهت بسیار زیادی که به هم دارند در عمل دو طیف وسیع و گسترده را در جهان اسلام به وجود آورده است که می‌توان ریشه شکل‌گیری افراط را در این دو گفتمان یافت.   در اینجا برای این که بتوانیم بحث خود را ادامه دهیم با نوعی تسامح پیروان روایت اول را (گروهی که معتقدند دلیل بازگشت به اسلام برای حل مشکلات جوامع اسلامی است) اسلام‌گرایان و گروه دوم را افراط‌گرایان بنامیم و تفاوت‌های نظری و فکری آن‌ها و نتایج عملی افکار آنان را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی موردبررسی قرار دهیم. شایان‌ذکر است که حمید عنایت هم در کتاب خود با عنوان اندیشه سیاسی در اسلام معاصر مشابه این نوع تقسیم‌بندی داشته و طیف اول را معتقدین به انقلاب اسلامی و طیف دوم را سلفی گری می‌نامد.   پیروان هر دو روایت هم در جوامع اهل سنت دیده می‌شوند و هم در جوامع شیعی و نمی‌توان آن‌ها را در قالب حرکت‌های شیعی یا سنی تقسیم‌بندی کرد. اسلام‌گرایی با رویکردی معتدل هم در بین شیعیان وجود دارد و هم بین اهل سنت و به همین ترتیب می‌توان گفت که افراطی‌گری که سلفی گری یک از نمونه‌های آن است هم در جوامع شیعه (نمونه: اخباریون) وجود دارد و هم در جوامع سنی (نمونه: وهابیون).   تفاوت کلیدی و بنیادی روایت اول (اسلام‌گرایی) با روایت دوم (افراط‌گرایی) در به رسمیت شناختن قدرت تشخیص عقل انسان در مصائب و مشکلات بشری و جستجوی راه‌حل‌ها در آموزه‌های دینی ­(اجتهاد) است درحالی‌که روایت دوم معتقد است که عقاید اسلامی به همان نحو که در عصر پیامبر و صحابه بود باید از کتاب و سنت گرفته شود و علماء از فکر کردن در دلایلی غیر از ادله قرانی منع شده‌اند. در این روایت اسلوب‌های عقلی و منطقی (فلسفه و منطق) نمی‌تواند روشی برای درک عقاید اسلامی باشد.   ریشه مشروعیت بخشی به خشونت و گذر از خشونت به اعمال تروریستی را می‌توان در همین مقطع از تفسیر و معنی ادله قرانی جستجو کرد. وقتی قدرت تشخیص عقل به رسمیت شناخته نشود تنها راه اثبات حق خشونت می‌شود. مبارزه با تروریسم جز نمی‌تواند جدای از مبارزه با اعمال خشونت برای اثبات حق باشد و ریشه مبارزه با تروریسم را در همین‌جا می‌توان یافت و قبول کرد که مبارزه با تروریسم بدون مبارزه با افکار افراطی غیرممکن است و تروریسم و افراط‌گرایی سرمنشأ واحدی دارند.   مبارزه با افراط‌گرایی جز از طریق شناخت دقیق و ریشه‌ای شالوده‌های فکری آن میسر نیست و این شناخت از طریق مقایسه افکار و باورهای افراط‌گرایان با افکار و باورهای فکری اسلام‌گرایان (مسلمانان میانه‌رو) بهتر بدست می‌آید:    برخی تفاوت‌ها در باورهای اسلام‌گرایان و افراط‌گرایان    افراط‌گرایی  اسلام‌گرایی با بازگشت به اسلام مشکلات جوامع اسلامی حل می‌شود دلیل بازگشت به اسلام حل مشکلات جوامع اسلامی است.   مسلمانان تنها یک مشکل اساسی دارند و آن عدم اجرای احکام الهی است که با اجرای بی‌قیدوشرط آن تمام مشکلات جوامع اسلامی مرتفع می‌شود. جوامع مختلف مشکلات گوناگون دارند. وظیفه مسلمانان یافتن راه‌حل مشکلات از آموزه‌های اسلامی از طریق عقل و مصلحت‌اندیشی امور مسلمین و بکار گیری خرد فردی و جمعی است. تنها شکل حکومت موردنظر اسلام حکومتی است که در رأس آن خلیفه مسلمین قرار داشته باشد. خلافت بر هر اصل دیگر در اداره جامعه برتری دارد. سیاست و حکومت در جوامع مختلف وابسته به تاریخ، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی آن اشکال متفاوتی می‌تواند داشته باشد و اسلام شکل واحدی را برای حکومت و اداره جامعه پیشنهاد نمی‌کند و فقط برای محتوای حکومت که باید بر عدالت و قسط استوار باشد، تأکید دارد. وظیفه مسلمانان احیاء خلافت برای اجرای احکام دینی است. وظیفه مسلمانان استقرار صلح، عدالت و قسط در جامعه با رعایت حقوق غیر مسلمین در آن جامعه است. اصل تشخیص خلیفه و اجرای احکام است و رأی مردم شرطی برای اداره جامعه محسوب نمی‌شود. رأی مردم در اداره امور جامعه امری بسیار مهم و در جوامع مدرن امری ضروری است. دولت اسلامی مرز و سرزمین ندارد. سرزمین و مرزهای دولت اسلامی درجایی است که احکام دولت اسلامی اجرا می‌شود. دولت جدای از ماهیت آن‌که می‌تواند سکولار یا دینی باشد در یک سرزمین با مرزهای مشخص تشکیل می‌شود. وفاداری باید به دولت اسلامی باشد نه کشور. وفاداری اتباع به کشور خود به رسمیت شناخته می‌شود. هیچ قانونی جز قوانین دولت اسلامی اعتبار ندارد. احترام به قوانین جوامع بشری لازمه زندگی در جهان امروز است. هیچ قانونی جز احکام دینی به رسمیت شناخته نمی‌شود و قانون اساسی کشورها برای مسلمانان نمی‌تواند الزام‌آور شمرده شود. مسلمانان باید برای تغییر قوانین اساسی مبارزه کنند و اگر نتوانستند از آن سرزمین هجرت کنند. کشورهای مختلف قوانین اساسی مختلفی دارند و مسلمانانی که در آن کشورها زندگی می‌کنند قوانین اساسی آن‌ها را محترم شمرده و درصورتی‌که تبعه آن کشور باشند ملزم به رعایت آن می‌باشند. وظیفه مسلمانان جهاد برای اجرای احکام الهی و گسترش سرزمین دولت اسلامی است. دفاع از کشور و سرزمین ملی وظیفه هر مسلمانی است. وظیفه مسلمانان اجرای احکام در جامعه است. وظیفه مسلمانان تبلیغ دین (امربه‌معروف و نهی از منکر) است. عقیده صحیح واحد است و هر عقیده دیگر به‌جز عقیده خلیفه مسلمین و پیروانش کفر و ارتداد محسوب می‌شود. احترام به عقاید دیگران (لا اکراه فی الدین) در جوامع اسلامی به رسمیت شناخته می‌شود. در اداره جوامع اسلامی دموکراسی شرک محسوب می‌شود. دموکراسی دستاورد بشری برای حکومتداری خوب در جوامع مختلف است.   همکاری ایران و روسیه در آسیای مرکزی علیه افراط‌گرایی به دنبال فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی جریانات سیاسی و اجتماعی مختلفی در آسیای مرکزی شکل گرفت. بعضی از این جریانات ریشه در تاریخ و فرهنگ این جوامع داشته و بعضی دیگر ناشی از تأثیرپذیری کلی از روندهای منطقه‌ای و جهانی بوده است. ازجمله جریانات مهم سیاسی و اجتماعی فعال در کشورهای آسیای مرکزی از زمان استقلال جمهوری‌ها حرکت‌های و جنبش‌های مختلف اسلامی هستند که با اسامی و اهداف، راهبردها و روش‌های مختلف فعالیت می‌نمایند.   حرب نهضت اسلامی تاجیکستان، حرکت اسلامی ازبکستان و حزب التحریر را می‌توان مهم‌ترین و اصلی‌ترین جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی در آسیای مرکزی نامید. در حال حاضر همه این جنبش‌ها و حرکت‌ها از طرف حکومت‌های منطقه جریانات افراط‌گرا و تروریست نامیده شده و مبارزه با آن‌ها در قالب قهرآمیز ادامه دارد. حتی حزب نهضت اسلامی که در پی موافقت‌نامه عمومی صلح که بین دولت تاجیکستان و مخالفین در سال 1997 منعقد شد و به جنگ داخلی در این کشور پایان داد حزبی قانونی شناخته می‌شد و در پارلمان تاجیکستان همواره نماینده داشت در سال 2015 از طرف دولت تاجیکستان متهم به مشارکت در شورش ژنرال نظروف معاون وقت وزیر دفاع شد و در پی آن به‌عنوان یک حزب افراط‌گرا و تروریست تحت تعقیب قرار گرفت.   در اینجا بدون ورود به مباحث داخلی کشورها و اجزای سیاسی و ادعاهای مطرح‌شده صرفاً بر این موضوع تأکید می‌شود که مسلماً افراط‌گرایی تهدیدی جدی برای کشورهای منطقه و همسایگان آن است و تجارب موجود از نتایج اعمال افراط‌گرایان در افغانستان و سوریه و لیبی و عراق مؤید این نکته است که باید راهبرد منطقه‌ای برای مقابله با افراط‌گرایی تدوین شده و همه کشورهای منطقه و همسایگان در پیشبرد این راهبرد با هم همکاری کنند و البته این همکاری‌ها باید بر سیاست‌هایی روشن و دقیق و قابل ارزیابی استوار باشد. با توجه به آنچه در جدول فوق آمد می‌توان گفت که تفاوت قائل شدن بین اسلام‌گرایی و افراط‌گرایی که مفروضه اصلی این مقاله است، براین نکته تأکید دارد که اولین و مهم‌ترین گام در مبارزه با افراط‌گرایی لزوم تفکیک آن از اسلام و اسلام‌گرایی است و تا زمانی که بین اسلام و اسلام‌گرایان و افراط‌گرایان نتوان فرق قائل شد و خطوط آنان را از هم جدا کرد امکان مبارزه و مقابله با افراط‌گرایان وجود ندارد زیرا راهبرد افراط‌گرایان آن است که با زندگی قارچ مانند خود بر بدنه اسلام و تفکرات اسلامی و تغذیه کردن از آن‌ها خود را بجای اسلام معرفی کنند؛ بنابراین اولین گام راهبردی در مبارزه و مقابله با افراط‌گرایی مقابله با راهبرد آنان و تفکیک افراط‌گرایی و اسلام‌گرایی است.   افراط‌گرایی در آسیای مرکزی تهدید کنده منافع ایران و روسیه در منطقه است و مقابله با افراط‌گرایی در آسیای مرکزی را می‌توان حوزه منافع مشترک دو کشور یاران و روسیه دانست. این همکاری می‌تواند از همکاری‌های ابتدایی و نرم‌افزارانه شکل گرفته و سطوح بالاتر ارتقاء یابد. ظرافت همکاری ایران و روسیه در مقابله با افراط‌گرایی در آسیای مرکزی آن است که در ابتدا مباحث سخت و امنیتی مطرح نمی‌شود و تعریف‌های امنیتی به‌عمل‌آمده توسط سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای منطقه از سازمان‌ها و احزاب موجود ملاک اقدام قرار نمی‌گیرد بلکه با رویکردی تحلیلی در بازشناسی حرکت‌های مختلف و طیف‌های درون تشکیلاتی آن‌ها ابتدا بر تفکیک و جداسازی افراط‌گرایی از اسلام‌گرایی اقدام می‌کند و اسلام‌گرایی معتدل را که در بستر فرهنگ و تاریخ کشورهای منطقه شکل گرفته مهم‌ترین عنصر ثبات و آرامش منطقه و قدرت اصلی مقابله‌کننده با افراط‌گرایی می‌داند.   این دیدگاه معتقد است که سیاسی و امنیتی کردن مخالفین سیاسی و مقابله با آنان در زیر پرچم مبارزه با افراط‌گرایی نه‌تنها سیاستی موفق نخواهد بود بلکه خود موجب تقویت افراط‌گرایی خواهد شد. لذا شایسته است شرایط زمان را درک کرد و با به رسمیت شناختن حقوق فطری مردم که آزادی‌های دینی ازجمله آن حقوق است اجازه دهیم مردم این کشورها که خود را مسلمان می‌دانند از حقوق خود در عمل به فرایض دینی بهره‌مند شوند و از سوی دیگر با تقویت جریانات معتدل افراط‌گرایان را منزوی سازند.   نکته ظریف دیگری که در اینجا باید موردتوجه قرار گیرد آن است که اکثر مسلمانان ایران با اکثر مسلمانان روسیه و آسیای مرکزی از دو مذهب مختلف اسلامی یعنی شیعه و سنی پیروی می‌کنند و حتماً باید این تفاوت در مذهب در چگونگی همکاری دو کشور علیه افراط‌گرایی موردتوجه قرا گیرد. عدم توجه و دقت در این خصوص می‌تواند برای هر دو طرف مشکل‌آفرین باشد و تفسیر دیگر از واقعیت مبارزه با افراط‌گرایی ارائه گردد؛ مثلاً ممکن است چنین تبلیغات غلطی انجام شود که شیعیان با ارتدکس‌ها علیه اهل سنت روسیه هم‌پیمان شده‌اند که تبلیغاتی است کاملاً غلط و به زیان هردو طرف می‌باشد. لذا باید در این خصوص با دقت و روشنگری کامل اقدام شود و هدف از همکاری که علیه افراط‌گرایی است به‌خوبی برای همه تشریح گردد. به همین منظور است که در گام اول بر وجوه نرم‌افزارانه همکاری‌های ایران و روسیه در مبارزه با افراط‌گرایی در آسیای مرکزی تأکید می‌شود.   یکی از ابتکارات شایان توجه که دراین‌ارتباط در روسیه شکل گرفته تشکیل گروه "چشم‌انداز راهبردی روسیه و جهان اسلام" است. این گروه در سال 2006 به ابتکار شادروان ایوگنی پریماکوف نخست‌وزیر اسبق روسیه و شایمایوف رئیس‌جمهور وقت تاتارستان فدراسیون روسیه تشکیل شد. فعالیت‌های این گروه که هم‌زمان با الحاق روسیه به سازمان همکاری اسلامی به‌عنوان ناظر شروع گردید شامل نشست‌های متعددی می‌شود که با حضور اعضاء خود مرکب از سی تن از علمای دینی، شخصیت‌های سیاسی و روزنامه‌نگاران برجسته از کشورهای مختلف اسلامی که در مسکو، قازان، استانبول، جده و کویت برگزار شده است. این نشست‌های با پیام افتتاحیه ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه آغاز شده و موضوعات مختلف مرتبط به جهان اسلام و روسیه را موردبحث قرار داده است.   در پی حوادث جهان عرب موسوم به بهار عربی نشست‌های این گروه متوقف شد ولی در سال 2014 رئیس‌جمهور پوتین تصمیم به احیاء این گروه گرفت و رسلان مینیخانف رئیس‌جمهور تاتارستان را مسئول آن قرار داد. این گروه در دور جدید فعالیت‌های خود دو نشست از خبرنگاران و اصحاب رسانه کشورهای اسلامی را با تمرکز بر موضوع افراط‌گرایی برگزار نموده است.   