موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين قفقاز جنوبی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Wed, 22 Nov 2017 05:15:50 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 05:15:50 GMT قفقاز جنوبی 60 مراسم رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار ایراس: آیین رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی آقای ولی کوزه‌ گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر شده است، در جلسه‌ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه، اعضای شورای علمی موسسه ایراس، آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران و آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان و تنی چند از مدعوین و علاقمندان در عصر دوشنبه 24 مهر ١٣٩٦ در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این مراسم ابتدا آقای دکتر کیانی، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس) ضمن خوشامدگویی به حضار، به کمبود اطلاعات و ادبیات علمی در حوزه سیاست خارجی ایران و به خصوص پیرامون آسیای مرکزی و قفقاز و در کل مناطق پیرامونی اشاره کردند و این کتاب را به دلیل توجه به سیاست خارجی ایران و نیز روابط ایران و دولت های قفقاز حائز اهمیت دانستند. دکتر کیانی به این نکته نیز اشاره کردند که دیگر ویژگی این کتاب که آن را از سایر ادبیات موجود در این حوزه متمایز می کند، این است که نمایندگان چند اتاق فکر در ایران و منطقه مطالب این کتاب را نگاشته اند، لذا نگاهی صرفا ایرانی بر این کتاب حاکم نیست. در ادامه آقای دکتر عطایی، استاد دانشگاه تهران که سخنران اصلی این جلسه بودند ضمن ابراز خرسندی از برگزاری و حضور در این مراسم، به روند روبه رشد مراکز پژوهشی دنیا در یکی دو دهه گذشته اشاره کرده و بر این موضوع تأکید کردند که به خصوص در حوزه مطالعات منطقه ای، مراکز پژوهشی دنیا به سمتی میل پبدا کرده اند که شاهد کاهش آثار علمی تک نگارنده هستیم و به مرور کتاب هایی که نویسندگان متعددی دارند رو به افزایش است. ایشان این روند را درست و مثبت ارزیابی کردند. چراکه به جای آن که یک نویسنده سال ها موضوعی را مورد مطالعه قرار داده و بعد به نگارش و انتشار آن اقدام نماید یک نفر که در زمینه خاصی تخصص دارد از دیگر پژوهشگران حوزه مربوطه دعوت می کند تا مجموعه ای علمی با دیدگاه های متفاوت در یک حوزه خاص تهیه و منتشر شود و ویراستاری علمی آن را به عهده می گیرد. لذا دکتر عطایی به لحاظ این ویژگی، این کتاب را دست کم در ایران و در این حوزه، اثری جدید و بی سابقه دانستند. همچنین ایشان نقش آقای کالجی را در جمع آوری و ویراستاری علمی کتاب مذکور بسیار پررنگ و مهم تر از آنچه در این اثر تح عنوان «به کوشش» به آن اشاره شده، ارزیابی کرده و تلاش و علاقمندی آقای کالجی در امر پژوهش را ستودند. دکتر عطایی در ادامه ضمن تأکید بر ساختار قابل توجه کتاب که از روندی منطقی پیروی می کند خاطرنشان کردند: این کتاب در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» آماده شده است. در بخش نخست، نویسندگان کم و بیش به یک موضوع مشخص یعنی کشمش و یا درواقع تصمیم گیری بین روسیه و جهان غرب پرداختند که پس از فروپاشی شوروی و استقلال دولت های قفقاز، چالش مشترک هر سه جمهوری است؛ این که سیاست خارجی این کشورها باید به کدام سمت سوق پیدا کند، هم موضوع روز و هم مهم ترین موضوعی است که جمهوری های قفقاز پس از فروپاشی با آن مواجهند.    بخش دوم کتاب به ایران و روابط ایران با جمهوری های قفقاز برمی گردد. در این بخش مقدمه ای که آقای کالجی نگاشته اند به درک بهتر مطالبی که سه پژوهشگر آذری، ارمنی و گرجی ارائه کرده اند کمک می کند. ضمنا  این مطالب در قالب آسیب شناسی مطرح شده است. به هرحال روابط ایران و همسایگانش در حد کمال مطلوب نیست و جای بهبود دارد. ضمنا در این بخش به موضوع دیپلماسی عمومی که امروزه اهمیت ویژه و روزافزونی پیدا کرده نیز اشاره شد و که این موضوع در مقالات آقایان دهشیری، امیراحمدیان، حق پناه، کاظم زاده و خانم کوهی اصفهانی مورد بررسی قرار گرفته است.    دکتر عطایی بخش سوم این کتاب را را یک نوآوری دانسته و خاطرنشان کردند: در این بخش، قفقاز  جنوبی در ارتباط با تحولات منطقه ای مورد ارزیابی قرار گرفته است. به لحاظ منطقه ای ایران، از یک طرف کشوری خاورمیانه ای است اما زبان غالب این کشورها را که زبان  عربی است (منهای اسرائیل و ترکیه) ندارد. از یک سو کشوری در حوزه ی آسیای جنوبی و کنار پاکستان و هند و ... محسوب می شود اما جزء این منطقه نیست. از طرف دیگر با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز همسایه است و سابقه تاریخی و اشتراکات زیادی با این منطقه دارد و درعین حال تجربه اتحاد شوروی را که این جمهوری پشت سرنهاده اند لمس نکرده است. درواقع، این بخش بحثی فراتر از خود منطقه قفقاز را مطرح کرده و مهم ترین موضوعات روز و تحولات خاورمیانه یعنی موضوع سوریه و حتی بحث کردستان (کردها) را مورد توجه قراد داده است.       ایشان در ذکر دیگر ویژگی شاخص این کتاب، این نکته را مورد اشاره قرار دادند که نویسندگان این مقالات یا متخصصان و کارشناسان عالی مراکز راهبردی، یا از اساتید دانشگاه و یا مسئولان اجرایی هستند که علاوه بر فعالیت دیپلماتیک از تحصیلات آکادمیک مرتبط برخوردار هستند. لذا همه اینها موجب خلق کاری متوازن و جامع الاطراف شده است. دکتر عطایی همچنین ضمن اشاره به کاستی اغلب آثار پژوهشی که صرفا به مباحث تئوریک می پردازند به عدم ارتباط متقابل به آثار پژوهش و سازو کارهای اجرایی اشاره کرده و در رابطه با این کتاب که نگاهی صرفا آکادمیک بر آن حاکم نیست و در آن بیشتر به مباحث اجرایی پرداخته شده است، آن را از دیگر مزایای کتاب برشمردند و این ویژگی را بسیار مغتنم دانستند.     آقای کالجی نیز در سخنانی کوتاه ضمن تشکر از دکتر کیانی و دکتر عطایی و کلیه نویسندگان این مجموعه، به این موضوع اشاره کردند که در حوزه مطالعات منطقه ای به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز، معمولاً در بیشتر کارها و تولیدات پژوهشی «نگاه از بیرون» سیطره دارد و به همین دلیل، در این مجموعه سعی شده است که نگاه ها و دیدگاه های کارشناسان داخلی منطقه قفقاز و در واقع «نگاه از درون» مورد توجه قرار گیرد. هرچه به نگاه از داخل نزدیک تر شویم دید ما واقع بینانه تر می شود. آرمان ها جایگزین واقعیت نمی شود و در نهایت این امر به سیاست خارجی ما کمک می کند. آقای کالجی، کار مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه قفقاز را «سهل و ممتنع» دانستند. سهل از این بابت که اشتراکات و پیوندهای تاریخی بسیاری با این منطقه داریم و دشوار از این جهت که در عین اشترکات بسیار، شکاف ها و اختلافات موجود در منطقه نیز غیرقابل انکار است به طوری که این امر، نویسندگان ایرانی را گاها ناگزیر به خودسانسوری و نگفتن برخی مطالب می کند. اما نپرداختن به مسائل کمکی به حل آن ها نمی کند. وقتی رابطه دو کشور دچار بحران می شود، این امر واقعا ناگهانی و یک باره نیست. بلکه ریشه در عدم بیان مسائل و مشکلات به صورت شفاف است که زمینه بروز چالش و بحران را فراهم می کند. به ویژه آن که منطقه قفقاز، منطقه ای دینامیک، پویا و پرتلاطم است. مهم ترین چالش سیاست خارجی این کشورها ایجاد موازنه بین روسیه و غرب در سطح کلان و در سطوح پایین تر بین چین، ایران و ...  می باشد که از این منظر سیاست خارجی جمهوری آذربایجان در ایجاد موازنه میان روسیه و جهان غرب و نیز همسایگان موفق تر عمل کرده است. ویراستار علمی کتاب ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی در پایان به این نکته اشاره نمود که در این مجموعه سعی شده است حدالمقدور از تکرار مسائل کلیشه ای و تکراری پرهیز شود و موضوعات جدیدی مانند تاثیر بحران اوکراین و کریمه بر گسل های قومی- سرزمینی قفقاز، تاثیر تحولات عراق و سوریه بر روند افراط گرایی دینی در قفقاز، نوع رویکرد ارامنه نسبت به کردهای سوریه، عراق و ترکیه و شرایط جدید آذربایجان و گرجستان در حوزه انتقال انرژی به اروپا پس از بحران در روابط روسیه و غرب در موضوع اوکراین مورد مطالعه قرار گیرد تا شناخت و درک بهتری از تحولات جدید این منطقه حاصل شود.      در ادامه جلسه، جناب آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران، ضمن ابراز خرسندی از حضور در این جلسه و خشنودی از بابت تولید چنین آثاری، در خصوص روابط ایران و گرجستان اشاره کردند که خوشبختانه یا متأسفانه گرجستان و ایران مرز مشترکی ندارند و لذا بسیاری از موضوعات روزمره و مشکلات مرزی در روابط ما و ایران وجود ندارد و ایران و گرجستان مثل دو برادری که از هم دورند با هم به خوبی کنار می آیند. فعالیت کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور، پروژه های مشترک بزرگ سرمایه گذاری و اقتصادی مثل پالایشگاه نفت با بیش از 2 میلیارد دلار سرمایه در نزدیکی دریای سیاه و همچنین احتمال راه اندازی خط ترانزیتی آستارا  تا پایان سال که از مسیر آذربایجان-گرجستان- دریای سیاه می گذرد و نیز خط ریلی در حال راه اندازی گرجستان  –ترکیه که هر دو مورد امکان ترانزیت کالاهای ایرانی را به اروپا و بالعکس فراهم می آورد، از مهم ترین تحولات مثبتی است که در سطح منطقه و روابط ایران و گرجستان ایجاد شده است. آقای مورگوشیا در مجموع روابط سیاسی، اقتصادی و حتی دیپلماسی عمومی دو کشور را خوب ارزیابی کردند و با توجه به اهمیت بحث دیپلماسی عمومی، به لغو مجدد روادید ایران و گرجستان اشاره کردند و اظهار داشتند که در 9 ماه گذشته 275 هزار توریست ایرانی به گرجستان سفر کرده اند و امیدواریم تا پایان سال این شمار به 300 هزار نفر افرایش یابد.      دکتر جعفر حق پناه یکی از نویسندگان این مجموعه مقالات  کوتاهی فاصله زمان شروع به کار و زمان چاپ و انتشار کتاب را از مزایای این کار برشمردند. آقای اردشیر پشنگ، یکی دیگر از نویسندگان این مجموعه مقالات ضمن اشاره به تازگی و جذابیت موضوع مورد مطالعه ایشان (رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه) اظهار داشتند که در ذهن ما این تصور وجود دارد که 4 کشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق از جمعیت کرد برخوردارند. اما کشور پنجمی هم وجود دارد و آن ارمنستان است که ملاحظات و رویکردهای خاص خود را در قبال کردها در داخل کشور و نیز سطح منطقه دارد که کمتر به آن توجه شده است. آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان نیز ضمن تقدیر از زحمات آقای کالجی و اشاره به سرعت عمل ایشان در تولید محتوا، تولید آثار مربوط به این حوزه را یک نیاز ارزیابی کرده و اظهار داشتند: ما این منطقه را حوزه تمدنی ایران می دانیم. اما حجم آثار و تولیدات مربوط به این حوزه در ایران اندک بوده و نمی تواند پاسخگوی این ادعا باشد. شناخت درست از یک کشور برای قضاوت بهتر و برقراری ارتباط موثرتر ضروری است و تا وقتی که شناخت امروزی به این کشورها نداشته باشیم، افراد و ساختارها را نمی‌شناسیم و طبیعتا نمی توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. به نظر می رسد 25 سال، زمانی کافی برای ورود به فاز ارتباط گسترده و روزآمد با این کشورها باشد.     در پایان جلسه، دکتر کیانی ضمن اشاره به همکاری مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با مراکز پژوهشی کشورهای منطقه از جمله شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) و مرکز تحقیقات ریاست جمهوری آذربایجان (سام) بر ایجاد دیالوگ و دیپلماسی خط دو تأکید کردند و اظهار داشتند که ویژگی این منطقه به گونه ای است که لازم است اتاق های فکر منطقه با هم دیالوگ برقرار کنند. چراکه فهم مسئله بخشی از حل مسئله است. در پایان این مراسم، کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» نوشته ی ولی کوزه‌¬گر کالجی؛ توسط جناب آقای دکتر عطایی رونمایی شد.        