موسسه مطالعات ایران اوراسیا 21 اسفند 1396 ساعت 7:25 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3591/دیپلماسی-عمومی-ایران-قفقاز-جنوبی-الزامات-راهکارها -------------------------------------------------- محمدرضا دهشیری عنوان : دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها مقاله ایراس -------------------------------------------------- در این نوشتار تلاش می‌شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش‌روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود. متن : مقدمه منطقۀ قفقاز جنوبی به دلیل میراث فرهنگیوپشتوانۀ تاریخی، تمدنی و فرهنگی مشترک،همواره جایگاه و اهمیت ویژه ای در سیاست خارجی و دیپلماسیعمومی وفرهنگی ایران داشته است.ابعاد فرهنگی و هویتی ایران فرهنگی به گونه ایبودهاست کهبا توجه بهوابستگی و قرابتفرهنگی میان ایران و منطقۀ قفقاز،دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در قفقازجنوبی قابلیتالگوسازی ایرانی اسلامی در چهارچوب جغرافیای فرهنگی و بر اساس ویژگی های فرهنگی و تمدنیدارد.افزون بر این،جلوه های فرهنگ ایران از قبیل زبان، شعر و ادبیات، هنر، فنّاوری و معماری در حوزۀ پیرامونیقفقاز موجبپویایی و مقبولیت فرهنگ و تمدن ایرانیشده است. در این رهگذر،استفاده از رسانه های صوتی و تصویری و اینترنتی برای نفوذ بر افکار ملت ها،ارتقایتبادلات علمی و دانشجویی، برپایی نمایشگاه های فرهنگی در زمینۀ مردم شناسی، تئاتر، سینما، نقاشی و نیز تعامل هنرمندان کشورها با یکدیگر باعث ایجاد درک و شناخت متقابل می شود. تبادل ایده ها، اطلاعات و هنر به منظور تقویت تفاهم متقابل، معرفی فرهنگ، جامعه و مردم به دیگران، جذاب ساختن ایدئال های سیاسی نزد افکار عمومی مخاطبانو به طورکلیاستفاده از قدرت نرم، قابلیتتأثیرگذاری ایجابیبر افکار عمومی واذهانآحاد مردمرا دارد، با توجه به برخورداری ازعنصر جذابیت و اقناع. دیپلماسی عمومی اعم از دیپلماسی فرهنگی، رسانه ای و مبادله ای به کشور اجازه می دهد که به طور مستقیم با مخاطبان خارجی و افکار عمومیجامعۀ هدفارتباط برقرار کند، بر روی آنان نفوذ داشته باشد و بر آنان تأثیر بگذارد، از ابزارهای نوین ارتباطیبرایمعرفی و تبیینفرهنگ و تمدن خود استفادهکند، بنیاد اعتماد با مردم دیگر کشورهارا ایجاد کند،ذهن و روان مردمو مسئولانکشورهای هدفرابا استفاده از ابزار رسانه های جمعی ومجازیتحت تأثیر قرار دهد ودر جهت هم سوکردنو سازگارسازی با اهداف و منافع سیاست خارجیخود،تولید اعتبار کند. با توجه به اهمیت کاربست دیپلماسی عمومیدرمنطقۀقفقاز جنوبی، جمهوری اسلامی ایران بر این باور است کهبا توجه به فعال بودن بازیگرانو کنشگران متعدددر جمهوری های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان،به ویژهنقش آفرینیروسیه، امریکا و ترکیه به عنوان قدرت های مرکزیدرعرصۀ فرهنگی این کشورهاو رقبای اصلی ایران در اینزمینه، شایسته است به تأثیرگذاری بر افکار عمومی ملت های هدفو ارتقای توان رقابت پذیری در رقابت با رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای توجه بیشتری کند. در این نوشتار تلاش می شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود. مبحث نخست:وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برایدیپلماسی عمومیکشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می رود. حال شایسته است وضعیت دیپلماسی عمومی ایران در این سه کشور به تفکیک بررسی