اینجانب که خود از شرکت‌کنندگان هر دو اجلاس اصحاب رسانه‌های جهان اسلام علیه افراط‌گرایی بودم ضمن مهم و مفید دانستن این نشست‌ها معتقدم که باید اقدامات جدی‌تری درباره مبارزه با افراط گری به عمل آید. نشست‌های مذکور عمدتاً بر چگونگی پیشبرد دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای روسیه در جهان اسلام متمرکز بود درحالی‌که افراط‌گرایی در فضایی به‌مراتب نزدیک از خاورمیانه به روسیه یعنی در آسیای مرکزی و قفقاز روسیه را تهدید می‌کند و کشورهای عربی در این خصوص نمی‌توانند کمکی به روسیه بنمایند و متحد راهبردی روسیه در این مبارزه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند باشد.   جمع‌بندی افراط‌گرایی تهدیدی جدی برای تمام کشورهای آسیای مرکزی و همسایگان آن ازجمله روسیه و ایران است. مبارزه با تهدید افراط‌گرایی امری مهم و ضروری برای همه کشورهای منطقه ازجمله ایران و روسیه به شمار می‌آید. ولی قبل از هر اقدامی علیه افراط‌گرایی ضروری است تا بین افراط‌گرایی و اسلام و اسلام‌گرایی تفکیک صورت گیرد زیرا که افراط‌گرایی خود را بر شالوده اسلام تعریف کرده و اگر این تفکیک و جداسازی صورت نگیرد در مبارزه با افراط موفقیتی حاصل نخواهد شد. هم‌زمان با تفکیک افراط‌گرایی از اسلام و اسلام‌گرایی که در جدولی برخی از تفاوت‌های آن‌ها ذکر شد ضروری است تا موضوع حساسی که در منطقه وجود دارد و با مخالفین سیاسی تحت نام مبارزه با افراط‌گرایی برخورد می‌شود موردتوجه قرار گیرد. ازآنجاکه ایران و روسیه در منطقه آسیای مرکزی می‌توانند منافع مشترک زیادی داشته باشند و افراط‌گرایی تهدید مشترک هر دو کشور در منطقه است می‌توان این پیشنهاد را مطرح ساخت که نهادهای مسئول در هر دو کشور اقداماتی را که ابتدا اقدامات نرم‌افزارانه است برای مبارزه مشترک با افراط‌گرایی در آسیای مرکزی به عمل آورند.       نویسنده: دکتر سید رسول موسوی، سفیر سابق ج.ا.ایران در تاجیکستان و عضو ارشد شورای علمی ایراس       این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «همکاری های ایران و روسیه: ابعاد و چشم انداز» به اهتمام و ویراستاری علمی مشترک محمود شوری و ایگور ایوانوف به سه زبان فارسی، انگلیسی و روسی در اسفند 1395 منتشر شده است. جهت تهیه کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.     «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»     ]]> دکتر سید رسول موسوی جامعه و سیاست Mon, 26 Feb 2018 21:51:48 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3577/ایران-روسیه-منافع-مشترک-همکاری-علیه-افراط-گرایی-آسیای-مرکزی افراط گرایی، دولت های شکننده و آینده آسیای مرکزی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3566/افراط-گرایی-دولت-های-شکننده-آینده-آسیای-مرکزی تروریسم در جمهوري هاي آسياي مرکزی پديده نويني نیست؛ بلکه این معضل از آغاز استقلال در اين كشورها رخ نموده است. در سال هاي پس از استقلال، بحث از افراط گرایی و اقدامات تروريستي در آسیای مرکزی، به تدريج جايگاهي تعريف شده به خود گرفت و در سامان سياسي اين كشورها خلاِ فقدان سوپاپ اطمینان حكومت ها را پر كرد. در واقع برای برخی کشورهايي اين منطقه نظیر تاجیکستان، تروریسم و افراط گرایی همواره بهانه ای برای مبارزه با جريانات سياسي-فكري و نهضت های اسلامی (که حتی به صورت مسالمت آميز فعالیت می کرده اند) بوده است.   به طور کلی مردم جمهوری های آسیای مرکزی در شرایط عادی گرايش بيشتري به سمت ملی گرایی داشته و دارند (با توجه به محوريت تنگناهاي تحميلي از سوي قدرت هاي بزرگ بر اين كشورها) و افراط گرايي اسلامي نفوذ فراگيري در اين جوامع نداشته است. اما دولت های اين منطقه با تاکید بر روی دامنه فعاليت جريان هاي افراطي، تلاش کرده اند تا مخالفین خود را سرکوب کنند. در عين حال همین رویکرد هاي دولتي باعث شده تا به تدريج گفتمان افراط گرایی و روش هاي تروريستي از سوی برخی گروه هاي مستعد، پيگيري شده و در فضاي سياسي-اجتماعي منتشر شود. با توجه به اين که جريان هاي اسلامي جزو معدود (و حتي گاه تنها) نیروهای سازمان یافته و دارای تشکیلات بوده اند، فضاي تقابلي، امكانات نزاع و در نتيجه گرايش به افراط گرايي را افزايش داده است. در مجموع اين شرايط منجر به افزايش استعدادهاي قوت يافتن افراط گرايي در اين منطقه گرديده است.   رهبران جمهوری پنج گانه منطقه آنچنان برای مقابله با تروریسم ادعایی خود کوشیده اند که حتی آزادی های مشروع و تصریح شده در قانون اساسی کشورهای خود را نیز نقض کرده اند. رهبران پنج جمهوری قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان با شدت و حدت هاي متفاوت، دائما کوشیده اند تا هرگونه حرکت احتمالی در مخالفت با نظام سياسي و اقدامات آن را شدیدا سرکوب کنند و به همین دلیل نيز جنبش های اسلامی با مقبوليت مردمي را به شدت سركوب كرده اند.   چنان كه گفته شد، نوع مواجهه رهبران كشورهاي آسیای مرکزی با هرگونه حرکت چالشی و انتقادي نسبت به حکومت مرکزی، بسیار سخت گیرانه بوده است. اما در مقطع كنوني و به بهانه لزوم كنترل امواج مخرب داعش و افزایش تهدید تروریسم بین الملل، مقابله و برخورد با فعاليت هاي اسلام گرایانه در آسياي مركزي به طور کلی تشدید شده است. به عنوان مثال تروریستی اعلام کردن حزب نهضت اسلامی در تاجیکستان، يكي از مهم ترين نتايج موج جديد بهره گيري از گفتمان ضد تروريستي در آسياي مركزي مي باشد.   دولت های شکننده در آینده آسیای مرکزی اسلام گرایی رادیکال در افغانستان و غرب آسیا می تواند در آینده ای نزدیک تهدیدی جدی علیه جمهوری های آسیای مرکزی باشد. بدون تردید این تهدید برای جمهوری هایی که از چالش های داخلی متعددی رنج می برند و در رده کشورهای به اصطلاح شکننده قرار می گیرند به مراتب بیشتر خواهد بود،به طوری که به راحتی می توان شاهد تبدیل کشورهای شکننده به کشورهای شکست خورده بود. بر اساس نظر برخی کارشناسان جمهوری های آسیای مرکزی زمینی ایده آل برای تثبیت گروه های تروریستی نظیر داعش هستنند،چرا که این جمهوری ها در فهرست کشورهای ضعیف جهان قرار گرفته اند. جدول زیر ترتیب قرار گرفتن جمهوری های آسیای مرکزی در بین کشورهای جهان طی سال 2015 و همچنین احتمال بروز ناامنی در آنها را نشان می دهد.   کشور ترکمنستان قرقیزستان تاجیکستان ازبکستان قزاقستان رتبه در جهان از نظر خطر تهدیدات در میان 178 کشور 78 62 57 51 110 درجه(بالاترین درجه بیشترین تهدید را می رساند) 87 82 83 85 68 میزان تهدید هشدار هشدار شدید هشدار شدید هشدار شدید هشدار کم     این برآورد های کارشناسان نشان می دهد که در بیشتر موارد، تهدید جدی برای دولت وجود دارد و احتمال بروز ناامنی در این کشورها با هشداری بالا مواجه است.(هرچند این امر تاکنون محقق نشده است) با این حال البته به وضوح شاهد تمایز بین این خطر در کشورهای آسیای مرکزی هستیم،چرا که قزاقستان در این رابطه از وضعیت به مراتب بهتری برخوردار است و احتمال بروز ناامنی و بی ثباتی در آن نیز بسیار کم ارزیابی شده است.   عوامل موثر در "شکنندگی" این کشورها  نخست به این برمیگردد که کشوری در مسیر ترانزیت  مواد مخدر از افغانستان به روسیه باشند. افغانستان تامین کننده اصلی مواد مخدر در جهان است و کارشناسان امنیتی به خوبی می دانند که درآمد حاصل از ترانزیت مواد مخدر اغلب برای تامین مالی تروریسم و ​​افراطگرایی مذهبی استفاده می شود. شاهد این را می توان در سال 1999و جنگ «باتکن» دید که در آن یکی از اهداف سازمان مجاهدین در تهاجم به قرقیزستان راه اندازی قاچاق هروئین بود. عامل مهم دیگر در شکنندگی جمهوری های آسیای مرکزی به نرخ بالای فساد در منطقه اشاره دارد. بر اساس برآوردهای مطرح شده از سوی سازمان های شفافیت بین المللی، کشورهای آسیای مرکزی نظیر ترکمنستان و ازبکستان،از فاسدترین کشورهای جهان در نظر گرفته شده است. سطح بالای فساد در درون این جمهوری ها موجبات نابرابری اجتماعی را فراهم کرده است و از قضا این امر یکی از نکات مهم تبلیغاتی است که اسلامگرایان رادیکال از جمله داعش علیه فضای موجود انجام می دهند.   میزان فساد در کشورهای آسیای مرکزی طی سالهای مختلف کشور 2012 از میان 174 کشور 2013 از میان 177کشور 2014 از میان 175 کشور قزاقستان رتبه 133 رتبه 140 رتبه126 قرقیزستان رتبه 154 رتبه 150 رتبه136 تاجیکستان رتبه 157 رتبه 154 رتبه152 ترکمنستان رتبه 170 رتبه 168 رتبه169 اربکستان رتبه 170 رتبه 168 رتبه166     رژیم های سکولار در منطقه وتلاش اسلام گرایان برای مقابله با آن دیگر تبلیغاتی است که از سوی گروه های بنیادگرایی نظیر داعش انجام می شود.   در کنار این عوامل باید به فقر شدید در جمهوری های آسیای مرکزی (به ویژه بخش های ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان در دره فرغانه) اشاره کرد که موجبات شکنندگی دولت ها را فراهم کرده است. بدون تردید در شرایط فقر بالا بین جوانان روستایی، تبلیغات داعش و سایر گروه های تروریستی و بنیادگرا می تواند موثر واقع شود. طی چند سال اخیر این امر شدن بیشتری یافته است،چرا که کاهش ارزش روبل در روسیه و کم شدن تقاضا برای کار در این کشور منجر به وخامت اوضاع کارگران تاجیک و ازبک شده است.   چهارمین عامل مهم تهدید کننده  کشورهای منطقه ، وجود رژیم های شخصی سلطنتی است که سالهاست بدون تغییر باقی مانده است. تنظیمات شبکه داخلی مبتنی بر قبیله پس از مرگ روسای جمهور این کشورها می تواند موجبات بی ثباتی را فراهم کند.   عامل پنجم در شکنندگی جمهوری های آسیای مرکزی به اختلافات جدی در میان این کشورها بر  سرمنابع آب اشاره دارد. این اختلافات بین کشورهایی که در بالای رودخانه (تاجیکستان و قرقیزستان) و کشورهایی که در سطح پایین(ازبکستان و کم تر ترکمنستان و قزاقستان) قرار دارند به صورتی جدی مطرح است. این مسائل قطعا از موانع همکاری از جمله مبارزه مشترک علیه تهدیدهای امنیتی است. عامل ششم را باید به نفوذ قدرت های بزرگ (روسیه، ایالات متحده، چین، اتحادیه اروپا و کشورهای اسلامی) ربط داد که درگیری بر سر منافع بین این قدرت ها می تواند تهدیدات امنیتی را افزایش دهد و در نهایت مقابله با این تهدیدات را خنثی کند.   اوضاع در ازبکستان از لحاظ رویارویی دولت و جنبه‌های افراط‌گرایی تا اندازه‌ای دارای تضاد می‌باشد. از یک طرف، ازبکستان محل بروز قوی‌ترین گروه‌های افراط‌گرایی است.در سال 1999 میلادی در تاشکند اقدامات تروریستی که توسط جنبش اسلامی ازبکستان سازمان‌دهی شده، صورت گرفت. در ماه می‌ سال 2005 میلادی در اندیجان وادی فرغانه تظاهرات سازمان‌دهی شده از سوی سازمان رادیکال «اکرامیه» برپا شد. از طرف دیگر، نیروهای امنیتی کشور فعالیت افراط‌گرایان در کشور را تحت نظارت شدید گرفته است.   قزاقستان از لحاظ مشکلات سرایت رادیکالیسم، کمترین خطر را احساس می‌کند اما این مسئله به معنای دوری کامل این کشور از خطر نیست.در سال‌های اخیر نیز در قزاقستان غربی نیز وضعیت سختی به وجود آمده است. اکتشافات صنعتی ذخایر نفتی در این منطقه موجب این شد که در اینجا محل تجمع گروه‌های مختلف به خصوص مهاجران گردد و بطور طبیعی در این محیط سخت، همواره پتانسیل برای تشدید نفوذ گروه‌های رادیکالوجود دارد.   نتیجه در هر حال وقوع تحولات جدیدی در معادلات نظام بین المللي باعث شده تا جريانات تروريستي بسیار گسترده تر از مقاطع پیشین، در جست و جوی فضای حیاتی برای اقدامات تخريبي خود باشند. جهش تروریسم بنيادگرايانه از مدل هاي پيشين به سبك و سياق شديدا افراط گرايانه اي چون داعش در سال هاي اخیر، هراس در مناطقی که زمینه برای رشد و نمو اين اقدامات وجود دارد را افزایش داده است. آسیای مرکزی نیز به دلایل مختلفی از جمله حضور پیکارجویانی برخاسته از كشورهاي اين منطقه در گروه داعش از یک سو، و همسایگی با افغانستان به عنوان یکی از کشورهایی که گروه های تروریستی نظیر طالبان و اخیرا نیز داعش در آن حضور دارند؛ از سوي ديگر، باعث شده  تا واهمه نفوذ تروریست ها بيش از گذشته در آسياي مركزي چالش برانگيز شود. بدين سان در شرايط كنوني، نگرانی اصلی در بین سران كشورهاي آسیای مرکزی، تقويت و نفوذ تروريسم در اين منطقه از طريقِ سرايت ناامنی از افغانستان به اين جمهوري ها و همچنين بازگشت اتباع پيوسته به داعش در عراق و سوريه به منطقه و تولید و تقويتِ تهدید افراط گرايي و ناآرامی مي باشد.     