موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست های امنیتی و نظامی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/energy-and-environment Wed, 22 Nov 2017 05:12:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 05:12:41 GMT سیاست های امنیتی و نظامی 60 نزدیکی عربستان به روسیه؛ تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3425/نزدیکی-عربستان-روسیه-تغییر-موازنه-قدرت-خاورمیانه در ایامی که مثلث همکاری ایران، روسیه و ترکیه در حال شکل دادن به تحولات سیاسی در بحران فرسایشی سوریه هستند و با تعیین سازوکارهای دقیق همچون ایجاد مناطق چهار گانه عاری از خشونت، تمرکز بر مبارزه بر روی داعش، امیدها را برای حل نهایی بحران بالا برده اند؛ سفر چهار روزه ملک سلمان به سرزمین تزارها، پرسش های فراوانی را پیش روی ناظران منطقه ای در رابطه با اهداف پشت پرده برنامه سعودی ها از انجام این سفر قرار داده است. در این بین این دیدگاه مطرح است که هیات حاکمه جدید عربستان با مشاهده نقش فعال ایران در بحران سوریه دست به تقلا برای عقب نماندن از قافله تحولات منطقه زده اند. با توجه به تمرکز دولت آمریکا بر بحران هسته ای کره شمالی و قرار گرفتن بحران های خاورمیانه در حاشیه استراتژی های کاخ سفید، ریاض تنها راه چاره بر وضعیت پیش آمده را نزدیکی به روسیه به عنوان تنها بازیگر قدرتمند سرنوشت ساز در سوریه دیده است. بدین رو سفر بی سابقه  ملک سلمان به مسکو نشان از به بن رسیدن رویکردهای منطقه ای عربستان دارد. قابل ذکر است که هم اکنون ریاض در باتلاق یمن گیر کرده و در سوریه نیز قافیه را به رقیب منطقه ای اش ایران باخته است. با عطف به این امر سعودی ها در تلاشند با تنوع بخشیدن به سطح روابط شان  با روسیه بتوانند از نفوذ و اثر گذاری این کشور در خاورمیانه در جهت منافع ملی و سیاسی شان بهره برداری نمایند. از این رو بی جهت نبود که بیش از صد ها تاجر و سرمایه گذار بزرگ  ملک سلمان را در  این سفر تاریخی همراه کردند.   همکاری نظامی میان روسیه و عربستان امروزه بخش تسلیحات و نظامی بیشترین جذابیت را برای همکاری بین دو کشور روسیه  و عربستان دارد. سعودی ها به دنبال رهایی از وابستگی تام به شرکای غربی در زمینه نیازهای نظامی و تسلیحاتی هستند. تجربه تحولات خاورمیانه و مخصوصا سقوط حسنی مبارک این پیام را به حاکمان سعودی داد که در شرایط بحرانی امکان اتکا به واشنگتن جهت ایمن یافتن از شورشهای مردمی نیست و از سوی دیگر بسیاری از اقلام پیشرفته نظامی از سوی قدرت های غربی با توجه به مسائل حقوق بشری و دموکراسی به ریاض داده نمی شود. این امر باعث رنجیدگی خاطر هیات حاکمه عربستان شده و برای غلبه بر این وضعیت به شدت به دنبال متنوع سازی نیازهای نظامی و تسلیحاتی شان می باشند. بی گمان روسیه با توجه به دارا بودن تکنولوژی های پیشرفته نظامی از  جذابیت خاصی برای ریاض جهت رسیدن به دورنمای سیاسی و نظامی شان برخوردار است.   طبق سند 2030 عربستان قصد دارد بیش از پنجاه درصد از واردات نظامی خود را در داخل خاک کشورش تولید کند. بنا به گزارش ها عربستان پنجمین کشور در بعد هزنیه نظامی در دنیا است. بوددجه نظامی این کشور رقمی در حدود 48.7 میلیارد دلار می باشد. اسلحه کلاشینکف، سیستم های موشکی ضد نانک و هوایی، راکت و پرتاپگرهای نارنجی از جمله مواردی است که طبق برنامه بالادستی عربستان باید در داخل خاک شان تولید شود. این تولیدات تناسب بیشتری با صنعت نظامی روسیه دارد و در این بین مسکو می تواند نقش موثری در ساخت کارخانه ها و افزارهای جنگی عربستان ایفا نماید. از همین رو در دیدار مقامات بلندپایه عربستان و روسیه حدود 15 توافق بزرگ همکاری به امضای طرفین رسید. این توافق ها طیف گسترده ای از قرار دادهای نفتی، اکتشافات فضایی و نظامی بودند و به سهم خود تعامل دو دولت عربستان و روسیه وارد فاز جدیدی می کند. در همین راستا الکساندر نواک وزیر انرژی روسیه از تمایل ریاض به سرمایه گذاری در بخش های نفت و گاز به ارزش یک میلیارد دلار خبر داد. گزارش ها همچنین از آماده شدن متن قرارداد فروش سامانه موشکی اس 400 به عربستان به ارزش 3 میلیارد دلار حکایت دارد.   سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در بیان ارزش این توافق ها گفت که امروز روابط روسیه و عربستان به کیفی ترین سطح ممکن خود رسیده است. بنا به اظهارات لاوروف بخشی از این توافق ها مربوط به سرمایه گذاری شرکت های عربستانی در بخش های نفت و گاز روسیه است که طی سه سال اخیر در اثر تحریم های فزاینده بروکسل و واشنگتن به شدت آسیب دیده است. رئیس دستگاه دیپلماسی روسیه با یادآوری سابقه همکاری این دو قدرت بزرگ نفتی در ثبات بخشی به بازار نفت در ماه ژانویه نیز گفت: حصول موفقیت ریاض و مسکو در کنترل سطح تولید نفت، نشان از انگیزه طرفین به تعامل بیشتر در حوزه های انرژی است. از سوی دیگر  عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان در اظهاراتی اعلام کرد که روابط بین مسکو و ریاض به یک لجظه تاریخی رسیده است. خالد  الفلاح وزیر نفت عربستان نیز  در اظهاراتی ضمن تمجید از توافق ماه ژانویه با روسیه در خصوص کنترل قیمت های نفت گفت: توافق با روسیه حیاتی دوباره به اوپک داد. روسیه با وجود اینکه عضو اوپک نیست اما در تلاش برای هماهنگی با اعضای مهم نفتی این سازمان برای تنظیم بازارهای نفتی است. وزیر نفت عربستان همچنین حضور سرمایه گذاران سعودی در صنعت نفت روسیه را گامی روبه جلو در روابط اقتصادی دو کشور خواند و گفت: با افزایش سطح تعاملات افق روشنی برای گسترش هماهنگی در تنظیم بازار های جهانی انرژی دیده می شود.   قهر از آمریکا عربستان به طور سنتی شریک آمریکا در منطقه است اما تغییرات سیاسی در منطقه و ورود نسل های جوان تر به ساختار قدرت  در عربستان این دیدگاه را امروز در کاخ سعودی حاکم کرده کرده که نباید اعتماد صدرصدی به واشنگتن در تعیین مسائل منطقه ای داشت و از همین رو باید سطح روابط عربستان جهانی و شامل همه قدرت های بزرگ باشد. روسیه در این بین از چند جهت برای حاکمان جذابیت دارد. نخست اینکه از وزن و اعتباری بالایی در سیاست جهانی برخوردارند و از این جهت سعودهای می توانند از ظرفیت های دیپلماتیک این کشور جهت هدایت برنامه های سیاسی شان استفاده نمایند. گفتنی است که در جریان بحران قطر، ریاض از عدم حمایت کافی ترامپ در تحریم ها  علیه دوحه شکوه دارد. عربستان انتظار داشت با فشار دیپلماتیک دولت آمریکا به قطر، حاکمان این کشو در برابر خواسته های عربستان سرخم بیاورند.   مسئله بعدی برای عربستان بحران یمن است. امروز سعودی ها بعد از پشت سر گذاردن بیش از دو سال از حمله مستقیم هوایی علیه حوثی ها، در مدیریت بحران مستاصل مانده اند. بدون شک مقاومت حوثی های شیعه مهم ترین عامل به بن رسیدن رویکرد جاه طلبانه ریاض در یمن است. با توجه به حمایت دیپلماتیک ایران از حوثی های یمن، سعودی ها در تلاشند با نزدیکی به روسیه، این کشور را به قطع حمایت سیاسی ایران از حوثی ها متقاعد نمایند.   بدین ترتیب هیات حاکمه عربستان با در نظر گرفتن بن بست های پیش رو در قطر، یمن و سوریه دست به قمار سیاسی بزرگ زده است. در این شرایط جلب حمایت روسیه می تواند یاریگر ریاض برای خروج از ناکامی‌های سیاسی شود. نویسنده: نیکنام ببری، دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان و تحلیلگر مسائل اوراسیا   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 19 Nov 2017 18:42:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3425/نزدیکی-عربستان-روسیه-تغییر-موازنه-قدرت-خاورمیانه رزمایش سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان (2017) http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3422/1/رزمایش-سازمان-پیمان-امنیت-جمعی-تاجیکستان-2017 در رزمایش نیروهای واکنش سریع سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان (2017) بیش از پنج هزار نیروی نظامی از روسیه، بلاروس، قراقستان، تاجیکستان، ارمنستان، قرقیزستان و قزاقستان جدیدترین آموزش‌های نظامی در مبارزه با گروه‌های تروریستی و نیروهای متخاصم خارجی را فرا می‌گیرند. همچنین نیروی هوایی روسیه با اعزام ۴۰ فروند هواپیماو بالگردهای نظامی از نوع سوخو ۲۴ و ۲۵، آنتونوف ۱۲۴ و ام ای ۸ و ۲۴ به سه پایگاه نظامی در این رزمایش به طور فعال حضور دارد.   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Thu, 16 Nov 2017 09:06:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3422/1/رزمایش-سازمان-پیمان-امنیت-جمعی-تاجیکستان-2017 نشست مشترک ایراس و بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکوف http://www.iras.ir/fa/doc/report/3400/نشست-مشترک-ایراس-بنیاد-دیپلماسی-عمومی-الکساندر-گورچاکوف در ادامه جلسات مشترک موسسه ایراس و مؤسسات مطالعاتی روسیه، روز یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶، ایراس میزبان اعضای هیئت عالی‌رتبه بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکوف بود. ایراس در راستای افزایش هم‌اندیشی کارشناسان و متخصصان ایرانی و روسیه ضمن انعقاد تفاهم‌نامه همکاری با اتاق‌های فکری روسیه، به‌طور مرتب میزبان نماینده قشر نخبگان فکری روسیه است. این نشست نیز به دنبال تفاهم‌نامه مشترک ایراس و بنیاد گورچاکوف در سال‌های گذشته انجام شد و هر یک از کارشناسان حاضر در جلسه به ارائه نقطه نظرات خود درباره مباحث مهم در رابطه دوجانبه و چندجانبه ایران و روسیه پرداختند. گفتنی است کنفرانس آینده دو موسسه در مسکو برگزار خواهد شد.   در این نشست که با حضور دکتر محمود شوری، عضو هیئت‌مدیره موسسه ایراس؛ دکتر محسن پاک پرور، مدیر گروه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه؛ دکتر احسان رسولی نژاد، کارشناس اقتصاد بین‌الملل و استاد دانشگاه مطالعات جهان؛ دکتر حمیدرضا عزیزی، استاد پژوهشکده مطالعات منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی، دکتر علی‌اکبر اسدی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی، دکتر علیرضا نوری، استاد پژوهشکده مطالعات منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی؛ خانم عفیفه عابدی، تحلیلگر مسائل اوراسیا؛ دکتر ولی گل محمدی، تحلیلگر مسائل ترکیه؛ و دکتر حسن احمدیان، استاد دانشکده مطالعات جهان برگزار شد، آینده برجام، روابط میان ایران و روسیه و نیز همکاری‌های دو کشور در سطح منطقه‌ای موردبحث و بررسی قرار گرفت. مهمانان روس در این هم‌اندیشی نیز آقای دکتر ایوان کِسِنوفانتوف، مدیر روابط عمومی بنیاد گورچاکوف؛ آقای دکتر ولادیمیر ساژین، عضو هیئت‌علمی مرکز ایران در موسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه؛ آقای دکتر ماکسیم سوچکوف، کارشناس شورای روسی امور بین‌الملل و باشگاه گفتگوهای بین‌المللی ولدای؛ آقای دکتر نیکلای کوژانف، استاد دانشگاه اروپایی سن پترزبورگ؛ آقای دکتر سرگئی دروژیلوفسکی، استاد گروه شرق‌شناسی موسسه دولتی روابط بین‌الملل مسکو (وزارت خارجه روسیه)؛ خانم دکتر ماریانا بلنکایا، کارشناس پژوهشی «کارنگی مسکو»؛ و خانم دکتر یولیا سویشنیکووا، عضو هیئت‌علمی مدرسه عالی اقتصاد مسکو بودند.   مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده در این نشست سه ساعته، در ادامه ازنظر می‌گذرد:   ولادیمیر ساژین: "به‌طورکلی آمریکا نمی‌تواند توافق برجام را از بین ببرد. برای اینکه این قرارداد بین ایران و امریکا نیست. این یک قرارداد بین‌المللی است که قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل آن را تائید کرده است. کاری که آمریکایی‌ها می‌توانند انجام دهند، این است که روند اجرای برجام را از جانب امریکا کند نمایند. ولی قدم محکمی علیه برجام نمی‌توانند بردارند. برای اینکه همه طرفین به برجام پایبند هستند. اگر هم بخواهند از برجام خارج شوند و در آخر ماه دسامبر این موضوع مشخص خواهد شد، بر اساس تصمیم زیرکانه ترامپ، تصمیم‌گیری نهایی را کنگره انجام خواهد داد. در آنجا شرایط سخت‌تر است و تعداد کمتری طرفدار ایران هستند. اما از طرفی دیگر افراد زیادی هم طرفدار ترامپ می‌باشند. با اینکه خیلی سخت است که بگوییم چه اتفاقی می‌افتد ولی ازنقطه‌نظر من، فکر نمی‌کنم که امریکا از برجام خارج شود. به‌طورکلی ممکن است که سیستم منع گسترش سلاح موردبررسی قرار بگیرد. و ممکن است که خطراتی را برای ایران و کشورهای دیگری که در خاورمیانه واقع شده‌اند را به وجود بیاورد. من کلاً آدم بدبینی هستم، ولی راجع به برجام باید بگویم که همه‌چیز خوب پیش خواهد رفت."   