شود. الف)دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال ارمنستان حضور 90 هزار ارمنی در شهرهای ایران نظیرارومیه، تبریز و جلفا زمینه ساز پیوندهای قوی فرهنگی ایران وارمنستان وگسترش همکاری های دو کشور در زمینۀ فرهنگ و هنر است. پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو کشور به گونه ای است که می تواند ایران رادربهره گیری از ابزارهای دیپلماسی عمومی برای رسیدن به اهداف خود در این کشور و منطقه یاری رساند، اما نداشتن آگاهی کافی از توانایی های یکدیگر و برخی موانع بوروکراتیک مانع از بهره برداری از فرصت های متقابل شده است.افزون بر این حضور مؤثر فدراسیون روسیه در عرصه های مختلف این کشور سایر کنشگران از جملهجمهوری اسلامیایران را تحت الشعاع قرار داده است.فضای ژئوپلیتیکی ارمنستان در حوزۀ منافع حیاتی روسیه قرار دارد، به همین سبب روسیه تلاش دارد با ترویج فرهنگ، رسانه و زبان روسی، میراث تاریخی خود را در ارمنستان رواجو گسترشدهد. همچنین با برنامه های تبادل دانشگاهی و اعطای کمک های مالی و کمک هزینه های تحصیلی برای دانشجویان و متخصصان ارمنی در صدد حفظ ارمنستان در حوزۀ جهان روسی است.ارمنستان نیز به دلیل نیاز به حمایت روسیه برای مواجهه با جمهوری آذربایجان و ترکیه، به نوعی وضعیت کشور پیرامونی را در روابط سیاسی و فرهنگی خود با روسیه پذیرفته است. این مهم موجب تضعیف جایگاه سایر کنشگران از جمله ایراندر ارمنستان شده است.باوجودایندرمیانکشورهای قفقاز جنوبی، محبوبیت ایران در ارمنستان بسیار است.این در حالی است کهروابط ارمنستان با ترکیه از سال 1992 میلادی تاکنون قطع است.این وضعیت، بیانگر جایگاه تثبیت شدۀ ایران نزد افکار عمومی ارمنستان است که شایسته است از این زمینۀ ذهنی مثبت حداکثر بهره برداری برای ارتقای قدرت نرم کشورمان به عمل آید. ب)دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال گرجستان پیوند دیرین گرجیان با ایرانیان، اشتراکات تاریخی، تمدنی و فرهنگی،تأثیرگذاری عمیق فرهنگ و زبان فارسی بر ادبیات و فرهنگ گرجی،تشابهات فرهنگ و سنن دو ملت ومناسبات عمیق فرهنگی و ادبی ایران و گرجستان،زمینه هایی استکه می تواند دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران را در قبال گرجستان ارتقا بخشد. گرجستان مرز مشترکی با ایران ندارد و حداقل توسعۀ روابط با ایران را در میان کشورهای قفقاز جنوبی داشته است، ولی به دلیلبرقراریرژیم لغو ویزا بین دو کشور ازسال2010 میلادی تاکنون،این کشورمقصدی مجبوب برای گردشگران ایرانی به شمار می رود. شاید بتوان مهم ترین بازیگر مرکزی در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و اعمال قدرت نرم در گرجستان را ایالات متحدۀ امریکا دانست که از ظرفیت های بسیاری در این حوزه برخوردار است.پس از انقلاب رز در گرجستان، برنامۀ ارتقای دموکراسی واشنگتن در قفقاز جنوبی تمرکز بیشتری بر گرجستان کرد. از آن جمله می توان به حمایت از روند دموکراسی سازی در گرجستان اشاره کرد که یکی از شیوه های اعمال قدرت نرم امریکا در این کشور بوده است.به نظر می رسدبا توجه به تداومسردی روابطبین ایران و امریکا، حضور همه جانبۀ فرهنگ امریکاییتوانسته است از تأثیر حضور فرهنگی ایران بکاهد. روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان پس ازبحراناوت 2008 میلادی و متعاقب شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی قطع شده است، بنابراین جمهوری اسلامی ایران می تواند با تکیه بر پیوندهای دیرینۀ تاریخی جایگاه خود را در این کشور ارتقا بخشد.