نویسنده: احسان تقوایی نیا، تحلیلگر مسائل اوراسیا   ]]> جامعه و سیاست Tue, 20 Feb 2018 19:00:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3566/افراط-گرایی-دولت-های-شکننده-آینده-آسیای-مرکزی انتشار کتاب «داعش تهدیدی برای امنیت بین المللی» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3573/انتشار-کتاب-داعش-تهدیدی-امنیت-بین-المللی «داعش تهدیدی برای امنیت بین المللی» عنوان کتابی است که در ژانویه 2016 توسط  انستیتو  تحقیقات استراتژیک وابسته به ریاست جمهوری روسیه  تهیه و منتشر شده است. این کتاب از سوی پرویز قاسمی ترجمه و توسط شورای راهبردی روابط خارجی و باهمکاری دانشگاه امام صادق(ع) چاپ و منتشر شده است.   قاسمی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است:   "انستیتو تحقیقات استراتژیک روسیه (ریسی)، وابسته به ریاست جمهوری این کشور؛ از مراکز مطالعات راهبردی روسیه محسوب می شود که از سال های گذشته مطالعه داعش را در دستور کار خود قرار داده است. یکی از نتایج این تحقیقات، کتاب "داعش تهدیدی برای امنیت بین المللی" است که در اواخر سال 2015 به زبان روسی منتشر شده است. ارتباط و همکاری میان این انستیتو و شورای راهبردی روابط خارجی ایران و برگزاری نشست صاحب­نظران و کارشناسان روسیه و ایران به ریاست دکتر کمال خرازی رئیس شورای مذکور در تهران و متعاقب آن آغاز حملات هوایی روسیه به مواضع داعش در سوریه تنها چند روز پس از برگزاری این نشست، ایده ترجمه کتاب مذکور را برای اینجانب تقویت کرد. اگر چه بررسی تحولات کشورهای مشترک المنافع از جمله انقلاب های رنگی در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان و نقش سازمان ها و مؤسسات غربی همچون سوروس، خانه آزادی، جامعه باز و .... در این انقلاب ها ، در کارنامه مترجم می باشد، اما ویژگی بحران سوریه و مواضع و دیدگاه های روسیه در خصوص این بحران؛ سبب شد تا از سال های گذشته به رصد مستمر این تحولات بپردازم. در این بررسی ها، کتاب "داعش تهدیدی برای امنیت بین المللی" به جهت اینکه از منظر غیر ایرانی و غیر غربی به بررسی پدیده داعش پرداخته است و به ابتکار یک مرکز مطالعات راهبردی و توسط جمعی از متخصصان تدوین شده و حاوی مطالب ارزشمند و متفاوت در خصوص این پدیده می باشد، از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار می باشد. در این کتاب ؛ نویسندگان روسی به صراحت اقدامات موثر ایران در مبارزه با افراط گرایی و داعش در منطقه و نقش انکار ناپذیر ایران در مقابله با تروریسم را مورد توجه قرار داده اند. کتاب اشاره صریحی به نقش آمریکا در تشکیل داعش و حمایت های مالی کشورهایی چون عربستان از این تشکیلات دارد." کتاب «داعش تهدیدی برای امنیت بین المللی» در 8 فصل به رشته تحریر درآمده است که سرفصل های آن به ترتیب عبارتند از: فصل اول: نقش متحده ایالات آمریکا در ایجاد و گسترش داعش فصل دوم: ایدئولوژی فصل سوم: ساختار تشکیلاتی فصل چهارم: منابع تامین مالی داعش فصل پنجم: سیاست کشورهای منطقه در قبال داعش فصل ششم: مناطق گسترش داعش فصل هفتم: خطر بی ثبات سازی آسیای مرکزی و ماورای قفقاز فصل هشتم: «داعش» چالشی برای امنیت روسیه   ]]> جامعه و سیاست Tue, 20 Feb 2018 06:29:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3573/انتشار-کتاب-داعش-تهدیدی-امنیت-بین-المللی درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3565/درباره-انتخابات-آینده-ریاست-جمهوری-روسیه به گزارش منابع خبری روسیه، تعداد نامزدان نهایی انتخابات این کشور مشخص شدند. برای انتخابات آینده  که در 18 مارس (27 اسفند ماه 1396) برگزار می شود، هشت نفر با یکدیگر رقابت خواهند داشت.   1- ولادمیر پوتین رئیس جمهور کنونی که از سال 2000 در عمل همه کاره روسیه بوده و هست از طرف حزب روسیه متحد حزب حاکم در پارلمان حمایت می شود.     2-  پاول گرودینین (Pavel Grudinin) نامزد حزب کمونیست روسیه که دومین حزب قدرتمند در پارلمان روسیه بعد از حزب حاکم روسیه متحد است.   3- ولادمیر ژیرنفسکی (Vladimir Zhirinovsky) از حزب لیبرال دموکرات ملی گرا   4- سرگی بابورین (Sergey Baburin) ملی گرای  که دارای تمایلات چپ است رئیس "حزب اتحادیه مردمی روسیه"   5- بوریس تیتوف  (Boris Titov) رئیس "حزب رشد" سرمایه داری که شانس خود را برای کارآمدی سرمایه در انتخابات روسیه می آزماید. با این حال از مناسبات نزدیکی با کرملین برخوردار است.   6- گریگوری یاولینسکی (Grigory Yavlinsky) رئیس "حزب یابلوکو" اقتصادادن غرب گرایی روسیه که رکوردار شرکت درانتخابات روسیه است که فکر می کنم باید نام خود را به کتاب گینتس معرفی کند.   7- خانم اکسنیا سابچاک ( Ksenia Sobchak) از حزب "ابتکار مدنی"   8- ماکسیم سورایکین (Maxim Suraykin) ازحزب "کمونیست روسیه" که تندروتر از حزب کمونیست  فدراسیون روسیه   تحلیل روند انتخابات آتی و اهمیت ان برای ایران   به دلیل اهمیت نتایج انتخابات آتی روسیه برای ایران به چند نکته قابل ذکر اشاره می شود تفصیل آن برای بعد از انتخابات:   1- درعالم سیاست هیچ امرمطلقی وجود ندارد و بهتر است یک چند درصدی را برای امور غیر قابل پیش بینی بگذاریم همانی که در ایران خودمان در سال 1376 و در سال 1384 شاهد بودیم.   2- با نگاهی به اسامی کاندیداها بخوبی می توان دریافت فرد جدی که بتواند موقعیت پوتین را برای رئیس جمهور شدن به خطر بیاندازد در بین کاندیداها موجود نیست.   3- گنادی زیوگانف رهبرحزب کمونیست روسیه دومین حزب  قدرتمند این کشور بعد از حزب حاکم،  که از اولین دوره برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در روسیه جدید  تا کنون مرتب کاندیدا می شد و رای نمی آورد. اینبار دیگر کاندیدا نشد و از آقای پاول گرودینین  هم حزبی اش حمایت کرد.  گرچه او هم شانس رقابت با پوتین را ندارد. اما نسبت به سایر رقبا احتمالا رای بیشتری کسب می کند.   4- آقای یاولینسکی این اقتصاددان قدیمی طرفدار غرب اینبار هم کاندیدا شده است او برای نمایندگی در مجلس دوما رای نیاورد حالا می خواهد برای ریاست جمهوری رای بیاورد . اقای یاولینسکی هم رکوردار شرکت در انتخابات است که فکر می کنم از این جهت باید نام خود را درکتاب گینتس ثبت کند.   5- اگر پوتین اینبار انتخاب شود که به احتمال بالای 90 درصد می شود  تا شش سال دیگر حاکم بی رقیب روسیه خواهد بود.  یعنی در مجموع بعد از 24 سال که البته جدای از چهار سال آن نخست وزیر بود که در عمل اختیارات بیشتری از مدودوف رئیس جمهور سالهای 2008 تا 2012  داشت. باید سرانجام فردی جایگزین تزار جدید روسیه شود که اینبار صد البته مدل مدودوفئیسم جواب نمی دهد. اینکه در سال 2024 چه کسی جانشین پوتین می شود برای ایران بسیار اهمیت دارد هر کس باشد در بین این اسامی رقبای پوتین نباید دنبالش بگردیم.   6- انتظار تغییرات جدید در سیاست خارجی روسیه را نباید از نظر دور داشت در روسیه تغییر رئیس جمهور سیاست خارجی را با تغییرات تاکتیکی روبرو می کند. همچنانکه پوتین در شروع سومین دوره ریاست جمهوری اش در اردیبهشت 1391 تا کنون تغییرات مهمی در رفتار با غرب اتخاذ کرد اما از لحاظ استراتژیک سیاست خارجی روسیه با تغییرات بسیار اندکی از دوران روسیه تزاری، بلشویکها و روسیه جدید تا کنون روبرو بوده است. براین اساس حتی پس ازپوتین هم نباید انتظار تغییرات ریشه ای  در روسیه داشته باشیم.   7- پوتین بعد ازگرفتن کریمه و تثبیت موقعیت روسیه در شمال دریای سیاه و پس از آنکه موقعیت پایگاه  دریایی طرطوس را با اضافه کردن پایگاه هوایی در بندر لاذقیه در شرق مدیترانه  تثبیت کرد، در عمل موقعیت روسیه دربرابرآمریکا و متحدانش نسبت به گذشته در شرق مدیترانه تقویت شد. به نظر می رسد او دراجلاس خرداد ماه آینده سران کشورهای ساحلی خزر در شهر آستانه قزاقستان تلاش می کند تکلیف خزر را با نهایی شدن رژیم حقوقی دریای خزر روشن کند.   8- از لحاظ سیاست خارجی روسیه با در نظر گرفتن همه جوانب ، انتظار می رود شاهد تغییرات رفتاری روسیه در قبال آمریکا و اتحادیه اروپا در دوره چهارم ریاست جمهوری روسیه که از اردیبهشت ماه آینده  شروع می شود، باشیم.   9- به نظر می رسد روسیه در شش سال آینده بیش از گذشته با ایران همکاری خواهد داشت . فقط از هم اکنون خوب است ایران به فکر سالهای پس از پوتین در روسیه باشد.   10- اقتداری گرایی، مرکزگرایی و بالاخره فردگرایی سه خصلت حکومت های روسیه در چند قرن اخیر بوده است که حتی با انقلاب اکتبر روسیه هم تغییر نکرد . بنابراین تمرکز قدرت دردست یکفرد تزار باشد یا رهبر حزب کمونیست و یا رئیس جمهوری فدراتیو روسیه تفاوت نمی کند . برای تعامل با این کشور حتما باید به این جنبه های سه گانه توجه داشت.       نویسنده: حسن بهشتی پور، عضو ارشد شورای علمی ایراس       ]]> حسن بهشتی پور جامعه و سیاست Sat, 17 Feb 2018 18:59:59 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3565/درباره-انتخابات-آینده-ریاست-جمهوری-روسیه چگونه برکناری مقام اول امنیتی، ازبکستان را تغییر خواهد داد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3562/چگونه-برکناری-مقام-اول-امنیتی-ازبکستان-تغییر-خواهد برکناری رستم عنایتف پس از چندین سال ریاست سرویس امنیت ملی ازبکستان، رویدادی است که اهمیت آن دست کمی از مرگ کریمف در پاییز 2016 ندارد. میراث جمهوری شوروی ازبکستان قطعا ریشه در گذشته دارد، دوره جدیدی با شوکت میرضیایف فرارسیده است، وی مخالف اصلی رونق اقتصادی را از میان برداشت و به تنها حاکم کشور تبدیل شد.    31 ژانویه، ازبکستان به معنای واقعی و مجازی تکان خورد. در تاشکند، زلزله‌ای با قدرت سه ریشتر رخ داد که نقطه کانونی آن، افغانستان بود، همچنین در این تاریخ، رئیس جمهور ازبکستان شوکت میرضیایف وارد مقر سرویس امنیت ملی شد تا این سازمان را از رئیس آن، رستم عنایتف خلاص کند. برکناری کسی که با ترسی که برای همه، از یک کشاورز ساده گرفته تا مقامات عالی‌رتبه‌ی دولت ایجاد کرده بود، نه تنها برای چندین دهه قدرت امنیتی اصلی کشور بود، بلکه خالق قوانین اجتماعی - اقتصادی زندگی در ازبکستان هم به شمار می‌آمد.   عنایتف را می‌‌توان نیروی امنیتی حرفه‌ای نامید. وی نه‌تنها در خانواده یک سرهنگ کا گ ب متولد شد، بلکه از تمام مراحل نردبان شغلی این ساختار قدرت هم عبور کرد. عنایتف پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، در صفوف ارتش شوروی به سربازی اعزام شد. در آنجا، در کادر کا گ ب اتحاد جماهیر شوروی به خدمت پذیرفته شد. عنایتف با انجام ماموریت‌های مختلف در کا گ ب ازبکستان و کار در اولین اداره کل کا گ ب اتحاد جماهیر شوروی سابق، تا حد یک افسر مقیم در افغانستان با پوشش دیپلماتیک رشد کرد.   پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ازبکستان در محیط ناامنی قرار گرفت. در تاجیکستان جنگ داخلی شعله‌ور بود، در افغانستان هم، در سال 1996 طالبان  بر کابل چیره شد، در داخل کشور نیز تشکیلات زیرزمینی اسلامی شکل گرفت.   به گزارش سرویس امنیت ملی در دهه 1990، گارد قدیمی مقامات امنیتی پر بود از افرادی که بیش از آنکه به تاشکند وفادار باشند، به مسکو وفادار بودند، در میان نسل جدید هم سیاستمداران چندان هوشمندی وجود نداشت نمونه‌ای از سیاستمداران نسل جدید، عبدالعزیز کامیلف است که اکنون ریاست وزارت امور خارجه ازبکستان را بر عهده دارد. در این شرایط، کریمف برای سرویس امنیت ملی به کسی نیاز داشت که قادر به درک آنچه در کشورهای همسایه اتفاق می‌افتد باشد، صادقانه خدمت کرده و نرمی بیش ازحدی به دشمنان نشان ندهد. این فرد رستم عنایتف بود، یک مقام امنیتی شرق‌شناس که شخصا به اولین رئیس جمهور ازبکستان وفادار بود.   عنایتف پس از ریاست سرویس امنیت ملی در سال 1995 بلافاصله اقدامات شدیدی را علیه مخالفان و اسلامگرایان آغاز کرد. بسیاری از آنها را از بین برد و یا در زندان‌های ژاسلیک (Жаслык) پنهان کرد. از سال 1995، رژیم ازبکستان شروع به سرکوب خبرنگاران مستقل، فعالان حقوق بشر، مخالفان و بازرگانانی می‌کند که تمایلی به انجام فعالیت تجاری با نیروهای امنیتی نداشتند.   در زمان عنایتف نیروهای امنیتی به اربابان واقعی کشور تبدیل شدند. عوامل  سرویس امنیت ملی دوباره در دانشگاه‌ها (معمولا در مقام مشاور رئیس دانشگاه)، در ارتش، و پس از حوادث اندیجان حتی در وزارت کشور هم ظاهر شدند، که  این امر تا حد زیادی  به کاهش تأثیر این وزارتخانه انجامید. هر جا که پای همکاری با خارجی‌ها مطرح می‌شد، حضور نمایندگان سرویس امنیت ملی خود به خود معلوم بود.   