موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست های امنیتی و نظامی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/energy-and-environment Fri, 22 Jun 2018 23:06:34 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Fri, 22 Jun 2018 23:06:34 GMT سیاست های امنیتی و نظامی 60 "به نظر نمی‌رسد که تصور مقامات روسیه آن باشد که توافق با اسرائیل لزوماً علیه ایران است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3662/نظر-نمی-رسد-تصور-مقامات-روسیه-باشد-توافق-اسرائیل-لزوما-علیه-ایران طی ماه‌های اخیر نقش‌آفرینی اسرائیل در تحولات بحران سوریه به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. صهیونیست‌ها علاوه بر تجاوزات نظامی پی در پی که به لحاظ کمی و کیفی متفاوت از موارد پیشین است، مذاکره با طرف‌های غربی، برخی کشورهای منطقه‌ای و به ویژه روسیه را برای امتیاز گرفتن در چارچوب تحولات آتی آغاز کرده‌اند. این اقدامات به ویژه با توجه به نقش منحصر به فرد روسیه در بحران سوریه و همکاری‌های این کشور با جمهوری اسلامی ایران اهمیت مضاعفی می‌یابد. در همین راستا خبرگزاری تسنیم مصاحبه‌ای با دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین‌الملل و مدیر گروه مطالعات روسیه، آسیای میانه و قفقاز در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرد.     طی سال‌های اخیر که روابط ما با روسیه ارتقاء کمی و کیفی قابل توجهی یافته است، مساله روابط این کشور با اسرائیل یکی از پرحاشیه‌ترین موضوعات در محافل سیاسی و رسانه‌ای ما بوده است. در حالی که می‌بینیم این حساسیت درباره روابط برخی از همسایگان‌ یا حتی کشورهای اروپایی(که در صدد توسعه روابط با آن‌ها هستیم) با اسرائیل وجود نداشته است. علت این حساسیت چیست؟ اساسا آیا روابط اسرائیل با روسیه برای ما تهدیدآمیزتر از روابط با دیگر کشورهاست؟   "دلیل حساسیت‌ها در ایران به روابط روسیه و اسرائیل نخست به اهمیت و جدیت همکاری‌های نظامی ایران و روسیه در سوریه و تا حدودی هم به تیرگی  روابط روسیه و غرب در چهار سال اخیر بر می‌گردد. برخی در ایران در مورد همکاری نظامی تهران و مسکو در خصوص سوریه اغراق کرده و آن را تا حد یک اتحاد نظامی همه جانبه بالا می برند، و در نتیجه انتظار دارند که روسیه در انتخاب بین ایران و اسرائیل، اولویت را به ایران بدهد. از طرفی، انتظار آنها آن است که نگاه روسیه به غرب و نگرانی‌اش از گسترش ناتو به اسرائیل هم تسری یابد. در حالی که، نه روابط روسیه و ایران یک اتحاد نظامی همه‌جانبه است و نه روس‌ها نگاهشان به اسرائیل آنگونه است که بخاطر رقابت با غرب ان را کم اهمیت بدانند."   "اما روابط روسیه و اسرائیل برای ما تهدیدآمیزتر از روابط دیگران نیست، بلکه در اینجا هم بحث انتظارات از روسیه در برخی محافل ایرانی مطرح است و هم اینکه در ماه‌های اخیر روسیه در برخی موارد ناگزیر به انتخاب شده و طرف ایرانی انتظار دارد که ملاحظات اسرائیل را بر ایران ترجیح ندهد. مسکو نگاهش به اسرائیل در مجموع مثبت است و هیچ مشکل مهمی با آن ندارد. اسرائیل را یک دولت رسمی می‌شناسد که می‌تواند مزایای مهمی در سطح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی برایش داشته باشد. ضمن اینکه هزینه‌ای هم برایش ندارد. اما در موردایران، از نگاه مسکو در سطوح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی منافع مشترکی وجود دارد و به‌ویژه در سطح منطقه‌ای، این منافع مشترک به همکاری‌های نظامی و عملیاتی رسیده است. اما از منظر کرملین، ایران یک بازیگر پرهزینه تلقی می‌شود که بابت رابطه با آن بایستی در مواردی متحمل هزینه‌هایی بشود. و متاسفانه همین موضوع باعث می‌شود تا اسرائیل، غرب و اعراب حوزه خلیج فارس بتوانند در مواردی بر روابط مسکو و تهران سایه بیندازند."   طی مدتی که از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد، شاهد مواضع دوگانه‌ و مبهمی از روسیه در قبال ایران و برجام بوده‌ایم که به طرق مختلفی تفسیر شده‌اند. همچون خروج نیروهای خارجی از سوریه، و یا اعطای امتیاز توسط ایران به منظور حفظ برجام و موارد دیگری از این دست. این مواضع را چگونه می‌توان در چارچوب راهبردهای سیاست خارجی روسیه است تحلیل کرد؟ سهم اسرائیل در این موضع‌گیری‌ها به چه میزان است؟   "اگر چه برخی از این اظهار نظرها را رسانه‌های غربی تحریف کرده‌اند، اما واقعیت‌ها و شواهد از  دو امر حکایت دارد: نخست اینکه، اگر ایران از برجام خارج شود، روسیه نگران می‌شود و اگر ایران بخواهد غنی‌سازی بیش از 20 درصد داشته باشد، روسیه با تصویب قطعنامه شورای امنیت موافقت خواهد کرد. دوم اینکه، روس‌ها برای تثبیت موقعیت دولت سوریه برخلاف مرحله نظامی که به شدت به ایران نیاز داشتند، در مرحله پس از عملیات نظامی یعنی مرحله دیپلماتیک، بیشتر به بازیگران غیر ایران نیاز دارند. در این زمینه نقش آمریکا، اروپا، اعراب و حتی اسرائیل اهمیت پیدا می‌کند و اسرائیل هم با رایزنی خود به روس‌ها قول داده که در صورت خروح ایران و حزب‌الله از مرزهایش با سوریه به این روند کمک خواهد کرد. در اینجا باید به یک واقعیت تلخ اشاره کنم و آن ضعف مفرط ایران در مرحله‌ی دیپلماتیک سوریه است و همین موجب می‌شود که نقش روس‌ها برجسته‌تر شده و دولت سوریه هم به امید رهایی از جنگ و آغاز مرحله سوم؛ یعنی بازسازی کشور، یک چشم به ابتکارات روسیه و تعاملش با سایر بازیگران و چشم دیگرش هم به کمک‌های احتمالی عربی و غربی برای بازسازی باشد."   اخیرا شاهد افزایش رفت و آمدهای مقامات صهیونیست به روسیه هستیم. در عین حال گفته می‌شود که اسرائیل به دنبال دست‌یابی به توافقی در خصوص ایران در سوریه است. به نظر شما برفرض این که چنین توافقی صورت پذیرد، اصلی‌ترین موضوعات آن چه مواردی خواهند بود؟ آیا روسیه نظرات اسرائیل را در این موارد می‌پذیرد یا بالعکس، ملاحظات ایران نیز مد نظر روس‌ها قرار دارد؟ این توافق در خصوص کل سوریه خواهد بود و یا بر اساس آنچه در برخی اخبار گفته می‌شود صرفا مربوط به مسائل پیرامون مرزهای اسرائیل است؟ آیا می‌توان ادعا کرد چنین توافقی در آینده تحولات سوریه به میزان قابل توجهی تاثیرگذار است؟   "هدف اسرائیل خروج ایران از کل سوریه، و حداقل خروج از مرزهای آن با سوریه است. روس‌ها اما بر آن هستند که همه نیروهای خارجی از سوریه بیرون بروند چه ایران و چه آمریکا و ترکیه، و در مورد مرزهای اسرائیل هم دنبال راضی کردن ایران می‌باشند. توافقی که در مورد آن بحث می شود هم  صرفا در مورد مرزهای اسرائیل است. به نظر می رسد ایران هم تلویحا این وضعیت دوم را پذیرفته مشروط به اینکه نیروهای سوری در این منطقه مستقر شوند. اما در داخل ایران البته این موضوع از سوی برخی محافل سیاسی و فکری به عنوان خیانت روسیه به ایران تلقی شده است، در حالی که از ابتدا هم معلوم بود که ایران و روسیه در مورد سوریه در کنار اشتراکاتی که در مقابله با تروریسم و حفظ حکومت سوریه دارند، اما اختلافاتی هم دارند که طبعا در پرتو همکاری‌های فوری‌تر مسکوت گذاشته شده بود. واقعیت امر آن است که روسیه دشمن ایران نیست و تهدید مشخصی هم علیه ایران ندارد، اما در کنار منافع مشترک، اختلافات با ایران هم سر جایش است و از همه مهم‌تر اینکه اگر روسیه و یا هر کشور دیگری، بر سر دو راهی روابط با ایران یا غرب قرار بگیرند، متاسفانه، در ترجیح غرب درنگ نمی‌کنند. در مورد اسراییل اما ذکر این نکته ضروری است که مسکو از ابتدا سیاست منطقه‌ای خود را در خاورمیانه بر مبنای روابط با همه بازیگران و موازنه منطقه‌ای گذاشته بود و این معنای روشنی دارد."   چندی پیش پس از انتقال سفارت ایالات متحده به بیت‌المقدس، در کنار اعتراضاتی که به این اقدام می‌شد، روسیه نیز تلویحا با آمریکا همراهی کرد و در موضعی گفت که قدس غربی پایتخت اسرائیل است. آیا ارتباطی میان این موضع روس‌ها و مذاکرات اخیر در خصوص بحران سوریه وجود دارد؟   "موضع روسیه در قبال فلسطین آن است که دو دولت فلسطینی و اسرائیلی با مرکزیت قدس شرقی و غربی تشکیل شود و این موضوع جدیدی نیست."   در صورت دست‌یابی روسیه و اسرائیل به هر توافقی، آیا روسیه ابزارهای کافی را برای اجرایی کردن این توافق دارد؟ اساسا اصلی‌ترین اهرم‌های روس‌ها در قبال ایران چیست؟ آیا ایران نیز اهرم‌های متقابلی برای اقدام متقابل و تغییر دیدگاه روسیه در دست دارد؟   "به نظر نمی‌رسد که تصور مقامات روسیه آن باشد که توافق با اسرائیل لزوما علیه ایران است،  بلکه آنها رفتار خود را بیشتر به عنوان نوعی میانجی‌گری تلقی می‌کنند تا مانع از برخورد بیشتر دو طرف در صحنه سوریه شوند. چون به زعم آنها، روسیه نمی‌خواهد در رابطه با ایران و اسرائیل جانب یکی را بگیرد. کرملین در سال‌های 2012 تا 2017 توانست نوع رابطه خود با تهران و تلاویو را مدیریت کند و کمابیش از ایجاد   یک دو راهه‌ی تصمیم‌گیری بگریزد. اما اینک می‌بینیم که در عمل ادامه‌ی این رفتار دوگانه کار دشواری شده و در ایران، این رفتار روس‌ها را جانبداری از اسرائیل می پندارند. البته هم‌زمانی این موضوع با خروج آمریکا از برجام موجب نگرانی مضاعف نسبت به رفتار کرملین و به‌عنوان فشار آن بر ایران تلقی می‌شود و فضای رسانه‌ای سنگینی را علیه مسکو ایجاد کرده است."   "در اینجا باید اضافه کنم که متاسفانه یکی از مشکلات ما همیشه و در همه این دهه‌های اخیر نوعی انزوای تحمیلی بین‌المللی بوده که خودمان هم در تشدید آن بی نقش نبوده‌ایم. این موضوع باعث شده تا در هر موضوعی به آسانی تحت فشار و تحریم قرار گیریم و دولی که بخواهند با ما در موضوعات مختلف همکاری کنند هم کم بوده‌اند و در نتیجه امکان انتخاب گزینه‌ها و بازی دیپلماسی هم برایمان میسر نبوده است. لذا بازیگرانی چون روسیه در رابطه با ایران با دست بازتری تعامل کرده و در موارد اصطکاک منافع تا حد زیادی خیالشان راحت است که ما انتخاب دیگری نداریم. از این رو، من بر این باورم‌ که، گمان اینکه سیاست شرقی می‌تواند برای دیپلماسی ما موثر باشد به هزینه‌هایی منجر شده است‌. همکاری با روسیه در موضوعات مشترک لازم است، اما با روسیه و چین و یا هر کشور دیگری نمی‌توان وارد رقابت و یا خصومت با غرب و یا اسرائیل شد.‌ چون هیچ بازیگری، حتی روسیه‌ی دوره پوتین هم نمی‌خواهد وارد یک اتحاد نظامی علیه غرب شود. اگر روزی احیانا قرار باشد چنین اتحادی شکل بگیرد، قاعدتا باید روسیه با چین به آن برسند. در حالی که حتی این هم به‌شدت محل تردید است. روسیه متحد نظامی ندارد و نمی‌تواند داشته باشد و اتحاد با کشورهای سازمان پیمان امنیت جمعی (بلاروس، ارمنستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان) هم بیشتر ایجاد یک چتر حمایتی با اهداف منطقه‌ای است؛ وگرنه، مثلا قرقیزستان چه توانی به روسیه اضافه می‌کند."       ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 06 Jun 2018 19:42:48 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3662/نظر-نمی-رسد-تصور-مقامات-روسیه-باشد-توافق-اسرائیل-لزوما-علیه-ایران زنگ خطر در آسيای مركزی و قفقاز http://www.iras.ir/fa/doc/article/3660/زنگ-خطر-آسيای-مركزی-قفقاز پیش از انتخاب ترامپ به عنوان رئيس جمهور آمريكا در جامعه كارشناسان و سیاست شناسان روسيه که به دولت این کشور نزدیک هستند، اين تحليل وجود داشت كه انتخاب خانم هيلاري كلينتون به عنوان رئيس جمهور آمريكا موجب احياء طرح جاده ابريشم نوين در آسياي مركزي و قفقاز، بی ثباتی در آسیای مرکزی و مقابله با روسیه خواهد شد.    به نام جاده ابریشم نوین دو طرح متفاوت وجود دارد: طرح چینی جاده ابریشم نوین و طرح آمریکایی آن. این دو طرح که رقیب هم به شمار می‌آیند، اهداف و مسیرهای متفاوتی را طی می‌کنند. راهبرد آمریکا در طرح جاده ابریشم نوین بر افغانستان متمرکز بوده و تلاش دارد تا افغانستان را در یک مجموعه از همکاری‌ها به آسیای مرکزی پیوند دهد و مسیری را که برای جاده‌های ارتباطی و سایر خطوط از جمله خطوط انتقال انرژی پیشنهاد می‌کند، مسیر شمالی – جنوبی پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی است در حالی که طرح چینی جاده ابریشم نوین بر آسیای مرکزی متمرکز بوده و مسیر جاده‌ها و سایر خطوط ارتباطی آن مسیر شرقی – غربی می‌باشد و تلاش دارد تا آسیای مرکزی را در طرح‌های توسعه چین ادغام کند.   هدف اصلي طرح آمریکایی جاده ابریشم نوین كه ثمره مراكز مطالعاتي عمده این کشور است، تقويت و تحكيم نفوذ آمريكا در كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز با تمرکز بر افغانستان برای آسیای مرکزی و حضور در خزر برای قفقاز است. اين طرح در 10 سال اول پس از فروپاشي شوروي در بيشتر كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز اجرا شد و جايگاه ويژه‌اي براي آمريكا در اين كشورها بوجود آورد. حضور در عرصه‌هاي كشف، استخراج و انتقال نفت و گاز در كشورهاي دارنده ذخائر نفت و گاز و يا كشورهاي در مسير انتقال از طرح‌هاي راهبري اجرا شده در اين كشورهاست. با كمي دقت در طرح‌هاي آمريكايي بخش انرژي در اين كشورها متوجه اين نكته حساس مي‌شويم كه تلاش شركت‌هاي نفتي آمريكايي و يا شرکای آمريكايي بر آن بوده است كه طرح‌های اجرا شده به گونه‌اي باشند كه روسيه و ايران در خارج از اين طرح‌ها قرار گيرند.   واقعه ١١سپتامبر و نياز راهبردي آمريكا به همكاري‌هاي نظامي و لجستيكي روسيه و ديگر كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز باعث شد كه وقفه‌اي در اجرای طرح جاده ابريشم نوين بوجود آيد، اما با گذشت زمان و تغييرات حاصله در سياست خارجي روسيه موجب شد كه مجددا آمريكا به فكر اجراي طرح ياد شده بيافتد.   حوادث گرجستان (موضوع آبخازيا و اوستياي جنوبي) و اوكراين (الحاق كريمه به روسيه و حوادث شرق اوكراين) باعث گردید تا آمريكا براي اجراي طرح ابريشم نوين مجدد فعال شود خصوصا آنكه در اين مرحله، تحليل آمريكا از اجراي طرح ابريشم نوين بر اين موضوع متمركز بود كه مشغول نمودن روسيه به موضوعات مختلف در آسياي مركزي و قفقاز موجب خواهد شد تا نيروهاي هوادار غرب در اوكراين فرصت‌هاي بيشتري براي پيگيري اهداف خود بدست آورند. به عبارت ديگر، فشار در شرق (آسياي مركزي و قفقاز) وگرفتن نتيجه در غرب (اوكراين) از هداف ویژه راهبردی آمریکا در اجرای مجدد طرح جاده ابریشم نوین است.   همانگونه كه گفته شد در تحليل كلي دولت روسيه و جامعه كارشناسان و سیاست شناسان نزديك به دولت این کشور در خصوص کاندیدهای ریاست جمهوری آمریکا، چنین نظریه‌ای حاکم شده بود که کلینتون نماینده بخش فکری و مراکز تحقیقاتی امریکاست و در صورت انتخاب، دستورکار مشخص و مدونی برای مقابله با روسیه خواهد داشت که پی گیری طرح جاده ابریشم نوین یکی از آن طرح‌ها خواهد بود در حالی که ترامپ نماینده بخش تجاری و صنایع نظامی امریکا محسوب شده و اهداف دیگری را دنبال خواهد کرد. با چنین تحلیل‌هایی بود که در کل روسیه در جبهه مخالف کلینتون قرار گرفت و مسیر را برای انتخاب شدن ترامپ به نوعی راحت تر کرد.   ترامپ پس از انتخاب، نه تنها ایده‌های مورد نظر خود را به سیاست خارجی امریکا تبدیل نمود، بلکه اهداف راهبردی امریکا را با تعریف جدیدی در دستور کار خود قرار داد که اجرای طرح جاده ابریشم نوین در آسیای مرکزی در قالب ادامه گفتگوهای c5+1 (پنج کشور آسیای مرکزی به اضافه آمریکا) از جمله آن موارد است. به عبارت دیگر، طرح آمریکایی جاده ابریشم نوین در آسیای مرکزی و قفقاز که سابقه آن به دوران فروپاشی شوروی باز می گردد، مجددا در دستور کار آمریکا قرار گرفته است با این تفاوت که این بار از پشتوانه تجارب دهه 90 میلادی و نتایج مطالعات اتاق‌های فکر و مراکز پژوهشی متعدد نیر برخوردار است.   در جریان میزگردی که در تاریخ 8 خرداد ماه در موسسه کشورهای مشترک‌المنافع روسیه برگزار شده بود و آقای «زاتولین» رئیس کمیته روابط خارجی دومای روسیه صحبت می‌کرد به نوعی این موضوع را مطرح کردم. ایشان در پاسخ با اشاره به در اختیار قرار دادن بندر اکتاوو و یک بندر دیگر در دریای خزر در خدمت رسانی به نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان که در عمل به معنی حضور نیروهای نظامی امریکایی در دریای خزر است، آن را سندرم قزاقستان نامیدند و بر این موضوع تاکید کردند که حضور نیروهای آمریکایی در دریای خزر مغایر توافق اجماعی کشورهای حاشیه خزر در خصوص عدم حضور نیروهای خارجی در دریای خزر است.   