اهتمام بهراهبرد فرهنگی گفت وگوی میاندینیو تأکید بر اشتراکدیدگاه های دینی جامعۀ مسلمانان و ارامنه درحوزه های مختلف اجتماعی و سیاسی می تواند ظرفیت های دیپلماسی عمومی ایران را ارتقا بخشد. ج)دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبالجمهوریآذربایجان شاید بتوان جمهوری آذربایجان را اصلی ترین بستر اعمال دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی دانست. این مهم ناشی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی دو کشور است.امابرخیمسائل قومی ازجملهطرح مسئلۀ آذریابجان بزرگ، برخی موضع گیری های نسنجیده در شبکه هایرسانه ایو برخیاظهار نظرهای مطرح شده درمحافل سیاسی مذهبیتأثیر منفی بر روابط دو کشور داشته است. همچنین به رغم اشتراک مذهبی میان شیعیان ایران و آذربایجان، رویکرد سکولار مسئولانجمهوریآذربایجان و تلاش آنان برای اعمال کنترل بر مذهب و از جمله منع پوشیدن حجاب در ملأ عام برای زنان موجب رنگ باختن عامل اشتراک فرهنگی در روابط طرفین شده است. افزون بر این نقش برجستۀ ترکیه در عرصه های مختلف فرهنگی درجمهوریآذربایجان پس از استقلالموجب افزایش قدرت نرم این کشور درجمهوریآذربایجان شده است؛ به گونه ای که خود را حافظ میراث تاریخی و فرهنگیجمهوریآذربایجان قلمداد می کند.تلاش ترکیه برای نمایاندن ارزش های ترکی، پیونددهی تاریخی، فرهنگی وزبانیو نیز افزایش عمق تاریخی و فرهنگی خود درجمهوریآذربایجان موجب خلق فرصت های جدیدی از نفوذآنکارادر جمهوری آذربایجان شده است.تلاشترکیه برای ارتقای قدرت نرم خود درجمهوریآذربایجان با اتکا به تاریخ، فرهنگ و جغرافیای خود و با تأکید بر پراکنش زبان ترکیمؤلفۀزبان را به محور مغناطیس فرهنگی در منطقۀ قفقاز جنوبی تبدیل کرده است؛به گونه ای که از این مؤلفهبرایپخشبرنامه های 24 ساعته با ایجاد شبکه های ماهواره ای مانند اوراسیا در آسیای مرکزی و قفقاز استفادهمی کند.همچنین تأسیس مدارس ترکی در منطقۀقفقاز جنوبی و اعطای بورس به دانشجویان آذری از جمله راهکارهای ترکیه برایمتمایل کردن قشر تحصیل کرده در جمهوری آذربایجان به آن هاست. شبکه ها و سریال های ترکی نیز به عنوان قدرت نرم دیپلماسی عمومی ترکیه در قفقاز جنوبی قلمداد می شوند. لذا می توان اذعان داشت که جمهوری آذربایجان به دلیل عوامل تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک، میراث فرهنگیو معنویمشترکو زبان مشترک، مهم ترین عرصۀ کنشگری منطقه ای ترکیهبه شمار می رود.ایجاد مدارس آموزش زبان ترکی و تغییر الفبایسیریلیک به لاتین و نیز فعالیت گروه های مذهبی و رسانه ای ترک در جمهوری آذربایجان، همگی برای جذبجمهوریآذربایجان به رویکرد سکولار ومتمایل سازی مردم آن بهظاهر پیشرفتۀ ترکیه طراحی شده است. انعقاد پروتکل مبادلات علمی فنی و فرهنگی در 10 ژانویۀ 1990 بین ترکیه و آذربایجان و همکاری های علمی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان، تبادل اساتید، دانشجویان و دانش آموزان و تبادل هنرمندان، خوانندگان و گروه های محلی، برگزاری جشنواره های هنری و فیلموروابط گردشگری نقش عمده ای در بازیگری فعال ترکیه درحوزۀ فرهنگیجمهوری آذربایجان داشته است. این مهم موجب شدهاستکه به رغم آنکه جمهوری آذربایجان جزئی از قلمرو ایران فرهنگی محسوب می شود، ترکیه بتواند نقش مؤثرتری در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی در قبال این کشور در راستای منافع غرب و با احیای رقابت دیرینه و تاریخی با ایران ایفا کند و عملاً مانع از بهره برداری ایران از ظرفیت های فرهنگیخوددردیپلماسی عمومی در قبال جمهوری آذربایجان شود. اثرات نامطلوب مجموعه ای از مشکلات امنیتی و سیاسی و حتی تاریخی و قومی در روابط طرفیندر کنارعملکرد مؤثرتر دیپلماسی فرهنگی ترکیه در جمهوری آذربایجان، عرصه را بر دیپلماسی عمومی ایران در قبال باکو تنگ کرده است.