موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين روسیه و اروپای شرقی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Wed, 22 Nov 2017 21:35:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 21:35:09 GMT روسیه و اروپای شرقی 60 تلاش برای احیای مبادلات تاریخی بین ایران و آستاراخان روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه طی سفری یک روزه به آستاراخان روسیه در دیدار با الکساندر ژیلکین استاندار آستاراخان با اشاره به امضای اسناد دولتی و گمرکی برای حل مشکلات موجود در سال‌های گذشته برای توسعه صادرات اجناس ایرانی به فدراسیون روسیه و ایجاد زیربنای لازم برای گسترش فعالیت تجار دو کشور ابراز امیدواری کرد که بخش خصوصی دو کشورهمچون سایر بخش‌ها وارد چرخه توسعه همه جانبه روابط شود. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به آغاز بکار کشتی مسافرتی- تفریحی بین ایران و روسیه در دریای خزر در سال آتی، این امر را قدمی مثبت در تسهیل تردد تجار و گردشگران دو کشور دانست. الکساندر ژیلکین استاندار استان آستاراخان روسیه نیز در دیدار با سفیر ایران در روسیه ضمن استقبال از توسعه صادرات محصولات ایرانی بخصوص  محصولات کشاورزی به این استان، خواهان همکاری بیشتر بخش خصوصی دو کشور شد. مهدی سنایی همچنین در جریان سفر به آستاراخان روسیه طی سخنانی در دانشگاه دولتی آستاراخان با اشاره به توسعه همه جانبه روابط ایران و روسیه، چشم انداز روابط اقتصادی دو کشور در آینده نزدیک را بسیار روشن و نقش آستاراخان را بسیار برجسته برشمرد. وی با اشاره به سابقه 300 ساله تجارت بازرگانان ایرانی در شهر آستاراخان روسیه و حضور حدود هزار خانوار ایرانی در این شهر و ساخت مسجد و مهمانسرای ایرانی در آن طی قرون گذشته، تصریح کرد: می‌بایست در مسیر توسعه ارتباطات بین ملت‌ها و بازرگانان دو کشور از گذشتگان خود درس گرفته و سطح این ارتباطات را در آینده به سطحی بالاتر از آنچه در گذشته داشته ایم، افزایش دهیم. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به وجود کرسی زبان فارسی در دانشگاه دولتی آستاراخان و نیز حضور دانشجویان ایرانی در این دانشگاه خواستار ایجاد زمینه های لازم جهت تبادل همه ساله دانشجویان بین این دانشگاه و دانشگاه های ایران شد. در جریان سفر مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه به آستاراخان اولین مرکز تجاری ایران در خارج از کشور با حضور سفیر ایران در روسیه، شافعي رييس اتاق بازرگاني ، صنايع و معادن ايران، عسكراولادي عضو هيات رئيسه اتاق بازرگاني تهران ، روساي اتاق هاي بازرگاني ١٤ استان كشور و نيز الكساندر ژيلكين استاندار استراخان روسيه و مقامات ارشد اين استان ، بطور رسمي فعاليت تجاري خود را آغاز كرد. سفیر ایران در فدراسیون روسیه  درجریان سفر به آستاراخان  از شبکه تلویزیونی «آستاراخان 24» بازدید و در گفت‌گویی  تلویزیونی با این شبکه با استناد به روابط دیرین ملت و بازرگانان ایران و روسیه که غالبا شهر آستاراخان نقش پل رابط بین آنان را ایفا کرده بود، ابراز امیدواری کرد که دو کشور با توجه به پتانسل بالای خود برای تامین اقلام مورد نیاز یکدیگر و نیز ایجاد زیرساختهای لازم برای تسهیل تجاری،  دراین حوزه نیز هر چه سریعتر سطح روابط را به سطحی در خورد شان سایر سطوح روابط ایران و روسیه افزایش دهند. منبع: کانال تلگرامی مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه     ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 25 Oct 2017 12:08:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی: "تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی ایران و روسیه شده است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده دکتر مهدی سنایی، سفیر تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه و رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص چشم‌انداز روابط ایران و روسیه، تحولات کردستان عراق و برجام پرداخت که مشروح این گفتگو در ادامه از نظر می گذرد. چشم انداز روابط ایران و روسیه را چگونه می‌بینید؟ "از جنبه سیاسی روابط ایران و روسیه در دوره‌های گوناگون تاریخی از فضای بین‌المللی تأثیر پذیرفته و نقش منفی عامل سوم در روابط دو کشور، تأثیرگذار بوده است، رهبران دو کشور تلاش دارند این تأثیر گذاری منفی را از بین ببرند و در سال‌های اخیر به میزان زیادی موفق بوده‌اند. روابط ایران و روسیه اکنون شاهد دوره اوج خود است که بی‌سابقه به نظر می‌رسد. روابط سیاسی در بالاترین سطوح قرار داشته و روندی شتابان دارد." "مشکلات موجود بیشتر به جنبه تعاملات اقتصادی و فقدان زیر ساخت‌ها مربوط می‌شود. واقعیت این است که روابط اقتصادی و تجاری همپای روابط سیاسی رشد نکرده است. دو کشور صادر کننده انرژی هستند و طرف‌های اصلی تجاری‌شان خریداران انرژی آنها هستند. میان دو کشور با این ویژگی، تعاملات اقتصادی مشابه دو کشور فروشنده و خریدار انرژی شکل نمی‌گیرد و دشواری بیشتری دارد." "در چهار سال گذشته زمینه‌های قانونی فراهم شده و تفاهم‌نامه‌هایی که بسترهای لازم برای توسعه تعاملات دو کشور در زمینه‌های مختلف اقتصادی را فراهم می‌آورد، ایجاد شده‌اند. واقعیت این است که بخش‌های اقتصادی و به‌ویژه بخش خصوصی باید ظرفیت و توان خود جهت استفاده از این فضای جدید در روابط را افزایش دهند." "در مجموع می‌توانم اطمینان دهم که آینده نوید بخشی در زمینه‌های مختلف در روابط دو کشور وجود دارد. نشانه‌های رشد تعاملات اقتصادی میان دو کشور نیز بروز کرده است و در سال‌های آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد." روسیه در خصوص تحولات کردستان چه مواضعی دارد و آیا مذاکرات و هماهنگی‌هایی با آنها داشته‌اید؟ "مواضع مقامات دولت روسیه در چارچوب تأکید بر یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق بیان می‌شود و دولت روسیه بر ادامه گفتگوهای میان اکراد و دولت مرکزی جهت رسیدن به راه حل مرضی الطرفین (مورد پسند هر دو طرف) تأکید دارند. اینکه روسیه موضع اعلامی نرم تری نسبت به ایران و ترکیه در این زمینه داشته به دلیل سرمایه گذاری‌های روسیه در کردستان و روابط تاریخی با کردهاست." "در این چارچوب، رایزنی و مشورت میان ایران و روسیه در ابعاد مختلف مشکلات منطقه وجود دارد. طبیعی است که هر گونه اقدامی که منجر به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه شود به خصوص در شرایطی که همه توان موجود باید صرف از بین بردن گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه شود، می‌تواند فضایی برای بازسازی و قدرت‌یابی مجدد گروه‌های تروریستی ایجاد کند." در ایران رگه هایی از روس هراسی و در روسیه رگه هایی از ایران هراسی دیده می شود. این اقدامات چه تأثیری بر روابط دو کشور دارد؟ "به نظر می رسد این رویکرد ریشه در گفتمان تاریخ محور و شاید فضای روانی جنگ سرد و دوره شوروی دارد. فضای بین المللی وضعیتی سیال دارد به همین دلیل نمی توان در طول تاریخ، تصویری ثابت و بدون تغییر از کشورها ارائه کرد." "در واقع نگاه به کشورها باید به روز شود. باید برای آینده طراحی داشت نه اینکه در گذشته تاریخی متوقف ماند. واقعیات ایران امروز و روسیه امروز با آنچه برخی القا می کنند، متفاوت است. امروز دو کشور در صحنه بین المللی در بسیاری از مسائل رویکردهای مشترکی دارند. مخالفت با یکجانبه گرایی، مبارزه قاطع و همه جانبه با پدیده تروریسم، مقابله با قاچاق مواد مخدر و تلاش برای ایجاد ثبات در مناطق خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز در راستای منافع دو کشور است. تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی دو کشور شده است. همه اینها در کنار رفت و آمد گردشگران میان دو کشور که رو به افزایش است بتدریج در حال تغییر دادن شرایط به سمت و سوی بهتر است." روسیه در خصوص شکننده شدن برجام هشدار داده است. مواضع روس ها در زمینه کارشکنی های آمریکا چیست؟ "برجام محصول تلاش های همه طرف های شرکت کننده در مذاکرات بود که روسیه نقش مهمی در آن داشت. طبیعتا وقتی یک کشور قصد دارد این توافق مهم بین المللی را بهم بزند، اولا زمینه بروز یک ناهنجاری حقوقی در روابط بین الملل را فراهم می آورد که نتایج نامطلوبی خواهد داشت. دیگر اینکه برجام توافقی بود که در آن، دیپلماسی پیروز شد و همه طرف ها خود را برنده آن تلقی می کردند یعنی بازی برد - برد بود." "اینکه ترامپ با هدف از بین بردن تمام دستاوردهای اوباما در سیاست خارجی و داخلی آمریکا، دست به چنین اقدامی بزند، نه تنها موجب نارضایتی روسیه، بلکه سایر طرف های دخیل در مذاکرات بخصوص کشورهای اروپایی می‌شود. در واقع شکننده شدن برجام، به معنی شکننده شدن توافقات بین المللی و شکننده شدن دیپلماسی است. مقامات روس به صراحت موضع خود را اعلام کرده اند و خواستار حفظ برجام هستند و موضع اخیر آمریکا را غیر عاقلانه و ناقض حقوق بین الملل دانسته اند." ارزیابی شما از عملکرد روسیه در تحولات خاورمیانه (سوریه، یمن، عراق) چیست؟ "نکته محوری در ایفای نقش روسیه در تحولات خاورمیانه، مقابله با دو مقوله «تروریسم» و «یکجانبه گرایی» بوده است. غربی ها بویژه آمریکا، تروریست ها را به دو گروه خوب و بد تقسیم می کنند و از برخی از این گروه ها حمایت بعمل می آورند. در واقع این، نوعی هنجار سازی توسط غرب و نوعی استاندارد دوگانه است که باید با آن برخورد کرد." "جمهوری اسلامی ایران و روسیه طی اقدامی هماهنگ، به مقابله واقعی و بدون اغماض با همه گروه های تروریستی پرداخته اند و نتایج مثبت آن آشکار شده است. نکته دیگر اینکه قابل قبول نیست که غرب برای منطقه خاورمیانه طراحی کند و آن را اجرایی نماید. در واقع طراحی های غربی برای منطقه شکست خوردند و مجموعه این تحولات و واقعیات میدانی، بسیاری از کشورها را بر آن داشته تا واقعیات را بپذیرند و بتدریج از مواضع اولیه خود در قبال سوریه فاصله بگیرند." "آنچه مهم است این است که همکاری ایران و روسیه در خصوص سوریه، مهار بحران در این کشور و ممانعت از پیاده شدن توطئه های خارجی، تاکنون بسیار سازنده و موفق ارزیابی می شود." روس ها چقدر به تعهدات خود در قبال تصمیمات اتاق عملیات جهارجانبه پایبند بوده‌اند؟ "کارکرد اتاق عملیات چهارجانبه هماهنگی های فنی- نظامی است و با هدف هماهنگی و مبادله اطلاعات شکل گرفته است. در واقع تشکیل چنین مرکزی برای هماهنگی اقدامات چهار کشور در راستای مبارزه با تروریست ها ضرورت داشت و پیروزی های بدست آمده و ضربات کاری که بر داعش و سایر گروه های تروریستی وارد شده، نشان دهنده موفقیت این ساختار در انجام اقدامات هماهنگ  است." حضور همزمان ایران و روسیه در مذاکرات آستانه چقدر می تواند به افزایش تعداد نقاط کاهش تنش در سوریه کمک کند؟ "ایده مذاکرات آستانه با توافق ایران و روسیه در گرماگرم پیروزهای ارتش سوریه در شهر حلب شکل گرفت و این ایده با پیوستن ترکیه به آن تقویت شد. یکی از دستاوردهای مهم مذاکرات آستانه، شکل گیری مناطق کاهش تنش در سوریه بوده است که تاکنون چهار منطقه، ایجاد شده است." "امید می رود که این مناطق در آینده افزایش یابد زیرا روند پیوستن گروه های مسلح به روند مذاکرات و مناطق کاهش تنش در حال افزایش است. مذاکرات آستانه و توفیقات حاصل از آن، نشان داد رویکرد جمهوری اسلامی ایران، فدراسیون روسیه و ترکیه رویکردی واقع بینانه بوده است. چنانچه مقایسه ای بین مذاکرات ژنو و مذاکرات آستانه انجام شود، مشخص می شود که در ژنو مذاکرات پیش نرفت اما در آستانه پیش رفت و این دقیقا به ترکیب کشورهای حاضر در این دو روند باز می گردد زیرا کشورهای حاضر در مذاکرات آستانه مصمم به مبارزه با تروریسم بودند اما در ژنو ترکیب مختلط بود و بنابراین توفیق چندانی نداشت."       ]]> دکتر مهدی سنایی روسیه و اروپای شرقی Tue, 24 Oct 2017 06:42:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده توازن بخشی منطقه ای، نقش دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ایراس: روسیه سعی دارد تا به عنوان بازیگری جدید در روند تعادل قدرت خاورمیانه ظاهر شود و به نظر می رسد فروش سیستم دفاعی بهتر به سعودی ها (اس 400) نسبت به ایران (اس 300) با الگوی تلاش های این کشور برای تاثیرگذاری بر منطقه سازگار باشد. دیدگاه قابل ملاحظه در این رابطه به این موضوع بر می گردد که چرا مسکو بعد از سالها انتظار حاضر به فروش سامانه دفاعی اس 300 به ایران (به عنوان متحد خود، حداقل در برخی حوزه های راهبردی نظیر سوریه) می شود اما در مقابل خیلی سریع به درخواست عربستان (کشوری که به تازگی در تلاش برای بهبود روابط با کرملین است) برای خرید سیستم بسیار پیشرفته تر اس 400 پاسخ مثبت می دهد؟ «استفان برین»، یکی از مقامات پیشین پنتاگون در 13 اکتبر و در قالب تحلیلی برای آسیا تایمز می نویسد: «نه تنها پادشاه عربستان سعودی، بلکه ترکیه به عنوان یکی از دشمنان روسیه در جنگ سرد نیز خواهان دریافت سامانه اس 400 روسی است، چه این که این سامانه در برابر موشک های بالستیکی که ایران طی چند سال آینده به آنها دسترسی پیدا می کند، بسیار موثر عمل می کند».   فروش سلاح به دقت استاندارد سازی شده اس 400 روسیه به کشورهای حوزه خلیج فارس بر اساس الگوی ایجاد شده چین طی دهه گذشته است، بدین معنی که چین به صورت همزمان موشک هایی را به ایران و پادشاهی عربستان می فروخت اما موشک های پیشرفته تر را به سعودی ها عرضه می کرد، چرا که ریاض به مراتب از تهران دارای قدرت نظامی ضعیف تری است و پکن می خواست این تعادل بخشی را رعایت کند. به نظر می رسد  سیاست روسیه در خاورمیانه از «کار خراب کن» یا «بر هم زننده بازی ها» در حال تغییر است، به گونه ای که سیاست این کشور در هفته های اخیر همانند رویکرد تعادل قدرت کلاسیک شده است.   هنری کیسینجر می گوید: «صلح تنها می تواند با هژمونی یا با تعادل قدرت به دست آید». به عبارت دیگر، قدرت هایی که نمیتوانند هژمونی را تمرین کنند، تلاش میکنند تا تعادل را حفظ کنند. مثال کلاسیک در این رابطه بریتانیا است که در طول جنگهای ناپلئونی با پروس علیه فرانسه متحد شد و چندی بعد با فرانسه در برابر آلمان مخالفت کرد. بریتانیا نمیتوانست یک هژمون در قاره اروپا باشد، به همین دلیل به دنبال جلوگیری از فرمانروایی مطلق فرانسه یا آلمان بود. اکنون نیز روسیه نمی تواند جایگزینی برای هژمونی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بیاید، بنابراین به دنبال تلاش برای تامین توازن در منطقه است.   میخائیل بوگدانف معاون وزیر امور خارجه روسیه چندی پیش خواهان میانجیگری میان تهران و ریاض شد اما به نظر می رسد گفتگو در این رابطه بسیار دور از ذهن و کم ارزش باشد. هرچند ایالات متحده با عرضه سیستم «تاد» به عربستان موافقت کرده است (به عنوان یکی پاسخ فوری برای معامله احتمالی روسیه و عربستان در زمینه اس 400) اما با توجه به تجزیه و تحلیل های نظامی، سعودی ها می خواهند با خرید اس 400 هرگونه منازعه احتمالی با جمهوری اسلامی ایران را نیز در نظر بگیرند.   تلاش دیگر روسیه برای تعادل بخشی قدرت در خاورمیانه به رویکردهای روسیه در سوریه بر می گردد، بدین صورت که از یک طرف ایران را به عنوان متحد مهم خود برای پشتیبانی از دولت بشار اسد می نگرد و از طرف دیگر نگرانی های امنیتی اسرائیل از حضور نیروهای ایرانی و حزب الله در مرزها را نیز در نظر می گیرد و به نوعی با تلاویو هماهنگ است. رسانه های اسرائیلی همواره از مشورت های سطح بالا بین مقامات تلاویو و مسکو گزارش های مکرری را منتشر کرده اند.   یکی از نکات مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد، دخالت روسیه در بحران سوریه است. دخالت نظامی روسیه در سوریه دلایل مختلفی داشت از جمله این که روسها نگران جهادی های قفقازی در سوریه و پس از آن بودند. از دیدگاه روسیه، حمایت طولانی مدت آمریکا از جهادگرایان سنی، پیامد ناخواسته تقویت القاعده و داعش را به دنبال داشته است. علاوه بر این جهادگرایان سنی به کرات روسیه را تهدید  کردند و وجود جمعیت عمده مسلمان سنی در روسیه، مسکو را بر آن داشت تا آشکارا حمایت از شیعیان را در دستور کار خود(دست کم به صورت تاکتیکی) قرار دهد. با این حال اکنون اهداف روسها در سوریه محقق شده است؛ دولت بشار اشد تقویت و تثبیت شده است، جهادگرایان سنی در سوریه به مراتب قدرت خود را از دست داده اند و پایگاه نظامی روسیه در طرطوس امن تر از هر زمان دیگری است. بنابراین مسکو قصد دارد در چنین شرایطی سیاستی دیگر را در پیش گیرد.   روسیه در تلاش است تا نفوذ دیپلماتیک خود در کردستان عراق را نیز حفظ کند. با وجود تهدیدات سخت کشورهایی نظیر ترکیه علیه رفراندوم کردها در عراق، به نظر می رسد مسکو خواهان حفظ سرمایه گذاری های کلان خود در کردستان است. علاوه بر این روسیه بعضا همدردی هایی را با آرمان های کردی از خود نشان داده است.   واقعیت این است که روسیه می خواهد توازن قدرت در خاورمیانه را مدیریت کند اما این که تا چه اندازه در این مهم موفق عمل می کند هنوز مشخص نیست. حمله نظامی روسیه به اهدافی در سوریه از طریق مسیر هوایی ایران اقدامی بود که پیشتر کمتر امکان تحقق داشت و این گونه همکاری هاست که باعث شده تا مسکو رویکردهای مثبتی را نسبت به ایران در پیش گیرد. با این حال باید گفت هرچند ایران دیدگاه های نزدیکی به روسیه دارد اما بدین معنا نیست که دست نشانده مسکو است و همیشه مطابق میل روسها رفتار می کند.   آمریکایی ها و پیش تر انگلیسی ها در زمینه سیاست های متعادل کننده قدرت در خاورمیانه ضعیف بوده اند و دلیل متقنی وجود ندارد که روسها از عهده این کار بربیایند. با این وجود تغییر موقعیت روسیه از یک «بازی خراب کن منطقه ای» به «متوازن کننده تعارض منافع بین قدرت های منطقه ای» یک نوع انقلاب دیپلماتیک است. این که آیا رویکردهای روسی باعث ایجاد نوعی از صلح و ثبات در خاورمیانه خواهد شد و آیا می توان شاهد ظهور یک خاورمیانه پساآمریکایی باشیم یا خیر، نیازمند گذر زمان است.     نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا      ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 21 Oct 2017 10:34:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ​دیدار هیات های «نمایندگان مجلس» و «انرژی هسته ای» ایران با همتایان روسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی ایراس: دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس کمیته انرژی دومای روسیه: هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به سرپرستی آقای حسنوند رئیس کمیسیون انرژی ، آقای خالدی رئیس کمیته انرژی  های نو و تجدید پذیر کمیسیون مذکور و آقای ذوالنودی رئیس کمیته انرژی هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  روز دوشنبه 24 مهر ماه سالجاری با آقای پاول زاوالنی رئیس کمیته انرژی دومای کشوری فدراسیون روسیه ملاقات و در زمینه همکاری های فی مابین گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف ضمن تاکید بر اراده دولت و ملت دو  کشور به گسترش روابط دو جانبه و بین المللی به ویژه در حوزه انرژی، توافق کردند کارگروه مشترکی را ایجاد و با تدوین برنامه ای منظم به منظور: -تعیین ترکیب اعضای کار گروه از طرف دو مجلس ایران و روسیه -تعیین حوزه های همکاری های فیمابین  و اولویتهای مد نظر  - سفر به کشورهای ایران و روسیه از طرف اعضای کمیسیون های انرژی دو بار در سال - دعوت از شرکت های مرتبط با حوزه انرژی از دو کشور و حمایت  جهت مشارکت و سرمایه گذاری و دیگر موارد در کشورهای ایران و روسیه سازماندهی های لازم را انجام دهند. شایان ذکر است هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی به منظور شرکت در سمینار « 25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه  در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای » هیات سازمان انرژی اتمی ایران به سرپرستی آقای کمالوندی معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس  این سازمان را همراهی می کنند.     دیدار هیات های  انرژی هسته ای ایران و روسیه: همچنین امروز در استانه برگزاری سمینار «۲۵ سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای» هیات های انرژی هسته ای دو کشور به سرپرستی اقای کمالوندی معاون بین الملل و امور حقوقی و مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و اقای اسپاسکی معاون امور بین الملل روس اتم روز دوشنبه مورخ ۲۴ مهر ۱۳۹۶ با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد همکاری در زمینه های مختلف و متنوع برای استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای بحث و تبادل نظر نمودند. قرار است سمینار مذکور با مشارکت سازمان انرژی اتمی،  روس اتم و وزارتخانه های امور خارجه دو کشور و حضور نمایندگان ۵+۱ طی روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در مسکو برگزار شود.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:36:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی سخنرانی دکتر مهدی سنایی در آکادمی فنی روس‌اتم http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم ایراس: سمینار «25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای: چشم‌اندازهای جدید ضمیمه 3 برجام» در آکادمی فنی روس‌اتم، مسکو از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. دکتر مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، با حضور در این سمینار به ارائه سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنرانی ایشان از این قرار است: دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در مسکو: اجازه دهید مراتب خرسندی خود را از حضور در جمع شما مقامات و متخصصان عرصه دیپلماتیک و فناوری هسته‌ای در این سمینار مهم اعلام و از سازمان دهندگان این سمینار جهت فراهم آوردن فرصت بحث و تبادل نظر در مورد این موضوع مهم قدردانی نمایم. نگاهی به گذشته نشان می‌دهد که روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف به ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی، از یک روند مطلوب توسعه‌ای برخوردار بوده و رشد 70 درصدی حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال گذشته مؤید این مطلب است. همچنین سفر مقامات بلند پایه دو کشور نشانی از تمایل و اعتماد بالای دو کشور در گسترش همکاری‌ها می‌باشد و هدف‌گذاری روسای جمهور دو کشور در سفر جناب آقای دکتر روحانی به فدراسیون روسیه (7-8 فروردین 1396) برای توسعه همکاری‌های راهبردی در زمینه‌های مختلف و امضای 14 سند همکاری، نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور می‌باشد. سفر جناب آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به سنت پیترزبورگ نیز بیانگر تعامل خوب دو کشور در سطوح عالی قوای مقننه است. همچنین همکاری بین وزارتخانه‌های امور خارجه با برگزاری نشست‌های مشورتی و رسمی دو جانبه و چند جانبه بین وزرای خارجه، معاونین وزیر و مدیران کل در سطح خوبی در امور دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه دارد. حرکت رو به رشد فناوری، اقتصاد و تجارت جهانی، ایجاب می‌نماید کشورهای جهان از حداکثر ظرفیت‌های ممکن برای توسعه همکاری‌ها بهره ببرند و در این راستا، در سطوح دوجانبه و بین‌المللی در تمامی زمینه‌ها برنامه‌ریزی منظم و مدونی در اختیار داشته باشند. امروز بدون اغراق می‌توان گفت چنین برنامه‌ریزی در بسیاری از زمینه‌ها بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وجود دارد و همکاری‌های دو کشور در عرصه مبارزه با تروریزم و بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به عنوان نماد همکاری‌های مهم و استراتژیک دو کشور در عرصه دوجانبه و بین‌المللی شناخته شده است.   طی سال‌های اخیر، علاوه بر رشد همکاری‌های فنی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، شاهد همکاری نزدیک و تنگاتنگ دو کشور در سازمان‌های بین‌المللی به ویژه نهایی‌سازی و اجرای برجام بوده‌ایم. در حال حاضر، همکاری فنی دو کشور طیف وسیعی از موضوعات از جمله بهره‌برداری از واحد یک نیروگاه بوشهر، ساخت واحدهای 2 و 3 آن و فعالیت فنی و علمی مشترک در تولید ایزوتوپ‌های پایدار را شامل می‌شود. بدون شک فدراسیون روسیه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار در شکل‌گیری برجام و اجرای آن بوده و تحت شرایطی که برخی از طرف‌های متعاهد برجام نسبت به تعهدات خود عمل نکرده‌اند، روسیه از اجرای این سند چندجانبه و بین‌المللی حمایت نموده است. در اینجا لازم می‌دانم از تلاش‌های سازنده روسیه و سایر کشورهایی که در روند اجرایی برجام همکاری نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند قدردانی نمایم. امروز آنچه روند اجرایی برجام را با خطر مواجه ساخته، تفسیر غیرمنصفانه و ناعادلانه این توافق چند جانبه بین‌المللی و زمزمه‌های خروج برخی از اعضاء یا اظهاراتی در مورد اصلاح آن می‌باشد. این در حالیست که اکثریت اعضای 5+1 بر حفظ برجام و اجرای آن تأکید دارند. بدون شک هر گونه اقدامی که باعث تضعیف روند اجرایی این توافق شود تنها امنیت و اعتماد بین‌المللی را از بین می‌برد. جمهوری اسلامی ایران ضمن یادآوری پایبندی خود به برجام، با دیگر بر عمل به تعهدات تمامی کشورهای عضو در قبال تمامی مفاد برجام تأکید می‌نماید. همگی ما می‌دانیم سیاست اصلی جمهوری اسلامی ایران گسترش صلح و ثبات در منطقه و جهان است و در این راه، هیچ توهین و فشاری را نمی‌پذیرد. اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا در مورد ملت ایران توهین‌آمیز و به دور از واقعیت می باشد و تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. متشکرم. شایان ذکر است سمینار 25 سال همکاری ایران و روسیه در زمینه بهره برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته ای از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. برگزارکنندگان این سمنار دو روزه با دعوت از نمایندگان 1+5 و اتحادیه اروپا قصد دارند ضمن تجلیل از همکاری طولانی هسته ای صلح آمیز ایران و روسیه این پیام را به جهان برسانند که برجام یک توافقنامه بین المللی است که باید توسط همه اطراف رعایت شود. منبع: بخش دیپلماسی رسانه ای سفارت ج.