لازم به ذکر است کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدیدترین اثر علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین‌المللی می باشد و دومین اثری است که در موسسه ایراس از آن رونمایی شده است. این مجموعه حاوی 16 مقاله است که در 328 صفحه و در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و همچنین «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» تهیه و تنظیم شده است. نسخه روسی این مجموعه نیز در دست چاپ است و به زودی از سوی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.  شایان ذکر است از آقای ولی کوزه‌گر کالجی، ده‌ها مقاله علمی و پژوهشی و چندین کتاب‌ ارزشمند در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز منتشر شده است که برخی از عناوین کتاب‌هایی ایشان عبارتند از: جریان‌های سیاسی جمهوری ارمنستان؛ مبانی فکری، دیدگاه‌ها و رویکردها (1393)؛ تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان 1988- 2013 میلادی (1393)؛ مجموعه امنیتی منطقه ای قفقاز جنوبی با مقدمه شیرین آکینر (۱۳۹۳)؛ ایران، روسیه و چین در آسیای مرکزی: تعامل و تقابل با سیاست خارجی آمریکا با مقدمه سرگی مارکدانف (۱۳۹۵) و همچنین سیاست خارجی آمریکا در آسیای مرکزی: روندها و چشم اندازها با مقدمه دکتر سیدمحمد کاظم سجادپور (۱۳۹۵).   پایان گزارش   ]]> ایران Tue, 17 Oct 2017 09:34:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار معرفی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی ایراس: جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر با تحولات ژئوپلیتیک مهمی در محیط منطقه ای خود روبرو شده که یکی از آنها پیدایش مناطق نوظهور آسیای مرکزی و قفقاز بوده است. منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی از زمان استقلال تا کنون یکی از مناطق مهم و بحرانی جهان بوده که بویژه با دو منازعه مهم روسیه و گرجستان بر سر استیای جنوبی و آبخازیا و منازعه ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ شناخته شده است. این منطقه، علاوه بر بعد امنیتی مهم آن، به لحاظ موضوع ارتباطات و حمل و نقل و انتقال انرژی نیز اهمیت گسترده ای دارد و وجود دالان تراسیکا و کریدور شمال جنوب در کنار خطوط انتقال نفت و گاز، اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژه ای به آن داده است. اهمیت منطقه از دیر باز برای ایران و کشورهای مجاور آن موضوعی برای تعامل و رقابت و منازعه بوده و در سه دهه اخیر بر ابعاد آن و بازیگران درگیر افزوده شده است. فقدان چشم انداز روشنی برای این رقابتها و منازعات موجب توجه روز افزونی به فعل و انفعالات سیاسی و امنیتی و حتا اقتصادی منطقه شده است.  در ارتباط با این منطقه و مسائل آن آثار متنوعی به زبانهای خارجی منتشر شده اما متاسفانه در زبان فارسی آثار علمی محدودی وجود دارد و بویژه جای فعالیتهای تحقیقاتی مشترک در همکاری با محققان و صاحبنظران منطقه خالی ست. کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی»  یک گام مهم برای پر کردن این خلاء می باشد که امیدواریم چنین حرکتهایی ادامه یابد و شاهد آثار نو تر و مهم تری در این عرصه باشیم. ویژگی این اثر به عنوان دومین اثر مشترک پژوهشی میان محققان ایرانی و بین المللی در موسسه ایران و اوراسیا، آن را به اتفاق خوشایند و موثری در جامعه علمی کشورمان تبدیل نموده است.  کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدید ترین اثر علمی منتشره موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین المللی می باشد. این مجموعه در 328 صفحه با ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی ( پژوهشگر جوان و پر تلاش ایرانی و کاندیدای دریافت درجه دکتری مطالعات اوراسیای مرکزی از دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس)  و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی است. هدف اصلی این مجموعه، طرح شفاف و تحلیلی‌انتقادی مسائل مختلف بوده است تا زمینۀ فهم و برداشتی واقع‌بینانه از روند تحولات منطقۀ قفقاز جنوبی و روابط ایران به سه کشور این منطقه فراهم شود؛ به تعبیر ماکس وبر نوعی فِرِشتهِن  مبتنی بر فهم معنای کنشگران. بدیهی است این مجموعه مدعی ارائۀ اثری جامع پیرامون موضوع مورد پژوهش نیست و مسلماً نقص‌های آن از دیدگاه صاحب‌نظران آگاه به مسائل این منطقه دور نخواهد ماند و امید است اساتید و صاحب‌نظران این حوزه با نقد عالمانۀ خود، زمینۀ غنای بیشتر آن را در آینده فراهم نمایند. همچنین،  این اثر با هدف درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر انجام شده و در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» ارائه شده است که شامل 16 مقاله مستقل است. نویسندگان این مجموعه طیف متنوعی از پژوهشگران منطقه هستند که عبارتند از آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، سبحان طالب­ لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك­ المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، که اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.      با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، این مجموعه با عنوان ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی شکل گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که ۱۶ مقاله به شرح زیر از سوی نویسندگان ارائه شده است:  آزاد غریب‌اف، سیاست خارجی جمهوری آذربایجان را از منظر چالش‌های ایجاد موازنۀ میان غرب و روسیه بررسی می‌کند و ضمن اشاره به برخی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان نظیر پراگماتیسم (عملگرایی مطلوبیت‌محور) و چندجانبه‌گرایی، تأکید می‌کند بر رویکرد دولت آذربایجان در ملحق‌نشدن به سازمان‌های منطقه‌ای روس‌محور و یوروآتلانتیک‌محور و جایگزینی آن با مکانیسم‌های سه‌جانبه، مانند ایران‌، روسیه‌ و آذربایجان.  روبن محرابیان، سیاست خارجی جمهوری ارمنستان را از منظر سیاست تکمیل متقابل واکاوی می‌کند و در یک رویکرد انتقادی، سیاست‌های فدراسیون روسیه و خط مشی رهبران ارمنستان در دو دهۀ گذشته را عامل اصلی تحقق‌نیافتن سیاست تکمیل متقابل، یعنی ایجاد موازنه میان جهان غرب و روسیه، در عرصۀ سیاست خارجی ارمنستان می‌داند. نویسنده حمایت ارمنستان از روسیه در بحران اوکراین، الحاق به اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، توقف مذاکرات مربوط به موافقت‌نامۀ تجارت آزاد با اروپا و استفاده‌نکردن لازم از ظرفیت‌های روابط ایران و ارمنستان را مصادیق مهم تحقق‌نیافتن عملی سیاست تکمیل متقابل معرفی می‌کند.  گولبات رتسخیلادزه، سیاست خارجی گرجستان را بعد از کناررفتن میخائیل ساکشویلی و تضعیف جایگاه حزب جنبش ملی متحد مطالعه کرده است. از دیدگاه نویسنده، با وجود تحولات مهم سیاسی نظیر تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی، انتخاب گئورگی مارگولاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان، به‌قدرت‌رسیدن حزب رؤیای گرجی به رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، نخست‌وزیری ایراکلی غریباشویلی و تعیین «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» تغییری در رویکرد کلان یوروآتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشده است و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، همچنان مهم‌ترین مانع عادی‌سازی مناسبات متفلیس‌مسکو باقی مانده است.  ولی کوزه‌گر کالجی، در بررسی الزامات سیاست یکپارچه و متوازن ایران در قفقاز جنوبی به این واقعیت اشاره می‌کند که در حال حاضر در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی مناسبات رسمی و دیپلماتیک دارد؛ با توجه به این نکته، مطرح می‌کند که روند مناسبات دیپلماتیک ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی نسبت به دوره‌های گذشته، به‌ویژه دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (1368- 1376)، از روند تقریباً متوازن فاصله گرفته است. از دیدگاه نویسنده، توجه به چهار عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» و «نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی باشد.  سبحان طالب‌لی از دیدگاهی آذری روابط ایران و جمهوری آذربایجان را آسیب‌شناسی کرده است. نویسنده ضمن مرور تاریخی روابط دو کشور به بهبود شایان توجه مناسبات دو کشور در سال‌های اخیر، به موضوعات مهمی چون موضع ایران در مناقشۀ قره‌باغ کوهستانی، مسئلۀ رژیم حقوقی دریای خزر و همکاری تهران و باکو در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و ترانزیتی اشاره می‌کند. او بر این باور است که روابط ایران با جمهوری آذربایجان اهمیت ویژه‌ای دارد. واقع‌شدن هر دو کشور در مکان جغرافیایی مهم به اهمیت آن‌ها در روابط اقتصادی و تجاری به‌عنوان کشورهای ترانزیتی می‌افزاید.  هرچند به‌دلیل نظام سیاسی و مذهبی ایران و نظام سکولار جمهوری آذربایجان، روابط فرهنگی بین دو کشور در تمام زمینه‌ها نمی‌تواند پیش برود و در چهارچوب خاصی توسعه می‌یابد.  وارطان وسکانیان از دیدگاهی ارمنی  روابط ایران و ارمنستان را آسیب‌شناسی می‌کند و به دلایل و پیامدهای نزدیکی ایران به‌عنوان کشوری که تکیه‌گاه اسلام شیعی است با ارمنستان به‌عنوان کشوری که تنها همسایۀ مسیحی ایران به شمار می‌رود، توجه می‌کند. باوجوداین نویسنده مخاطرات بالقوۀ روابط ایران و جمهوری ارمنستان را مطرح می‌کند که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی از سوی مقامات دو کشور است و عبارت‌اند از چهار عامل مسئلۀ حل‌نشدۀ آرتساخ (ناگورنو قره‌باغ)، وجود روابطی خاص میان ایروان و مسکو و حضور ملموس سیاسی و اقتصادی روسیه در ارمنستان، احتمال ازسرگیری یا تشدید تحریم‌های غرب، و همچنین احتمال تهدید نظامی از جانب امریکا و متحدان آن علیه ایران و وجود گروه‌های لابیِ خاص، هرچند تا حد زیادی ضعیف و حاشیه‌ای، در ایران و ارمنستان که منافع نیروهای ثالثی را دنبال می‌کنند.  دیوید سوخیاشویلی در تحلیل آسیب‌شناسی روابط ایران و گرجستان از دیدگاه گرجی، با مرور سیر تحولات روابط دو کشور از ابتدای فروپاشی شوروی تا سال 2016 میلادی، به کاهش تدریجی سطح مناسبات سیاسی توجه می‌کند، از جمله دیدارنکردن رؤسای جمهور ایران و گرجستان از سال 2004 میلادی تاکنون و میزان تعاملات اقتصادی بین دو کشور. از دیدگاه نویسنده، تشدید رویکردهای غرب‌گرایانه در گرجستان پس از انقلاب گل رز و تنش در رابطۀ ایران با جهان غرب دربارۀ موضوع هسته‌ای از جمله دلایل اصلی کاهش مناسبات بین دو کشور است. باوجوداین از دیدگاه نویسنده، لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا، زمینۀ مناسبی برای توسعۀ مناسبات ایران و گرجستان در حوزه‌های سیاسی، انتقال انرژی، گردشگری و انتقال آب آشامیدنی فراهم کرده است. ضمن این‌که در سند «راهبرد سیاست خارجی گرجستان در سال‌های 2018-2015» که توسط وزارت امور خارجۀ گرجستان تهیه شده است، بر ضرورت تعمیق روابط دوجانبه با ایران تأکید شده است.  محمدرضا دهشیری، در بررسی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی به این نکته اشاره می‌کند که از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. نویسنده پس از آن که در بخش نخست به بررسی دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می‌پردازد، الزامات دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی را مطرح می‌کند، مواردی چون اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی، تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای، تقویت دیپلماسی مشارکتی، دیپلماسی چندبعدی، دیپلماسی مبادله، هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی و سیاست توازن‌بخشی. و راهبردهای تحقق این دیپلماسی را منطقه‌گرایی نوین، نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار، اعتمادسازی، جامع‌نگری و ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی می‌داند.  