موسسه مطالعات ایران اوراسیا 28 آبان 1397 ساعت 21:12 http://www.iras.ir/fa/doc/article/3764/تاثیرات-متقابل-فرهنگی-ایران-روسیه -------------------------------------------------- لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه عنوان : تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه ترجمه اختصاصی ایراس -------------------------------------------------- روابط­ فرهنگی ایران و روسیه، روابطی دوسویه و بر پایه­ تساوی ما بین طرفین است که در آن، هیچ یک بر دیگری غالب نیست. بدیهی است که در طی گذشت زمانی طولانی، ممکن است سطح تاثیر یکی از کشورها بر فرهنگ کشور مقابل تغییر کند، اما به طور کل، این تاثیر از هر دو سو به یک اندازه بزرگ و پراهمیت است. پس از انقلاب اسلامی در ایران و تغییر رژیم، ایران ابتدا در مخالفت با " غربی شدن" و سپس در تقابل با "جهانی شدن" قرار گرفت. متن : یادداشت مترجم: روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و فروپاشی شوروی همواره رو به توسعه بوده و در سال های اخیر با رشدی جهش گونه، وارد مدار شبه راهبردی شده است. در این میان، بنظر می رسد روابط در برخی حوزه ها ازجمله حوزه های سیاسی و امنیتی و حتی اقتصادی توسعه و گسترش خوبی داشته است. توسعه متوازن روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است و ضروری است سطح روابط فرهنگی نیز متوازن با سایر روابط و حوزه ها توسعه یابد، چرا که روابط فرهنگی، ضمن ارتقاء درک متقابل دو ملت ایران و روسیه از یکدیگر، می تواند زمینه ساز، تسهیل کننده و تحکیم بخش سایر روابط نیز باشد. علاوه بر این، هر دو کشور دارای ظرفیت های گسترده فرهنگی هستند که این ظرفیت ها می تواند در خدمت منافع و اهداف مشترک در سطوح دو جانبه، منطقه ای و بین المللی بکار گرفته شود. همچنین بسیاری از چالش های مشترک ایران و روسیه مانند نفوذ فرهنگی بیگانه، گسترش جریان افراطی گری و تفرقه های مذهبی و قومی در منطقه که ثبات، استقلال و هویت ملت ها را تهدید می کند، ماهیت فرهنگی دارد و مقابله با آن نیازمند هم افزایی فرهنگی دو کشور می باشد. علیرغم گسترش روزافزون روابط و فعالیت های چشمگیر صورت گرفته در تعاملات فرهنگی ایران و روسیه در سال های اخیر، به نظر می رسد هنوز شناخت و تصویر مناسب از کشور مقابل در ملت های ایران و روسیه شکل نگرفته است و این یک چالش اساسی برای پایداری و تعمیق روابط میان دو کشور همسایه محسوب می شود. با وجود ظرفیت ها و فرصت های گسترده فرهنگی در دو کشور، متأسفانه طرفین نتوانسته اند از این ظرفیت برای ارتقاء درک مقابل بخوبی استفاده کنند. لذا نه تنها سطح روابط و مبادلات فرهنگی به تناسب نیازها و روابط دو کشور توسعه نیافته، بلکه برخی از توافقات صورت گرفته و اسناد منعقده همکاری های فرهنگی میان دستگاه و نهادهای ایران و روسیه به دلایل مختلف در حد گفتار و نوشتار باقی مانده است. از دیگر کاستی ها و نارسایی ها درحوزه کلان روابط فرهنگی دو کشور همچنین می توان به پایین بودن سطح همکاری و هم افزایی فرهنگی دو کشور در مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک از جمله نفوذ فرهنگی بیگانه، جریان های افراطی و تفرقه های قومی و مذهبی در منطقه، پایین بودن سطح مبادلات و همکاری دو کشور در حوزه های گردشگری، فضای مجازی، رسانه، سینما و ادبیات فارسی و روسی به نسبت ظرفیت ها، فرصت ها و ضرورت ها، اجرایی نشدن اغلب قریب به اتفاق پیمان های خواهرخواندگی میان دو کشور و ناچیز بودن همکاری فرهنگی میان شهرها، استان ها و مناطق دو کشور به نسبت ظرفیت ها و فرصت های موجود، اشاره نمود. بر این اساس، طراحی ساز