ا.ایران در فدراسیون روسیه پایان متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 11:05:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم چرا میانمار موجب بیداری قفقاز روسیه شد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه ایراس: مسکو در  قفقاز بدون آنکه زحمت برقراری تناسب درست بین اصول سکولار و مذهبی را به خود داده باشد، صرفا بر وفاداری حاکمان منطقه تکیه کرده است. این امر به تحلیل رفتن و انقباض سریع گفتمان سکولار در عرصه سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. در نتیجه نسل جدیدی ظهور کرده که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد. در اوایل ماه سپتامبر، قفقاز شمالی دوباره در صدر اخبار قرار گرفت. علت این امر نه حملات فاجعه بار تروریستی جهادی‌ها بود و نه درگیری‌های قومی، اختلافات ارضی و نه هرگونه اختلافات دیگر و حتی به استعفای پرسروصدای رجل سیاسی طراز اول در جمهوری‌های این منطقه هم ارتباطی نداشت. علت این امر و تیتر اخبار روز شدن قفقاز شمالی،  وقایع میانمار بود.   در نگاه نخست، پیدا کردن نقطه اشتراک در موضوعی مثل میانمار و قفقاز دشوار است. با این حال، در اوایل پاییز سال 2017 این دو موضوع به شکل عجیبی با هم گره خوردند. اخبار و گزارش‌های مربوط به آزار و شکنجه مسلمانان روهینگیا در یک کشور دور در آسیای جنوب شرقی، موجب بیداری جمهوری‌های قفقاز شمالی شد. رمضان قدیرف، رئیس جمهور چچن وقایع میانمار را به عنوان یک «فاجعه بشری» توصیف کرد و خواستار ابراز همدردی (اعلام همبستگی) با مسلمانان روهینگیا در شرایطی شد که «سکوت جامعه جهانی» نسبت به این وقایع حکمفرماست. رهبر چچن سخنانی درباره «توطئه سکوت» نسبت به تراژدی میانمار بیان داشت. البته این اولین سالی نیست که علاوه بر گزارش‌های سازمان ملل متحد، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کارشناسان و موسسات دولتی کشورهای مختلف در رابطه با این موضوع اظهار نظر کرده‌اند‌. مناقشاتی که در ایالت راخین (اراکان) میانمار روی داده، ابعاد وسیعی دارد (و شامل اختلافات مذهبی بین بودایی‌ها و مسلمانان و همچنین  درگیری میان جریانهای قدرت و گروه‌های شبه نظامی روهینج می‌شود). این اختلافات و درگیری‌ها اولین سالی نیست که حادث شده بلکه چندین سال است که ادامه دارد و بعید است در آینده نزدیک نیز حل شود. این موضوع در فضای روسیه مسائل حاد زیادی را برمی انگیزد که از سطح استقلال رهبران منطقه‌ای و ویژگی خاص قفقاز شمالی شروع و به  برخورد میان وفاداری منطقه‌ای و دولتی ختم می‌شود. مورد اخیر نه تنها به قفقاز شمالی بلکه به بسیاری از مناطق دیگر روسیه نیز مربوط می‌شود. بی دلیل نیست که در سوم سپتامبر علاوه بر جمهوری‌های قفقاز شمالی در پایتخت روسیه نیز تجمعاتی در حمایت از مسلمانان میانمار برگزار گردید. همگرایی چچن، آنگونه که حوادث 15 سال گذشته نشان داده است، نه تنها مسکو را به گروزنی، بلکه گروزنی را هم به جانب مسکو سوق داده است. با این حال، آیا می‌توان گفت حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی قفقاز روسیه را بیدار کرده است؟ اکنون رهبران قفقاز شمالی  تا چه حد می‌توانند بر سیاست خارجی روسیه تأثیرگذار باشند؟ اختلافات مذهبی و دولتی از یک نظر، واکنش سریع و تا این حد متلاطم نسبت به اوضاع مسلمانان روهینگیا غیرمنتظره بود. با آغاز سال 2014 اوضاع قفقاز شمالی در سایه وقایع کریمه، دُنباس و سوریه قرار گرفت. البته برای این امر هم دلایل مشخصی وجود داشت که به هیچ وجه ارتباطی با اولویت‌های سیاست‌های اطلاعاتی دولت روسیه ندارد. تعداد حملات تروریستی در قفقاز شمالی در مقایسه با اوایل و اواسط سال‌های 2000 به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. «امارت قفقاز» و زیرساخت‌های آن تقریبا به طور کامل از بین رفتند و شاخص‌ترین رهبران پشت پرده آنها همچون دوکو عمروف یا علی اصحاب کبکوف به هلاکت رسیده‌اند. پس از امارت قفقاز «ولایت قفقاز» جایگزین آن شد که ساختاری وابسته به تشکیلات ممنوعه «دولت اسلامی» در روسیه یا «داعش» است؛ این تشکیلات به رغم خطرات بالقوه، خوشبختانه نتوانسته از پیشینیان خود از نظر سطح فعالیت پیشی بگیرد. از دسامبر 2013 جهادی‌های قفقاز شمالی در خارج از منطقه هیچ عملیات تروریستی که از نظر وسعت با حملات تروریستی متروی مسکو، فرودگاه دومودو و یا زیرساخت حمل و نقل ولگاگراد قابل مقایسه باشد، انجام نداده اند. تصادفی نیست که طبق داده‌های لودا-سنتر در می‌2017، 41 درصد پاسخ دهندگان در پاسخ به پرسش مربوط به اوضاع قفقاز شمالی اوضاع آن را «آرام و مساعد» برشمردند، و تنها 4 درصد بر این باور بودند که اوضاع قفقاز شمالی انفجاری  و ملتهب است. برای مقایسه در نوامبر 2005 تنها 8 درصد از پاسخ دهندگان،  اوضاع این منطقه را آرام و 20 درصد اوضاع ان را بحرانی ارزیابی کرده بودند. با این حال با بررسی عمیق‌تر جریان فعلی، فعالیت و اقدامات (معترضانه) عمومی غافلگیرکننده نیست. از بسیاری جهات، مصالحه چچن همزمان با بازگشت مجدد به حوزه حاکمیتی روسیه (در حال حاضر این تنها نمونه در فضای شوروی سابق است که یک دولت جدایی طلب عملا تحت کنترل دولت مرکزی بازگشته است)، و تثبیت اوضاع سیاسی اجتماعی و کاهش تهدیدات تروریستی، متضمن یک خاص‌گرایی مدیریتی نیز بوده است. نکته این است که در این مورد، علاوه بر استقلال در اتخاذ برخی تصمیمات و عدم دخالت مرکز در بسیاری از امور چچن، آزادی ایدئولوژیک و همچنین تا حد خاصی آزادی در انتخاب خط مشیء سیاست خارجی هم برای این جمهوری لحاظ شد.   در ادبیات غرب معمولا از چچن به عنوان یک منطقه بسته صحبت می‌شود. اما بسته بودن از نظر کارشناسان غربی و فعالان حقوق بشر به معنای غیرعلنی بودن تماس با شخصیت‌های دینی و سیاسی موثر کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک نیست. در سال‌های 2015 تا 2017 رمضان قدریف به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین سفر کرده و در شمار میهمانان خارجی که به حضور پذیرفته می‌توان به سیاستمدار برجسته افغانی به نام ژنرال عبدالرشید دوستم اشاره کرد.   پس از آنکه رهبر چچن در اینستاگرام شخصی خود به ارزیابی وضعیت میانمار پرداخت، وبلاگ نویسان و نویسندگان مقالات سیاسی و اجتماعی در این باره وارد صحبت شدند که قفقاز شمالی تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی روسیه را شروع کرده است. البته اینطور هم نیست، چرا که قفقاز شمالی تقریبا از زمان فروپاشی شوروی در این راستا گام برداشته است. اگرچه در ابتدا این منطقه بیشتر به عنوان یک واحد تابعه در نظر گرفته می‌شد و شاخصی برای قدرت یا ضعف روسیه پسا شوروی بود، به تدریج در سیاست خارجی –به رغم نداشتن نماینده در سازمان ملل- موضوعیت پیدا کرد. مردمی که در پایتخت گروزنی گرد هم آمده بودند به تمام جهانیان اعلام کردند که ما اجازه شوخی با اسلام را نمی دهیم، اجازه نمی دهیم به احساسات مسلمانان توهین و بی حرمتی شود. این بیانات در واقع، فرازی از سخنرانی رمضان قدیرف در 19 ژانویه 2015 در اجتماعی است که در ارتباط با ماجرای نشریه فرانسوی شارلی ابدو شکل گرفته بود. در آن زمان پایتخت چچن برای طرفداران کمپین «ما شارلی نیستیم» به عرصه خاصی تبدیل شد. لازم به ذکر است که همراهی با این موضوع صرفا منحصر به فضای قفقاز شمالی نبوده است.   پذیرش این فرضیه که مبتنی بر رودرو قراردادن ساختگی «قفقاز کهن» و «روسیه پیشرفته» است، به معنای ساده‌سازی عامدانه اوضاع است. قدیرف از زمانی که به قدرت رسید در سیاست عمومی تجربه‌ای به دست آورد که ضمن برخورداری از واکنش سریع قادر است نه تنها منافع خود(جمهوری تحت حاکمیت خود)، بلکه منافع دیگر بخش‌های جامعه روسیه را که مواضع ضدغربی پیگیر و منسجمی دارند، بیان نماید. یعنی مردمی که نه تنها اماده مخالفت با خط مشیء امریکا و اتحادیه اروپا هستند، بلکه در داخل کشور از ایده «انتخاب تمدنی خاص» و بسیج جدی حول این محور حمایت به عمل می‌آورند. این یکی از عواقب وضعیت خاصی است که یک جمهوری واقع در ترکیب روسیه به طور جداگانه به خود گرفته است. این ویژگی و مشخصه خاص چچن می‌تواند سودمند هم باشد. روسیه به عنوان یک کشور چندقومی و چندمذهبی است که علاوه بر ساختارهای وزارت امور خارجه از طریق دیگر کانال‌ها امکان پیاده‌سازی سیاست خارجی خود را دارد. در این رابطه، تصویری که قدیرف از خود به جای نهاده به عنوان تصویر «مدافع مسلمانان» در برابر دشمن مسلمین یعنی داعش (که رمضان احمدویچ از آن به عنوان «ابلیس» یعنی دولت شیطانی یاد می‌کند) به عنوان طرف مذاکره با ژنرال‌های افغانی یا شیوخ و شاهزادگان عرب، نسبت به دیپلماتی که فارغ التحصیل دانشگاه پایتخت است و به دلیل ضرورت‌های اداری مسائل خاورمیانه را تحت نظر دارد، اعتماد بیشتری بر می‌انگیزد.      با این حال، این چشم‌انداز که تناقضی بین منافع دولت سراسری و منافع مذهبی منطقه‌ای دیده نمی شود، ممکن است جالب به نظر آید. بدیهی است تقویت روابط با پکن مستلزم واکنش جدی و محکمی نسبت به حوادث میانمار است. روسیه نمی تواند رویکرهای خود را با روشی که در چچن یا داغستان مورد پسند است یکی کرده و مشابه آن اقدام کند؛ مسکو باید با انعطاف پذیری و پیچیدگی بیشتری عمل نماید. لذا یک سوال اساسی پیش می‌آید و آن اینکه مسکو چگونه می‌تواند علاوه بر از دست ندادن اعتماد اتباع خود، اعتماد رهبران منطقه را هم که حساب خاصی روی سیاسی کردن دین و مذهب کرده‌اند از دست ندهد.  ثمرات اسلام گرایی مجدد با این حال، صحبت از قفقاز شمالی و بیداری آن در ارتباط با حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی، ممکن بود به اشتباه همه چیز را به پدیده قدیرف و وضعیت ویژه چچن تقلیل دهد. در میان وبلاگ نویسان و فعالان مدنی علاوه بر مردم چچن، مردمان دیگر جمهوری‌های مسلمان قفقازشمالی نیز از مقامات روسیه خواسته اند که اقدام جدی‌تری (موضع قوی‌تری) نسبت به دولت میانمار صورت دهند، یا اینکه مسکو را متهم به بلوکه کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و سرپیچی از جاه طلبی‌های چین در آسیای جنوب شرقی کرده اند. در این میان، داغستانی‌هایی هم هستند که به سختی نسبت به همراهی با رهبر جمهوری همسایه و حتی رهبر خودشان بدگمان هستند. علاوه بر این، اغلب این افراد رهبران قفقاز شمالی را به خاطر انفعال عمل سرزنش می‌کنند و به رهبران خود توصیه می‌کنند که در جستجوی راهی برای دفاع از مسلمانان میانمار باشند. هویت دینی قفقاز شمالی به قدیرف ختم نمی‌شود. در اوایل دهه 1990، در این منطقه مناقشات زیادی وجود داشت. بعضی از این مناقشات مثل اختلافات (اُسِتیا –اینگوشیا و چچن به مرحله مسلحانه کشیده شد، دیگر مناقشات مثل منازعات ارضی در داغستان یا کاباردینو-بالکاریا) زیرخاکستر باقی ماند. با این حال، تقریبا در هیچ جا عامل مذهب نقش مهمی نداشت. این وضعیت تقریباً در آغاز دهه 2000 تغییر کرد. به قول احمد یارلیکاپُف «اسلامی سازی مجدد» در قفقاز شمالی روی داد که پس از آن حتی قسمت‌هایی که به طور سنتی نقش دین در آنها کمرنگ تر بود مثل کاباردینو-بالکاریا، قره‌چای چرکس، آدیغیه، ناحیه استاوراپُل نیز تحت تأثیر این عامل (اسلامی سازی مجدد) فرار گرفت.  این کارشناس می‌افزاید: «اسلام که سیاسی‌ترین دین جهان است به سرعت در قدرت نفوذ کرد ...