باوجوداینایران همچنان رقیبی جدی برای ترکیه در حوزه های فرهنگی آذربایجان محسوب می شود.اهتمام مردم جمهوری آذربایجان به تبعیت از مرجعیت تشیع، جذابیت فرهنگی و تمدنی ایران برای مردم جمهوری آذربایجان و توجه به ایران به عنوان یکی از مقاصد گردشگری زمینه هایی مطلوب برای قدرت نرم ایران در این کشور همسایه قلمداد می شود. افزون بر این،با عملیاتی شدن خط راه آهن آستاراآستارا در مرز ایران و جمهوری آذربایجان این امیدتقویتشدهکهعلاوه بر توسعۀزیرساخت های ترانزیتیکریدور شمال جنوب، پیوندهای فرهنگی مردم دو کشور بیش از پیش افزایش یابد. مبحث دوم: الزامات و راهکارهای فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی با عنایت به ملاحظات و نکاتی که در بخش قبلی به آن اشاره شد، شایسته استبه منظور ارتقای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایراندر منطقۀ قفقاز جنوبی الزامات و راهکارهای زیر مد نظر قرار گیرد. الف)الزامات ۱. اتخاذ رویکردکلانتمدنیبه دیپلماسی عمومی رویکرد تمدنیبا برخورداری ازویژگی چندبعدی و چندوجهی، بر معرفی اندیشه،فرهنگ و تمدن اسلامی بر پایۀ عناصر بومی، توجه به قدرت نرم افزاری، خلاقیت، نوآوری وارائۀ اندیشه های جذاب، عملی، کارآمد و مجاب کنندۀ خردهااستوار است.مفهوم سازی، گفتمان سازی،تصویرسازی،توجه به اندیشه پردازی و تولید دانش، ارائۀ تصویری دلپذیر از نظام و ارزش های انقلاب اسلامی، به ویژه الگوی مردم سالاری دینیومعرفی اسلام ناب و عقلانیدر زمرۀشاخص های رویکرد تمدنی به دیپلماسی عمومی به شمار می آید.بر این اساس،لازم است کهمردممسلمانمنطقهریشه های فرهنگی خودرادوباره بازیابند، شخصیت های مشترک چون نظامی گنجوی به جای اینکه محل اختلاف باشند به عنوان سرمایه های معنوی و فرهنگیمنطقه قلمداد شوند و قلمروی همگرایی فرهنگی را بدون نزاع دربارۀ ملیت و زبان مشاهیر، در جغرافیای اوراسیا، گسترش و توسعه دهند. باید اندیشیده شود که چگونه می توان از این میراث بزرگ فرهنگی برای نوآفرینی تمدن اسلامی استفاده کرد،به گونه ای کهپیوندهای فرهنگی میان جمهوری اسلامی ایران و این منطقه تحکیم و تثبیت یابد. این در حالی است که پافشاری بر رویکردایدئولوژیک موجب می شود که در فضای خلأ راهبردی، ایران بیشتر انرژی خود را صرف فعالیت های روبنایی و پرهزینه، بدون تضمین بازگشت سود حاصل از آن،کند. همچنین ممکن است این گمان را در میان مردم قفقاز جنوبی تقویت کندکهایران با این فعالیت ها در صدد آن است کهمجدداًاین کشورها را بدون اهتمام بهعنصر رضایتمندی تحت سیطرۀخود درآورد.گرچهاین تصورسالبه به انتفاء موضوع است لیکن مناسب استبه جای اینکهتلقیبرنامه ریزی آرمان گرایانهبه وجود آید، به گونه ای رفتار شود کهنوعی توازن و تعادل میان آرمانخواهی و واقع بینیدرکشود، به گونه ای که آرما ن ها و واقعیت ها در کنار یکدیگر دیده شوند.لذا رویکردتمدنیبه این معناست که همۀ کشورهای وارث میراث تمدنی موسوم به حوزۀ فرهنگی نوروزدرنوعیهمزیستیمنطقه ای گردهم آیند،با یکدیگردر جهت هم افزایی فرهنگیهمراه شوند و زمینه های تقویت همکاری های منطقه ای را استحکام بخشند. ۲.تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه ای شایسته است از دیپلماسی مبتنی بر پنهانکاری و تلاش برای پوشاندن واقعیت ها پرهیز شود؛ زیرا دیر یازود اطلاعات محرمانه آشکار خواهد شد. لذابا عنایت بهتوسعۀ کارکرد رسانه های گروهی در جامعۀ معرفتی و دانش بنیان کنونی،توجه به عنصر شفافیت اطلاعات و اهتمام به کاربست زبان مناسبدر ارسال پیام ها بر پایۀغنایبرهان و قدرت استدلال و اقناعمی تواندموجب افزایش اعتبارنزدمخاطبان عام و خاصونیز اقبال فزایندۀ افکار عمومی کشورهای هدف شود.لزوم مدیریتتصویر برای بازسازیروابط ذهن عینو تبیین دیدگاه ها،فضاسازی و تصویرسازی با بهره گیری از رسانه های جمعی و فضای مجازی مبتنی بر ارتباطات شبکه ای،رفع سوء تفاهم ها، تصحیحو پالایش سوء برداشت ها و اصلاح چهرۀ کشور نزد مخاطبان کشور هدفاز ابزارهای مؤثر کشورمان در دیپلماسی عمومی در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می شود. ۳.تقویت دیپلماسی مشارکتی از جمله راهکارهای مشارکتی فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی عبارت اند از: افزایش بهره گیری از سازمان های غیردولتی و مردم نهاد،ایجاد هماهنگی بین بخش های مختلف غیردولتی با حوزه های دولتی و دیپلماتیک،اهتمام به همکاری و تعاملتشکل های مردم نهاد، نهادهای واسط مدنی، بخش خصوصی ودولتیدر ارتقای تعاملات با همسایگان،اهتمام بهحلقه های غیررسمی،توسعۀ فعالیتنخبگان دانشگاهیدر چهارچوبدیپلماسی مسیر دو، و فراهم سازی آزادی عمل بیشتر برای فعالیت های قانونمند سازمان های مردم نهاد به منظور مدیریت پویا وچندمرکزیتحولات. ۴.دیپلماسی چندبعدی از جمله شاخص های دیپلماسی عمومی موفق عبارت اند از: تلاش برای برقراری توازن بین جنبه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در حوزۀ سیاست خارجی و پرهیز ازنگرش استعلایی و استیلاییبه سیاست و لزوم اتخاذ رویکردی متوازن و همسنگ بینحوزه های مزبور در عین اهتمام ویژه به حوزۀ فرهنگوتوجه فزاینده به سیاست سفلی، به ویژه موضوعات اجتماعی و فرهنگی؛ بنابراین راهبردهای فرهنگی در حوزۀ قفقاز جنوبی، به دلیل اهمیت فرهنگ، نباید تابع نگاه سیاسی دولت به منطقه یا متأثر از روابط راهبردی امنیتی با بازیگران منطقه ای باشد؛ ازاین رو پرهیز از سیاست زدگی دیپلماسی عمومی به عنوان رویکرد عمدۀ سیاست خارجی ایران در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می شود. ۵.دیپلماسی مبادله رویکردهایی از قبیلدیپلماسی شهروندی، دیپلماسی گردشگری، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی آکادمیک، روابط پایدار با نخبگان دانشگاهی در چهارچوبدیپلماسیمسیر دوم، اعزام دانشجو، پذیرش یا اعطای بورس های تحصیلی، برگزاری کارگاه های آموزشی، تقویت فرایند ارتباطات میان فرهنگی، برگزاری انواع جشنواره های هنری، همایش ها و سمینارهای فرهنگی، این پیامد را در بر دارد که نخبگان کشورهای منطقه خود به اشاعه گران و ترویج کنندگان فرهنگ و تمدن غنی ایرانی تبدیل شوند؛ بنابراین توجه به مخاطبان فرهیخته بر اساس برنامه های مبادله های علمی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری، سرمایه گذاری در بخش گردشگری،برگزاری جشنواره های فرهنگی، حلقه های فیلم و برنامه ریزی متناسب با ذائقۀ فرهنگی مردم به منظور برقراری پیوند باطنی بیشتر با مخاطبانموجب تغییر ذهنیت مردم قفقاز جنوبی دربارۀ جمهوری اسلامی ایران فراهم می آورد و آنان را به سوی تصویری ایجابی رهنمون می سازد. ۶.