موسسه مطالعات ایران اوراسیا 11 مهر 1399 ساعت 15:08 http://www.iras.ir/fa/doc/note/4077/روند-فزاینده-پیچیدگی-روابط-ایران-تاجیکستان -------------------------------------------------- عنوان : روند فزاینده پیچیدگی روابط ایران و تاجیکستان -------------------------------------------------- متن : امید رحیمی؛ کارشناس مسائل آسیای مرکزی مقدمه روز جمعه وزارت امور خارجه با انتشار بیانیه ای از احضار آقای نظام الدین زاهدی، سفیر جمهوری تاجیکستان به این وزارتخانه برای دومین بار طی یک هفته خبر داد. خبری که در بحبوحه روند بازیابی مناسبات دو کشور پارسی زبان تاحدودی شوکه کننده بود. در این بیانیه اتهامات بی اساس وارده و رفتار غیرمسئولانه تلویزیون دولتی تاجیکستان علت اصلی احضار سفیر و ابلاغ مراتب شدید اعتراض جمهوری اسلامی ایران عنوان شد[1]. عامل این اعتراض پخش مجموعه برنامه های تلویزیونی تحت عنوان خیانت[2] بود. پخش قسمت پنجم[3] از این مجموعه درست زمانی صورت گرفت که روابط دو کشور روندی از توسعه مناسبات را آغاز کرده بودند. حدودا یک هفته پیش از آن دومین محموله از کمک های بشردوستانه ایران به تاجیکستان در فردوگاه دوشنبه تحویل مقامات تاجیک شده بود. 10 روز قبل از آن نیز حجه الاسلام حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان پیام تبریک نسبتا مفصلی برای همتای تاجیکی خود، امامعلی رحمان ارسال کرده بود. برای دو روز پس از آن که این برنامه روی آنتن می رود نیز دیدار سفیر سفیر جمهوری اسلامی ایران در دوشنبه با محمدطائر ذاکرزاده، رئیس مجلس نمایندگان تاجیکستان و 4 روز پس از آن نیز دیدار وزرای نیرو و منابع آب دو کشور در حاشیه نشست سه جانبه (با حضور وزیر آب سوریه) به صورت ویدئویی برنامه ریزی شده بود. با این حال، باز هم چنین مستندی در تلویزیون تاجیکستان پخش می شود و سعه صدر وزارت امور خارجه کشورمان در 4 قسمت پیشین دیگر تداوم نمی یابد. این رویداد مجددا سوالاتی جدی را در خصوص روند و روش بازیابی روابط دو کشور به وجود آورد. روند سردی مناسبات و بازیابی روابط در خصوص نقطه آغاز سردی روابط ایران و تاجیکستان دیدگاه های مختلفی وجود دارد. مشهورترین دیدگاه، تحولات سپتامبر 2015 در خصوص ژنرال عبدالحلیم نظرزاده، معاون سابق وزیر دفاع تاجیکستان را نقطه عطف اختلافات تهران و دوشنبه در نظر می گیرد. تاجیکستان آن تحولات را کودتا نامید و ایران را متهم به حمایت از آن نمود. با این حال، با نظرداشت به آن که حزب نهضت اسلامی مهم ترین مولفه تاثیرگذار بر این روابط بوده است، برخی دیدگاه ها نقطه اصلی آغاز سردی مناسبات ایران و تاجیکستان را از تصویب پروتکل موسوم به پروتکل 20-32 در سال 2012 می دانند. پروتکلی محرمانه که تعطیلی حزب نهضت اسلامی را طی یک بازه کوتاه مدت پیش بینی کرده بود.[4] از این منظر، برخی دیدگاه ها معتقدند با توجه به اولتیماتوم وزارت عدلیه تاجیکستان به حزب نهضت اسلامی 10روز پیش از تحولات مربوط به ژنرال نظرزاده، سردی روابط دوشنبه با تهران، به هر ترتیب اجتناب ناپذیر بوده و تحولات دره رامیت صرفا روند آن را تسریع نموده است. محی الدین کبیری نیز ادعا کرده در سال 2014 چنین روندی را طی نامه ای به کفیلان صلح تاجیکستان و از جمله جمهوری اسلامی ایران اطلاع داده است.