موسسه مطالعات ایران اوراسیا 4 ارديبهشت 1397 ساعت 0:10 http://www.iras.ir/fa/doc/note/3625/چالش-های-گسترش-افقی-پذیرش-اعضا-عمودی-اهداف-وظایف-سازمان-همکاری-شانگهای -------------------------------------------------- ولی کوزه گر کالجی عنوان : چالش های گسترش افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) سازمان همکاری شانگهای یادداشت ایراس -------------------------------------------------- یادداشت پیش رو، متن سخنرانی آقای ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی ایراس در دومین کنفرانس سوچی با عنوان «چشم انداز توسعه و تقویت سازمان همکاری شانگهای» است. این کنفرانس در تاریخ 17 آوریل 2018 (28 فروردین 1397) در شهر سوچی روسیه برگزار شد. متن : یادداشت سردبیر: یادداشت پیش رو، متن سخنرانی آقای ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی ایراس در دومین کنفرانس سوچی با عنوان چشم انداز توسعه و تقویت سازمان همکاری شانگهای است. این کنفرانس در تاریخ 17 آوریل 2018 (28 فروردین 1397) در شهر سوچی روسیه برگزار شد. سازمان همکاری شانگهای به عنوان یکی از مکانیسم های منطقه ای اوراسیایی در شرایط بسیار حساسی قرار گرفته است. این سازمان طی بیست ساله گذشته گسترش قابل توجهی افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) را تجربه کرده است. شکل گیری گروه شانگهای پنج (١٩٩٦)، عضویت ناظر ازبکستان (٢٠٠٠)، تبدیل عضویت ازبکستان از ناظر به اصلی و شکل گیری رسمی سازمان همکاری شانگهای (٢٠٠١)، عضویت ناظر مغولستان (٢٠٠٤)، عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان (٢٠٠٥)، تعریف مکانیسم جدیدی با عنوان شرکای طرف گفتگو (٢٠٠٨) و متعاقب آن پذیرش کشورهای ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان، عضویت ناظر افغانستان (٢٠١٢)، تبدیل وضعیت بلاروس از سطح شریک گفتگو به ناظر (٢٠١٥) و تبدیل عضویت هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی (٢٠١٧) از جمله مهم ترین تحولات سازمان همکاری شانگهای در بیست سال گذشته در سطح افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) به شمار می رود. در نتیجه این سازمان منطقه ای در حال حاضر دارای سه سطح از عضویت یعنی عضو اصلی و دارای حق رای، عضو ناظر بدون برخورداری از حق رای و شریک گفتگو است. در سطح عمودی (اهداف و وظایف) نیز سازمان همکاری شانگهای ضمن تمرکز بر محور اصلی ماموریت خود یعنی مسائل امنیتی و دفاعی، کوشش نموده است در سایر حوزه های اقتصادی، تجاری، ترانزیتی، همکاری در حوزه انرژی و حتی فرهنگی و اجتماعی نیز ورود پیدا کند. با این وجود، دستاوردهای نسبی که این سازمان طی دو دهه فعالیت خود داشته است، عمدتاً در حوزه موضوعات دفاعی و امنیتی بوده است. با توجه به تجربیات یاد شده و تحولات پیچیده کنونی در سطوح منطقهای و بینالمللی، سازمان همکاری شانگهای با چالش های بسیار مهمی در عرصه داخلی و بیرونی مواجه است که برخی از موارد مهم آن عبارتند از: 1- نخستین چالش مهم سازمان، گسترش قابل توجه افقی (پذیرش اعضا) و عمودی (اهداف و وظایف) در دو دهه گذشته است که در مقایسه با سایر مکانیسم های منطقه ای مانند پیمان ناتو، اتحادیه اروپا و آ. سه. آن بسیار قابل توجه است. این امر از تحرک، چابکی و انسجام و هماهنگی درونی سازمان همکاری شانگهای کاسته است. اگر بر این روند مدیریت و کنترل مناسبی صورت نگیرد و استانداردها و معیارهای مشخص و روشنی تعریف نشود، یک سازمان بسیار وسیع با حضور کشورهای متعدد از محیط های جغرافیایی متعدد و اهداف و وظایف مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی- دفاعی شکل خواهد گرفت و به همان میزان کارآمدی و تاثیرگذاری سازمان همکاری شانگهای کاهش خواهد یافت. 2- یکی از چالش برانگیزترین مباحث در روند توسعه افقی سازمان همکاری شانگهای (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی)، روند تبدیل اعضای ناظر به اصلی بوده است. در حالی که تبدیل عضویت جمهوری ازبکستان از ناظر به اصلی بیش از یک سال (2000 تا 2001) طول نکشید، روند تبدیل وضعیت هند و پاکستان 12 سال (2005 تا 2017) به طول انجامید و وضعیت ایران نیز با وجود عضویت ناظر از سال 2005 و خروج این کشور از تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل هنوز مشخص نشده است. به نظر میرسد این وضعیت برای دیگر اعضای ناظر یعنی مغولستان، بلاروس و افغانستان نیز در آینده محتمل باشد. لذا بررسی و بازنگری در آیین نامه پذیرش اعضا (مصوب