در همین ارتباط، وقتی به افزایش قابل توجه رفت و آمدهای هیات‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشورهای آسیای مرکزی به/از آمریکا در ماه‌های اخیر توجه کنیم، متوجه این واقعیت خواهیم شد که تحول معنی داری در نوع روابط آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی بوجود آمده است. در صحبتهایی که با مجموعه ای از کارشناسان روسی در این خصوص داشتم، این موضوع را تایید می‌کردند و نکاتی را هم در تایید آن اضافه داشتند و با نوعی انفعال، اجرا شدن طرح را گریزناپذیر دانسته و تنها بر ضرورت حفظ منافع روسیه در این روند تاکید می‌کردند.   حضور داعش در مرزهای جنوبی کشورهای آسیای مرکزی موجب شده است که این کشورها برای تضمین امنیت خود گسترش همکاری‌های امنیتی با آمریکا را به عنوان یک گزینه مهم در نظر بگیرند. گزینه‌ای که این فرصت را برای امریکا فراهم می‌سازد که بیشتر از گذشته در ساختارهای امنیتی این کشورهای نفوذ پیدا کند. نکته‌ای که شایان توجه است، سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف از جمله روسیه معتقدند که نیروهای داعش توسط هواپیماها و چرخبال‌های ناشناس از جنوب افغانستان به شمال این کشور منتقل شده و تسلیحات و سایر نیازمندی‌های آنان در محلهای استقرار تامین می‌شود.   آن چه در تاجیکستان می‌گذرد، خود جای تامل فراوان دارد و نیازمند بحث مستقلی است. مدتی تبلیغات دولتی تاجیکستان بر این محور متمرکز بود که جمهوری اسلامی ایران از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان حمایت می‌کند اما اخیرا بحث جدیدی را مطرح می‌کنند که ایران در پی شیعه ساختن اعضاء حزب نهضت است که از اساس بحثی انحرافی و اشتباه است.   ایران آنقدر می‌فهمد که حتی اگر بخواهد در تاجیکستان از حزبی پشتیبانی کند، این حزب باید حزبی سنی و حنفی باشد و چند نفر علاقمند به اهل بیت پیامبر اکرم(ص)، نمی‌توانند حزب و تشکیلات با نفوذی در تاجیکستان باشند. ولی چرا چنین بحثی مطرح می‌شود؟ باید گفت که متاسفانه سرویس‌های امنیتی تاجیکستان بدون آن که متوجه باشد، خود را در مسیر خطرناک همکاری با سازمان‌های امنیتی وهابی و سلفی که باعث جنگهای خطرناک خاورمیانه شده‌، قرار داده‌اند. سرویس‌های امنیتی تاجیکستان باید آنچه را که در سوریه و دیگر کشورهای خاورمیانه رخ داده عمیقا و بدون پیش داوری مورد مطالعه قرار دهند و اجازه ندهند دلارهای نفتی ثبات تاجیکستان و منطقه را از بین ببرد.   تحلیل و ارزیابی چگونگی پیشبرد طرح جاده ابریشم نوین در هریک از کشورهای آسیای مرکزی هدف این نوشتار نیست بلکه هدف روشنی انداختن بر تحولات جاری و در حال شکل گیری و شناخت روندها بجای توجه به حوادث است. تحولات قفقاز را هم نمی‌توان بی ارتباط با تحولات اسیای مرکزی دانست. انقلاب رنگی ارمنستان راکه در ماه گذشته رخ داد، می‌توان در همین راستا تحلیل نمود. در حال حاضر در قفقاز تنها جمهوری آذربایجان است که در مدار سنتهای حکومتداری گذشته باقی مانده و حکومتهای گرجستان و ارمنستان ثمره انقلابهای رنگی است. انقلاب رنگی ارمنستان انفعال دیگری در عرصه دستگاه تصمیم گیری روسیه پدید آورده است.   کارشناسان منطقه ای روسیه وقوع انقلاب رنگی ارمنستان را تحولی غافلگیرانه دانسته و اظهار امیدواری می کنند که رهبران جدید ارمنستان واقعیت‌های روی زمین ارمنستان را درک کنند و اقداماتی که می‌تواند موجب تهدید امنیتی برای روسیه شود، انجام ندهند. اظهار امیدواری به خرد سیاسی رهبران جدید ارمنستان در درک واقعیت‌های روی زمین ارمنستان و شرایط ژئوپلیتیک آن در بین کشورهای همسایه مانع از بیان این حقیقت نمی‌شود که انقلاب رنگی ارمنستان با شعار خروج از ساختار های امنیتی، سیاسی و اقتصادی تحت سلطه روسیه شکل گرفت و به پیروزی رسیده است.   حال چنانچه رهبران کنونی شعارهای خود را در کوتاه مدت و یا بلند مدت کنار بگذارند در بیان این واقعیت تغییری ایجاد نمی‌کند که شرایط حاکم در ارمنستان متفاوت از قبل شده و مسیر دیگری را خواهد پیمود. اگر متوجه این نکته هم باشیم که در کل مجموعه‌ای که در پی انقلاب رنگی در ارمنستان به قدرت رسیده‌اند، مقامات و مدیران کنونی را برکنار می‌کنند و افراد نزدیک به رئیس جمهور اسبق، «لئون ترپطروسیان» را که بیشتر مورد تایید غربی هاست در پست‌های جدید منصوب می‌کنند، حساسیت موضوع بیشتر روشن می‌شود.   به عنوان یک کارشناس منطقه فکر می‌کنم تحولات ارمنستان پایان نیافته و ادامه دار خواهد بود و ابعادی داخلی و منطقه‌ای خصوصا در ارتباط با قره باغ خواهد داشت که در هر دو حالت در روابط با جمهوری اسلامی ایران بی تاثیر نخواهد بود. با مطالعه مطالب منتشر شده در کشورمان در خصوص انقلاب رنگی ارمنستان متوجه این نکته خواهیم شد که مجموعه این مطالب می‌خواهند بگوید که آنچه در ارمنستان اتفاق افتاده یک موضوع داخلی بوده و سیاست خارجی ارمنستان تغییری نخواهد کرد ولی شخصا معتقدم که این تحلیل سطحی و اشتباه است اگر دستگاه دیپلماسی کشورمان - همانند کاری که روسیه انجام می‌دهد-  به سرعت وارد موضوع نشود و منافع آینده کشورمان را با توجه تحولات ارمنستان باز تعریف ننماید، در آینده دچار مشکل خواهیم شد.   آنچه را که در آسیای مرکزی و قفقاز در حال وقوع است، نمی‌توانیم بدون ارتباط با تحولات مربوط به کشورمان خصوصا پس از خروج آمریکا از برجام تحلیل کنیم. آمریکا همانگونه که با تجربه دهه 90 و نتایج حاصل از مطالعات اتاق‌های فکر خود مجددا به حوزه آسیای مرکزی وارد شده است و راهبرد قدیمی خود را با رویکرد جدیدی دنبال می‌کند، باید بپذیریم که در ارتباط با کشورمان هم راهبرد امریکا پیشا برجام و پسا برجام ندارد و با برجام و بی برجام در پی فرجام راهبرد خویش است.   راهبرد آمریکا علیه کشورمان محاصره در بین همسایگان است و ضروری است با جدیت تمام راهکارهای مقابله با این راهبرد را در ارتباط با همسایگان خود انتخاب و اجرا کنیم. در حال حاضر، آمریکا به نوعی همسایگان جنوبی را علیه کشورمان به صف کرده است و بایستی اجازه ندهیم این اتفاق برای همسایگان شمالی رخ دهد بخصوص اگر بدانیم که هزینه‌های پیشبرد راهبرد جاده ابریشم نوین امریکا را همسایگان جنوبی می‌دهند.       منبع: موسسه مطالعات ایران شرقی           ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 06 Jun 2018 19:22:58 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3660/زنگ-خطر-آسيای-مركزی-قفقاز رونمایی از کتاب «ایران و روسیه در خاورمیانه» http://www.iras.ir/fa/doc/news/3643/رونمایی-کتاب-ایران-روسیه-خاورمیانه موسسه ایراس امروز سه شنبه (25 اردیبهشت 1397) راس ساعت 16:30 به صورت مشترک با خبرگزاری ریانوستی روسیه بصورت ویدیو کنفرانس از کتاب «ایران و روسیه در خاورمیانه» رونمایی می کنند. کتاب «ایران و روسیه در خاورمیانه» به همت سفارت جمهوری اسلامی ایران در روسیه به زبان روسی منتشر شد است.   در این کتاب پنج کارشناس برجسته روس به همراه پنج کارشناس ایرانی مقالاتی را در مورد مسائل مختلف دوجانبه و منطقه ای ایران و روسیه به رشته تحریر در آورده اند. ویراس مقالات نویسندگان ایرانی آقای دکتر محمود شوری و ویراستار مقالات نویسندگان روس، آقای دکتر سرگئی میخیف می باشند.   علاوه بر مسائل دوجانبه مسئله آینده همکاری های دو کشور در خاورمیانه، نظم منطقه ای در خاورمیانه، مسئله اسرائیل و مسئله کردی و تاثیر آن بر روابط دو کشور مورد بررسی قرار گرفته است.   عناوین مقالات این کتاب به شرح زیر است:   - بازگشت روسیه به خاورمیانه؛ فرصت‌ها و چالش‌های احتمالی برای ایران (محمود شوری)   - جمهوري اسلامي ايران، روسيه و مسئله اسرائيل (بیژن ژند شکیبی)   - ایران، روسیه و گذار به نظم جدید در خاورمیانه (علیرضا نوری)   - ایران و قدرت های بزرگ در خاورمیانه (حسن احمدیان)   - ایران، روسيه و مسأله كردها در خاورميانه (محمود شوری - عفیفه عابدی)   - روابط روسیه و ایران به عنوان یک مدل برای آینده  (فئودور لوکیانف)   - روسیه و ایران پیش از مواجهه با چالش های دوره جدید (سرگئی میخیف)   - روسیه و ایران: وضع موجود و آینده (ایگور موروزف)   - روسیه و ایران: از تاکتیک به استراتژی؟ (کارین گئورگیان)   - ایران و روسیه: مرحله جدید همکاری در شرایط تشدید تهدیدها (ورونیکا کراشنینکوا)   - چه آینده ای از اتحاد روسیه و ایران انتظار می رود؟ (پروخانوف)    برای مطالعه گزارش کامل این رویداد، اینجا را کلیک نمایید.       ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Tue, 15 May 2018 10:21:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3643/رونمایی-کتاب-ایران-روسیه-خاورمیانه پویش های داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3631/1/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه نشست تخصصی با موضوع تحولات داخلی روسیه و سیاست خارجی روسیه در دوره پس از شوروی با حضور هیئتی از مرکز مطالعات شرقی  لهستان (OSW) روز دوشنبه 27 فروردین 1397 در ایراس برگزار شد. در ابتدای جلسه دکتر داوود کیانی ضمن خوشامدگویی به هیئت لهستانی و رییس مرکز مطالعات شرقی دکتر آدام اورهارت از وی خواست که سخنان خود را آغاز کند. وی با معرفی مرکز مطالعات شرق به عنوان بزرگترین مرکز از این دست در لهستان، حوزه تمرکز این مرکز را رصد مسایل داخلی و سیاست خارجی کشورهای شوروی سابق، ترکیه، آسیای مرکزی و قفقاز و خاورمیانه دانست.   خلاصه ­ای از سخنان دکتر اورهارت در ادامه می­ آید: روسیه هرگز نه آنقدر قوی بوده است که تظاهر می­کند و نه آنقدر ضعیف که برخی می­گویند. با این حال روسیه با بحران اقتصادی مواجه است که سه علت دارد: روند اول: کاهش قیمت نفت، دوم بحران در روابط با غرب و تحریم ­ها علیه روسیه و سوم ضعف ساختاری و فقدان دموکراسی و نوسازی. در واقع نظام روسیه نتوانست نوسازی مورد نظر مردم را محقق کند. انتظارات طبقه متوسط که رای پوتین وابسته به آن­هاست و خواستار ثبات هستند در دولت پوتین محقق نشده است. ولادیمیر پوتین در سال­ های ابتدایی ریاست جمهوری­ اش بیشتر به دنبال ثبات بود. اما اکنون اینطور نیست و شاهد فساد اقتصادی و اداری در کرملین هستیم. با این حال نباید حمایت از وی را محدود به طبقه متوسط کنیم. وی در بخش­ های مختلف روسیه مورد حمایت است. اما مساله بحران اقتصادی بر حقوق و دستمزد افراد تاثیر گذاشته است و دولت روسیه که نتوانست مسائل اقتصادی را حل کند این مسائل را وارد سیاست خارجی کرد و از سیاست خارجی به عنوان ابزاری برای فرار از مشکلات روزمره مردم استفاده کرد. بحران اوکراین و کریمه و همچنین لفاظی­ هایی که روسیه اخیرا در قبال غرب اتخاذ کرده است یک نمونه از این رفتار بود. به هر حال این رویکرد روسیه جواب داد و در انتخابات اخیر با اینکه هیچ گزینه دیگری وجود نداشت امام مردم حضور گسترده داشتند.   بحث روابط روسیه و آمریکا نیز تبدیل به بزرگترین چالش جهان شده است و مسائل مربوط به انتخابات 2016 آمریکا و روی کار آمدن ترامپ نوع روابط آمریکا و روسیه را تحت تاثیر قرار داده است. چیزی که ما در روابط آمریکا و روسیه می­ بینیم این است که این روابط به صورت برابر شکل نگرفته است. روسیه ضعیف ­تر از آن است که به عنوان یک طرف برابر با آمریکا باشد در عین حال این کشور آنقدر قدرتمند و جاه­ طلب است که به عنوان طرف پایین­ تر در روابط با آمریکا قرار نگیرد. خواسته روسیه از غرب این است که در منطقه شرق اروپا بتواند آزادانه و بدون مداخله غرب تصمیم­ گیری کند. با این حال به نظر می ­رسد که روسیه هیچ گزینه ­ای برای ارائه به غرب ندارد. در نتیجه شاهد اعمال تحریم­ های اخیر علیه روسیه هستیم. اولویت اول روسیه منطقه پساشوروی است و جنگ افروزی که که در مورد اوکراین شاهد بودیم به این خاطر بود که اوکراین به سمت غرب رفت و پیشنهادهای روسیه در مورد اتحادیه گمرکی و ... را نپذیرفت. در سطح داخلی جدا شدن کریمه به نفع روسیه بود اما هر چه بیشتر پیش رفت معلوم شد نزاع در منطقه شرق اوکراین به ضرر روسیه است و روسیه عملا در دستیابی به اهدافش در اوکراین ناکام ماند و بعید است در آینده نزدیک شاهد بازگشت اوکراین به حوزه نفوذ روسیه باشیم. در واقع با توجه به نگاه جوانان اوکراین به روسیه عملا روسیه بقیه اوکراین را از دست داد. به هر حال مساله روسیه و اوکراین غیرقابل پیش بینی است نه فقط برای اوکراین بلکه برای کل اروپا. اکنون روسیه در حال لفاظی­ های جنگ سردی است. البته من این را یک جنگ سرد نمی­دانم زیرا جهان تغییر کرده است و روسیه هم شوروی نیست. به علاوه جنگ سرد باعث وحدت و انسجام بین اروپا و تضعیف اقتصاد روسیه خواهد شد. به نظر من پوتین دنبال چیزی متفاوت از جنگ سرد است. وی آرزو دارد که اروپا وحدت خود را از دست بدهد و دچار واگرایی شود و از مقابله با روسیه به هر قیمتی اجتناب کند. مسلما بین کشورهای اتحادیه اروپا تفاوت رویکرد و نگرش در مورد برخورد با روسیه وجود دارد. با این حال اعضای اتحادیه همواره دنبال رویکردهای مشترک در مقابل روسیه بودند از جمله در خصوص تحریم روسیه و حمایت از حاکمیت اوکراین. در ادامه دکتر کیانی با اشاره به مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی روسیه اظهار داشت که با تمام این مشکلات روسیه حضور قدرتمندی در سوریه داشته است و کشورهای اروپای غربی نیز قادر به مقابله با این کشور نبوده ­اند. به گفته وی در اوکراین نیز روسیه در نهایت توانست کریمه را جدا کند و اقتصاد این کشور نیز رو به بهبود است و در واقع برخلاف آنچه که گفته می شود شاهد جایگاه قوی بین­ المللی روسیه هستیم.   دکتر شوری نیز با اشاره به تفاوت دیدگاه و مواضع در ایران و لهستان در خصوص روسیه خصوصا بعد از فروپاشی شوروی اظهار داشت: ما به مساله روسیه از زاویه مواضع ضد غربی نگاه می­ کنیم و این الزاما یک نگاه طرفدار روسیه نیست. از نظر ما غرب نیز نقش زیادی در نوع رفتار و مواضع روسیه در این سال­ها داشت و به نظر نمی­رسد بتوانیم سیاست خارجی روسیه را تنها نتیجه سیاست داخلی آن بدانیم. حداقل یک دهه در دوره یلتسین روس­ها تلاش کردند با غرب رابطه خوبی داشته باشند و پوتین نیز در مقطعی برای بهبود این رابطه کوشید اما غرب هرگز تحولات جهان را از دید روسیه نگاه نکرد. مثلا تظاهرات در اوکراین در اعتراض به قراردادهای این کشور با روسیه بود. اگر بخواهیم از موضع روسیه نگاه کنیم روسیه مواضع خود را در افزایش عمق استراتژیک خود در اوکراین می­داند. البته این مساله ما نیست و آنچه مساله ماست این است که غرب حاضر نیست قدرت­ های مستقل را به رسمیت بشناسد. البته ایران و روسیه نیز تجربه تاریخی خوبی ندارند اما بعد از فروپاشی شوروی به خاطر نوع رفتار غرب روابط بهتری داریم. ما حتی از نظر اقتصادی نیز گزینه­ های زیادی برای ارائه به یکدیگر نداریم. حجم روابط اقتصادی دو طرف به زحمت به دو میلیارد دلار می­رسد. اما به هر حال ما از زمان فروپاشی شوروی احساس تهدید مستقیم از جانب روسیه در مرزهای خود نداشتیم و روسیه نیز نیازهای ما را که غرب حاضر نبود تامین کند فراهم می کرد.   در ادامه خانم زهرا عطری سوالی مطرح کرد درباره اینکه آیا سیاست خارجی لهستان و سایر کشورهای اروپای شرقی درباره اجازه دادن به آمریکا و ناتو برای استفاده از خاک آن­ها بر علیه روسیه واقع بینانه است و آیا نباید این کشورها به عنوان همسایگان روسیه موضعی هوشمندانه ­تر مانند موضعی که کره جنوبی اخیرا درباره مذاکره با پیونگ یانگ اتخاذ کرد دنبال کنند؟   آقای اورهارت اظهار داشت که لهستان نیز همانند ایران، از جانب روسیه احساس تهدید مستقیم نمی کند و این یک پیشرفت خوب و نقطه مثبتی در روابط لهستان و روسیه است. لهستان کشوری قدرتمند است که عضو اتحادیه اروپا و ناتو است. لهستان ممکن است مخالف برخی سیاست­های روسیه باشد اما همواره به دنبال تنش ­زدایی در روابط با روسیه است و همه نظرسنجی­ ها در باره روابط دو کشور نشان می ­دهد که جامعه خواهان بهبود روابط است و مشکل این است که سیاست خارجی روسیه اروپای مرکزی را نادیده گرفته است و همواره کشورهای بزرگ غربی مانند انگلیس و آلمان و آمریکا را مورد توجه قرار داده است. اما به هر حال خط قرمزهایی هم در بهبود روابط وجود دارد. اولین خط قرمز حقی است که دولت ­ها باید درباره حاکمیت خودشان داشته باشند و مورد تعدی قرار نگیرد. به گفته وی ممکن است برخی این را عاقلانه بدانند یا ندانند اما اکثریت جامعه لهستان موافق همگرایی و همکاری با ناتو است. خط قرمز دوم هنجارهای بین ­المللی است که لهستان متعهد به آن­هاست. لهستان همسایه اوکراین و روسیه است و خواهان بهبود روابط این دو کشور است و چالش امنیتی ن ها چالشی برای لهستان است. به علاوه نیروهای اوکراینی در خاک روسیه نیستند بلکه نیروهای روسیه در خاک اوکراین قرار دارند و این نقض آشکار حقوق بین ­الملل است.   