سرگئی دروژیلوفسکی: "اروپایی‌ها مانند آمریکایی‌ها این علاقه‌مندی را ندارند که بخواهند رژیمی که در ایران وجود دارد را نابود کنند. من واقعاً به این اعتقاد دارم. به خاطر تحریم‌هایی که الان ترامپ می‌خواهد مجدداً علیه ایران وضع کند، باز هم آمریکا بهانه دیگری مانند قوانین حقوق بشر، عدم رعایت قوانین بین‌المللی، کمک به گروه‌های تروریستی در خاورمیانه را مطرح خواهد کرد که همه این‌ها برای این است که رژیم فعلی ایران را نابود کند. به همین دلیل من باید به شما بگویم که شما نباید برای همه جهت‌ها با یکدیگر دشمن باشید. و فقط باید روی مسئله برجام تمرکز خودتان را جمع کنید. اگر در همین برجام در مقابل آمریکایی‌ها پایداری کنید، دوباره مسئله اسرائیل وجود دارد. به‌هرحال این یک قمر مصنوعی از طرف امریکا است که در خاورمیانه وجود دارد. الان این بهترین راه است، به‌جای اینکه شما به دنبال دشمنان جدیدی در اروپا باشید. ما و چینی‌ها می‌دانیم که امریکا را قانع نمی‌کنیم. ولی اروپایی‌ها و آلمان را در شورای امنیت می‌توانیم قانع کنیم. من با دقت شرایط را در نظر دارم. انگلیسی‌ها تاکنون نگفته‌اند که امریکا و تحریم‌های جدید آن را حمایت می‌کنند. وقتی‌که انگلستان این را می‌گوید، قطعاً می‌توانید متوجه فرانسه و آلمان هم باشید. سفر شاه عربستان سعودی به مسکو هم نشانگر این بود که امریکا بازیگر اصلی منطقه نیست. شاید الان شما متحدین خیلی زیادی نداشته باشید اینکه بگویند متحد ایران هستند. ولی تعداد متحدانی که مخفی هستند و در شرایط سخت طرف ایران خواهند آمد، خیلی بیشتر است."   نیکلای کوژانف: "از نظر بنده، اولویت‌های بسیاری در آمریکا وجود دارد که به ترامپ اجازه نمی‌دهد از برجام خارج شود. من در هفت روز پیش در واشنگتن بودم. با کنگره، سیاست‌مداران و متخصصین آن‌ها صحبت کردم. تصور اصلی که وجود دارد خروج از برجام خیلی به صلاح نیست. چون بعدازآن نمی‌شود زبان مشترکی با اروپاییان برای شرایط بعدازآن پیدا کرد. همیشه در کنگره افرادی هستند که به دنبال صدور اطلاعیه‌های ضد ایرانی می‌باشند، ولی بندهایی را هم ممکن است که به برجام اضافه کنند. به این معنا که قسمت‌هایی از آن را تغییر دهند و منظور تغییر کل آن نیست. اتفاقی که می‌افتد یک اعلامیه غیر ایرانی صادر می‌شود و این به معنای خروج از برجام نیست. آن طوری که طبیعت کنگره نشان می‌دهد، این اطلاعیه حتماً ضد ایرانی خواهد بود و همچنین محدودیت‌هایی را هم برای ایران در بر خواهد داشت. اولین موضوعی که آمریکایی‌ها می‌خواهند راجع به آن بحث کنند، این است که ورود بوئینگ و ایرباس را که به ایران راه افتاده است، ممنوع کنند. همچنین فشار بین‌المللی که بخصوص می‌خواهند به اروپایی‌ها وارد کنند، اولین موضوعی که می‌خواهند با آن برخورد کنند این است که بعد از گذشت ده الی پانزده سال از گذشتن برجام، چه اتفاقی خواهد افتاد. بعدازآن موضوع موشک‌ها و راکت­های ایرانی را موردبررسی قرار می‌دهند. مراکز جدید فن‌آوری اورانیوم که ایران می‌خواهد بسازد، در آن زمینه هم ایران را محدود نمایند. آن‌ها می‌خواهند این سیگنال را به ایران بدهند که حتی از برجام خارج شود و مجدداً به سمت برنامه‌های هسته‌ای خود برود، آن‌ها از هر تلاشی برای محدود و ضعیف کردن قدرت هسته‌ای شما استفاده خواهند کرد. اول اینکه شرایط تراژدیک نیست و امریکا از برجام خارج نخواهد شد. البته این نظر من است. ولی ایران باید خود را برای روزهای سخت آماده نماید. زیرا که در جنبه‌های دیگر آمریکایی‌ها شروع به فشار وارد کردن می‌کنند. اولین چیزی که به نظر من می‌رسد، دولت ترامپ شروع به فشار آوردن ایران و شرکای منطقه‌ای آن می‌نماید. شاید در سوریه سخت باشد که بخواهند ایران را بیرون کنند. ولی آن‌ها سعی می‌کنند که وجهه ایران را در عراق خراب کنند. یا اینکه حضور ایران را در یمن محدودتر نمایند. این چیزی است که من می‌بینم و می‌توانم بگویم که در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد."   ایوان کِسِنوفانتوف: "بعد از برجام و لغو شدن تحریم‌ها، روسیه قدم‌هایی را در جهت ارتقا روابط خود با ایران برداشت. دیدارهای خیلی سازنده‌ای در بالاترین سطح انجام شد. موشک‌های بالستیک اس 300 را تحویل ایران داد. همچنین آقای سرگی لاوروف گفتند برای حضور ایران به‌عنوان عضو رسمی در پیمان شانگهای ما استقبال می‌کنیم. ضمن اینکه ایران برای رفع مشکلات در سطح منطقه‌ای تلاش نماید. روز چهارشنبه آقای پوتین برای یک دیدار رسمی به ایران می‌آیند. به همراه رئیس‌جمهور آذربایجان که ایشان در سال‌های اخیر، روابط خیلی برادرانه‌ای با شما نداشته‌اند. این‌طور که مشاهده می‌کنید روسیه تماماً تلاش می‌کند تمام نقاط منفی که در زمان تحریم‌ها برای ایران به وجود آمده بود را رفع نماید. برای همین، من مشاهده نمی‌کنم که روند رو به رشد روابطمان را با ایران به سمت دیگری تغییر دهیم. ولی می‌دانید که بعضی از مسائل وجود دارند که منظور یکدیگر را به‌درستی متوجه نمی‌شویم. مثلاً در مورد سوریه یک سری مسائلی وجود دارد که نمی‌دانیم چگونه باید آن‌ها را با یکدیگر حل نماییم. یکی از مسائل در مورد عاقبت آقای بشار اسد می‌باشد. مسئله دیگر، مشکل کردهای سوریه است. بعدازآن، بخش‌های خراب‌شده را چه کسی قرار است که بازسازی نماید. یا اینکه آیا ایران و روسیه پایگاه‌های دائمی را برای تأمین امنیت سوریه در این کشور باقی خواهند گذاشت یا خیر؟ ما فعلاً با یکدیگر در این مسائل به توافق نظر نرسیده‌ایم. ولی هنوز ما در این زمینه‌ها با یکدیگر شروع به مذاکرات هم نکرده‌ایم. منظور من فقط سوریه نیست. بلکه نقاطی دیگر در خاورمیانه است که با هم در آنجا می‌جنگیم. الان شما روابط دوستانه‌ای با عربستان سعودی ندارید. ما در حال ارتقا بخشیدن روابطمان با آن‌ها هستیم. اعتقاد داریم که بدون آن‌ها مشکل نفت، قیمت نفت، حمل نفت و سایر مسائل را نمی‌توان حل نمود. من باز هم می‌توانم راجع به مسائل دیگر هم توضیح بدهم. چون مسائل خیلی زیاد هستند." ماکسیم سوچکوف: "در منطقه و هم در فرا منطقه ما دشمنان زیادی هستند که می‌خواهند مانع روابط خوب ایران و روسیه را بگیرند. آن‌ها می‌دانند چه نقاطی وجود دارد که از طریق آن‌ها می‌توانند فشار وارد آورند که روابط ما را به تیرگی بکشانند. همچنین در ایران و روسیه افرادی هستند که از این نزدیکی روابط استقبال نمی‌کنند. فکر می‌کنم افرادی که علاقه‌مند به ارتقاء روابط ایران و روسیه هستند، باید در بحران‌های سوریه، کردهای عراق، روابط ایران و اسرائیل و عربستان سعودی، ورود کرده و آن مسائل را حل نمایند. همچنین روسیه باید ببیند که تا چه میزان علاقه‌مند است که ایران در سوریه کنار او باشد. یا اینکه اصلاً حضور داشته باشد یا خیر. در حال حاضر در روسیه پاسخ خاصی نسبت به این سؤال وجود ندارد. وقتی‌که سوریه وارد فاز پس از جنگ خود بشود، ما به این مسئله حتماً فکر خواهیم کرد. فکر نمی‌کنم که الان ما به این موضوعات بپردازیم، ولی ما باید آماده بشویم که این مسائل را حل نماییم."   عفیفه عابدی: "یکی از محتمل‌ترین سناریوها درباره رفتار امریکا در ارتباط با برجام این است که تحریم‌های جانبی علیه ایران را افزایش خواهد داد تا جایگاه برجام را تضعیف نماید و هم اینکه ایران را بیشتر تحت‌فشار قرار دهد. این نکته را یادآور می‌شوم که اگر امریکا ایران را تهدید نماید، فکر می‌کنم فضایی که این بار اتفاق می‌افتد برخلاف فضای قبل از برجام خواهد بود. قبل از برجام فضا این‌گونه بود که امریکا ایران را تهدید می‌کرد، اما زمینه را برای همکاری با روسیه باز می‌کرد. اما ارزیابی من از آمریکایی‌ها این است که آن‌ها معتقد هستند این فضایی که در دهه اول قرن بیست و یکم برای روسیه باز شد، موجب تقویت جایگاه بین‌المللی روسیه شد. در نتیجه این موجب تبدیل روسیه به تهدید امنیتی آمریکا شد. به همین دلیل اکنون مشاهده می‌کنیم که در سیاست جدید تحریم امریکا، بسته‌ای که برای تحریم ایران در نظر گرفته می‌شود، شامل حال روسیه و سایر کشورها هم می‌شود که جدیدترین بسته، قانون کاتسا یا همان قانون مقابله با دشمنان امریکا است. به نظر می‌رسد که تهدید مشترک علیه ایران و روسیه، سیاست تحریم امریکا است. به اعتقاد من، ایران و روسیه می‌بایستی به دنبال ابتکار جدیدی در جهت مقابله با این سیاست باشند. هم چنان ‌که مشاهده کردیم از سال 2014 که برجام هم تقویت شد، بحث افزایش روابط دوجانبه منطقه‌ای ایران و روسیه مطرح گردید. هر چند که این تلاش‌ها برای دو طرف خیلی قانع‌کننده نبوده است، اما به نظر من وظیفه پژوهشگران است که به دنبال ارزیابی، طرح و ابتکار جدیدی برای تقویت همکاری‌های دوجانبه و منطقه‌ای ایران و روسیه باشند. همان‌طوری که عنوان نمودید یکی از ابتکارات جدید، طرح نشست سه‌جانبه تهران، مسکو، باکو بوده است. به نظر می‌رسد که می‌توانیم ابتکارات جدید دیگری در همین چارچوب و یا بین‌المللی‌تر، مطرح کنیم. همان‌گونه که مطلع هستید یکی از دلایل استحکام برجام، بین‌المللی بودن آن می‌باشد. یکی از موانع همکاری‌های ایران و روسیه، بحث اختلافاتی می‌باشد که در خاورمیانه است. به نظر من این اختلافات قابل‌حل می‌باشند. بدین معنا که نیازمند یک نوع مفاهمه و رایزنی بیشتر برای رسیدن به فهم مشترک از تهدیدها می‌باشد. من فکر می‌کنم که این به نفع ایران نیست و ایران هم تمایلی ندارد که مانع روابط روسیه با عربستان یا روسیه با اسرائیل باشد. زیرا من به‌عنوان یک تحلیلگر معتقد هستم که ایران از این روابط سود خود را خواهد برد. به‌طور خلاصه بیان کنم طرح‌ها و ابتکارات جدیدی را که پیشنهاد می‌دهیم می‌بایستی دارای دو ویژگی اصلی باشند. اول اینکه ایران و روسیه به درک متقابل بیشتری از یکدیگر و منافع و تهدیدهای برسند. دیگر اینکه توافقات بین خودشان را بتوانند بین‌المللی نمایند." ماریانا بلنکایا: "در سال 2009 ما روسیه دیگری را داشتیم. با غرب روابط دیگری داشتیم. دیدگاه و تعاملات ما در خاورمیانه به شکل دیگری بود. آن‌هایی که از ایران خارج شدند، می‌ترسیدند که وارد لیست تحریمی غرب بشوند. اکنون همان شرکت‌ها خودشان تحریم غرب هستند. و الان دیگر برای آن‌ها تفاوتی وجود ندارد. بعد از بهار عربی ما درس­های خیلی خوبی را از شرایط خاورمیانه گرفتیم. در سال‌های 2011 و 2012 ما نسبت به مسائل خاورمیانه حالت دیده‌بان داشتیم و اتفاقاتی را که در ارتباط با خاورمیانه می‌افتاد، فقط به یک بیانیه اکتفا می‌کردیم و هر بار به یک طرف از دو طرف درگیر حق را می‌دادیم. بهار عربی به ما یاد داد که نقاط مثبت تمام طرفین درگیری را ببینیم و با همه آن‌ها وارد رابطه بشویم. این مسئله همین‌طور راجع به مسائل جهانی هم هست که صحبت می‌کنیم. مشاهده می‌کنید که ما با ایران، عربستان سعودی و اسرائیل در یک زمان صحبت و مذاکره می‌کنیم. و یا اینکه در سایر نقاط منطقه در یمن، عراق، کردستان عراق و سوریه با همه طرفین درگیر مذاکره داریم. این سیاستی است که ما هرگز از آن رویگردان نخواهیم شد. بعد از داعش چه اتفاقی بین ایران و روسیه خواهد افتاد و این بستگی دارد که تهران و مسکو برای روابطشان چه تصمیمی بگیرند. باید ببینیم که در آن موقع ما با هم متحد یا رقیب هستیم. من پاسخ به این سؤال را هنوز ندارم. اینکه بعد از داعش ما چه شرایطی را با تهران خواهیم داشت. باید ببینیم که مسائل منطقه‌ای به چه شکل حل خواهند شد و در آن زمان است که خواهیم توانست به پاسخی دست پیدا کنیم. ولی الان ما در خاورمیانه در شرایط مساوی قرار نداریم. بیشتر این را ما به‌عنوان حربه‌ای برای رابطه با غرب استفاده می‌کنیم. برای ما تفاوتی ندارد که در خاورمیانه با چه کسی همکار باشیم. ولی شما در خانه خودتان هستید و می‌خواهید ثابت کنید که صاحب‌خانه خاورمیانه، ایران یا قدرت دیگری است. و شما بر هر کدام از قومیت‌های این کشورها اتکا می‌کنید. ولی آن مانوری را که شما می‌توانید بدهید، روسیه نمی‌تواند انجام بدهد. تصوری را که شما از زندگی با مردم خاورمیانه دارید، ما نداریم و در آن زمینه ما از شما عقب‌تر هستیم. برای همین ما بیشتر به شما نگاه می‌کنیم که در سوریه و کردستان عراق چه خواهید کرد." علی‌اکبر اسدی: "در یک دهه گذشته روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ محوری در منطقه خاورمیانه ایفای نقش نموده است. ایران از این نقش‌آفرینی روسیه استقبال کرده است. هر چند ایران از نظر شعاری با حضور قدرت‌های بزرگ در منطقه و با این موضوع مخالف بوده و معتقد است که امنیت منطقه بایستی از طریق قدرت‌های بومی منطقه تأمین شود، با حضور روس‌ها مخالفت نکرده است. چون معتقد است روسیه منافع نزدیکی با کشورهای منطقه دارد. و این به خاطر مجاورت این کشور با خاورمیانه است. همچنین روسیه می‌تواند در مقابل تسلط امریکا موازنه ایجاد نماید. به نظر من تجربه همکاری‌های ایران و روسیه در سوریه یک تجربه تا حد زیادی موفق بوده است. بااین‌حال اختلافات و تفاوت‌ها بین ایران و روسیه با توجه به منافع متفاوت، شاید تا حد زیادی طبیعی باشد. در خصوص مسئله عربستان در روابط ایران و روسیه، به نظر من تلاش روس‌ها برای تقویت روابط ازجمله در بخش نفتی و همکاری‌های اقتصادی یک تلاش مشروع و طبیعی می‌باشد. بااین‌حال وقتی‌که این روابط وارد یک سری حوزه‌های استراتژیک و نظامی می‌شود، حساسیت‌ها و انتقادات ایران در اینجا به نظر می‌رسد که از منافع ایران سرچشمه می‌گیرد و این طبیعی است. توافق روسیه و عربستان برای دادن سیستم اس 400 به نظر من یک امر نظامی و استراتژیک است که ایران قاعدتاً به آن خیلی حساس می‌باشد. چون قاعدتاً عربستان این سیستم موشکی را به جز برای مقابله با ایران، برای هدف دیگری نمی‌خواهد. به نظر من روسیه در این زمینه باید حساسیت بیشتری در روابط خودش با ریاض داشته باشد. نکات متعدد دیگری وجود دارد که به نظر من در روابط با عربستان اگر روسیه موردتوجه خود قرار بدهد، در بلندمدت به نفع این کشور خواهد بود. در حال حاضر عربستان در شرایط نسبی ناکامی قرار دارد و یکی از اهداف اصلی آن کشور برای نزدیکی به روسیه در واقع دور کردن روس‌ها از ایران می‌باشد. این در حالی است که عربستان در سال‌های گذشته که در موضع قوی‌تری قرار داشت، به مخالفت جدی با روسیه و ایران پرداخت. مهم‌ترین آن، افزایش تولید برای کاهش بهای نفت در جهت ضربه زدن هم زمان به ایران و روسیه بود. ضمن اینکه حمایت عربستان از افراط‌گرایی می‌توانست یک تهدید امنیتی برای ایران و روسیه ایجاد نماید. ضمن اینکه نظام سیاسی عربستان وابستگی جدی به امریکا دارد. بنابراین تجربه‌ای که روسیه در همکاری با ترکیه داشته است به نظر من در مورد عربستان نمی‌تواند تکرار شود. نکته نهایی اینکه روسیه در توسعه روابط خود با عربستان باید توجه نماید که این توسعه روابط جنبه ضد ایرانی پیدا نکند."   