[5] به هر ترتیب اما این سردی روابط در مدتی کوتاه منجر به آن شد که روابط دو کشور پارسی زبان به طرز بی سابقه ای افت کند. در این راستا، بسیاری از مراکز فرهنگی و رسمی ایرانی نظیر کمیته امداد امام خمینی (ره) در تاجیکستان تعطیل شدند، مناسبات اقتصادی و تجاری به حداقل میزان ممکن رسید و شمار قابل توجهی از شرکت های ایرانی تاجیکستان را ترک کردند، دیدار مقامات عالی رتبه دو کشور به حداقل میزان ممکن طی سال های پس از فروپاشی شوروی رسید و در نهایت تنش ها به سطوح بین المللی (مخالفت تاجیکستان با عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای[6]) نیز رسید. از اوایل سال 2019 اما تهران و دوشنبه تصمیم به مسکوت گذاشتن اختلاف نظرها و بازیابی سطحی از روابط گرفتند. سفرای جدید و تازه نفس در دو کشور منصوب شدند که هر دو از مقامات عالی رتبه پیشین وزارت امور خارجه دو کشور بودند. سفر حجه الاسلام روحانی به دوشنبه در حاشیه نشست سیکا و دیدار با امامعلی رحمان در ژانویه 2019 نیز نقطه عطف این روند بود.[7] در همین بازه سیزدهمین کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور نیز پس از سه سال به میزبانی تهران برگزار شد و بازگشت پروازهای مستقیم دو کشور و مشارکت تاجیکستان در پروژه کریدور بین المللی شمال-جنوب با استقرار در چابهار میسر گشت. عوامل پیچیدگی روابط ایران و تاجیکستان روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای آسیای مرکزی معمولا در مقایسه با همسایگان جنوب غرب آسیا، آسیای جنوبی و حتی قفقاز از پیچیدگی کمتر، و در نتیجه ثبات بیشتری برخوردار بوده است. با این حال، در مورد خاص تاجیکستان شاهد ظهور پیچیدگی های منحصر به فردی از سال 2015 به بعد بوده ایم. این پیچیدگی ها ناشی از دو عامل کلیدی است. نخست، سطح بالای اشتراکات و نیز سابقه روابط عمیق دو کشور که روابط بسیار نزدیک را ایجاب و بلکه اجتناب ناپذیر می کند. ایران نخستین کشوری است که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و سفارت خود را در دوشنبه دایر کرد. یکی از طرفین کلیدی و مبتکر اصلی[8] صلح ارزشمند تاجیکان در سال 1997 نیز ایران بود. در همین حال پروژه های بزرگی در تاجیکستان طی 30 سال اخیر توسط پیمانکاران ایرانی و با سرمایه گذاری ایران ساخته شده اند که معروف ترین آن ها نیروگاه و سد سنگ توده-2 و تونل استقلال است. اوج مناسبات سیاسی دو کشور نیز در دولت های نهم و دهم با حدود 8 سفر آقای احمدی نژاد به تاجیکستان و حداقل 7 سفر آقای رحمان به تهران طی 8 سال رقم خورد. چنین سابقه ای در روابط دو کشور در کنار اشتراکات بنیادین نظیر زبان و فرهنگ، اتحاد طبیعی را در روابط دو کشور ایجاب می نماید. با این حال در کنار این عامل، روی دیگر سکه به بحران های حل نشده باز می گردد. وجود این عامل در کنار مورد نخست یک پیچیدگی مضاعف در روابط تهران و دوشنبه به وجود آورده است. مساله حزب نهضت اسلامی جدی ترین بحرانی است که اگرچه مسکوت مانده، اما تاکنون حل نشده است. این حزب یکی از طرفین اصلی سازشنامه صلح (در قالب اتحاد نیروهای اپوزوسیون)، بزرگ ترین نیروی سیاسی مخالف دولت و تنها حزب اسلامی رسمی و قانونی در آسیای مرکزی تا سال 2015 بود که رهبران آن به جهت دیدگاه های اسلام گرایانه ارتباطات نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته اند. با این حال، فرایندهای سیاسی در داخل تاجیکستان به گونه ای پیش رفته است که دولت تاجیکستان تصمیم به انحلال، ممنوعیت فعالیت (بنا بر دلایل سیاسی) و حتی تروریستی (در پی تحولات سپتامبر 2015) اعلام