در ادامه آقای بهشتی­ پور با اشاره به اینکه به نظر می­رسد برخلاف آنچه در مباحث طرف لهستانی مطرح شد روسیه به دنبال ایجاد کردن اختلاف بین اروپا نیست بلکه بر عکس خواهان نزدیک شدن به اروپا در برابر آمریکاست، نظر طرف لهستانی را در این خصوص جویا شد. وی همچنین سیاست غرب در باره روسیه را نیز یکپارچه ندانست و برای مثال موضع انگلیس در قبال روسیه را به کلی متفاوت از موضع آلمان دانست.   آقای اورهارت نیز با تایید تفاوت دیدگاه کشورهای غربی درباره روسیه اظهار داشت که در گذشته یعنی حدود پنج سال قبل این تفاوت بیشتر بود. برای مثال اختلاف در اتحادیه اروپا بر سر این بود که آیا روسیه یک کشور تجدیدنظرطلب است و به دنبال زیر سوال بردن نظم اروپایی است و یا برعکس روسیه خواهان ادغام در اتحادیه اروپاست. اما امروزه این اختلاف بین کشورهای مختلف کمرنگ شده و دیدگاه­ها به هم نزدیک شده است و به روسیه بیشتر به شکل یک قدرت که خواهان تغییر در نظم اروپایی است نگریسته می­ شود. زیرا روسیه این رویکرد را با مساله اوکراین و یا دخالت در انتخابات کشورهای مختلف غربی نشان داده است و اکنون مساله این است که با این چالش چگونه روبرو شویم. در این خصوص مواضع خصمانه ­تر و ملایم ­تر وجود دارد و تحریم­ ها بعد از بحران اوکراین نشان دهنده این است که به رغم اختلافات، همه از این رویکرد حمایت کردند.   در ادامه دکتر شوری با اشاره به تلاش بیست ساله غرب برای گسترش ناتو به شرق و نزدیک شدن  به مرزهای روسیه خواستار ارائه مصادیقی از رویکرد خصمانه روسیه در قبال اروپا به جز مساله اوکراین شد. وی تاکید کرد که خواستار مشروعیت بخشی به مساله اوکراین و گرجستان نیست اما آیا می­ توان قدرتی مثل روسیه را محدود کرد که حتی بر کشورهای اطراف خود نیز نفوذ نداشته باشد؟   دکتر اورهارت پاسخ داد که موارد متعددی از اقدامات خصمانه روسیه شامل دکترین­ های نظامی و مانورهای نظامی خصوصا بین روسیه و بلاروس وجود دارد و به هر حال کشورها حق دارند انتخاب کنند در کدام بلوک باشند. به گفته وی مداخله در امور داخلی برخی کشورهای اروپایی تلاش برای تضعیف اروپا بوده است و نه تلاش برای شکل دادن به همگرایی. پذیرش اینکه روسیه برای حفظ عمق استراتژیک خود در اوکراین مداخله نظامی کرده دشوار است و به هر حال کشورها باید پایبند به حقوق بین ­الملل باشند.   در ادامه دکتر حمیدرضا عزیزی با اشاره به وقوع انقلاب رنگی در اوکراین که روسیه آن را نقشه غرب برای حضور در نزدیکی روسیه می دانست، اظهار داشت که روسیه بعد از این انقلاب کوشید با روش های نرم مانند حمایت از یانوکویچ نفوذ خود را در این کشور دوباره به دست بیاورد. اما بعد از بحران اوکراین و ناموفق بودن این تلاش­ها، مسکو مستقیم وارد عمل شد و نتیجه این اقدام دسترسی روسیه به دریای سیاه بود و دستاورد روسیه این بود که نقش خود را در این منطقه نشان داد و ثابت کرد هیچ مساله­ای بدون به رسمیت شناختن نقش روسیه در این منطقه حل نخواهد شد.   آقای اورهارت ضمن تشکر از این دیدگاه اظهار داشت که نظری بر عکس این دیدگاه دارد. وی چنین ادامه داد: اتقلاب­های رنگی در اوکراین نشان داد که این کشور وضعیت شکننده ­ای از نظر اقتصادی و اجتماعی دارد. اوکراین در سال 2014 نیز چشم ­انداز روشنی در خصوص پیوستن به اتحادیه اروپا در برابر خود نداشت و اصلاحاتی که اروپا از اوکراین خواسته بود اصلاحات پرهزینه­ ای بود. اگر روسیه دخالت نظامی نمی­کرد این کشور احتمالا دوباره به سمت مسکو چرخش می­کرد اما جنگ مانع این رویکرد شد. چند ماه قبل از این اتفاقات فشار زیادی بر یانوکویچ برای عضویت در اتحادیه گمرکی وارد شد و وام­ های زیادی به وی پرداخت شد که موجب پیروزی وی در انتخابات شد. البته در آن شرایط شاید این کشور گزینه دیگری نداشت اما اکنون دیگر حرفی از اتحادیه گمرکی و .. نیست. در نتیجه نمی ­توان گفت که اوکراین این جنگ را برده است بلکه روسیه این جنگ را باخته است و احساسات ضد روسی مردم اوکراین بر علیه روسیه را نمی­ توان به راحتی خنثی کرد.   سوال دیگری توسط آقای پرویز قاسمی مطرح شد در خصوص تجربه تاریخی لهستان نسبت به روسیه و اینکه این تجربه در نگاه امروزی نخبگان لهستان به روسیه تا چه میزان نقش دارد؟ دکتر اورهارت پاسخ داد که به هر حال هر جامعه ­ای در تصمیمات سیاست خارجی، گذشته را نیز نادیده نمی ­گیرد اما در عین حال نباید در گذشته متوقف شد و نگاه اغراق­ آمیز داشت. تاریخ ما دربرگیرنده جنبه ­های مثبت نیز هست. فرهنگ روسیه و نویسندگان، ادبیات، و فیلم­ های روسیه همواره در لهستان محبوب بوده ­اند. همچنان که فیلم­ های ایرانی نیز دارای محبوبیت در جامعه لهستان هستند. به هر حال هدف ما اکنون باید مقابله با چالش ­ها در روابط دوجانبه و حفظ هنجارهای بین­ المللی باشد. روسیه باید تمامیت ارضی کشورهای همسایه را محترم بشمارد و اگر چنین باشد روسیه تبدیل به یکی از دوستان لهستان می­ شود.   آقای قاسمی سوال خود را چنین ادامه داد که این دیدگاه وجود دارد که لهستان عامل غرب در توسعه ناتو به شرق و انقلاب­ های رنگی بوده است. دکتر اورهارت در پاسخ اظهار داشت که بعد از پنجاه سال تسلط شوروی جامعه لهستان تصمیم گرفت برای پاسخگویی به نگرانی­ های امنیتی و شکاف در توسعه اقتصادی به اتحادیه اروپا و ناتو بپیوندد. همسایگان لهستان انتخاب­ های دیگری داشتند و این کشور انتخاب­ های آن­ها را پذیرفت. اوکراین در جریان دو انقلاب نشان داد که خواهان تغییر است. قطعا انقلاب ­های رنگی در راستای منافع غرب بوده­ اند اما شکی نیست که جامعه اوکراین گرایش به سمت غرب داشته است. در حالیکه نقطه مقابل این کشور جامعه بلاروس است که تمایل زیادی به سمت روسیه دارد.       سوال آخر جلسه نیز درباره واکنش روسیه و اتحادیه اروپا به خروج احتمالی آمریکا از توافق هسته­ای با ایران بود. دکتر اورهارت با اشاره به حمایت لهستان از توافق هسته ای در جهت تنش­ زدایی بین ایران و اروپا اظهار داشت که نگران پیش­ بینی ناپذیری سیاست­های ترامپ است. به گفته وی باید به دنبال راهی برای حذف کامل تحریم ­های ایران و حل تمام چالش ­های موجود در روابط غرب با ایران بود اما امکانات لهستان در این مورد محدود است. به گفته وی روابط دو کشور بیش از شش صد سال قدمت دارد و اگرچه اختلافاتی وجود دارد اما توان بحث و گفتگو نیز وجود دارد. وی در خاتمه از بحث­ های صریحی که مطرح شد سپاسگزاری کرد.     تهیه و تنظیم گزارش: زهرا عطری سنگری، همکار پژوهشی در موسسه مطالعات ایراس         ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 27 Apr 2018 08:44:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3631/1/پویش-های-داخلی-تاثیر-سیاست-خارجی-روسیه تحول نوین در روابط روسیه و غرب: عرصه های جدید تقابل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل مقدمه روابط روسیه و غرب در سال های اخیر به ویژه پس از بروز بحران اوکراین در سال 2014 دستخوش تحولات منفی زیادی بوده است.غربی ها به بهانه الحاق کریمه به روسیه و حمایت مسکو از جدایی طلبان شرق اوکراین، تحریم های گستردهای را علیه  روسیه به اجرا در آورده و آمریکا به عنوان سردمدار بلوک غرب علاوه بر این موارد با دستاویز قرار دادن دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری 2016 این کشور، تحریم های بی سابقه ای را در چارچوب قانون "کاتسا" برای تشدید فشارها و محدودیت ها علیه روسیه به مورد اجرا گذاشته است. این مسائل در کنار اختلافات دیگر از جمله حضور نظامی روسیه در سوریه و انتقاد و حملات تبلیغاتی غرب علیه دولت روسیه، باعث شده تا روند روابط روسیه و غرب روند نزولی را طی کند و با گذشت هر سال بر گستره اختلافات و تنش ها افزوده شود. با این حال بروز مساله ای جدید یعنی مسمومیت شیمیایی"سرگئی اسکریپال" جاسوس سابق روس و یولیا دخترش در سالزبری در جنوب غرب انگلیس در 4 مارس 2018 و پیامدهای آن روابط سرد و پرتنش روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. اسکریپال در سال 2010 هنگام تبادل جاسوس میان آمریکا و روسیه به انگلیس پناهنده شد که در آن، مسکو چهار جاسوس خود را با 10 جاسوس آمریکا مبادله کرد. وی پیش‌تر مامور اطلاعاتی روسیه بود که به دلیل جاسوسی برای دولت انگلیس در سال 2006 به 13 سال حبس در مسکو محکوم شد،وی متهم بود که هویت جاسوسان روس را در اروپا به سازمان جاسوسی ‌ام.آی.6 گزارش داده است.مقامات انگلیس ادعا می‌کنند که اسکریپال براثر تماس با ماده سمی اعصاب ساخت روسیه  موسوم به "نویچوک" مسموم شده است.   بهانه جویی غربی ها متهم شدن روسیه از سوی انگلیس به دخالت مستقیم در مسمومیت شیمیایی اسکریپال به بهانه ای برای غربی ها برای اقدامات تنبیهی بی سابقه علیه  مسکو به ویژه در دو بعد دیپلماتیک و ورزشی تبدیل شده است. این در حالی است که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه بر دخالت نداشتن کشورش در ماجرای مسمومیت اسکریپال تاکید کرده است.نکته مهم اینکه محققان سلاح های شیمیایی بریتانیا نتوانستند ثابت کنند که گاز اعصاب مورد استفاده در مسمومیت "اسکریپال" ساخت روسیه بوده است."گری ایتکنهد"مدیر آزمایشگاه «پورتون داون» وابسته به ارتش بریتانیا اعلام کرد بر اساس تحقیقات به‌عمل‌آمده توسط محققان این آزمایشگاه، روسی بودن ماده شیمیایی مسمومیت اسکریپال ثابت نشده است. از سوی دیگر اکنون مشخص شده که تولید عامل اعصاب که برای مسموم کردن اسکریپال استفاده شده است می تواند در 20 کشور صورت بگیرد.در این زمینه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه گفت: بر اساس نظر کارشناسان بین المللی نزدیک به 20 کشور در جهان می توانند عامل اعصاب مشابهی را تولید کنند.بدین ترتیب متهم کردن روسیه به عنوان تولید کننده و عامل مسمومیت اسکریپال اساسا مساله ای قابل اثبات نیست.     همراهی اروپایی ها به رغم اختلاف اتحادیه اروپا و انگلیس در باره برگزیت ، سران اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود در بروکسل آشکارا در حمایت از انگلیس علیه روسیه موضع گرفتند. ترزا می نخست وزیر انگلیس در این نشست به دنبال متقاعد کردن سران اروپایی برای واکنش مناسب در مقابل روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری این کشور بود. این درخواست ترزا می با پاسخ مثبت آنها همراه شد. در این راستا سران اتحادیه اروپا در حمایت از انگلیس، روسیه را به دست داشتن در مسمومیت سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روس متهم کردند.سران اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک در حمایت از موضع لندن اعلام کردند که "به احتمال زیاد" روسیه مسئول مسموم کردن سرگئی اسکریپال و دخترش است. ترزا می نیزاعلام کرد امروز روسیه نه تنها در اروپا بلکه در خاورمیانه و سراسر جهان یک تهدید است. ترزا می گفت: من از تمام همتایان خود در این نشست می خواهم تا تصمیم جدی علیه تهدیدهای روسیه اتخاذ کنند. فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم با اعلام حمایت این اتحادیه از انگلیس اعلام کرد کشورهای عضو بی تردید و قاطعانه از لندن در مقابل تهدیدهای خارجی دفاع خواهند کرد. موگرینی اعلام کرد بهترین راه برای مقابله با تهدید های روسیه «اتحاد و یکپارچگی» تمام اعضای اتحادیه اروپا است. اما این اقدام اروپایی ها با واکنش منفی مسکو مواجه شد. سفیر روسیه در انگلیس اعلام کرد اروپا در بسیاری از موارد در تاریخ، قوانین بین‌المللی را نقض کرده است و امروز هم در همین راستا روسیه را متهم می کند. بدین ترتیب رویارویی روسیه و انگلیس که از قبل هم با هم اختلافات مهمی داشتند، با توجه به موضع گیری یکپارچه سران اتحادیه اروپا علیه مسکو بر سر مسموم شدن اسکریپال به مراحل بسیار حساسی رسیده است. دولت محافظه کار انگلیس که روابط دو کشور را در مسیری بی بازگشت قرار داده، خواهان حمایت همه جانبه غرب از خود در برابر روسیه است.   اقدامات تنبیهی دولت انگلیس در واکنشی عملی علیه روسیه ، اقدام به اخراج 23 دیپلمات روس از خاک خود نمود که البته  شرکای اروپایی و غربی لندن نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفتند.حدود 30 کشور اقدام به اخراج نمایندگان دیپلماتیک روسیه از خاک خودکرده وبیش از 150 دیپلمات روس از کشورهای مختلف اخراج شدند.از جمله آمریکا اعلام کرد که 60 تن ازدیپلمات های روسی مقیم آمریکا ازجمله 12 نفراز کارکنان دفتر نمایندگی دائم روسیه در سازمان ملل را اخراج می کند.ترزا می، نخست‌ وزیر انگلیس این رویداد را پرشمارترین اخراج دیپلمات‌های روسی در تاریخ خواند. به گفته بوریس جانسون، وزیر خارجه انگلیس، این اخراج‌ها "نقطه عطفی"در روابط غرب با روسیه است و"ضربه‌ای" محسوب می‌شود که سازمان اطلاعات روسیه سال‌ها وقت لازم دارد تا از آن بهبود یابد. گمان دولت محافظه کار لندن این بود که اخراج جمعی دیپلمات های روسی از کشورهای غربی اعم از اروپا، آمریکا و چند کشور دیگر ضربه سختی برای دستگاه اطلاعات خارجی روسیه خواهد بود که بسیاری ازعوامل اطلاعاتی خود دراین کشورها را بدین ترتیب از دست داده است. اما نکته مهمتر این بود که یک مقام بلند مرتبه انگلیس اعلام کرد،دولت این کشور در سطحی بی‌سابقه اطلاعات مأموران مخفی خود در پرونده مسمومیت اسکریپال را در اختیار هم‌پیمانان خود قرار داده است. ارائه این اطلاعات زمینه را برای اخراج تعداد زیادی از دیپلمات‌های روس از کشورهای غربی، فراهم ‌آورد. دولت انگلیس به رغم درخواست های مکرر روسیه در باره ارائه شواهد و مدارک در باره دخالت مسکو در مسمومیت شیمیایی  اسکریپال، از این کار خود داری کرد ودر عوض در چارچوب جنگ تبلیغاتی و نیز برای متقاعد کردن افکارعمومی، ادعا کرد که اطلاعات مخفی خود درباره دخالت مستقیم مسکو در مسمومیت شیمیایی اسکریپال را در اختیار متحدان خود قرار داده است.این پرسش مطرح است که اگر واقعا مدارک محکمه پسند و قابل قبول برای مجامع جهانی در این زمینه وجود داشت قطعا لندن اقدام به انتشار آنها می کرد تا بتواند ضمن منفعل کردن مسکو، آن را در معرض محکومیت های بین المللی قرار دهد. تحلیلگران با توجه به رویکرد و عملکرد دولت انگلیس، ادعاهای آن در باره نقش روسیه در حادثه مسمومیت اسکریپال را زیر سئوال می برند.ضمن اینکه هدف لندن از این اقدام بیش از اینکه جنبه انسانی و حتی امنیتی یعنی کاربرد سلاح شیمیایی در خاک یک کشور اروپایی آن گونه که ادعا کرده باشد، بیشتر فراهم آوردن بهانه لازم برای اعمال تحریم های بیشتر و همه جانبه علیه مسکو به ویژه  تحریم جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. لندن با جدیت به دنبال تحریم بازی های جام جهانی فوتبال 2018 روسیه است. انگلیس به همراه 6 کشور دیگر یعنی لهستان، ایسلند، دانمارک، سوئد، استرالیا و ژاپن که جواز حضور در جام جهانی را کسب کرده اند، دولت‌هایشان جام جهانی را بایکوت کرده‌اند. انتظار می رود که مقامات رسمی این کشورها در مراسم افتتاحیه جام جهانی درروسیه حضور نیابند.نیکیتا سیمونیان معاون اتحادیه فوتبال روسیه درباره درخواست انگلیس از متحدانش برای تحریم جام جهانی فوتبال گفت: آنها مدعی بودند که ورزش باید از سیاست جدا باشد. در واقع غربی ها به رغم ادعاهای خود، از ورزش به مثابه سلاحی سیاسی و تبلیغاتی علیه دیگر دولتها استفاده می کنند. بدین ترتیب در چارچوب کارزار گسترده ضد روسی غرب، این بار انگلیس صحنه گردانی را برعهده گرفته و موضع هماهنگ سران دولتهای غربی علیه روسیه نیز نشان از آن دارد که غرب قصد دارد با توجه به پیروزی بی سابقه پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه که نشانه بی اعتنایی روس ها به تبلیغات ضد پوتین غربی ها بود، فشارهای سیاسی خود را علیه مسکو و پوتین تشدید کند.   