هماهنگ سازی ساختاری و کارکردی لزوم انسجام و کارآمدی سیاست ها و فعالیت های فرهنگی در قفقازایجاب می کند کهاز نظر ساختاری نوعی هماهنگی بین نهادهایمؤثردر عرصۀ دیپلماسی عمومی برقرار شود. در زمرۀ کارگزاران دیپلماسی عمومی می توان به این نهادها اشاره کرد: وزارتامور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران،سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیتۀ امداد امام خمینی (ره)،معاونت بین الملل حوزه های علمیه، جامعه المصطفی العالمیه (ص)، سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت (ع). در این زمینه، شایسته است نوعی هماهنگینسبیبین فعالیت کارگزارانمتکثردیپلماسی عمومی برقرار شود. در این راستا به منظور هماهنگ سازی کارکردی بین مراکز تصمیم گیری درحوزۀ دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران،پیشنهاد می شود نسبت به تشکیل شورای عالی دیپلماسی عمومی زیر نظر رئیس جمهور و با حضور نهادهای ذی ربط به منظور سیاستگذاری کلان و هماهنگ سازی عملکردی و پرهیز از سیاست چندجزیره ای اقدام شود. در واقع، شایسته است دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی بر تلاش برایهم افزایی میان نیروها و سازمان ها (با توجه به تعدد مراکز تصمیم گیرنده و ناهماهنگی میان این مراکز) متمرکز شود تا از رهگذرمدیریت فرهنگی منسجم در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و تمدنی و بازمهندسی ظرفیت های فرهنگی و تمدنی، زمینه هایانبساط سیستمی و انعطاف کارکردی در دیپلماسی عمومی کشورمان فراهم آید. ۷.سیاستتوازن بخشی ایران باید راهبرد موازنه را در دیپلماسی عمومی خود در پیش گیرد، یعنی به رسمیت شناختن تک تک رقبای خود در عین پذیرابودن وزن هر یک از کشورهای قفقاز جنوبی به عنوانکشورهای مستقل.لزوم اتخاذ روابط سیاسی متعادل، برابر و متوازن با هر سه کشور قفقاز جنوبی،ایجاب می کند کهایران درسیاستخارجی خود در صدد حفظ توازن با سه قدرت مؤثر منطقه ای و فرامنطقه ای و نیزاتخاذرویکرد و رفتاری متوازن در سیاست خارجی بر اساس مدیریت هوشمند ومتعادل در مناسبات با کشورهای این منطقهبر اساس سیاست یکپارچگی و توازن بخشی برآید.مثلاً می توان بهاتخاذ رویکردی متوازن،منطقی و مداومدر قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجاناشاره کرد. ب)راهکارها منطقه گرایی نوین منطقه گرایی نوین به معنای اهتمام به تسهیل مبادلات و حذف موانع حقوقی و گمرکی در تعاملات کشورهای منطقه در عین گشودگی بازارهای منطقه به سوی بازارهای خارجی در چارچوب راهبرد برونگرایی درون زا می تواند زمینۀ کاربست دیپلماسی عمومی موفق را، بر اساس اعتمادسازی متقابل، فراهم آورد. نومنطقه گرایی بر پایۀ مواردی استوار است که عبارت اند از: پذیرش هنجارهای مشترک، پرهیز از اختلافات قومی و فرهنگی، دوری جستن از تفکرات ناسیونالیستی افراطی، مشارکت سازنده در تصمیم گیری های منطقه ای، اهتمام به کثرت ارتباطات و مبادلات، تحرک و مشارکت در همکاری های فرهنگی و گسترش روابط حسن همجواری با همسایگان بر اساس تنش زدایی. نومنطقه گرایی می تواند زمینه را برای تقویت میان منطقه گرایی نوین از رهگذر گسترش تعاملات میان منطقه ای بر اساس سیاست مقیاس فراهم آورد. نقش آفرینی مؤثر در حل مسالمت آمیز بحران های منطقه ای و ایجاد امنیت پایدار ایفای نقشمیانجیگری در جهت حل وفصل مناقشات و بحران های منطقه ای از جمله بحران قره باغ می تواند زمینه های کاربست دیپلماسی موفق عمومی را فراهم آورد.