کردن آن گرفته است. در واقع بحران زمانی آغاز شد که دولت تاجیکستان توقع شناسایی اتخاذ رویکردی مشابه از سوی ایران در قبال حزب نهضت اسلامی داشت. با این حال، برای تهران دلایل محکمی وجود داشت که همچون نزدیک ترین متحدین دولت تاجیکستان و سازمان های بین المللی معتبر چنین سطحی از موضع گیری در قبال حزب نهضت اسلامی را صورت ندهد[9] و بلکه مبتنی بر سازشنامه صلح 1997، مجددا برای میانجی گری و حل بحران اقدام نماید. تهران اگرچه به چنین درخواستی جامه عمل نپوشاند، ولیکن نهایت تلاش ممکن را برای کاهش حساسیت های دوشنبه از جمله عدم میزبانی از نیروهای حزب نهضت اسلامی و عدم استفاده از ظرفیت های حقوقی سازشنامه صلح صورت داد. با این حال، این موضوع منجر به حل و فصل مساله نشده و اختلاف نظرها اگرچه مسکوت مانده، اما همچنان وجود دارند.[10] البته باید اشاره داشت در کنار مساله حزب نهضت اسلامی، مسائل حل نشده دیگری نظیر تعیین تکلیف سرمایه های بابک زنجانی در تاجیکستان[11] و مساله تحصیل دانشجویان تاجیک در ایران (به ویژه در قم) نیز همچنان وجود دارند که در مقایسه با مولفه حزب نهضت اسلامی از درجه نفوذ پایین تری برخوردارند. در عین حال روابط تهران-دوشنبه افزایش تحرکات ضدایرانی در تاجیکستان و متعاقب آن حضور بازیگران ثالث در حوزه های مورد اختلاف پیچیدگی فزاینده ای به خود گرفته است. تجربه حدودا یک و نیم سال اخیر از روند بازیابی مناسبات نشان داده به رغم اراده جدی دو طرف برای مسکوت گذاردن زمینه های اختلافی، باز هم تحرکات ضدایرانی با محوریت دوشنبه از سوی برخی جریان های خاص تداوم یافته است. مجموعه مستندهای خیانت تنها یکی از این موارد است. برخی قانون های نانوشته در قبال ایران در تاجیکستان به اجرا در آمده و سیر مشخصی از تصویرسازی های جدی ضدایرانی حتی در رسانه های رسمی و دولتی به چشم می خورد. مسائل مربوط به قیام الدین غازی و نیز بازداشت شماری از دانشجویان تاجیک[12] که در ایران تحصیل کرده بودند (عمدتا در قم) نیز از جمله نمودهای دیگر این موضوع است. بایسته های راهبردی برای خروج از رکود بازیابی روابط در بازه ای که مسائل کلیدی میان دو کشور حل نشده باقی مانده اند، صرفا یک روند توافقی برای کاهش هزینه های دوره اختلاف است. بدیهی است که در این شرایط مناسبات دو کشور تا حد مشخصی رشد خواهد کرد و پس از آن تعاملات وارد یک فاز رکود خواهد شد. این امر اگرچه می تواند به صورت ایجابی بر مسائل فوق الذکر تاثیر بگذارد، ولیکن حل و فصل کامل آن مستلزم اراده جدی دو دولت در چند حوزه کلیدی است: نخست، بهره گیری از رویکردهای ایجابی به جای تقابل مستقیم؛ این امر به ویژه با توجه به تحرکات جدی مقابله جویانه در قبال ایران در تاجیکستان می بایست از سوی دوشنبه به صورت جدی مورد توجه قرار بگیرد. دوم، حساسیت به موقع در عین سعه صدر؛ برخی مشکلاتی که امروز بعضا در قالب رویکردهای تقابلی بروز و ظهور یافته اند، نتیجه عدم حساسیت نسبت به تحرکات طرف مقابل در بازه مقتضی بوده است. طبیعتا یک بحران فزاینده در صورتی که در بازه زمانی ابتدائی مورد بررسی قرار بگیرد، هزینه های کمتری را در پی خواهد داشت. این امر مستلزم ارائه آزادی عمل به سفارتخانه های دو کشور و تحرک مضاعف کادرهای دیپلماتیک است. سوم، تعدد کانال های ارتباطی؛ این امر می تواند باعث کاهش سطح حساسیت در حوزه های اختلافی و نیز ایجاد فضایی برای حل وفصل مشکلات بزرگ تر شود. در حال