و کارهایی که بتواند ضمن ارزیابی صحیح شرایط، بر موانع توسعه روابط فرهنگی فائق آمده و زمینه را برای استفاده بهینه از ظرفیت های فرهنگی و ایجاد تحول در روابط فرهنگی دو کشور فراهم سازد، ضروری بنظر می رسد. با این مقدمه و با ابراز امیدواری به شکوفایی هرچه بیشتر روابط و تعاملات فرهنگی ایران و روسیه، مقاله زیر با عنوان "تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه" نوشته خانم لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه، که توسط اینجانب از روسی به فارسی ترجمه شده است، تقدیم می گردد. *** روابط فرهنگی ایران و روسیه، روابطی دوسویه و بر پایه تساوی ما بین طرفین است که در آن، هیچ یک بر دیگری غالب نیست. بدیهی است که در طی گذشت زمانی طولانی، ممکن است سطح تاثیر یکی از کشورها بر فرهنگ کشور مقابل تغییر کند، اما به طور کل، این تاثیر از هر دو سو به یک اندازه بزرگ و پراهمیت است. پس از انقلاب اسلامی در ایران و تغییر رژیم، ایران ابتدا در مخالفت با " غربی شدن" و سپس در تقابل با "جهانی شدن" قرار گرفت. اکنون چندین دهه از آغاز تلاشهای مقامات ایرانی در مبارزه برای حفظ ارزش های سنتی فرهنگی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب به مثابه امری بیگانه در ایران، می گذرد. پیش از آنکه به بحث پیرامون گفتگوی فرهنگی ایران و روسیه برگردیم، لازم به یادآوری است که فرهنگ به آن معنا که ما برداشت می کنیم، با آنچه در ایران از این مفهوم برداشت می شود، متفاوت است. فرهنگ در ایران نه تنها دربردارنده نحله های سنتی فعالیت های خلاقه است - که هر یک بحثی جداگانه میطلبد - بلکه همچنین شامل دین نیز میگردد. اگر در پی این باشیم که بفهمیم فرهنگ ایرانی با کدام فرهنگ مرتبط است، میتوان در آن ویژگی های فرهنگ شرقی را یافت و همچنین میتوان با بهره گیری از سایر سیستم های ادراکی، به این نتیجه رسید که فرهنگ ایران به فرهنگ اسلامی مرتبط است. البته در جهان اسلام نیز تفکیک هایی اساسی مابین جهت گیری های مختلف وجود دارد که در این جهت گیری ها ایران خود را به منزله فرهنگ رویکرد شیعی اسلام باز مینماید. ایران در مجموع به علت برخورداری از ویژگی های زیر از سایر فرهنگ های شرقی و اسلامی جدا می گردد: شیعه سنتی که قرن هاست در کشور وجود دارد، تاریخی که از عصر پیدایی اولین تمدنها در آسیای میانه، به ظهور پیوست و فرهنگی که هستی پسین خویش را از اسلامگرایی ایران گرفته و سپس قدم به قدم با علوم اسلامی پیشرفت کرده است. منابع ایران باستان که تا زمان ما برجا مانده و به ما رسیده اند، گواهی بر این مدعا است. به این ترتیب، عناصر کلیدی موثر بر شکل گیری فرهنگ و اجرای سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران عبارت اند از: اسلام و ارزش های آن، فرهنگ پیشااسلامی و سنت هایش و آخرالامر ترکیب پیدا آمده از این دو که همان فرهنگ سنتی ایرانی است. پس از انقلاب اسلامی، ایران تلاش کرد فرهنگ خود را که فرهنگ اسلامی نامیده میشد- دور از تماس با سایر فرهنگها و تاثرات بیرونی، قرار دهد. یادآوری این نکته بیهوده نیست که پس از انقلاب اسلامی، شعار " نه شرقی، نه غربی" صریحا مورد استفاده قرار می گرفت که استقلال ایران از دولت های بیگانه را هدف اصلی خویش قرار داده بود. با شکل گیری موسسات جدید، ایران توجه بسیاری به برنامه ریزی سیاست فرهنگی اجرایی نشان داد و همچنان نیز توجه ویژهای به آن دارد. نقش این سیاست به حمایت از ارزش های پیچیده و رساندن شرایط ایران به موقعیت سایر کشورهاست. به ویژه، دقیقا چنین مسئولیتی بر عهده رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران قرار داده شد