دیدگاه مسکو ازدیدگاه مسکو، اقدام هماهنگ غربی ها در اخراج دیپلمات های روسی ، نشانه تلاش حساب شده و سازمان یافته با هدف تحت فشار قرار دادن روسیه و منزوی کردن این کشور در سطح بین المللی است. به گفته ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه ،پشت این اقدام، افرادی قدرتمند در انگلیس و آمریکا قرار دارند.وی معتقد است که ناتو پشت سر اقدامات اتحادیه اروپا قرار دارد و این سازمان درصدد سیاه نمایی علیه روسیه است."دمیتری ایگورچنکوف"کارشناس روسی،  معتقد است پرونده اسکریپال بهانه‌ای برای گسترش ناتو و افزایش تحریم‌ها علیه روسیه است و می‌گوید واشنگتن، اروپا را خط مقدم «جنگ ترکیبی» علیه روسیه می‌داند. مسکو براین مساله پافشاری می کند که لندن هیچگونه شواهد متقنی درباره دخالت دولت یا ماموران دولتی روسیه در ماجرای مسمومیت شیمیایی اسکریپال و دخترش ارائه نداده است. به گفته "لئونید رینک"کارشناس شیمیایی، روسیه در زمینه مسمومیت اسکریپال هیچگونه منفعتی ندارد و از سوی دیگر، روسیه نمی توانست در چنین موقعیت حساسی یعنی انتخابات ریاست جمهوری و بازی های جام جهانی فوتبال، مبادرت به چنین اقدامی کند.درعین حال نباید فراموش کرد انگلیس که به دلیل مباحثات زیاد با اتحادیه اروپا بر سر خروج از این اتحادیه (برگزیت) و افزایش انتقادات در این زمینه در داخل با فشار زیادی روبه رو است، اکنون فرصت را مغتنم شده و سعی می کند با بزرگنمایی حادثه مسمومیت شیمیایی اسکریپال،همراهی مجدد کشورهای اتحادیه اروپا را به دست آورد و در عین حال روابط خود را با آمریکا ترمیم کند؛ به ویژه این که پس از اعتراضات گسترده داخلی به سفر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و اظهارات توهین آمیز وی درباره ترزا می  که به لغو سفر وی به انگلیس منجر شد روابط لندن و واشنگتن چندان گرم و صمیمانه نبود. در عین حال غربی ها اکنون به زعم خود بهانه مناسبی برای کارزار گسترده سیاسی، دیپلماتیک و تبلیغاتی علیه مسکو یافته اند و به همین دلیل انتظار می رود در آینده نزدیک ابعاد آن گسترش بیشتری یابد.   واکنش متقابل اقدامات خصمانه غرب علیه روسیه از سوی مسکو بی جواب نماند.در این راستا شاهد اقدامات متقابل و تلافی جویانه روسیه علیه کشورهای غربی بودیم. روسیه علاوه بر اخراج 23 دیپلمات انگلیسی از تعطیلی مرکز فرهنگی انگلیس (بریتیش کانسیل) در مسکو خبر داد.ترزا می نخست وزیر انگلیس پس از این واکنش روسیه اعلام کرد که تدابیر دیگری نیز علیه مسکو اتخاذ خواهد کرد.در مرحله بعد دولت روسیه اقدامات متقابل علیه شرکای غربی لندن را در پیش گرفت.دراین راستا روسیه روز پنج شنبه 29 مارس در چارچوب اقدام متقابل علیه آمریکا 60 دیپلمات آمریکایی را از خاک روسیه اخراج و کنسولگری آمریکا در سن پترزبورگ را تعطیل کرد.سپس وزارت خارجه روسیه با فراخواندن سفرای اروپایی در مسکو، روز جمعه 30 مارس اعلام کرد، ۵۹ دیپلمات از ۲۳ کشور مختلف را اخراج خواهد کرد. این تصمیم مسکو در واکنش به اخراج دیپلمات های روسیه از کشورهای دیگر صورت گرفت.از جمله مسکو در پاسخ به اخراج دیپلمات های این کشور، 41 دیپلمات از کشورهای اروپایی را اخراج کرد. هم چنین مسکو دستور اخراج 50 دیپلمات دیگر انگلیسیی از روسیه را صادر کرد.اروپایی ها انتظار نداشتند تا روسیه برخورد دیپلماتیکی همانند با برخوردی که با واشنگتن داشت، با کشورهای اروپایی که در جبهه انگلیس و آمریکا در مقابل روسیه قرار گرفته اند داشته باشد. ولی اقدام روسیه خلاف آن را نشان داد و همین مساله موجب سردرگمی و موضع انفعالی برخی از آنها شد. "هایکو ماس"Heiko Maas وزیرامور خارجه آلمان در پی اعلام اخراج چهار دیپلمات آلمانی گفت، برلین از گفت وگو با مسکو استقبال می کند و برای آینده ای سازنده در روابط  دو کشور تلاش خواهد کرد. فولکر پرتِس (Volker Peretz) کارشناس سیاسی آلمانی معتقد است که اتحادیه اروپا باید با روسیه کنار بیاید.البته سران اتحادیه اروپا نیز به این مساله اذعان دارند.   تقابل دیپلماتیک بی سابقه بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است.البته موضع کشورهای اتحادیه اروپا در برخورد با روسیه به بهانه مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال موضعی واحد نبوده است.با اینکه بیشتر کشورهای این اتحادیه علیه مسکو موضع گیری کردند، اما قبرس، اسلوونی، یونان و اتریش اقدام به فراخوانی سفرای شان از مسکو و یا اخراج دیپلمات های روسیه نکردند. این مساله نشانگر اختلاف نظر در باره نحوه برخورد با روسیه در اتحادیه اروپا است.ضمن اینکه برخی شرکای اتحادیه اروپا نیز از این اقدام پیروی نکردند.از جمله ترکیه و صربستان مخالفت خود با اخراج دیپلمات های روسی اعلام کردند.روابط اتحادیه اروپا و روسیه از سال 2014 بر سر بحران اوکراین، شاهد واگرایی و افزایش شکاف ها و اختلافات و اعمال تحریم های متقابل بوده است.از نگاه مسکو، روابط کنونی اتحادیه اروپا و روسیه در وضعیت دشواری قرار دارد .اکنون مساله ادامه تحریم ها علیه روسیه و در یک چارچوب کلی تر ادامه روابط با روسیه، باعث بروز اختلاف و دودستگی بین کشورهای اتحادیه اروپا شده است. طبیعتا تقابل این دو دیدگاه دراتحادیه اروپا موجب تفرقه و عدم انسجام در موضع گیری اتحادیه اروپا در قبال مسکو شده است.مساله مسمومیت شیمیایی سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین روسیه درانگلیس ،موجب برتری جناح ضد روسی دراتحادیه اروپا شده است. با این حال هنوز برخی کشورهای اتحادیه اروپا مخالف برخورد سلبی با مسکو هستند. اما روسیه با اتخاذ رویکردی قاطع در قبال اخراج دیپلمات های خود از کشورهای اروپایی نشان داد که به غربی ها از جمله اروپایی ها باج نخواهد داد و واکنش تلافی جویانه را در سرلوحه مواضع و اقدامات خود در برابر غرب از جمله اروپا قرار داده است. با این حال همواره بر امکان حل و فصل اختلافات و عادی سازی روابط دو جانبه نیز تاکید کرده است.   نقش آمریکا هر چند تنش سیاسی و دیپلماتیک اخیر بین روسیه و انگلیس رخ داد، اما آمریکا با سوء استفاده از این مساله تلاش کرد تا رهبری کارزار ضد روسی اخیر در جهان غرب را به دست گیرد و از آن برای تضعیف موقعیت و وجهه بین المللی مسکو و و نیز تشدید فشارها علیه آن استفاده کند. اکنون مساله "اسکریپال" عملا به چالش جدیدی بین روسیه و غرب تبدیل شده و آمریکا در برخورد با روسیه از آن استفاده ابزاری می کند.بر خلاف تصور اولیه روسها درباره بهبود روابط مسکو و واشنگتن با روی کار آمدن دونالد ترامپ ، اما مسیر روابط دو کشور به سوی تشدید اختلافات و تنش ها و وخامت روز افزون روابط دو جانبه سیر کرده است. آمریکا در ابعاد مختلف سیاسی، دیپلماتیک، تجاری، اقتصادی، نظامی و امنیتی روسیه را به چالش کشیده و در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین هسته ای جدید خود همواره از روسیه به عنوان تهدید عمده یاد کرده است.اعمال تحریم های جدید علیه روسیه در چارچوب قانون کاتسا نیز از مهمترین اقدامات ضد روسی واشنگتن در سال 2017 بود."الکسی موخین" تحلیلگر سیاسی روسی، معتقد است قانون تحریم روسیه باعث افزایش تنش ها بین مسکو و واشنگتن می شود.با توجه به تداوم اختلافات و شکاف ها درمواضع مسکو و واشنگتن درقبال بسیاری ازمسائل بین المللی و اکنون بحران مسمومیت شیمیایی اسکریپال ،امیدی به بهبود وضعیت کنونی و آغاز برهه ای جدید در روابط دو جانبه روسیه و آمریکا وجود ندارد.تداوم اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو نشان می دهد که آمریکایی ها مصمم هستند در ابعاد مختلف روسها را به چالش بکشند.مساله ای که واکنش واقدامات متقابل مسکو را به دنبال داشته است."سرگئی روگوف" کارشناس روسی، معتقد است امروز جنگ سرد جدیدی بین روسیه و آمریکا در جریان است.به رغم تداوم سیاست تشدید فشار از سوی آمریکا علیه روسیه، با این حال مسکو نه فقط در مقابل این فشارها مقاومت کرده ، بلکه به اتخاذ اقدامات متقابل پرداخته و در برابر هر کنش خصمانه واشنگتن واکنشی متقابل نشان داده است. کما اینکه اخراج دیپلماتهای آمریکایی و بستن کنسولگری این کشور در سن پترزبورگ نشان از قاطعیت روسیه برای مقابله با اقدامات خصمانه آمریکا دارد.   جمع بندی بحران دیپلماتیک کنونی بین روسیه و کشورهای غربی از زمان جنگ سرد تاکنون کم سابقه توصیف شده است. مساله اسکریپال روابط روسیه و غرب را وارد برهه جدیدی کرده است. شاید بتوان این برهه را دوره خصومت آشکار و اقدامات متقابل روسیه وغرب نامید.برهه ای که در آن دیگر از تعارفات سابق و ابراز تمایل به برطرف کردن اختلافات چندان خبری نیست و حداقل آمریکا ومتحد آن در این سوی اقیانوس اطلس یعنی انگلیس، آشکارا خصومت خود با مسکو را ابراز می کنند.بدین ترتیب باید رویارویی روسیه و غرب بر سر مساله اسکریپال را به مثابه ورود شرق و غرب به دوره جدیدی از تنش ها و اختلافات دانست که به راحتی قابل حل و فصل نبوده و می توان پیش بینی کرد که دامنه ، شدت و ابعاد آن در آینده افزایش پیدا خواهد کرد.اما در کوتاه مدت باید انتظار افزایش تدریجی فشارهای غرب علیه روسیه را داشت که البته  این کنش غرب ، مسلما واکنش های متقابل مسکو را نیز به دنبال خواهد داشت.       نویسنده: دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی         ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sat, 21 Apr 2018 01:21:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3619/تحول-نوین-روابط-روسیه-غرب-عرصه-های-جدید-تقابل ترامپ آشکارا به دنبال ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات هسته ای جدید عليه روسيه است http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3608/ترامپ-آشکارا-دنبال-ساخت-عملیاتی-کردن-تسلیحات-هسته-جدید-عليه-روسيه یادداشت سردبیر: روابط روسیه و آمریکا در سال های اخیر روند مستمر تشدید اختلافات و تنش ها را طی کرده و منافع متعارض  این دو قدرت هسته ای در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق دور  موجب شده تا آمریکایی ها در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین جدید هسته ای آمریکا، همواره از روسیه به مثابه بزرگترین تهدید علیه آمریکا و نیز تهدید هسته ای شماره یک یاد کنند. طبیعتا اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو، از سوی روسیه بی پاسخ نمانده و لذا اخیرا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به عنوان بالاترین مقام اجرایی این کشور که نقشی بی بدیل در ترسیم سیاست های روسیه در ابعاد مختلف دارد، در موضع گیری بی سابقه به هماورد طلبی با آمریکا در دو زمینه هسته ای و تسلیحاتی پرداخت. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در گفتگو با دکتر سیدرضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی، روابط کلان سیاسی-نظامی روسیه با آمریکا و اروپا را مورد بحث قرار داده است.       ولادیمیر پوتین اخیرا در سخنرانی خود در برابر نمایندگان مجلس روسیه به معرفی توانمندی های نظامی جدید روسیه پرداخت. بفرمایید که ویژگی های این تسلیحات جدید به لحاظ فنی و استراتژیک چیست؟   "به نظر می آید که روسیه در چارچوب افزایش قدرت نظامی خود که هدف از آن در واقع تبدیل مجدد روسیه به یک قدرت برتر نظامی جهانی است، اقدامات مشخصی را صورت داده است. این اقدام در وهله نخست متوجه آن دسته از تسلیحات است که بتواند موازنه تسلیحاتی به ویژه موازنه هسته ای را  بین روسیه و آمریکا برقرار کند و طبیعتا هدف اصلی استراتژیست ها و طراحان نظامی روسیه در سال های اخیر اساسا این بوده که بتوانند هرچه زودتر و هر چه گسترده تر  این اقدام را در عرصه سه گانه هسته ای، یعنی موشک های قاره پیمای هسته ای، زیردریایی های هسته ای مجهز به موشک های قاره پیمای هسته ای و همچنین بمب افکن های استراتژیک مجهز به موشک های کروز دارای کلاهک هسته ای  عملی کنند. با این حال شاهد رخداد نوینی در این زمینه هستیم. پدیده جدیدی که اکنون با آن مواجه هستیم این است که ظاهرا روس ها قصد دارند در عرصه تسلیحات شگفتی ساز یا تسلیحاتی که می توانند موازنه استراتژیک را در جهان برهم بزنند، به شدت فعال بشوند. شاید هدف اولیه روس ها از این اقدام این است که بتوانند خلاء یا شکاف مهمی که اکنون در توان نیروها و تسلیحات متعارفی بین روسیه و آمریکا و اساسا غرب وجود دارد را بدین وسیله پر کنند و به نوعی موازنه استراتژیک را به نفع خود تغییر دهند."   "پوتین در سخنرانی سالانه خود که با نمایش تصاویر و همچنین کلیپ های ویدئویی از تسلیحات شگفتی ساز جدید روسیه همراه بود، تسلیحاتی را رونمایی کرد که تاکنون وجود برخی از آن ها شناخته شده نبود و این نشان می دهد که روسیه پروژه های تسلیحاتی سری و مهمی را در دست اجرا دارد که با توجه به مخفی کاری سنتی روس ها تاکنون از وجود آن ها آگاهی چندانی نبوده یا اینکه آگاهی کمی درباره مشخصات این سلاح های شگفتی ساز وجود داشته است."   "یکی از این تسلیحات، موشک «آر.اس28» موسوم به «سارمات» است که در سال 2009 طراحی و توسعه آن به منظور جایگزینی موشک بالستیک قاره پیمای هسته ای قدیمی از دوران شوروی، یعنی موشک «اس.اس18 شیطان Satan» آغاز شد و تاکنون چندین پرتاب آزمایشی داشته است. روس ها مدعی هستند که این موشک قادر است به هر نقطه از کره زمین برسد و اهداف خود را با کلاهک های متعدد مورد هدف قرار دهد. گفته می شود این موشک حداقل قادر به حمل 10 کلاهک هسته ای یک تنی یا حمل 24 کلاهک کوچک تر است. وزن این موشک بیش از 100 تن و برد آن حدود 11 هزار کیلومتر است. رئیس کمیسیون دفاعی امنیتی شورای فدراسیون روسیه مدعی شده که آمریکا برای رهگیری هر یک موشک بالستیک قاره پیمای سارمات به حداقل 500 سامانه دفاعی نیاز دارد. موشک بالستیک قاره پیمای هسته ای سارمات تحولی در نوع خود محسوب می شود، به دلیل اینکه آمریکایی ها حداقل در سال های اخیر موشک های قاره پیمای هسته ای بالستیک جدیدی را تولید یا عملیاتی نکرده اند و بیشتر بر حفظ زرادخانه موجود تاکید داشتند؛ هرچند که در دکترین جدید هسته ای آمریکا که در فوریه 2018 منتشر شد، واشنگتن بر این مساله تاکید دارد که قصد ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات کوچک هسته ای با قدرت بازده نسبتا کم را دارند، برای اینکه بتواند از انعطاف پذیری عملیاتی بیشتری برخوردار شود؛ ولی روس ها ظاهرا مشتاق هستند که در چارچوب تقویت و گسترش زرادخانه هسته ای استراتژیکی خود، آن دسته از موشک ها مخصوصا موشک های قاره پیما را بسازند و عملیاتی کنند که توان تخریب و برد هرچه بیشتری داشته باشند و بدین ترتیب توان بازدارنده خود را در مقابل آمریکا به عنوان دشمن اصلی روسیه بیش از پیش تقویت کنند."   "یکی دیگر از سلاح های شگفت انگیزی که پوتین در سخنرانی سالانه خود از آن رونمایی کرد، «موشک کروز آوانگارد» بود که پوتین ادعا کرد دارای موتور رمجت و برد غیرمحدود است و این موشک قادر است در لایه های بالایی جو با سرعت فراصوت، یعنی بیش از 20 برابر سرعت صوت حرکت کند و به اهدافش برسد. این وسیله پرنده فرا صوت قابل حمل توسط موشک سارمات است .بدین ترتیب روس ها نشان دادند که دارای سلاحی هستند که حداقل تاکنون مشابه یا هم ردیف غربی یا آمریکایی چندانی برای آن وجود ندارد. البته آمریکایی ها هم  به دنبال ساخت انواع تسلیحات یا موشک های فراصوت با برد بسیار زیاد هستند و در واقع الان مسابقه ای بسیار جدی و در عین حال پنهانی بین روسیه و آمریکا برای ساخت و عملیاتی کردن هرچه سریع تر اینگونه تسلیحات صورت می گیرد."   "یکی دیگر از تسلیحاتی که در سخنرانی پوتین از آن رونمایی شد، موشک کروز هواپرتاب کینژال (یا خنجر) بود که به گفته وی یک موشک فوق العاده دقیق و فراصوت است که کار آن حملات هوا به زمین مخصوصا علیه ناوها و شناورهای دشمن است و از اول دسامبر 2017 در اختیار نیروی هوایی روسیه در جنوب این کشور قرار گرفته است. ظاهرا این موشک که یک کلیپی هم از تست های آن پخش شده است، حدود 10 برابر سرعت صوت، سرعت داشته و برد 2000 کیلومتر دارد."   "یکی از دیگر تسلیحاتی که در سخنرانی پوتین به نمایش درآمده است، یک ربات زیردریایی بود که به گفته پوتین قادر است به طور نامحسوس فاصله بین قاره ها را طی کند و در اعماق آب حرکت کند و با سرعتی بسیار بیشتر از پیشرفته ترین زیردریایی ها مانند یک اژدر در عمق اقیانوس ها و دریاها حرکت کند. این ربات زیردریایی به کلاهک هسته ای قابل تجهیز است و هدف از ساخت آن مورد هدف قرار دادن تاسیسات دریایی ساحلی یا گروه های ناو هواپیمابر است."   "یک سلاح دیگری که در سخنرانی پوتین به نمایش درآمد، یک موشک کروز فراصوت است که هرچند اسم آن گفته نشد، ولی ظاهرا اسم این موشک، «آ.اس19 کوآلا» است که توانایی حمل کلاهک هسته ای را دارد و به گفته پوتین در سال 2017 مورد آزمایش قرار گرفته است و اگر این موشک همان موشک کوآلا باشد، برد آن حدود سه هزار کیلومتر و دارای کلاهک هسته ای است."   "موضوع دیگری که پوتین در سخنرانی سالانه خود بر آن تاکید کرد این بود که روسیه مدت ها است در مورد تسلیحات لیزری به تحقیق، پژوهش و آزمایش پرداخته است و رئیس جمهور روسیه تاکید کرد که روسیه در این زمینه نسبت به دیگر کشورها پیش قدم است و اکنون چنین تسلیحاتی را در اختیار دارد اما تاکنون ضرورتی برای رونمایی از آن دیده نشده بود."   این تسلیحات جدید چه تاثیری بر موازنه استراتژیک میان روسیه و آمریکا خواهد گذاشت؟ آیا ما شاهد آغاز یک مسابقه تسلیحاتی جدید هستیم؟ آیا این مسئله تاثیری بر توافقات تسلیحاتی روسیه و آمریکا مانند توافقات سالت و استارت خواهد گذاشت؟   "آمریکا و روسیه از سال 1991 به بعد و پس از فروپاشی شوروی تلاش کردند که یک سری توافقات تسلیحاتی جدید را با یکدیگر منعقد کنند که نمونه آن توافق استارت جدید است، یا اینکه توافقات قبلی مثل توافق نیروهای هسته ای میان برد (آی.ان.اف) را که در مورد نابودی و عدم استقرار تسلیحات هسته ای کوتاه برد و میان برد در اروپا است را تداوم بخشند. اما تحولات چند سال اخیر نشان داده که در این زمینه اختلاف و چالش بزرگی بین دو طرف وجود دارد. هم آمریکایی ها و هم روس ها به طور متقابل طرف دیگر را متهم کردند که به نقض این توافقات تسلیحاتی می پردازند و همین مساله اکنون تبدیل به یک چالش بزرگ بین آن ها شده است. اما اینکه اکنون یک مسابقه تسلیحاتی که بین دو طرف شکل گرفته به کجا خواهد انجامید، بایستی به اهداف و منافع دو طرف در این زمینه توجه کرد. همان طور که قبلا اشاره کردم، هدف روس ها این است که معضل تحلیل و تضعیف شدید نیروهای مسلح روسیه از جمله نیروهای استراتژیک هسته ای را هرچه زودتر جبران کنند و در این زمینه بحث نوسازی نیروهای هسته ای روسیه مدت ها مطرح است و همین مساله حداقل به این صورت عملیاتی شده که قرار است تا سال 2020 میلادی، 70 درصد از نیروی استراتژیک هسته ای روسیه بازسازی و نوسازی شود. طبیعتا این اقدام باعث خواهد شد که روسیه در مقابل مبارزه جویی ها و سیاست های تجاوزکارانه آمریکا با هدف دربرگیری (containment) روسیه صورت می گیرد، بتواند از موضع نظامی و تهاجمی بالاتری برخوردار شود. اما از آن سمت، آمریکایی ها برنامه بسیار گسترده ای برای نوسازی هسته ای مدنظر دارند. در دوره اوباما برنامه ای ده ساله برای صرف حداقل 350 میلیارد دلار به منظور نوسازی تاسیسات و زرادخانه هسته ای آمریکا تخصیص پیدا کرده بود که در دوره ریاست جمهوری ترامپ با توجه به اینکه وی معتقد است توان هسته ای آمریکا باید هرچه بیشتر افزایش پیدا کند،  پیش بینی می شود که این مبلغ طی حداقل 20 تا 30 سال به یک تریلیون دلار یا بیشتر برسد. لذا آمریکایی ها هم اکنون در چارچوب دکترین هسته ای جدید خود به دنبال ساخت تسلیحات هسته ای جدیدی هستند که از دیدگاه آن ها بتواند جلوی هرگونه تهاجم احتمالی متعارفی روسیه در صحنه اروپا را گرفته یا اینکه اساسا در صورت بروز درگیری دوجانبه اهداف نظامی روسیه را مورد هدف قرار دهند."   "در کنار آن، افزایش اختلاف دو طرف در مورد پیمان های تسلیحاتی باعث شده که بقای آن ها مخصوصا بقای پیمان نیروهای هسته ای میان برد (آی.ان.اف) که ناظر بر عدم استقرار یا عملیاتی کردن موشک های کروز و بالستیک دارای برد 500 تا 5500 کیلومتر در اروپا است، به شدت زیر سوال برود . شواهد حاکی از آن است که روس ها در واکنش به افزایش استقرار نظامی ناتو در شرق اروپاو نیز استقرار سامانه های ضد موشکی آمریکا و ناتودر اروپای شرقی یعنی در رومانی و لهستان، اقدام به استقرار موشک های بالستیک کوتاه برد اسکندر در منطقه کالینینگراد در مجاورت مرزهای لهستان کرده اند که از دیدگاه آمریکایی ها، این یک خلاف است." "همچنین آزمایش موشک های کروز توسط روسیه از دیدگاه آمریکایی ها به عنوان یکی از موارد نقض پیمان «آی.ان.اف» قلمداد شده است. اما در مقابل، روسیه نیز مدعی است که این آمریکایی ها هستند که پیمان «آی.ان.اف» را با استقرار سکوهای پرتاب «ام.کا41» در رومانی و لهستان در چارچوب استقرار سامانه های ضدموشکی زیرپا گذاشتند؛ چون این سکوهای پرتاب قادر به حمل و پرتاب انواع موشک های بالستیک و کروز هستند .همچنین روس ها مدعی هستند که آمریکایی ها پرنده های بدون سرنشین یا پهپادهایی را در اروپا مستقر کردند که کارکرد آن ها در چارچوب پیمان آی.ان.اف قلمداد می شود و استقرار آن ها نیز نقض این پیمان محسوب می شود. اما در مورد پیمان استارت جدید که در سال 2010 بین اوباما و مدودف، روسای جمهور سابق آمریکا و روسیه در پراگ به امضا رسید، نیز اتهامات متقابلی بین دو طرف وجود دارد."   "مسئله مهم تر این است که روندهای تسلیحاتی و نظامی در آمریکا و روسیه به چه سمت سوق پیدا کرده است. در خصوص روس ها، آن ها به دنبال این هستند که هرچه زودتر شکاف یا عقب ماندگی نظامی و تسلیحاتی خود را که مخصوصا حاصل فروپاشی شوروی و ظهور روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی بود، جبران کنند .این روند نزولی در دهه 1990 و با تضعیف و فروپاشی نظامی روسیه  همراه بود باعث شد ت سطح کیفی و کمی نیروهای مسح روسیه به میزان قابل ملاحظه ای نزول کند. ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه که در سال 2000 روی کار آمد، برنامه مشخصی را برای بازسازی و نوسازی نیروهای مسلح، ارتش و نیروهای هسته ای استراتژیک روسیه آغاز کرد که تاکنون (2018) بطور پیوسته ادامه پیدا کرده است. آخرین اقدامی که پوتین در این مورد انجام داد، امضای برنامه نظامی 325 میلیارد دلاری برای نوسازی نیروهای مسلح و ارتش و نیروهای استراتژیک هسته ای روسیه بود و به گفته ولادیمیر راگوزین، معاون نخست وزیر روسیه که مسئول اصلی توسعه تسلیحات وپروژه های نظامی روسیه قلمداد می شود، روس ها قصد دارند در زمینه فناوری های جدید از قبیل روباتیک، پهپادها، مهمات بسیار دقیق و تسلیحات لیزری اقدامات جدید و چشمگیری را صورت دهند."   چرا روسیه در شرایطی که تحت تحریم غرب هست و به لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی ندارد به دنبال نوسازی در صنایع نظامی رفته است؟ اساسا برنامه نوسازی نظامی روسیه چه اهدافی را دنبال می کند؟   "نوسازی نظامی روسیه در چند تصور و ادراک سران روسیه در این زمینه ریشه دارد. مسئله اول یا مهمترین عامل در این زمینه «تصور تهدید» است. پس از فروپاشی شوروی و ظهور روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی در سال 1991 ، سران روسیه بر این تصور بودند که با فروپاشی نظام دوقطبی، روسیه روابط بسیار نزدیک و دوستانه ای با غرب پیدا خواهد کرد اما آن ها به تدریج متوجه شدند که غربی ها به هیچ عنوان به دنبال حفظ یا باقی ماندن روسیه به مثابه یک قدرت مهم بین المللی یا یک قدرت بسیار مهم هسته ای نیستند. تلاش آمریکایی ها نزدیک به سه دهه گذشته همواره بر این بوده که به انحا مختلف، توانمندی هسته ای و نظامی روسیه را  هرچه بیشتر تضعیف کنند. با توجه به عدم تعادل و موازنه اقتصادی بین روسیه و کشورهای غربی اعم از آمریکا یا اتحادیه اروپا ، هدف این است که روسیه از تنها ابزار قدرتی که در اختیار دارد،محروم شد.روس ها دریافتند که غربی ها مخصوصا آمریکایی ها به دنبال آن هستند که هرچه بیشتر روسیه را در ابعاد مختلف مخصوصا در ابعاد نظامی و هسته ای تضعیف کنند. البته بهانه آمریکایی ها در این زمینه این بوده که با توجه به اینکه در روسیه سنت اقتدارگرایی و روی کارآمدن سران اقتدارگرا همواره وجود داشته است، آن ها ادعا می کنند نگران این هستند که زرادخانه هسته ای روسیه که بطور بالقوه می تواند چندین بار کل کره زمین را نابود کند، در اختیار سران یا افرادی قرار بگیرد که از آن استفاده مخاطره آمیز یا تهدیدآمیز علیه غرب مخصوصا آمریکا داشته باشند. پس بنابراین روس ها متوجه شدند که غربی ها مخصوصا آمریکایی ها تلاش مستمری را همواره برای تضعیف نظامی و استراتژیک روسیه دنبال کردند."   "مسئله دوم این است که باز هم برخلاف تصور اولیه روس ها، آن ها متوجه شدند که هدف غرب ادامه یا تداوم سیاست دربرگیری است که در دوره جنگ سرد، جورج کنان آن را مطرح کرد و برای چندین دهه چراغ راهنمای سیاست آمریکا در قبال شوروی بود. روس ها متوجه شدند که آمریکایی ها کماکان سیاست دربرگیری علیه روسیه را دنبال می کنند و مخصوصا مسئله ای که پیش از هرچیز بر این سوظن دامن زد، موضوع گسترش ناتو به سمت شرق بود. از دیدگاه روسیه پیوستن کشورهای حوزه خارج نزدیک به ناتو خط قرمز امنیتی روسیه محسوب می شود.در واقع یکی از محورهای مهم  منازعه و تنش بین روسیه و غرب در قالب تنش بین روسیه و ناتو همین مسئله گسترش ناتو به سمت شرق است که کماکان ادامه دارد و آخرین اقدام در این زمینه عضویت کشور مونته نگرو در ناتو بود. کمااینکه اکنون ناتو به دنبال عضویت کشورهای حوزه بالکان در ناتو است که شامل بوسنی و هرزگوین و صربستان می شود . ناتو قصد دارد تمام کشورهای اروپایی را به عضویت این پیمان دربیاورد. اگر چنین مسئله ای به تحقق بپیوندد، روسیه در انزوای کامل در صحنه اروپا قرار خواهد گرفت و این مسئله برای سران کرملین به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست."   "مسئله دیگر این است که آمریکایی ها از سال 2007، یعنی زمانی جورج دبلیو بوش مسئله استقرار سامانه سپر موشکی در اروپای شرقی را مطرح کرد، روس ها پی بردند که هدف اصلی از چنین اقدامی، نه مقابله با تهدیدات موشکی ادعایی از جانب ایران، بلکه در واقع مقابله و ایجاد یک توان نظامی موثر برای مقابله با زرادخانه هسته ای استراتژیک روسیه است؛ لذا ما شاهد این بودیم که این مسئله هم به نوبه خود یکی از محورهای همیشگی تنها منازعه و مناقشه بین روسیه و غرب از سال 2007 تاکنون بوده و غربی ها در قالب ناتو کماکان به این کار ادامه می دهند.کما اینکه سامانه ضد موشکی درسال 2016در رومانی مستقر شده و تا اواخر سال 2018 در لهستان نیز استقرار خواهد یافت."   "مسئله دیگری که به تنش بی سابقه بین روسیه و غرب منجر شده ، بروز بحران اوکراین در سال 2014 است. غربی ها تصور می کردند که در بحران اوکراین دست بالا را دارند و توانستند با یک نوع شبه کودتا، اوکراین را از حوزه نفوذ روسیه خارج کنند و در واقع یک گام به سمت شرق نزدیک بشوند و روسیه را بیش از پیش منزوی کنند. اما ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، استاد تبدیل تهدیدها به فرصت ها است و ما شاهد این بودیم که پوتین توانست در جریان بحران سال 2014 اوکراین، نه فقط شبه جزیره کریمه را به روسیه ملحق کند، بلکه جای پای محکمی در شرق اوکراین پیدا کرده و هم اکنون چندین سال است که وضعیت بن بست در شرق اوکراین برقرار است و این دولت غرب گرای اوکراین است که به رغم پشتیبانی گسترده غربی ها نتوانسته توفیق چشمگیری بر مخالفان جدایی طلب در شرق اوکراین پیدا کند."   آیا اروپایی ها هم ممکن است وارد چالش نظامی با روس ها بشوند؟ به نظر شما، واکنش ناتو چه خواهد بود؟   "اساسا اروپایی ها به رغم اختلافاتی که با دولت کنونی آمریکا یعنی دولت ترامپ دارند، اما شواهد نشان می دهد که در عرصه نظامی و امنیتی همراهی کامل با آمریکا دارند. اول اینکه اروپایی ها در کنار آمریکا در محکوم کردن اقدامات روسیه در اوکراین و در اروپای شرقی قرار دارند. دوم اینکه، اروپایی ها، حتی فرانسوی ها و آلمانی ها که ادعا می کنند سیاست های مستقل دفاعی و نظامی را دنبال می کنند، در محکوم کردن نقض ادعایی پیمان «آی.ان.اف» توسط روسیه با آمریکایی ها هم صدا هستند و همواره از روس ها خواسته اند که از استقرار تسلیحاتی که موجب نقض پیمان نیروهای هسته ای میان برد در اروپا می شود، خودداری کنند. هم چنین اروپایی ها برای این که در زمینه تسلیحاتی که می توانند موازنه استراتژیک را بر هم زنند که اصطلاحا به آنها تسلیحات شگفتی ساز می گوییم گام های مهمی برداشته اند. مخصوصا فرانسوی ها در کنار انگلیسی ها و آلمانی ها گام های مهمی برداشته اند. از جمله موارد در این زمینه ، جمله ساخت هواپیمای جنگنده پنهانکار بدون سرنشین و نیز ساخت موشک های فراصوت توسط فرانسه است که قادر است اهداف را در فاصله چند هزار کیلومتری مورد اصابت قرار دهد، ضمن اینکه انگلیسی ها نیز با ساخت و عملیاتی کردن دو ناو هواپیمابر جدید در کنار آمریکا در رویارویی با روسیه قرار دارند."   "به طور کلی به رغم تعارضاتی که اکنون بین اروپا و آمریکا در مورد ناتو وجود دارد، یعنی اختلاف بر سر میزان سهمیه کشورهای اروپایی عضو ناتو در بودجه و هزینه های این پیمان و همچنین مسئله درخواست ترامپ از کشورهای اروپایی برای اینکه حداقل دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به مصارف دفاعی و نظامی اختصاص دهند، اما در مجموع اقداماتی که ناتو در چند سال اخیر، یعنی بعد از بحران اوکراین انجام داده، نشانگر همآوایی اروپایی ها در کنار آمریکایی ها برای مقابله با خوی ادعایی گسترش طلبی و تهاجم طلبی روسیه است. نماد آن هم برگزاری انواع رزمایش های هوایی، دریایی و زمینی در کشورهای اروپای شرقی در دو حوزه بالتیک و دریای سیاه، استقرار یگان های قابل توجه نظامی ناتو در کشورهای حوزه بالتیک و لهستان، استقرار انواع تسلیحات و تجهیزات ناتو در این کشورها و از همه مهم تر، افزایش شمار تعداد نظامیان آمریکایی مستقر در اروپا است که همه این ها در مجموع نشان می دهد که غربی ها به رهبری آمریکا و در غالب ناتو قصد دارند در مقابل به اصطلاح توسعه طلبی ادعایی روسیه ایستادگی کنند. اما همان گونه که قبلا هم گفتم، نگاهی به ریشه های بحران اوکراین نشان می دهد این غربی ها هستند که همواره رویکرد ضدروسی را دنبال کردند و همواره تلاش نمودند تا مناطق نفوذ روسیه را از دست این کشور خارج کنند و خود به مرزهای روسیه هرچه نزدیک تر بشوند."   با توجه به گرفتاری های متعددی که دولت ترامپ با آن مواجه است، آیا آمریکا می تواند در برابر قدرت نمایی پوتین واکنش متقابلی داشته باشد؟   "باتوجه به اینکه ترامپ شخصیت غیرقابل پیش بینی و خاص خودش را دارد، اقداماتی که در قبال روسیه مدنظر دارد بسیار بی پرده تر و عریان تر از اقداماتی است که دولت های قبلی آمریکا از جمله دولت اوباما انجام داده است. ترامپ آشکارا بر امکان حملات پیش دستانه هسته ای علیه دشمنان آمریکا به ویژه روسیه  تاکید کرده است؛ ترامپ آشکارا به دنبال ساخت و عملیاتی کردن تسلیحات هسته ای جدید است که صریحا این تسلیحات را علیه روسیه در سند دکترین هسته ای آمریکا اعلام کرده است؛ یعنی هدف اصلی از این اقدام اساسا روسیه است و از همه مهم تر، ترامپ به رغم انتقاداتی که قبلا در مورد نظامی گری در آمریکا می کرد، خود نیز بالاترین بودجه نظامی را در سال 2018 به ارتش و نیروهای مسلح و نیروهای هسته ای آمریکا اختیار داده است و در عین حال، ما شاهد نمایش نیروی آمریکا در نقاط بحران خیز جهان مخصوصا نقاطی که روس ها هم در آنجا حضور دارند، هستیم.در این راستا رویارویی نظامی آمریکا و ناتو در برابر روسیه  در اروپای شرقی و نیز تلاش آمریکا برای تداوم حضور نظامی در سوریه قابل ذکر است که یکی از اهداف آن ، مقابله با حضور نظامی گسترده  هوایی و دریایی روسیه  ونیز حضور یگانهای زمینی آن در سوریه در راستای حمایت از دولت دمشق است."       ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Fri, 06 Apr 2018 17:12:41 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3608/ترامپ-آشکارا-دنبال-ساخت-عملیاتی-کردن-تسلیحات-هسته-جدید-عليه-روسيه پيچيدگي‌هاي ديدار ٣ همسايه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3612/پيچيدگي-هاي-ديدار-٣-همسايه سفر رئيس‌جمهوري ایران به ترکيه براي جلسه مشترک سران سه کشور مؤثر در جنگ داخلي و سرنوشت سوريه، ظاهرا به دنبال توافقات آستانه انجام مي‌شود. هم‌زماني اين ديدار با اقدامات نظامي در گوشه و کنار سوريه که با مقابله جدي طرف‌هاي ديگر مواجه نشده، بر پيچيدگي‌هاي آن افزوده است. پيشروي ترکيه در بخش‌هاي کردنشين شمالي با عنوان يا به بهانه ‌ايجاد فاصله و سپري حفاظتي براي جلوگيري از پناه‌گرفتن شورشيان کُرد پ‌ک‌ک، پيشروي ارتش سوريه در مناطق نزديک به دمشق که مدت‌ها در اشغال نيروهاي مختلف شبه‌نظامي و ارتش موسوم به آزاد بوده‌اند، بدون مقاومت جدي به گشودن مفر و راه خروج امن با دخالت روسيه و صليب سرخ بين‌المللي، نشان از تفاهم‌های پشت پرده‌اي‌ دارد که لابد در آن رضايت طرف‌هاي مختلف با توجه به دستاوردهايشان مطرح بوده است. همچنين اين ديدار هم‌زمان است با واکنش خشن اسرائيل به پياده‌روي «روز زمين» از سوي فلسطيني‌هاي معترضي که خانه‌ها و املاکشان از سوي اسرائيل غصب شده و منجر به کشته و زخمي‌شدن چندين فلسطيني شده است.   اردوغان به‌عنوان رئيس‌جمهور نخستين کشور اسلامي که از سال‌ها پيش با اسرائيل روابط سياسي برقرار کرده، در قبال خشونت اسرائيل، حمله شديد‌اللحني به آن کرده است. اين واکنش او يادآور اعتراض مشابهي است که چند سال پيش در اجلاس داووس در مقابل شيمون پرِز از خود نشان داد و اجلاس را ترک کرد و  اين كار با وجود روابط سياسي و اقتصادي گسترده ترکيه و اسرائيل، باعث کسب اعتبار و محبوبيت او در ميان جريانات عرب شد. اين‌بار نیز اردوغان قبل از ديدار سران سه کشور، براي خود جو و موقعيتي ايجاد کرده که با وجود پيشروي‌هاي نظامي بحث‌انگيزش در مناطق کردنشين سوريه، به‌عنوان کشور اسلامي مقتدر منطقه مطرح است که با دور نگه‌داشتن خود از کشمکش‌هاي شيعه و سني، توانسته ديدار با رئيس‌جمهوري ايران را در اين اجلاس تسهيل کند. دولت آک‌پارتي خواهان آن است که در خطوط لوله انتقال نفت و گاز ايران، عراق و سوريه به مديترانه، سهم و مشارکت داشته باشد.   پايانه نفتي جيحان ترکيه که از سواحل سوريه چندان دور نيست، هم‌اکنون نيز ترمينال معتبر خطوط لوله انتقال نفت از جمهوری آذربايجان است. مضافا اینکه ترکيه مي‌خواهد سياست ناسيوناليستي سنتي خود را بدون دادن امتيازات خاصي به کُردها که تهديدي برای تمرکز دولت باشد، ادامه دهد و از اقتدار بيشتر کردها در سوريه و ايجاد پناهگاه براي جنگجويان پ‌ک‌ک جلوگيري کند. در‌عين‌حال ترکيه مشتاق است صلح و آرامش به سوريه بازگردد و بازار آن کشور که حياط خلوت اختصاصي بازرگاني خارجي ترکيه محسوب مي‌شد، بار ديگر به وضع سنتي خود بازگردد. در سوي مقابل، ايران خواهان آن است که اولا با اصلاحي که در وضعيت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي نظامي اکثريت شيعه لبنان پديد آمده است، بتواند در شرايط بازگشت آرامش به سوريه سهمي در بازار منطقه و دستيابي به درياي مديترانه داشته باشد و بتواند از پل ارتباطي ترکيه، عراق، سوريه و لبنان بهره‌مند شود. به‌هرحال بازار ثروتمندي که مي‌تواند با دستيابي نزديک زميني براي همکاري‌هاي اقتصادي آينده‌ ايران نويدبخش باشد، در غرب ايران و در مسير همين پل ارتباطي با مديترانه قرار دارد.   براي ايران مهم است که در سوريه و عراق، نظامي مانند رژيم صدام تحت نفوذ مخرب عربستان ايجاد نشود تا به‌جاي تبادل و بهره‌مندي دوجانبه و چندجانبه با ايران، ايجاد تنش، تهديد و تبليغات زيان‌بخش و منزوي‌سازي ايران در منطقه نکند؛ ضمن آنکه به نفوذ فرهنگي، اقتصادي و قومي عربستان احترام بگذارد. اما آنچه براي روسيه مهم است، حفظ تنها پايگاه باقي‌مانده از ميراث شوروي در مديترانه در منطقه لاذقيه است. اکنون که خرس خفته و ثروتمند روسيه با منابع انساني، علمي، صنعتي و نظامي بسيار از خواب زمستاني طولاني برمي‌خيزد، می‌کوشد نشان دهد که بار ديگر در ميان همسايگان و طرف‌هاي بازرگاني مهم خود در جنوب شامل سوريه، ترکيه، ايران، عراق و لبنان جايگاه درخور اعتنايي دارد. اما نيروهاي ذي‌نفع منحصر به ‌اين کشورهاي سه‌گانه نيستند. آمريکا که هم‌اکنون حضور نظامي و کشتي هواپيمابر در منطقه دارد و در مواردي با حمله هوايي جنگنده‌ها و پهپادهايش خودي نشان داده است نيز نسبت به ‌اين منطقه و ظاهرا هيچ منطقه‌اي‌ بي‌نظر نيست. به‌ویژه دونالد ترامپ که مانند ديدارش با شاهزاده محمد بن‌سلمان چرتکه خود را نيز همراه دارد تا ببيند از اين بازار بالقوه چه چيزی نصيبش مي‌شود؟ اما آمريکا نفع استراتژيک مهم‌تري در منطقه دارد و آن حمايت از امنيت اسرائيل است.   اتفاقا همين نکته، گره و مشکل کار است. ايران با وجود تأکيدهاي ديپلماتيک که در حمله به هيچ کشوري پيش‌قدم نخواهد شد، بر سر موضوع موشکي با غرب و اعراب، اختلاف دارد. غرب تنها سلاح مهم تدافعي ايران را که از انواع هواپيماهاي پيشرفته آمريکايي که در اختيار مشتريان عرب قرار دارد نيز محروم است، تهاجمي مي‌نامد و حتي دم از جنگ مي‌زند. تصور مي‌رود اسرائيل از برخي تهديدهاي منطقه‌اي نيز ناراضي نباشد؛ زيرا از آن به‌عنوان بهانه‌اي‌ براي تداوم برنامه‌هاي خود و نپذيرفتن قطع‌نامه‌هاي شوراي امنيت سود مي‌برد. اما چنين سياستي مي‌تواند براي او خطرآفرين نیز باشد. اکنون که وليعهد عربستان مانند مصر، اردن، امارات، قطر و البته ترکيه بر سياست دوکشوري در فلسطين و اسرائيل تأکيد کرده و ايران نيز از طرفي در امضاي اعلاميه کنفرانس سران کشورهاي اسلامي در استانبول حضور داشته است، هدف انتقادهاي بازيگران منطقه قرار دارد و روسيه نيز درباره تهديد ايران هشدار داده است. اروپا نيز مانند آمريکا با وجود نرمش بيشتر درباره اجراي مفاد برجام، در انتظار مشارکت ايران در اقدامي جمعي براي پايان‌دادن به ناامني منطقه و به‌ویژه کشتار و آوارگي مردم بي‌پناه سوريه است و البته روي عضويت ترکيه در ناتو نیز حساب مي‌کند. نقش ايران هنگامي مي‌توانست بارزتر و مؤثرتر باشد که موانع مذاکره، تبادل‌نظر و کاستن از مخاطرات ناخواسته را با طرف قوي مسائل منطقه يعني آمريکا برطرف کند و حضور فعال‌تري در عرصه بين‌المللي و منطقه‌ای براي خود ايجاد کند. اکنون زمان آن است که ايران مزاياي نسبي خود را در منطقه تثبيت کند.   منبع: روزنامه شرق   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Thu, 05 Apr 2018 05:07:26 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3612/پيچيدگي-هاي-ديدار-٣-همسايه روسیه، آمریکا و منازعه بر سر پیمان های تسلیحاتی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3602/روسیه-آمریکا-منازعه-سر-پیمان-های-تسلیحاتی روسیه به عنوان کشور جانشین شوروی از سال 1991 همواره با رویکرد غیر دوستانه غرب مواجه بوده است که نماد آن تلاش همیشگی ناتو برای گسترش به شرق ودربرگیری روسیه، استقرار سامانه های ضد موشکی در اروپای شرقی و نیز تلاش برای برپایی انقلاب های رنگی در کشورهای حوزه همسود بوده است. عملکرد غیر دوستانه و خصمانه آمریکا به عنوان سردمدار غرب، خیلی زود به روسها این مساله را فهماند که انتظار رویکرد مثبت از جانب آمریکا و به طور کلی غرب، نوعی ساده انگاری است وهدف غرب بویژه آمریکا تضعیف هر چه بیشتر و در نهایت تجزیه روسیه است.   عرصه های منازعه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه با شناخت این مساله، از اوایل دهه 2000، منتقد رویکرد آمریکا در قبال روسیه بوده و در عین حال نوسازی نیروهای مسلح این کشور به ویژه نیروی هسته ای استراتژیک به عنوان ابزار اصلی همترازی استراتژیک با آمریکا را وجهه همت خود قرار داده است. طبیعتا این مساله برای واشنگتن که همواره در پی تضعیف و نابودی توانمندی هسته ای روسیه است بسیار ناخوشایند بوده وبا واکنش منفی آن روبرو شده است. از سوی دیگر، بحران اوکراین در سال 2014 به مثابه کاتالیزوری باعث شدت گرفتن و علنی شدن خصومت غرب به سرکردگی آمریکا علیه روسیه شد و از آن هنگام تاکنون این روند رو به تصاعد بوده است.   این رویارویی در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، تجاری، دیپلماتیک بین دو کشور تجلی یافته است. یکی از عرصه های این منازعه، جدال دو دولت بر سر پیمان های تسلیحاتی است. به طور مشخص آمریکا و روسیه در زمینه دو پیمان مهم هسته ای یعنی پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک هسته ای (استارت-3) و پیمان نیروهای هسته ای میانبرد (آی ان اف) دچار اختلاف نظر زیادی هستند. اکنون پیمان های کاهش و امحای تسلیحات هسته ای به یکی از عرصه های مهم اختلاف و تنش بین واشنگتن و مسکو بدیل شده اند. از زمانی که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ژانویه 2017 به قدرت رسیده است تلاش کرده تا برای رفع اتهامات از خود در زمینه حمایت غیر مستقیم روسیه از وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری 216 آمریکا و نیز تحقق اهداف خود در زمینه تقویت توانمندی های هسته ای آمریکا و تضعیف زرادخانه هسته ای روسیه، سیاست اتهام زنی به روسیه در باره نقض این دو پیمان بسیار مهم هسته ای را دنبال کرده است.   اختلاف بر سر استارت-3 ویکتور بونداریف رئیس کمیسیون دفاعی و امنیتی شورای فدراسیون روسیه روز 27 بهمن در اظهاراتی تاکید کرد که آمریکا ضمن نقض پیمان کاهش تسلیحات هسته ای استراتژیک (استارت)، مسکو را در این زمینه متهم می کند. از دیدگاه مسکو، آمریکا معیارهای بین المللی در خصوص کاهش سلاح های هسته ای را نقض کرده است؛ حال آن که کلاهک های هسته ای روسیه با توافق «استارت-3» مطابقت کامل دارد.   اختلاف مسکو و واشنگتن در زمینه پیمان آی ان اف به دوره ریاست جمهوری باراک اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا بر می گردد. با این حال این اختلافات اکنون بشدت تشدید شده و دامنه آن به پیمان استارت -3 نیز رسیده است. بر اساس پیمان استارت -3 که در سال 2010 میان روسای جمهوری وقت روسیه و آمریکا منعقد شد، دو کشور توافق کردند تعداد کلاهک های هسته ای استراتژیک خود را به 1550 کلاهک بر روی حداکثر 700 موشک بالستیک قاره پیما و بمب افکن راهبردی محدود کنند. با این حال آمریکا در این زمینه کارشکنی می کند. اوباما مدعی آن بود که با این پیمان مهم گامی در راستای جهان عاری از تسلیحات هسته‌ای برداشته، با این حال هفت سال پس از آن و در آستانه شروع مرحله بعدی این پیمان، به نظر می‌رسد که دولت ترامپ هدف اولیه این پیمان را فراموش کرده است. ترامپ در بودجه سال مالی ۲۰۱۹ خواستار اختصاص ۲۴ میلیارد دلار برای نوسازی تسلیحات هسته‌ای این کشور با هدف به روز کردن و ساخت تسلیحات هسته ای جدید شده است. کینگستون ریف کارشناس تسلیحاتی معتقد است، دکترین هسته ای آمریکا جدید سناریویی را به وجود می آورد که براساس آن آمریکا ممکن است از تسلیحات هسته ای استفاده کند. آمریکا در حال حاضر ۱۳۹۳ کلاهک هسته‌ای عملیاتی است که هر چند تعداد آنها کمتر از آن چیزی است که در پیمان "استارت-3" پیش‌بینی شده، اما به نظر می‌رسد که در شرایط کنونی پنتاگون کمتر به تعداد موشک‌ها و کلاهک‌های هسته‌ای توجه دارد و بیشتر به دنبال مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای خود است. به گفته لیسبت گرونلوند دانشمند هسته ای: «ترامپ در حال در پیش گرفتن مسیری بی پروا و بی ملاحظه است، مسیری که امنیت آمریکا را چه اکنون و چه در بلند مدت تر کاهش خواهد داد». آمریکا اعلام کرده که برای مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای خود به بودجه‌ای ۱۲۰۰ میلیارد دلاری نیاز دارد. در مقابل روسیه نیز به منظور تقویت نیروی بازدارنده استراتژیک خود به دنبال روز آمد کردن و تجهیز زرادخانه هسته ای خود است. امااینکه روسیه چه بودجه‌ای را برای این منظور تخصیص داده و یا خواهد داد ناروشن است. به نظر می رسد ادامه اختلافات دو دولت در زمینه اجرای پیمان استارت-3 زمینه مذاکره برای امضای پیمان جدیدتر جایگزین استارت-3 پس از پایان مهلت اجرای آن را زیر سئوال می برد. در اختیار داشتن توانمندی هسته ای استراتژیک برای امنیت ملی روسیه از نگاه مقامات ارشد این کشور به مثابه خط قرمز غیر قابل معامله تلقی می شود و هر گونه درخواستی در این زمینه واکنش شدید روسها را به دنبال دارد. این مساله بویژه پس از درخواست دونالد ترامپ که آشکارا خواهان کاهش یکجانبه تسلیحات هسته ای روسیه شد از اهمیت بیشتری نزد مسکو برخوردار شده است. ضمن اینکه ترامپ با اشاره به کاهش توان آمریکا در تولید سلاح های هسته ای تاکید کرد که این وضعیت را تغییر خواهد داد. این به معنای تلاش جدی آمریکا برای افزایش و نوسازی زرادخانه هسته ای آمریکا خواهد بود. کما اینکه آمریکا از اواخر دوره زمامداری اوباما اعام کرده بود که قصد دارد ظرف ده سال بیش از 350 میلیارد دلار برای نوسازی زرادخانه هسته ای خود هزینه کند.   اختلاف بر سر پیمان آی ان اف اختلاف دیگر در زمینه پیمان های هسته ای به پیمان نیروهای هسته ای میانبرد (آی ان اف) برمی گردد. مسکو و واشنگتن یکدیگر را به عدم پایبندی به این پیمان متهم می‌کنند، این دو کشور 31 سال پیش در واشنگتن این پیمان را امضا کردند که از سال ۱۹۸۸ به اجرا درآمد. پیمان نیروهای هسته‌ای میا‌نبرد، طرفین این پیمان را از استقرار موشک های بالستیک و موشکهای کروز در اروپا منع می‌کند. براساس این پیمان، موشک های میان برد از 1000 تا 5500 کیلومتر و کوتاه برد دارای برد 500 تا 1000 کیلومتر باید نابود شوند. آمریکا با توسل به بهانه نقض پیمان "آی ان اف" در صدد اعمال تحریمهای جدید علیه روسیه است. البته مسکو نیزبارها آمریکا را به نقض این پیمان متهم کرده است. هر چند آمریکا، پیش تر روسیه رابه دلیل ادعای استقرار موشکهای کروز در اروپا به نقض پیمان "آی ان اف" متهم کرده، اما روسها نیز طرح آمریکا برای انتقال بمب های هسته ای جدید به اروپا موسوم به بی 61 -12 از موارد نقض این پیمان تلقی کرده اند. آمریکا در چارچوب یک پروژه چند میلیارد دلاری این بمب ها را به صورت بمب هایی بالدار و هدایت پذیر با برد زیاد تبدیل کرده است. آمریكا شش سال است كه روسیه را به عدم رعایت این پیمان متهم می کند. مقامات آمریکایی قبلا اعلام کرده بودند که واشنگتن مجموعه‌ای از تدابیر برای وادار کردن روسیه به رعایت این پیمان در اختیار دارد. از جمله این اقدامات، تقویت سامانه های ضد موشکی و حتی استقرار موشکهای زمین پایه در اروپا است.   استقرار موشک‌های مستقر در زمین، اقدامی است که در انتهای فهرست گزینه‌ها قرار دارد. در مقابل روسیه اعلام کرده است اگر آمریکا موشک های خود را در شرق اروپا مستقر و به سوی روسیه نشانه گیری کند، از پیمان نیروهای هسته ای میانبرد خارج خواهد شد. قبلا یعنی در اکتبر 2007 نیز ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه تهدید كرده بود که در صورت ادامه اجرای طرح استقرار سپر موشکی آمریکا در اروپا، كشورش از پیمان تسلیحات میانبرد هسته ای خارج خواهد شد. روسیه بارها ادعای امریکا در باره نقض این پیمان را رد کرده و اعلام کرده که این آمریکا است که با استقرار سامانه های ضد موشکی در اروپا مرتکب نقض پیمان مذکور شده است. به گفته روسها، استقرار سكوهای پرتاب موشك ام کا -41 كه می تواند موشك های کروز میان برد از نوع "توماهاوك" پرتاب كند، نقض آشکار پیمان "آی ان اف" است. این سكوها در پایگاه هوایی دوسلو در رومانی مستقر شده اند و در آینده هم آمریكا در لهستان این نوع سكوها را مستقر خواهد کرد.   ادعاهای روسیه همچنین در مورد پهپادهای آمریکایی است که از دیدگاه مسکو تحت تعریف موشک‌های کروز قرار می گیرند که در پیمان نیروهای هسته‌ای میان برد آمده است. از دیدگاه روسیه توسعه هر چه بیشتر سامانه های ضد موشکی ناتو وآمریکا که توانمندی رهگیری موشک های هسته ای استراتژیک روسیه را دارند، بمنزله اقدامی برای خنثی کردن توانمندی آفندی هسته ای این کشور محسوب می شود. با حال آمریکا در کنار ناتوهمچنان ادامه استقرار سامانه های ضد موشکی در نقاط مختلف اروپا پافشاری می کنند. البته برخی اعضای اروپایی ناتو نیز با آمریکا همنوا هستند. ژان ایو لو دریان وزیرخارجه فرانسه هشدار داد که روسیه باید به پیمان آی ان اف پایبندباشد و درصورت نقض این پیمان، ناتو باید در زودترین فرصت ممکن به آن واکنش نشان دهد. "ینس استولتنبرگ" دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مدعی شد که روسیه "پیمان نیروهای هسته ای میانبرد" با آمریکا را نقض کرده و این مسئله می تواند منجر به آغاز مسابقه هسته‌ای جدیدی در قاره اروپا شود.   