، برقراری تماس‌های غیررسمی با نخبگان محلی به روش موثرتری برای گسترش نفوذ در ساختار دولتی تبدیل شد. این امر در داغستان، و به ویژه در مناطق شهری محسوس‌تر بود». افزون بر این، تقویت هویت دینی به اشکال مختلف، از وفاداری به مقامات گرفته تا اشکال افراطی آن به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه در شرایط افت نهادهای غیردینی (سازمان‌های اجرای قانون و نهادهای قضایی) و بحران ایدئولوژی ملی روی می‌دهد.  مسکو به طور مکرر ایده «ملت سیاسی روسیه» را اعلام کرده اما در عمل برای تحقق این ایده تلاش خاصی انجام نداده است. برعکس، مرکز (مسکو) قبل از همه بر وفاداری حاکمان مناطق متکی بوده و برای ایجاد یک رابطه درست بین اصول سکولار و مذهبی هیچ زحمتی به خود نداده است. در نتیجه چنین رویکردی در قفقاز شمالی به انقباض سریع گفتمان سکولار در حوزه‌های سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. همه اینها به دلیل کاهش ارتباطات افقی بین انسانی، منطقه‌ای شدن تاریخ نگاری و عدم وجود چشم اندازی روشن از جانب مرکز برای اولویت‌های تاریخی و سیاسی در سراسر روسیه روی داده است (که بعید است چنین چیزی را بتوان التقاط از نمادهای امپریالیستی، اتحاد جماهیر شوروی و پساشوروی به حساب آورد). در نتیجه، ما صاحب نسل جدیدی شدیم که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد.  اشکال و فرم‌های چنین تآثرات و تجربیاتی متنوع هستند و از مباحث و مناظره‌های الهیاتی و کسب علوم عالی اسلامی در خارج از کشور گرفته تا مشارکت در مناقشات خاورمیانه  را در بر می‌گیرد.   در پدیده جدید اسلامگرایی (اسلامی شدن)، عناصر متضاد متعددی وجود دارند. روسیه به عنوان کشوری که نقش فعالی در فضای پساشوروی و خاورمیانه ایفا می‌کند، باید موقعیت خود را نه تنها به عنوان یک کشور روسی، بلکه همچنین به عنوان دنیای  ترکی و اسلامی تعریف کند. اما روسیه دارای ابعاد بودایی هم هست که ارزش آن کمتر از سایر موارد مذکور نیست. در جریان وقایع میانمار هم، تلاش‌هایی که برای یکی شمردن سیاست دولت این کشور با بودیسم صورت می‌گیرد  بسیار خطرناک است. در عین حال، در تظاهراتی که در مسکو صورت گرفته بود معترضان شعارهای «بوداییان تروریستند» را سر می‌دادند، در شبکه‌های اجتماعی هم اعتراضات تحریک آمیزی نسبت به جمهوری کالمیکیا (1) به راه افتاد. متوجه باشیم که این واحد فدراسیون روسیه (کالمیکیا) با داغستان هم مرز است که بسیاری از بومیان بزرگترین جمهوری قفقاز شمالی در آن زندگی می‌کنند. به طور سنتی، متکلمان معتبر اسلامی معتقدند که تروریسم نباید با اسلام یکی شمرده شود. اما آیا نباید این قاعده را در مورد بودیسم اعمال کرد؟ بنابراین، وضعیت میانمار و انعکاس آن در قفقاز شمالی، مشکل یک منطقه مجزا در روسیه نیست. جمهوری‌های قفقاز شمالی نه محله اقلیت نشین‌هاست و نه قرق گاه اقوام، بلکه قلمرویی است که مشکلاتی که کل کشور با آن دست به گریبان است، به وضوح در آن روی میدهد. بیداری مسلمانان روسیه یک پیام جدی به مسکو داده است. بدون داوری و میانجیگری موثر بین اقوام و مناطق مختلف کشور و بدون تعیین دقیق قواعد بازی و مرزهای مشخص، دولت مجاز قدرتمندی هم ایجاد نمی شود. تا کنون ما از مقامات روسیه در مورد چرایی مناقشه‌ای که در جنوب شرقی آسیا روی داده و ارتباط آن با کشور ما و بخش‌های جداگانه آن، بیانیه‌ی روشنی نشنیده‌ایم. این سکوت خلائی را ایجاد می‌کند که به سرعت آن را با سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌کنند. شبح میانمار در قفقاز روسیه این نکته را یادآور شده است که مسکو، علاوه بر تعامل با واشنگتن و بروکسل، لازم است که به دیگر مسائل و مشکلات سیاست داخلی توجه نماید. البته این توجه باید عمیق و پرمحتوا باشد و صرفا به خاطر مهیاکردن شرایط برای انتخابات و توزیع آرا در «جناح راست» صورت نگیرد.   نویسنده: سرگی مارکدانف - دکترای علوم تاریخی، دانشیار گروه آموزشی مطالعات منطقه ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی مسکو مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع: سایت مرکز مسکوی کارنگی  یادداشت ها: 1. اکثریت ساکنان این جمهوری بودایی هستند.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 16 Oct 2017 10:14:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه سفر بی‌سابقه پادشاه عربستان سعودی به روسیه؛ انگیزه‌ها و ابعاد http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد ایراس: سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه در هفته گذشته توجه بسیاری از مراکز خبری و تحلیلی در جهان، از جمله روسیه را به خود جلب کرده است. در ادامه به خلاصه‌ای از مهمترین مطالبی که در رابطه با این سفر در سایت های مرکز مسکوی کارنگی به قلم مارینا بلنسکایا و بنیاد فرهنگ راهبردی نوشته دمیتری مینین منتشر شده می‌پردازیم.   چرا پادشاه عربستان سعودی برای نخستین بار به مسکو سفر کرده است؟ نویسنده: مارینا بلنکایا (مرکز مسکوی کارنگی)   پادشاه عربستان سعودی، برای اولین بار در تاریخ به روسیه سفر کرده است. این سفر بی سابقه موید آن است که در حال حاضر اوضاع برای توسعه روابط دو کشور از هر زمانی مناسبتر است. با این وجود بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره متفاوت شود روابط نزدیک فعلی می‌تواند به هم بخورد.   پادشاه عربستان سعودی 5 اکتبر برای نخستین بار در تاریخ به روسیه سفر کرد. تنها سفر رئیس جمهور روسیه به عربستان سعودی هم به سال 2007 بر می‌‌گردد. بنابراین، بازدید این سفر از جانب پادشاه عربستان 10 سال به طول انجامید.   تاریخ پر فراز و نشیب روابط دو کشور روابط دو کشور دوران پرفراز و نشیبی را پشت سرنهاده است. اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که استقلال عربستان سعودی را به رسمیت شناخت و از سال 1926 روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شد. اما پس از 12 سال نمایندگی شوروی در جده بسته شد و همکاری‌های دو کشور متوقف گردید. از سرگیری تماس‌های ثابت سیاسی تنها در سال 1990 و در جریان نخستین بحران خلیج فارس مابین عراق و کویت میسر گشت.   با این همه، در رابطه عربستان و روسیه، به خصوص به خاطر فعالیت‌های نظامی در چچن، نمی‌شد از همکاری واقعی سخن گفت. مسکو بارها از حمایت کشورهای پادشاهی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی از افراط‌گرایان فعال در قفقاز شمالی ابراز خشم و انزجار کرده است. با این حال، غیر از این زمینه منفی در دهه 90، خاورمیانه تشویش و نگرانی خاصی برای روسیه ایجاد نکرده است.   مسکو صرفا در سال‌های 2000 تماس‌های خود با کشورهای منطقه را از سرگرفت. آلگ آزرُف سفیر سابق روسیه در عربستان سعودی و معاون فعلی اداره امور آفریقای وزارت امور خارجه روسیه در خصو روابط مسکو و ریاض چنین می‌گوید: «پس از سفر رئیس جمهور پوتین در سال 2007، روابط دو کشور به سرعت رو به گسترش نهاد، این امر در طول چندین سال محسوس بود، تا اینکه وقایع معروف به «بهار عربی» آغاز شد که به کاهش روابط ما انجامید».   با آغاز مناقشات سوریه در بهار 2011 درعمل دو کشور از هم جدا شده و در دو سنگر مختلف قرار گرفتند. ریاض بر کناره‌گیری رئیس جمهور بشار اسد اصرار داشت و تلاش زیادی برای تأمین مالی و مسلح‌کردن معارضان سوری به عمل آورد. برعکس، روسیه، ضمن حمایت از اسد، بر مشارکت در طرح‌های ایران برای حل و فصل اوضاع سوریه تأکید می‌‌ورزید. از این رو، تلقی ریاض از سیاست روسیه در سوریه کاملا خصمانه‌ بود.   سه دلیل برای نزدیکی ریاض با مسکو اما اوضاع در سال 2015 شروع به تغییر نهاد و همزمان سه دلیل برای نزدیکی روابط عربستان و روسیه ایجاد شد.   دلیل نخست- تغییر قدرت در عربستان سعودی بود. ملک سلمان پس از مرگ برادرش عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان شد. در حال حاضر پسر بیست و نه ساله پادشاه، شاهزاده محمد بن سلمان نقش فعالی در امور کشور ایفا می‌کند. وی که به عنوان دومین وارث پادشاه عربستان تعیین شده بود، پس از دو سال مقام ولیعهدی را دریافت کرد.   محمدبن سلمان در تابستان سال 2015 در مجمع اقتصادی بین‌المللی سن پتربورگ شرکت کرد و در آنجا با رئیس جمهور پوتین هم دیدار داشت. از قرار معلوم، پس از تنظیم برنامه تماس آنها دو سیاستمدار با وجود اختلاف سن موفق شدند با هم ملاقات شخصی داشته باشند.   دلیل دوم نزدیکی رو به رشد در روابط ریاض و مسکو، کاهش شدید قیمت نفت در اواخر سال 2014 و اوایل سال 2015 بود. روسیه و عربستان سعودی، روی هم رفته 25 درصد از نفت جهان را تولید می‌کنند که پس از کاهش قیمت نفت دو کشور با مشکلات اقتصادی مشابهی مواجه شدند. در سال 2015، حداکثر کسری بودجه‌ای که در عرض 25 سال برای عربستان به ثبت رسید 97 میلیارد دلار (15 درصد از تولید ناخالص داخلی) بود. به ابتکار شاهزاده محمد بن سلمان، برنامه چشم‌انداز 2030 به تصویب رسید که وظیفه اصلی آن فائق آمدن بر وابستگی نفتی عربستان از طریق تنوع‌بخشی اقتصاد است.   روسیه هم اهداف مشابهی دارد. با این حال، هر دو کشور یقین دارند با تثبیت قیمت نفت، اقتصاد هر دو کشور متنوع‌تر می‌شود. توافق نامه‌ای که سال گذشته میان مسکو و ریاض به دست آمد، به انعقاد توافقی برای کاهش تولید نفت بین اوپک و کشورهای مستقل تولیدکننده نفت انجامید. این قرارداد موجب گشایش برگ جدیدی در روابط روسیه و عربستان شد. هر دو طرف گفتگو را امکان‌پذیر می‌دانستند. توافق مربوط به قیمت نفت در پایان مارس 2018 منقضی خواهد شد و اکنون زمان آن است که دو کشور اقدامات بعدی خود را تعیین نمایند.   در نهایت، دلیل سوم، عملیات نظامی روسیه در سوریه است هرچند ریاض طرفدار آن نیست. به نظر می‌رسید پس از پیوستن روسیه برای انجام عملیات نظامی در سوریه به نفع اسد، روابط دوجانبه روسیه با عربستان سعودی می‌بایست به وخامت کشیده می‌شد. اما مسکو ثابت کرده که حاضر است فعالانه در اوضاع خاورمیانه مداخله داشته باشد و این نمایش قدرت در منطقه، همانند تلاش‌های روسیه برای یافتن راه سازش با نیروهای مختلف منطقه‌ای، درک کرده شده و به آن احترام گذاشته می‌شود. ریاض هم به میانجیگری مسکو در حل و فصل مناقشات خاورمیانه اذعان کرده است.   سفر پادشاه عربستان به روسیه در شرایطی صورت گرفت که حل وفصل اوضاع سوریه وارد مرحله دشواری شده است. مناطق عاری از تنش هم با قید و شرط‌هایی به کار افتادند. مرحله بعدی، تقسیم حوزه نفوذ بین کشورهای شرکت‌کننده در حل و فصل بحران سوریه و تعیین ساختار سیاسی آینده این کشور است. سعودی‌ها به خاطر خوشایند مسکو، مدتهاست که دیگر خواهان کناره‌گیری فوری بشاراسد از قدرت نیستند. روسیه نیز از تلاش‌های عربستان سعودی برای متحدکردن مخالفان اسد قدردانی می‌کند.   اما مشکل ایران باقی مانده و در حقیقت حادتر شده است. ریاض این موضوع را مطرح می‌‌کند که یا با ما باشید یا با آنها. مسکو هم تا جایی می‌تواند یکی به نعل می‌‌زند و یکی به میخ. در واقع مسکو به هر دو طرف نیاز دارد. برای مسکو بهتر است ایران و عربستان را کشور دوست درنظر بگیرد تا دشمن. برای همین، مسکو تهران را برای کناره گیری از سوریه تحت فشار قرار نخواهد داد.   واضح است که روسیه زیر بار این خواسته سعودی‌ها نمی رود و با اقدامات خود در منطقه این موضوع را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. همانطور که پیش از این به خود اجازه داده در ارتباط با ریاض چنین کاری را انجام دهد و در حال حاضر هم چنین اقدامی را در ارتباط با ایالات متحده انجام می‌‌دهد. این موضوع بیش از حد به حفظ ثبات در روابط دو جانبه بستگی دارد. اهمیت قیمت نفت از ایدئولوژی بیشتر می‌‌شود.   با این حال، صرف انعقاد یک توافق‌نامه نفتی، ایجاد بنیانی پایدار برای روابط دوجانبه نیست. ما باید همکاری‌های اقتصادی مان را متنوع‌تر کنیم.   در کل تعاملات مالی دو کشور به تدریج افزایش یافت. در سال 2005، گردش مالی دو کشور تنها 235 میلیون دلار بود که در سال 2012 به یک میلیارد دلار رسید و برای دو سال در این سطح ماند. اگر حجم معاملات تجاری عربستان و روسیه را با حجم معاملات تجاری عربستان و آمریکا که بیش از 70 میلیارد دلار است مقایسه نکنیم و این نکته را در نظر بگیریم که روابط دو کشور در سال‌های 2000 تقریبا از صفر شروع شده است، حجم فعلی گردش مالی دو کشور را می‌توانیک پیروزی کامل نامید. هرچند لازم به ذکر است که همزمان با کاهش قیمت نفت در سال‌های 2015-2016 معاملات تجاری دو کشور به نصف کاهش یافت و در نیمه نخست سال 2017 به 430 میلیون دلار رسید. گفتنی است صادرات روسیه به عربستان سعودی بیش از دو برابر واردات از این کشور است. روسیه به عربستان عمدتا غلات و مواد شیمیایی می‌فروشد و از آن پلاستیک خریداری می‌کند.   