بهرام امیراحمدیان در بررسی همکاری‌های اقتصادی و تجاری ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی، معتقد است مهم‌ترین بخش روابط اقتصادی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی را بخش تجارت خارجی به خود اختصاص می‌دهد. باوجوداین به‌سبب وجود رقبای قدرتمندی چون فدراسیون روسیه (در جمهوری ارمنستان به‌طور مسلط، در جمهوری آذربایجان قابل توجه و در گرجستان تا حد متوسط) که نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه دارد امکان حضور و گسترش روابط اقتصادی ایران با منطقه در حد انتظار فراهم نشده است؛ اتحادیۀ اروپا به‌سبب سرمایه‌گذاری اقتصادی در زیرساخت‌های انرژی و خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی دیگر در بخش‌های اقتصادی؛ ترکیه به سبب قرابت‌های فرهنگی و گره‌خوردن اقتصادی با آذربایجان در مسئلۀ خطوط انتقال انرژی و سرمایه‌گذاری کلان، در گرجستان به سبب سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها. حامد کاظم‌زاده در بررسی نقش و جایگاه ایران در حوزۀ انرژی دریای خزر و قفقاز در دوران پساحریم معتقد است حصول توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در 14 ژوئیه 2015 میلادی و سپس آغاز اجرای این توافق از ژانویه 2016 میلادی سبب لغو یا کاهش بخش مهمی از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران شد که سال‌ها، مانعی در مسیر توسعۀ تعاملات اقتصادی بین‌المللی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی بودند. از دیدگاه نویسنده، اگر ایران بتواند در این منظر با رفع اختلافات دیپلماتیک و رفع تناقض در منافع با ایالات متحدۀ امریکا، نظر کشورهای قفقاز و اروپا را جـلب کـند، آن‌گاه باید شاهد آغاز عملی رقابت‌های ژئوپولیتیکی ایران‌روسیه برای کنترل کریدور انرژی حـوزۀ دریـای خزر و قفقاز جنوبی بود. در یک جمع‌بندی کلی مـی‌توان گـفت که ایران با وجود همۀ مشکلات و چالش‌ها به‌عنوان بخشی از تصویر آیـندۀ انـرژی بـاقی می‌ماند و تأمین انرژی اروپا و تکمیل تمامی طرح‌های انرژی منطقه، بدون آن ممکن نخواهد بود.  جعفر حق‌پناه و مرضیه کوهی اصفهانی در تحلیل نقش و جایگاه ایران در قبال مناقشۀ ناگورنوقره‌باغ به این نکته اشاره می‌کنند که این مناقشه همواره دغدغۀ امنیتی جدی برای تهران بوده است، به‌دلیل به‌خطرانداختن امنیت مرزها و همچنین امنیت داخلی ایران به‌دلیل توسعه و نفوذ تروریسم در منطقه، ظرفیت تحریک و تشویق حرکت‌های جدایی‌طلبانه، فراهم‌آوردن زمینه و بهانۀ حضور و نفوذ نیروهای فرامنطقه‌ای که با تلاش در حذف ایران از معادلات منقطه‌ای زمینۀ تهدید منافع کشور را فراهم می‌کنند. به همین جهت از ابتدای بحران تا امروز جمهوری اسلامی، ضمن حفظ موضع رسمی و دیپلماسی بی‌طرفی فعال تلاش کرده با درپیش‌گرفتن سیاست‌های مختلف اولاً بحران را کنترل کند و درصورت امکان حل کند. ثانیاً مانع به‌هم‌خوردن توازن قوا و تغییر معادلات منطقه‌ای به نفع یکی از طرفین درگیر شود و درعین‌حال تلاش‌های وسیع رقیبان و دشمنان برای به‌حاشیه‌راندن ایران را عقیم کند.  حسین دهشیار در بررسی نقش و جایگاه قفقاز در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی معتقد است کشورهای حوزۀ قفقاز جنوبی را هرچند که تاریخ سرشار از غنای حادثه‌ای و فرهنگی دارند باید کشورهای بسیار جوان در صحنۀ نظام بین‌الملی دانست. نویسنده بر این باور است که شکنندگی ثبات در داخل سبب شده است که سه کشور حوزۀ قفقاز جنوبی ظرفیت بالایی برای تحت‌فشار قرارگرفتن دربارۀ روابط خود با کشورهای دیگر داشته باشند و همچنین استعداد فزاینده‌ای را برای وابستگی شدید به بازیگران برتر نظام بین‌الملل به نمایش بگذارند. این واقعیت‌ها که ریشه در تاریخ، هویت، ارزش، ساختار و جغرافیای ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان دارد، جایگاهی را برای آنان در منطقه و اصولاً در نظام بین‌الملل رقم زده که زیست داخلی و خارجی آنان را بحرانی کرده است.   منوچهر مرادی در بررسی حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی، ابتدا این سؤال را مطرح می‌کند که اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟ نویسنده معتقد است به‌رغم برخی اختلاف‌نظرها و رقابت محدود ایران و روسیه در این منطقه، فرصت‌های متنوعی برای همکاری و مشارکت در قفقاز جنوبی در اختیار دو کشور است. نگاه تهران و مسکو به بسیاری از موضوعات و متغیرهای حاکم در منطقه مشترک است و برداشت آنان از تهدید، به هم نزدیک‌تر است. در این راستا، نویسنده مواردی چون استقرار ثبات و امنیت در قفقاز، ممانعت از توسعۀ نفوذ سیاسی‌امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم تکفیری و نیز مساعدت به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی به شمار می‌رود.  رُشوان ابراهیم‌اف در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری آذربایجان در قبال بحران سوریه در بستر مناسبات جمهوری آذربایجان، روسیه و ترکیه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که سیاست اصلی جمهوری آذربایجان دربارۀ بحران سوریه، تلاش برای رسیدن به بالاترین احتمال ممکن برای مشارکت‌نکردن در آن است. این به معنای امتناع از پیوستن به هر یک از طرفین ائتلاف ضدتروریستی به رهبری غرب، روسیه و عربستان سعودی است. روسیه و ترکیه نیز در ائتلاف‌های متفاوتی قرار دارند که بیانگر بینش و تصورات متفاوت دربارۀ حل‌وفصل بحران سوریه است. در این مورد نیز جمهوری آذربایجان، حفظ توازن بین قدرت‌های مختلف درگیر در مناقشه، به‌ویژه روسیه و ترکیه را در راستای منافع ملی خود تا پایان بحران سوریه دنبال می‌کند.  روبرت مارکاریان در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری ارمنستان در قبال بحران سوریه در بستر روابط سوریه، ارمنستان و روسیه به این نکته اشاره می‌کند که ارمنستان نقش‌آفرینی مستقیمی در بحران سوریه ندارد، اما به دلایل متعددی به صورت ناخواسته درگیر این بحران شده و از آن تأثیر پذیرفته است. اتحاد راهبردی میان ارمنستان و روسیه و تأثیرپذیری سیاست خارجی ارمنستان از سیاست‌های این کشور و همچنین حضور جامعۀ بزرگ ارامنه در سوریه از عوامل مهم قرارگرفتن بحران سوریه در کانون توجه دیپلماسی خارجی ارمنستان هستند. مواضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه نیز منطبق بر رویکردهای جامعۀ ارامنۀ سوریه بوده و همواره بر حمایت از دولت و ملت سوریه و به‌ویژه ارامنۀ ساکن در این کشور و حل این بحران از راه‌های مسالمت‌آمیز و سیاسی تأکید داشته است. هرچند واکنش محافل سیاسی داخلی در ارمنستان در قبال سیاست اصولی و واقع‌بینانۀ دولت این کشور در حمایت از دولت قانونی سوریه یکسان نیست و محافل عمدتاً غربگرای این کشور مخالف سیاست اتخاذشده از سوی مقامات این کشور هستند.  اردشیر پشنگ نیز در بررسی رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که تحولات منطقۀ خاورمیانه طوری در حال پیشرفت است که کُردها در عراق داعیۀ جدایی از عراق، در سوریه خواهان ایجاد سیستم فدرالی و غیرمتمرکز و ایجاد منطقۀ خودمختار و در ترکیه خواهان بهبود جدی‌تر وضع خود شده‌اند. در این بین، ارمنستان که از یک سو خود دارای یک اقلیت کردزبان است و از سوی دیگر از دیرباز با بخشی از جامعۀ کُردها در ترکیه، عراق و سوریه همسایگی و پیوندهای مختلف دارد، سعی داشته تا دربارۀ این موضوع استراتژی خاص خود را دنبال کند. به باور برخی از تحلیلگران و سیاستمداران این کشور، کردها یکی از پرچمداران این موج برای ایجاد تغییرات در مرزهای سیاسی و وقوع نوعی بالکانیزاسیون در خاورمیانه هستند، اما در میدان عمل، ارمنستان با توجه به ظرفیت‌های قدرت نرم و سخت خود، اثرگذاری بسیار محدودی در روند قدرت‌گیری محتمل کردها و تحولات خاورمیانه دارد. آنچنان که اشاره شد ویژگی مهم این اثر تلاش مشترک محققان ایرانی و خارجی ست که گردآوردن آنها در چنین مجموعه ای جز با تلاش و پیگیری شبانه روزی محقق گرامی آقای کالجی  و تشویق ها و حمایتهای مدیریت محترم موسسه جناب دکتر کیانی، کمتر مجال توفیق می یافت. انشاالله که این تلاش موثر علمی از سوی این موسسه و محققان جوان آن ادامه پیدا کرده و در حوزه های ژئوپلیتیک مهم برای منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شاهد خلق آثار پژوهشی جدید تر و با مشارکت پژوهشگران برجسته ایرانی و بین المللی باشیم تا زمینه هم فکری، فهم متقابل و مشترک از مسائل فراهم آمده و بتواند در تلطیف نگاه سیاستمداران و دولتمردان اثر گذاشته و روابط اجتماعی و فرهنگی میان مردمان همسایه شرائطی ایجاد کند که دولتها، امنیت را در صلح و توسعه و تجارت و روابط انسانی و بشری ببینند.   نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی – دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس       ]]> دکتر جهانگیر کرمی قفقاز جنوبی Fri, 13 Oct 2017 18:03:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» با سخنرانی دکتر فرهاد عطایی و نویسندگان کتاب http://www.iras.ir/fa/doc/news/3360/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-سخنرانی-دکتر-فرهاد-عطایی-نویسندگان ایراس: جلسه رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی ولی کوزه ­گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است، در جلسه ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین­ الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه و اعضای شورای علمی موسسه ایراس برگزار خواهد شد.   این جلسه، روز دوشنبه مورخه 24 مهر ١٣٩٦ ساعت 16:00 در محل موسسه ایراس برگزار می شود. لذا از کلیه علاقمندان مسائل منطقه قفقاز جنوبی دعوت می شود با حضور در این جلسه و طرح دیدگاه و نقطه نظرات خود موجبات غنای هر چه بیشتر مباحث آن را فراهم سازند که در جهت بهبود کیفی دیگر آثار موسسه ایراس نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.     زمان: دوشنبه 24 مهر 1396   ساعت 16:00 مکان: خیابان ولیعصر(عج)، بالاتر از پارک ساعی، کوچه امینی، پلاک2، واحد 6 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   علاقمندان به حضور در این نشست می توانند با تماس از طریق شماره های 88792496 و 88770586  نسبت به هماهنگی اقدام نمایند.     ]]> قفقاز جنوبی Sun, 08 Oct 2017 20:23:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3360/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-سخنرانی-دکتر-فرهاد-عطایی-نویسندگان کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» منتشر شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3332/کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-منتشر ایراس: بیش از ۲۵ سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شکل‌گیری کشورهای مستقل در قفقاز جنوبی و آغاز روابط ایران با سه کشور جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان می‌گذرد؛ ازاین‌رو فرصت مناسبی است برای مطالعه و بررسی روابط پرفراز و نشیب ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی، تا با آسیب‌شناسی وضعیت گذشته و حال، بتوان چشم‌انداز بهتر و روشن‌تری از مناسبات تعریف و ترسیم کرد. نکتۀ شایان توجه این است که این امر فقط به مناسبات دو جانبۀ ایران با سه جمهوری قفقاز جنوبی محدود و منحصر نمی‌شود و شرایط کنونی و پرالتهاب مناطق پیرامونی قفقاز، به‌ویژه منطقۀ خاورمیانه را نیز دربرمی‌گیرد که به‌شدت تحت تأثیر امواج افراط‌گرایی و تروریسم در عراق و سوریه قرار گرفته است.   با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، مجموعه «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» در 328 صفحه به کوشش و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی ایراس و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی از سوی موسسه ایراس منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که شامل 16 مقاله مستقل است.   آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس)، سبحان طالب لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك  المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.   امید است کتاب ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی که با مشارکت اساتید و کارشناسان چهار کشور ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان صورت گرفته است بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌ها، برداشت‌ها و انتظارات موجود بین ایران و کشورهای منطقه کمک کند و سیاستگذاران و نهادهای مسئول در حوزۀ سیاست خارجی و نیز همۀ علاقه‌مندان به مباحث حوزۀ قفقاز از آن استفاده کنند.   ]]> ایران Mon, 11 Sep 2017 22:07:40 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3332/کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-منتشر قفقاز جنوبی چه واکنشی نسبت به دولت ترامپ نشان خواهد داد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد ایراس: در مقاله پیش رو، سه تن از کارشناسان موسسه «چاتم هاوس» انگلستان، آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی، به ارزیابی سناریوهای احتمالی سیاست خارجی دولت های قفقاز جنوبی در دوره ترامپ پرداخته اند. محور اصلی این متن، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که در این دوره، ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان سیاست خارجی خود را در برابر رئیس جمهور جدید ایالات محتده، دونالد ترامپ، چگونه تنظیم خواهند کرد؟   ارمنستان همزمان با تلاش جهان برای فهم این موضوع که ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه معنایی برای نظم جهانی و امنیت در اروپا خواهد داشت، همین سوال در ارمنستان نیز پرسیده شده است. ایالات متحده کماکان سیاست مشخص و منسجمی در قبال قفقاز جنوبی ندارد و در دوره ریاست جمهوری ترامپ، بعید است این موضوع تغییر کند. در عوض، روابط واشنگتن با ایروان، باکو و تفلیس احتمالا در سایه پویش های گسترده تر منبعث از روابط ایالات متحده با روسیه، ترکیه، ایران و نیز تحولات خاورمیانه کم اهمیت تر خواهد شد. در این شرایط، برخی معضلات بالقوه ممکن است بر محیط ژئوپلتیکی ای که ارمنستان در آن فعال بوده، تاثیرگذار باشد.   برخوردهای همسایگی در حالی که به لحاظ نظری و تئوریک، ایروان از روابط بهبودیافته واشنگتن و مسکو منتفع خواهد شد، چنین بحثی فاقد مبنایی درست خواهد بود، اگر این بهبود روابط، نتیجه بده بستانی میان دو طرف باشد که در اثر آن، اعمال قدرت روسیه در خارج نزدیک باعث تحدید حاکمیت جمهوری های پساشوروی گردد. برعکس، تشدید تنش ها میان ایالات متحده و روسیه (و غرب و روسیه) فضای مانور سیاست خارجی ارمنستان را محدود می سازد. با توجه به افول قدرت اقتصادی روسیه در نتیجه تحریم های اعمالی علیه این کشور، کاهش قیمت نفت و ناکامی در اصلاحات در سطح این کشور، عملکرد اقتصادی ارمنستان نیز بالتبع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.   دومین معضل برای ارمنستان، رویکرد تقابلی رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران و حمایت وی از محور ضد ایرانی اعراب به رهبری عربستان سعودی است. توافق هسته ای سال 2015 و لغو تحریم های ایران، فرصت های جدیدی در برابر ارمنستان به منظور تعمیق روابط با همسایگان خود و نیز تنوع بخشی به سیاست های خارجی، امنیتی و انرژی قرار داد.  با توجه به آنکه توافق هسته ای چندجانبه در اثر پایبندی دیگر طرف ها به این توافق، فرو نخواهد پاشید، لفاظی های جنگ طلبانه ترامپ در خصوص ایران صرفا به رقابت های منطقه ای دامن زده که به هیچ روی در راستای منافع ارمنستان نیست. این امر باعث خواهد شد تا فضا برای لابی های متعدد در واشنگتن مجددا فراهم شده تا از این طریق، از همکاری ارمنستان با آمریکا که بر مبنای همکاری تهران و ایروان بنا شده، ممانعت بعمل آورند. در چنین روایت ها و تحولاتی، معمولا ایستادگی های ارمنستان در برابر خصومت های جمهوری آذربایجان و ترکیه، با ایران مقایسه می شود. به عبارت دقیق تر، با توجه به منابع هیدروکربنی جمهوری آذربایجان به عنوان یک مشوق، این امر می تواند به عنوان تلاشی برای جلب نظر آمریکا به سمت ترکیه و جمهوری آذربایجان و دوری از ارمنستان تعبیر شود.   عوامل ورای ریاست جمهوری ترامپ این عوامل در سطح گسترده پیش از ریاست جمهوری ترامپ نیز وجود داشتند و دولت ارمنستان نیز ملزم به مقابله با این معضلات بود. افزون بر این، تردید و بدبینی کلی ای در خصوص این موضوع وجود دارد که با توجه به مخالفت های دموکرات ها و جمهوریخواهان بدبین به ترامپ، تا چه میزان رویکردهای رئیس جمهور کنونی ایالات متحده در سیاست خارجی و امنیتی واقعی این کشور بازتاب خواهد یافت. در این خصوص، مجموعه تحریم های جدید که کنگره برغم ناراحتی ترامپ علیه روسیه اعمال کرده، موید این موضوع است. به نظر می رسد که سیاست ایالات متحده در قبال قفقاز جنوبی از طریق وزارت خارجه و کنگره این کشور پیاده سازی و اجرا گردد.   دیگر عامل این است که روابط پویای آمریکا و ارمنستان مبتنی بر پیوندهای تاریخی و 5/1 میلیون دیاسپورای ارمنی است که در آمریکا زندگی می کنند. منافع آن ها که بطور گسترده ای همپوشان با منافع دولت ارمنستان است، بواسطه نمایندگان منتخب و گروه های لابیِ نهادینه­شده در نظام تصمیم گیری آمریکا بازتاب می یابد. لابی ذی نفوذ ارمنستان از کانال کنگره آمریکا کماکان بر سیاست این کشور در قبال موضوعات مورد نظر ارمنستان تاثیر گذاشته و دو کشور را به سمت گسترش همکاری ها سوق می دهد.   چشم اندازها برای تعامل منطقه ای ایالات متحده جدیدترین مشارکت و تعامل ایالات متحده در منطقه، حمایت از تنش زدایی میان ارمنستان و ترکیه در طول سال های 2008 تا 2010 میلادی بود که در نهایت بنا به ملاحظات ژئوپلتیکی و در نتیجه عدم مشارکت واشنگتن در تحولات منطقه از آن زمان، رو به ضعف نهاد. در حال حاضر، واشنگتن احتمالا تلاش خواهد نمود تا نقش آفرینی خود در منطقه را در قالب چارچوب گروه مینسک سازمان همکاری و امنیت اروپا در فرایند حل منازعه ناگورنو قره باغ افزایش دهد. افزایش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی به معنای کاهش احتمال جنگ و ایجاد موازنه در برابر برتری روسیه در سطح منطقه خواهد بود. ایروان باید رایزنی های خود با واشنگتن را آغاز نموده تا مطمئن گردد که اگر و هنگامی که ایالات متحده به منطقه بازگشت، حضور این کشور متناسب با حضور روسیه بوده و توازنی میان قدرت ایروان و باکو ایجاد نماید.   احیای روابط ارمنستان و ایالات متحده برای ایروان، عدم بهره مندی ایالات متحده از راهبردی در قبال ارمنستان و نیز تردید در سیاست خارجی آمریکا، الزاما مقولات نامناسبی به شمار نمی آیند، چرا که این فرصت را در اختیار ارمنستان قرار می دهد تا ابتکارعمل در اختیار ایروان قرار گرفته و این کشور همکاری های تاکتیکی با واشنگتن را گسترش بخشد.   در طول چند سال گذشته، روابط ارمنستان و ایالات متحده فراتر از حوزه های سنتی همچون به رسمیت شناختن قتل عام ارمنیان و امنیت منطقه ناگورنو قره باغ حرکت کرده و شاهد توسعه در دیگر حوزه ها بوده است. امضای «موافقتنامه چارچوب تجارت و سرمایه گذاری» در سال 2015 میان دو کشور، دورنمای جدیدی را برای افزایش تجارت متقابل و نیز سرمایه گذاری آمریکا در ارمنستان بخصوص در حوزه های فناوری اطلاعات و انرژی متصور شده است.   سفیر آمریکا در ارمنستان در ماه می 2017 خبر از احتمال سرمایه گذاری 8 میلیارد دلاری ایالات متحده در توسعه بخش انرژی تجدیدپذیر ارمنستان داد که در صورت تحقق، تاثیرات فوق العاده ای بر تنوع بخشی و استقلال انرژی ارمنستان، همکاری انرژی با ایران و گرجستان و بطور کلی جایگاه منطقه ای این کشور خواهد گذاشت. این امر همچنین می تواند سرمایه بیشتری را به سمت ارمنستان جلب کند، چنانکه تعهدات فرانسه و آلمان این گونه نشان می دهد. به جهت آنکه نتایج بلندمدت سرمایه گذاری آمریکا احتمالا می تواند اهمیت ژئوپلتیکی برای کاهش وابستگی انرژی این کشور به روسیه ایجاد نماید، مسکو احتمالا به این موضوع واکنش نشان خواهد داد. ایروان باید حداکثر تلاش خود را برای از میان برداشتن موانع داخلی و خارجی و فراهم ساختن شرایط سرمایه گذاری بکار بندد.   بدبینی نسبت به سیاست های دولت ترامپ احتمالا ادامه خواهد داشت. ایروان به جای انتظار برای تدوین رویکرد شفاف تر ایالات متحده در قبال منطقه باید بطور فعالانه با مقامات دوستدار ارمنستان در وزارت خارجه آمریکا، کنگره و کاخ سفید تعامل نماید. در طول ربع قرن گذشته، جامعه ارمنی-آمریکایی، تلاش ها و منابع زیادی صرف تعمیق روابط ارمنستان و آمریکا برغم محدودیت های ژئوپلتیکی نمودند. هم اکنون، توپ در زمین ارمنستان است و باید تلاش نماید تا این روابط به سطح بالاتری انتقال یابد.   جمهوری آذربایجان برغم ترجیح نخبگان آذربایجانی به پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهت تجارب دست اول وی در منطقه قفقاز جنوبی، دولت جمهوری آذربایجان بصورت علنی نسبت به پیروزی جمهوریخواهان ابراز نگرانی نکرد. روابط ایالات متحده و جمهوری آذربایجان از سطح بسیار مطلوب و خوبی در دوران ریاست جمهوری جورج بوش برخوردار بود و این گونه تصور می شد که جمهوریخواهان فهم بهتری از تنش و منازعه ناگورنو قره باغ دارند، چرا که تاریخ نشان داده واشنگتن خون جدیدی به رگ های فرایند منازعه تزریق کرده بود. سوال و مشکل اصلی در خصوص دونالد ترامپ، لفاظی های وی علیه مسلمانان و پیش بینی ناپذیری رویکرد وی در قبال ایران، روسیه و دیگر کشورهای پساشوروی بود.   همزمان با کاهش تدریجی تنش ها از زمان مراسم سوگند دونالد ترامپ، رویکرد باکو در قبال دولت جدید آمریکا ویژگی مثبت تر و بهتری یافته است. سایه موضوعات قدیمی حقوق بشر بر سر روابط دوجانبه باعث تصویب لایحه تحریم هایی با حمایت دو حزب آمریکا با هدف مسئولیت پذیری آذربایجان در خصوص موضوعات حقوق بشری خود بوده است. اگرچه لایحه «دموکراسی 2015» جمهوری آذربایجان هیچ گاه تصویب نشد، تحریم های اعمالی آمریکا نگرانی هایی را نزد نخبگان آذربایجانی ایجاد نمود.   تصور جمهوری آذربایجان بر این بود که تمرکز دولت اوباما بر دموکراسی و حقوق بشر به معنای مداخله در امور داخلی این کشور است. این موضوع دقیقا مغایر بود با اعلام ترامپ مبنی بر آنکه "ایالات متحده دیگر در امور داخلی کشورهای مسلمان مداخله نخواهد کرد"؛ اظهارنظری که الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، آن را "تنها سیاست درست" خطاب کرد.   با این حال، پیشنهاد حذف بودجه 716/7 میلیون دلاری آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) به عنوان آخرین نهاد غربی فعال در حوزه توسعه در آذربایجان و عامل حیات جامعه مدنی در این کشور بود که در صورت تایید این پیشنهاد، پیام آشکاری است مبنی بر اینکه واشنگتن هیچ منافعی در جمهوری آذربایجان ندارد.   سیاست فعالانه گزینشی با این حال، باکو خواستار حمایت ایالات متحده در دو حوزه ناگورنو قره باغ و سیاست های انرژی است. ایالات متحده یکی از اضلاع اصلی گروه میانجی مینسک است. رویکرد دولت قبلی آمریکا شامل حفظ وضعیت کنونی و حمایت از فرایند «تجدید حیات» به رهبری روسیه بود. باکو به ویژه با توجه به نقش مستحکم آمریکا در اصول مادرید، علاقه ای به این رویکرد واشنگتن نداشت. در چارچوب اصول مادرید، برخی سوالات و مسائل در خصوص حل و فصل منازعه و تنش ناگورنو قره باغ از سوی ارمنستان و جمهوری آذربایجان مورد موافقت قرار گرفت، اما نظر به آنکه برخی از دشوار ترین سوال ها و معضلات بی پاسخ و راه حل باقی ماند، هیچ گاه به یک سند مبنایی برای توافق صلح تبدیل نشد. با وجود همه این مسائل، این فرایند دستاورد اصلی دولت بوش به شمار می آید، چرا که این فرایند پیچیده رهبری تاریخی روسیه بر منطقه را به چالش کشاند و مسکو را ملزم ساخت تا آمریکا را به عنوان یک بازیگر برابر با خود در رهبری گروه مینسک به رسمیت بشناسد.   