جمع بندی از نگاه روسها، رویکرد ترامپ مبتنی بر اصل عدم توازن هسته ای است که با اصل "برابری هسته ای" که در جریان جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوری و آمریکا آن را به مثابه بهترین راه برای تضمین صلح پذیرفتند، در تعارض کامل قرار دارد. در عین حال مسکو معتقد است که برتری هسته ای مورد ادعای ترامپ بیشتر امری تخیلی است. در حالی که پیمان استارت-3 اساسا به مثابه شالوده ایی برای توازن و ثبات هسته ای بین آمریکا و روسیه و پیمان نیروهای هسته ای میانبرد نیز، به مثابه پیمانی برای پیان دادن به مسابقه تسلیحات هسته ای در اروپا مطرح بوده است. هر گونه تلاش آمریکا برای زیر پا گذاشتن این دو توافق مهم، واکنش روسیه را به دنبال داشته است. کما اینکه مسکو به نقض پیمان نیروهای هسته ای میانبرد با استقرار موشک های کوتاه برد اسکندر در کالینینگراد یعنی منطقه مجاور مرزهای لهستان پاسخ داده است. موشکهای اسکندر که در دو نوع بالستیک و کروز تولید و عملیاتی شده اند و هر دو از سکوی واحدی پرتاب می شوند می توانند در انهدام اهداف ثابت ناتو در شرق اروپا به ویژه در کشورهای حوزه بالتیک و لهستان بسیار موثر واقع شوند. بدین ترتیب اکنون مقامات ارشد ناتو و کشورهای شرقی اروپا که در این سازمان نظامی عضو هستند با تهدید جدیدی باید مقابله کنند که البته رویارویی و خنثی کردن آن اصلا کار راحتی نخواهد بود. این به معنای تغییر موازنه قوا در شرق اروپا بین روسیه و ناتو به نفع مسکو خواهد بود.     نویسنده: دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 28 Mar 2018 04:46:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3602/روسیه-آمریکا-منازعه-سر-پیمان-های-تسلیحاتی هماورد طلبی هسته ای و تسلیحاتی روسیه در برابر آمریکا http://www.iras.ir/fa/doc/article/3596/هماورد-طلبی-هسته-تسلیحاتی-روسیه-برابر-آمریکا روابط روسیه و آمریکا در سال های اخیر روند مستمر تشدید اختلافات و تنش ها را طی کرده و منافع متعارض این دو قدرت هسته ای در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق دور موجب شده تا آمریکایی ها در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین جدید هسته ای آمریکا، همواره از روسیه به مثابه بزرگترین تهدید علیه آمریکا و نیز تهدید هسته ای شماره یک یاد کنند. طبیعتا اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو، از سوی روسیه بی پاسخ نمانده و لذا اخیرا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به عنوان بالاترین مقام اجرایی این کشور که نقشی بی بدیل در ترسیم سیاست های روسیه در ابعاد مختلف دارد، در موضع گیری بی سابقه به هماورد طلبی با آمریکا در دو زمینه هسته ای و تسلیحاتی پرداخت.   تهدید هسته ای پوتین روز پنجشنبه 10 اسفند 96 ( اول مارس 2018) اعلام کرد که هرگونه حمله احتمالی هسته ای  به این کشور و متحدانش را با حمله هسته ای متقابل فوری و بدون توجه به عواقب آن پاسخ خواهد داد. به گفته وی، دکترین نظامی روسیه این اجازه را می دهد که در واکنش به حمله اتمی علیه روسیه و یا متحدانش و یا حمله علیه روسیه با تسلیحات متعارف در صورتی که تمامیت حکومت مورد تهدید قرار بگیرد، از سلاح هسته ای استفاده کند. موضع قاطعانه پوتین و تاکید وی بر کاربرد تسلیحات هسته ای، پاسخی مستقیم به دکترین هسته ای جدید واشنگتن است که روسیه را به منزله بزرگترین تهدید هسته ای علیه آمریکا تلقی کرده و حتی بر استفاده از سلاح اتمی در صورت حمله متعارفی گسترده روسیه به اروپای شرقی تاکید ورزیده است. از نگاه مقامات ارشد نظامی و سیاسی آمریکا، روسیه باید متقاعد شود اگر تهدید به حتی یک حمله هسته‌ای محدود در اروپا بکند با "هزینه‌های شدید غیرقابل قبول" روبرو خواهد شد. مقامات ارشد نظامی روسیه بر این باورند که با توجه به برنامه جدید تسلیحاتی روسیه، قادر هستند تا واکنش مناسبی در قبال این تهدیدات انجام دهند. رابرت سوفر معاون وزیر دفاع آمریکا نیز در توجیه استراتژی جدید این کشور گفت که واشنگتن «می‌خواهد مطمئن شود که هیچ خطایی از روسیه سر نمی‌زند». وی افزود: روسیه باید بداند که حمله هسته‌ای حتی محدود، این کشور را به هدف‌هایش نمی‌رساند اما موجب تغییر اساسی ماهیت مخاصمه خواهد شد و هزینه غیرقابل محاسبه‌ای برای مسکو خواهد داشت. از قبل هم انتظار می رفت که دکترین جدید هسته ای آمریکا موجب واکنش شدید مسکو خواهد شد و اکنون شاهد این واکنش آنهم از جانب بالاترین مقام اجرایی روسیه هستیم. این واکنش به معنای دفاع تمام قد هسته ای روسیه از خود و متحدانش در قبال حملات هسته ای ویا متعارفی گسترده خواهد بود.   پوتین و توانمندی نظامی مساله دیگری که پوتین در سخنرانی خود بر آن تاکید کرد تقویت زیرساخت‌های نظامی روسیه در منطقه شمالگان به منظور حفاظت از منافع روسیه به عنوان یک اولویت بود. پوتین با اشاره به پیشرفت‌های نظامی روسیه طی سال‌های گذشته گفت، ارتقاء تسلیحات راهبردی روسیه در واکنش به اقدامات نظامی آمریکا و دیگر کشورهای جهان حاصل شده است و ارتش روسیه یک سامانه پیشرفته در اطراف مسکو به منظور حفاظت از این شهر مستقر کرده است. پوتین تأکید کرد، آمریکا در سال ۲۰۰۲ از پیمان ضدموشک‌های بالستیک خارج شد و با وجود تلاش‌های مکرر مسکو برای گفت‌وگو با واشنگتن در این رابطه، آمریکا از تعهدات خود در این زمینه سر باز می زند و همین مساله نیز مسکو را وادار کرده تا هر آنچه می‌تواند برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی خود به کار گیرد و عملیات نظامی روسیه در سوریه نیز پیشرفت قابل توجه قابلیت‌های نظامی روسیه را به تصویر کشید. به گفته پوتین، آمریکا قصد دارد تا ۵ رزمناو و ۳۰ ناوشکن نزدیک مرزهای روسیه مستقر کند و توسعه قابلیت‌های نظامی روسیه در پاسخ به اقدامات آمریکا صورت می‌گیرد. اقدام دیگر پوتین که در نوع خود بی سابقه بود، نمایش گرافیکی و تصویری انواع جدید تسلیحات هسته ای استراتژیک روسیه از قبیل موشک های هسته ای قاره پیما قادر به گذشتن از سامانه های ضد موشکی آمریکا، موشک های کروز جدید و ربات های زیر دریایی های جدید و تسلیحات لیزری بود که در واقع به منظور نشان دادن توانایی تکنولوژیکی روسیه برای مقابله با غرب صورت گرفت.پوتین اخیرا برنامه جدید تسلیحاتی 325 میلیارد دلاری روسیه را امضا کرد. "سرگئی شویگو" وزیر دفاع روسیه تاکید کرد تسلیحات جدیدی که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور در سخنرانی سالانه خود از آنها پرده برداشت به روسیه برای پرهیز از درگیر شدن در یک مسابقه تسلیحاتی دیگر کمک خواهد کرد. به گفته وی، کشورهای ناتو می کوشند روسیه را درگیر یک مسابقه تسلیحاتی جدید کنند. به گفته دیمیتری راگوزین معاون نخست وزیر روسیه قرار است تا سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه فن آوری بسیار پیشرفته مانند رباتیک، هوش مصنوعی، پهپادها، سامانه های ضد موشکی و مهمات دقیق در برنامه تسلیحاتی جدید صورت گیرد. نگاه برنامه ریزان نظامی روسیه به تهدیدات موجود و آینده است که شامل توانمندی نظامی ناتو، عملیاتی شدن سامانه موشکی فراصوت تهاجمی آمریکا که قادراست همه نقاط جهان را هدف قرار دهد و استقرار سامانه های هسته‌ای می شوند.   تسلیحات شگفتی ساز ولادیمیرپوتین رئیس‌جمهوری روسیه در سخنرانی سالانه خود از چندین سامانه جدید نظامی که این کشور در حال توسعه آن است پرده‌برداری کرد. وی بر این مساله تاکید کرد که نظیر چنین تسلیحاتی در دنیا وجود ندارد. در ادامه اسامی و مشخصات این تسلیحات شگفتی ساز می آید.   موشک "سرمات" وزن موشک بالستیکی قاره پیمای "سرمات" بیش از 200 تن بوده، آنرا می توان به  حداقل 10 کلاهک هسته ای مسلح کرد و سامانه های ضد موشکی با دشواری می توانند آن را رهگیری کنند. علاوه بر این تعداد کلاهک های هسته ای سرمات بیشتر از موشک "وایوودا" است که فعلا قوی ترین موشک بالستیکی قاره پیما در جهان است.موشک "سرمات" که کار ساخت آن در سال 2009 آغاز گردیده، جزو موشک های فوق سنگین است. این موشک با سوخت مایع کار می کند و از سکوهای زیرزمینی پرتاب می شود وبردی 11 هزار کیلومتری دارد.   موشک کروز"آوانگارد" موشک بالدار جدید روسیه به نام "آوانگارد" دارای برد غیرمحدود است که آزمایش آن با موفقیت انجام شده است. این موشک توانایی پرواز در لایه های متراکم جو با سرعت مافوق صوت بیش از 20 برابر سرعت صوت را دارد و بدین ترتیب در زمره موشکهای فرا صوت طبقه بندی می شود.   تسلیحات"لیزری" پوتین در باره تسلیحات لیزری با اشاره به آگاهی از  فعالیت برخی کشورها برای ساخت سلاح های جدید ازجمله لیزری  تاکید کرد که روسیه در این زمینه نسبت به دیگر کشورها پیشقدم است. وی تصریح کرد که در توسعه تسلیحات لیزری موفقیت های زیادی را بدست آورده ایم و این موفقیت نه فقط در عرصه تئوری است، بلکه اکنون چنین تسلیحاتی را در اختیار داریم که تا کنون ضرورتی برای رونمایی از آن دیده نشده است.   موشک هوا پرتاب کروز "کنجال" به گفته پوتین موشک فوق العاده دقیق و فرا صوت هوا به زمین "کنجال" روسی در دنیا بی نظیر است که به صورت موفقیت آمیز آزمایش شده و از اول دسامبر 2017 در اختیار نیروی هوایی روسیه در جنوب این کشور قرار گرفت. هر چند وجود موشکی کروز کنجال رسما اعلام شده اما مشخصات آن فاش نشده است. این موشک در جنگنده های سوخو مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این موشک به دلیل سرعت فوق العاده می تواند از دید رادار دشمن پنهان بماند.   ربات زیردریایی به گفته پوتین، روسیه یک ربات زیر دریایی ساخته که قادر است به طور نامحدود فاصله بین قاره ها را طی کرده و به اعماق آب نفوذ کند و با سرعتی بیشتر از پیشرفته ترین زیردریایی ها مانند اژدر حرکت کند.این زیردریایی را می توان با کلاهک هسته ای نیز مجهز کرد وقادر است تاسیسات ساحلی یا گروههای ناو هواپیما بر را مورد حمله قرار دهد.   موشک کروز نسل جدید به گفته پوتین موشک کروز با توانایی حمل کلاهک هسته ای در سال 2017 مورد آزمایش قرار گرفت. در طی این پرواز، کلاهک هسته ای به بالاترین سطح قدرت داده شده رسیده و برد مورد نیاز را فراهم می کند.   واکنش ها و تاثیرات رسانه های غربي به اظهارات رئيس جمهور روسيه درباره جدید ترین تسليحات روسي واکنش شديدي نشان دادند و در این زمینه به «موشک هاي شکست ناپذير» و «هشدارهايي» که به آمريکا داده شده است، اشاره کردند. وزارت دفاع آمریکا در واکنش به رونمایی از تسلیحات جدید و به خصوص موشک دارای پیشرانه هسته‌ای توسط رئیس‌جمهور روسیه، مدعی شدند که این موشک هنوز در مرحله تحقیق و توسعه است و در آزمایش‌ها موفق نبوده است. از جمله یک مقام آمریکایی در واکنش به نمایش تسلیحات جدید روسیه در سخنرانی ولادیمیر پوتین صحت گفته‌های وی را زیر سوال برد. با این حال به گفته کارشناسان نظامي، احتمال دارد اين اقدام روسيه باعث افزايش بودجه نظامي آمريکا شود.به گفته الکساندر ژيلين، مسئول مرکز مطالعات مسائل اجتماعي کاربردي امنيت ملي روسيه، پنتاگون، احتمالا از سخنان رئيس جمهور روسيه براي درخواست افزايش جديدي در بودجه نظامي اين کشور بهره برداري خواهد کرد. به گفته وی، «در صورتي که بودجه نظامي کشوري به بيش از 700 ميليارد دلار در سال افزايش يابد، اين بودجه ديگر دفاعي نيست، بلکه بودجه جنگي است».به گفته الکساندر خرامچيخين،  رئيس موسسه تحليل سياسي و نظامي روسيه، دغدغه حقيقي پنتاگون به موشک هاي کروز با کلاهک هسته اي که رئيس جمهور روسيه در جريان سخنراني سالانه خود معرفي کرد، مربوط خواهد شد. با اشاره به اين سلاح ها که هنوز براي آنها نامي گذاشته نشده است، خرامچيخين اعلام کرد از آنجايي که برد اين موشک ها محدوديتي ندارد، اين سلاح مي تواند از هر سمت آمريکا را هدف بگيرد. به علت نداشتن محدوديت در برد، اين موشک به دشواري در چهارچوب پیمان نیروهای هسته ای میانبرد قرار مي گيرد و درباره زيردريايي هاي بدون سرنشين که آنها نيز هيچ محدوديت بردي ندارند، نيز همين مساله صدق مي کند.   جمع بندی نمایش تسلیحات شگفتی ساز روسیه در این برهه زمانی با دو هدف عمده صورت گیرد. نخست با توجه به نزدیکی موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری روسیه، پوتین در صدد بر آمد تا در قامت یک رهبر ملی گرا که خواهان احیای موقعیت روسیه به عنوان یک قدرت عمده جهانی است ظاهر شده و در عین حال نمایش تسلیحاتی همراه با سخنرانی سالانه پوتین هشداری جدی  به  غرب به خصوص آمریکا بود که بر این گمان است که دارای برتری نظامی در برابر روسیه است. مقامات ارشد سیاسی و نظامی روسیه بر این باورند که با توجه به برنامه جدید تسلیحاتی روسیه، قادر هستند تا واکنش مناسبی در قبال تهدیدات فزاینده غرب به ویژه آمریکا نشان دهند. در عین حال نمایش تسلیحاتی که باصطلاح می تواند "قاعده بازی" را تغییر دهند هشداری به غربی ها بود تا بیش از این روسیه را در ابعاد امنیتی و نظامی به چالش نکشند. به رغم این تمهیدات، پوتین بر لزوم رفتار عاقلانه غرب و اتخاذ رویکرد مبتنی بر همکاری و چند جانبه گرایی تاکید کرده است. با این حال دورنمای مثبتی در باره تغییر رویکرد یک جانبه گرایانه وجنگ طلبانه آمریکا به عنوان سردمدار ناتو به چشم نمی خورد.     نویسنده: دکتر سیدرضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 18 Mar 2018 03:00:58 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3596/هماورد-طلبی-هسته-تسلیحاتی-روسیه-برابر-آمریکا زمینه‌های همکاری ایران و روسیه در برپاداری ثبات و امنیت در افغانستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3594/زمینه-های-همکاری-ایران-روسیه-برپاداری-ثبات-امنیت-افغانستان مقدمه در دهه‌های اخیر، واحدهای سیاسی همگام با پذیرفتن جهانی‌شدن برخی روش‌های زیست در عرصه بین‌المللی، تلاش کرده‌اند تا به بازتعریف منافع و هویت خود در چارچوب‌های منطقه‌ای نیز بپردازند. این روندهای نوین همکاری در مناطق، اغلب در چارچوب نظری‌های نوین-منطقه‌گرایی با تکیه بر دو عنصر باز بودگی موضوعی و انعطاف جغرافیایی، تبیین می‌شوند و زمینه مناسبی را برای همکاری‌های منطقه‌ای در چارچوبی مستقل و جدا از روندهای جهانی فراهم آورده‌اند.   در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با نگاهی به ویژگی‌های منطقه‌گرایی نوین، به بررسی روابط ایران و روسیه و نقش نومنطقه‌گرایی در نزدیک سازی زمینه‌های همکاری میان این دو کشور در افغانستان پرداخته شود. درواقع، پرسش اصلی در این پژوهش آن است که چگونه ایران و روسیه، می‌توانند در سطح منطقه اوراسیا، به‌ویژه در برپایی ثبات و امنیت در افغانستان به همکاری با یکدیگر بپردازند. فرضیه این پژوهش نیز عبارت از این است که این‌طور به نظر می‌رسد که ایران و روسیه با وجود ناهمگونی منافع در برخی موضوعات منطقه‌ای، می‌توانند با بهره‌گیری از چارچوب نظریه‌های نومنطقه گرایانه، به تعریفی مشترک از هویت‌ها و هنجارهای حاکم بر الگوی روابط خارجی خود برای برپاداری ثبات و امنیت در افغانستان برسند و در این چارچوب به همکاری نزدیکتر با یکدیگر برای حل مشکلات منطقه‌ای پرداخته و منافع خود را در سطح منطقه آسان‌تر به یکدیگر پیوند زنند.   نگاهی به نظریه نومنطقه‌گرایی این یک واقعیت است که کشورها حق انتخاب جای خود بر روی زمین را ندارند و همچون توپ‌های بازی بیلیارد نمی‌توانند هر زمان درجایی قرار بگیرند و به حوزه جغرافیایی خود وابسته‌اند، ازاین‌رو از حق انتخاب برای پیوستن به مناطق گوناگون برخوردار نیستند. این امر آنگاه همچون سدی در برابر منطقه‌گرایی جلوه‌گر می‌شود که به یاد آوریم که بیشترین جنگ‌ها در طول تاریخ، میان کشورهای همسایه رخ داده است.   دشمنی میان همسایگان در هر منطقه، البته می‌تواند خود زمینه‌ساز تلاش آنان برای همکاری نیز باشد. در بسیاری از موارد، آنگاه‌که پای منافع اقتصادی و آسایش ملی به میان می‌آید، کشورها بیش از آنکه به دنبال دشمنی باشند، در پی شناسایی منافع یکدیگر و رقابت در چارچوب همزیستی برمی‌آیند.   این نوع نگاه عملگرایانه به همکاری برای کسب امنیت جمعی و تأمین منافع بازیگران منطقه‌ای، زمینه‌ساز شکل‌گیری منطقه‌گرایی به‌عنوان پلی در میان دو سطح مطالعاتی خرد (واحدهای سیاسی) و کلان (ساختار سامانه بین‌الملل) بوده است.   