سرگئی دروژیلوفسکی: "قبل از اینکه پادشاه عربستان بیایند و با رئیس‌جمهور روسیه مذاکره کنند، رئیس‌جمهور امریکا در عربستان بودند و آن‌ها قراردادی به مبلغ هفده میلیارد دلار امضا کردند. این در برابر چندمیلیاردی که روسیه به دست می‌آورد رقمی نیست. البته من نظر خود را می‌گویم. اس 400 های ما هیچ‌چیز اضافه‌تری را به عربستانی‌ها نمی‌دهد. قبول کنید که اگر ایران اس 400 را می‌خواست ما حتماً به ایران می‌فروختیم. به‌هرحال این یک قرارداد تجاری است."   حسن احمدیان: "یکی از عوامل قدرت منطقه­ای ایران، یا به‌عبارت‌دیگر رفتارهای استراتژیک ایران در منطقه به ارزش روابط تهران با یک بازیگر بین‌المللی مانند روسیه وابسته است. برای همین هم ایران با همکاری با روسیه چشم‌انداز روابط استراتژیک در منطقه را جستجو می­کند. چشم‌انداز این رابطه برای بازیگران بین‌المللی دیگر هم مهم است. بازیگران بین‌المللی نیز این نگاه را به رابطه ایران و روسیه و همکاری منطقه­ای آن‌ها دارند. ایران و روسیه در سوریه اتحاد مشترک دارند و تلاش می‌کنند این همکاری اساس سایر همکاری‌های امنیتی در منطقه شود. این بسیار وابسته به واکنش روسیه به آمریکا خواهد بود. مشکل موجود دیگر در روابط ایران و روسیه در رابطه با سوریه، آینده اسد و تصویر دموکراسی در سوریه، گام دیگر مواجهه با اتحادیه اروپا و آمریکا که مخالف همکاری ایران و سوریه هستند، است. ما می‌دانیم این اتحاد استراتژیک نیست و انتظار استراتژیک نیز از آن وجود ندارد. اکنون سؤال من این است که روسیه چه برخوردی با دولت ترامپ و خارج ساختن ایران از سوریه خواهد داشت؟"   ولی گل محمدی: "همزمان با نشست آستانه، یادآوری می‌کنم که در نشست قبل برای اولین بار ایران، روسیه و ترکیه درباره همکاری نظامی، به‌ویژه در ادلب به توافق رسیدند. عملیات ادلب پس از عملیات عفرین بیشترین خواست ترکیه بود. هدف آقای اردوغان از این عملیات مقابله با PYD در مرزهای سوریه است. در واقع این عملیات امتیازی برای ترکیه بود. چرا ایران و روسیه باید از این عملیات حمایت کنند؟ یک دلیل که می‌توان بیان کرد حمایت آمریکا از PYD است و هدف آن‌ها مقابله با کنترل گروه‌های موردحمایت آمریکا بر یک منطقه پیوسته است. اگر جنگ سوریه پایان یابد، یک سؤال درباره آینده این همکاری نظامی است؟ باید صادقانه گفت موانعی که در این میان وجود دارد موجب شده که شش دور مذاکرات آستانه موفقیت‌آمیز نباشد."   سرگئی دروژیلوفسکی: "درباره آینده سوریه صحبت شد، من یادآوری می‌کنم که دیگر بازیگران به‌ویژه آمریکا و عربستان سعودی اجازه نمی‌دهند که ایران، روسیه و ترکیه به‌تنهایی آینده سوریه را رقم بزنند. حتی این بازیگران تمایلی ندارند ایران را در صحنه سوریه ببینند. من شخصاً فکر می‌کنم حضور روسیه در سوریه نیز طولانی نخواهد بود."   نیکلای کوژانف: "اگر به تاریخ روابط ایران و روسیه مراجعه کنیم، از زمان بازگشت پوتین به قدرت، این روابط پیوسته در حال افزایش بوده و تلاش شده بسترهای همکاری­های دو کشور بیشتر فراهم شود. مسئله سوریه به همکاری‌های دو کشور در حوزه امنیت کمک کرده اما آینده توسعه پایدار روابط ایران و روسیه به امنیت منطقه‌ای بستگی ندارد. زیرا اهداف استراتژیک دو کشور متفاوت است. ایران یک قدرت منطقه‌ای است. روسیه در تلاش است و مدعی است به‌عنوان یک قدرت جهانی و مؤثر جهانی است و در واقع رویکردها و دغدغه‌هایشان متفاوت است. بنابراین کار بر روی روابط اقتصادی می‌تواند برای روابط دوجانبه کارگشا باشد. به نظر من نشست سه رهبر ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان در جهت گسترش روابط بسیار حائز اهمیت است. چون دیدگاه‌های طرفین را به هم نزدیک می‌کند. خط آهن آذربایجان می‌تواند برای تقویت هدف بلندمدت کریدور شمال-جنوب بسیار مؤثر باشد. دستاورد بلندمدت دیگر همکاری در زمینه انرژی است. برای استراتژی انرژی روسیه همکاری در زمینه انرژی، به‌ویژه در بخش گاز بسیار حائز اهمیت است."   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Tue, 07 Nov 2017 17:26:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3400/نشست-مشترک-ایراس-بنیاد-دیپلماسی-عمومی-الکساندر-گورچاکوف دور هفتم گفتگوهای آستانه؛ چالش­ های ترسیم نقشه راه جامع برای گذار سیاسی در سوریه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3395/دور-هفتم-گفتگوهای-آستانه-چالش-های-ترسیم-نقشه-راه-جامع-گذار-سیاسی-سوریه همزمان با پیشرفت عملیات های آزادسازی شهرهای الرقه، دیرالزور و ادلب از لوث تکفیرهای داعش و نیروهای منسوب به القاعده، هفته ی گذشته (8 و 9 آبان 1396) دور جدیدی از مذاکرات صلح آستانه درباره تحولات سیاسی و میدانی جاری در سوریه برگزار شد. این دور از مذاکرات به بخاطر وجود اختلاف نظرهای اساسی میان متحدین دولت بشار اسد و نیروهای اپوزیسیون سوریه و همچنین تلاش طرفین درگیر برای گسترش نفوذ میدانی خود برای افزایش چانه زنی های سیاسی در گفتگوهای چندجانبه نتایج ملموسی در بر نداشت. با توجه به روندهای میدانی در مناطق درگیری که به روزهای پایانی خود نزدیک می شود بنظر می رسد که فرآیند صلح سیاسی سوریه با دو چالش اساسی عدم اتفاق نظر بر سر آینده دولت بشار اسد و ساختار نظام سیاسی سوریه مواجه است. بر این اساس، گفتگوهای چندجانبه سیاسی براساس پیشروی ها و تحولات میدانی در مناطق تحت درگیری حرکت می کند که با تثبیت حوزه نفوذ جغرافیایی کنشگران درگیر در میدان سوریه در روزهای آینده، باید دستورکارهای عمل­گرایانه ای براساس ظرفیت های نظامی و سیاسی خود در مذاکرات آتی فرایند صلح سوریه ارائه دهیم.          در بیانیه مورد توافق طرفین پس از دو روز مذاکره، جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه به عنوان کشورهای ضامن رژیم آتس بس متعهد به اجرای موافقنامه چهارم ماه مه سال جاری میلادی (2017) در رابطه با ایجاد مناطق عاری از تنش بوده و ملزم به  پیگیری یک روند سیاسی بر اساس قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل هستند که باید زمینه مناسب برای مذاکرات ژنو زیر نظر سازمان ملل را آماده کنند. بنابر اظهارات بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان، مین زدایی، مبادله زندانیان و اجساد دو محور اصلی گفتگو در این دوره از مذاکرات بوده است. کشورهای ناظر نشست آستانه در این دور از مذاکرات اعلام کردند که امکان گسترش مناطق کاهش تنش وجود دارد و ادلب و مناطقی در شمال حمص و غوطه شرقی هم شامل مناطق کاهش تنش خواهند شد و در مناطقی که شامل قرارداد کاهش تنش هستند نیز آتش بس ادامه خواهد داشت. از دیگر نتایج نشست آستانه هفت، توافق طرفین به همکاری و رایزنی در راستای فرایند تحت رهبری سازمان ملل درباره پیشنهاد فدراسیون روسیه برای برگزاری کنگره گفت‌وگوی ملی سوریه بوده است.   هرچند نشست اخیر آستانه نتایج قابل توجهی نداشته است اما در مجموع در مقایسه با ابتکارات چندجانبه ژنو پیشرفت های میدانی و سیاسی موفقی در پیشبرد فرایند صلح و ثبات در سوریه داشته است. باوجوداین، استفن دی میستورا، نماینده سازمان ملل در امور سوریه، از برگزاری دور جدید گفتگوهای صلح سوریه در ژنو در 28 نوامبر خبر داده و رسیدن به یک نقشه راه سیاسی جامع در سوریه را از مهمترین دستورکارهای آن اعلام کرده است. اوضاع میدان های نبرد در سوریه و تحولات منطقه ای و بین المللی اقتضا می کند که طرفین راهبرد خود را تغییر دهند.   تلاش برای یافتن یک نقشه راه سیاسی جامع به منظور برداشتن گام هایی مثبت و عملیاتی برای حل و فصل بحران سوریه تحت تاثیر تحولات میدانی و ترجیحات سیاسی کنشگران درگیر در میدان سوریه مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. هرچند ابتکارات چندجانبه سازمان ملل در قالب مذاکرات ژنو به عنوان ساختار اصلی گفتگوها در نظر گرفته شده است اما اراده سیاسی ایران و روسیه، روسیه و آمریکا و اخیراً روسیه، ترکیه و ایران برای یافتن راه حل جامع سیاسی نه براساس اراده جمعی بلکه تحت تاثیر پیشروی ها و شرایط درحال تغییر میدانی در سوریه حرکت کرده است. به رغم بسیاری از تلاش های دیپلماتیک- شامل پروپوزال شش بندی کوفی عنان، ابتکارت صلح 2012 اتحادیه عرب، مذاکرات ژنو، و گفتگوهای سه جانبه آستانه- چالش سیاسی اصلی در بحران سوریه هنوز به قوت خود باقی مانده است؛ یعنی تا به امروز هیچ طرح جامعی برای فرآیند گذار سیاسی در سوریه که مورد اتفاق تمامی طرفین درگیر در مناقشه باشد، ارائه نشده است.   بسیاری از ابتکارات سیاسی اولیه به منظور یافتن نقشه راه جامع با شکست مواجه شده اند چون علی رغم اراده سیاسی طرفین برای حل بحران اختلاف نظرهای اساسی در رابطه با دو موضوع محوری در سوریه وجود دارد؛ آینده دولت انتقالی بشار اسد و آینده نظام سیاسی سوریه. اختلاف نظرهایی که بخاطر وجود عدم قطعیت های هزینه ساز برای طرفین براحتی قابل مذاکره نیست و گفتگوهای سیاسی انجام شده نیز در راستای تحولات و پیشروی میدانی در سوریه حرکت کرده است.   بنظر می رسد که مشکل اصلی در ترسیم یک نقشه راه جامع و مشترک برای پایان دادن به بحران سوریه عدم وجود اتفاق در فرآیند گذار سیاسی در این کشور است. براین اساس، دو مسئله اصلی یعنی یافتن راه میانه در رابطه با آینده دولت بشار اسد و ساختار نظام سیاسی سوریه به ماهیت رقابت های عملیاتی و گفتگوهای سیاسی در ژنو و آستانه شکل داده است و بنظر می رسد که چشم انداز این دو موضوع نیز بیش از ابتکارات سیاسی به پیشروی های میدانی و حوزه نفوذ جغرافیایی برای بالا بردن قدرت چانه زنی در مذاکرات بستگی دارد. مناقشه بر سر آینده اسد وضعیت را به شدت دو قطبی کرده است؛ از یک سو آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و بسیاری از دولت های عربی خواستار خلع قدرت بشار اسد هستند و از طرف دیگر محور روسیه، ایران و متحدین منطقه ای آنها تثبیت و بقای دولت اسد را امری حیاتی در حفظ منافع منطقه ای خود می دانند. موفقیت های میدانی ارتش سوریه در مناطق مورد درگیری از سال گذشته بویژه با تسلط بر حلب و دیرالزور به نوعی موضع و موقعیت سیاسی دولت بشار اسد را تثبیت کرده است اما این به معنای پایان مناقشه بر سر آینده او در ساختار سیاسی سوریه نیست.   در رابطه با آینده ساختار نظام سیاسی سوریه به عنوان مسئله دوم، دیپلمات های روسیه پیرو گفتگوهای آستانه در ژانویه 2017 پیش نویس یک قانون اساسی جامع برای سوریه ارائه دادند که زمینه های قانونی بقای بشار اسد در حکومت حداقل تا پنج سال آینده و به عبارت دیگر دولت انتقالی را تثبیت می کرد. اما به دلیل مخالفت های کنشگران غربی و  ترکیه بویژه در رابطه با آینده بشار اسد و امتیازاتی که به کردهای سوری داده شده بود، مورد استقبال واقع نشد. در همین رابطه موضوع اساسی دیگر، مسئله احتمال حفظ تمامیت ارضی سوریه بدون بشار اسد است که تهدیدات قابل توجهی را متوجه دولت های منطقه بویژه ترکیه، ایران و عراق کرده است. این نگرانی با پیشروی های میدانی نیروهای کردی PYD و تحولات سیاسی در شمال عراق تشدید شده و هرچند مقطعی موجب همگرایی بخشی از منافع امنیتی ترکیه و ایران در میدان سوریه شده است.   