با این وجود، تا همین اواخر، ایالات متحده صرفا نمایندگان غیردائم در گروه مینسک داشت و انتصاب رئیس جدید دائمی فی نفسه به معنای التزام و تعهد جدی این کشور به حیات بخشیدن مجدد به این فرایند تلقی نمی شد. در طول چند سال گذشته، ایالات متحده در قالب گروه مینسک ترجیح می داد بر همکاری فنی سطح پایین خود با روسیه تمرکز نماید و خوشنود از آن بود که به مسکو اجازه داده ابتکارعمل میانجیگری ها را در دست بگیرد. بخشی از این بدین دلیل بود که دیگر منازعات بخصوص بحران اوکراین به عنوان موضوعی تعیین کننده در روابط آمریکا/غرب با روسیه ظهور کرد. البته، ایالات متحده همان میزان توجهی را که صرف اوکراین نمود، برای بحران ناگورنو قره باغ اختصاص نداد، اما هرگونه اقدامی در این راستا، بهبود روابط باکو با واشنگتن را تقویت خواهد نمود.   باکو همچنین خواستار مشارکت ایالات متحده در تامین مالی پروژه های نفت و گاز و حضور کمپانی های انرژی این کشور در آذربایجان است. خطوط لوله کنونی جمهوری آذربایجان بطور گسترده ای نتیجه سیاست های واشنگتن در دهه 1990 است، اما آن دهه خیلی وقت است که پایان یافته و باکو کماکان نمی تواند خود را در این خصوص قانع کند. افزون بر این، در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که تحریم هایی که گسترش یافته است، شرکت های روسی فعال در پروژه های انرژی جمهوری آذربایجان را نیز شامل شود. شرکت لوکویل روسیه، ده درصد از سهام کنسرسیوم شاه دنیز آذربایجان را در اختیار دارد که در صورت اجرای تحریم ها، تهدیدی برای کریدور جنوبی گاز به شمار می آمد. با این حال، مفاد تحریم ها تغییر کرد و شرکت های روسی تحریم شده ای که حداقل 33 درصد از سهام یک پروژه را در اختیار داشته باشند، آن پروژه شامل تحریم های جدید می شود.   پویش های منطقه ای پیچیده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، اهمیت راهبردی باکو برای واشنگتن به محض دستیابی به توافق هسته ای با ایران کاهش یافت. همچنین، از حیث تبدیل تقابل ها به همکاری، این امر به نفع روابط باکو و تهران نیز بود. بطور مشابه، اهمیت باکو به عنوان مسیر تامین کمک های انساندوستانه به افغانستان از سوی ناتو و نیروهای آمریکایی دیگر آن اهمیت سابق را نداشت. اگرچه دولت ترامپ اعلام کرد که چندین هزار سرباز دیگر در افغانستان مستقر خواهد ساخت، ژنرال جوزف دانفورد، فرمانده ستاد مشترک ارتش ایالات متحده تصدیق کرد که "نیازی به افزایش دسترسی ها از مسیر جمهوری آذربایجان نمی بیند".   چالش دولت ترامپ با توافق هسته ای ایران می تواند برای باکو دردسرآفرین باشد، پویش های منطقه ای را به خطر انداخته و بدون دست یافتن به هر گونه امتیاز ارزشمندی از آمریکا، شرایط را به دوره قبل و تقابل با ایران بازگرداند. آنچه که باکو تمایل به تماشای آن دارد، اندکی تعامل بیشتر آمریکا در منطقه به منظور به چالش کشیدن نفوذ گسترده روسیه است. تلاش جمهوری آذربایجان به بهبود روابط با روسیه به قیمت کاهش سطح روابط خود با غرب در سال گذشته نتیجه معکوس داشت. به عنوان مثال، یک مجموعه بزرگ دیاسپورای آذربایجانی در مسکو تعطیل شد و نخبگان سیاست خارجی روسیه در اظهارنظرها و بیانیه های خود، موضع سخت تری نسبت به جمهوری آذربایجان اتخاذ نمودند.   بخشی از این مشکل همچنین ریشه در تلاش های آذربایجان مبنی بر بهبود روابط دوجانبه با مسکو به قیمت کاهش روابط باکو با غرب بود. خصومت این کشور با آمریکا و اتحادیه اروپا بخشی از تلاشی بود که که از سال 2014 با هدف جلب نظر روسیه آغاز شد، اما این تلاش ها منتج به ظهور انتظارات اغراق آمیز از حمایت روسیه در خصوص حل منازعه ناگورنو قره باغ گردید. چند ماه پس از جنگ چهار روزه در آوریل 2016 و هنگامی که مسکو صریحا اعلام کرد که به دنبال تجدید مذاکرات نیست، امیدها نسبت به مسکو از هم فروپاشید.   در غیاب یک رویکرد جامع، حمایت مقطعی ایالات متحده از جمهوری آذربایجان در خصوص موضوعات خاص صرفا باعث به خطر انداختن روابط نسبتا با ثبات باکو با تهران و مسکو خواهد شد. هر دو کشور ایران و روسیه، حمایت آذربایجان از لفاظی های واشنگتن را غیرقابل قبول می دانند.   از زمان روی کارآمدن دونالد ترامپ، آنچه باکو بسیار مشتاق به دریافت آن است، پیامی آشکار در خصوص سیاست واشنگتن در قبال جمهوری آذربایجان و اجرای سازوکاری برای مباحثه و قوام بخشیدن به روابط دوجانبه است. جدای از عقب نشینی آمریکا از موضوعات حقوق بشری و کمک های توسعه ای، تاکنون اقدام مشخصی در سطح روابط دوجانبه صورت نگرفته است. عقب نشینی ایالات متحده بعید است که تغییر کند، مگر آنکه رویکرد مشخصی با محوریت مهار نفوذ روسیه و ایجاد توازن در برابر فعال بودن تهران در سطح منطقه تدوین گردد. از این رو، با توجه به آنکه اتحادیه اروپا، بازیگری قوی در موضوعات امنیت منطقه ای به نظر نمی آید و از آنجا که ترکیه نقش توازن گر در برخی موضوعات منطقه ای را ایفا می کند، اما دنباله رو مسکو در دیگر موضوعاعت منطقه ای همچون سیاست های انرژی است، از نظر باکو هیچ جایگزینی برای آمریکا وجود ندارد. نخبگان ترکیه در سال های اخیر، لفاظی هایی علیه غرب داشته اند که نشان از تغییر محسوس نقش قبلی خود به عنوان پل اتصال غرب به شرق است. رویکرد دونالد ترامپ به توافق هسته ای ایران و تشدید تحریم ها علیه روسیه در غیاب مشارکت واشنگتن در امنیت منطقه ای به مثابه تهدید جدیدی برای پویش منطقه ای خواهد بود. این امر احتمالا بیش از پیش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی را (به قیمت افزایش نفوذ روسیه و یا ایران در سطح منطقه) کاهش خواهد داد.   گرجستان در سطح کشورهای قفقاز جنوبی، گرجستان تنها کشور دموکراتیک و طرفدار غرب به معنای واقعی کلمه است. در برخی معیارهای دموکراسی سازی همچون شفافیت و فساد، رتبه گرجستان از برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا بالاتر است. گرایش غرب گرای سیاست خارجی گرجستان، این کشور را محبوب ایالات متحده و اروپا کرده، اما همچنین از زمانی که ولادیمیر پوتین، روسیه را متعهد به ممانعت از پیوستن همسایگان خود به بلوک غرب نمود، باعث شده تا تفلیس هدف خشم مسکو قرار گیرد.   موفقیت دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، گرجستان را مضطرب ساخت. برای تفلیس، ایالات متحده، نیروی موازنه کننده اصلی روسیه به حساب آمده و حضور قاطع واشنگتن، کارآمدترین ضامن (حتی بیش از ناتو) برای موجودیت گرجستان می باشد. بی تجربگی ترامپ در خصوص سیاستگذاری بین المللی باعث شد تا وی گزینه دوم مطلوب گرجستان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 باشد (اگرچه چنین انتظاری در خصوص باراک اوباما در برابر جان مک کین در سال 2008 گفته می شد).   زمستان نارضایتی یکی از برداشت های اولیه و زودهنگام گرجستان این تصور بود که رویکرد ترامپ و دولت وی به روابط بین الملل، تجارت محور خواهد بود. گرجستان به دلیل مساحت کم و اقتصاد ضعیف، دارایی ارزشمندی برای ترامپ به حساب نمی آید و از این رو این کشور می تواند قربانی روابط بهتر واشنگتن با مسکو شود.   همفکری و همدلی آشکار میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بیش از پیش بواسطه جهالت عیان ترامپ نسبت به روابط بین الملل در هم آمیخته شد. علاوه بر این، اظهارات مردد ترامپ در خصوص ناتو منبع دیگری برای نگرانی گرجستان بود، چرا که به لحاظ تاریخی سیاست های واشنگتن در قبال منطقه قفقاز جنوبی زمانی بسیار موفقیت آمیز بود که در هماهنگی با اتحادیه اروپا و قدرت های اصلی اروپایی تنظیم  و اجرا می شد. حمایت قاطعانه آمریکا از پروژه خط لوله باکو-تفلیس-جیحون در اجرای موفقیت آمیز این پروژه نقش داشت و این حمایت، تهاجم روسیه به گرجستان در سال 2008 را متوقف ساخت و متعاقب آن، ایالات متحده کمک های نهادی و اقتصادی در اختیار تفلیس قرار داد که به تحول این کشور به یک دولت دموکراتیک مدرن کمک کرد و تمامی این ها صرفا مثال های اندکی از تاثیرات سودمند روابط قوی فراآتلانتیکی برای منطقه است.   چندان که به نظر می رسید، بد نبود چند ماه اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ بیانگر آن بود که برغم هرگونه لفاظی ها، دولت آمریکا در کنترل روسیه قرار ندارد. سیاست آمریکا در قبال روسیه (اگر چنین سیاستی وجود داشته باشد)، در واکنش به دستکاری ادعایی سیستم انتخاباتی از سوی روسیه، سخت تر و دشوارتر شد. به نظر می رسد، واشنگتن به سمت تطبیق خود با منافع روسیه حرکت نخواهد کرد.   در چارچوب روابط دوجانبه، تلاش های دیپلماتیک گسترده ای را صرف این موضوع کرد که نخست وزیر و وزیر امور خارجه این کشور جزو نخستین مقاماتی باشند که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، مایک پنس، معاون رئیس جمهور، نمایندگان اصلی و کلیدی کنگره و نهایتا شخص رئیس جمهور را ملاقات نمایند. مایک پنس در ماه جولای 2017 از تفلیس دیدار داشت و سفر وی مقارن با آغاز مانور نظامی بزرگ «شریک جدید» با حضور 2800 نیروی نظامی به رهبری آمریکا در مدت دو هفته بود. مایک پنس در سخنرانی خود در جمع سربازان گرجستانی اظهارات صریحی علیه تجاوزها و تهاجمات روسیه بر زبان جاری ساخت. دو کشور «موافقت نامه کلی امنیت اطلاعات» را به امضا رساندند که مبنای حقوقی تبادل اطلاعات پنهان میان دو طرف را فراهم ساخته و ظرفیتی در راستای همکاری های ضدتروریستی به حساب می آید. این توافق به نوعی نقطه عطف همکاری های اطلاعاتی دو کشور تلقی می گردد.   کنگره آمریکا که اخیرا حمایت همه جانبه خود را از گرجستان اعلام کرده بود، چندین طرح قانونی را به تصویب رسانید که یکی از آن ها، دولت آمریکا را از ارائه کمک های مالی به دولت هایی که آبخازیا و اوستیای جنوبی (مناطق تحت اشغال روسیه) را به عنوان دولت های مستقل به رسمیت بشناشد، منع کرده است.   در مجموع، به رغم برخی نشانه های امیدوارکننده، علت هایی برای نگرانی و واهمه نیز وجود دارد. مسئولین چندین پست مهم در وزارت خارجه آمریکا هنوز مشخص نشده و مشخص نیست که رویکردهای سیاسی این بازیگران کلیدی، حمایت از گرجستان خواهد بود و یا به دنبال مصالحه با روسیه هستند؟     نویسندگان: آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی - تحلیلگران موسسه چاتم هاوس (Chatham House) انگلستان     منبع: مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی انگلستان (چاتم هاوس)     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است» ]]> قفقاز جنوبی Sat, 02 Sep 2017 05:06:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد جمهوری آذربایجان خریدار جدیدترین سلاح های ساخت روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3314/جمهوری-آذربایجان-خریدار-جدیدترین-سلاح-های-ساخت-روسیه ایراس: به نقل از بخش آذری رادیو آزادی آمریکا، باکو و آنکارا از خریداران بالقوه سیستم « اس – ۵۰۰ » از روسیه هستند. در ۲۲ آگوست ، مراسم گشایش نمایشگاه و همایش «ارتش – ۲۰۱۷» در روسیه برگزار شد. برای نخستین بار در این نمایشگاه سیستم های کاملا نوین « پرومتی» Prometey ، «آنتی – ۴۰۰۰» Antey – 4000 و «اس – ۵۰۰» S-500 به نمایش درآمده است. کارشناسان می گویند جمهوری آذربایجان نیز از جمله خریداران بالقوه این تسلیحات است. ایزوستیا می نویسد خیلی از ویژگی های سیستم های نوین دفاع هوایی، توجه خیلی از مشتریان را به خود جلب کرده است. آندره فرولوف، سردبیر نشریه «اکسپورت ووروژنی» Eksport voorujeniy می گوید چین، هند، ویتنام، الجزایر، قزاقستان،جمهوری آذربایجان، ترکیه ، مصر ، ایران ، عراق و سایر کشورها به سیستم جدید دفاع هوایی تمایل نشان داده اند. برخی کشورهای خلیج ایران ( خلیج فارس) از جمله کویت و عربستان سعودی و قطر نیز به سلاح های جدید تمایل نشان داده اند. سیستم های « پرومتی» Prometey ، «آنتی – ۴۰۰۰» Antey – 4000 و «اس – ۵۰۰» S-500 در بخش محرمانه این نمایشگاه به خریداران بالقوه نشان داده شدند. منبع: قفقاز ]]> قفقاز