حاضر کانال های ارتباطی دو کشور بسیار محدود هستند و رویکرد متمرکز برای کاهش حساسیت ها مانع از تحقق آن شده است. چهارم، ارائه آلترناتیوهای کارکردی؛ این امر به طرز قابل توجهی می تواند موجب کاهش هزینه های سردی مناسبات و نیز ایجاد بسترهای جدید برای توسعه مناسبات شود. حضور تاجیکستان در پروژه کریدور بین المللی شمال-جنوب و نیز توافق احتمالی دو کشور برای تامین نفت مورد نیاز برای پالایشگاه دنغره، می تواند در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد. پنجم، بازسازی تجربیات پیشین برای حل و فصل مسائل کلیدی؛ سه گانه ایران، تاجیکستان و روسیه در دهه 1990 میلادی توانست یک بحران بسیار جدی و بزرگ از جنس جنگ با ده ها هزار کشته، صدها هزار آواره و میلیاردها دلار خسارت را به یک سرانجام نسبتا مطلوب برساند. طبیعتا مسائل اخیر که به مراتب از پیچیدگی کمتری از جنگ های دهه 1990 برخوردارند با بهره گیری از تجربیات مذکور و حتی مشارکت طرف ثالث قابل حل خواهند بود. طبیعتا این امر مستلزم کاهش حساسیت ها (به ویژه از سوی تاجیکستان) و پذیرش شرایط برای بررسی راه حل های احتمالی است. [1] برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: https://mfa.ir/portal/NewsView/611698/ [2] گفتنی است همایش های متعددی با هدف تبیین حقایق پیدا و پنهان گفته شده در مورد این مستند در اقصی نقاط تاجیکستان برگزار شد. به عنوان مثال نگاه کنید به: http://www.qubodiyon.tj/node/900 [3] اصلی ترین تمایز قسمت پنجم با قسمت های دیگر، اشاره مستقیم به جمهوری اسلامی ایران بود. در قسمت های پیشین اگرچه نامی از جمهوری اسلامی ایران برده نشد، اما در قسمت پنجم با بهره گیری از اعترافات دانشجویان تحصیل کرده در ایران، به طور مستقیم اتهاماتی بی اساس مطرح شد. [4] For more information, please look at: Lemon, Edward, Omid, Rahimi, (2020), Exclusion, Enmity, and the Normalization of the Exception: The September 2015 Incidents and the Development of Sovereign Dictatorship in Tajikistan , Central Asian Affairs, Vol. 7, Issue. 3. [5] به عنوان مثال نگاه کنید به: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/03/30/1753872 [6] برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به: http://www.iras.ir/fa/doc/note/1534 [7] For more information, look at: https://jamestown.org/program/a-thaw-between-tajikistan-and-iran-but-challenges-remain/ [8] دکتر محمود واعظی، نماینده وقت وزارت امور خارجه در مساله تاجیکستان در کتاب خود تحت عنوان میانجی گری در آسیای مرکزی و قفقاز: تجربه جمهوری اسلامی ایران چندین بار اشاره می کند که ایران پیشنهاد مذاکره و صلح را به طرفین بحران، از جمله مسکو داده و مسکو بارها این درخواست را رد کرده است. به عنوان مثال نگاه کنید به صص 215 و 216. [9] تاکنون هیچ کشوری حزب نهضت اسلامی را به عنوان یک گروه تروریستی و افراطی شناسایی نکرده است. عمده رهبران و اعضای این حزب در حال حاضر در اروپا به سر می برند. [10] به عنوان مثال نگاه کنید به: https://www.bbc.com/persian/world-47211091 [11] برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: https://www.eghtesadbartar.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AE/ [12] به عنوان مثال نگاه کنید به: https://akhbor.com/-p13305-120.htm