در یک نگاه جامع، نتایج گفتگوهای سیاسی چندجانبه در مذاکرات ژنو و آستانه نشان می دهد که فرایند سیاسی صلح در سوریه براساس وضعیت میدانی و میزان نفوذ جغرافیایی در مناطق درگیری در سوریه حرکت می کند. به دنبال پیشروی های میدانی ارتش سوریه با حمایت نظامی روسیه و ایران موقعیت و قدرت چازنه زنی دولت بشار در مذاکرات سیاسی چندجانبه افزایش یافته است. بنظر می رسد که عمل گرایی دیپلماتیک در چنین وضعتی که هر یک از کنشگران داخلی و خارجی به دنبال گسترش حضور میدانی خود برای افزایش قدرت چانه زنی در گفتگوهای سیاسی هستند، تنها نسخه قابل تجویز برای برون رفت از بحران در میدان پر التهاب سوریه است. اما این مسئله از سوی دیگر موجب تعمیق مداخله و حضور نظامی بازیگرانی شده است که نسبت به دو چالش اصلی مذکور انعطاف پذیری ندارند. از این رو، طرف های درگیر با وجود اراده سیاسی مشترک برای تداوم گفتگوهای فرایند صلح، به دنبال گسترش نفوذ میدانی خود هستند و این مسئله بدون تردید چشم انداز رسیدن به یک نقشه راه جامع را با دشواری هایی مواجه می سازد.   یکی از اختلاف نظرهای اصلی در هفت دور مذاکرات آستانه مخالفت ترکیه با حضور بشار اسد در حکومت و آینده ساختار سیاسی سوریه بوده است. اگر ترکیه با روسیه و ایران همکاری نظامی و سیاسی داشته است بویژه آنچه بعد از دور ششم آستانه شاهد بودیم، بخاطر وجود زمینه هایی برای گسترش نفوذ میدانی این کشور در نوار مرزی شمالی سوریه بوده است. مسئله ای که تحت تاثیر برداشت تهدید این کشور از پیشروی های میدانی کردهای PYD و YPG به شرق رودخانه فرات بوده است. به هر روی، مقامات ترکیه حضور میدانی روسیه و ایران در میدان سوریه و ترسیم آینده ساختار سیاسی این کشور از سوی آنها را تهدیدی بر نفوذ منطقه ای خود بویژه در خاورمیانه ای عربی می دانند. یادمان باشد که سوریه دروازه ورود ترکیه به خاورمیانه عربی است و ترک ها براحتی با ایران و روسیه بر سر آینده سیاست و حکومت در این کشور سازش و رایزنی نخواهند کرد.   به رغم همکاری های نظامی و سیاسی بویژه در ادلب، ترکیه برداشت تهدید نسبت به نیات راهبردی روسیه نفوذ شیعی ایران در محیط همسایگی این کشور دارد. برداشت ترک ها این است که روسیه در راستای منافع ژئوپلتیکی خود در سوریه با کردهای PYD همکاری می کند و به عنوان اهرم فشاری علیه مواضع ترکیه از ظرفیت های آنها بهره برداری خواهد کرد. حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (PYD)، حزب دموکرات کردستان سوریه (PDK-S) و همچنین شورای میهنی کردهای سوریه (ENKS) برای حضور در گنگره گفتگوی ملی سوریه که قرار است 18 نوامبر در سوچی روسیه برگزار شود، از سوی روسیه دعوت شده اند. در واکنش به آن،  ابراهیم کالین سخنگوی ریاست جمهوری ترکیه دعوت حزب کردی اتحاد دموکراتیک سوریه به کنگرۀ خلق های سوریه از سوی روسیه را غیر  قابل قبول خوانده و نسبت به سیاست های کردی روسیه در منطقه حساسیت های ویژه ای نشان داده است.   از این رو، در آستانه مذاکرات سیاسی فرآیند صلح اقدامات میدانی قابل توجهی از سوی ترکیه در میدان سوریه هرچند یکجانبه گرایانه متصور است؛ رئیس جمهور اردوغان اخیرا اعلام کرده است که انجام عملیات نظامی علیه تروریست ها در سوریه حق مسلم ترکیه است و ترکیه برای حضور نظامی و عملیات های خود از کسی اجازه نخواهد گرفت. مضاف براین، ارتش ترکیه بعد از نشست آستانه اقدام به تاسیس یک فرودگاه نظامی در کوه شیخ برکات، در شمال ادلب (غرب حلب) کرده است و اردوغان بعد از پاکسازی ادلب از لوث تکفیری های هیئت تحریرالشام، از اراده نظامی این کشور برای آغاز عملیاتی در عفرین خبر داده است.   در نقطه مقابل، کردهای سوریه نیز به دنبال حفظ سرزمین های تحت مدیریت خود و گسترش نفوذ جغرافیایی خود به مرزهایی شرقی سوریه بویژه الرقه هستند. الهام احمد رئیس مشترک مجلس دموکراتیک سوریه در واکنش به برنامه ارتش سوریه برای بدست گرفتن کنترل الرقه اعلام کرده است که  کنترل رقه و دیرالزور به دولت مرکزی سوریه باز نخواهد گشت و نیروهای ارتش دموکراتیک سوریه از مناطق آزاد شده از جنگ داعش دفاع خواهند کرد. علی اکبر ولایتی نیز در پایان اجلاس اتحادیه بین‌المللی علمای مقاومت در بیروت گفته است که نیروهای ارتش سوریه به کمک متحدان خود در آینده‌ای نزدیک به سمت الرقه حرکت خواهند کرد.   بطور کلی، با پیروزی ارتش سوریه در دیرالزور، اتمام عملیات آزادسازی شهر الرقه از لوث تکفیری های داعش توسط نیروهای یگانهای مدافع خلق کردهای سوریه و آمریکا و همچنین پایان عملیات پاکسازی ادلب در قالب عملیات مشترک نظامی ترکیه، روسیه و ایران، بنظر می رسد که بحران سوریه حداقل در سطوح میدانی به روزهای پایانی خود نزدیک می شود و  زمینه برای رسیدن به یک راه حل سیاسی جامع  فراهم شده است. اما تمامی تحرکات میدانی از سوی کنشگران درگیر در میدان سوریه نشان می دهد که ماهیت و اساس نقشه راه مشترک پیش رو  براساس نفوذ میدانی و عملیاتی طرفین در مناطق درگیری مبتنی خواهد بود و از این رو باید نسبت به مناطق نفوذ در سوریه هوشیار بود. هر کدام از بازیگران با گسترش نفوذ میدانی خود در سوریه به دنبال تبدیل حوزه نفوذ به حوزه منافع خود هستند و بر این اساس در کنار پیشروی های میدانی و حفظ تمامیت ارضی سوریه باید نقشه راه منطبق با ظرفیت های نظامی و سیاسی خود در رابطه با حفظ دولت بشار اسد و آینده نظام سیاسی سوریه ترسیم کنیم که گفتگوهای سیاسی چندجانبه و دستورکار منافع ملی مان براساس آن حرکت کند. زیرا در روزهای آینده با تثبیت موقعیت میدانی طرفین درگیر، روش حرکت براساس وضعیت درحال تغییر میدانی کارآمد نخواهد بود و وضعیت را به سمت درگیری با بازیگران درگیر و منافع آنها پیش خواهد برد. به موازات گفتگوهای آستانه، دور جدیدی از گفتگوهای ژنو از ماه نوامبر (2017) شروع خواهد شد و بحث از دولت انتقالی، بازنویسی قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد در سوریه به احتمال زیاد دستور کار اصلی مذاکرات فرآیند صلح آتی خواهد بود.    نویسنده: دکتر ولی گل محمدی، دکترای روابط بین الملل از دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر وابسته موسسه ایراس     ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Sun, 05 Nov 2017 18:46:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3395/دور-هفتم-گفتگوهای-آستانه-چالش-های-ترسیم-نقشه-راه-جامع-گذار-سیاسی-سوریه روسیه در آستانه تکمیل ماموریت در سوریه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3378/روسیه-آستانه-تکمیل-ماموریت-سوریه دور تازه مذاکرات  در آستانه و میزبانی از مینی کنفرانس اپوزیسیون سوریه در ماه آینده (نوامبر 2017) نشان می دهد که کرملین دست آزادی را در شکل دادن به تحولات آینده دارد.  به نظر می رسد که در پایان سال جاری، سوری ها از شر دولت اسلامی شام و عراق (داعش) خلاص خواهند شد و دیگر اثری از این گروه باقی نماند و با گذشت زمان ناپدید شوند. بدیهی است راهی که ولادیمیر پوتین در سپتامبر 2015 و حمله به مواضع داعش انجام داد در حال به اتمام رسیدن است، بدین معنی که روسیه نه تنها توانست گروه های مسلح جهادی را سرکوب نماید بلکه پشتیبانی تام و تمامی را نیز از یکی از دولت های متحد خود انجام داد. تحولات میدانی سوریه هم اکنون به گونه ای است که نیروهای ائتلاف دموکراتیک سوریه (به رهبری کردها) که از پشتیبانی ایالات متحده برخوردار هستند توانسته اند با  پیشرفت های چشمگیری رقه پایتخت داعش در سوریه را از چنگ این گروه دربیاروند. نیروهای دولتی نیز در دو شهر دیگر ممتد با رودخانه فرات یعنی دیر الزور و المیادین به پیشرفت های چشمگیری دست یافته اند. در نتیجه می توان گفت که داعش در آخرین پایگاهای مستقل خود در مرز سوریه و عراق قرار دارد. مقامات روسی طی دو سال اخیر گفته اند که تا زمانی که تروریست های وابسته به القاعده در چشم انداز سوریه مشاهده شوند نمی توان نسبت به راه حل های سیاسی حل بحران در این کشور امید بست. سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه، اخیرا گفته است که با فروپاشی داعش، عملیات نظامی روسیه در سوریه نیز «به پایان رسیده»  تلقی می شود. به عبارت دیگر در این مقطع می توان شاهد ورود به روندهای سیاسی جدی برای حل و فصل منازعات در سوریه رفت. هرچند مسکو هرگز فراتر از فرایند مذاکرات ژنو نرفته است و تاکید این کشور همان مسائلی است که دو سال پیش مورد تائید بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی بود اما روس ها اکنون متقاعد شده اند که دونالد ترامپ نیز نه تنها علاقه مند به حل بحران سوریه بر اساس چارچوب گفتگوهای ژنو نیست بلکه در حقیقت علاقه ای به روند سیاسی سوریه ندارد. از دید روسها ترامپ از زمان به قدرت رسیدن در کاخ سفید بر سه هدف عمده ریشه کن کردن داعش در سوریه، توانمند کردن کردها و خارج کردن ایران از میدان سوریه را دنبال کرده است. از آنجایی که اهداف اول و دوم در حال تحقق است، در نتیجه توجه ترامپ به نبال هدف سوم و مهمتر یعنی مجبور کردن ایران برای خروج از سوریه خواهد بود. این امر به پوتین این اجازه را می دهد تا از تمام فضای مورد نیاز برای کوشیدن جهت ایجاد گفتگوهای سیاسی در سوریه استفاده کند. پوتین پیشتر تا نیمه راه آمده است، گفتگوهای آستانه در ماه مه آغاز شد،گفتگوهایی که زائیده افکار رئیس جمهوری روسیه بود. پیشتر غربی ها تلاش داشتند تا زیر چتر سازمان ملل متحد و طی فرایندهایی سیاسی تنها چندین ذی نفع خودی یعنی کشورهای عربستان سعودی، قطر، فرانسه، انگلیس و آمریکا را در حل و فصل منازعات سوریه شریک قلمداد کنند. با این حال در تمامی ادوار مذاکرات آستانه آمریکایی ها تنها حضوری نمادین داشتند، به همین دلیل همواره تسلیم چشم انداز پوتین برای سوریه می شدند. بر اساس این توافق که با هدف دستیابی به آتش بس های محلی صورت گرفت اکنون مناطق اطراف دمشق، حمص، ادلب و جنوب سوریه به دور از درگیری هستند. در هر حال این توافقنامه شش ماه است که از سوی طرف های مخالف دولت سوریه و ضمانت های منطقه ای پشت سر آنها از جمله روسیه، ترکیه و ایران رعایت می شود. دور بعدی مذاکرات آستانه با هدف بحث در مورد پارامترهای چهار ناحیه ناآرام سوریه طی روزهای 30 و 31 اکتبر در پایتخت قزاقستان برگزار خواهد شد. یک هفته بعد، مسکو قصد دارد یک مینی کنفرانس را در پایگاه نظامی خود در حمیمیم واقع در غرب سوریه برگزار کند و طی آن مسیری موازی با مذاکرات ژنو را ایجاد کند. روسها امیدوارند با برجسته کردن این امر با استفاده از رویدادهای رسانه ای، به سوی برگزاری یک گفتگوی ملی بزرگ بین سوری ها طی ماه ژانویه در فرودگاه بین المللی دمشق حرکت کنند. مسکو امیدوار است که بیش از هزار نماینده از مخالفین سوری را در مینی کنفرانس برنامه ریزی شده در حمیمیم  جذب کند و تضمین بدهد که آنها دستگیر نخواهند شد. طبق رویکرد روسی،همه طرفهای درگیر باید تصمیم گیری در مورد فرمول به اشتراک گذاری قدرت و ایجاد قانون اساسی جدید بر اساس یک پیش نویس که پیش از این توسط قانونگذاران روسیه ارائه شده است را بپذیرند. آنها همچنین احتمال می دهند که تاریخ انتخابات مجلس جدید را تعیین کنند و برنامه ریزی هایی را نیز برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 2021 را در نظر بگیرند. برای این که چنین رویدادهایی رخ دهد باید مخالفان سوری مورد حمایت عربستان سعودی انتظارات خود را پایین آورند و به تقسیم قدرت تحت نظارت روسیه را به عنوان تنها راه حلی که در حال حاضر برای سوریه روی میز وجود دارد، بپذیرند. ترکیه از مدت ها پیش برنامه های خود برای تغییر رژیم در دمشق را رها کرده است و هر چند هنوز در لفاظی ها حداقل به آن متعهد است اما نه تنها ترکیه بلکه کشورهایی نظیر فرانسه و بریتانیا نیز نمیخواهند هیچ گونه سرمایه گذاری در این زمینه انجام دهند. بی تفاوتی آمریکا باعث شده است تا اردوگاه ضد بشار اسد تنها از سوی عربستان سعودی پشتیبانی می شود، عربستانی که با سفر پادشاه این کشور به مسکو به نظر می رسد به مانند پیش سرسخت به نظر نمی رسد. روسیه می گوید متوقف کردن خشونت و کاهش درد و رنج به همراه اقدامات بشردوستانه ضروری است تا به مردم سوریه فرصتی برای گفتگو داده شود که آنها چگونه می خواهند زندگی کنند. از نطر روس ها، تکرار اشتباهات آمریکا در عراق و لیبی می تواند تداوم مبارزه موفقیت آمیز با تروریسم را با چالش مواجه کند و منطقه را هرچه بیشتر به سمت هرج و مرج کامل ببرد. تداوم پایگاه نظامی  روسیه در طرطوس و سیطره بر دریا ایده آل روسها است،بنابراین رویکرد آنها در طول بحران سوریه به گونه ای بود که این کشور نهایت تلاش خود را برای عدم تکرار تجربه های پیشین به کار گرفت. درس گرفتن روسیه از اشتباهات گذشته باعث شد تا ابتکار عمل روسیه در موضوع سوریه با وجود فشار بیش از اندازه غرب و اتحادهای شکل گرفته غربی–عربی اجازه ندهد از دستش خارج شود.   