پس از کریمف پس از مرگ کریمف، انتقال آرام قدرت به شوکت میرضیایف، بدون حمایت‌های عنایتف غیرممکن به نظر می‌آمد. بین متقاضیان اصلی میراث کریمف، به وضوح برخی توافقات وجود داشت. رستم عظیمف وزیر دارایی وقت می‌بایست پست نخست‌وزیری را اشغال می‌کرد، عنایتف هم با تحت نظرگرفتن رقابت میرضیایف و عظیمف و این که این رقابت موجب تهدید ثبات ازبکستان نشود، نقش داور را ایفا می‌نمود. در آن زمان هیچ کس گمان نمی‌کرد میرضیایف به زودی قادر به خلاص‌شدن از شر هر دو رئیس خود خواهد بود.   قصد میرضیایف برای کنار گذاشتن نیروهای امنیتی از قدرت بسیار سریع بروز یافت. حتی در سرآغاز ریاست جمهوری‌اش، از نیروهای امنیتی و مقامات خواست تا کابوس کسب و کار را متوقف کنند. در سپتامبر 2016، چند روز پس از مرگ کریمف، میرضیایف قانون جدیدی «درباره ارگان های وزارت کشور» به امضا رساند. افزون بر این، در ماه فوریه 2017، رئیس جمهور با انتقاد شدید از کارکنان پلیس ازبکستان، آنها را به رشوه‌خواری، سوءاستفاده و تجاوز از حدود اختیارات شغلی متهم کرد.   برکناری عنایتف از مسئولیت، در پی چندین تصمیم شاخص احساس شد. اولین مورد، تغییر و جایگزینی ریاست سرویس امنیتی رئیس جمهور بود. میرضیایف به کادرهای قدیمی اعتماد نداشت و اتابک شاخانف، معاون گارد حفاظت ریاست جمهوری، داماد (شوهرخواهر) کوچک خود را در این پست منصوب کرد.   میرضیایف همچنین رابطه‌ای دوستانه‌ای با علیشیر عثمانف، یکی از بزرگترین الیگارشی‌های روسیه که موجبات حمایت اقتصادی و تماس با مسکو را برای رئیس جمهور جدید ازبکستان فراهم کرد برقرار نمود.      22 دسامبر 2017 میرضیایف سخنرانی چهار ساعته‌ای در پارلمان ایراد کرد که در آن پیشنهاد محدود کردن قدرت شورای امنیت ملی و تصویب قانون جدیدی «درباره سرویس امنیت ملی» را ارائه داد. پس از این فراخوان، ناظران سرویس امنیت ملی از دانشگاه‌ها خارج شدند، طبق برخی مدارک، روند کاهشی در ساختارهای سرویس‌های امنیتی هم آغاز شد.   سرانجام، ادهم احمدبایف وزیر کشور ازبکستان، دستگیر شد. عنایتف به وضوح این سیگنال را دریافت کرد که اگر وی هم تصمیم بگیرد در برابر اراده رئيس جمهور مقاومت کند چنین سرنوشتی در انتظار اوست. فرمان دستگیری وزیر شخصا از جانب ایختی‌یُر عبدالله‌یف، دادستان کل ازبکستان صادر شد که اکنون به عنوان رئیس جدید شورای امنیت ملی به جای عنایتف منصوب شده است. بازداشت وزیر احمدبایف، با حضور کارمندان گارد حفاظت ریاست جمهوری، وزارت کشور و دادستانی کل صورت گرفت و کارمندان سرویس امنیت ملی در جریان این دستگیری قرار نداشتند.   عنایتف به چند دلیل نمی‌توانست به طور جدی میرضیایف را به چالش بکشد. اول آنکه عنایتف به دلیل کهولت سن (در حال حاضر بیش از 70 سال دارد) و بیماری (دیابت)، به وضوح از نظر استقامت و قدرت جسمی به پای رئیس جمهور نمی‌رسد. دوم، مردم ازبکستان، هر اندازه هم که به لحاظ سیاسی منفعل باشند، در صورت ایجاد مناقشه‌ی آشکار، به وضوح از رئیس جمهور جانبداری می‌کنند، چرا که در این کشور وفاداری به طور خودکار به جانب رئیس دولت انتقال می‌یابد. سوم، قدرت‌های جهانی سعی می‌کردند از بروز چنین مقابله‌ای که می‌توانست منجر به بی‌ثباتی کل منطقه شود جلوگیری کنند.   بنابراین، عنایتف کناره‌گیری صلح‌آمیز و امن را ترجیح داد، سپس وی در پست مشاور ریاست جمهوری در مسائل سیاسی و حقوقی منصوب شد. عنایتف طی سال‌های ریاست سرویس امنیت ملی به اندازه کافی سرمایه‌هایی را برای خود انباشت تا نگران آینده خود و فرزندانش نباشد. خانواده رئیس امنیتی سابق کنترل بسیاری از صنایع سودآور ازبکستان را برعهده دارند. این صنایع عبارتند از طلا و جواهرسازی، تولید نفت و گاز، اموال غیرمنقول و مستغلات در داخل کشور و همچنین در اتریش، روسیه و امارات متحده عربی. با توجه به داده‌های اوسینت، آخرین عملیات مالی خانواده عنایتف سرمایه‌گذاری در ساخت یک مجتمع مسکونی در دبی به ارزش 12 میلیون دلار بود. ظاهرا، عنایتف از رئیس‌جمهور تضمین‌هایی را برای امنیت و حفظ سرمایه خانواده خود دریافت کرده. یا دست کم پیشتر، در حد امکان هر کاری را انجام داد تا منابع درآمد خود تأمین کند. قبل از این که به دست مقامات ازبکستان بیفتند.   آزادی اصلاحات کنارنهادن رستم عنایتف از حیات سیاسی ازبکستان دورنمای گسترده‌ای را برای شوکت میرضیایف می‌گشاید. کاهش تدریجی فعالیت سرویس امنیت ملی، انتصاب یک فرد وفادار به ریاست سرویس، به طور چشمگیری آزادی عمل رئیس جمهور جدید را به ویژه در زمینه اصلاحات اقتصادی افزایش می‌دهد   رستم عنایتف، دیگر به دلیل تجربه و بیوگرافی (شرایط زندگی و کاری) خود، نمی‌تواند اصلاحات میرضیایف را بپذیرد، وی در کل به کار بر روی واقعیت‌های دیگر خو گرفته است. انتقادات عمومی رئیس جمهور وی را برمی‌آشفت، اما رشد ساختار جدید قدرت، یعنی گارد ملی (مشابه گارد ملی روسیه)، به وضوح به منافع سرویس امنیت ملی دست‌درازی کرد.   ساختار قدرت جدید در واقع بخشی از وظایف سرویس امنیت ملی و وزارت کشور را از آنها خارج کرده و به دست گرفته است. برای وزارت کشور که نفوذ آن بدون برکناری وزیر آن هم کاهش یافته بود، چنین تصمیمی از جانب رئیس جمهور، چندان تأسف‌آور نبود، اما برای  سرویس امنیت ملی، این اقدام رئیس جمهور (برکناری رئیس آن) به معنی ازدست‌دادن اقتدار سرویس امنیت ملی است. میرضیایف در نشست شورای امنیت ازبکستان  اظهار داشت که در 15-20 سال گذشته رویکردهای موجود نسبت به مسائل حفظ نظم و امنیت عمومی نادرست و غیرسیستمی بود، اما شورای امنیت به این مسئله توجهی نمی‌کرد.   با برکناری عنایتف، میرضیایف به حاکم تمام‌عیار ازبکستان تبدیل شد. مقاماتي که  قبلا می‌توانستند با شک و تردید نسبت به برخی از اقدامات و طرح‌های نوآورانه رئيس‌جمهور برخورد کنند، سيگنال مشخصي دريافت کردند که میرضیایف، اصلاحات خود را متوقف نکرده و خرابکاری را تحمل نخواهد کرد.   امروزه هدف اصلی رئیس جمهور ازبکستان آزادسازی اقتصادی است، اما در اینجا، بدون افزایش شفافیت کار آژانس‌های امنیتی، تعدیل روابط بین دولت و کسب و کار و تقویت نهاد مالکیت خصوصی نمی‌توان کاری از پیش برد.   به دلیل قدرت مطلق نیروهای امنیتی که کسب و کار را هم از دست سرمایه‌گذاران داخلی و هم خارجی خارج کرده بود، شهرت ازبکستان در بازارهای بین‌المللی زیاد نیست؛ از این رو، برای نوسازی اقتصادی باید تصویر یک شریک قابل اعتماد از کشور ایجاد شود. تاشکند باید بر روی جایگاه خود در رتبه‌بندی‌های بین‌المللی کار کند و برای آزادسازی و بهبود شرایط کسب وکار گام‌های واقعی بردارد. به وضوح در این تصویر، نیروهای امنیتی ورزیده قدیمی که عادت کردند هیچ مسئولیتی در قبال اقدامات خود بر ضد کسب وکار نداشته باشند، نقش نمی‌بندند.   دوره جمهوری شوروی ازبکستان با مرگ کریمف به پایان رسید، اما تنها اکنون، پس از برکناری عنایتف، ساکنان ازبکستان می‌توانند در واقع به آسانی نفس بکشند.     نویسنده: رافائل ستارُف، تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی در مرکز مسکوی موسسه کارنگی   منبع: مرکز مسکوی موسسه کارنگی   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> جامعه و سیاست Tue, 13 Feb 2018 18:34:05 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3562/چگونه-برکناری-مقام-اول-امنیتی-ازبکستان-تغییر-خواهد روسيه و تهدیدی به نام مواد مخدر http://www.iras.ir/fa/doc/article/3549/روسيه-تهدیدی-نام-مواد-مخدر زمانی حادترین مسئله اجتماعی روسیه، اعتیاد به الکل یا مشکل الکلیسم بود. اما اعتیاد به مواد مخدر نیز اکنون سال‌هاست که به یکی از چالش‌های جدی جامعه روسیه تبدیل شده است. گرایش به مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آن نه تنها در میان بزرگسالان بلکه در میان جوانان و حتی نوجوانان دیده می‌شود. امروزه نتایج برخی از نظرسنجی‌های افکار عمومی، حاکی از آن است که اعتیاد به مواد مخدر پس از جرم و جنایت دومین مسئله چالش‌برانگیز در روسیه است. در واقع، تعداد معتادان مواد مخدر در این کشور روز به روز و با سرعت فاجعه‌باری افزایش می‌یابد که همین واقعیت نگرانی‌های زیادی در کشور ایجاد کرده است.   پیشینه مصرف مواد مخدر در سرزمین روسیه مسئله استفاده غیردارویی از مواد مخدر و مبادلات غیرقانونی یا قاچاق مواد مخدر چندین قرن است که در سرزمین روسیه وجود دارد. این مسئله حتی پیش از ورود مسیحیت در روسیه سابقه داشته است. چنین موادی از انواع مختلف رُستنی‌ها اعم از علف‌ها، و قارچ‌ها و میوه‌های بوته‌ای آماده می‌شد. با ظهور مسیحیت در روسیه، حل وفصل و ساماندهی این مشکل توسط مقامات کلیسا انجام می‌گرفت. در منشور شاهزاده ولادیمیر مونوماخ (قرن 11-12) در ارتباط با افرادی که قوانین مربوط به استفاده از مواد روان‌گردان را نقض می‌کردند، مجازات شدید تا حتی محرومیت از زندگی یا مرگ در نظر گرفته شده بود. اندکی بعد، کنترل قاچاق مواد مخدر به فرماندهان نظامی محول شد. در دوران سلطنت پتر کبیر، اقدامات مربوط به مبادلات مواد روان‌گردان بدون مجوز مقامات به عنوان یک «جرم سیاسی» تلقی می‌شد. با افزایش تعامل ناحیه ترکستان با بخش اروپایی روسیه از جمله مسکو و سن پتربورگ مسئله مواد مخدر وضعیت جدی‌تری به خود گرفت. در زمان جنگ جهانی اول در شهرهای بزرگ روسیه استفاده از مواد مخدر و کوکائین رو به گسترش نهاد که همین امر دولت را ناگزیر کرد تا برای نخستین بار در تاریخ روسیه در 7 جولای 1915 قانون مبارزه با مواد مخدر را تصویب نماید. از 1916 نیز در شهرهای بزرگ با حمایت دولت کلینیک‌هایی برای درمان معتادان دایر گردید. پس از سال 1917، بر اساس یک سند رسمی، ارگان‌های انتظامی آن زمان موظف به حل و فصل مسئله قاچاق مواد مخدر شدند. اما با آغاز دهه 90 اعتیاد به مواد مخدر در روسیه رو به افزایش نهاد (Сергеев, screen.ru) به طوری که اگر در سال 1985 تنها 4 منطقه در کشور بود که طبق برآوردهای کارشناسی بیش از 10 هزار مصرف‌کننده مواد مخدر در آنها وجود داشتند، در سال 1999 بیش از 30 منطقه وجود داشت که آمار مصرف‌کنندگان مواد مخدر در آنها قابل توجه بود (Силласте, 2002: sites.google.com). با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند اواسط دهه 1980، زمانی که «قانون خشک» یا «ممنوعیت الکل» از سوی گورباچف صادر شد، ​​ناگزیر برخی قرص‌ها که از مواد شیمیایی تهیه می‌شدند جایگزین وُدکای رایج (مشروب) شد. علاوه بر این، فروپاشی سیستم توتالیتر موجب ظهور بسیاری از آزادی‌ها، از جمله افزایش اعتیاد به مواد مخدر در روسیه شده است. به طوری که در اواخر دهه هشتاد، جامعه مجرمانه‌ای از فروشندگان مواد مخدر تشکیل شد. قاچاق مواد مخدر در آن ایام، حدود 500 تن در سال بود. هزینه مواد مخدر کاهش و تعداد معتادان افزایش می‌یافت. این وضعیت تا حدی پیش رفت که دیگر در سال‌های 1996 تا 1997 مصرف مواد مخدر در جامعه روسیه «مد» شده بود، این مواد در همه جا، در بازارها، در مترو، مدارس و دانشگاه‌ها قابل خریداری بود. طی سال‌های پساشوروی اعتیاد به مواد مخدر روند صعودی داشت و تعداد جرائم مربوط به قاچاق مواد مخدر و مصرف مواد مخدر نیز در کشور افزایش یافت. در حال حاضر نیز وضعیت اعتیاد به مواد مخدر همچنان مثل سابق بغرنج و بسیار جدی است و در سال‌های آتی این وضعیت جدی‌تر هم خواهد شد (Сергеев, screen.ru).   در اوایل دهه 1990، در جریان به راه افتادن موج «دموکراسی‌سازی بی‌اندازه» و مطلق‌سازی حقوق بشر، شورای عالی اتحاد شوروی، در تاریخ 5 دسامبر 1991، قانون اصلاح قوانین کیفری (بندهای 224، 224-3) و مجموعه قوانین تخلفات اداری (ماده 44) را به تصویب رساند که بر اساس آن مسئولیت جنایی و اداری مصرف مواد مخدر برای اهداف غیرپزشکی لغو می‌شد. در واقع، این اقدام قانونی، به معنای آزادی بی قیدوشرط مصرف مواد مخدر در کشور بود. بنابراین، اولین گام برای قانونی‌سازی کامل مصرف، تولید، توزیع، ذخیره‌سازی، حمل و نقل و فروش مواد مخدر در روسیه برداشته شد(Силласте, 2002: sites.google.com). این اقدام به گسترش و شیوع مصرف مواد مخدر در جامعه روسیه انجامید و این فراگیری در سال‌های آتی که عوارض مصرف مواد مخدر به گونه‌ای هرچه بارزتر عیان شد، بر دشواری مقابله با این پدیده در کشور افزود.   