که در سال 1998 در مسکو آغاز به کار کرد. خالی از لطف نیست که یادآوری کنیم این نهاد همچنین به سازماندهی مراسم های فرهنگی در فدراسیون روسیه می پردازد که با دیدارهای هیئت هایی از نخبگان ایرانی همراه است که در سطحی مهم و موثر امکان گسترش آشنایی با فرهنگ و زندگی فرهنگی و فعالان فرهنگی ایران را فراهم میسازد. رفتارهای این چنینی از سوی ایران و فعالسازی روابط فرهنگی در شرایط مبارزه علیه افراط گرایی و بیگانه گریزی، امکانپذیر و حتی ضروری شد و همچنین موجب بازگشت روسیه به سمت ارزش های معنوی شد. جمهوری اسلامی ایران در طول مدت زمانی طولانی به شکلی موفقیت آمیز تلاش کرده است تا به بقیه کشورهای جهان بفهماند که اسلام میتواند پیام آور صلح جهانی باشد و نباید از آن واهمه داشته باشند. با این حال، در طرف مقابل نیز غرب و کشورهای ذینفع ابزارهایی نظیر "ایران هراسی"، "اسلام هراسی" و "شیعه هراسی" را ابداع کردند و با استفاده از آنها به سیاه کردن چهره ایران، اسلام و شیعه پرداختند. ریشه های چنین پدیده هایی پیش از هرچیز در سیاست قرار دارد، زیرا مدتی طولانی است که این مسائل با تحریم هایی علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین با عدم تمایل کشورهای غربی به توافق در زمینه پرونده ی هسته ای ایران، همراه است. همزمان میتوان این امر را به مثابه روش مبارزه در برابر محافظه کاری فرهنگی ایران و عدم تمایل آن به پیوستن به جریان جهانی سازی، بررسی و تحلیل کرد. این مسئله به احتمال زیاد، به هویت سازی مدنی مربوط می شود و دلیلی برای افشای آن وجود ندارد، به علاوه، چالش های در حال ظهور و واکنش ایران به آنها را میتوان در فرآیند تاریخی پیدایش و گسترش جمهوری اسلامی بررسی و نظاره کرد. تنها طی مدت کوتاه باقی مانده تا پایان جنگ ایران و عراق، روابط فی ما بین جمهوری اسلامی ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رو به بهبود رفت. اولین ارتباطات در زمینه خط تجاری اقتصادی در سال های 1986-1988 ایجاد گردید. سپس [آیت الله] روح الله خمینی نامه ای مشهور به میخاییل گورباچف نوشت. رهبر جمهوری اسلامی ایران در این نامه، پیرامون همکاری های آتی میان دو کشور ابراز امیدواری می کرد. نقطه اوج همکاری های ایران و شوروی در سالهای دهه 1980، همزمان با دیدار رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران اکبر هاشمی رفسنجانی از مسکو در 1989 بود که در جریان این دیدار توافقی طولانی مدت پیرامون همکاریهای اقتصادی و فنی (به ارزش 10 میلیارد دلار) مابین دو کشور به امضا رسید. این بسته ی توافقی، برنامه های طولانی مدت همکاری ها در زمینه های تجاری-اقتصادی، علمی-فنی، فرهنگی و نیز ورزشی را شامل می شد. همچنین شامل توافق در زمینه ارسال گاز طبیعی ایران به شوروی و تحویل مجموعه دستگاه ها، ماشین آلات و ارائه خدمات در زمینه ساخت، فرآوری کالا و احداث راه آهن تجن-سرخس-مشهد از سوی روسیه به ایران بود. زمینه دیگر همکاری بین دو کشور، به حوزه رادیو و تلویزیون، دارو و مبارزه علیه ملخ، مرتبط بود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، روابط دوجانبه میان روسیه و ایران رو به گسترش روز افزون نهاد و این به افزایش روابط میان فعالان دولتی دو کشور و تقویت حضور اقتصادی دوسویه در منطقه دو کشور، منجر شد. اما لازم به یادآوری است که در این هم ترازی، منافع ژئوپولیتیک غالب بودند. پس از فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و از دست دادن مساحت نسبتا زیادی از خاک اتحاد شوروی و متعاقب آن در پی تاثیرات ژئوپولیتیک، روسیه به متحدانی نیاز داشت که بتوانند اثر مخالفانش را در