نویسنده: ساناز سعیدی، پژوهشگر مسائل بین الملل   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Wed, 25 Oct 2017 11:38:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3378/روسیه-آستانه-تکمیل-ماموریت-سوریه ترسیم ریشه های تاکتیک جنگ های ترکیبی روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3377/ترسیم-ریشه-های-تاکتیک-جنگ-ترکیبی-روسیه روسیه مفهوم "جنگ های ترکیبی" را با تأکید بر انتساب آن به تحولات شبه جزیره کریمه در سال 2014 عمومیت داد اما این شکل جدید از قدرت تخریب، در واقع طی جنگ 2008 میان روسیه و گرجستان نمود پیدا کرد، زمانی که کرملین توانست عناصر جنگ های ترکیبی را آزمایش کند که این امر سالها بعد درس های پایه ای را در اوکراین در اختیار روس ها قرار داد. به لحاظ راهبردی، درگیری سال 2008 در زمان کاهش نفوذ روسیه و قدرت نظامی این کشور در اروپای شرقی و قفقاز بود که از لحاظ جغرافیایی توسط دریای سیاه از سایر نقاط اروپا جدا شده است. کرملین در آن مقطع با دو تهدید اصلی گسترش سازمان آتلانیتک شمالی (ناتو) و همچنین اتحادیه اروپا به سمت شرق و مرزهای روسیه مواجه بود. نگرانی روسیه از ناتو به ماده پنج این سازمان برمی گشت که بر اساس آن در صورت هرگونه مناقشه در هرکدام از کشورهای عضو ناتو، همه قدرت های عضو این سازمان موظف به واکنش بودند، تهدیدی که قطعا روس ها از مواجهه با آن اجتناب می کردند. هرچند رهبران مسکو این گونه استدلال می کنند که ماده پنج سازمان ناتو نمی تواند در هر زمانی مورد استفاده قرار گیرد، مگر این که "متجاوز" به صورت قانونی شناسایی شود، بدین معنی که مواقعی که یک درگیری داخلی در کشور عضو وجود دارد، شرایط مداخله برای ناتو وجود ندارد. در هر حال کرملین با مشاهده برخی نقاط ضعف و تقسیمات داخلی در کشورهای عضو ناتو تلاش کرد تا که به نوبه خود امکان دستیابی به یک روش ارزان تر و ظریف تر برای مقابله با این سازمان را فراهم کند. تهدید دوم علیه روسیه در برنامه ابتکار مشارکت شرق اتحادیه اروپا تجسم یافته است. این برنامه که در سال 2009 راه اندازی شد، این امکان را برای اتحادیه اروپا فراهم می کند تا پروژه هایی را به منظور ارتقاء ارزش های اروپایی در کشورهایی مانند اوکراین و گرجستان که هنوز عضو این اتحادیه نیستند، را تامین مالی کنند. این نفوذ غیر نظامی برای مسکو مشکل ساز است، زیرا نفوذ روسیه در خارج نزدیک (جمهوری سابق عضو اتحاد شوروی) را تضعیف می کند. از دیدگاه روسیه، اگر این امر به نتیجه برسد، چشم انداز غیرمساعدی را برای مسکو در کشورهایی نظیر مولداوی، اوکراین و گرجستان ایجاد می کند. کرملین معتقد است که عملی شدن احتمالی چنین فرضیه ای به معنای از دست دادن کنترل دریای سیاه و همچنین تضعیف نفوذ روسی در قفقاز باشد. در مواجهه با این دو تهدید، رهبران روسیه دست به کار شدند. از یک سو تلاش کرد تا با ایجاد برخی تنش ها در کشورهای عضو ناتو (استفاده از ادهای منطقه ای توسط اقلیت های روسی در استونی) به مقابله با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بپردازد. مسکو همچنین به دنبال مقابله با برنامه مشارکت شرقی اتحادیه اروپا بود، به گونه ای که اتحادیه اروپا به سادگی نتواند مرزهای خود را با کشورهای اروپای شرقی و قفقاز به اشتراک بگذارد. بر خلاف آنچه طی سال 2014 در شبه جزیره کریمه و 2015 در شرق اوکراین اتفاق افتاد، روسیه در سال 2008 نیازی نداشت تا به دنبال ایجاد یک سرزمین جدایی طلب باشد. از سال 1992، گرجستان دارای دو منطقه جدایی طلب با نام های جداگانه آبخازیا و اوستیای جنوبی بود. در آن مقطع سیاست روسیه، تقویت گرایش های جدایی طلبانه در این دو جمهوری بود که با اشتباه استراتژیک دولت گرجستان و حمله به این دو جمهوری، به آن چه می خواست رسید. دولت روسیه برای تقویت روابط جدایی طلبانه از رسانه های روسی در آبخازیا و اوستیای جنوبی استفاده کرد. خبرگزاری اسپوتنیک در آبخازیا پایگاه بزرگ روس زبان بود که با انتشار مقالات متعدد بر چشم اندازهای مساعد دوستی و نزدیکی با روسیه و جدایی از گرجستان تاکید می کرد. این خبرگزاری با تاکید بر پیشینه مساعد روس ها در سال 1992 و به خصوص عملیات صلح بانی، جمهوری های جدایی طلب گرجستان را تشویق به در پیش گرفتن رویکردهای همگرایانه با مسکو می کردند. امروزه بیش از 30 روزنامه نگار از خبرگزاری روسی اسپوتنیک در قلب سوخومی حضور دارند، هرچند این تعداد در آبخازیا بسیار کمتر است و نشان دهنده اولویت کمتر روس ها در این جمهوری است. حضور چنین تعداد غیرمعمولی از روزنامه نگاران در جمهوری های آبخازیا و اوستیای جنوبی با امکان استفاده از آنها در صورت وقوع درگیری با گرجستان به راحتی می تواند برای تشویق تقویت هویت منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد. در هر حال راهبرد روسیه طی سال 2008 و در به رسمیت شناختن دیپلماتیک استقلال جمهوری های آبخازیا و اوستیای جنوبی خود به اوج خود رسید. به رسمیت شناختن یک سرزمین جدایی طلب، در کشورهای دیگری که به صورت بالقوه دارای چنین شرایطی بودند، ایجاد ترس کرد. رویدادهای قفقاز (آبخازیا و اوستیای جنوبی) در سال 2008 نشانگر گسستگی طرح جنگ های ترکیبی کرملین بود، تجربه ای که البته شش سال بعد در الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه بسیار به کمک روس ها آمد. کرملین چند درس ارزشمند از جنگ 2008 با گرجستان به دست آورد، از جمله این واقعیت که هزینه های زیادی برای حفظ عملیات نظامی در مقیاس بزرگ نیاز است. با توجه به این تجربه، روس ها دریافتند که با کمک به نیروهای مخالف در برخی جمهوری ها راه بسیار ارزان تری برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود پیدا خواهند کرد. این درس به خصوص در مورد درگیری های سال 2014 و 2015 اوکراین نمود عملی پیدا کرد، بدین معنی که روس ها به جای هزینه های سرسام آور در مقیاس بزرگ از نیروهای محلی برای پیشرد اهداف خود استفاده کردند و از قضا موفق نیز شدند. روسیه به جای اینکه مستقیما درگیر بحران در شرق اوکراین شود، از شمار محدودی از نیروهای غیر رسمی مانند "مردان سبز" استفاده کرد و با ارائه تسلیحات به جدایی طلبان نه تنها کی­اف را در موقعیت دشواری قرار داد بلکه از احتمال شناسایی روسیه به عنوان کشور متجاوز جلوگیری کرد. قفقاز از بسیاری جهات آزمایشگاهی برای راهبرد جنگ های ترکیبی روسیه بود که قبل از رویدادهایی که در اوکراین اتفاق بیفتد، برای روس ها مفید واقع شد. تا به امروز، گرجستان همچنان با توجه به حضور نیروهای روسی در دو جمهوری آبخازیا و اوستیای جنوبی، یک زمین تست دیپلماتیک برای کرملین است. یکی از احتمال های آینده می تواند تلاش روسیه برای آوردن آبخازیا و اوستیای جنوبی به اتحادیه اقتصادی اوراسیا باشد. چنین حرکتی می تواند دو منطقه را با روسیه به طور عمیق ادغام کند، بدون اینکه لزوما آنها همانند مورد کریمه به فدراسیون روسیه منضم شوند. نویسنده: مایکل لمبرت، بنیانگذار موسسه مطالعات دریای سیاه منبع: اوراسیا نت مترجم: احسان تقوایی، کارشناس مسائل اوراسیا   «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Tue, 24 Oct 2017 07:46:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3377/ترسیم-ریشه-های-تاکتیک-جنگ-ترکیبی-روسیه روسیه و جنگ بعدی در لبنان؛ روسیه چگونه می تواند از تنش میان اسرائیل و «حزب الله» منتفع شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود ایراس: همزمان با آنکه نیروهای دولت بشار اسد کنترل بخش های مهمی از سوریه را در اختیار گرفتند، استراتژیست های اسرائیلی مجددا تمرکز خود را بر احتمال جنگی دیگر با حزب الله لبنان به عنوان متحد اصلی دولت بشار اشد معطوف نمودند. از آخرین جنگ میان اسرائیل و حزب الله در سال 2006، سرتاسر مرزهای شمالی اسرائیل در طول بیش از یک دهه گذشته به دور از تنش قرار داشت. با این حال، از همان یک دهه پیش، حزب الله لبنان به طور چشمگیری زرادخانه تسلیحاتی خود را از حیث کمّی و کیفی ارتقا و نیز جایگاه سیاسی خود را در لبنان بهبود بخشید. در این چارچوب، جنگی دیگر میان اسرائیل و حزب الله به چندین دلیل محتمل است: اگر سوتفاهم در طرف اسرائیل یا طرف حزب الله، تنش ناخواسته ای را میان این دو ایجاد کند؛ اگر یکی از طرفین بنا به تصور خود مبنی بر ضعف طرف مقابل، اقدام به حمله نظامی نماید؛ یا اگر رفتار هر یک از دو طرف، خطوط قرمز طرف دیگری را نقض کند.   استراتژیست های اسرائیلی به احتمال جنگ با حزب الله فکر نمی کنند، اما علاقه مند هستند بدانند چگونه روسیه که دوست دوران جنگ ایران و حزب الله در سوریه به حساب می آید، به چنین تنش و منازعه ای واکنش نشان می دهد. اسرائیل اخیرا حملات علیه حزب الله در لبنان و سوریه را تشدید کرده است، اما تا عمل به توافق موقتی اسرائیل با کرملین که غالبا از طریق ارتباطات شخصی با ولادیمیر پوتین بدست آمده است، فاصله زیادی دارد.   این الگو نمی تواند برای جنگ بعدی پایدار باقی بماند. اگر تهاجم نظامی میان اسرائیل و حزب الله در تضاد با منافع روسیه باشد، این کشور اقدام به تحدید آزادی عمل دو طرف خواهد نمود و در قدم بعدی، به حل و فصل منازعه کمک خواهد کرد. مضاف بر این، احتمالا کرملین از چنین جنگی برای افزایش موضع و نفوذ خود در خاورمیانه بهره برداری خواهد کرد.   ترجیحات روسیه همزمان با تثبیت اوضاع در سوریه، رقابت ها میان روسیه و ایران در این کشور شدت بیشتری خواهد یافت. روسیه درصدد آن است که دارایی های خود را در سوریه و تحت هر ترتیبات سیاسی، از جمله خلع بشار اسد از قدرت یا فدرالیزه شدن این کشور، حفظ نماید. با این حال، ایران صرفا به دنبال آن است که قدرت  خود را در شامات بر اساس تعریفی که دارد، تحکیم بخشد. هر دو کشور روسیه و ایران به دنبال حضور دائمی نظامی در سوریه و نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه هستند، اما اراضی و سرزمین هایی که بشار اسد باز پس گرفته است، ظرفیت حضور دو قدرت متفاوت را ندارد.   بلندپروازی های ایران تبدیل به معضل و مشکلی برای روسیه شده است. تمایل روسیه این است که بدون آنکه روابط مسکو و تهران تحت تاثیر قرار گیرد، هژمونی طلبی منطقه ای ایران، به عنوان بزرگ ترین همپیمان منطقه ای روسیه را محدود سازد. در واقع ترجیح روسیه این است که حضور ایران و حزب الله در سوریه نه قدرتمندانه و نه از سر ضعف باشد.   بر این اساس، تصمیم اسرائیل به استفاده از زور می تواند در راستای تحقق این هدف روسیه باشد. به عبارت دقیق تر، اگر تنش و منازعه میان اسرائیل و حزب الله شعله ور گردد، مسکو احتمالا اجازه خواهد داد تا حزب الله و ایران هزینه های این جنگ را پرداخت کنند تا از این طریق، جایگاه منطقه ای این دو تضعیف گردد. اما از سوی دیگر، مسکو درصدد آن خواهد بود تا مانع از پیروزی قطعی اسرائیل شود، چرا که کماکان به حزب الله به عنوان یک بازیگر راهبردی در منطقه نیاز دارد و همچنین در صورت شکست حزب الله، این پیام به اسرائیل ارسال می شود که قدرت روسیه در منطقه محدود است. از طریق حل و فصل منازعه و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، روسیه می تواند به این برآورد دست یابد که آیا با آمریکا به عنوان نیرویی در خاورمیانه، برابری می کند یا برتر از آن است.   در نتیجه، بهترین نتیجه برای روسیه، بروز جنگی محدود به لبنان که درهمین کشور هم پایان یابد و دو طرف تخاصم نیز پس از روی آوردن به روسیه به عنوان میانجی گر، مدعی پیروزی باشند. اما، بدترین خروجی این جنگ هم می تواند تجزیه لبنان باشد؛ تحولی که این کشور را تبدیل به نمونه شبیه عراق پس از صدام خواهد نمود. همچنین بدترین سناریو نیز می تواند امتداد جنگ به بلندی های جولان در سوریه باشد، منطقه ای که بروز جنگ در آن باعث می شود دستاوردهای روسیه در کاستن از تنش های داخلی سوریه به خطر افتاده و از این رو منطقه را با بی ثباتی رو به رو سازد.   برای مسکو، موفقیت صددرصدی حزب الله و همچنین نابودی کامل این جنبش بطور مساوی گزینه های مطلوبی نیست. از این جهت موفقیت کامل حزب الله گزینه خوبی برای روسیه نیست، زیرا که باعث می شود این جنبش دیگر توجهی به مسکو نداشته باشد و از این جهت نابودی کامل آن به نفع روسیه نیست، زیرا باعث شکل گیری این ذهنیت می شود که روسیه، متحدی است که نمی توان به آن تکیه و اعتماد نمود. تحت هر شرایطی، مسکو به دنبال ممانعت از بروز منازعه میان اسرائیل و حزب الله است؛ راهبرد و اقدامی که کرملین پیش از این و در زمان پس از فروپاشی شوروی در مناطقی نظیر آبخازیا، دونباس، قره باغ، اوستیا و ترانس‌نیستریا اتخاذ نمود. ممانعت از بروز تنش میان دو طرف مستلزم آن است که تنش ها در سطح بالایی باقی بماند تا از این طریق ظرفیت میانجیگیری و مداخله آتی روسیه در جنگ احتمالی دست نخورده باقی بماند. با این حال، حفظ تنش ها در سطحی بالا نباید منتج به جنگی طولانی و ادامه دار میان اسرائیل و حزب الله شود. حفظ یک ثبات شکننده در لبنان، وابستگی تمامی طرف ها را به مسکو افزایش خواهد داد و اهمیت مسکو برای آینده بیروت را ضروری خواهد ساخت. از این رو، مادامی که مسکو بتواند مانع از تنش های غیرسازنده میان اسرائیل و حزب الله شود، منازعه میان طرفین به مثابه فرصتی برای روسیه قلمداد خواهد شد.   