وضعیت اعتیاد به مواد مخدر در روسيه امروز یکی از مشکلات اجتماعی روسیه امروز، اعتیاد به مواد مخدر است. درواقع، مسئله مواد مخدر و اعتیاد به آن در روسیه کاملا آشکار است، به طوری که اعتیاد به مواد مخدر نه تنها از نظر اطلاعات و داده‌های آماری، بلکه طبق نظر اکثریت روس‌ها نیز، یکی از مسائل اصلی روسیه به شمار می‌آید. در حال حاضر استفاده از مواد مخدر در فدراسیون روسیه به یک مشکل اجتماعی حاد تبدیل شده که تهدیدی واقعی برای امنیت ملی روسیه و چشم‌انداز توسعه آن است(Иванов, 2014: interfax.ru).   دررواقع، در آغاز قرن جدید، در نتیجه تغییراتی که طی مناقشات داخلی و خارجی رخ داد، ویژگی‌های خاصی از گسترش مصرف مواد مخدر در روسیه ظهور کرده است. اولین ویژگی روسیه در اوایل قرن بیستم، همانطور که پیش از این هم گفته شد، قانونی‌سازی مصرف مواد مخدر در روسیه است. ويژگي دوم: موقعيت دولت و ناتوانی آن در مقابله با گسترش اعتیاد به مواد مخدر و کمک به معتادان مواد مخدر است. شیوع مواد مخدر در میان نیروهای نظامی که تهدید استراتژیکی برای امنیت ملی روسیه است نیز، از دیگر ویژگی‌های اعتیاد به مواد مخدر در شرایط روسیه امروز است (Силласте, 2002: sites.google.com). تنها در سال 1996، بیش از 100 نفر در ارتش توسط دادگاه به جرم قاچاق مواد مخدر محکوم شده بودند. افزون بر این، مواد مخدر نه تنها در میان قشر محروم جامعه، بلکه در میان افراد تحصیل‌کرده به صورتی پایدار راه یافته، و علاوه بر این، افزایش مصرف مواد مخدر در میان افراد زیر سن قانونی به چشم می‌خورد.   در حال حاضر تمام قلمرو روسیه و تمامی مناطق آن، بدون استثنا با معضل اعتیاد به مواد مخدر دست به گریبان است. در حقیقت، مرزهای بین شهرها و روستاها، بین شهرهای بزرگ و کوچک و بین واحدهای فدراسیون فرسایش یافته‌اند. اعتیاد به یک پدیده ملی تبدیل شده که به توجه خاصی نیاز دارد. این پدیده حتی در روستاها نیز شیوع پیدا کرده است. این وضعیت، تهدیدی جدی برای تغییر در ساختار اجتماعی و جمعیتی جامعه روسیه به شمار می‌آید (Силласте, 2002: sites.google.com). تنها در سال 2013، 100 ماده مخدر جدید اختراع شد. افزون بر این، پیشتر، سرویس کنترل مواد مخدر فدرال روسیه در مورد افزایش استعمال سیگارهای مشابه مواد مخدر در میان جوانان ابراز نگرانی کرده بود. چرا که استعمال سیگار شیوع و گستردگی بسیار زیادی دارد(mpmo.ru, 2014). استعمال چنین سیگارهایی می‌تواند بخشی از جامعه را ناخواسته درگیر مواد مخدر و اعتیاد ناشی از آن کند.   آمار مصرف مواد مخدر و قاچق مواد مخدر در روسیه امروز متأسفانه آمار موجود در این باره بسیار ضدونقیض است. اما به هرحال تمامی داده های آماری حاکی از جدی بودن وضعیت اعتیاد به مواد مخدر در روسیه است.   طبق داده‌های سازمان ملل متحد، بازار مواد مخدر در روسیه 20 درصد از بازار جهان است. طبق آمار موجود در سال 2014 تعداد کل معتادان به مواد مخدر در روسیه، بر اساس داده‌های سرویس فدرال کنترل مواد مخدر، بیش از هشت میلیون نفر بود و در واقع بیش از 8 میلیون نفر به طور منظم و یا نامنظم از مواد مخدر استفاده می‌کردند که از آنها 1.5 میلیون نفر وابسته به هروئین بودند. به گزارش سرویس فدرال کنترل مواد مخدر، روسیه مصرف‌کننده شماره یک هروئین افغانستان است که از طریق کشورهای آسیای مرکزی به روسیه راه پیدا می‌کند (Иванов, 2014: interfax.ru). در واقع از هر 12 نفر در روسیه، یک نفر تجربه استعمال مواد مخدر را دارد و از هر 30 نفر یک نفر مصرف‌کننده دائمی مواد مخدر است. سالانه در روسیه بیش از 70 هزار مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند (Торшин, 2014:4). علاوه بر این، هر ساله در روسیه اعتیاد بیش از 20 هزار نفر به مواد مخدر، برای اولین بار تشخیص داده می‌شود (iom.anketolog.ru, 2017). آمار سازمان ملل بیانگر آن است که حدود 200 میلیون نفر در سراسر جهان از اعتیاد به مواد مخدر رنج می‌برند که بر اساس داده‌های این سازمان در سال 2014، روسیه در رتبه سوم جهان از نظر استفاده از مواد مخدر قرار داشته است(Воздвиженская, 2014: KM.RU).   در آوریل 2017، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه خاطرنشان کرد که حدود 7.5 میلیون روس (5 درصد جمعیت) از مواد مخدر مصرف می‌کنند. اگرچه اکثر این افراد به طور مستمر از مواد مخدر استفاده نمی‌کنند، اما حدود 2 میلیون نفر مصرف‌کننده دائمی مواد مخدر هستند(kommersant.ru, 2017). طبق آمار سازمان ملل متحد نیز، 1.7 میلیون معتاد به مواد مخدر در روسیه وجود دارند که 1.6 درصد کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد.   در حال حاضر تنها 640 هزار معتاد به مواد مخدر دارای پرونده پزشکی می‌باشند و این تعداد در چند سال گذشته کاهش نیافته است. مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر نیز در روسیه 6 الی 8 برابر بیشتر از میزان مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر در اروپا است.. همچنین، طبق تحقیقات جامعه شناختی، سن اولین (بار) مصرف مواد مخدر در روسیه به 14.2 سال برای پسران و به 14.6 سال برای دختران کاهش یافته است (Силласте, 2002: sites.google.com)..   به گزارش سازمان ملل متحد بیشترین میزان مصرف مواد مخدر تزریقی در کشورهای اروپای شرقی و جنوب شرقی است که روسیه یکی از کشورهای این منطقه به شمار می‌آید. در برخی مناطق، سهم مصرف‌کنندگان مواد مخدر تزریقی به 1.3 درصد جمعیت بالغ می‌رسد که بیشترین آنها در روسیه و اوکراین هستند(Захаренко, 2017: rusrand.ru).   طبق اظهارات نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه، تعداد نوجوانان در میان مصرف‌کنندگان مواد مخدر رو به افزایش است. به گفته وی، در حال حاضر، حدود یک چهارم زندانیان زندان‌های روسیه به تعداد 165هزار نفر، محکوم به قاچاق مواد مخدر هستند(Патрушев, 2017: rg.ru).   در سال 2016 بیش از 201 هزار ارتکاب جرم مربوط به مواد مخدر به ثبت رسیده و مأموران امنیتی نزدیک به 22 تن از این مواد ممنوعه را ضبط کردند. در سه ماهه اول سال 2017، 71207 جرم مربوط به قاچاق مواد مخدر و مواد مشابه با آنها ثبت شده است. بسیاری از آنها (بیش از دو سوم) آنها جدی و یا بسیار جدی هستند، اما تعداد کلی این جرائم در سه ماه‌ی اول سال 2017 با کاهش 6.8 درصدی مواجه بوده است. با این حال، تعداد جرائم مربوط به قاچاق مواد مخدر در دوره ژانویه تا سپتامبر 2017 نشان دهنده 158500 مورد از ارتکاب چنین جرایمی است که حاکی از 3.3 درصد افزایش نسبت به مدت مشابه در سال 2016 می باشد، همچنین تعداد جرائم مربوط به فروش مواد مخدر در این دوره، با افزایش 6.8 درصدی نسبت به دوره مشابه در سال 2016 مواجه بوده که بیانگر گسترش بیش از حد مواد مخدر در روسیه است. طبق اظهارات پاتروشف، مشکل اعتیاد به مواد مخدر در روسیه از آغاز سال 2017، در حدی بود که طی نه ماه تنها بیش از 150 هزار جرم مربوط به قاچاق مواد مخدر ثبت شده است(iom.anketolog, 2017).   به عقیده کارشناسان، وضعیت قاچاق مواد مخدر در روسیه به دلیل شرایط زیر پیچیده خواهد شد(БАРЕНЦEВ, 2008: rodon.org):  - رشد قاچاق انواع مختلف مخدرها و مواد تشکیل دهنده آنها به صورت دارو (پیش سازه‌های آن) و عرضه مواد مخدر به شکل قرص و کپسول.   - فعال شدن فعالیت گروه‌های جنایی سازمان‌یافته و جوامع جنایی منطقه‌ای و محلی که علاقمند به تماس با ساختارهای خارجی و بین‌المللی قاچاق مواد مخدر به عنوان منبع درآمد ارز خارجی هستند. به طوری که مبارزه با قاچاق مواد مخدر به طور فزاینده‌ای به مبارزه با جرایم سازمان‌یافته بین‌المللی تبدیل شده است؛  - افزایش خطر قاچاق مواد مخدر از راه اوکراین که در آن مناطق قابل توجهی به کشت خشاش اختصاص یافته است؛   - احتمال افزایش قاچاق مواد محرک از نوع آمفتامین از کشورهای بالتیک و تعدادی از دیگر کشورهای اروپایی (هلند، لهستان، آلمان) و داروهای مخدر و روانگردان از چین و هند به روسیه؛    - خطر رو به رشد قاچاق مواد مخدر از خاک کره شمالی به روسیه؛ طبق اطلاعات سازمان جهانی گمرک، در خاک کره شمالی در کنار کشت خشخاش، تولید محرک‌های نوع آمفتامین هم صورت می‌گیرد؛   - ناکافی بودن سطح کلی کنترل بر وضعیت فعالیت‌های اقتصادی خارجی سازمان‌های تجاری در خود روسیه، شرایط را برای انجام کار بر روی مواد شیمیایی که مواد اولیه تولید مواد مخدر مصنوعی هستند، ایجاد می‌کند. انتظار می‌رود صادرات این محصولات شیمیایی در جهت کشورهای بالتیک، کشورهای آسیای مرکزی و هلال طلایی (افغانستان، ایران، پاکستان) باشد؛   در عین حال، میزان مصرف غیردارویی داروهای غیر تجویزی افزایش می‌یابد که تهدیدی جدی برای سلامت مردم، اقتصاد، حاکمیت قانون و امنیت کشور است. درواقع، اعتیاد به مواد مخدر و قاچاق مواد مخدر در روسیه باید به عنوان تهدیدی برای امنیت اجتماعی، سیاسی، جمعیت شناختی، اقتصادی و امنیت داخلی در نظر گرفته شود.    هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی مواد مخدر ضررهای اجتماعی و اقتصادی مربوط به مواد مخدر 3 درصد تولید ناخالص داخلی است. تاثیر مواد مخدر بر بهداشت عمومی به مراتب اثرات بیشتری دارد. اعتیاد به مواد مخدر با جرم و جنایت، گسترش (ایدز)HIV و هپاتیت B وC، و همچنین با مرگ زودرس، ارتباط تنگاتنگی دارد. وضعیت افزایش شمار مصرف‌کنندگان مواد مخدر هرساله با ظهور تعداد زیادی از انواع جدید مواد اعتیادآور بغرنج‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. در سال 2011، میزان ایدز در روسیه به میزان 5 درصد و در برخی مناطق به میزان 60 درصد افزایش یافته است. در نتیجه، روسیه با سریعترین رشد بیماری ایدز در جهان مواجه شده است. اپیدمیولوژیست‌ها افزایش تعداد افراد مبتلا به HIV در روسیه را مستقیما به استفاده از هروئین مرتبط می‌دانند. در این رابطه، جوانان و دانش آموزان به ویژه از قشرهای آسیب‌پذیر جامعه هستند. درآمد سالانه فروش انواع مخدرها در روسیه حدود 13 میلیارد دلار است. بنابراین، روسیه از نظر قاچاق مواد مخدر پس از اروپا (با 26 درصد و20 میلیارد دلار در آمد سالانه) در مکان دوم قرار دارد(Комиссина, 2012).   در کنار این عواقب و عوارض، هزینه‌ی اقتصادی اعتیاد به مواد مخدر در سال 2014 در روسیه 1.2 هزار میلیارد روبل برآورد شده است. (mpmo.ru, 2014). همچنین طبق اظهارات ویکتور ایوانف رئیس فدرال کنترل مواد مخدر در سال 2016 حجم بازار سیاه مواد مخدر در روسیه تا 1.5 تریلیون روبل در سال و برابر با بودجه وزارت دفاع روسیه بوده است(Иванов, 2016: vedomosti.ru).   وضعیت اعتیاد به مواد مخدر و جرائم مربوط به آن در مناطق روسیه همانطور که پیشتر گفته شد تقریبا تمام مناطق روسیه با مصرف مواد مخدر درگیر شده‌اند. پیشتر مسکو و سن پتربورگ با بیشترین میزان مصرف مواد مخدر مواجه بودند. اما به مرور ولگا، جنوب سیبری و خاور دور هم به مناطق جدید مصرف مواد مخدر تبدیل شده‌اند. اپیدمی عمده در این مناطق در دهه 2000 آغاز شد(Наумкин, 2013). اما طبق جدیدترین اطلاعات آماری مربوط به بیشترین و کمترین تعداد جرائم مربوط به مواد مخدر در مناطق مختلف روسیه که توسط وزارت کشور روسیه منتشر می‌شود، در سال 2016 بسیاری از این جرائم در سن پتربورگ و چچن به ثبت رسید و مشخص شد امن‌ترین مناطق روسیه از حیث جرائم مرتبط با مواد مخدر منطقه چوکاتکا و ابلاست توِر هستند. در ادامه اطلاعات مربوط مناطق با بیشترین و کمترین جرائم مربوط به مواد مخدر در ماه‌های ژانویه تا نوامبر سال 2017 و مناطق با بیشترین و کمترین میزان رشد جرائم مربوط به مواد مخدر در ماه‌های ژانویه تا نوامبر سال 2017 در قالب جدول ارائه شده است.   