سرنوشت قراردادهای نظامی در این بین باید گفت همکاری فنی و نظامی می‌‌تواند شاخصی برای جدی بودن طرفین برای تحرک دوباره دادن به توسعه تجارت دوجانبه باشد. در ماه جولای سرگی چموزُف مدیرکل شرکت دولتی «روستِک» در مصاحبه با تاس اعلام کرد روسیه و عربستان سعودی توافق اولیه‌ای برای تحویل تجهیزات و تسلیحات روسی به ارزش 3.5 میلیارد دلار به امضا رسانده‌اند.   به عقیده چموزُف حتی اگر نتایج حاصل از همکاری نظامی و فنی و دیگر حوزه‌ها بلافاصله پس از سفر پادشاه عربستان مشخص نشود، مهمترین مسئله این است که این فرآیند آغاز شده، توافق‌هایی صورت گرفته و برنامه توسعه آتی روابط مشخص شده است. طرح اجرایی این پروژه‌ها نیز در اواخر ماه اکتبر در نشست کمیسیون بین دولتی روسیه و عربستان مورد بحث قرار خواهد گرفت.   دلایل خاصی برای چنین نگرشی مثبت وجود دارد و آن این است که اوضاع فعلی برای توسعه روابط از هر زمان دیگری مناسبتر است. با این حال، بعید است روسیه بتواند به عنوان شریک اقتصادی طراز اول سعودی‌ها با ایالات متحده رقابت کند. روابط نزدیک مسکو و ریاض در شرایط فعلی عمدتا به دلیل انطباق منافع سیاسی آنها است و چنانچه این منافع دوباره از هم فاصله بگیرد، ممکن است روابط نزدیک فعلی به سرعت به هم بخورد.   سفر پادشاه عربستان سعودی به مسکو و توازن راهبردی در خاورمیانه نویسنده: دمیتری مینین (بنیاد فرهنگ راهبردی)   سفر بی سابقه سلمان بن عبدالعزیز آل سعود پادشاه عربستان سعودی به روسیه، به وضوح موید آن است که تغییرات اساسی در خاورمیانه روی می‌‌دهد. اگر حالا دیگر قدرتمندترین و مصمم‌ترین متحد ایالات متحده در میان کشورهای عربی، مذاکره با مسکو را پیرامون امور منطقه ضروری می‌‌داند، این امر بیانگر ناامیدی عمیق این کشور از سیاست‌های واشنگتن در منطقه است.   به گفته فیصل عباس، عربستان سعودی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای باید با مسکو «در خصوص منافع عربستان و منافع منطقه» تعامل داشته باشد. بدون تردید، این امر انگیزه اصلی و عامل ترغیب ملک سلمان برای سفر تاریخی وی به مسکو بوده است.   سعودی‌ها باراک اوباما را مسئول شکست سیاست آمریکا در خاورمیانه می‌‌دانند و براین باورند که تلاش‌های وی برای دموکراسی سازی در منطقه، خاورمیانه را به بی ثباتی کشانده است. آنها امیدوارند که رئیس جمهور کنونی امریکا بتواند اشتباهات سلف خود را اصلاح نماید. با این حال، می‌‌توان به آسانی مشاهده کرد که دونالد ترامپ علی رغم اظهارات متناقض خود، جا پای سلف خود می‌‌گذارد و در مسیری که وی گام برداشته حرکت می‌‌کند. پیش بینی می‌‌شود در صورت ادامه این سیاست، ممکن است ریاض از رئیس جمهور فعلی ایالات متحده هم مأیوس شود و در پی آن، سعودی‌ها تکاپوی خود را برای یافتن «فرصت‌ها و شرکای دیگر» تشدید خواهند کرد.   کارشناسان تقریبا در این باره با هم هم عقیده اند که عامل عمده ای که موجب ترغیب عربستان سعودی برای برقراری روابط گسترده با روسیه شد موفقیت‌های روسیه در تار ومارکردن نیروهای مخالف دمشق بوده است. بروس ریدل، تحلیلگر سابق موسسه بروکینگز می‌‌نویسد: «سعودی‌ها اذعان می‌کنند که روسیه به خاطر پیروزی‌هایش در سوریه» به عنوان یک بازیگر بزرگ به این منطقه بازگشته است. در واقع، تقویت مواضع طرف‌های مختلف در ساختار پساجنگ سوریه بیشتر از موضوع مبارزه مسلحانه در دستور کار قرار دارد.   عربستان سعودی به عنوان یک بازیگر منطقه ای مهم نمی‌خواهد از این فرآیندها دور مانده و در حاشیه قرار گیرد. لذا سعودی‌ها ضمن تلاش برای حفظ وجهه خود، انکار می‌‌کنند که در مواضع خود نسبت به بحران سوریه تجدید نظر کرده‌اند، اما در جریان مذاکرات مسکو و هنگام بحث در خصوص شرایط حل و فصل اوضاع سوریه به وضوح معلوم شد که آنها دیگر مثل گذشته اصراری برای کناره گیری بشار اسد از قدرت ندارند و ضمنا از جانب آنها این اظهارات هم شنیده نشد که بشار اسد دیگر در ساختار آینده کشور (سوریه) جایی ندارد.   ضمنا سعودی‌ها بدون آنکه به طور رسمی به انکار حمایت اولیه خود از گروه‌های معارض سوری بپردازند، آمادگی خود را برای کار بر روی ادغام و متحدکردن آنها، جهت گنجاندن آنها در مذاکرات صلح با دولت اعلام نمودند. واقعیت این است که آنها بیش از این، هیچ دورنمایی برای تغییر رژیم حاکم در دمشق از طریق نظامی متصور نیستند، این امر پیشرفت بزرگی است. مصطفی آلانی (Mustafa Alani) رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز پژوهش‌های خلیج فارس می‌‌گوید: «در حال حاضر سعودی‌ها آگاهند که روسیه تنها نیرویی است که قادر به حل و فصل مناقشات موجود در سوریه است. اکنون آنها دیگر با این امر موافقند که رژیم بشار اسد می‌‌تواند در قدرت باقی بماند».   در کل، اظهارات ملک سلمان و همراهانش در این باره که به اعتقاد آنها، سیاست‌های ایران در منطقه مخرب و خطرناک است دور از انتظار نبود. برخی از ناظران حتی این فرضیه را مطرح می‌کنند که مبنای خط مشی عربستان در پیشبرد روابط با مسکو تمایل ریاض برای دستیابی به روابط بیشتر با تهران نیست. البته چنین انگیزه ای در رویکرد عربستان سعودی وجود دارد، اما تنها انگیزه این کشور و حتی یکی از اصلی‌ترین آن‌ها به شمار نمی‌آید. در هر صورت، برای سعودی‌ها قابل درک است که صحبت از جایگزینی یک شریک با شریک دیگر و یا واردکردن روسیه در «محور ضدایرانی» به سادگی امکانپذیر نیست. اما اقدامات میانجیگرانه مسکو در جلوگیری از دگرگونی اختلافات موجود بین عربستان سعودی و ایران در «تقابل سنی و شیعه» درکل می‌‌تواند به موثرترین شکل ممکن صورت گیرد. برای انجام این کار، بسیار ارزشمند است که کشور میانجیگر به تنهایی با هر دو طرف دعوا روابط خوبی داشته باشد، که چنین امکانی در رابطه با هیچ یک از دیگر قدرتهای بزرگ وجود ندارد.   توافقات کشورهای صادرکننده نفت برای محدودکردن تولید خود نیز زمینه مناسبی را برای حضور پادشاه عربستان در روسیه و دستیابی به توافقات جدید در رابطه با توسعه همکاری روسیه و عربستان فراهم کرده است. از اجرای این توافق و افزایش قیمت نفت به حدود 60 دلار در هر بشکه، تاکنون همه کشورهای تولید کننده نفت مزایای قابل توجهی دریافت کرده و به طور قابل ملاحظه‌ای به بهبود فعالیت‌های اققصادی خود پرداخته‌اند. اگر پیش از این، عربستان سعودی اغلب به عنوان برهم زننده اصلی چنین معاملاتی عمل می‌‌کرد، در اکثر مواقع به راهنمایی واشنگتن و در راستای منافع آن بود، در حالی که این کشور اکنون به تعهدات خود پایبند است. و این امر هم بیانگر این است که منافع داخلی برای ریاض ارزشمندتر از حرکت در مسیری است که محاسبات کشورهای خارجی برای آن کاملا مفهوم نمی باشد.   به نظر می‌‌رسد عربستان سعودی طعم همکاری از طریق اوپک و روسیه را چشیده است. خالد الفالح وزیر انرژی عربستان سعودی می‌‌گوید شراکت روسیه و عربستان سعودی، در همکاری با کشورهای تولید کننده نفت «به عنوان یک کاتالیزور» عمل می‌‌کند. به عنوان مثال، کارشناسان آلمانی از این همکاری به عنوان «اتحادی ویژه و هدفمند در برابر صنایع نفت و گاز ایالات متحده» نام برده‌اند.   چنین رویکردی طی مذاکرات در رابطه با صنایع دفاعی و سایر مسائل نظامی هم آشکار شد. حجم کل معاملات برای عرضه تسلیحات روسیه به عربستان سعودی می‌‌تواند به 3 میلیارد دلار برسد. شرکت دولتی صنایع نظامی عربستان سعودی اعلام کرد توافقات مقدماتی برای خرید سامانه اس- 400، مانند نمونه ای که پیش از این برای ترکیه در نظر گرفته شده بود و همچنین سامانه‌های دفاع موشکی به امضا رسید. ضمنا انتظار می‌‌رود انتقال فن آوری‌های پیشرفته به عربستان سعودی که نقش مهمی در توسعه این کشور دارد، موجب کاهش وابستگی عربستان به واردات صنایع از امریکا می‌‌شود.   این واکنش انعکاسی به ریاض نشان می‌‌دهد که سیاست جدیدش کاملا توجیه شده است و نتایج سریعی به ارمغان می‌‌آورد. اس- 400 بدون خریدار نخواهد ماند و صف متقاضیان آن در جهان طولانی خواهد شد.   پادشاه سعودی همچنین جلسه جداگانه‌ای با سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه و گروهی از ژنرال‌های روسیِ مسئول برنامه‌ریزی عملیات در سوریه داشت. باید تصور کرد که وی از آنها اطلاعات دست اولی کسب کرده که هنوز با نظرات پنتاگون در مورد نحوه اوضاع در جبهه‌های سوریه تحریف نشده است. دلایلی هم برای این انتظار وجود دارد که اطلاعات دریافت شده توسط ملک سلمان موجب تقویت آرامش ریاض شود.   در کل، سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه نشان داد که مسکو، به خاطر انسجام و تعهد به «قواعد بازی» قادر به ایجاد روابط قوی با تمام بازیکنان مهم منطقه خاورمیانه، از جمله ایران، ترکیه و در حال حاضر عربستان سعودی است. و تصور حل و فصل قابل اعتماد مشکلات خاورمیانه بدون در نظر گرفتن موقعیت مسکو غیرممکن است.     نویسندگان: مارینا بلنکایا و دمیتری مینین   مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه ازدانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران        ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 15 Oct 2017 08:23:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3366/سفر-بی-سابقه-پادشاه-عربستان-سعودی-روسیه-انگیزه-ها-ابعاد ​دیدار سفیر ایران در روسیه با ايران شناسان انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم ایراس: مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامي ایران در فدراسیون روسیه، با حضور در محل انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه با رییس این انستیتو و پژوهشگران بخش ایران آن دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار آخرین  تحولات منطقه و جهانی و به ویژه تحولات و دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران پس از برجام و نیز یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ايران مورد بررسی قرار گرفت و سفیر کشورمان نیز به سوالات حاضران در خصوص تحولات روز پاسخ داد. در این نشست همچنین برنامه هاي مشترک مراکز پژوهشی کشورمان با بخش ایران این انستیتو بررسی و طرح های پیشنهادی جهت توسعه همکاری ها در حوزه های تحقیقاتی و نیز نشست های مشترک آتی مطرح شد. پایان خبر/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 13 Oct 2017 16:53:22 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3363/دیدار-سفیر-ایران-روسیه-ايران-شناسان-انستیتو-شرق-شناسی-آکادمی-علوم بازدید مدیران آزمایشگاه رصد خطرات برهم خوردن ثبات اجتماعی- سیاسی مدرسه عالی اقتصاد مسکو از ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)  در اواسط مهر ماه میزبان آقایان نیکلای کاژانف، استاد دانشگاه دولتی مسکو، لئونید عیسایف، استادیار دانشگاه تحقیقات علمی، و خانم دکتر آلیسا شیشکینا، استادیار دانشگاه تحقیقات علمی، بود. حضور اساتید روسی در موسسه ایراس با هدف آشنایی از آخرین دیدگاه های کارشناسان ایرانی و تبادل نظر میان طرفین صورت گرفت. در این نشست سه ساعته که با حضور دکتر داوود کیانی، قائم مقام موسسه ایراس، دکتر محمود شوری، مدیر گروه روسیه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، آقای حسن بهشتی پور، تحلیلگر ارشد مسائل اوراسیا، آقای دکتر ولی گل محمدی، کارشناس مسائل ترکیه و پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و خانم دکتر الهه کریمی، استاد دانشگاه تهران برگزار شد، روابط میان ایران و روسیه و نیز همکاری های دو کشور در سطح منطقه ای مورد واکاوی قرار گرفت و در ادامه، هر یک از دو طرف به طرح پرسش ها و دیدگاه های خود پرداختند. پیش از این، همکاری های علمی و پژوهشی پیرامون مسأله خاورمیانه و مسائل اقتصادی، همکاری های ایران و روسیه در حوزه اقتصاد و انرژی و چاپ کتاب در این زمینه، همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی برای کارشناسان دو کشور در ایران و روسیه از جمله موضوعات مطرح شده در این نشست بود. در این جلسه آقای دکتر کیانی بر اهمیت توسعه همکاری های علمی - پژوهشی میان دو کشور تاکید کردند. دکتر محمود شوری به عنوان نخستین سخنران این نشست علمی، در خصوص تحولات منطقه و نقش ایران و روسیه در این میان اظهار داشت: "این روز ها بحث خاورمیانه بحث های متعددی را دربرمی گیرد. به هر حال از بحث سوریه گرفته تا مسئله یمن و الان هم که با بحث رفراندوم استقلال در اقلیم کردستان عراق مواجه هستیم. همه اینها بیانگر این است که منطقه خاورمیانه منطقه ای است که ظاهرا قرار نیست به این زودی شاهد نظم جدید و ثبات در آن باشیم. در گذشته شاید قدرت‌های بزرگ بودند که روند و چیدمان منطقه‌ای را تعیین و تعریف می‌کردند. ولی الان قدرت‌های منطقه‌ای برای خود بازیگر هستند و