لحظه حداکثر خطر جنگ بعدی میان اسرائیل و حزب الله متمایز از رویکردهایی خواهد بود که دو طرف از زمان آخرین تنش خود با یکدیگر اتخاذ کرده بودند. به عبارت دقیق تر، حزب الله به مانند آنچه در گذشته انجام می داد، صرفا روی به حملات موشکی علیه اسرائیل نخواهد آورد، بلکه درصدد خواهد بود تا ماشین جنگی اسرائیل را از کار بیندازد. بهبود دقت و برد و همچنین تعداد موشک ها به حزب الله این اجازه را می دهد که بطور عملیاتی اهداف مهمی همچون پایگاه های نیروی هوایی اسرائیل، تاسیسات جمع آوری اطلاعات یا حتی پایگاه سربازان را هدف بگیرد. برنامه ریزان اسرائیلی همچنین این انتظار را دارند که تعداد کم واحدهای زبده حزب الله بتوانند مانورها و عملیات های پیچیده ای در اراضی اسرائیل انجام دهند و احتمالا برخی شهرک های مرزی را به تصرف خود درآورند.   در طرف دیگر، اسرائیل بعید به نظر می رسد که بار دیگر عملیات به اصطلاح بازدارندگی (گزینه همیشگی اسرائیل در طول منازعات یک دهه اخیر) با هدف تحمیل کمترین آسیب به دشمنان خود برای جلوگیری از خشونت ها در آینده را در دستور کار خود قرار دهد. در عوض، اسرائیل به دنبال روشی است که استراتژیست های اسرائیلی آن را «تصمیم میدان نبرد» می نامند یا به عبارت دقیق تر، پیروزی بلامنازع بر روی زمین و فاتح میدان نبرد. اسرائیل درصدد نابودی حزب الله نیست، اما احتمالا تا آستانه نابودی و محو این گروه پیش خواهد رفت.   منازعه ای با چنین دکترین های جدیدی از سوی حزب الله و اسرائیل می تواند منافع روسیه را به خطر بیندازد. وحشتناک ترین وضعیت برای مسکو این خواهد بود که اسرائیل بیش از آنکه کرملین نیاز دارد، اقدام به آسیب رساندن به حزب الله نماید و پس از آن به حدی پیش برود که نتیجه ای جز پیروزی قاطع برای اسرائیل نداشته باشد. نزدیک ساختن حزب الله به آستانه نابودی کامل موجب تضعیف ایران (به عنوان حامی حزب الله و متحد اصلی منطقه ای روسیه) خواهد شد و احتمالا مسکو با هدف عقب نشینی، به اسرائیل فشار وارد خواهد ساخت. با این حال، اشتیاق بالقوه حزب الله به تنش آفرینی از سوی اسرائیل و روسیه توامان غیرقابل تحمل خواهد بود. در واقع، این امر می تواند آتش انتقام اسرائیل از سوریه و ایران را شعله ور ساخته و بیش از گذشته خاورمیانه را در این آتش فرو ببرد، بدون آنکه سود و منفعتی عاید مسکو گردد.   تحدید اسرائیل و حزب الله از سوی روسیه وابسته به وضعیت جنگ داخلی در سوریه است. هرچه نیاز مسکو به حزب الله برای مقابله با نیروی های ضدبشار اسد بیشتر شود، این کشور بیشتر از حزب الله در برابر حملات اسرائیل محافظت خواهد نمود. در مقابل، هرچه تضمین ها برای حضور یک دولت روس گرا در سوریه بیشتر شود و موضع مسکو در این کشور تقویت گردد، فضای مانور و عکس العمل از سوی اسرائیل بیشتر خواهد شد.   از تنش تا عدم تنش اگر مسکو نتواند میانجیگر یک راه حل سیاسی برای این منازعه باشد، احتملا مسکو دو طرف منازعه را مجبور خواهد ساخت تا این جنگ را به روش خود پایان بخشند. با هدف دست یابی به بیشترین منفعت و کمترین اصطکاک و اختلاف، مسکو می تواند عملیات های سایبری محدودی علیه اهداف غیرنظامی در اسرائیل مانند بندرگاه ها یا پالایشگاه های نفت در دستور کار قرار دهد. انجام چنین حملاتی واکنش کمتری را بر انگیخته و در مقایسه با حمله به زیرساخت های نظامی، آسان تر خواهد بود. مضاف بر آنکه، روسیه می تواند این حملات را به ایران یا حزب الله منتسب کند تا هم این اقدام را محکوم نماید و هم از تقابل مستقیم با اسرائیل اجتناب کند. پس از این، مسکو می تواند این سیگنال را به اسرائیل ارسال کند که مادامی که تل آویو از حمله به حزب الله دست برندارد، زیرساخت های آن مجددا و به آسانی مورد حمله قرار خواهد گرفت.   در این اثنا، در میدان نبرد، روسیه می تواند به گونه ای عمل کند که استراتژیست های اسرائیلی باور کنند که نیروهای روسی بسیار نزدیک به حزب الله مستقر هستند که در صورت حمله اسرائیل به مواضع حزب الله، نیروهای روسی نیز مورد هدف قرار خواهند گرفت. اگر این ایده نیز کارساز نبود، روسیه می تواند اسرائیل را با استقرار سامانه های «منع منطقه ای» و «ضددسترسی» تهدید کند تا مانعی در مسیر حملات اسرائیل به حزب الله در سوریه و لبنان قرار دهد. در سطحی بالاتر، روسیه همچنین می تواند در سامانه های نظامی اسرائیل اختلال ایجاده کرده یا با ارسال پارازیت، پهپادها را از رادار خارج نموده و یا حتی ساقط نماید. حتی اگر اسرائیل نسبت به این اقدامات روسیه واکنشی نشان نداد، مسکو می تواند گنبد آهنین را هدف قرار داده و سامانه های ضدهوایی و حتی سیستم های هشداردهنده شهری را مختل سازد و در امتداد این اقدامات، جنگ اطلاعاتی ای راه بیندازد مبنی بر آنکه سامانه های دفاعی اسرائیل آسیب پذیر بوده تا از این طریق، در سطح افکار عمومی رعب و وحشت ایجاد نماید.   اما به نظر می رسد که روسیه، کشوری عملگرا است. بدین معنی که مسکو بر حزب الله نیز فشار وارد خواهد ساخت و این فشار نه از طریق ایران و سوریه، بلکه بصورت مستقیم خواهد بود. مسکو پس از دو سال جنگ شانه به شانه به همراه حزب الله علیه شورشیان در سوریه، کاملا با ساختار فرماندهی، کنترل و شبکه ارتباطات و فناوری هایی که از این ساختار پشتیبانی می کند، آشنا است. در صورتی که موشک های حزب الله به نقاط دورتری اصابت کند، روسیه می تواند به تضعیف این ساختارها از طریق اقدامات سایبری مبادرت ورزد. همزمان، با توجه به آنکه حزب الله در جریان جنگ سوریه توان زیادی از دست داده، مسکو می تواند مستقیما با این گروه وارد گفتگو شود. نکته اصلی آن است که شرایط کنونی حزب الله به گونه ای بوده که آمادگی پذیرش درخواست های مسکو را دارد.   آغوش محکم روسیه پیش از هر زمان دیگری، در جنگ بعدی اعراب و اسرائیل حضور خواهد داشت. تمایل اسرائیل در زمان بحران کماکان به ایالات متحده است. با این حال، عملکرد غلطی که دولت کنونی آمریکا از خود به نمایش گذاشته است و همچنین ارتباطات مسکو در سطح منطقه باعث خواهد شد که از دیدگاه اسرائیل، روسیه بازیگر معقول تری برای تعامل و همکاری به نظر آید.   اگر اسرائیل از روسیه درخواست نماید که مدیریت تخاصمات را بر عهده بگیرد، این درخواست برای اولین بار در نوع خود از سال 1967 و هنگامی که اسرائیل تلاش داشت شوروی مانع از بروز جنگ شش روزه شود، خواهد بود. چنین درخواستی بدین معنی است که پس از چند سال از مداخله نظامی روسیه در سوریه، ولادیمیر پوتین بطور کامل جایگاه مسکو در خاورمیانه را احیا نموده است؛ جایگاهی که در طول پنج دهه گذشته، خلا آن از سوی دولتمردان روسی احساس می شد. نهایت کلام آنکه اگر جنگی میان اسرائیل و حزب الله شکل گیرد، این روسیه است که می تواند پیروز این جنگ را مشخص کند.   نویسنده: دیمیتری آدامسکی - دانشیار مرکز بین رشته ای هرتزلیا   منبع: مجله فارن افرز آمریکا     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»       ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 08 Oct 2017 21:16:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود روسیه، سرزمین فرصت ها یا پرواز به سوی افراط گرایی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3352/روسیه-سرزمین-فرصت-یا-پرواز-سوی-افراط-گرایی ایراس: مرزهای مشترک روسیه با جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز به دردسری بزرگ برای مسکو تبدیل شده است. جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز قبلا بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند که تحت آن منابع هویتی مانند مذهب و ملیت سرکوب شدند و اکنون فرصتی پدید آمده است تا احتمالا ایدئولوژی های جدید آشکار شود. آسیای مرکزی منبع چند حمله به روسیه در دهه های اخیر بوده است و همین امرنیز باعث شد تا ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در سپتامبر 2015، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، درباره تهدید رو به رشد تروریسم بین المللی در منطقه  ابراز نگرانی کند (1).   وقوع تحولات جدیدی در معادلات نظام بین المللي باعث شده تا جريانات تروريستي بسیار گسترده تر از مقاطع پیشین، در جست و جوی فضای حیاتی برای اقدامات تخريبي خود باشند. جهش تروریسم بنيادگرايانه از مدل هاي پيشين به سبك و سياق شديدا افراط گرايانه اي چون داعش در سال هاي اخیر، هراس در مناطقی که زمینه برای رشد و نمو اين اقدامات وجود دارد را افزایش داده است.   نسبت تروریسم و افراط گرایی در منطقه دیدگاه رایج این است که مرتکبین تروریسم اغلب مذهبی هستند و طرفداران باورهای متضاد خود را مورد هدف قرار می دهند. در واقع، شواهدی وجود دارد که بر اساس آن بیش از نیمی از گروه های تروریستی که در سطح بین المللی کار می کنند برای اعمال نفوذ خود از دین استفاده می کنند. تروریسم ناشی از ناامیدی عمیق ناشی از محرومیت اقتصادی و اجتماعی ترکیب شده و همچنین نارضایتی از فقدان فرصت برای تغییر سیاسی نیز وجود دارد. همچنین معمولا تصور می شود که زمینه های بارور برای تفکر افراطی و اقدامات تروریستی زمانی که سیستم غیر دموکراتیک است، نیز وجود دارد.در این شرایط، تفسیرهای بنیادگرایانه دینی می تواند تعداد بیشتری از پیروان را جذب کند.   بسیاری از نویسندگان در آسیای مرکزی و همچنین تحلیلگران خارجی توجه خود را به تهدید رادیکالیزاسیون در کشورهای منطقه اختصاص داده اند. آنها مرتب این پرسش را مطرح می کنند که آیا رادیکالیزاسیون در جمهوری های آسیای مرکزی رشد کرده است یا نه؟سوالات دیگری نیز وجود دارد از جمله:اگر ارتباطات منطقه ای با سازمان های افراطی وجود داشته باشد، کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان چه نقشی در آن دارند؟آیا تمایل گسترده ای برای اسلام سازی دوباره پس از فروپاشی شوروی وجود دارد؟ (2)   براساس گزارش گروه بحران در ژانویه 2015، بین 2000 تا 4000 نفر از اتباع جمهوری های آسیای مرکزی به گروه دولت اسلامی عراق و شام(داعش) پیوستند. برخی از این اتباع از کارگرانی بوده اند که در روسیه کار می کرده اند و از طریق سفر به استانبول به سوریه رفته اند. مناطق و روستاهای از این کشورها که در آن برخی افراد برای عضویت در داعش به سوریه رفته اند اکنون به شدت تحت نظارت دقیق پلیس محلی است.   بیست و پنج سال پس از استقلال جمهوریهای شوروی سابق، برخی کشورها نظیر قرقیزستان و تاجیکستان هنوز به روسیه وابسته هستند. هر ساله هزاران مهاجر نیروی کار از آسیای مرکزی در جستجوی آینده ای بهتر به روسیه می روند. دلایل مهاجرت برای بسیاری از مهاجران صرفا اقتصادی هستند، گرچه عوامل اساسی اجتماعی و سیاسی نیز نباید دست کم گرفته شود.تاجیکستان با تنها 6 درصد زمین های زراعی و صنایع کوچک، فقیر ترین کشورهای پنج آسیای مرکزی است و به دلیل کمبود شغل به شدت وابسته به مهاجرت به روسیه است. در سال 2015، پولی که توسط کارگران مهاجر در روسیه به تاجیکستان وارد شده است معادل 28 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را به خود اختصاص داده است. علاوه بر دلایل آشکار اقتصادی برای مهاجرت به روسیه، نارضایتی در مورد فساد و سرکوب سیاسی و مذهبی به عنوان عواملی مهم در جریان مهاجرت عظیم نادیده گرفته می شود. نارضایتی در مورد فساد و فقدان چشم اندازی برای جستجوی آیندهای بهتر، باعث شده است تا حتی متخصصینی مانند پزشکان، معلمان و وکلا نیز به روسیه روی بیاورند و روستاهای کشورهای منطقه فقط محل زندگی سالخوردگان باقی بماند (3).   روسیه: سرزمین فرصت ها؟ هرچند در ایتدا تصور می شود که به دلیل در معرض خطر قرار گرفتن آزادی مذهب و فقدان چشم انداز های روشن در کشورهای آسیای مرکزی، افراد می توانند با مهاجرت به روسیه فرصت هایی را برای خود ایجاد کنند اما پس از ورود مهاجران این موضوع اغلب به یاس و توهم تبدیل می شود.   مهاجرانی که نمی توانند یا نمی خواهند به کشور خود بازگردند، باید با واقعیت روسیه روبرو شوند. تعداد زیادی از مهاجران (اغلب بدون تحصیل) در حوزه های غیرقانونی زندگی می کنند، اغلب با مشاغلی با درآمد کم و شرایط سخت زندگی می کنند و به طور مرتب در معرض تبعیض و آزار و اذیت قرار می گیرند.   نگرش های اجتماعی و دولتی نسبت به مهاجران در روسیه از اهمیت زیادی برخوردار است. میزان سوء ظن و نژادپرستی به طور قابل توجهی نسبت به گروه های مختلف مهاجر و ملیت های مختلف متفاوت است. جنگ در چچن، تروریسم و بمب گذاری های انتحاری در مسکو، علامت های خود را در جامعه روسیه به ثبت رسانده است. مهاجران، به ویژه از جمهوریهای خودمختار قفقاز شمالی و آسیای مرکزی، به طور مرتب با تبعیض و آزار و اذیت روبرو هستند. با این مقدمه باید گفت که علاوه بر دلایل مذهبی، برای پیوستن به دولت اسلامی، مشوق های اقتصادی نیز وجود دارد.   