داخل مرزهای جدید خنثی نمایند. ایران برای روسیه چنین متحدی بود و حتی در دورانی که در انزوای بین المللی به سر میبرد، بر کشورهای همسایه تاثیر داشت. البته، در سالهای 1990، میان دو دولت، رقابت ژئوپولیتیک مشخصی مشاهده میگردد، به ویژه رقابت شدیدی در آسیای مرکزی به ظهور پیوسته است، اما این امر، مانع همکاری متقابل دو کشور نگردید - به ویژه در ارتباط با فعالیت در زمینه تهدیدات خارجی. ایران، اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان تهدیدی برای تمامیت ارضی اش می پنداشت، سپس این خطر را از سوی روسیه احساس کرد که دیگر به ایدئولوژی آتئیستی شوروی معتقد نبوده و رویکرد عملگراتری نسبت به اتحاد شوروی در زمینه تنظیم سیاست خارجی اتخاذ نموده بود، این کشور جدید که همانا روسیه نام داشت، مرز زمینی مشترکی با ایران نداشت و به طور کامل درگیر مسائل داخلی خود بود. اما علیرغم رونق روابط دو کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، طی 22 سال اخیر، روابط با نرخ رشد مختلفی، افزایش می یافت. در برخی زمینه ها همگرایی و در برخی دیگر از مسائل دوجانبه واگرایی پیش می آمد (که مورد اخیر به مرور حتی بیشتر و بیشتر مشاهده می شد). در سال های 1990 ایران در روابط با روسیه، بر ترجمه متون مذهبی همت گماشت. پس از آن این روابط گسترده تر گردید و بر همکاری علمی و فرهنگی موثر افتاد. طبیعتا سازمانی همچون رایزنی فرهنگی که بخشی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به شمار میرود، به مثابه ابزاری برای دیپلماسی عمومی است که فعالانه و موفقیت آمیز مورد استفاده قرار می گیرد. علیرغم سطح پایین گردش مالی بین دو کشور، در پست های مدیریتی هر دو کشور همواره بیانیه ها و تقاضاهای مثبتی پیرامون گسترش روابط حسنه همسایگی بین دولت ها مبادله می گردد. همچنین میزان روابط متقابل و رویدادهای امروزی را به طور شماتیک نمایش میدهند: با وجود مبارزه با تروریسم بین الملل و شرایط متغیر سیاسی، هر دو کشور در حوزههای مختلف، یکدیگر را دوست خود دانسته و علاقه بسیار به یکدیگر نشان میدهند. روابط در سطوح بالا پیگیری و تقویت میشوند و اساسا ایران ویژگی های متحد خود را در چشمان شهروندان عادی می جوید. آیا این موفقیتی در دیپلماسی عمومی محسوب نمی گردد؟ به لطف سیاست فرهنگی دو کشور، امکان اعتماد دوسویه فراهم شد که این امر به همکاری نزدیک منتهی می گردد. سیاست اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی ثابت میکند که ایران به جز استقرار روابط صلح آمیز و سازندهی بنیان شده بر اساس اصول برابری و احترام متقابل، هدفی با محوریت گسترش تاثیرات ایدئولوژیکی ندارد. همانطور که پیشتر گفته شد، روابط اقتصادی و سیاسی شکل گرفته، فعالانه درجهت گسترش روابط فرهنگی مورد استفاده قرار گرفتند. اما سخن گفتن پیرامون واکنش متقابل فرهنگ ها در معنای جهانی آن بسیار پیچیده است، چرا که اشکال مختلف آن در تمامی سطوح خودنمایی نمیکنند. در حوزه روابط زبانی، میتوان گفت که هر دو زبان تحت تاثیر یکدیگر قرار داشته اند. وام واژه ها چه در زبان روسی و چه در زبان فارسی وجود دارند. بیشک، وام گیری واژگان، همچون نتیجه روابط متقابل ملت ها و ملیت های مختلف در زمینه روابط سیاسی، تجاری، اقتصادی و فرهنگی یکی از روشهای بنیادی غنی سازی هر زبان بوده و نقش مهمی ایفا میکنند. تعداد بی شماری فعالیتهای علمی مرتبط با این حوزه به ویژه توسط زبانشناسان ایرانی انجام میگیرد. در تاثیر شاعران کلاسیک پارسی بر ادیبان روس تردیدی نیست، اما ما میدانیم که آثار نویسندگان روس نیز که از آن جمله می توان ادیبان کلاسیک روس را نام برد، به زبان