مناطق با بیشترین و کمترین جرائم مربوط به مواد مخدر در سال 2016 ردیف مناطق با بیشترین جرائم درصد مناطق با کمترین جرائم درصد 1 شهر سن پتربورگ 26.4 ابلاست یا ایالت توِر 3.5 2 جمهوری چچن 18.7 اُکروگ یا ناحیه خودمختار چوکاتکا 4.1 3 جمهوری کاراچای –چرکس 18.2 ابلاست یا ایالت پسکُف 4.1 4 جمهوری اینگوشتیا 17.0 ابلاست یا ایالت آرخانگلسک 4.5 5 جمهوری داغستان 16.0 جمهوری کُمی 4.8 6 جمهوری کالمیکیا 15.5 جمهوری چوواش 4.8 7 ایلاست یا ایالت آستراخان 14.5 کرای یا کرانه زابایکال 4.8 8 جمهوری استیای شمالی -آلانیا 14.4 جمهوری آدیغه 4.8 9 جمهوری کاباردینو-بالکاریا 14.3 ابلاست یا ایالت والگاگراد 5.0 10 کرای یا کرانه پریمورسکی 13.0 جمهوری آلتای 5.1     مناطق با بیشترین و کمترین جرائم مربوط به مواد مخدر در ماه‌های ژانویه تا نوامبر سال 2017 ردیف مناطق با بیشترین جرائم مواد مخدر درصد مناطق با کمترین جرائم مواد مخدر درصد 1 جمهوری چچن 25.4 اُکروگ یا ناحیه خودمختار چوکاتکا 3.0 2 شهر سن پتربورگ 24.7 ابلاست یا ایالت توِر 3.9 3 جمهوری کاراچای –چرکس 20.5 جمهوری کُمی 4.2 4 جمهوری استیای شمالی -آلانیا 19.1 ابلاست یا ایالت والگاگراد 4.3 5 جمهوری کاباردینو-بالکاریا 15.5 ابلاست یا ایالت آرخانگلسک 4.5 6 کرای یا کرانه پریمورسکی 15.4 جمهوری ساخا (یاکوتسک) 5.2 7 ابلاست یا ایالت خودگردان یهودی 15.4 ابلاست یا ایالت ناوگارُد 5.4 8 جمهوری داغستان 15.1 ابلاست یا ایالت کالینینگراد 5.4 9 جمهوری کالمیکیا 14.7 ابلاست یا ایالت پسکُف 5.8 10 اُکروگ یا ناحیه خودمختار خانتی-مانسیسکی- یوگرا 13.8 ابلاست یا ایالت ایرکوتسک 5.8       مناطق با بیشترین و کمترین میزان رشد جرائم مربوط به مواد مخدر در ماه‌های ژانویه تا نوامبر سال 2017 ردیف مناطق با بیشترین میزان رشد درصد مناطق با کمترین میزان رشد درصد 1 جمهوری چوواش 25.4 اُکروگ یا ناحیه خودمختار چوکاتکا 3.0 2 ابلاست یا ایالت چِلبیانسک 24.7 جمهوری اینگوشتیا 3.9 3 جمهوری چچن 20.5 ابلاست یا ایالت مورمانسک 4.2 4 جمهوری اُستیای شمالی -آلانیا 19.1 جمهوری کُمی 4.3 5 ابلاست یا ایالت راستُف 15.5 کرای یا کرانه کراسنایارسکی 4.5 6 ابلاست یا ایالت اسمولِنسکی 15.4 جمهوری بوریاتیا 5.2 7 جمهوری کاراچای –چرکس 15.4 ابلاست یا ایالت آستراخان 5.4 8 ابلاست یا ایالت آرلُفسکی 15.1 ابلاست یا ایالت پِنزینسکی 5.4 9 ابلاست یا ایالت خودگردان یهودی 14.7 ابلاست یا ایالت والگاگراد 5.8 10 ابلاست یا ایالت اُرِنبورگ اُ 13.8 ابلاست یا ایالت ریازان 5.8     این اطلاعات آماری بیانگر آن است که علاوه بر شهر سن پتربورگ، جمهوری‌های چچن، اُستیای شمالی –آلانیا و کاراچای –چرکس، داغستان، کالمیکیا، کاباردینو-بالکاریا و کرای یا کرانه پریمورسکی در دو سال متوالی در ردیف مناطق با بیشترین میزان جرائم مواد مخدر و اُکروگ یا ناحیه خودمختار چوکاتکا، جمهوری کُمی و ابلاست‌های والگاگراد، توِر و آرخانگلسک در ردیف مناطق با کمترین میزان جرائم مواد مخدر قرار داشته‌اند. در این بین، جمهوری‌های چچن، اُستیای شمالی –آلانیا و کاراچای –چرکس علاوه بر اینکه در مناطق با بیشترین شمار جرائم مربوط به مواد مخدر قرار دارند، روند رشد اینگونه جرائم هم در آنها بالاست و اُکروگ یا ناحیه خودمختار چوکاتکا، جمهوری کُمی و ابلاست والگاگراد علاوه بر اینکه در مناطق با کمترین شمار جرائم مربوط به مواد مخدر قرار دارند، روند رشد اینگونه جرائم هم در آنها پایین است.   وضعیت اعتیاد به مواد مخدر و جرائم مربوط به آن در پایتخت اگرچه نام مسکو در ردیف مناطقی که با بیشترین میزان جرائم مربوط به مواد مخدر در سال‌های اخیر دیده نمی‌شود، اما واقعیت این است که پایتخت روسیه نیز همچون شهر بزرگی مثل سن پتربورگ با این مشکل دست به گریبان است. در حال حاضر، مسکو، همچون سایر نقاط روسیه گریبانگیر بیماری اپیدمی مصرف مواد مخدر شده است. بنا بر اطلاعات وزارت بهداشت و درمان فدراسیون روسیه، در مسکو تعداد مصرف‌کنندگان مواد مخدر 1.5 برابر بیشتر از میزان متوسط مصرف مواد مخدر در سطح کشور است. تعداد مصرف‌کنندگان مواد مخدر در مسکو، حدود 600 هزار نفر برآورد شده است که حداقل نیمی از آنها نیازمند کمک‌های پزشکی هستند، اما تنها کمتر از 1.5درصد آن‌ها برای دریافت کمک‌های پزشکی مراجعه می‌کنند. یک پنجم نوجوانان و جوانان 16 تا 26 سال در مسکو، معتاد هستند (تقریبا 20 درصد از نوجوانان و جوانان). شایان ذکر است که حداقل نیمی از این جمعیت در قاچاق مواد مخدر و دیگر فعالیت‌های مجرمانه شرکت دارند (Афанасьева, 2014: 28). در کل، مسئله اعتیاد به مواد مخدر برای منطقه مسکو بسیار شدید است.   نظرسنجی افکار عمومی در خصوص وضعیت مواد مخدر در روسیه و نگرش جامعه نسبت به آن در واقع اعتیاد به مواد مخدر، امروزه از جمله چالش‌های پیش روی جامعه روسیه و به عنوان یک تهدید جهانی برای سلامت مردم به شمار می‌آید. با توجه به بررسی و نظرسنجی انجام شده توسط مرکز لودا Levada در سال 2014، 77 درصد از شهروندان روسی مشکل مواد مخدر را «بسیار جدی» و 20 درصد «کاملا جدی» ارزیابی می‌کردند.(mpmo.ru, 2014)   در فوریه 2017 نیز، مرکز مطالعه افکار عمومی سراسر روسیه «ویتسوم» یک نظرسنجی را به چاپ رساند که بر اساس آن روس‌ها مصرف مواد مخدر را بیش از خیانت زناشویی، فرار از پرداخت مالیات و مقاومت در برابر پلیس محکوم می‌کنند. 93 درصد از پاسخ‌دهندگان اعتیاد به مواد مخدر را غیرقابل قبول دانستند(kommersant.ru, 2017). در واقع این نظرسنجی بیانگر نگرش منفی جامعه نسبت به این پدیده شوم است اما با این همه، اعتیاد به مواد مخدر در روسیه دامنگیر بسیاری از افراد و خانوده‌هاست.   همچنین در سال 2017، مطالعه‌ای در روسیه انجام گرفت که در آن 5698 روس در رده‌های سنی مختلف و از مناطق مختلف روسیه شرکت کردند. ضمنا نتایج این نظرسنجی در سایت (iom.anketolog.ru) منتشر شد. 44.6 درصد از پاسخ دهندگان در پاسخ به این سوال که آیا مواد مخدر یکی از مسائل (یا مشکل اصلی) روسیه امروزی است جواب مثبت دادند؛ 38.6 درصد هم نسبتا چنین نظری را ابزار داشتند، در این میان تنها حدود 2 درصد کاملا با این مسئله به عنوان مشکل اصلی روسیه مخالف بودند(iom.anketolog.ru,2017). ضمنا اکثر قریب به اتقاق پاسخ‌دهندگان این نظرسنجی با انجام آزمایش‌های اجباری اعتیاد برای دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاه‌ها موافق بودند (52.8 درصد کاملا موافق و 31.4 درصد نسبتا موافق) و کمتر از نیمی از پاسخ‌دهندگان با مجازات اعدام نگهداری و قاچاق مواد مخدر اعلام موافقت کردند (20.3 درصد کاملا موافق و23.9 درصد نسبتا موافق). البته اغلب افرادی که با اعمال مجازات اعدام برای جرم نگهداری و فروش مواد مخدر مخالفت کردند در رده سنی جوانان (18-30 سال) قرار داشتند.   مبارزه با مواد مخدر و نقش دولت شایان توجه است که امکان مبارزه با مصرف مواد مخدر و قاچاق آن، از رشد اقتصادی کشور، ارتقای سطح زندگی مردم، مبارزه با فساد مقامات و فروشندگان مواد مخدر و تقویت پایگاه قانونی و اجرای قانون جدا نیست.   قطعا یکی از ابعاد مبارزه با مواد مخدر در هر کشوری تقویت بنیان‌های قانونی و سازوکارهای حقوقی قوی و محکمی است که بتواند قبل از همه تأثیر بازدارنده در گرایش به مصرف مواد مخدر داشته باشند. در روسیه این سازوکارهای حقوقی و قوانین و مقررات مربوط به قاچاق مواد مخدر و مواد روانگردان بر اساس قانون اساسی فدراسیون روسیه، اسناد راهبردی فدراسیون روسیه، قوانین فدرال فدراسیون روسیه، فرامین رئیس جمهور فدراسیون روسیه، مصوبه‌های دولت فدراسیون روسیه و دیگر آئین‌نامه‌های حقوقی نهادهای فدرال حکومت دولتی فدراسیون روسیه اعمال می‌شود(Обухова,2017).   قانون اساسی فدراسیون روسیه - قانون اساسی فدراسیون روسیه منبع اصلی تنظیمات حقوقی قاچاق مواد مخدر و روانگردان به شمار می‌آید. در بند یک ماده 41 قانون اساسی کشور آمده است: «هر فرد از حق حفظ سلامتی و کمک‌های پزشکی برخوردار است». طیق بند «ام» ماده 71 قانون اساسی فدراسیون روسیه نیز تولید مواد مخدر و قوانین استفاده از آنها در اختیار فدراسیون روسیه است. همچنین طبق بند 3 ماده 55 قانون اساسی فدراسیون روسیه حقوق و آزادی فرد و اتباع می‌توانند توسط قوانین فدرال روسیه تنها در صورتی محدود شوند که این امر به منظور دفاع از نظام قانونی، اخلاقیات، سلامتی، حقوق و منافع قانونی دیگر اشخاص، تأمین دفاع از کشور و امنیت دولت ضروری باشد. بنابراین، با توجه به اینکه مواد مخدر تهدیدی جدی برای سلامتی افراد و حتی امنیت ملی کشور است قوانین فدرال روسیه می‌توانند آزادی اتباع روسیه را در استفاده از مواد مخدر محدود و حتی ممنوع نمایند.   استراتژی امنیت ملی فدراسیون روسیه - در واقع استراتژی امنیت ملی سند اصلی یا سند مادر طراحی و تدوین اسناد راهبردی محسوب می‌شود که مبین منافع ملی و استراتزی اولویت‌های ملی دولت، اهداف، وظایف و اقدامات مربوط به حوزه سیاست خارجی و داخلی با هدف تقویت امنیت ملی روسیه و تأمین توسعه پایدار کشور برای آینده طولانی است. جدیدترین راهبرد امنیت ملی فدراسیون روسیه، به فرمان رئیس جمهور روسیه در 31 دسامبر 2015 به تصویب رسید. در این استراتژی مبحثی هم به یکی از تهدیدات اصلی امنیت ملی و اجتماعی فدراسیون روسیه اختصاص یافته است. این مبحث در بند 43 این سند و در ذیل عنوان «نظام دولتی و امنیت اجتماعی» آمده و به تهدید فعالیت‌های تشکیلات و گروه‌های جنایی، از جمله تشکیلات فراملی مرتبط با قاچاق مواد مخدر و روانگردان به عنوان یکی از تهدیدهای اصلی امنیت ملی و اجتماعی روسیه اشاره کرده است. جهت‌گیری عمده در این سند به منظور تأمین امنیت ملی و اجتماعی اعمال سازوکارها و مقررات حقوقی به منظور پیشگیری از جرائم و همچنین جلوگیری از اشاعه مواد مخدر و مبارزه با چنین پدیده‌هایی است.   این موضوع در بند 44 این سند به این صورت آمده است: «جهات عمده تأمین امنیت دولتی و اجتماعی، تقویت نقش دولت به عنوان ضامن امنیت فردی و حقوق مالکیت، بهبود مقررات قانونی پیشگیری از جرم (از جمله در زمینه اطلاعات)، فساد اداری، تروریسم و ​​افراط گرایی، قاچاق مواد مخدر و مبارزه با این پدیده‌ها، توسعه تعامل ارگان‌های تأمین امنیت دولتی و حاکمیت قانون و جامعه مدنی، افزایش اعتماد عمومی به دستگاه قضایی و نهادهای اجرای قانون فدراسیون روسیه، کارآمدی دفاع از حقوق و منافع قانونی اتباع روسیه در خارج از کشور، گسترش همکاری‌های بین‌المللی در زمینه دولت و امنیت عمومی است». بند 45 این سند نیز به چگونگی تآمین امنیت ملی و اجتماعی می‌پردازد و در این باره می‌گوید: «تأمین امنیت ملی و اجتماعی با افزایش کارایی دستگاه‌های اجرای قانون و سرویس‌های ویژه، ارگان‌های کنترل دولتی (ارگان‌های نظارتی)، بهبود سامانه واحد دولتی در پیشگیری از جرم به ویژه در افراد زیر سن قانونی و سایر جرائم (از جمله نظارت و ارزیابی اثربخشی عملکرد اجرای قانون)، طراحی و به کارگیری تدابیر ویژه در راستای کاهش سطح جرم و بزه در روابط اجتماعی صورت می‌گیرد».   در این رابطه، از جمله اسناد بنیادی و راهبردی که توسط دولت به ویژه در راستای مبارزه با مواد مخدر تدوین و انتشار یافته، تصویب استراتژی سیاست دولتی مبارزه با مواد مخدر تا سال 2020 در سال 2010 است. هدف اصلی این سند، کاهش قابل توجهی در اشاعه مصرف غیردارویی مواد مخدر و همچنین کاستن از دامنه عواقب و پیامدهای قاچاق مواد مخدر برای امنیت فرد، جامعه و دولت است.   قانون فدرال شماره 3 مصوب 8 ژانویه 1998 تحت عنوان «پیرامون مواد مخدر و مواد روانگردان» نیز به امر مبارزه با مواد مخدر توجه دارد. این قانون فدرال مبانی حقوقی سیاست دولتی در زمینه قاچاق مواد مخدر و همچنین مبارزه با قاچاق مواد مخدر را به منظور حفاظت از سلامتی اتباع و امنیت ملی و اجتماعی تدوین کرده است. علاوه بر این در بندهای 228 تا 234 مجموعه قوانین جزایی فدراسیون روسیه (اوگالُونی کُدیکس)  نیز به موضوع مواد مخدر و مقررات جزایی مربوطه اشاره شده است.   همانطور که گفته شد فرامین رئیس جهمور نیز از دیگر منابع قانونی مبارزه با مواد مخدر به شمار می‌آیند. فرمان رئیس جمهور فدراسیون روسیه مورخ 18 اکتبر 2007 به شماره 1374 مبنی بر «پیرامون تدابیر تکمیلی در خصوص مقابله با قاچاق مواد مخدر و مواد روانگردان و پیش سازه‌های آنها (همراه با تبصره‌ای درباره کمیته دولتی مبارزه با مواد مخدر و تبصره‌ای درباره کمیسیون مبارزه با مواد مخدر در واحدهای فدراسیون روسیه» و فرمان رئیس جمهور فدراسیون روسیه مورخ 5 آوریل 2016 به شماره 156 مبنی بر «تکمیل مقررات دولتی در حوزه کنترل بر قاچاق مواد مخدر، مواد روانکردان و پیش‌سازه‌های آنها» از آن جمله‌اند.   