جنوبی Wed, 23 Aug 2017 13:43:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3314/جمهوری-آذربایجان-خریدار-جدیدترین-سلاح-های-ساخت-روسیه سهم ۲۱٫۸ درصدی اتباع کشورهای حاشیه خلیج فارس در صنعت توریسم باکو http://www.iras.ir/fa/doc/news/3313/سهم-۲۱-۸-درصدی-اتباع-کشورهای-حاشیه-خلیج-فارس-صنعت-توریسم-باکو ایراس: گرشگران خارجی که در بین ماههای ژانویه تا ژوئن از ۱۳۹ کشور جهان وارد جمهوری آذربایجان شدهاند، یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بوده‌‌اند که در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته ۲۴٫۵ درصد رشد داشته است. مطابق اطلاعات ارائه شده از سوی کمیته آمار دولتی جمهوری آذربایجان از این تعداد ۳۱٫۲ درصد شهروندان روسی، ۲۱٫۲ درصد تبعه گرجستان، ۱۵ درصد از ایران، ۱۱٫۶ درصد ترکیه، ۳٫۷ درصد امارات متحده عربی، ۲٫۳ درصد اوکراین، ۱۴٫۹ درصد دیگر کشورها بوده است. افزایش تعداد گردشگران از کشورهای حاشیه خلیج فارس عامل مهمی در افزایش آمار مربوط به گردشگران خارجی در زمان مشابه سال گذشته بوده است. به طوری که تعداد گردشگران عمانی ۱۶ برابر، کویت ۸٫۷ برابر، عربستان ۶ برابر، قطر ۶ برابر، امارات ۴٫۴ برابر، بحرین ۳٫۵ برابر، ایران ۱٫۹ برابر و عراق ۱٫۸ برابر شده است. در این میان تعداد کل گردشگرانی که از کشورهای حاشیه خلیج فارس به جمهوری آذربایجان سفر کرده اند برابر است با ۲۶۳ هزار نفر که ۲۱٫۸ درصد کل گردشگران را شامل می شود. منبع: قفقاز ]]> قفقاز جنوبی Wed, 23 Aug 2017 13:40:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3313/سهم-۲۱-۸-درصدی-اتباع-کشورهای-حاشیه-خلیج-فارس-صنعت-توریسم-باکو کتاب 'باکو و انقلاب مشروطه ایرانی' منتشر شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3305/کتاب-باکو-انقلاب-مشروطه-ایرانی-منتشر ایراس: چاپ نخست کتاب 'باکو و انقلاب مشروطه ایرانی' در شمارگان 550 نسخه توسط انتشارات 'سفیر اردهال' با همکاری 'موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن' در سال 1396 به زیور طبع آراسته شده است. 'ارتباط باکو با ایران بعد از استیلای روسیه تزاری'، 'تاثیرات فکری باکو بر انقلاب مشروطه ایران'، 'مجاهدین قفقازی و مشروطه ایران'، تشکل ها و اشخاص آزادی خواه باکو و تحولات مشروطه ایران' و 'مطبوعات چاپ باکو و تحولات مشروطه ایران'، عناوین فصل های پنجگانه کتاب 'باکو و انقلاب مشروطه ایرانی' را تشکیل می دهند. کتاب در صفحات پایانی خود مشتمل بر تصاویری جذاب و جدید از موضوعات مطروحه و کتابنامه ای جامع از مناع و ماخذ مورد استفاده مولف است. رحیم نیکبخت میرکوهی، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز و دبیر مجموعه در یادداشتی بر کتاب نوشته است: 'در پژوهش های مربوط به تاریخ مشروطیت ایران سخن از تاثیر باکو به میان آمده است. با این حال علی رغم گذشت بیش از یکصد و ده سال از انقلاب مشروطه ایران و انتشار صدها کتاب و مقاله، ابعاد و میزان تاثیر باکو بر انقلاب مشروطه به درستی موشکافی و دقت قرار نگرفته و برخی مطالعات موردی هم به مباحث تاریخی جریان چپ و سوسیال دموکرات ها بازپرداخته اند. بررسی تاثیرات قفقازیه و جریان فکری بادکوبه در انقلاب مشروطه لزوما به معنی تایید درستی و راستی آن نمی تواند باشد، چه عملکرد و افکار تند و خشن مشروطه خواهی در همه موارد بازتاب و نتیجه مثبتی نداشت و چه بسا در بحرانی تر شدن فضای سیاسی هم موثر بوده است. با این حال انجام تحقیقات علمی برای تبیین این نقش و تاثیرات مثبت و منفی آن امری ضروری است. تا پیش از جنگ های روسیه تزاری علیه ایران، قفقازیه جنوبی بخشی از قلمرو ایران بود که در پی جنگهای نابرابر از مام میهن جدا گردید. علی رغم جدایی غمبار تا سال های بعد فرهنگ و هویت شیعی و ایرانی در قفقازیه جنوبی به حیات خود ادامه می داد لیکن با سیاست های ضدایرانی و ضداسلامی رفته رفته فرهنگ ایرانی در هفده شهر قفقاز کمرنگ گردید و با سیاست های خشن دوره کمونیستی با وقفه مواجه شد... اثر فرارو با عنوان 'باکو و انقلاب مشروطه ایرانی' از جمله تحقیقات ارزنده و نسبتا جامعی است که تلاش دارد زوایا و ابعاد، نقش و تاثیر حوزه فعال سیاسی قفقاز و بادکوبه را در انقلاب مشروطه ایران با تاکید بر منابع کمتر دیده شده، به ویژه مطبوعات، مورد بررسی قرار دهد. رسول پورزمانی، از محققان و پژوهشگران جوان تبریزی، متولد سال 1362 شمسی و فارغ التحصیل رشته تاریخ با گرایش مطالعات قفقاز در مقطع کارشناسی ارشد است. پورزمانی علاوه بر تاریخ نگاری و پژوهش در حوزه تاریخ معاصر، روزنامه نگاری نیز می کند و سردبیر نشریه 'نسیم قره داغ' است. منبع: ایرنا ]]> قفقاز جنوبی Wed, 23 Aug 2017 07:46:02 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3305/کتاب-باکو-انقلاب-مشروطه-ایرانی-منتشر روسیه، گرجستان و غرب در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3289/روسیه-گرجستان-غرب-نهمین-سالگرد-بحران-اوت-٢٠٠٨ ایراس: زمینه ها و عوامل مختلفی نظیر تقسیمات و مرزبندهای دوران اتحاد جماهیر شوروی در منطقه قفقاز (شمالی و جنوبی) به ویژه در دوران استالین، رستاخیز ناسیونالیسم قومی در منطقه در آستانه فروپاشی شوروی، سیاست های رادیکال زویاد گامساخوردیا (نخستین رئیس جمهور گرجستان) در قبال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از جمله حمله نظامی به مناطق یاد شده، استقرار نیروهای حافظ صلح روسی در مرزهای آبخازیا و اوستیای جنوبی، ناکامی ادوارد شواردنادزه در حل و فصل مناقشه و طرح اعاده حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی گرجستان پس از وقوع انقلاب گل رز در سال ٢٠٠٣ میلادی، نبش قبر گامساخوردیا در گروزنی چچن، تشیع جنازه مجدد نخستین رئیس جمهور ملی گرای گرجستان در تفلیس به عنوان یک قهرمان ملی از سوی میخائیل ساکاشویلی، اقدامات دولت وقت روسیه در زمینه احداث خط راه آهن سوچی روسیه به سوخومی (مرکز آبخازیا) و اعطای گذرنامه روسی به هزاران شهروند آبخازیا و اوستیای جنوبی، شرایط تقابل دولت مرکزی گرجستان با این مناطق گریز از مرکز را فراهم نمود.   در چنین شرایط، پس از دستاورد گران  سنگ میخائیل ساکاشویلی  در بازگرداندن حاکمیت دولت مرکزی بر منطقه آجاریا و غلبه بر اصلان آپاشیدزه ، رهبر جدایی طلب این منطقه که این موفقیت درمیان گرجی ها به « انقلاب رز دوم » یا  «انقلاب کوچک رز» تعبیر شد و موجب تحکیم موقعیت سیاسی ساکاشویلی در عرصه داخلی و خارجی گردید ،  مقدمات و شرایط ذهنی و سیاسی برای حل بحران جدایی طلبی در دو منطقه دیگر گرجستان یعنی اوستیای جنوبی و آبخازیا فراهم گردید. اما آنچه در جریان «جنگ پنج روزه» در روزهای هفتم تا دوازدهم اوت ٢٠٠٨ میلادی در اوستیای جنوبی و آبخازیا در نتیجه اشتباه استراتژیک ساکاشویلی (انتظار حمایت و مداخله عملی و نظامی ناتو در حمایت از گرجستان) روی داد ، فراتر از بدترین پیش بینی ها درباره این دو منطقه بود و رویای الحاق کامل این دو منطقه که گرجی ها با خوش بینی از آن به «انقلاب رز سوم» یاد می کردند، تبدیل به کابوسی دهشتناک برای سیاستمداران تفلیس گردید. چرا که نیک می دانند بازگرداندن آن ها به سرزمین اصلی برای گرجی ها بسیار دشوار و با توجه به رویارویی با قدرت بزرگی مانند روسیه شاید غیرممکن باشد.   بعد از جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی، دولت وقت روسیه (دیمتری مدودیف) اقدام به شناسایی موجودیت اوستیای جنوبی و آبخازیا به عنوان کشور مستقل نمود؛ اقدامی که منجر به قطع مناسبات دیپلماتیک گرجستان با روسیه و خروج گرجستان از جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (سی. آی. اس) گردید که این امر تاکنون ادامه داد. با توجه به خروج گرجستان از پیمان امنیت دسته جمعی در سال ١٩٩٩ میلادی، ترک سی. آی. اس از سوی دولت گرجستان پس از جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی عملاً به حضور گرجستان در سازمان های منطقه ای روس محور پایان داد. متعاقب این تحولات، دولت گرجستان خواستار تخلیه کلیه پایگاه های نظامی روسیه مستقر در خاک خود شد. به دنبال این تصمیم بود که روس ها اقدام به تخلیه کامل پایگاه های باتومی و آخالکالاکی نمودند که در این بین، بخش بزرگی از تجهیزات و نیروهای مستقر در این دو پایگاه به ارمنستان به ویژه پایگاه گیومری منتقل شد. در نقطه مقابل، روس ها اقدام به تثبیت و تقویت حضور نظامی در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نمودند. فعالیت پایگاه گودائوتا (پایگاه نظامی هفتم ارتش روسیه) در شمال سوخومی، مرکز آبخازیا به موجب قرارداد سپتامبر 2009 به مدت 49 سال تمدید شد که قابل تمدید تا ١٥ سال دیگر نیز می باشد. قرارداد مشابه و بلندمدتی نیز در قبال پایگاه پایگاه نظامی چهارم ارتش روسیه در شمال غربی تسخینوالی، مرکز اوستیای جنوبی صورت گرفت. نقشه های زیر به روشنی گویای وضعیت نیروهای نظامی روسی (نیروی زمینی، هوایی، دریایی و مرزبانی) در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی است که در برخی از مناطق مرزی اوستیای جنوبی منجر به استقرار نیروهای نظامی روسی عملاً در ٤٠ کیلومتری تفلیس، پایتخت گرجستان شده است.       پس از فروکش کردن دامنه نظامی بحران و در راستای اجرایی نمودن طرح صلح شش ماده‌ای سارکوزی، به ابتکار سازمان امنیت و همکاری اروپا، طرفین درگیر یعنی گرجستان و روسیه به همراه مقامات سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و ایالات متحده در ژنو مذاکرات صلح در سال های ٢٠٠٨ و ٢٠٠٩ میلادی برگزار شد. شکل ترتیبات امنیتی و برقراری ثبات در منطقه، سرنوشت افراد بی‌خانمان و آوارگان، وضعیت حاکم بر دره کوردی علیا (1) و منطقه آخالگوری، بازگشت نیروهای روسی به مواضع قبل از جنگ و چگونگی روند بازسازی مناطق جنگی از جمله مهم‌ترین محورهای مذاکرات صلح ژنو به شمار می‌رفت، اما عملاً اختلافات عمیق و گسترده روسیه و گرجستان مانع از هرگونه توافق و دستاورد مشخصی شد. در چنین شرایطی دولت روسیه کوشش نمود در عرصه دیپلماتیک روند شناسایی بین المللی مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی را تحقق بخشد. در این راستا، علاوه بر روسیه، سه کشور دیگر شامل نائورو (2)، نیکاراگوئه و ونزئلاء نیز اقدام به شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نموده اند که البته برای شناسایی بین المللی این دو منطقه به عنوان دو کشور مستقل کافی نبود اما شکاف ها و اختلافات گرجستان و روسیه را شدت بخشید.   پیامدها و آثار اقتصادی بحران اوت 2008 میلادی نیز در مناسبات گرجستان و روسیه بسیار شایان توجه بود. قطع مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور، شرایط دشواری را برای مهاجرین کاری گرجستان در روسیه، صادرات محصولات کشاورزی به ویژه شراب گرجستان به روسیه و وضعیت انتقال گاز از روسیه به گرجستان ایجاد نمود. در نتیجه این تحولات، جمهوری آذربایجان عملاً جایگزین روسیه در صادرات گاز به گرجستان شد و بخش اعظم بازار گاز وارداتی گرجستان را در اختیار گرفت. هر چند دولت گرجستان انتقال گاز روسیه به ارمنستان را به دلیل روابط نزدیک تفلیس – ایروان تضمین نمود تا مشکلی برای ارامنه از نظر تامین گاز وارداتی روسیه ایجاد نشود.   