علاوه بر این، ما درواقع بازیگران فرودولتی یا غیردولتی هم داریم. لذا این تعدد بازیگران موجب پیچیدگی شرایط در منطقه شده است. بنابراین نوع ارتباطاتی که الان قدرت‌های بزرگ با هر کدام از کشورهای منطقه برقرار می‌کنند یک مسئله تعیین‌کننده است. به هر حال، امریکایی‌ها باتوجه به منافعی که از گذشته در منطقه برای خودشان تعریف کرده بودند تقریبا می‌دانند با چه بازیگرانی باید چه بازی‌ای را انجام دهند. از طرفی کشوری مثل ایران هم در منطقه اهداف خود را دارد و به دنبال پیگیری آن است. در کنار اینها خود قدرت‌های منطقه‌ای مثل عربستان، ترکیه و حتی دولت‌هایی مثل عراق دولت‌های تعیین‌کننده و مهمی هستند. در اینجا تنها بازیگری که هنوز دقیقا مشخص نیست در منطقه به دنبال چه چیزی است ولی در عین حال، بازیگر مهمی به شمار می‌آید روسیه است." "برای ما به عنوان کارشناسانی که در ایران  پیگیر مسائل روسیه هستیم هنوز مبهم است که روسیه در منطقه خاورمیانه چه هدفی را دنبال می‌کند. شاید بشود گفت که اقدامات روسیه در منطقه حداقل از دید ما، الزاما در راستای یک هدف واحد تعریف نشده است. به هر حال، نوع تعامل روسیه با جمهوری اسلامی ایران امر مشخصی است و ما دیگر کم و بیش در خصوص آن می‌دانیم و نمی‌خواهیم خیلی وارد این موضوع شویم. اما در ارتباط با سایر قدرت‌های منطقه‌ای روسیه تا الان تلاش کرده با همه این قدرت‌ها رابطه‌ی خوبی داشته باشد. درواقع این رابطه خوب باعث شده که این تناقض‌ها هم شکل بگیرد. علاوه بر آن، حتی به لحاظ موضوعی هم خیلی مشخص نیست که سوریه در منطقه آیا به دنبال ثبات است، به دنبال تغییر مرزهاست، یا به دنبال تغییر نظم است. در واقع، معلوم نیست روسیه در منطقه به دنبال چه چیزی است." "در گذشته، وقتی خود من درباره سیاست خارجی روسیه صحبت می کردم یکی از محورهای بحث یا اصولی که درباره سیاست خارجی روسیه در منطقه برمی‌شمردم این بود که روس‌ها در منطقه به دنبال ثبات و تثبیت مرزها هستند. یعنی به این نکته قائلند که مرزهای موجود تغییری نکند. ولی در شرایط فعلی، چندان مطمئن نیستم که روسیه پذیرای تغییرات ژئوپلتیک در منطقه نباشد و آن را رد نکند. به هر حال، موضع روسیه در ارتباط با بحث رفراندوم کردستان موضعی دوپهلو بود. الان هم که شاهد تحول در روابط روسیه و عربستان سعودی هستیم. به طوری که روسیه در مذاکرات اخیر با عربستان سعودی پیشنهادات و موضوعاتی را طرح کرده است و مذاکره‌ای که بین پادشاه عربستان و پوتین برقرار شده حاکی از آن است که دو کشور اهداف بزرگی را در روابط خودشان ترسیم کرده‌اند." "من قبل از این جلسه هم خدمت آقای عیسایف گفتم در شرایط موجود خاورمیانه، قابل درک نیست که روسیه صرفا به دنبال تجارت با عربستان باشد. شاید از دید برخی در ایران این یک نوع رفتار فرصت‌طلبانه تعبیر شود. قاعدتا این رفتار به عنوان رفتار یک قدرت بزرگی که در منطقه خاورمیانه دارای اصولی است نمی‌تواند تلقی شود. مایلیم که حداقل دوستان روس به ما بگویند روسیه با این بازی‌هایی که در منطقه خاورمیانه انجام می‌دهد به دنبال چه چیزی است و چه اهدافی را در منطقه دنبال می‌کند؟ مثلا آیا روس‌ها نظم متفاوتی را مدنظر دارند که بخواهند در منطقه اجرا نمایند؟ در صحبت‌های قبلی من و آقای عیسایف، سوالی هم مطرح شد که ایرانی‌ها نسبت به روابط ایران و روسیه در منطقه چه نظری دارند و در این باره چه فکری می‌کنند؟ شاید ابهام بزرگی که در ذهن ما هست به همین دلیل باشد."   "ما حداقل به عنوان کارشناس ترجیح می‌دهیم خیلی به آینده فکر نکنیم. چون اگر بخواهیم براساس آنچه تا الان اتفاق افتاده، آینده را تحلیل کنیم باید تحلیل بسیار بدبینانه‌ای داشته باشیم. گرچه این را هم باید اضافه کنم که همیشه اتفاقاتی رخ داده که عملا  ایران و روسیه را ناگزیر به همکاری بیشتر با همدیگر کرده است. به همین دلیل باید به جای آنکه بخواهیم خیلی بدبینانه از آینده‌ی روابط دو کشور صحبت کنیم. امیدواریم شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که ایران و روسیه بتوانند همکاری بیشتری با هم در منطقه داشته باشند. مثلا در موضوع سوریه که یکی از مهمترین موضوعات در این رابطه است ببینیم چه آینده‌ای برای سوریه می‌خواهیم تعریف کنیم. طبیعتا آن چه ایران به دنبال آن است شاید متفاوت باشد. ولی فکر می‌کنم شرایط در منطقه به خصوص در سوریه خیلی متغیر است و احتمالا ایران و روسیه دلایل بیشتری برای همکاری پیدا خواهند کرد. چون ما در مورد آینده سوریه به دنبال آینده‌ای واحد هستیم که تداوم دولت اسد در آن تضمین شده باشد. در حالی که روسیه به گزینه‌های دیگری می‌اندیشد، اما این که سایر گزینه‌های مدنظر روسیه چیست، حداقل ما (ایرانی‌ها) اطلاعی از آنها نداریم."   در ادامه این جلسه، لئونید عیسایف، ضمن اشاره به دیدگاه های دکتر شوری، بیان داشت: "من کاملا درک می‌کنم که چرا شما درباره سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه چنین صحبت هایی را مطرح کردید. احتمالا شما فکر می‌کنید حضور اخیر روسیه از دو سال پیش در منطقه به خاطر این است که روسیه اهداف بلندمدتی را در منطقه دنبال می کند و درواقع این امر یک امر مقطعی و موقعیتی نخواهد بود. اما به عقیده من روسیه چنین استراتژی و راهبردی را در منطقه نداشته و صرفا به دنبال جایی برای خود در منطقه است. برای همین روسیه بسیار عملگرایانه در منطقه عمل می‌کند و سعی دارد از طرق صلح و عملگرایانه به هدفش برسد و آن چه در حال حاضر مقامات روسیه انجام می‌دهند ممکن است با آن چه سال‌های قبل اعلام می‌کردند مطابقت نداشته و متفاوت باشد. اما می‌توانم بگویم ما تقریبا در این رابطه اصول ثابتی داریم. این  اصول و قوانین این است که درواقع روسیه اگر هم نتواند برای خود جایی در منطقه داشته باشد  حداقل نمی‌خواهد خودش را با هیچ یک از بازیگران منطقه خراب کند. روسیه نمی‌خواهد بین ایران یا اسرائیل، ایران یا عربستان سعودی، ایران و ترکیه، یکی را انتخاب کند. به همین دلیل روسیه قصد دارد روابطش را با همه بازیگران این منطقه تا جایی که امکانپذیر است گسترش دهد. از این رو، روسیه سعی ندارد به توصیه‌هایی که دیگر کشورها، به عنوان مثال کشورهای خلیج فارس درباره ایران دارند عمل کند و درواقع، این نظرات تأثیری بر روی رفتار ما در قبال ایران نخواهد داشت." "به همین دلیل، در رابطه با سفر پادشاه عربستان به روسیه ما (روسیه) آمادگی داریم روابطمان را تا حدی گسترش دهیم که امکان آن وجود داشته باشد. بنابراین، خواهش می کنم شما فکر نکنید هر ملاقاتی که پوتین با مقامات این کشورها انجام می‌دهد، استراتژی بلندمدتی برای آن تعریف شده است. این که ما در مورد جنوب سوریه با نتانیاهو (اسرائیل) توافق کردیم به این معنی نیست که نظر روسیه در سوریه تغییر کرده است و یا سفر پادشاه عربستان سعودی به روسیه هم به معنای این نیست که روسیه به دنبال جایگزینی برای ایران است. همین امر در مورد رفراندوم کردستان هم صادق است. من البته با این امر موافقم که مقامات روسیه در رابطه با این مسئله خیلی محتاطانه اظهارنظر کرده‌اند. البته در روسیه هم این روزها می‌گویند که روسیه دراین باره خیلی قاطع عمل نکرده و موضع محتاطانه‌ای اتخاذ کرده است. غکر می‌کنم آنچه سرگی لاورف در این رابطه گفت به روشنی گویای نظر روسیه در این باره باشد. آقای لاورف در این باره اعلام کرد که روسیه حاضر است با استقلال کردستان موافقت کند اما تنها پس از آنکه این استقلال پس از توافق کردستان با بغداد باشد." "البته این موضع هم کاملا قابل فهم است چون ما حجم عظیمی از توافقات را هم با اقلیم کردستان و هم توافقات زیادی با عراق و بغداد داریم و هر تنشی به معنای این است که ما باید انتخاب کنیم که روابطمان را با کردستان و یا عراق (بغداد) ادامه دهیم. از این رو هر تنشی در این منطقه در واقع، به ضرر ماست. لازم است درباره کردستان عراق به نکته‌ی دیگری هم اشاره نمایم. چیزی که می‌خواهم بگویم مربوط به رسانه‌های جمعی روسیه نیست و بیشتر مباحثی است که افراد حقیقی و رسمی راجع به آن صحبت می‌کنند. خیلی از افراد می‌گویند روسیه باید با استقلال کردستان موافقت کند. درواقع، این دیدگاه و افزایش توجه به مسئله کردها در پی افزایش دیدگاه‌های ضدترکیه‌ای به وجودآمده است که در پی تنشی که مابین ترکیه و روسیه ایجاد شد. می‌توان گفت تنش روسیه و ترکیه بر روی مسائل کنونی تأثیرگذاشته است. البته این امر به این معنا نیست که موضع رسمی دولت روسیه در مورد کردها تغییر کرده باشد، بلکه این صرفا عقیده برخی افراد برجسته در روسیه است. از این رو، باید بگویم که سیاست روسیه نسبت به این امر سیاست بی‌طرفی است و روسیه نمی‌خواهد نه با بغداد و نه با کردستان وارد تنش شود. در مورد روابط ایران و روسیه فکر می‌کنم بهتر است آقای کاژانف توضیح دهند."       در ادامه نشست، آقای نیکولای کاژانف به بیان دیدگاه های خود در خصوص سیاست خارجی روسیه و راهبرد این کشور در خاورمیانه پرداخت. وی در این باره اشاره داشت: "روش روسیه به عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ بعد از فروپاشی شوروی با روسیه سابق خیلی فرق کرده است. اصطلاح قدرت بزرگ برای روسیه کنونی به معنای قدرتی است که این توانایی را دارد که جریان حوادث را به سمتی که می‌خواهد هدایت کند. اما این به این معنا نیست که این کشور باید حتما استراتژی واحدی را دنبال نماید. البته این کشور باید به قدر کافی قوانین مشخصی داشته باشد و این توانایی را داشته باشد که از شرایط کنونی استفاده کند. مساله سوریه نمونه واضح و روشن این قضیه است. سپتامبر 2015 نیروهای روسیه وارد سوریه شدند، بدون آنکه هدف مشخص و واحدی داشته باشند، البته به عبارت درست‌تر هدف داشتند اما نمی‌دانستند باید چگونه به آن دست یابند و این امر برای آن‌ها مبهم بود. از این رو می‌بینید که در دوسال اخیر با توجه به شرایطی که در منطقه حاکم بود، روش روس‌ها تغییر می‌کرد. هدف آنها امر واحد و درواقع تأمین امنیت و فراهم‌کردن شرایط زندگی برای مردم سوریه بوده است." "بنابراین، اگر بخواهم خلاصه کنم استراتژی فعلی روسیه در خاورمیانه مبتنی بر دو اصل است: اصل نخست، استفاده از شرایط موجود است و اصل دوم تمایل برای افزایش قدرت در جایی که لازم و ضروی باشد. به همین دلیل بر مبنای اصل نخستی که ذکر کردم (استفاده از شرایط موجود) روسیه بسته به شرایط تصمیم می‌گیرد  چگونه از آنها استفاده کند.  نمونه کردستان هم بیانگر آن است که روسیه می‌تواند با مسائل این چنینی، برخورد ظریف و حساب شده‌ای داشته باشد." "لازم به ذکر است که مدتی قبل از برگزاری رفراندوم در کردستان عراق کمپانی نفتی روسنفت توافقی را با این اقلیم و مستقل از بغداد برای انتقال گاز از کردستان عراق به ترکیه امضا نمود که انعقاد این قرارداد بدون موافقت آنکارا امکانپذیر نبود. آنکارا هم در جریان مذاکرات قرار داشت و بعد از این که اطمینان حاصل کرد در این قرارداد هیچ مسئله نظامی در بین نیست آن را پذیرفت." "مسئله دیگری که برای تحلیل روابط بین‌الملل و استراتژی روسیه هم در خاورمیانه و هم در کل جهان می‌توان به آن اشاره کرد مسئله قدرت روسیه است. من امروز در دانشکده مطالعات جهان به پایان نامه‌ای تحت عنوان پوتینیسم برخوردم.  