فارسی برگردان شده و بر ادبیات فارسی تاثیر داشته اند. خواه در ایران و خواه در روسیه، علاقه بسیاری به مسئله روابط متقابل ادبیات روسی و پارسی وجود دارد. کنش متقابل ادیبان همواره تنها ادبیات ملی را غنی می ساخت. برای مثال در رمان منظوم یوگنی آنهگین اثر الکساندر سرگیویچ پوشکین، کلام سعدی آمده است یا لف تالستوی در گزیده آثار خود تحت عنوان چرخه ی مطالعات، بسیاری سخنان و جملات قصار را از گلستان سعدی آورده است همچنین "مضامین پارسی" اثر سرگی یسهنین نیز زبانزد است. خواننده روس بخوبی با بسیاری از آثار منظوم فارسی نظیر رودکی، فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، جلال الدین رومی، جامی و دیگران آشناست. شمار بسیار زیادی ترجمه به زبان روسی از این آثار وجود دارد. لازم به یادآوری است که با افزایش شمار ترجمه ها، سطح ادبی ترجمه های آثار نیز ارتقا یافته است. ایرانشناسان شوروی که نامشان می آید به روابط ادبی فارسی - روسی و روسی- فارسی پرداختند: روزنفیلد، کامیسارف، جهانگیر دری، عثمان اف. در ایران نیز سعید نفیسی، محمدعلی اسلامی ندوشن، فاطمه سیاح، مهری آهی و دیگران در این زمینه پژوهش داشته اند. دو بانویی که در آخر ذکر نامشان رفت، بخوبی به زبان روسی تسلط داشته و با ادبیات روسی آشنا بوده اند. اولین اثر ادبی ترجمه شده از زبان روسی به زبان فارسی، ترجمه نمایشنامه کمدی فغان از زیرکی اثر گریبایدوف بود که در سال 1900 منتشر شد. در ایران، ترجمه های آثار آنتون چخوف، فئودور داستایفسکی، لف تالستوی، ماکسیم گورکی، الکساندر پوشکین و دیگران با اقبال عام مواجه شدند. همانگونه که نرگس محمدی بدر اشاره میکند: " ایرانیان، الکساندر پوشکین را به خاطر اشعار غنایی زیبایش بسیار دوست میدارند، همچنین لف تالستوی را به خاطر فلسفه ی انسانگرایی اش. داستایفسکی با روانشناسی عمیق خود همه را شیفته خود میکند و آنتون چخوف با سبک داستانِ کوتاهِ خود به ادبیات معاصر فارسی پا میگذارد." علاوه براین ها، بسیاری از این آثار در حال حاضر نیز بارها تجدید چاپ می شوند، برای نمونه، آثار چخوف بیش از 240 بار و آثار گورکی بیش از 160 مرتبه باز نشر شده اند. شاعران و نثرنویسان قرن بیستم روسیه نظیر سرگی یسنین، ولادیمیر مایاکفسکی، مارشاک و فدین، تاثیر بیچون و چرایی بر شاعران جوان ایرانی داشته اند. ذکر این نکته ضروری می نماید که ایرانیان نه تنها با آثار کلاسیک روسی آشنا هستند، بلکه همچنین مقالات و یادداشت هایی پیرامون زندگی و فعالیت خلاقه ی شاعران و نثرنویسان روسی نگاشته اند. در دهه های پایانی قرن بیستم، آثار آخماتووا، بونین، تورگنف به زبان فارسی منتشر شدند. همچنین بر صحنه های تئاتر شهرهای بزرگ ایران، نمایشنامه های آنتون چخوف اجرا میگردند. قابل توجه است که بویژه در مقیاسی عظیم، ترجمه ها به انتقال معنویت فرهنگ ایرانی کمک می کردند. آثار ادبی ای که بخش جدایی ناپذیر زندگی هر ایرانی هستند، به لطف ترجمه، برای خوانندگان روسی قابل دسترس گشتند. امکان درک معنویت شاعرانه و تصاویر روشن اندیشه های ایرانیِ جاری در کلام و استعارات حیرت انگیز و تمثیل ها که اجزاء جدایی ناپذیر اصطلاح شناسی زبان پارسیان است، از منشور اشعار و آثار ایشان میسر است. لازم به ذکر این مهم است که ترجمه های آثار ادبی معاصر پارسی به زبان روسی توسط بزرگانی چون جهانگیر دری و پالیشوک انجام شده است که به خواننده امکان همراهی و ورود به فضای خانوادگی ایرانی را می دهد و درک روابط پیچیده درون خانواده ها و شکل معیشت خانواده های عادی ایرانی را میسر میسازد. پایگاه در دسترس برای گفتمان فرهنگی فعال به کلیه تقاضاهای امروزی درباب گسترش