در چنین فضایی، عرصه سیاسی گرجستان دستخوش تحولات شایان توجهی شد. در انتخابات پارلمانی گرجستان در اول اکتبر 2012 میلادی، شکست حزب حاکم «جنبش متحد  ملی » (3) متعلق به میخائیل ساکاشویلی و پیروزی حزب «رؤیای گرجی» (4) تحت رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، میلیاردر مشهور گرجی که سرمایه گذاری گسترده ای در روسیه نیز داشت، امیدهایی برای بهبود مناسبات گرجستان و روسیه پدید آمد. ایوانیشویلی به عنوان نخستن وزیر جدید گرجستان، پست جدیدی را با عنوان «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» (5) ایجاد کرد و بدین‌ترتیب، کانال مستقیمی برای تماس با رهبری روسیه شکل گرفت. موافقت گرجستان با عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی، انعقاد توافقنامه هایی میان دو کشور در مورد صادرات برخی محصولات کشاورزی به ویژه شراب گرجستان به روسیه، وضعیت نیروهای مهاجر کاری گرجی و دانشجویان گرجی در روسیه، سفر ایلیای دوم، پاتریارک گرجستان به مسکو و دیدار با رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه، از جمله تحولاتی بود که در فضای جدید مناسبات روسیه و گرجستان پس از سال ٢٠١٣ میلادی شکل گرفت. پیروزی گئورگی مارگو لاشویلی (6) نمایندۀ حزب رؤیای گرجی که شخصاً از سوی بیدزینا ایوانیشویلی حمایت می‌شد، در انتخابات ریاست جمهوری گرجستان در اکتبر ٢٠١٣ میلادی و کنار رفتن میخائیل ساکاشویلی از عرصه قدرت نیز موجب تشدید امیدها و انتظارات برای بهبود مناسبات گرجستان و روسیه شد.   با این وجود، در عمل و در عرصه کلان سیاست خارجی، تغییری در رویکرد کلان یورو- آتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشد و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، به عنوان مهم‌ترین مانع عادی ‌سازی مناسبات تفلیس - ‌مسکو باقی ماند. نمونه بارز این امر، تصویب سندی با عنوان «قطعنامۀ جهت‌گیری‌های اصلی سیاست خارجی گرجستان» (7) در پارلمان گرجستان در 7 مارس 2013 میلادی بود. در این قطعنامه که به‌ صورت مشترک از سوی هر دو حزب جنبش اتحاد ملی (جناح ساکشویلی) و رؤیای گرجی (جناح ایوانیشویلی) در پارلمان گرجستان مطرح گردید، بر جهت ‌گیری غرب‌گرایانۀ سیاست خارجی گرجستان تاکید شد. تداوم سردی و قطع روابط دیپلماتیک با روسیه و تشدید رویکردهای یورو- آتلانتیکی پس از کنار رفتن بوریس ایوانیشویلی از پست نخست‌وزیری در 20 نوامبر 2013 میلادی و به قدرت رسیدن ایراکلی غریباشویلی (8) و گئورگی کویریکاشویلی (9) همچنان بر فضای کلی سیاست خارجی گرجستان حاکم است.   علاوه بر مسائل سنتی و دو جانبه میان گرجستان و روسیه، تحولات منطقه ای (بحران اوکراین) و بین المللی (انتخاب دونالد ترامپ) نیز آثار و نتایج خاص خود را بر وضعیت مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی و مناسبات تفلیس و مسکو به دنبال داشت. به موازات شکل گیری بحران اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه در مارس ٢٠١٤ میلادی، نخبگان و رهبران مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی نیز درصدد تکراری الگوی کریمه برآمدند. در همین راستا، مقامات اوستیای جنوبی در سال 2015 میلادی اعلام نمودند که در جهت حفظ مصالح و منافع مردم اوستیای جنوبی همه پرسی برای پیوستن این منطقه به روسیه در سال 2017 میلادی برگزار خواهد شد. هر چند منطقه اوستیای جنوبی شاهد برگزاری یک همه پرسی در 9 آوریل 2017 میلادی بود، اما در این همه پرسی تنها نام این منطقه از «جمهوری اوستیای جنوبی» (10) به «جمهوری اوستیای جنوبی- کشور آلانیا» (11) تغییر یافت و بحثی در رابطه با الحاق به خاک روسیه مطرح نشد. به نظر می رسد عدم طرح موضوع الحاق اوستیای جنوبی به خاک روسیه (با وجود اعلام قبلی) تحت تاثیر فضای تقابلی شدیدی باشد که پس از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا شکل گرفته است.   مباحثی که از سوی ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی در رابطه با عادی سازی مناسبات آمریکا و روسیه، لغو        تحریم های روسیه و شناسایی الحاق کریمه به روسیه مطرح شده بود، به شدت موجب نگرانی رهبران گرجستان به ویژه جریان غرب گرای حاکم را به دنبال داشت. گرجستان در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما همواره از کاهش سطح مناسبات و عدم توجه لازم واشنگتن گله مند بود. چنانچه، گئورگی مارگو لاشویلی، رئیس جمهور گرجستان در جریان سخنرانی در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد از «محو شدن گرجستان از مدار سیاست خارجی آمریکا» به شدت انتقاد کرده بود. با چنین پیشینه ای، رهبران گرجستان نگران بودند که در دولت ترامپ سطح بی توجهی به گرجستان از دوران باراک اوباما نیز فراتر رود. اما فضای تقابلی شدیدی که میان آمریکای دونالد ترامپ و روسیه شکل گرفت، نگرانی رهبران گرجستان را تا حد بسیار زیادی برطرف نمود. به عنوان مثال، بن کاردین، یک عضو ارشد حزب دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا در زمان تصویب طرح تحریم های جدید علیه روسیه صراحتاً اظهار داشت که «طرح تحریم‌ها به دلیل دخالت روسیه در انتخابات سال پیش، اشغال بخشی از خاک اوکراین و گرجستان و حمایت از دولت سوریه» باید به تصویب برسد. سفر مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا به تفلیس در آستانه نهمین سالگرد جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی و حضور در مانورهای نظامی «مشارکت ارزشمند-2017» (12) ناتو در گرجستان (13) و با اعلام این که «آمریکا هرگز با اشغال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی توسط روسیه کنار نخواهد آمد»، اطمینان خاطر هرچه بیشتر رهبران گرجستان را به دنبال داشت. چنانچه گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان، سفر مایک پنس به تفلیس را نشانه حمایت آمریکا از گرجستان عنوان و در رابطه با موضع قاطعانه واشنگتن در زمینه حمایت از تمامیت ارضی و حق حاکمیت گرجستان ابراز قدردانی کرد .   اما در نقطه مقابل و به فاصله کوتاهی از سفر مایک پنس به تفلیس، ولادمیر پوتین نیز عازم آبخازیا شد و در سوخومی با رائول خاجیمبا، رئیس جمهور خودخوانده این منطقه دیدار کرد تفاهمنامه‎ای برای سرمایه گذاری ۶ میلیارد روبلی روسیه در اقتصاد آبخازیا طی سه سال آینده به امضای دو طرف رسید. سفر پوتین به آبخازیا با انتقادات شدیدی از طرف دولت گرجستان و مقامات ناتو مواجه شد و دیلان وایت، سخنگوی ناتو سفر رئیس جمهوری روسیه به آبخازیا را مخل روند حل و فصل مناقشه در قفقاز دانست و اعلام نمود که «ناتو همچنان دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی را بخش لاینفک خاک گرجستان می‎داند.»   بنابراین، مجموع شرایط داخلی گرجستان و تحولات بین المللی گویای آن است که گرجستان و روسیه در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی، همچنان در بن بست تعیین وضعیت مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی قرار دارند. روند فرسایشی این موضوع به عنوان یک موضوع ملی و حیثیتی، تشدید احساسات و نگرش های ضد روسی در جامعه گرجستان را به دنبال داشته است. این موضوع به ویژه در بین جوانان گرجی که با نظام آموزشی جدید گرجستان (حذف زبان روسی از کلیه مراحل آموزشی و جایگزینی زبان انگلیسی) پس از وقوع انقلاب گل رز در سال ٢٠٠٣ میلادی پرورش یافته اند، بسیار مشهود و شایان توجه است. پرچم های اتحادیه اروپا در کنار پرچم گرجستان در شهرهای مختلف به ویژه شهر تفلیس از جمله میدان اروپای این شهر برافراشته است و با تصویب پارلمان اروپا در فوریه ٢٠١٧ میلادی نیز شهروندان گرجی با لغو صدور ویزای شینگن، از دسترسی آسان و مستقیم به کشورهای اروپایی برخوردار شده اند (14). در حال حاضر در مجموعه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، هیچ کشوری به مانند گرجستان از روسیه فاصله نگرفته است. در نهمین سالگرد بحران اوت ٢٠٠٨ میلادی، گرجستان در بالاترین سطح ممکن همکاری و تعامل (قبل از مرحله عضویت) با ناتو و اتحادیه اروپا قرار دارد و با فضای کنونی حاکم بر جامعه گرجستان، تداوم و تثبیت حضور نظامی روسیه در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، رویکرد رهبران و نخبگان حاکم بر گرجستان و روسیه و تشدید قابل توجه رویکردهای یورو- آتلانتیکی دولت گرجستان از جمله در جریان سفر اخیر مایک پنس به تفلیس، بهبود مناسبات گرجستان و روسیه در آینده نزدیک غیر قابل تصور به نظر می رسد.      نویسنده: ولی کوزه گر کالجی - پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس   یادداشت ها: 1- Upper Kodori 2- Nauru (کشور جزیره‌ای و کوچک در منطقه میکرونزی قاره اقیانوسیه) 3- United National Movement 4- Georgian Dream 5- Special Representative of the Prime Minister of Georgia for relations with Russia 6- Giorgi Margvelashvili 7- Resolution on Basic Directions of Georgia’s Foreign Policy 8- Irakli Garibashvili (٢٠ نوامبر ٢٠١٣ تا ٣٠ دسامبر ٢٠١٥ میلادی) 9- Giorgi Kvirikashvili (٣٠ دسامبر ٢٠١٥ میلادی تاکنون) 10- Republic of South Ossetia 11- Republic of South Ossetia–the State of Alania 12- Noble Partner 13- رزمایش نظامی شریک ارزشمند – 2017  ناتو با حضور بیش از دو هزار 800 نظامی از گرجستان، آمریکا، انگلیس، آلمان، ترکیه، اسلوونی، ارمنستان و اوکراین در پایگاه های نظامی وازیانی و نوریو گرجستان از 30 جولای آغاز و تا 12 اوت جاری ادامه خواهد داشت. 14- دارندگان پاسپورت بیومتریک گرجستان هر ۱۸۰ روز به مدت ۹۰ روز می‌توانند آزادانه به کشورهای عضو شینگن سفر کنند. این طرح، ۹ ماه آزمایشی انجام می‌شود و در صورتی که شهروندان گرجی درخواست پناهندگی کرده و یا بیش از ۹۰ روز اقامت کنند، به طوری که باعث افزایش ریسک در سیاست‌های عمومی و یا امنیت داخلی اتحادیه اروپا شوند، گرجستان از این طرح کنار گذاشته می‌شود.       ]]> ولی کوزه گر کالجی قفقاز جنوبی Sat, 12 Aug 2017 06:22:33 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3289/روسیه-گرجستان-غرب-نهمین-سالگرد-بحران-اوت-٢٠٠٨ آمریکا و کریدور جنوبی انتقال انرژی از جمهوری آذربایجان به اروپا http://www.iras.ir/fa/doc/note/3262/آمریکا-کریدور-جنوبی-انتقال-انرژی-جمهوری-آذربایجان-اروپا ایراس: روابط جمهوری آذربایجان و ایالات متحده آمریکا از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است و با وجود رویکردهای یورو- آتلانتیکی باکو، این روابط تحت تاثیر عوامل مختلف نتوانسته است به یک وضعیت باثبات و رو به رشد دست یابد. شاید بتوان دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما را یکی از سردترین مقاطع روابط واشنگتن- باکو دانست که اختلاف نظر دو کشور در موضوعات مختلفی چون وضعیت حقوق بشر و دموکراسی، در مقطعی حتی منجر به اخراج ریچارد مورنینگ استار، سفیر وقت ایالات متحده آمریکا از باکو در اکتبر 2014 میلادی نیز شد. در این مقطع، ایالات متحده از حضور و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه دنیز و نیز مشارکت خطوط انتقال ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) برای انتقال گاز جمهوری آذربایجان به اروپا (کریدور جنوبی) نیز خودداری نمود.   با انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، امیدواری های زیادی در باکو برای بهبود مناسبات جمهوری آذربایجان و آمریکا ایجاد شد. الهام علی اف در نامه ای به دونالد ترامپ ابراز امیدواری نمود که روابط دو کشور در آینده بهبود یابد و در مقابل ترامپ نیز  با ارسال دو نامه پیاپی و به فاصله زمانی بسیار کوتاه به مناسبت ۲۸ می (روز ملی جمهوری آذربایجان) و تبریک به الهام علی اف به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه نفت و گاز در آذربایجان در ٣١ می ٢٠١٧ میلادی آشکارا نشان داد که از نگرش و رویکرد متفاوتی از دولت اوباما در قبال جمهوری آذربایجان برخوردار است. بنابراین، دیدار الهام علی اف با رکس تيلرسون، وزیر خارجه آمریکا که در حاشيه «کنگره جهاني نفت » در استانبول در ١١ ژوئن ٢٠١٧ (٢٠ تیر ١٣٩٦) صورت گرفت را باید در راستای تحولات جدید در مناسبات باکو- واشنگتن مورد توجه و ارزیابی قرار داد.   