مهاجران هنگامی بیشتر آسیب پذیر می شوند که  درگیر مشکلات مالی می شوند و در چنین شرایطی است که گروه های نظیر داعش با وعده زندگی بهتر و پرداخت پرداخت 500 تا 1000 دلار در روز،آنها را جذب می کنند. علاوه بر این این مهاجران برای تشکیل حکومت و خلافت اسلامی متقاعد شده اند. اغلب این فرض وجود دارد که چچنی ها نقش عمده ای در استخدام مهاجران کارگری آسیای مرکزی در روسیه ایفا می کند.   مهاجرانی که حقوق آنها برای ماه ها پرداخت نمی شود و در  معرض مشکلات عمیق مالی هستند.اکنون نیز با تضعیف مواضع دولت اسلامی شام و عراق جنگچویان این گروه در حال بازگشت به کشورهای آسیای مرکزی و روسیه هستند که این امر به شدت نگرانی ها در این کشورها را بالا خواهد برد. پوتین آشکارا نگرانی های خود را در مورد جنگجویان دولت اسلامی که به روسیه بازگشته اند، ابراز نمود. در گذشته نیز روسیه نیز نگران تهدید رو به رشد مبارزان از دولت اسلامی بود که ظاهرا برنامه ریزی هایی برای حمله به کشورهای آسیای مرکزی انجام داده بودند، اظهار کرده بود (4).   دیدگاه روسی درباره تهدیدهای تروریسم و افراط گرایی در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز معتقد است که جمهوری های این منطقه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با مشکلات امنیتی ناشی از چالش های امنیتی پیرامون مواجه هستند که این امر خطری برای مدرنیزاسیون در این کشورها است. بر اساس این دیدگاه، آینده کشورهای آسیای مرکزی با تهدیدهای مختلفی از جمله افغانستان،داعش و چالش های داخلی مرتبط با رژم های منطقه مواجه است.   بر اساس این دیدگاه یکی از سناریوهای جدی که برای آینده می توان متصور بود این احتمال است که مرکز تروریسم و گروه های تروریستی به آسیای مرکزی و مرزهای چین و روسیه تغیبر مسیر بدهد. این در شرایطی است که احتمالا نفوذ سازمان شانگهای در منطقه کاهش پیدا کرده و کشورهای آسیای مرکزی در برابر ادغام بیشتر مقاومت خواهند کرد.   در هر حال نیروهای نظامی روسیه در مرزهای تاجیکستان تلاش دارند تا در برابر جریان‌های تروریستی و به خصوص داعش، از مرزهای این کشور صیانت کنند. این سیاست روسیه در امتداد ارتباط با طالبان جهت دفع تهدید داعش،  بیانگر همان دفع کوتاه‌مدت جریان داعش از خاک کشورهای آسیای مرکزی به شمار می‌رود، که ازیک‌سو موجب تقویت طالبان می‌شود و از سوی دیگر در درازمدت نمی‌تواند منافع کشورهای منطقه را تامین نماید.     نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا     یادداشت ها: [1]  . Rossm,Eleanor,Why Extremist Groups Are Gaining Strength in Central Asia, newsweek, 4/12/17. http://www.newsweek.com/where-are-central-asia-extremism-578989 [1] . A study by International Media Support (IMS),Political extremism, terrorism, and media in Central Asia, Public Association “Journalists”,pag7-10. [1] . Ibid.P.3 [1] . Oppelaar,Iris,Central Asia and Islamic State: The Russian Connection, diplomat, March 08, 2017 http://thediplomat.com/2017/03/central-asia-and-islamic-state-the-russian-connection/     ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 27 Sep 2017 08:34:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3352/روسیه-سرزمین-فرصت-یا-پرواز-سوی-افراط-گرایی چه کسی پیروزی بر داعش را در سوریه جشن خواهد گرفت؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3343/کسی-پیروزی-داعش-سوریه-جشن-خواهد-گرفت ایراس: در پی پایان جنگ با داعش، فشار برای خارج کردن ایران و متحدان آن از سوریه و عراق می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید باشد. نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. وی گفت: ««داعش» می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران حذف شود، «داعش» باز نخواهد گشت؟   «حزب الله» جنبش شیعی لبنان، پیروزی بر گروه «داعش» و «جبهه النصره» را (که هر دو گروه در روسیه ممنوع شده‌اند» جشن گرفته است. مرز سوریه و لبنان به طور کامل از دست تروریست‌ها آزاد شده است. این اولین مرزی است که مقامات سوری کنترل کامل بر آن را به کمک متحدان خود بازیافتند. طبق پیش‌بینی‌های استفان دی میستورا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل احتمالا جنگ با داعش در اکتبر، زمانی که رقه و دیرالزور آزاد شوند به پایان خواهد رسید، اما با نزدیکترشدن شکست تروریست‌ها، این بحث بین طرف های درگیر در این مناقشه بالا گرفته است که در واقع چه کسی پیروز این میدان است و چه کسی در آینده سرنوشت سوریه را تعیین خواهد کرد.   پایان جنگ با داعش می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید در پی اعمال فشار برای خارج کردن ایران و متحدان نظامی آن از جمله «حزب الله» و دیگر تشکیلات شیعی از سوریه و عراق باشد. اکنون نشان دادن این که «چه کسی رئیس خانه است» آغاز شده است. در حالی که «حزب الله» این پیروزی را جش گرفته، امریکا این جنبش، مقامات سوری و روسیه را متهم به همدستی با داعش کرده است. این اتهام به بهانه انجام یک معامله مابین «حزب الله» و داعش است که در واقع در طول تاریخ مناقشه با داعش در مرزهای عراق و سوریه اولین معامله رسمی از سال 2014 می‌باشد.   معامله‌ای غیرمعمول  ابتکار انجام مذاکره یک هفته پس از آغاز عملیات ارتش لبنان علیه داعش در مناطق کوهستانی لبنان در مرز با سوریه توسط داعشی‌ها مطرح شد. همزمان با ارتش لبنان، حزب الله و ارتش سوریه نیز عملیات خود علیه داعش را در آن سوی مرز آغاز نمودند. ادعا شد که طرفین اقدامات خود را هماهنگ نکرده بودند، اما در نهایت داعشی‌ها عملا به دام افتاده و به مذاکره تن دردادند.   آنها وعده دادند که در مورد سرنوشت سربازان لبنانی و جهادگران «حزب الله» که در سال 2014 ربوده شده بودند صحبت کنند. در ادامه معلوم شد که بخشی از این معامله مربوط به انتقال پیکر یکی از نیروهای سپاه قدس ج.ا.ا بود که اوایل آگوست در منطقه مرزی لبنان و سوریه توسط داعش دستگیر و به شهادت رسید. درعوض، داعشی‌ها خواستار انتقال امن نیروهای خود به شهر ابوکمال واقع در استان دیرالزور در مرز سوریه با عراق شدند. این اراضی هنوز در کنترل داعش قرار دارد. از قرار معلوم، تمام اسرای لبنانی کشته شدند، و صرفا اطلاعاتی مربوط به محل دفن آنها برای لبنانی‌ها ارزش داشت. در نهایت، بیش از 600 نفر (300 داعشی و خانواده های آنها) به ابوکمال وارد شدند.   تمام این مذاکرات از طریق «حزب الله» صورت گرفت. سید حسن نصرالله رهبر این جنبش، به هر ترتیب تأکید دارد که نه لبنانی‌ها و نه مقامات سوری هیچ تماسی با داعش برقرار نکرده‌اند. این معامله را «حزب الله» به خصوص تحت سکوت و عدم افشای آن از سوی ایران انجام داده است. واضح است که اگر دمشق و بیروت از انجام شرایط داعش سرباز می‌زدند این معامله صورت نمی‌گرفت. نصرالله شخصا به دمشق آمد تا جزئیات مربوط به انتقال داعشی‌ها را با بشار اسد به بحث بگذارد. ضمنا این توافق بدون موافقت ارتش لبنان هم محقق نمی‌شد.   اگرچه رهبر «حزب‌الله» مقامات رسمی را تبرئه می‌کند، با این حال مذاکره با داعش در چنین سطح بالایی تاکنون بی‌سابقه بوده است. البته قبلا هم اتفاق افتاده بود که داعشی‌ها برای عبور از یک کریدور یا منطقه‌ای مسکونی کریدور امنی دریافت کرده باشند، اما معمولا این توافقات محلی بین فرماندهان داعش و یگان‌های نظامی اپوزیسیون صورت می‌گرفت‌ نه این که صحبت از جابجایی تروریست‌ها در سراسر کشور مطرح باشد.   درحال حاضر، افکار عمومی لبنان و همچنین منطقه دچار شکاف شده است، بسیاری از آنها از این که «حزب الله» با داعش وارد مذاکره شد و امکان فرار را برای آنها فراهم کرد و افزون بر این، همه کسانی که داعش به اسارت گرفته بود در تابوت به خانه بازگشته اند خشمگین هستند.   اما بدترین اتفاق در بغداد روی داده است. حیدر العبادی نخست وزیر عراق این معامله را غیرقابل قبول و توهین به عراقی‌ها نامید. دیگر سیاستمدارانی هم از که وی حمایت می‌کردند بر این باور بودند که انتقال تروریست‌ها به منطقه هم مرز با عراق، امنیت عراق را تهدید می‌کند. در رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی عراق چنین پیام‌هایی منتشر می‌شوند: «خون کودکان ما ارزانتر از خون کودکان لبنان نیست». با این حال در عراق وحدت وجود ندارد. نوری مالکی معاون رئیس جمهور عراق یکی از سیاستمداران نزدیک به ایران و «الحشد الشعبی» رهبر بسیج مردمی عراق از حزب‌الله حمایت می‌کنند.   تهران و نتیجتا «حزب الله» به قدری بغداد را تحت نفوذ خود گرفته‌اند که نصرالله شخصا به انتقادها پاسخ گفت و همه کسانی را که به آمادگی جنبش تحت امر وی تا پایان مبارزه با داعش شک کردند، خجل و شرمنده کرد. وی تمایل حزب‌الله به بازگرداندن حتی اجساد سربازان لبنانی به میهن را از دلایل این معامله برشمرد. وی همچنین تأکید کرد که انتقال 310 داعشی به منطقه دیرالزور که هزاران تروریست در آنجا حضور دارند، تأثیر زیادی در روند عملیات نظامی نخواهد داشت. از سخنان وی اینگونه می‌شد نتیجه‌گیری کرد که انتقال داعشی‌ها صرفا یک حرکت تاکتیکی بود و داعشی‌ها در هرصورت از مجازات در دیرالزور راه گریزی ندارند.   ریاست میدان با کیست؟ با این حال، بنا به گزارش ارتش امریکا کاروانی که ستون داعش را همراهی می‌کرد و یا حداقل بسیاری از کسانی که از مرز لبنان به مرز عراق فرستاده شدند، هنوز به دیرالزور نرسیده‌اند. برت مک گورک نماینده رئیس جمهور امریکا در ائتلاف مبارزه علیه داعش در توییتر خود نوشت: «تروریست‌های داعش باید در میدان مبارزه کشته شوند نه اینکه با اتوبوس، از خاک سوریه به مرز عراق منتقل گردند. ائتلاف ما احتمالا تا زمانی دنبال می‌شود که این تروریست‌ها هرگز قادر نباشند سر از عراق دربیاورند و یا از اینکه از آنچه از خلافت در حال احتضارشان باقی مانده است بگریزند».   ائتلاف به منظور ممانعت از جابجایی تروریست‌ها جاده‌ای را که در مسیر آنها بود بمباران کرد. از اظهارت ائتلاف معلوم است که به برخی اتومبیل‌ها و نظامیان داعشی حملاتی وارد شده است. طبق اطلاعات نظامیان امریکایی کاروان تروریست‌ها مجبور به تغییر مسیر شد. در نتیجه بخشی از اتوبوس‌ها در بیابان باقی ماندند، بخشی هم در جهت مخالف حرکت کردند. همچنین گزارش شده 85 نفر از جنگجویانی که کاروان داعش را همراهی می‌کردند به هلاکت رسیده‌اند.   از سوی دیگر حزب الله موفق شد مسئولیت وقایع بعدی و همچنین سرنوشت بیماران، مجروحین، سالخوردگان و خانواده‌هایی که دارای کودک بودند و زنان باردار را بر عهده امریکا بگذارد. در بیانیه‌ای که از طرف جنبش منتشر شد آمده است که دولت سوریه و حزب الله به قول خود عمل کرده و همچنان مسئولیت‌هایی را که در رابطه با بخش باقیمانده کاروان در منطقه تحت کنترل آنها برعهده گرفته انجام می‌دهد.   به هر حال حزب الله و مقامات سوری با وظیفه دشواری مواجه هستند، این که با کاروان داعشی‌ها چه باید کرد؟ به نفع آنها نیست که با جنگجویان داعشی برای مدت طولانی مدارا کنند، ضمن آنکه در قلمرو خود نیازی به آنها ندارند، با این حال از بین بردن این تروریست‌ها در حال حاضر غیرممکن است. قایم موشک بازی با ائتلاف و پناه دادن جنگجویان داعشی هم کار نامطمئنی است.   نظامیان روسیه هم در وضعیت دشواری قرار داشتند. ائتلاف در بیانیه‌ای گفته است: «سخنان مقامات روسی و نیروهای حامی رژیم اسد درباره مبارزه با داعش پوچ و بی اساس است، آنها با تروریست‌ها معامله می‌کنند و به آنها اجازه عبور از طریق اراضی تحت کنترل خود می‌دهند». مقامات روسیه فعلا هنوز نه درباره توافق حزب الله و داعش و نه درباره اظهارات ائتلاف ضدداعش اظهارنظری نکرده‌اند. با این حال، منطق مسکو همواره یکسان بوده است؛ اگر دولت سوریه با آنچه در اراضی تحت کنترل خود رخ می‌دهد موافق باشد همان اتفاق می‌افتد. اما بدون شک، برای نظامیان روسیه دنبال کردن مسیر نهایی جنگجویان داعشی بسیار حائز اهمیت است.   در ارتباط با اتهام مربوط به معامله با تروریست‌ها باید گفت که در طول سال های جنگ در سوریه همه طرف‌های درگیر در مناقشه عادت کردند که صرفا بر منافع خود پافشاری کنند و توجهی به دستاوردهای دیگران نداشته باشند. همین چند ماه پیش نظامیان روسیه با ملایمت خطاب به همکاران امریکایی خود گفتند که اینها به داعشی‌ها اجازه می‌دهند بدون مجازات، رقه که تحت محاصره ائتلاف قرار دارد را ترک کنند، و به کاروان جنگجویان داعشی که شهر را ترک کرده بودند حمله کردند. البته همه این اقدامات زمانی که لازم بوده مانعی برای تعامل و همکاری ایجاد نکرده است. حتی در مورد کاروان داعش، امریکا اظهار داشت که روسیه را از جابجایی آنها آگاه کرده است.   