از دهه 1370 خورشیدی و به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، رویکرد تازه‌ای در این حوزه پا گرفته و ترتیبات نوینی در چارچوب مفهوم "نومنطقه‌گرایی" پا به عرصه مطالعات این حوزه گذاشته است.   ویژگی‌های این رویکرد نوین به منطقه‌گرایی، بیش از همه بر باز بودگی تعریف مفهوم منطقه و لایه‌لایه بودن آن تأکید دارند. به‌این‌ترتیب، کشورها برای پیوستن یا گسستن از ترتیبات منطقه‌ای، نه‌تنها کمتر در قیدوبندهای ایدئولوژیک هستند، بلکه جغرافیا نیز به امری نسبی بدل شده و می‌توان دید که در بسیاری از نهادهای منطقه‌ای، کشورهایی در بیرون از این مناطق به آن‌ها پیوسته‌اند. تعریف مفهوم منطقه نیز از انعطاف بیشتری برخوردار شده و در یک منطقه جغرافیایی می‌توان اشکال گوناگونی از منطقه‌گرایی و نهادهای منطقه‌ای را بر پایه منافع کشورهایی که گرد هم می‌آیند ساخت.   به‌این‌ترتیب، دو فرایند جهانی‌شدن و تک‌قطبی گرایی نتوانسته‌اند سد راه منطقه‌گرایی باشند و جهان بیش از آنکه رو به‌سوی تک‌قطبی شدن و یا یک ـ-چندقطبی شدن در سطح سامانه بین‌الملل داشته باشد، به گونه جهانی ـ منطقه‌ای شده درآمده است.   بر پایه تئوری‌های سامانمند، این تنها قدرت‌های بزرگ بودند که می‌توانستند بر مناطق گوناگون تأثیر بگذارند. اما رویکردهای منطقه‌ای، به نقش قدرت‌های متوسط و مناطق بر سیاست‌ها و رویکردهای ابرقدرت‌ها تأکید دارند.   این‌گونه تازه منطقه‌گرایی که نوعی برساخت آگاهانه هویت‌ها و هنجارها در چارچوب نهادسازی است، گفتمان سیاسی نوینی در عرصه بین‌المللی به شمار می‌رود. در این گفتمان نوین، "منطقه" آن چیزی است که ما از آن برداشت می‌کنیم و نه آن چیزی که لزوماً بر روی نقشه جغرافیا تعریف می‌شود. بنابراین، اگرچه جغرافیا هنوز عامل مهمی است، اما این عنصر از انعطاف بیشتری برخوردار شده و هر زمان بر پایه نیاز و هویت و منافع کشورها، می‌توان آن را به‌گونه‌ای تازه کشید.   نومنطقه‌گرایی؛ چارچوبی نوین برای همکاری‌های ایران و روسیه در افغانستان دو جهانشاهی ایران و روسیه، دست‌کم بیش از پنج سده است که در ارتباط و تعامل با یکدیگر بوده‌اند. این روابط همواره از فراز و نشیب‌های بسیاری برخوردار بوده است. در این میان، فروپاشی اتحاد شوروی در آغاز دهه 1370 و شکل‌گیری فدراسیون روسیه، زمینه‌ساز شکل‌گیری دور تازه‌ای از روابط میان ایران و روسیه شده است. این رویداد، به همراه تغییر در برخی از ساختارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، توانسته عرصه را برای گونه تازه‌ای روابط مبتنی بر همکاری فراهم سازد.   بااین‌همه، در ۲۵ سال گذشته روابط ایران و روسیه اگرچه در عرصه‌های گوناگون دوستانه به نظر آمده، اما تعریف منافع هر یک از طرفین در چارچوبی متفاوت و دور از ساختارهای شکل‌دهنده به منافع آنان از یکدیگر، سبب شده که یک گفتمان همکاری جویانه پایدار در سطح منطقه‌ای میان آنان شکل نگیرد.   برای نمونه، در عرصه‌های اقتصادی، روسیه و ایران هر دو از دارندگان بزرگ ذخایر نفت و گاز به شمار می‌روند. همین امر می‌تواند زمینه رقابت آنان در بازارهای انرژی را فراهم آورد. همچنین رقابت در زمینه راه‌های گذر خطوط لوله انتقال انرژی از آسیای مرکزی و دریای خزر به بازارهای بین‌المللی و نیز تلاش برای ساخت راه‌های بازرگانی و دادوستد منطقه‌ای که یادآور دوران رونق جاده ابریشم است از این کشورها، چندان زمینه را برای همکاری‌های اقتصادی منطقه میان دو طرف فراهم نیاورده است.   همچنین در بخش نظامی، روسیه بی‌تردید خواهان تداوم برتری نظامی خود بر مناطق پیرامون خویش است. در سال‌های گذشته به‌واسطه افزایش تنش‌ها میان ایران و دولت‌های توانمند غربی، از میزان دسترسی ایران به سلاح‌های پیشرفته ساخت غرب کاسته شده و در این زمینه ایرانیان بیشتر به تولیدات داخلی و یا سلاح‌های روسی و چینی بسنده کرده‌اند. این در حالی است که روس‌ها نیز خواهان تداوم همکاری‌های نظامی با ایران و حفظ بازارهای فروش تسلیحات خود به این کشور هستند. اما این همکاری‌ها هنوز به گسترش تعاملات نظامی میان دو کشور در سطح منطقه‌ای نینجامیده است.   در موضوعات فرهنگی و ایدئولوژیک نیز کمتر می‌توان شاهد همکاری‌های دو کشور در سطح منطقه‌ای در سال‌های اخیر بود. اما با وجود همه دشواری‌ها، واقعیت آن است که ایران و روسیه همچنان منافع مشترکی در سطوح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارند که فرصت همکاری با یکدیگر را برای آنان فراهم می‌آورد.   یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های همکاری میان آنان، در رویکرد روسیه به برپایی یک ساختار چندجانبه‌گرایانه در سطح بین‌الملل، نمود می‌یابد. با بر هم خوردن ساختار سامانه بین‌الملل به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، اینک روسیه بر آن است تا بار دیگر از راه دنبال کردن ایده‌هایی مانند اوراسیاگرایی و یورو آتلانتیک‌گرایی و تعریف برتری خود در چارچوب‌های نوین، جایگاه پیشین خود در عرصه سامانه بین‌الملل را به دست آورد. تلاش این کشور برای تداوم حضور اقتدارآمیز خود در منطقه‌ای که آن را "خارج نزدیک" می‌نامد و دربرگیرنده جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته است، گویای دنبال کردن چنین سیاستی از سوی زمامداران کرملین است.   در این راه، ایران که طی دهه‌های گذشته همواره رویکردی تقابلی را با غرب دنبال کرده، می‌تواند همتایی قابل‌اطمینان باشد. همگرایی ایران و روسیه برای رویارویی با برتری‌جویی غرب و باور هر دو کشور به لزوم برپایی سامانه‌ای بین‌المللی که مبتنی بر چندجانبه گرایی باشد، توانسته آنان را به همکاری در سطح نهادهای منطقه‌ای رهنمون شود. بر پایه این رهیافت نوین، همه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، برای حل‌وفصل مشکلات مشترک، در چارچوبی توافقی، به همکاری و نه رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت.   درواقع، تهدیدهای مشترک علیه منافع این دو کشور در سطح منطقه‌ای، آنان را ناگزیر از همکاری با یکدیگر نموده است. نمونه این تهدیدها را می‌توان در پیگیری سیاست نگاه به شرق از سوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) دید که از سال 1372 خورشیدی دنبال شده است. همچنین تهدیدهای درون منطقه‌ای مانند پاگیری گروه‌های تندروی مذهبی مانند طالبان و داعش و یا گروه‌های مافیایی قاچاق مواد مخدر که به ناامنی و بی‌ثباتی در کنار مرزها، و گاه در درون مرزهای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز می‌انجامد نیز در نزدیک سازی مواضع منطقه‌ای این دو کشور و تلاش مشترک آن‌ها برای یافتن راه‌حل‌هایی برای دوری از بحران، یاری رسانده.   همکاری آنان در حل بحران‌های منطقه‌ای در مناطقی مانند تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان و افغانستان، نمونه‌های گویای این دست از همکاری‌ها هستند. تلاش هر دو کشور برای جلوگیری از پیشبرد خواسته‌های جدایی‌خواهانه قومی و مذهبی در منطقه نیز از دیگر زمینه‌های همکاری میان آنان به شمار می‌رود.   به‌این‌ترتیب، می‌توان گفت که عملگرایی ژئوپلیتیکی و تعریفی که از هویت و هنجارهای حاکم بر سیاست خارجی این دو کشور در عرصه روابط بین‌الملل ارائه می‌شود، آنان را به همکاری با یکدیگر در عرصه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای وا می‌دارد.   در این میان، افغانستان سرزمینی آشنا برای ایران و روسیه است. پیوندهای فرهنگی، تاریخی و هویتی میان ایرانیان و افغانان برای هزاران سال چنان یگانگی‌ای میان آنان پدید آورده که گاه بازشناسی این دو ملت از یکدیگر را دشوار می‌سازد. روس‌ها نیز در دوران معاصر و به‌ویژه در دوره برپایی حکومت کمونیستی در کابل، حضور پررنگی در میان مردم جامعه افغانستان داشته و در شکل‌دهی به ساختارهای سیاسی و نیز فراهم آوردن زمینه گذار این جامعه به‌سوی نهادها و ساختارهای مدرن ایفای نقش کرده‌اند.   اگرچه انتظار می‌رفت در دوران پس از فروپاشی حکومت طالبان در افغانستان، ایران و روسیه نقش‌های کلیدی در سامان‌دهی به رژیم سیاسی نوین در این کشور بازی کنند، اما آنچه در عمل رخ داده، نشانگر آن است که این حضور تنها در برخی از حوزه‌ها و به‌صورت انفرادی و نه در قالب یک حرکت همکاری جویانه منطقه‌ای، صورت گرفته است.   درواقع، ازآنجاکه برکناری طالبان از قدرت به دست ناتو و با حضور نیروهایی از کشورهای گوناگون، به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا صورت گرفت، زمینه بازیگری در دوران پساطالبان برای کشورهایی که به‌طور مستقیم در نبرد با گروه‌های تندروی بنیادگرا حضور نداشتند، دشوار شد. اگرچه طالبان دشمن ایران و روسیه نیز به شمار می‌آمد و این دو کشور به‌صورت غیرمستقیم با نیروهای ائتلاف بین‌المللی همکاری داشتند، اما دولت تازه روی کار آمده در کابل نتوانست به همکاری مؤثر با این دو کشور بپردازد. این امر ازآن‌رو بود که ایالات‌متحده و هم‌پیمانان اروپایی‌اش روی خوش چندانی به حضور دیگر قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در افغانستان از خود نشان ندادند. نتیجه آنکه، روسیه که خواهان به دست آوردن پایگاه‌هایی نظامی در افغانستان برای برپایی ثبات و امنیت، به‌ویژه در بخش‌های شمالی این کشور بود، نتوانست از گفتگوها با دولت کرزای طرفی ببندد. به دنبال آن، ازآنجاکه برپاداری امنیت در افغانستان برای بیش از یک دهه تنها در دست نیروهای آیساف بود، بازرگانان و سرمایه‌گذاران روس اطمینان کافی برای سرمایه‌گذاری و دادوستد در بازارهای افغانستان را نداشته‌اند و ازاین‌رو، امروزه نقش بسیار کم‌رنگی در ساختار اقتصادی افغانستان بازی می‌کنند.   از سوی دیگر، ایران نیز که به‌طور رسمی بارها اعلام کرده بود خواهان بیرون رفتن نیروهای بیگانه از خاک افغانستان است، نتوانست زمینه همکاری با نیروهای بین‌المللی در افغانستان را فراهم آورد و اگرچه برخی کالاهای ایرانی به علت همسایگی و حضور میلیون‌ها افغان در خاک ایران و نیز به‌صرفه بودن صادرات این کالاها به شهرهای گوناگون افغانستان برای هر دو طرف، توانستند از جایگاه خوبی در بازارهای این کشور برخوردار شوند و ایران به یکی از صادرکنندگان اصلی کالاهای مصرفی و انرژی به افغانستان بدل شود، اما در بخش سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در صنایع مادر، ایران نیز نتوانسته جایگاه مطلوبی در این زمینه به دست آورد.   نتیجه آنکه، در سال ۲۰۱۶ می‌توان دید که صادرکننده اصلی کالا به بازارهای افغانستان، کشور چین است و سرمایه‌گذار اصلی در بخش‌های گوناگون صنعتی در این کشور، هندوستان می‌باشد.   در این میان، افزایش تنش‌ها در سطح منطقه به‌واسطه پدیدار شدن گروه‌های اسلامی تندرو نوین مانند داعش و تداوم ناامنی در افغانستان، سبب شده که بخش‌هایی از خاک این کشور به بهشت گروه‌های تندرو و بنیادگرا بدل شود. این امر تهدید امنیتی جدی‌ای برای هر دو کشور ایران و روسیه به شمار می‌رود. رویکرد اصلی این کشورها، تلاش برای گفتگوی همزمان با دولت افغانستان و نیز برخی شاخه‌های طالبان برای جلوگیری از نفوذ داعش در منطقه آسیای مرکزی و نیز در درون این دو کشور بوده است. این در حالی است که مقامات سیاسی در کابل بر این باورند که بازی دوگانه ایران و روسیه می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر منطقه و کاهش توان دولت افغانستان در ستیز با گروه‌های تندرو بیانجامد. ازاین‌رو، خواسته اصلی آنان، پشتیبانی همه‌جانبه قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت قانونی این کشور برای شکست دادن نیروهای تندرو و دهشت افکن در این کشور است.   از سوی دیگر، در بررسی ریشه‌های شکل‌گیری بنیادگرایی در افغانستان، دولتمردان این کشور اغلب بر این باورند که این امر بیش از آنکه ریشه‌های ایدئولوژیک داشته باشد، به علت دشواری‌های اقتصادی و شیوه زیست همراه با محرومیت در میان مناطق گوناگون شهری و روستایی این کشور در نقاط دورافتاده رخ داده است. ازاین‌رو، راه‌حل اصلی کاهش توان گروه‌های بنیادگرا را در بالا بردن کیفیت زندگی مردم افغانستان می‌دانند. به‌این‌ترتیب، سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون اقتصاد این کشور و افزایش اشتغال و سطح درآمد مردم، می‌تواند به برپایی ثبات سیاسی، رشد اقتصادی و افزایش امنیت اجتماعی در این کشور یاری رساند.   ایران و روسیه به‌عنوان دو کشور قدرتمند در حوزه همکاری‌های منطقه‌ای در سطح اوراسیا، بی‌تردید می‌توانند درروند توسعه اقتصادی افغانستان با هدف ثبات سازی در این کشور، نقش مهمی بازی کنند. این امر که می‌تواند هم از رهگذر همکاری‌های سه‌جانبه و هم در چارچوب ترتیبات همکاری جویانه نوین با حضور کشورهایی همچون هندوستان و قزاقستان شکل گیرد، چند بهره می‌تواند به همراه داشته باشد. نخست آنکه، سطح ثبات و امنیت را در منطقه افزایش می‌دهد؛ دیگر آنکه، منافع اقتصادی حاصل از سرمایه‌گذاری در افغانستان در میان و بلندمدت عاید بخش‌های اقتصادی این کشورها نیز خواهد شد؛ و سوم آنکه، این همکاری‌ها با هویت و ماهیت اصلی سیاست خارجی این کشورها که به دنبال تشکیل ساختاری چندقطبی در عرصه سامانه بین‌المللی هستند، همخوانی دارد.   ازاین‌رو، همکاری در افغانستان در حوزه اقتصادی و نیز افزایش همکاری‌ها با دولت افغانستان برای تقویت این دولت در برابر گروه‌های تندرو، می‌تواند در افزایش ثبات و امنیت منطقه‌ای کارآمد باشد و منافع ایران و روسیه را در هر دو زمینه تأمین نماید.   جمع‌بندی شاید انتظار می‌رفت که بازی بزرگ تازه‌ای پس از فروپاشی اتحاد شوروی در منطقه اوراسیا به راه بیافتد که در آن نه‌تنها قدرت‌های بزرگ جهانی، بلکه قدرت‌های بزرگ پیرامون این منطقه همچون چین، ایران، ترکیه، روسیه و هندوستان به دنبال رقابت با یکدیگر بر سر افزایش نفوذ در کشورهای تازه استقلال‌یافته باشند. این بازی اگرچه رخ داد، اما بدان بزرگی که تصور می‌شد، نبود. درواقع، کشورهای همسایه بیش از رقابت، تلاش کردند تا با برپاداری ثبات در این کشورهای نوپا، از گسترش ناامنی به درون مرزهای خود جلوگیری نمایند و به تشکیل نهادهایی برای ثبات سازی و راهکارهایی برای همزیستی آشتی‌جویانه در این منطقه پرداختند.   با آغاز دهه 1380، دو کشور ایران و روسیه بیش از گذشته نشان دادند که با در نظر گرفتن ملاحظات مشترک در سیاست خارجی خود، بیشتر به دنبال همکاری منطقه‌ای هستند تا رقابت و دشمنی در این حوزه. روسیه از دید ایران، همچنان یک بازیگر استراتژیک توانمند است که در جایگاه برترین کشورها در سازمان ملل نشسته است. این کشور همچنین تأمین‌کننده بخشی از تسلیحات موردنیاز ایران و نیز اجراکننده برنامه هسته‌ای ایران به شمار می‌رود. برای روسیه نیز، ایران یک قدرت توانمند منطقه‌ای است که کارت‌های بسیاری برای بازی در دست دارد و چه برای استفاده از ظرفیت‌های ایران برای پیشبرد منافع منطقه‌ای و چه برای مهار این کشور برای جلوگیری از تهدید منافع روسیه در سطح منطقه‌ای، نیاز است که روابط میان ایران و روسیه همچنان در چارچوب ترتیبات منطقه‌ای گسترش یابد.   ازاین‌رو، وابستگی متقابل منطقه‌ای که در چارچوب تشکیل نهادها و سازمان‌های منطقه‌ای در این گوشه از جهان نمود یافته، به‌خوبی گویای رهیافت آشتی‌جویانه قدرت‌های مطرح در منطقه اوراسیا برای پیشبرد منافع و امنیت جمعی است. بی‌تردید، همکاری برای گسترش امنیت در منطقه پس از بیرون رفتن نیروهای بیگانه از افغانستان در سال 1394 نیز زمینه دیگری برای همگرایی‌های منطقه‌ای میان ایران، روسیه و کشورهای دیگر در پیرامون افغانستان پدید آورده است.       نویسنده: دکتر ماندانا تیشه یار، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی و عضو شورای علمی ایراس     این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «همکاری های ایران و روسیه: ابعاد و چشم انداز» به اهتمام و ویراستاری علمی مشترک محمود شوری و ایگور ایوانوف به سه زبان فارسی، انگلیسی و روسی در اسفند 1395 منتشر شده است. جهت تهیه کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.     «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»     ]]> دکتر ماندانا تیشه یار سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 14 Mar 2018 02:56:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3594/زمینه-های-همکاری-ایران-روسیه-برپاداری-ثبات-امنیت-افغانستان