بدون تردید، بعد مهم و اقتصادی دیدار علی اف و تیلرسون، نحوه مشارکت و سرمایه گذاری ایالات متحده در توسعه میدان گازی شاه دنیز و کریئور جنوبی انتقال گاز به اروپا (خطوط تاپ و تاناپ) است. طرح ساخت خطوط لوله تاپ و تاناپ که منابع گازی میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان را از مسیر ترکیه و یونان به کشورهایی چون بلغارستان و ایتالیا منتقل می کند، به عنوان «کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا» از جدیدترین و مهم ترین طرح های انتقال انرژی در سطح منطقه محسوب می شود که در بستر اختلافات روسیه و اروپا در قبال بحران اوکراین شکل گرفت و به عنوان جایگزین (آلترناتیوی) برای گاز وارداتی روسیه مورد توجه جدی اروپایی ها قرار گرفت. کریدور جنوبی انتقال انرژی در واقع شامل سه خط لوله مجزا یعنی خط لوله قفقاز جنوبی (باکو- تفلیس- ارزروم) (1) خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) (2) و خط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) (3) است که طبق پیش بینی-های صورت گرفته قرار است به یکدیگر متصل شوند و تا سال ٢٠١٨ میلادی به بهره برداری برسد.  نقشه زیر گویای وضعیت این سه خط لوله انتقال انرژی است.   خطوط لوله گاز و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) و ترانس آدریاتیک (تاپ)   نکته بسیار مهم در روند سرمایه گذاری در توسعه میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان و خط لوله قفقاز جنوبی و نیز احداث خطوط تاپ و تاناپ در مقطع شکل گیری آن (سال ٢٠١٦ میلادی)، عدم حضور ایالات متحده آمریکا بود. برخلاف مشارکت فعال و گسترده شرکت های بزرگ نفتی مانند شرکت بریتیش پترولیوم بریتانیا و شرکت دولتی نفت آذربایجان (سوکار) و حضور شرکت هایی چون شرکت اسنام  ایتالیا، شرکت فلوگیس  بلژیک، شرکت اناگاز  اسپانیا و شرکت اکسپو سوئیس، هیچ شرکت آمریکایی در عملیات احداث تاپ و تاناپ مشارکت نداشت و حمایت واشنگتن تنها در حد حمایت سیاسی از این طرح های انتقال انرژی بود. چنانچه، جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا در نامه ای به الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان و خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپا آغاز طرح ساخت خط لوله تاناپ را تبریک گفت. آموس هوکستاین (4) مسئول وقت امور انرژی بین  المللی وزارت امور خارجه آمریکا که در مراسم آغاز عملیات احداث خط لوله تاپ حضور داشت، نیز بسیار شایان توجه است:   «به رغم عدم حضور شرکت های آمریکایی در ساخت این طرح، تاپ برای آمریکا حائز اهمیت زیاد است. تا کنون هیچ طرحی به اندازه خط لوله گازی ترانس آدریاتیک - تاپ توجه ام را بخود جلب نکرده است. آمریکا همواره از خط لوله گازی ترانس آدریاتیک با هدف انتقال گاز طبیعی جمهوری آذربایجان به بازارهایی اروپایی حمایت کرده و می کند» (5).   علت حمایت سیاسی ایالات متحده از طرح های تاپ و تاناپ کاملاً روشن بود. دولت باراک اوباما اجرای این دو طرح انتقال انرژی را به معنی حذف روسیه یا دست کم کاهش نقش این کشور در تامین انرژی اتحادیه اروپا می دانست؛ امری که می تواند قدرت مانور بیشتری را به قدرت های اروپایی در مقابل سیاست های روسیه به ویژه در رابطه با مخالفت با گسترش ناتو به شرق و بحران اوکراین و شبه جزیره کریمه بدهد. با این وجود، حمایت دولت باراک اوباما از کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا در حد همایت سیاسی باقی ماند و در فضای سرد حاکم بر مناسبات باکو- واشنگتن، این حمایت سیاسی، جنبه عملی و اقتصادی به خود نگرفت.   با فضای جدیدی که در مناسبات جمهوری آذربایجان و آمریکا پس از انتخاب دونالد ترامپ ایجاد شد و نیز با توجه علائق نفتی و تجاری شخص ترامپ و بسیاری از اعضای کابینه او از جمله رکس تیلرسون به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر ارشد اجرایی شرکت بزرگ و چندملیتی اکسان‌موبیل، این امید و انتظار در جمهوری آذربایجان شکل گرفته است که روند همکاری های باکو- واشنگتن در حوزه انرژی بتواند به دوران بیل کلینتون و جرج بوش بازگردد. این امر کاملاً در راستای سیاست کلان جمهوری آذربایجان در «تنوع بخشی» به مقاصد صادرات انرژی و منابع جذب سرمایه گذاری خارجی قرار دارد که به ویژه برای توسعه میدان گازی شاه دنیز و خطوط در دست احداث تاپ و تاناپ از اهمیت مضاعفی برخوردار است. در چنین فضا و شرایطی است که ترامپ در دومین نامه خود به الهام علی اف به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه نفت و گاز در آذربایجان در ٣١ می ٢٠١٧ میلادی صراحتاً اشاره می کند که «آمریکا طرفدار تحقق طرح کریدور گاز جنوب می باشد و از آن حمایت می کند. آمریکا آماده همکاری با شما است. دولت آمریکا تلاش های باکو در زمینه حمایت از امنیت جهانی انرژی و نیز توسعه اقتصادی را مورد تقدیر و حمایت قرار می دهد». متعاقب این نامه است که دیدار الهام علی اف و رکس تيلرسون، وزیر خارجه آمریکا که در حاشيه «کنگره جهاني نفت » در استانبول در ١١ ژوئن ٢٠١٧ (٢٠ تیر ١٣٩٦) صورت می گیرد و موضوع انتقال انرژی و نحوه همکاری آمریکا و جمهوری آذربایجان در کانون مذاکرات دو کشور قرار می گیرد.   در این بین، نکته شایان توجه، انتشار مقاله ای با عنوان «تحریم روسیه، اما امنیت انرژی اروپا قربانی نشود» (6) به قلم ریچارد مورنینگ استار، سفیر پیشین آمریکا در جمهوری آذربایجان در نشریه «هیل» (7) است که با توجه به سابقه اخراج مورنینگ استار از باکو در اکتبر ٢٠١٤ مقاله بسیار قابل تاملی است. این مقام آمریکایی در حمایت از طرح توسعه فاز دوم میدان گازی شاه دنیز جمهوری آذربایجان که نقش بسیار مهمی در تامین گاز مورد نیاز خطوط تاپ و تاناپ خواهد داشت، با اشاره با مشارکت شرکت لوک اویل روسیه در توسعه میدان گازی شاه دنیز و نیز تحریم های جدید در دست اقدام علیه روسیه در کنگره آمریکا معتقد است:   «تشدید تحریم های آمریکا علیه روسیه بر طرح گازی حوزه شاه دنیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. در حالی که آمریکا خواهان کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه، از طریق انتقال گاز حوزه شاه دنیز به اروپاست، به علت این که شرکت روسی «لوک اویل» در حوزه گازی «شاه دنیز ۲» دارای سهم ده درصدی است، تحریم های آمریکا علیه روسیه می تواند این طرح را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، سهم کوچک شرکت روسی لوک اویل از حوزه گازی شاهدنیز موجب خواهد شد که طرح «کریدور جنوبی گاز» تحت تاثیر قرار بگیرد و موانع جدی در مقابل دیپلماسی انرژی آمریکا و امنیت انرژی اروپا ایجاد شود» (8).   نکته بسیار مهم و جالب دیگری که مورنینگ استار به آن توجه نشان می دهد، تکرار تجربه مستثنی شدن شرکت «نیکو» ایران از تحریم های قبلی آمریکا برای شرکت «لوک اویل» روسیه در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز در تحریم های جدید در دست اقدام علیه روسیه در کنگره آمریکا است. استار معتقد است:   «راه حل این مساله، ایجاد تغییری در قانون تحریم ها علیه روسیه همانند اصلاح قانون تحریم ها علیه ایران در چند سال قبل است. در آن زمان، طرح «شاه دنیز » که شرکت «نیکو» ایران در آن ده درصد سهم دارد، از شمول تحریم مستثنی شد. علت آن اصلاح، این بود که تحریم ها علیه طرح شاه دنیز اعمال نشود و سیاستی که آمریکا چندین سال آن را اجرا کرده بود، آسیبی نبیند. همانند تحریم ها علیه ایران، کنگره آمریکا این بار نیز باید طرح شاه دنیز را از تحریم های ضد روسیه مستثنی کند» (9).   صرف نظر این که پیشنهاد سفیر سابق آمریکا در باکو بتواند به مرحله تصویب و اجرا برسد، نکته بسیار مهمی که برای سیاستگذاری و دیپلماسی اقتصادی کشورمان در بخش انرژی منطقه قفقاز جنوبی و انتقال منابع انرژی به ویژه گاز طبیعی به اروپا بسیار حائز اهمیت است، استفاده از ظرفیت ها و منافذی است که در مقاله مورنینگ استار به آن اشاره شده است. مستثنی شدن شرکت «نیکو» از تحریم های ایالات متحده در دوران باراک اوباما، تجربه ارزشمند و شایان توجهی است که نشان می دهد در صورت حضور و سرمایه گذاری بیشتر در بخش انرژی در مناطق پیرامونی به ویژه گره خوردن هر چه بیشتر ایران با موضوع تامین انتقال انرژی به اروپا، هزینه های تحریم و نادیده گرفتن ایران افزایش خواهد یافت و طرف های دیگر در راستای منافع و اهداف خود، مجبور به پذیرش نقش و جایگاه ایران به عنوان یکی از منابع تامین انرژی منطقه و اروپا خواهند شد.   لذا ضرورت دارد از این زاویه به موضوع حضور و سرمایه گذاری ایران در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز و دعوت از کشورمان برای مشارکت در انتقال گاز از طریق خطوط تاپ و تاناپ به اروپا نگریست. دولت آذربایجان به شدت در پی اجرایی نمودن فاز دوم توسعه میدان گازی شاه دنیز است و در این روند خواستار مشارکت ایران است تا بتواند با افزایش ظرفیت تولید و صادرات، به تعهدات گازی گسترده خود در قبال اروپا جامعه عمل بپوشاند. آنچه موجب تحرک و اشتیاق بیشتر طرف آذری برای مشارکت بیشتر ایران در توسعه میدان گازی شاه دنیز شده است را باید در دو نکته جستجو کرد. نکته اول این که جمهوری آذربایجان احساس می کند در شرایط پس از توافق هسته ای ایران با قدرت های بزرگ (برجام)، شرکت های ایرانی با شرایط مساعدتری امکان ورود و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه را دارند. نکته دوم نیز به نگرانی های موجود به ویژه در اتحادیه اروپا در مورد عدم توانایی میدان گازی شاه در تامین حجم عظیم گازی مورد نیاز خطوط انتقال گاز تاپ (ترنس آدریاتیک) و تاناپ (ترنس آناتولین) است.   در رابطه با مشارکت ایران در دو خط لوله انتقال گاز تاپ و تاناپ نیز ایران با ملاحظاتی مواجه است. ملاحظه اول ایران، قیمت پایین گاز صادراتی در این دو خط لوله است که از دیدگاه ایران، ارزان، غیر استاندارد و مطابق با  واقعیت  های کنونی بازار جهانی گاز نیست. از  این رو، مشارکت ایران در تاپ و تاناپ را از منظر اقتصادی غیر قابل قبول و فاقد توجیه اقتصادی می داند و در شرایط کنونی، تمایلی از سوی وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران برای مشارکت در تاپ و تاناپ وجود ندارد. این بحث مطرح شده است که تنها در صورت رسیدن سرمایه گذاری ایران در فاز دوم حوزه گازی شاه دنیز به مرحله درآمدزایی و نیز تمایل جمهوری آذربایجان، ترکیه و طرف های اروپایی مشارکت کننده در تاپ و تاناپ برای افزایش قیمت و واقعی نمودن آن، می توان انتظار ورود و مشارکت ایران در این دو خط لوله انتقال گاز را داشت.   اما واقعیت آن است که با توجه به نکات و ملاحظاتی که در این یادداشت مطرح شد، در رابطه با بحث ورود ایران به تاپ و تاناپ نباید صرفاً از منظر اقتصادی و کوتاه مدت نگریست. مستثنی شدن شرکت «نیکو» از تحریم های ایالات متحده در دوران باراک اوباما که مورنینگ استار خواستار تکرار این تجربه در قبال شرکت «لوک اویل» روسیه است، نشان می دهد حضور و مشارکت ایران در طرح های کلان انرژی منطقه در یک نگاه بلند مدت و استراتژیک تا چه میزان حائز اهمیت است. حضور و مشارکت ایران در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز و خطوط انتقال تاپ و تاناپ فرصت ارزشمندی است که ضمن تقویت مناسبات دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان، موجب می شود ایران به صورت عملی با موضوع مهم و استراتژیک «امنیت انرژی اروپا» پیوند بخورد و در جایگاه یکی از منابع مهم تامین انرژی اروپا قرار گیرد. در چنین شرایطی، تحریم اقتصادی ایران به ویژه در بخش انرژی برای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، آسان و کم هزینه نخواهد بود.     نویسنده: ولی کوزه گر کالجی – پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس     یادداشت ها: 1- South Caucasus Pipeline (SCP) 2- Trans-Anatolian Natural Gas Pipeline (TANAP) 3- Trans Adriatic Pipeline (TAP) 4- Amos Hochstein 5- Southern Gas Corridor’s financing discussed in US, Amiralnews, March 1, 2016. 6- Sanction Russia, but don't sacrifice Europe's energy security 7- Hill 8- Richard L. Morningstar, "Sanction Russia, but don't sacrifice Europe's energy security", The Hill, July 14, 2017 9- Ibid   ]]> ولی کوزه گر کالجی قفقاز جنوبی Mon, 24 Jul 2017 21:39:06 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3262/آمریکا-کریدور-جنوبی-انتقال-انرژی-جمهوری-آذربایجان-اروپا