با این حال فعلا بحث بر سر داعش نیست، بحث اصلی حزب الله و ایران است که امریکا و متحدان آن، آنها را تهدید اصلی منطقه می‌دانند. در سال های اخیر نفوذ حزب الله فراتر از لبنان رفته است. اگر قبلا می‌شد گفت که دمشق از حزب الله حمایت می‌کند و این جنبش را در مبارزه داخلی در لبنان مورد پشتیبانی قرار می‌دهد، در حال حاضر حزب الله به مدافع و ناجی رژیم سوریه تبدیل شده است. طبق اخبار و اطلاعات رسانه‌های گروهی، حزب الله همچنین در آموزش مبارزان تشکیلات شیعی عراق حضور دارد و از حوثی‌های یمن هم حمایت به عمل می‌آورد. هرچند سوریه از سال 2013 جبهه اصلی حزب الله بوده و تا کنون هم جبهه اصلی این جنبش باقی مانده است. حزب الله به منظور نبرد با داعش و جبهه النصره و همچنین نجات رژیم اسد، کریدوری را برای انتقال سلاح از ایران به لبنان ایجاد کرده است.   بدون تردید این بهانه و دلیلی برای نگرانی است. اول از همه برای اسرائیل که دشمن ایدئولوژیک حزب الله و تهران است. بی دلیل نیست که اسرائیل درست همین الان بزرگترین تمرینات نظامی خود را در طول 20 سال اخیر در شمال کشور آغاز کرده است. با این حال، بیرون راندن ایران از سوریه تقریبا غیرممکن است. بدین منظور باید نیرویی را پیدا کرد که تمام کشور را تحت کنترل خود بگیرد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. به گفته وی «داعش می‌رود، ایران می‌آید».    اما آیا اگر ایران از این عرصه حذف شود داعش باز نخواهد گشت؟ بحث در این نیست که تهران تنها جایی است که می‌تواند در مقابل داعش مقاومت کند. نه اینگونه نیست، در مبارزه با تروریست‌ها کردها، ائتلاف غربی، معارضان مسلح سوری، و البته روسیه هم شرکت کرده‌اند. بدون حضور هر یک از آنها دستیابی به پیروزی غیرممکن بود. اما این نیروها بیش از حد پراکنده‌اند و منافع آنها بسیار متفاوت است. در این شرایط ایران تنها کمربند شیعی مقاومت با داعش را از لبنان تا عراق ایجاد کرده است. داعش و ایران درعمل، در شرایط مساوی قرار داشتند. درواقع، پس از تحت فشار قرار دادن تهران می‌توان کل منطقه را منفجر کرد.   اگر امریکا و متحدان آن قدرتی داشتند که بتوانند سوریه را متحد و در برابر ایران ایستادگی کنند در آن صورت مدت‌ها قبل مسئله جایگزینی اسد حل و فصل می‌شد. اما فعلا آلترناتیوی برای آن وجود ندارد. از این رو فعلا هر یک از طرفین درصدد است تا حد امکان در سوریه تثبیت شود تا پس از سقوط نهایی داعش، انجام مذاکره از موضع قدرت را آغاز نماید.   در این شرایط مسکو، تنها میانجیگر این مناقشه است که در عمل، با همه طرف های مناقشه (به استثنای داعش و جبهه النصره) تعامل دارد. اما انتظار نمی رود که روسیه، حزب الله و ایران را تحت فشار قرار دهد، هرچند این دو نیرو، رقبای مستقیم روسیه برای نفوذ در سوریه هستند.   ایران برای فشار بر اسد نسبت به روسیه اهرم‌های بیشتری در اختیار دارد. اسد، می‌داند که مسکو در شرایط خاص برای تغییر و جابجایی قدرت در سوریه آماده است؛ اما تهران تا آخر برای بقای اسد ایستادگی خواهد کرد. روسیه به وضوح نه با اسد و نه با ایرانی‌ها مخالفت نخواهد کرد، حتی اگر اقدامات آنها برخلاف منافع آن باشد. در غیر این‌صورت روسیه مزایایی را که در مقایسه با امریکا دارد از دست می‌دهد. با این حال مسئله این است که چگونه میانجیگری روسیه می‌تواند موفق باشد در حالی که ایران می‌داند که بعد از پیروزی بر داعش ناگزیر باید از نفوذ خود در منطقه دفاع نماید. امریکا هرگز به خدمات ایرانی‌ها و حزب الله در مبارزه با داعش اذعان نخواهد کرد. در واقع، این ضرب المثل که «پیروز را محاکمه نمی‌کنند» در سوریه، کارگر نخواهد افتاد و جواب نمی‌دهد.     نویسنده: مارینا بلِنکایا ترجمه: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران     منبع: مرکز مسکوی کارنگی      «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Tue, 19 Sep 2017 06:47:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3343/کسی-پیروزی-داعش-سوریه-جشن-خواهد-گرفت تحلیل نتایج ششمین دور مذاکرات آستانه درباره سوریه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3342/تحلیل-نتایج-ششمین-دور-مذاکرات-آستانه-درباره-سوریه ایراس: شهرآستانه پایتخت قزاقستان در روزهای 23 و 24 شهریور ماه برای ششمین  بار میزبان مذاکره کننده گان ایران ، روسیه و ترکیه به عنوان سه کشورضامن برقراری اتش بس در سوریه به همراه مذاکره کنندگان سوریه  اعم از مخالفان  و دولت سوریه بود.   در پایان این نشست دو روزه مذاکره کنندگان بر سر مناطق چهار گانه کاهش تنش و درگیری  در مناطقی از استان ادلب، بخش‌هایی از استان‌های لاذقیه، حلب و حماه،  مناطقی از درعا و قنیطره و بخش‌هایی از استان‌های حمص، دمشق و غوطه شرقی، به توافق رسیدند.   در نشست آستانه همچنین توافق شد اجلاس بعدی در دهه اول آبان 96 (اواخر اکتبر 2017 )  برگزار شود. آنگونه که الکساندر لاورنتیف، رئیس هیات مذاکره کننده روسیه  در پایان دور ششم مذاکرات آستانه گفت: در هفتمین کنفرانس آستانه ، میزان کارایی و اثربخشی مناطق کاهش تنش و درگیری در سوریه و اجرای برخی اصلاحات در آن ارزیابی خواهد شد.   به گفته این مقام روسی بر اساس توافق ایجاد شده کشورهای ایران، ترکیه و روسیه هر کدام در حدود ۵۰۰ ناظر را برای نظارت در حومه شهر ادلب سوریه مستقر می‌کنند. و احتمال دارد بر لیست ناظران اعزامی به سوریه نمایندگانی از کشورهای  چین، امارات، مصر، عراق و لبنان اضافه شود.   پیشینه بحث: توافق راهبردی برای انجام مذاکرات آستانه در پاییز سال 1395 در نشست مشترک وزیران امور خارجه ایران، روسیه وترکیه درمسکو اعلام شد. این تصمیم تاریخی بین سه بازیگر اصلی در تحولات سوریه ، همگرایی قابل توجه ای را در سوریه بوجود آورد که  نقش مهمی برای کاهش دامنه درگیری ها در سوریه داشت. درنتیجه آن موفقیت بیشتری را برای مبارزه با تروریسم وهمچنین برقراری آتش بس فراگیر درسوریه از دهم دی ماه  1395 در پی داشت. این توافق جمعی تاکنون به شش دورمذاکرات فشرده در شهر آستانه از چهارم بهمن ماه 1395 تا کنون انجامیده است . مذاکرات آستانه در شش دوری که انجام شد درعمل  با همکاری نسبی سایربازیگران در سوریه نیز روبرو شده است.   مذاکرات آستانه در واقع راهبردی بود که در نقشه راه قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل  ( مصوبه 28 /9/ 1394 ) دنبال  شد. این قطعنامه خود محصول مذاکرات موسوم به  وین ۱ و ۲ و قبل از آن در ژنو 1 و 2 بود.  در واقع این مذاکرات چارچوبی از تصمیمات پراکنده، پیرامون موضوعاتی متفاوت بود که به تدریج حلقه فرایند سیاسی را در مورد سوریه کامل کرد. قطعنامه 2254 برای اولین بار پیرامون فرایند سیاسی در سوریه با اجماع سایر اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت به تصویب رسید. از آن پس مذاکرات صلح سوریه دردو مسیر جداگانه اما با هماهنگی هم بر طبق نقشه راهی که حاصل نشست های  ژنو و آستانه بود، پیش رفت.   ازبین پنج دورقبلی مذکرات آستانه، توافقی که درچهارمین نشست در 14 اردیبهشت ماه 1396 بدست آمد . برای برداشتن گام های بعدی زمینه ساز شد.  زیرا در آن توافق ، ایجاد مناطق امن در استان های ادلب، بخش هایی از حُمص، غوطه شرقی، درعا و قنیطره با هدف کاهش خشونت ها شکل گرفت.   تحلیل وضعیت میدانی سوریه پس ازتوافق مهم چهاردهم اردیبهشت 1396درآستانه، اگرچه توقف همه اقدام های جنگی بین طرف های درگیری یعنی نیروهای دولتی و معارضانی که برقراری  آتش بس را پذیرفتند ،  بطور کامل محقق نشد. اما تسهیل دسترسی ساکنان به کمک های انسانی، بازسازی زیرساخت ها، تامین شرایط ارائه کمک های پزشکی وبازگشت آوارگان نیز که دراین تفاهم نامه مورد تاکید قرارگرفته بود، بصورت نسبی باجراء درآمد.   توقف نسبی درگیری های این امکان را برای ارتش سوریه فراهم کرد تا بتواند با تمرکز بیشتر بر نواحی که تروریست های داعش بر آنجا مسلط بودند ، وضعیت خود را بهبود بخشد. بر این اساس استقرار نیروهای ارتش سوریه در دیرالزور، موفقیت بزرگ دیگری بود که ارتش سوریه در روزهای اخیر بدست آورد.   به گزارش روزنامه الحیات هنگامی که توافق کاهش تنش در چهارم ماه مه سال 2017 (چهاردهم اردیبهشت 1396بدست امد واجرا شد. نیروهای نظامی (ارتش سوریه و متحدانش)، مساحتی حدود 36 هزارکیلومتر مربع یعنی نوزده و سه دهم درصد از خاک سوریه را تحت کنترل داشتند. درعمل سومین نیروی دارای نفوذ درسوریه به شمارمی آمدند. قبل از آنها داعش با سیطره بر بیش از 72 هزار و سیصد کیلومتر مربع، معادل 39 و یک دهم درصد از خاک سوریه و نیروهای موسوم به سوریه دمکراتیک با سیطره بر 22 و یک دهم درصد و مساحتی حدود 41 هزار کیلومتر مربع در رتبه های اول و دوم قرار داشتند.   اما نیروهای ارتش سوریه امروزحدود 89 هزار کیلومتر مربع یعنی 48 درصد از مساحت خاک سوریه را تحت کنترل دارند و بقیه مناطق دردست نیروهای سوریه دمکراتیک با سیطره بر 43 هزار کیلومتر مربع معادل بیست و سه و یک دهم درصد از خاک سوریه و گروه ها (ی بادیه) با شانزده و پنج دهم درصد از مساحت کل سوریه معادل سی هزار و ششصد کیلومتر مربع، قرار دارد (1).   این درحالی است که گروه کشورهای غربی-عربی ضدسوری به پیشگامی آمریکا از شش سال پیش با راهبرد سرنگونی حکومت سوریه سبب شدند، باهمه امکانات خود تلاش کردند دهها هزار تروریست افراطی ازکشورهای مختلف جهان به سوریه گسیل کنند و با کمک  جنگ افزارهای پیشرفته، پول و حمایتهای اطلاعاتی دولت بشاراسد راسرنگون سازند. اما این اقدام های ضد سوری سبب تشکیل دهها گروه تروریستی شد که افزون بر قتل عام و کشتار صدها هزار نفر در سوریه و عراق و همچنین ویرانی دو کشور، آوارگی میلیون ها عراقی و سوری ، گسترش عملیات تروریستی در اروپا و آمریکا و شرق آسیا را بدنبال داشت.  به همین دلیل کم کم کشورهای اروپایی و آمریکایی در باره سرنگونگی دولت اسد تجدید نظر کردند و امروز پذیرفتند می توانند در یک دولت انتقالی شرایط تقسیم قدرت در سوریه را بعد از استقرار ثبات و امنیت در دستور کار قرار دهند. همین تغییر موضع شرایطی را فراهم کرد تا مذاکرات آستانه شانس موفقیت بیشتری پیدا کند. بطوریکه پس ازآنکه سه منطقه امن دیگردرجریان پنجمین دور مذاکرات در تیرماه 1396 ( جولای  2017 ) در نشست آستانه ، مشخص شد. برای جلوگیری ازایجاد درگیری درمناطق امن اعلام شده  دراجلاس روز جمعه در قزاقستان، تصمیم گرفتند یک "مرکز هماهنگی" میان نیروهای ترکیه ،روسیه  و ایران تشکیل شود. همچنین پس از مدت ها مذاکرات میان طرف‌های مختلف، مرزهای مناطق کاهش تنش به طور واضح مشخص گردید.   همچنین یحیی العریضی، یکی از سخنگوهای هیات مخالفان نظامی سوری گفت: در این نشست، علاوه بر موضوع ادلب، وضعیت ده‌ها هزار زندانی در زندان‌های حکومت سوریه مورد بحث قرار گرفت. بر اساس آنچه ازمذاکرات آستانه 6 به صورت رسمی در یک بیانیه چهارده ماده ای منتشر شد، طرفین بر تداوم آتش‌بس در ادلب تاکید کردند وبه گفته مذاکره کننده گان قرار است در مجموع 1500 نیروی ناظر صلح بر اجرای آتش بس نظارت داشته باشند. هر چند به طور رسمی درباره این دو موضوع سخنی گفته نشده و وزیر خارجه قزاقستان در نشست خبری خود عنوان کرد که درباره تعداد نیروهای مستقر و کشورهای  مربوط به آنها در آینده تصمیم گیری خواهد شد.   دربیانیه پایانی ششمین دورنشست آستانه که به بحث وبررسی مناطق کاهش تنش اختصاص داشت ، جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه به عنوان ضامنان اجرای رژیم آتش‌بس در سوریه  با تاکید مجدد بر تعهد راسخ خود نسبت به حاکمیت، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی سوریه؛ نشان دادند که هدف آنها مداخله در امور داخلی سوریه و یا ماندن در سوریه نیست .بلکه هدف اصلی آنها مقابله با تروریست هایی است که امنیت کل منطقه با تهدید روبرو ساخته اند.   نتیجه گیری: مذاکرات آستانه در قزاقستان علاوه بر آنکه زمینه بسیار مناسبی را برای برقراری صلح و امنیت در سوریه فراهم کرد، از یکسو نوید دهنده ایفاء نقش مثبت قزاقستان در مناطق بحرانی در منطقه غرب آسیا محسوب می شود . از سوی دیگر بیانگر این واقعیت است که هماهنگی بین روسیه ، ایران و ترکیه نقش بازدارندگی برای گسترش نفوذ گروه های تروریستی در منطقه بویژه در سوریه داشته است.   علاوه براین تجربه مثبت مذاکرات آستانه می تواند بیانگر این واقعیت باشد که کشورهای غربی نیز در صورت آنکه بصورت واقعی خواهان دستیابی به صلح و ثبات در منطقه غرب آسیا باشند ، می توانند از طریق مشارکت فعال تر در مذاکرات صلح سوریه در آستانه به دستاوردهای بزرگتری دست پیدا کنند.   به نظرمی رسد اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، فرصت مغتنمی برای برگزاری رایزنی سیاسی درعالی ترین سطح درجهت اجرای هرچه بیشتر و دقیق تر تصمیم گیری ها در اجلاس آستانه ششم و کمک به ایجاد تفاهم بیشتر در باره آینده سوریه باشد.    نویسنده: حسن بهشتی پور - تحلیل گر ارشد مسائل اوراسیا یادداشت ها: 1- خبرگزاری صدا و سیما به نقل از سایت روزنامه سعودی الحیات چاپ لندن شانزدهم سپتامبر 2017   ]]> سیاست های امنیتی و نظامی Mon, 18 Sep 2017 08:52:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3342/تحلیل-نتایج-ششمین-دور-مذاکرات-آستانه-درباره-سوریه