یکی از اشتباهات رایجی که معمولا کسانی که در مورد روسیه کار می‌کنند به آن دچارند، این است که معتقدند پوتین به تنهایی در مورد مسائل و موضوعات سیاست خارجی تصمیم می‌گیرد. در حالی که اینطور نیست و درواقع گروهی از نخبگان سیاسی در اطراف پوتین حضور دارند که وی در مسادل مختلف برمبنای نظر آنها عمل می‌کند و تصمیم می‌گیرد. درواقع اینطور نیست که پوتین خودش شخصا تصمیم‌گیرنده باشد. در این رابطه اگر بخواهم مثالی را ارائه کنم روابط روسیه با اپک است." "ما (روسیه) در حال حاضر در رابطه با اپک سه گروه تحقیقاتی داریم. گروه نخست به سرپرستی آقای سیچین مدیر شرکت نواتک، گروه دوم به رهبری آقای نواک که وزیر انرژی روسیه است و گروه سوم را آقای میلر رئیس گازپرم رهبری می‌کند. حتی اگر لازم باشد می‌توانم گروه‌های چهارم و پنجمی را هم خدمت شما معرفی کنم که اگر بخواهم ادامه دهم به طول می‌انجامد. هر کدام از این گروه‌ها درواقع نظر خودشان را برای رابطه با اپک و اعمال سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه ارائه می‌دهند که ممکن است با نظر سایر گروه‌ها متفاوت باشد." به عنوان مثال، ژوئن امسال وزیر انرژی عربستان سعودی در انجمن اقتصادی سن پتربورگ شرکت کرد. با این که این مقام عربستانی وزیر انرژی بود مهمترین توافقی که در جریان این سفر با روس‌ها داشت با آقای نواک که وزیر انرژی روسیه است نبود، بلکه با شخصی دیگر که مسئول کارهای فنی و تکنولوژیک است یعنی با آقای سیچین در شرکت نواتک قراردادی را منعقد کرد. در واقع، سرمایه‌گذاری‌های عربستان سعودی در پروژه‌های انرژی شمال روسیه، غالبا به نفع روسنفت و نواتک هستند. به همین دلیل وقتی درمورد اقدامات روسیه درخاورمیانه  صحبت می‌کنیم باید توجه داشته باشیم چه کسی در روسیه تصمیم نهایی را اتخاذ  می‌کند، شخص پوتین و یا نظر گروهی از نخبگان که به او مشورت می‌دهند. البته این که چه کسی در رأس قدرت دارد تصمیم می‌گیرد صرفا مختص روسیه نیست و در مورد سایر کشورها هم صدق می‌کند." پس از بیان نظرات اعضای هیئت روسی، آقای حسن بهشتی پور در خصوص تحولات اجتماعی پیرامون روسیه پرداخت و در این باره اظهار داشت: "ابتدا درباره موضوع کردستان که مطرح شد نکاتی دارم که قصد دارم ان را طرح کنم. امیدارم دوستان روسی بپذیرند که ما از بیرون روسیه قضاوت‌های خاص خودمان را درباره این موضوع داریم. اینکه یک کشوری براساس منافعش در رابطه با کشوری دیگر و تصمیماتش مثل همه‌پرسی در آن کشور موضعگیری کند کاملا قابل فهم است. لیکن این تصمیم‌گیری باید ملاحظات خاصی داشته باشد که ذکر خواهم کرد. موضع‌گیری‌ای که روسیه در قبال کردستان دارد یک موضع‌گیری تاریخی است که هم در داخل روسیه و هم در سیاست خارجی روسیه اثرگذار است." "حال موضوعی که پیش می‌آید این است که روسیه خود در صحنه بین‌المللی منتقد یکجانبه‌گرایی ایالات متحده امریکا است.  اما وقتی در عرصه بین‌المللی نوبت به روسیه می‌رسد به عنوان مثال در ارتباط با کوزوو می‌بینیم که روسیه از سال 2002 تا به حال این کشور را معطل نگه داشته است. چون کوزوو را متعلق به صربستان می‌داند. تا به حال 80 کشور کوزوو را به رسمیت شناخته‌اند. در مورد کوزوو روسیه قبول ندارد که این کشور مستقل شود. در قطعنامه شورای امنیت هم این موضوع با وتوی روسیه متوقف مانده است. در حالی که در مورد کردستان که فقط اسرائیل از استقلال آن حمایت می‌کند در اینجا شاهدیم که روسیه موضع بی‌طرفی اتخاذ کرده است. لذا، به نظر من این رویکرد در واقع استانداردهای دوگانه را ترویج می‌کند."  "در این باره نمونه‌ی دیگری در داخل روسیه  هم وجود دارد. وقتی آقای جوهر دادایف در چچن اعلام استقلال کرد، اگر دیگر کشورها می‌آمدند در قبال آن موضع بی‌طرفی اعلام می‌کردند، چه تصوری برای روسیه پیش می‌آمد؟ به هرحال در آن مقطع زمانی تمایلات جدایی‌طلبانه در چچن وجود داشت همین الان هم ممکن است چنین تمایلاتی در داغستان و دیگر جمهوری‌ها وجود داشته باشد. آیا روسیه چنین فاکتوری را می‌تواند برای افکار عمومی داخل کشور روسیه تعمیم دهد. به ویژه که موضوع کردستان صرفا به معاملاتی که شرکت‌های روسی با اقلیم کردستان و عراق انجام می‌دهند محدود نمی‌شود، بلکه اینجا و این مسئله به ترکیه، ایران و حتی سوریه هم مربوط می‌شود. یعنی متأسفانه این موضوع یک منطقه را درگیر می‌کند." "اگر اجازه دهید نکاتی را پیرامون سیاست خاورمیانه‌ای روسیه طرح کنم و در ادامه علاقمندم نقد سیاست ایران در خاورمیانه را از دیدگاه روس‌ها هم بدانم. درواقع ما نه تنها از این که شما سیاست ایران را نقد کنند ناراحت نمی‌شویم بلکه از آن استقبال هم می‌کنیم. واقعیت این است که بعد از این که ایالات متحده امریکا از سال 2010 به بعد توجهش را به خاورمیانه کمتر کرد و در برنامه راهبردی‌اش اعلام کرد که می‌خواهد به سمت شرق متمرکز شود بیشتر شاهد حضور روسیه در خاورمیانه بودیم. یعنی برخلاف آنچه دوستان طرح کردند مبنی براینکه روسیه الان بیش ازدو سال است که وارد منطقه خاورمیانه شده و از سال 2015 به بعد را مورد توجه قرار دادند، من فکر می‌کنم که تقریبا روسیه حضور جدیدش را در خاورمیانه از سال 2011 یعنی به موازات شروع آنچه که بهار عربی یا بیداری اسلامی گفته می‌شود و به طور مشخص از سومین دوره‌ی ریاست جمهوری آقای پوتین شاهد تحول در سیاست خارجی روسیه در قبال خاورمیانه بودیم." "به طور مشخص سیاست روسیه در قبال مصر در دوره آقای سی سی بعد از رفتن آقای مرسی تغییر قابل توجهی کرده است یا سیاست روسیه در قبال سوریه از سال 2011 به نحو قابل توجهی  تغییر کرده و روسیه حضور پررنگ و تأثیرگذاری در قبال تحولات سوریه در کنار ایران داشته است. بعد از تثبیت آقای اسد در سوریه و پذیرش اینکه سیاست روسیه و ایران در سوریه موفق بوده، ترکیه هم به این سیاست پیوسته است و الان ترکیه در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه به یک محور مهم تبدیل شده است. این که در روابط ترکیه و روسیه تنش به وجود آمد این یک تنش موقتی بود و چیزی که پایدار است روابط اقتصادی، نظامی و سیاسی است که در خاورمیانه دارد شکل می‌گیرد. به نظرم در حال حاضر سیاست خاورمیانه‌ای روسیه که با مصر، ترکیه و ایران تشکیل شده حالا هم دارد با عربستان تکمیل می‌شود. این اتفاقی نیست که بعد از 40 سال پادشاه عربستان برای نخستین بار به روسیه سفر می‌کند. من فکر می‌کنم در آینده هم شاهد گسترش حضور روسیه در خاورمیانه خواهیم بود و این به این معنا نیست که این امر در تعارض با ایران و یا هیچ کشور دیگری باشد. من هم با ایشان موافقم که روسیه دنبال  ایجاد تعارض نیست و اتفاقا با اسرائیل هم رابطه خوبی دارد و همزمان با ترکیه، ایران، مصر و عربستان هم رابطه خوبی دارد." در ادامه این نشست، آقای دکتر ولی گل محمدی، با اشاره به تلاش پنهان رئیس جمهور ترکیه در تهران برای گرفتن ابتکار عمل در عراق و سوریه، بیان داشت: "سیاست خارجی ترکیه در نیم دهه گذشته به‌تدریج خاورمیانه‌ای شده است. بدین معنا که تحولات خاورمیانه از محوریت قابل‌توجهی در ترسیم راهبردهای روابط خارجی این کشور برخوردار است. این مسئله از یک سو تحت تأثیر برهم خوردن توازن بین نیروهای اسلام‌گرا- سکولار در سیاست داخلی و خواست دولت حاکم برای هژمونی حزبی و مسلط ساختن بنیان‌های حکومتی و ایدئولوژیکی منحصر به خود در سپهر سیاسی و مدنی چندپاره ترکیه بوده است. و از طرف دیگر ناشی از واگرایی در روابط ترکیه و متحدان غربی به‌ویژه ایالات متحده آمریکا است. چنین تفکری در اتاق فکر سیاست خارجی اردوغان شکل گرفته است که ترکیه دیگر از جایگاه راهبردی در چارچوب امنیتی و راهبردی غرب به‌ویژه در خاورمیانه برخوردار نیست و ازاین‌رو باید به دنبال ابتکار عمل و آلترناتیو دیگری در بیشینه‌سازی نفوذ و قدرت ترکیه در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی باشند." "ائتلاف سیاسی و امنیتی با روسیه و قدرت‌های منطقه‌ای مثل ایران می‌تواند به چنین دغدغه‌ای هرچند موقتی پاسخگو باشد. حداقل قدرت چانه‌زنی ترکیه در مقابل اتحادیه اروپا و امریکا را افزایش می‌دهد. باید گفت که ترکیه از راهبرد واحدی در مواجهه با تحولات خاورمیانه و نظام بین‌الملل تبعیت نمی‌کند. فرهنگ استراتژیک اردوغان به سمت برقراری موازنه در روابط با غرب و شرق چرخش پیدا کرده است و رفتار سیاست خارجی ترکیه تداوم همان سیاست اوراسیاگرایی نرم سال‌های 2007-2011 است. با این تفاوت که ترکیه به دنبال بر عهده گرفتن نقش فعال در تحولات جاری منطقه از طریق ائتلاف‌سازی امنیتی و سطحی از مداخله نظامی در کانون‌های بحران منطقه است. ترکیه به‌وفور با این واقعیت مواجه شده است که اتخاذ سیاست‌های تک جانبه گرایانه به هیچ وجه نمی‌تواند منافع ملی این کشور را تأمین کند. محدودیت در قدرت ساختاری اردوغان را به سمت یک بازی دو سطحی در روابط خارجی متمایل ساخته است. اهداف و اولویت‌ها همان آماج نیم دهه پیش است. فقط روش کار و ابزار به کرسی نشاندن راهبردهای توسعه‌طلبانه تغییر کرده است. اردوغان این روزها به هیچ وجه رو بازی نخواهد کرد." "اردوغان یک روز قبل از سفر به تهران اعلام کرد که برای ترسیم یک "نقشه راه" برای تقابل با استقلال کردستان به ایران می‌رود. نقشه راه اردوغان معنایی جز به دست گرفتن ابتکار عمل سیاسی و میدانی در کردستان عراق ندارد. با توجه به سیر اظهارات و عدم اقدامات مؤثر از سوی ترکیه بعد از همه‌پرسی استقلال کردستان، اردوغان به منظور تسلط بر آینده تحولات کردستان عراق از طریق صورت‌بندی دوگانه کردی-شیعی در عراق به دنبال ایجاد و تعمیق خصومت در روابط کردهای عراق و محور ایران و عراق است. در چنین شرایطی، کردستان عراق برای بقا آلترناتیو و چاره‌ای جز تمایل همه‌جانبه به سمت ترکیه نخواهد داشت. اظهارت معاون حزب عدالت و توسعه در رابطه با اینکه استقلال کردستان عراق هیچ تهدیدی برای ترکیه ندارد، چنین سناریویی را بیش از پیش تقویت می‌کند. نکته دیگر به احتمال همکاری نظامی- عملیاتی ترکیه، روسیه و ایران در ادلب برمی‌گردد که ترک‌ها به‌شدت به دنبال اقناع ایران برای گسترش حوزه نظامی ارتش ترکیه در غرب ادلب و متعاقب آن ورود به کانتون کردنشین عفرین هستند. به نظر می‌رسد که ترکیه چراغ سبز را از روسیه دریافت کرده است و در صورت موافقت ایران باید در آینده‌ای نزدیک بعد از ایجاد منطقه عاری از تنش در ادلب، منتظر ورود نظامی ترکیه به عفرین بود. روندی که می‌تواند موازنه قدرت را به نفع ترکیه تغییر دهد و در روزهای پایانی بحران سوریه، میزان چانه‌زنی سیاسی و سهم خواهی آن را در حد قابل‌توجهی افزایش دهد. جان کلام اینکه، باوجود تمایلات سازنده ترکیه به بهبود روابط دوجانبه و منطقه‌ای در حوزه‌های مختلف، باید نسبت به آمال و راهبردهای پشت پرده آن نیز هوشیار بود و جانب احتیاط را در پیش گرفت." دکتر داوود کیانی در پایان این نشست تخصصی با اشاره به نقش روسیه در سوریه اظهار داشت "برخی نگرانی ها در سطح نخبگان و جامعه ایرانی نسبت به رفتار روسیه در قبال بحران سوریه وجود دارد. تا پیش از تحولات اخیر، این نگرانی در ایران وجود نداشت، چه بسا ایران از سطح همکاری ها میان تهران و مسکو در خصوص بحران سوریه بسیار خرسند نیز بودند. اما در حال حاضر، برخی علل تردید و بدگمانی نسبت به آینده همکاری ها و همچنین آینده بحران سوریه ظهور کرده است. این نگرانی در واقع برخاسته از دیدار و گفتگوهایی است که میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین صورت گرفته است، بخصوص گفتگویی که میان این دو رئیس جمهور در حاشیه نشست گروه 20 در هامبورگ انجام شد. من به خاطر دارم که وزاری خارجه دو کشور اشاره داشتند که این گونه گفتگوها حول موضوع سوریه میان روسیه و آمریکا ادامه خواهد داشت. همین عامل باعث بروز نگرانی ها در سطح نخبگان و تصمیم گیران ایرانی شد چرا که اعتقاد  بر این است که همکاری مشترک تهران و مسکو باعث نجات حکومت بشار اسد از سقوط شد و متعاقبا منافع آن ها را تضمین کرده است. به عبارت دیگر این نگرانی از این جهت است که آمریکا در حال برداشت محصولات همکاری مشترک ایران و روسیه بوده و همچنین واهمه از آن دارد که گفتگوهای روسیه و آمریکا در بحران سوریه ناقض منافع ایران در این کشور جنگ زده باشد. با توجه به خصومت میان آمریکا و ایران، واشنگتن اجازه نخواهد داد که منافع ایران در سوریه تامین شده و متقابلا ایران نیز اجازه نخواهد داد که منافع آمریکا در سوریه تامین شود. این یکی از نگرانی های اصلی ایران در این خصوص است. دومین نگرانی نیز مربوط به موضوع «اسرائیل» است. اشاره شد که روسیه علاقه مند به حفظ روابط متوازن خود با تمامی بازیگران کلیدی در سطح منطقه است. این موضوع البته منبع نگرانی برای ایران نبوده و تهران به خوبی نسبت به محدودیت های سیاست خاورمیانه ای روسیه آگاه است. نگرانی در این جاست که مسکو برخی امتیازها برای اسرائیل قائل شده است؛ در حالی که چنین امتیازاتی برای دیگر بازیگران کلیدی در نظر نداشته است. در پایان جلسه پروفسور کوروتایف، آمادگی خود را جهت انجام مطالعات پژوهشی مشترک اعلام نمود. همچنین توافق شد، تفاهمنامه مشترکی بین دو مرکز برای همکاری های آتی امضا گردد و تعاملات علمی خود را ادامه دهند. همچنین در  این جلسه، آخرین تولیدات علمی منتشر شده طرفین تبادل گردید.   پایان گزارش   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 10 Oct 2017 09:30:29 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3362/1/بازدید-مدیران-آزمایشگاه-رصد-خطرات-برهم-خوردن-ثبات-اجتماعی-سیاسی-مدرسه-عالی-اقتصاد-مسکو-ایراس روسیه و جنگ بعدی در لبنان؛ روسیه چگونه می تواند از تنش میان اسرائیل و «حزب الله» منتفع شود؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود ایراس: همزمان با آنکه نیروهای دولت بشار اسد کنترل بخش های مهمی از سوریه را در اختیار گرفتند، استراتژیست های اسرائیلی مجددا تمرکز خود را بر احتمال جنگی دیگر با حزب الله لبنان به عنوان متحد اصلی دولت بشار اشد معطوف نمودند. از آخرین جنگ میان اسرائیل و حزب الله در سال 2006، سرتاسر مرزهای شمالی اسرائیل در طول بیش از یک دهه گذشته به دور از تنش قرار داشت. با این حال، از همان یک دهه پیش، حزب الله لبنان به طور چشمگیری زرادخانه تسلیحاتی خود را از حیث کمّی و کیفی ارتقا و نیز جایگاه سیاسی خود را در لبنان بهبود بخشید. در این چارچوب، جنگی دیگر میان اسرائیل و حزب الله به چندین دلیل محتمل است: اگر سوتفاهم در طرف اسرائیل یا طرف حزب الله، تنش ناخواسته ای را میان این دو ایجاد کند؛ اگر یکی از طرفین بنا به تصور خود مبنی بر ضعف طرف مقابل، اقدام به حمله نظامی نماید؛ یا اگر رفتار هر یک از دو طرف، خطوط قرمز طرف دیگری را نقض کند.   