رویکرد عقلانی و هوشمندانه بهگونه ای که پاسخگوی الزام های ژئوپلیتیک کم نظیر ایران در منطقۀ پرآشوب قفقاز جنوبی باشد، می تواند ایناطمینان را در کشورهای منطقه ایجاد کند که ایران به عنوان بازیگری ثبات ساز نقش فعالی در تضمین امنیت پایدار منطقه ایفا می کند. استفاده از سازوکارهای چندجانبه برای برقراری تعادل و پاسخگویی به نیازهای متقابل، همزمان بابرخورداری از اعتبار دیپلماتیک، می تواند زمینۀ فعال سازی فزایندۀ دیپلماسی عمومی ایران را در منطقه فراهم کند. اعتمادسازی با عنایت به اینکه تقویت اعتماد در منطقه مستلزم عمل به تعهدات و توافق نامه های فرهنگی امضاشده است، عملکشورها به تعهدات خود در چارچوب موافقت نامه های قانونی می تواند بستری مناسب را برای اثربخشی دیپلماسی عمومی فراهم آورد. جامع نگری کاربست موفق دیپلماسی عمومی در قفقاز نیازمند برخورداری از نگاهی جامع و فراگیر به تحولات این منطقه است. داشتن نگاه جامعه شناختی،شناخت صحیح و واقع بینانه از منطقه و نیز درک و بینش ژرف نسبت به عمق تحولات قفقاز موجبکاربست متغیرهای راهبردی برای پشتیبانی سیاست های فرهنگی درون زا می شود. ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی جمهوری آذربایجان اقدام به توسعۀ راه آهن تا آستارا و مرز ایران کرده است و در این نقطه پایانه ای را احداث کرده است، با توجه به این موضوع به نظر می رسد کهکریدورهای ترانزیتی می تواند به عنوان شبکه های ارتباطی زمینه های همگرایی و هم افزایی فرهنگی را فراهم آورد. استفاده از قفقاز به عنوان مکمل راهگذر شمال جنوبو بهره گیری از امکانات نوین ارتباطی، استانداردهای مواصلاتی و فناوری های نوین الکترونیکی موجب تقویت راهبردهای تعاملی و همکاری جویانه می شود. نتیجه گیری با عنایت به آنچه گذشت می توان دریافت که وجود پشتوانۀ تاریخی، اشتراکات فرهنگی، تمدنی و مذهبی و علقه های اجتماعی مردم منطقه به فرهنگ و تمدن ایران بیانگر فراهم بودن بسترهای مناسب برای فعال کردن دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی است.برخی موانع قانونگذاری، اجرایی و بوروکراتیک، هم زمان با نقش آفرینی بازیگران رقیباز جمله حضور فرهنگی روسیه در ارمنستان، امریکا در گرجستان و ترکیه در جمهوری آذربایجانموجبتلاش رقبا برای به حاشیه راندن جمهوری اسلامی در معادلات فرهنگی منطقه وتنگ شدن عرصه بر اعمال مؤثر دیپلماسی عمومی ایران شده است، به نحوی که فرصت های موجود برای دیپلماسی فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی به چالش کشیده شود،اما واقعیت آن است که پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و قفقاز موجب شده کشورهای رقیب نتوانند به طور کامل ایران را از مدار فرهنگی منطقه دور سازند. لذا شایسته است رویکرد تمدنی در دیپلماسی عمومی ایران تقویت شود، دیپلماسی چندبعدی و همه جانبه در پیش گرفته شود، به تعاملات درون و میان منطقه ای توجه بیشتری شود،ازتأثیرگذاری عوامل ثالث بر روابط دوجانبۀ ایران با کشورهای قفقاز جنوبی جلوگیری شود، در جهت رفع ابهام ها و سوء تفاهم ها تلاش فزاینده صورت پذیرد، دیپلماسی بردبرد و متوازن با درک منافع سایر بازیگران در پیش گرفته شود و در چهارچوب راهبرد تعامل سازندهنسبت بهبرنامه ریزی صحیح و هدفمند برای بهره برداری از ظرفیت ها، مزیت ها و شرایط خاص منطقۀ قفقاز اقدام شود. نویسنده: دکتر محمدرضا دهشیری، دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید. یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است