نشست تاشکند - 2010 میلادی) و نیز دو سند تعهدات کشورهاي متقاضي و مقررات اعطاي عضويت (مصوب در نشست دوشنبه- 2014 میلادی) برای ایجاد یک رویکرد موثرتر و هماهنگ تر در زمینه تبدیل عضویت ناظر به اصلی ضروری به نظر می رسد. 3- با عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای، تعداد اعضای اصلی سازمان به هشت کشور (روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین و هند) افزایش یافت و فضای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی سازمان، میزان جمعیت، ظرفیت های اقتصادی و دفاعی- نظامی (حضور چهار قدرت هسته ای روسیه، چین، هند و پاکستان) از گسترش قابل توجهی برخوردار شده است که تحول مهم و مثبتی به شمار می رود. با این وجود، چالش های سنتی، دیرپا و گسترده هند و پاکستان موجب شده است نگرانی های فراوانی در رابطه با تاثیر منفی مناقشه کشمیر میان دو عضو اصلی سازمان (هند و پاکستان) و اختلافات مرزی در خط دیوراند میان یک عضو اصلی سازمان با عضو ناظر (پاکستان و افغانستان) ایجاد شود. برداشت های متفاوت هند، پاکستان و نیز افغانستان در مقوله تروریسم و افراط گرایی که همواره با طرح اتهامات و تنش های متعددی همراه بوده است، شک و تردیدهای جدی را در رابطه با تاثیر عضویت اصلی و کامل هند و پاکستان بر کارآیی و انسجام داخلی سازمان همکاری شانگهای به دنبال داشته است. 4- تعریف مکانیسم شرکای طرف گفتگو یکی از ابتکار عملهای مهم سازمان همکاری شانگهای به شمار می رود و در این چهارچوب، ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان پذیرفته شده اند. با توجه به گستردگی بسیار زیاد جغرافیایی این کشورها که از آسیای جنوب شرقی تا منطقه قفقاز و خاورمیانه را در بر می گیرد، سازمان همکاری شانگهای در عمل از تمرکز جغرافیایی اوراسیایی خارج شده است. ضمن آن که باید به این ابهام نیز پاسخ داد که آیا مکانیسم شرکای طرف گفتگو مقدمه ای و مرحله ای برای عضویت ناظر و اصلی در سازمان همکاری شانگهای است؟ آیا مکانیسم شرکای طرف گفتگو می خواهد نقش و کارکردی مشابه طرح مشارکت برای صلح یا مشارکت انفرادی کشورها برای پیمان ناتو را ایفا کند که مقدمه ای برای عضویت کشورهای کاندیدای عضویت در این پیمان دفاعی- نظامی به شمار می رود. 5- یکی از مهمترین مباحث پیرامون سازمان همکاری شانگهای، وجود دیدگاههای متفاوت در رابطه با رویکرد عملی و واقعی این سازمان در عرصه تحولات منطقهای و بینالمللی است. پرسش و ابهام اصلی این است که آیا سازمان همکاری شانگهای یک سازمان درونگرا است که تنها به مسائل و مشکلات سیاسی و امنیتی کشورهای عضو و منطقه آسیای مرکزی و مناطق پیرامون آن میپردازد یا اینکه این سازمان به مثابه یک ورشوی جدید و یا ناتوی شرق یک سازمان برونگرا است و به عنوان یک ائتلاف ضد هژمونیک درصدد نقشآفرینی در عرصه بین المللی و تقابل با اهداف و منافع بازیگران فرامنطقهای چون ناتو و ایالات متحده آمریکا است؟ مطالعه و بررسی اسناد و بیانیههای پایانی اجلاسهای این سازمان حاکی از آن است که در سطح اعلانی این سازمان دیدگاهها و نقطهنظراتی در انتقاد از جهان تک قطبی، روند یک جانبهگرایی، بی توجهی به روح منشور سازمان ملل متحد و قواعد حقوق بینالملل و در نهایت انتقاد از سیاستها و رویکردهای غرب، ناتو و ایالات متحده آمریکا در نفوذ به منطقه، تغییر رژیمهای سیاسی حاکم و استفاده ابزاری از مقولات حقوق بشر، تروریسم و دموکراسی مطرح شده است. بنابراین در سطح اعلانی، سازمان همکاری شانگهای را باید یک سازمان برونگرا دانست. اما در سطح عملی، سازمان همکاری شانگهای یک سازمان درون گرا را به نمایش گذاشته است. موضع منفعلانه و حتی توام با سکوت سازمان همکاری شانگهای در قبال تحولاتی چون بحران گرجستان در سال 2008 میلادی، بحران اوکراین و بحرانهای متعدد خاورمیانه نظیر سوریه، لیبی و یمن به ویژه مداخله نظامی مستقیم روسیه به عنوان یکی از اعضای اصلی و بنیانگذار سازمان در اوکراین و سوریه دانست. در بحرانهای یاد شده، هر یک از کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای متاثر از ظرفیتهای ملی و داخلی و نیز در چهارچوب سیاست خارجی و دفاعی تعریف شده مورد نظر خود، واکنشهای متفاوتی را بروز دادهاند. در حالی که از یک سازمان منطقه ای در حوزه دفاعی- امنیتی انتظار می رود به صورت هماهنگ تر و موثرتری در زمینه تحولات منطقه ای و بین المللی موضع گیری نماید و از این وضعیت متناقض خارج شود. نویسنده: ولی کوزه گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)