استراتژیست های اسرائیلی به احتمال جنگ با حزب الله فکر نمی کنند، اما علاقه مند هستند بدانند چگونه روسیه که دوست دوران جنگ ایران و حزب الله در سوریه به حساب می آید، به چنین تنش و منازعه ای واکنش نشان می دهد. اسرائیل اخیرا حملات علیه حزب الله در لبنان و سوریه را تشدید کرده است، اما تا عمل به توافق موقتی اسرائیل با کرملین که غالبا از طریق ارتباطات شخصی با ولادیمیر پوتین بدست آمده است، فاصله زیادی دارد.   این الگو نمی تواند برای جنگ بعدی پایدار باقی بماند. اگر تهاجم نظامی میان اسرائیل و حزب الله در تضاد با منافع روسیه باشد، این کشور اقدام به تحدید آزادی عمل دو طرف خواهد نمود و در قدم بعدی، به حل و فصل منازعه کمک خواهد کرد. مضاف بر این، احتمالا کرملین از چنین جنگی برای افزایش موضع و نفوذ خود در خاورمیانه بهره برداری خواهد کرد.   ترجیحات روسیه همزمان با تثبیت اوضاع در سوریه، رقابت ها میان روسیه و ایران در این کشور شدت بیشتری خواهد یافت. روسیه درصدد آن است که دارایی های خود را در سوریه و تحت هر ترتیبات سیاسی، از جمله خلع بشار اسد از قدرت یا فدرالیزه شدن این کشور، حفظ نماید. با این حال، ایران صرفا به دنبال آن است که قدرت  خود را در شامات بر اساس تعریفی که دارد، تحکیم بخشد. هر دو کشور روسیه و ایران به دنبال حضور دائمی نظامی در سوریه و نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه هستند، اما اراضی و سرزمین هایی که بشار اسد باز پس گرفته است، ظرفیت حضور دو قدرت متفاوت را ندارد.   بلندپروازی های ایران تبدیل به معضل و مشکلی برای روسیه شده است. تمایل روسیه این است که بدون آنکه روابط مسکو و تهران تحت تاثیر قرار گیرد، هژمونی طلبی منطقه ای ایران، به عنوان بزرگ ترین همپیمان منطقه ای روسیه را محدود سازد. در واقع ترجیح روسیه این است که حضور ایران و حزب الله در سوریه نه قدرتمندانه و نه از سر ضعف باشد.   بر این اساس، تصمیم اسرائیل به استفاده از زور می تواند در راستای تحقق این هدف روسیه باشد. به عبارت دقیق تر، اگر تنش و منازعه میان اسرائیل و حزب الله شعله ور گردد، مسکو احتمالا اجازه خواهد داد تا حزب الله و ایران هزینه های این جنگ را پرداخت کنند تا از این طریق، جایگاه منطقه ای این دو تضعیف گردد. اما از سوی دیگر، مسکو درصدد آن خواهد بود تا مانع از پیروزی قطعی اسرائیل شود، چرا که کماکان به حزب الله به عنوان یک بازیگر راهبردی در منطقه نیاز دارد و همچنین در صورت شکست حزب الله، این پیام به اسرائیل ارسال می شود که قدرت روسیه در منطقه محدود است. از طریق حل و فصل منازعه و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، روسیه می تواند به این برآورد دست یابد که آیا با آمریکا به عنوان نیرویی در خاورمیانه، برابری می کند یا برتر از آن است.   در نتیجه، بهترین نتیجه برای روسیه، بروز جنگی محدود به لبنان که درهمین کشور هم پایان یابد و دو طرف تخاصم نیز پس از روی آوردن به روسیه به عنوان میانجی گر، مدعی پیروزی باشند. اما، بدترین خروجی این جنگ هم می تواند تجزیه لبنان باشد؛ تحولی که این کشور را تبدیل به نمونه شبیه عراق پس از صدام خواهد نمود. همچنین بدترین سناریو نیز می تواند امتداد جنگ به بلندی های جولان در سوریه باشد، منطقه ای که بروز جنگ در آن باعث می شود دستاوردهای روسیه در کاستن از تنش های داخلی سوریه به خطر افتاده و از این رو منطقه را با بی ثباتی رو به رو سازد.   برای مسکو، موفقیت صددرصدی حزب الله و همچنین نابودی کامل این جنبش بطور مساوی گزینه های مطلوبی نیست. از این جهت موفقیت کامل حزب الله گزینه خوبی برای روسیه نیست، زیرا که باعث می شود این جنبش دیگر توجهی به مسکو نداشته باشد و از این جهت نابودی کامل آن به نفع روسیه نیست، زیرا باعث شکل گیری این ذهنیت می شود که روسیه، متحدی است که نمی توان به آن تکیه و اعتماد نمود. تحت هر شرایطی، مسکو به دنبال ممانعت از بروز منازعه میان اسرائیل و حزب الله است؛ راهبرد و اقدامی که کرملین پیش از این و در زمان پس از فروپاشی شوروی در مناطقی نظیر آبخازیا، دونباس، قره باغ، اوستیا و ترانس‌نیستریا اتخاذ نمود. ممانعت از بروز تنش میان دو طرف مستلزم آن است که تنش ها در سطح بالایی باقی بماند تا از این طریق ظرفیت میانجیگیری و مداخله آتی روسیه در جنگ احتمالی دست نخورده باقی بماند. با این حال، حفظ تنش ها در سطحی بالا نباید منتج به جنگی طولانی و ادامه دار میان اسرائیل و حزب الله شود. حفظ یک ثبات شکننده در لبنان، وابستگی تمامی طرف ها را به مسکو افزایش خواهد داد و اهمیت مسکو برای آینده بیروت را ضروری خواهد ساخت. از این رو، مادامی که مسکو بتواند مانع از تنش های غیرسازنده میان اسرائیل و حزب الله شود، منازعه میان طرفین به مثابه فرصتی برای روسیه قلمداد خواهد شد.   لحظه حداکثر خطر جنگ بعدی میان اسرائیل و حزب الله متمایز از رویکردهایی خواهد بود که دو طرف از زمان آخرین تنش خود با یکدیگر اتخاذ کرده بودند. به عبارت دقیق تر، حزب الله به مانند آنچه در گذشته انجام می داد، صرفا روی به حملات موشکی علیه اسرائیل نخواهد آورد، بلکه درصدد خواهد بود تا ماشین جنگی اسرائیل را از کار بیندازد. بهبود دقت و برد و همچنین تعداد موشک ها به حزب الله این اجازه را می دهد که بطور عملیاتی اهداف مهمی همچون پایگاه های نیروی هوایی اسرائیل، تاسیسات جمع آوری اطلاعات یا حتی پایگاه سربازان را هدف بگیرد. برنامه ریزان اسرائیلی همچنین این انتظار را دارند که تعداد کم واحدهای زبده حزب الله بتوانند مانورها و عملیات های پیچیده ای در اراضی اسرائیل انجام دهند و احتمالا برخی شهرک های مرزی را به تصرف خود درآورند.   در طرف دیگر، اسرائیل بعید به نظر می رسد که بار دیگر عملیات به اصطلاح بازدارندگی (گزینه همیشگی اسرائیل در طول منازعات یک دهه اخیر) با هدف تحمیل کمترین آسیب به دشمنان خود برای جلوگیری از خشونت ها در آینده را در دستور کار خود قرار دهد. در عوض، اسرائیل به دنبال روشی است که استراتژیست های اسرائیلی آن را «تصمیم میدان نبرد» می نامند یا به عبارت دقیق تر، پیروزی بلامنازع بر روی زمین و فاتح میدان نبرد. اسرائیل درصدد نابودی حزب الله نیست، اما احتمالا تا آستانه نابودی و محو این گروه پیش خواهد رفت.   منازعه ای با چنین دکترین های جدیدی از سوی حزب الله و اسرائیل می تواند منافع روسیه را به خطر بیندازد. وحشتناک ترین وضعیت برای مسکو این خواهد بود که اسرائیل بیش از آنکه کرملین نیاز دارد، اقدام به آسیب رساندن به حزب الله نماید و پس از آن به حدی پیش برود که نتیجه ای جز پیروزی قاطع برای اسرائیل نداشته باشد. نزدیک ساختن حزب الله به آستانه نابودی کامل موجب تضعیف ایران (به عنوان حامی حزب الله و متحد اصلی منطقه ای روسیه) خواهد شد و احتمالا مسکو با هدف عقب نشینی، به اسرائیل فشار وارد خواهد ساخت. با این حال، اشتیاق بالقوه حزب الله به تنش آفرینی از سوی اسرائیل و روسیه توامان غیرقابل تحمل خواهد بود. در واقع، این امر می تواند آتش انتقام اسرائیل از سوریه و ایران را شعله ور ساخته و بیش از گذشته خاورمیانه را در این آتش فرو ببرد، بدون آنکه سود و منفعتی عاید مسکو گردد.   تحدید اسرائیل و حزب الله از سوی روسیه وابسته به وضعیت جنگ داخلی در سوریه است. هرچه نیاز مسکو به حزب الله برای مقابله با نیروی های ضدبشار اسد بیشتر شود، این کشور بیشتر از حزب الله در برابر حملات اسرائیل محافظت خواهد نمود. در مقابل، هرچه تضمین ها برای حضور یک دولت روس گرا در سوریه بیشتر شود و موضع مسکو در این کشور تقویت گردد، فضای مانور و عکس العمل از سوی اسرائیل بیشتر خواهد شد.   از تنش تا عدم تنش اگر مسکو نتواند میانجیگر یک راه حل سیاسی برای این منازعه باشد، احتملا مسکو دو طرف منازعه را مجبور خواهد ساخت تا این جنگ را به روش خود پایان بخشند. با هدف دست یابی به بیشترین منفعت و کمترین اصطکاک و اختلاف، مسکو می تواند عملیات های سایبری محدودی علیه اهداف غیرنظامی در اسرائیل مانند بندرگاه ها یا پالایشگاه های نفت در دستور کار قرار دهد. انجام چنین حملاتی واکنش کمتری را بر انگیخته و در مقایسه با حمله به زیرساخت های نظامی، آسان تر خواهد بود. مضاف بر آنکه، روسیه می تواند این حملات را به ایران یا حزب الله منتسب کند تا هم این اقدام را محکوم نماید و هم از تقابل مستقیم با اسرائیل اجتناب کند. پس از این، مسکو می تواند این سیگنال را به اسرائیل ارسال کند که مادامی که تل آویو از حمله به حزب الله دست برندارد، زیرساخت های آن مجددا و به آسانی مورد حمله قرار خواهد گرفت.   در این اثنا، در میدان نبرد، روسیه می تواند به گونه ای عمل کند که استراتژیست های اسرائیلی باور کنند که نیروهای روسی بسیار نزدیک به حزب الله مستقر هستند که در صورت حمله اسرائیل به مواضع حزب الله، نیروهای روسی نیز مورد هدف قرار خواهند گرفت. اگر این ایده نیز کارساز نبود، روسیه می تواند اسرائیل را با استقرار سامانه های «منع منطقه ای» و «ضددسترسی» تهدید کند تا مانعی در مسیر حملات اسرائیل به حزب الله در سوریه و لبنان قرار دهد. در سطحی بالاتر، روسیه همچنین می تواند در سامانه های نظامی اسرائیل اختلال ایجاده کرده یا با ارسال پارازیت، پهپادها را از رادار خارج نموده و یا حتی ساقط نماید. حتی اگر اسرائیل نسبت به این اقدامات روسیه واکنشی نشان نداد، مسکو می تواند گنبد آهنین را هدف قرار داده و سامانه های ضدهوایی و حتی سیستم های هشداردهنده شهری را مختل سازد و در امتداد این اقدامات، جنگ اطلاعاتی ای راه بیندازد مبنی بر آنکه سامانه های دفاعی اسرائیل آسیب پذیر بوده تا از این طریق، در سطح افکار عمومی رعب و وحشت ایجاد نماید.   اما به نظر می رسد که روسیه، کشوری عملگرا است. بدین معنی که مسکو بر حزب الله نیز فشار وارد خواهد ساخت و این فشار نه از طریق ایران و سوریه، بلکه بصورت مستقیم خواهد بود. مسکو پس از دو سال جنگ شانه به شانه به همراه حزب الله علیه شورشیان در سوریه، کاملا با ساختار فرماندهی، کنترل و شبکه ارتباطات و فناوری هایی که از این ساختار پشتیبانی می کند، آشنا است. در صورتی که موشک های حزب الله به نقاط دورتری اصابت کند، روسیه می تواند به تضعیف این ساختارها از طریق اقدامات سایبری مبادرت ورزد. همزمان، با توجه به آنکه حزب الله در جریان جنگ سوریه توان زیادی از دست داده، مسکو می تواند مستقیما با این گروه وارد گفتگو شود. نکته اصلی آن است که شرایط کنونی حزب الله به گونه ای بوده که آمادگی پذیرش درخواست های مسکو را دارد.   آغوش محکم روسیه پیش از هر زمان دیگری، در جنگ بعدی اعراب و اسرائیل حضور خواهد داشت. تمایل اسرائیل در زمان بحران کماکان به ایالات متحده است. با این حال، عملکرد غلطی که دولت کنونی آمریکا از خود به نمایش گذاشته است و همچنین ارتباطات مسکو در سطح منطقه باعث خواهد شد که از دیدگاه اسرائیل، روسیه بازیگر معقول تری برای تعامل و همکاری به نظر آید.   اگر اسرائیل از روسیه درخواست نماید که مدیریت تخاصمات را بر عهده بگیرد، این درخواست برای اولین بار در نوع خود از سال 1967 و هنگامی که اسرائیل تلاش داشت شوروی مانع از بروز جنگ شش روزه شود، خواهد بود. چنین درخواستی بدین معنی است که پس از چند سال از مداخله نظامی روسیه در سوریه، ولادیمیر پوتین بطور کامل جایگاه مسکو در خاورمیانه را احیا نموده است؛ جایگاهی که در طول پنج دهه گذشته، خلا آن از سوی دولتمردان روسی احساس می شد. نهایت کلام آنکه اگر جنگی میان اسرائیل و حزب الله شکل گیرد، این روسیه است که می تواند پیروز این جنگ را مشخص کند.   نویسنده: دیمیتری آدامسکی - دانشیار مرکز بین رشته ای هرتزلیا   منبع: مجله فارن افرز آمریکا     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»       ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 08 Oct 2017 21:16:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3361/روسیه-جنگ-بعدی-لبنان-چگونه-می-تواند-تنش-میان-اسرائیل-حزب-الله-منتفع-شود