در خصوص مصوبه‌های هیأت دولت فدراسیون روسیه در مبارزه با مواد مخدر نیز می‌توان به مصوبه دولت فدراسیون روسیه 30 ژوئن 1998 به شماره 681 مبنی بر «تصویب لیست موادمخدر و روانگردان و پیش سازه‌های آنها که در فدراسیون روسیه تحت کنترل قرار می‌گیرند» و مصوبه هیأت دولت فدراسیون روسیه در اول اکتبر 2012 به شماره 1002 مبنی بر «مقادیر قابل توجه، بزرگ و خیلی بزرگ مواد مخدر و روانگردان و همچنین مقادیر قابل توجه، بزرگ و خیلی بزرگ گیاهانی که حاوی مواد مخدر و روانگردان هستند، یا بخشی از آنها حاوی مواد مخدر یا روانگردان است برای بندهای 228، 228.1 و 229 و 229.1 مجموعه قوانین جزایی فدراسیون روسیه» اشاره کرد.   افزون بر این، حکم وزارت بهداشت فدراسیون روسیه مورخ 27 مارس 2017 به شماره 131 مبنی بر «تصویب توصیه‌های منظم و سیستماتیک در خصوص نیازسنجی درباره مواد مخدر و روانگردانی که برای کاربرد پزشکی اختصاص یافته‌اند» نیز قابل توجه است.   همچنین، در تاریخ 15 فوریه 2015 ممنوعیت قاچاق، مصرف و ترویج (تبلیغ) مصرف مواد روانگردان جدید و به طور بالقوه خطرناک به موجب قانون فدرال مورخ 3 فوریه 2015، به شماره هفت- قانون فدرال مبنی بر «ایجاد تغییرات در برخی مصوبات قانونی فدراسیون روسیه» به اجرا گذاشته شد. تصویب این قانون به شیوع گسترده مصرف به اصطلاح «اسپایس‌ها» در روسیه مربوط می‌شود که در سال‌های اخیر به طور غیررسمی بروز یافته و مصرف کننده را دچار اعتیاد و یا دیگر مسمومیت‌ها می‌کند. در پاییز سال 2014 مسمومیت زیادی مربوط به «اسپایس‌ها» روی داد. بعد از استفاده از آنها، بیش از 2 هزار نفر برای کمک‌های پزشکی مراجعه کردند که بیش از 40 نفر جان باختند(garant.ru, 2015). ضمناً این مواد در روسیه، در لیست مواد مخدر قرار داده شده‌اند. با این همه، با توجه به ابعاد واقعی مصرف مواد مخدر و جرائم مربوطه، به عقیده کارشناسان روسی، چارچوب‌های قانونی روسیه هنوز از بنیان‌های محکمی برای مبارزه با مصرف مواد مخدر و قاچاق آن و حتی جلوگیری از آن برخوردار نیست. (Силласте, 2002: sites.google.com). علاوه بر ساز وکارهای قانونی، دولت نیز سهم قابل توجهی در کنترل و مبارزه با این پدیده دارد. قطعا اگر دولت بتواند با سازوکارهای مناسبی به کنترل گسترش مواد مخدر و مبارزه با قاچاق مواد مخدر بپردازد می‌توان شاهد کاهش اثرات تخریبی و فراگیری این پدیده شوم بود. در این رابطه، کمیته دولتی مبارزه با مواد مخدر نیز در سال 2014 تاسیس شد. در سال 2013 نیز برنامه دولتی مبارزه با قاچاق مواد مخدر به تصویب رسید. اما حمایت مالی متمرکزی برای اجرای این برنامه‌ها پیش‌بینی نشده است (Захаренко, 2017: rusrand.ru).   اما برای مبارزه با مواد مخدر انجام اقدامات دیگری هم از جانب دولت حائز اهمیت است: کنترل مرزها - از آنجایی که یکی از مبادی اصلی مواد مخدر به روسیه، به ویزه هروئین که خطرناکترین نوع موادمخدر است افغانستان می‌باشد، تقویت جامع مرزهای جنوبی روسیه که حدود 7000 کیلومتر است، می‌تواند اقدام مهمی در مبارزه با مواد مخدر باشد. اساسا این مرز، مرز روسیه با قزاقستان است. نفوذ مواد مخدر افغانستان از این نقطه مرزی کاملا واضح و مبرهن است(Наумкин, 2013).   همکاری های دوجانبه - در رابطه با مبارزه با مواد مخدر در سطح همکاری های دوجانبه، بین روسیه و تمام کشورهای منطقه، همچنین ایران و پاکستان، موافقتنامه‌هایی وابسته به ادارات داخلی در مورد همکاری برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و پیش سازه‌های آنها امضا شد. همکاری روسیه در این رابطه با سازمان پیمان امنیت جمعی به گونه ای فعال تر در حال توسعه است: از سال 2003 عملیات پیشگیرانه «کانال»، با هدف شناسایی و مسدودکردن مسیرهای حمل و نقل مواد مخدر و پیش سازه‌های آن به مسیر شمالی یعنی افغانستان - آسیای مرکزی - روسیه - اروپا، و همچنین در مناطقی که مستقیما با افغانستان همجوار هستند انجام می گیرد (همان).   همکاری بین المللی - روسیه همکاری بین المللی را نیز یکی از مهمترین زمینه های مبارزه با قاچاق مواد مخدر می داند. به نظر می رسد تعامل با ایالات متحده واضح ترین تعامل روسیه در در چارچوب همکاری های بین المللی باشد، بنابراین، در سال 2011 عملیات موفقیت آمیز اطلاعاتی آمریکا با مشارکت افسران روسی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر در استان شرقی افغانستان ننگرهار (Нангархар) اجرا شد. طی این عملیات مشترک 932 کیلوگرم هروئین قاچاق، 156 کیلوگرم تریاک کشف و ضبط و چهار آزمایشگاه تولید هروئین منهدم شد. روسیه نیز به دنبال ایجاد همکاری در این زمینه با اتحادیه اروپا و ناتو، بازیگران کلیدی در افغانستان است. در بهار سال 2010، روسیه طرحی را برای همکاری در مبارزه با تولید مواد مخدر افغانستان به ناتو و اتحادیه اروپا ارائه کرد(همان).   بنابراین از آنجایی که روسیه یکی از کشورهایی است که به ویژه از قاچاق مواد مخدر افغانستان رنج می برد و سیاست‌های داخلی به اندازه کافی در مبارزه با مواد مخدر جوابگو نیست، تلاش های قابل توجهی را برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر در داخل و خارج از کشور، در چارچوب همکاری منطقه ای و جهانی انجام می‌دهد. با این همه، اغلب شرکت‌کنندگان در نظرسنجی انتشاریافته در سایت (iom.anketolog.ru) به این سوال که آیا اقدامات دولت را در مبارزه با گسترش اعتیاد به موادمخدر موثر می‌دانید پاسخ منفی دادند(16 درصد مطلقا منفی و 54.3 درصد نسبتا منفی) و تنها 4 درصد اقدامات دولت را در این رابطه کاملا مثبت و 26 درصد نسبتا مثبت ارزیابی کردند.   علاوه بر این، پنجم آوریل 2016 در روسیه فرمان شماره 156ریاست جمهوری درباره ارتقای مدیریت دولتی در زمینه کنترل مواد مخدر، روانگردان و پیش سازه‌های آنها صادر شد. با توجه به این حکم، خدمات فدرال فدراسیون روسیه در مبارزه با مواد مخدر در زمره ادارات وزارت کشور قرار گرفت. حکم ریاست جمهوری تصریح می‌کند که وزارت کشور تنها ارگان فدرال با اختیارات اجرایی است که مسئول تهیه پیش‌نویس و اجرای سیاست دولت و مقررات قانونی و نظارتی در حوزه امور داخلی، و همچنین کنترل قاچاق مواد مخدر، روانگردان‌ها و پیش‌سازه‌های آنها است. این لایحه با اصلاحات مذکور که باید در قانون هم وارد شود در رابطه با انتقال اختیارات خدمات فدرال فدراسیون روسیه در مبارزه با مواد مخدر به وزارت کشور صادر شده است. به عقیده برخی از کارشناسان روسی منحل شدن فعالیت یک سازمان مستقل فدرال که مسئول مبارزه با مواد مخدر بود و قرارگرفتن آن به عنوان یکی از واحدهای تابعه وزارت کشور گامی در راه تضعیف مبارزه با مواد مخدر است.   همچنین فساد اداری که در لایه های مختلف نهادهای دولتی روسیه رسوخ کرده مانع از اقدام موثر مأموران مبارزه با مواد مخدر در اجرای قوانین و فرامین صادره می‌شود. علاوه براین، به عقیده زاخارنکو قاچاق مواد مخدر یکی از پرسودترین حوزه‌های جنایی است که بارها در تاریخ، در کلمبیا، ویتنام، افغانستان و خاورمیانه به جنگ کشیده شده است. تمام این مناطق به عنوان تأمین‌کننده مواد مخدر شناخته شده می‌شوند. مادامی که در جهان ایدئولوژی مصرف حاکم است، ارزش‌های مادی بر ارزش‌های معنوی برتری دارند و تلاش برای ثروتمندشدن به قیمت از بین رفتن زندگی و سلامت دیگر افراد امکان‌پذیر است پیروزی برای ریشه‌کن کردن این مشکل تقریبا غیر ممکن است(Захаренко, 2017: rusrand.ru).   دلایل و ریشه‌های اجتماعی اعتیاد در روسیه امروز قطعا عوامل مختلف اجتماعی، مالی، روانی و معنوی و حتی پزشکی در بروز اعتیاد و قراگیری آن موثرند. با این حال، در ادامه به برخی از مهمترین عواملی که زمینه‌ساز شیوع و فراگیری اعتیاد به مواد مخدر در روسیه امروز شده اند، اشاره می‌شود:   گسترش اعتياد به مواد مخدر در روسيه، نتيجه بحران اجتماعی اقتصادي دیرپایی است که روسيه بيش از 10 سال با آن دست به گریبان بوده است. در این زمان روس‌ها در جستجوی دموکراسی، اقتصاد ملی را نابود کردند و به این ترتیب روسیه با آغاز قرن جدید یکی از فقیرترین کشورهای اروپایی شد. جایی که فقر باشد، الکل، مواد مخدر و فحشا نیز اجتناب ناپذیر است. البته، یکی از مهمترین عوامل اجتماعی-اقتصادی در بدترشدن وضعیت کشور، عواقب ناشی از خصوصی‌سازی و کنترل دولتی است. اجرای خصوصی‌سازی در مرحله اول، نه تنها هیچ نتیجه مثبت اقتصادی دربرنداشت، بلکه موجب اختلاف شدید طبقاتی در جامعه و تقسیم آن به فقرا و ثروتمندان شد، سطح جرم و جنایت را به شدت افزایش داد و به طور چشمگیری از امنیت فرد و خانواده کاست.   از دیگر ریشه‌های اجتماعی اعتیاد در روسیه امروز نگرش‌های اجتماعی و روانی منفی در جامعه بود. از پیامدهای شوک بازار، ضعف معنویات و کنار نهادن ارزش‌های اخلاقی سنتی بود. این شرایط در کنار زمینه‌های افسردگی و سرخوردگی اجتماعی، تضعیف با.ورهای معنوی و ازدست دادن آرمان‌ها، همواره با افزایش تمایل به مصرف مواد مخدر همراه شد.   عوامل بین‌المللی نیز در گسترش اعتیاد به مواد مخدر و قاچاق مواد مخدر در روسیه تأثیر شدیدی دارند. درآمد حاصل از تجارت مواد مخدر منبع مهمی برای تامین مالی تروریسم بین‌المللی در کشورهای مختلف است. در روسیه جدایی‌طلبی و تروریسم در چچن عمدتا از طریق درآمد حاصل از فروش مواد مخدر تأمین می‌شود.   علاوه بر این، ضعف و نقص چارچوب‌های قانونی مبارزه با مواد مخدر نیز از دیکر دلایل اعتیاد به مواد مخدر و قاچاق آن در روسیه امروز است(Силласте, 2002: sites.google.com). این عوامل در دوره‌های بعدی هم نه تنها از میان برداشته نشد، بلکه تشدید هم شده است.   در کل، جامعه‌شناسان از جمله دلایلی را که موجب شده مردم روسیه امروز به راحتی به سمت مصرف مواد مخدر کشیده شوند و به آن اعتیاد پیدا کنند به این صورت برمی شمارند: فروپاشی و فقدان نظام سازماندهی کودکان و جوانان، تغییر شدید و ناگهانی در وضعیت اجتماعی و طبقه بندی جامعه، تآثیر مخرب فرهنگ غربی و ترویج شیوه زندگی غربی، از دست رفتن ارزش‌های اجتماعی، تضعیف روابط خانوادگی و ....   علاوه بر این، برخی از دیگر عوامل اجتماعی بر این مسئله اجتماعی تأثیرگذارند. کاهش سطح استاندارد زندگی بسیاری از مردم روسیه، کاهش فعالیت کسب وکار و میزان قابل توجه بیکاری در برخی از مناطق شرایط را برای قرارگرفتن در آستانه افسردگی اجتماعی، فقدان احساس اهمیت شخصی و امید به آینده و درنتیجه روی آوردن به مصرف مواد مخدر مهیا می‌کند. همچنین استانداردهای بالای زندگی و سطح رفاه شخصی که از طریق تیلیغات و آگهی‌های رسانه‌ای (در رسانه‌ها) و تحت تاثیر فیلم‌های خارجی و برنامه‌های تلویزیونی تبلیغ و نمایش داده می‌شوند، به شکل‌گیری عدم بلوغ روانی جوانان و رفتار تقلیدآمیز آنها می‌انجامد، ضمن اینکه می‌تواند در برخی افراد ایجاد سرخوردگی نماید..   اما عوامل و دلایل اعتیاد در روسیه امروز که توسط پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی انتشاریافته در سایت (iom.anketolog.ru) مطرح شد، قابل توجه است. در این نظرسنجی، در پاسخ به این سوال که دلایل بروز اعتیاد به مواد مخدر چیست اکثر پاسخ‌دهندگان (59.5 درصد) به در دسترس بودن مواد مخدر و اینکه یافتن محل فروش آنها بسیار راحت است اشاره کردند. «سطح پایین زندگی» (42.8 درصد)، «کنترل بد دولت بر مکان‌های تفریحی جوانان» (42.1 درصد) و «مشکلات خانوادگی» (40.7 درصد)، مدشدن مصرف مواد مخدر در بین جوانان (31.6 درصد) هم در رده‌های بعدی عوامل اعتیاد به مواد مخدر در روسیه قرار گرفتند.   علاوه بر این، یکی از عواملی که به عنوان گسترش مواد مخدر در روسیه یاد می‌شود ورود اتباع کشورهایی که در آنها مواد مخدر فراگیر بوده و فروش مواد مخدر از راه‌های کسب درآمد در آن کشورهاست. لذا، بر مبنای این دیدگاه، اغلب روس‌ها در این نظرسنجی با اعمال محدودیت در ورود اتباع کشورهایی که مبادی ورودی موادمخدر به روسیه هستند موافق بودند (30.8 درصد کاملا موافق و 31 درصد نسبتا موافق).   ویژگی‌های اعتیاد به مواد مخدر در روسیه از حیث پایگاه اجتماعی گرایش گسترده جوانان - به اعتقاد کارشناسان روسی، اعتیاد به مواد مخدر امروزه در سطح روسیه وضعیت اپیدمی به دست آورده است و هرساله حادتر می‌شود. نگرانی ویژه در این باره، گرایش جوانان به مواد مخدر است (Гyселетова, 2014). افزون بر این، در روسیه بیش از نیمی از تمام جرائم مربوط به مواد مخدر، توسط جوانان صورت می‌گیرد. گرایش مصرف‌کنندگان جوان به مواد مخدر، یک چالش جدی برای سلامت کشور، به لحاظ شاخص‌های جمعیتی و در کل چالشی برای مبانی معنوی و اخلاقی جامعه است (Торшин, 2014:4). طبق سخنان ویکتور ایوانف-رئیس وقت سرویس فدرال کنترل مواد مخدر فدراسیون روسیه در سال 2014، در روسیه، سالانه 100،000 نفر از جوانان 15تا 34 سال می‌میرند که 70 هزار نفر از آنها به دلیل ازکارافتادگی‌ اندام‌های داخلی ناشی از استعمال دائمی مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند. به گفته وی، در این شاخص، روسیه جلوتر از کشورهای توسعه‌یافته اروپا و آسیاست(Воздвиженская, 2014: KM.RU). به گفته وی، میزان مرگ و میر در میان جوانان در اروپا هشت برابر کمتر از روسیه است، در این بین مرگ و میر این گروه سنی ناشی از سوء مصرف مواد مخدر در اروپا 12 بار کمتر از روسیه و در ژاپن مرگ و میر ناشی از سو، مصرف مواد مخدر در این گروه سنی 20 بار کمتر از روسیه است (РИА Новости, 2014).   اعتیاد خانوادگی - علاوه بر این، با آغاز قرن جدید، اعتیاد به مواد مخدر یکی از ویژگی‌های زندگی جدید روسی شد و اصطلاح جدید «اعتیاد خانوادگی» بروز یافت. اعتیاد به مواد مخدر در جامعه روسیه از آغاز قرن جدید به صورت یک مشکل فردی و شخصی متوقف و به مشکلی امنیتی برای خانواده روسی تبدیل شده است(Силласте, 2002: sites.google.com). در حال حاضر، در برخی مناطق، اعتیاد به مواد مخدر خانوادگی است و پدر و مادر معتاد این اعتیاد وحشتناک را به فرزندان خود آموزش می‌دهند(Гyселетова, 2014).   کاهش سن مصرف مواد مخدر - بنا بر گزارش‌های ارائه شده توسط وزارت بهداشت روسیه در سال‌های اخیر سن مصرف‌کنندگان مواد مخدر 2.5 برابر کاهش یافته است. نوجوانان در گروه سنی 12 -14 سال در معرض خطر هستند. میزان مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر در میان کودکان نیز 42 برابر افزایش یافته است. مواد مخدر به مدارس و محیط‌های اموزشی راه پیدا کرده و کودکان در روند توزیع مواد مخدر در مدارس دخالت دارند (Гyселетова, 2014). در این خصوص عواملی از جمله خانواده (ویژکی‌های اخلاقی، تظاهرات خشونت والدین بر کودک)، مدرسه، گروه‌های ارتباطی غیررسمی و تلویزیون بر گرایش کودکان به مواد مخدر و اعتیاد آنها موثرند. همچنین طبق نظرسنجی‌های به عمل آمده، بیشتر نوجوانان به دلیل کنجکاوی به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند.   گروه بعدی در معرض خطر کودکان خیابانی هستند. در روسیه حدود 2 میلیون نفر از این افراد وجود دارند که این کودکان عمدتا از خانواده‌های فقیر (افراد بی‌خانمان، مجرمان نوجوان، محکومین و غیره) می‌باشند (Силласте, 2002: sites.google.com).   روی آوردن زنان و دختران به اعتیاد - از جمله تهدیدهای جدی اعتیاد، تغییر در ترکیب جنسیتی معتادان به مواد مخدر و زنانه شدن اعتیاد است. در سال‌های اخیر درصد اعتیاد به مواد مخدر در میان زنان به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است(Гyселетова, 2014). در طول دهه گذشته تعداد دختران و زنانی که به مصرف مواد مخدر روی آورده‌اند 6.5 برابر افزایش یافته است. در واقع زنان، به دلیل ویژگی‌های بیولوژیکی و روانی خود از 10 تا 15 برابر سریع‌تر از مردان به استفاده از مواد مخدر کشیده می‌شوند.   همانطور که گفته شد مواد مخدر در روسیه امروز در میان اقشار مختلف جامعه راه یافته است. به طوری که گسترش پایگاه اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر قبل از همه در میان دانش آموزان و دانشجویان و سپس در میان بازرگانان، کارآفرینان جوان، کارگران و بیکاران به عنوان تهدیدهای مواد مخدر بر روسیه امروز محسوب می‌شود.   مواد مخدر پرمصرف در روسیه از بین انواع مواد مخدر موجود، مصرف هروئین در روسیه بسیار قابل توجه است. طبق داده‌های رسمی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان ملل متحد روسیه در سال 2009، از نظر میزان مصرف هروئین در جایگاه نخست قرار گرفت. در سال 1996، هروئین در 14 منطقه کشور، در سال 1997 - 43، در 1998 - در 67، در سال 1999 - در بیش از 70 مورد کشف شد و این روند افزایشی در سال‌های بعد هم تداوم یافت.   با این حال، در سال‌های 210 تا 2014 مواد مخدر پرمصرف در روسیه به ترتیب عبارت بودند از: 1. ماری جوانا، 2. هروئین، 3. دزومورفین، 4. حشیش، 5.مفتامین، 6. کدئین، 7.مورفین، 8 اسپایس‌ها (مواد روانگردان جدید و به طور بالقوه خطرناک). مابقی مواد مخدر نیز در مجموع 3.7 درصد مصرف معتادان روسیه را تشکیل می‌دهد.   مبادی ورودی مواد مخدر به روسیه بیش از نیمی از تمام داروهای مخدر که در قلمرو روسیه کشف می شوند، منشاء خارجی دارند. روسیه هم با مواد مخدر آسیایی و هم مواد مخدر اروپایی دست به گریبان است. افزایش صادرات غیرقانونی مخدرهای گیاهی از افغانستان و مخدرهای مصنوعی از اروپا در حال افزایش است. مواد تشکیل‌دهنده «مخدرهای مصنوعی» به راحتی می‌توانند بین مرزها حمل و نقل شوند، زیرا اغلب این مواد کارکرد دوگانه‌ای دارد، معمولا این مواد از طریق اروپا و به خصوص از کشور هلند بدون هیچ مشکلی در کشورهای اتحادیه اروپا توزیع شده و وارد روسیه می‌شوند. ترانزیت مواد مخدر در اوکراین هم یک تهدید جدی برای روسیه است. به عقیده کارشناسان غیر رسمی، این کشور به یکی از رهبران جهانی حمل و نقل مواد مخدر تبدیل شده است. مسیر قاچاق مواد مخدر افغانستان نیز خطری جدی برای روسیه است. ترانزیت مواد مخدر افغانستان از راههای مختلفی به روسیه وارد می‌شود: در شمال (تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، حدود 25 درصد کل)، غرب (ایران، 49 درصد) و جنوب (پاکستان، 26 درصد) مناطق به روسیه منتقل می شود(БАРЕНЦEВ, 2008: rodon.org).   وضعیت مصرف مواد مخدر مصنوعی در روسیه آمفتامین از جمله مخدرهای مصنوعی است که در دهه 1940 در اتحاد جماهیر شوروی تولید شد و قرن گذشته، در مصارف پزشکی به میزان محدودی مورد استفاده قرار گرفت. اما در سال‌های 80-90 گرایش به مصرف این مواد را در شمال غرب کشور شروع شد. پس از سقوط اتحاد شوروی، وضعیت به مراتب پیچیده‌تر شد(Комиссина, 2012).   به گفته مدیر خدمات فدرال کنترل مواد مخدر، در حال حاضر بیش از 80 درصد از محرک‌های آمفتامینی از اروپا و از طریق بلاروس به روسیه راه می‌یابند و تنها 15 درصد از این مخدرها، توسط «شیمیدانان» محلی در کشور تولید می‌شوند. در عین حال، قاچاق این نوع مواد مخدر از چین در منطقه خاور دور، در حال افزایش است، در این رابطه، از جمله وظایف سازمان‌های اجرای قانون روسیه، جلوگیری از عرضه مواد مخدر مصنوعی از اروپا و چین به کشور و همچنین شناسایی و تعطیلی آزمایشگاه‌های تولید مواد مخدر مصنوعی در روسیه است. طبق آماری که در این رابطه وجود دارد، از سال 1996 تا 2006، 605 آزمایشگاه تولید مخدرهای شیمیایی و در سال 2010 بیش از 1500 واحد آزمایشگاهی که مبادرت به تولید مخدرهای شیمیایی می‌کردند در روسیه تخریب شد. معمولا تولید مخدرها به طور عمده در آزمایشگاه‌های کوچک و به شیوه‌های دستی انجام می شود، اما موارد استثنا هم وجود دارد(همان).   از جمله داروهای ترکیبی که در روسیه به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: اکستاسی، متامفتامین، آمفتامین، فنتسیکلاید، فنتانیل و 3-متیل فنتانیل (معروف به «چینی سفید»). نگرانی در مورد 3-متیل فنتانیل («چینی سفید») زیاد است چراکه تأثیر آن 300 برابر بیشتر از تاثیر هروئین است. از سال 2005، در تعدادی از شهرهای مهم روسیه - مسکو، سن پتربورگ، آرخانگلسک، مورمانسک، نیژنی نووگورود، پسکف، بریانسک، ریازان، ترو، تولا و دیگر شهرها گسترده شده است.   مسئله حمل مواد مخدر افغانستان به روسیه قاچاق مواد مخدر افغانستان تهدیدی جدی برای امنیت بین‌المللی، منطقه‌ای و محلی است. قاچاق مواد مخدر توسط شورای امنیت روسیه به عنوان یکی از سه چالش امنیتی اصلی همراه با تروریسم و ​​مهاجرت غیرقانونی مورد توجه قرار گرفته است. در سال‌های اخیر، روسیه اولین بار به مهم‌ترین مسیر حمل و نقل و سپس به یک بازار بزرگ مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل شده است. تأمین‌کننده اصلی هروئین به روسیه، افغانستان است. نزدیکی جغرافیایی دو کشور موجب شد تا روسیه به «محل مناسبی برای حمل و نقل» و تحویل کالاهای غیرقانونی به اروپا باشد. این امر به موجب سطح بالای فساد در روسیه و کنترل ضعیف در مرزهای روسیه با کشورهای آسیای مرکزی تسهیل می‌شود. طبق اطلاعات آژانس سازمان ملل متحد در امور مواد مخدر و جرایم، در سال‌های 2009-2010، تقریبا 20 درصد از هروئین افغانستان به آسیای مرکزی قاچاق شد. بخشی از آن در خود آسیای مرکزی مصرف می‌شود، 3.4 درصد آن به بازار روسیه می‌رسد و بخش کوچکی هم روانه بازار اروپا می‌شود. براساس گزارش سازمان ملل متحد، روسیه بزرگترین بازار برای هروئین خالص افغانستان است. روسیه بیشترین میزان هروئین را در سرتاسر جهان مصرف می‌کند(Наумкин, 2013).   طبق گزارش خدمات فدرال مبارزه با مواد مخدر، 90 درصد معتادان مواد مخدر از هروئین استفاده می‌کنند، منشاء هرویین انحصارا افغانستان است. بزرگترین مراکز مصرف هرویین افغانستان، مسکو و سن پتربورگ هستند، که مقر گروهای مرتبط با فعالیت های توزیع غیرقانونی مواد مخدر و هم آزمایشگاه‌های مخفی پردازش و یا تولید مواد مخدر در آنها واقع شده است (همان).   در استراتژی سیاست دولتی مبارزه با مواد مخدر فدراسیون روسیه تا سال 2020، «فعالیت گروه‌های جنایی فرامرزی و تشکیلات مرتبط با قاچاق مواد مخدر و پیش‌سازه‌های آن به عنوان یکی از منابع تهدید امنیت ملی شناخته شده است»، ضمنا تولید مواد مخدر در قلمرو افغانستان و نقل وانتقال فراملی بعدی آنها در قلمرو روسیه به عنوان «عامل کلیدی» در بروز روند منفی وضعیت مواد مخدر در روسیه یاد شده است.   در نقشه زیر مسیرهای عمده قاچاق مواد مخدر افغانستان به روسیه نشان داده شده است.   نتیجه‌گیری نتایج این تحقیق نشان می‌دهد مصرف مواد مخدر از زمان‌های دور در روسیه سابقه داشت. البته استفاده از این مواد تنها برای مصارف پزشکی مجاز بود و در غیر این صورت محدودیت‌هایی بر آن لحاظ می‌شده است. با این حال رواج و گستردگی مصرف مواد مخدر در روسیه از واپسین سال‌های حکومت شوروی و همزمان با پروسترویکای گارباچف شروع شد و در سال‌های اولیه پس از فروپاشی به اوج خود رسید. عواقب و آسیب‌های این پدیده اجتماعی به مرور ابعاد جدیدی پیدا کرد و در میان اقشار مختلف جامعه، اعم از افراد تحصیل‌کرده، ثروتمندان، زنان و حتی نوجوانان و کودکان رسوخ یافت. قاعدتا این فراگیری و گستردگی پایگاه اجتماعی مواد مخدر آثار اجتماعی و جمعیتی مخربی برای روسیه و امنیت ملی این کشور در بردارد. ضمن آنکه گسترش مواد مخدر با بسیاری از بیماری‌های خطرناک همچون ایدز، هپاتیت بی و سی در ارتباط است و تهدیدی جدی برای سلامت جامعه محسوب می‌شود.   در این میان، برنامه‌های دولت برای مبارزه با مواد مخدر در دستور کار دولتمردان قرار گرفت و هرساله اقدامات مختلفی در این رابطه صورت می‌گیرد. اما آمار موجود حاکی از آن است که اقدامات دولت در مباررزه با مواد مخدر کارایی چندانی نداشته و تاکنون نتوانسته از روند فزاینده مصرف مواد مخدر و قاچاق آن در کشور بکاهد.   موقعیت جغرافیایی روسیه نیز، وضعیت اعتیاد به مواد مخدر در این کشور را پیچیده‌تر کرده است. از یک سوء نزدیکی با افغانستان که منشاء قاچاق هروئین جهان است و از سوی دیگر نزدیکی با کره شمالی، چین، اوکراین و اروپا موجب می‌شود تا این کشور در معرض مواد مخدر تولیدشده در این مناطق به خصوص مواد مخدر شیمیایی (مصنوعی) هم قرار گیرد. همچنین سودآوری کلان قاچاق مواد مخدر گروه‌های مافیایی روسیه را نسبت به این امر تحریک کرده و مبارزه با مواد مخدر و قاچاق کالا در این کشور را به مبارزه با جرائم سازمان‌یافته سوق داده است.       نویسنده: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران       «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»     ]]> جامعه و سیاست Fri, 02 Feb 2018 20:11:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3549/روسيه-تهدیدی-نام-مواد-مخدر