و تحکیم روابط دوجانبه پاسخگو است. علیرغم اینکه نقش فرهنگ تنها تدارک و تکمیل سیاست خارجی اجرایی است، برای افزایش تاثیر فرهنگ و رسیدن به این هدف که موقعیت دولت با آراء عمومی موافق گردد، کلیه شرایط موجود است. در تاریخ روابط ایران و روسیه مثال هایی است مبنی بر اینکه عدم وجود گفتمان فرهنگی، شرایط را برای ظهور مواردی از تحریف واقعیت های تاریخی آماده می کرد، تا رای عمومی در ارتباط با دولت و یا مسیر کانال سیاست دولتی تغییر یابد. یکی از این مثال ها تاریخ و قرارداد صلح ترکمانچای و گریبایدوف است که تا امروز بازیچه ی دست بدخواهان مانده است. ایرانیان همچون ملل شرقی و به ویژه با درنظرگرفتن اینکه پارسیان به ملتی باستانی مربوط می شوند، حافظه تاریخی قدرتمندی دارند. دو عهدنامه دشوار گلستان و مخصوصا ترکمانچای و همچنین رویدادهای سال 1829، با قتل گریبایدوف در تهران به هم مربوط بود و خاطره ای توهین آمیز برای ایرانیان به جا گذاشت. تا امروز، فردِ ایرانی که به واسطه قرارداد ناموفقِ امضا شده از داشته های خود محروم گردیده، میگوید: " وای وای ترکمانچای". اما توضیحات تاریخ نگارانِ ایرانی پیرامون علل قتل گریبایدوف هرچه که باشد، این واقعیت برای روسیه بسیار تلخ بود: قتل بزرگترین نمایشنامه نویس روس. دو نگاه کاملا مخالف در باب این حوادث وجود دارد. بنابر نظر محمود محمود در کتاب " تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی"، عهدنامه ترکمانچای " اسارت سیاسی برای ملت ایران است. این زنجیرها دقیقا 90 سال به دست و پای مردم بسته بود و تا وقتی کاخ بلند تزاری سرنگون نشد، این زنجیرها پاره نشد". همچنین مولف می نوسید: سرنوشت ایران در گلستان بهتر نوشته شده بود، چرا که قرارداد ترکمانچای " نسبت به عهدنامه گلستان، بدیمن تر و پرضررتر بود چرا که ایران به طور کامل کاپیتالیسیون را پذیرفته و قاجارها ابزار سیاسی روسیه شدند." تاریخ شناسان ایرانی نصرت الله فلسفی و علی اصغر شمیم یادآور می شوند که "در قرارداد ترکمانچای منافع روسیه بسیار بیشتر از منافع هر دولت اروپایی در قیاس با هر کشور شکست خورده ای، رعایت شده بود." در این راستا، نظر تاریخ شناس شوروی را نیز می آورم. در کتاب ب.پ. بالایان تحت عنوان "روابط بین المللی ایران در سالهای 1813 تا 1828" درباره اینکه " مستقل از اهداف امپراتوری، درتفاوت با انگلیس و فرانسه، روسیه در مدتی طولانی ملت ماوراقفقاز را از مهاجران جابر و تهدیدات کشتارهای دسته جمعی و جنگهای ویرانگر، نجات میداد" صحبت میشود، که این امر اصلا با واقعیت همخوانی ندارد. تاریخ شناسان ایرانی بر این باورند که صلح ترکمانچای " برای تاریخ ایران دورهی جدیدی را گشود، چرا که پس از این قرارداد، ایران به کشوری مستقل تبدیل شد" همچنین آنها تصور میکنند " معاهده ترکمانچای نمونه ی مثالی برای سایر دول خارجی بود" اما بالایان با این تصور کلی مخالف بوده و آن را رد میکند. همچنین به ویژه بنابر نظر مولفان ایرانی، تاریخ نویسی روسی، سنتاّ مستعد پذیرش آراء تاریخ شناسان ایرانی نیست، حتی آراء آن دسته از تاریخ شناسانی که شخصا در جریان قتل گریبایدوف بوده اند را نمی پذیرد. اینجا تنها دو نمونه از آراء به غایت متفاوت آورده شد. اما در تفاوت با تاریخ شناسان ایرانی، روس ها به رویدادهای 1828 به اشکال مختلف می نگرند: یکی با تاریخ شناسان ایرانی هم رای است و دیگری اعلام میکند که" اگر عهدنامه ی ترکمانچای نبود، همه چیز به مراتب بدتر تمام میشد، چرا که ایران به محو شدن کامل از صحنه تاریخ نزدیک میشد...". محدودیت گزاره ها، نتیجه گیری های پیش از موقع، عدم آمادگی پذیرش آراء متفاوت دیگر، همه ی اینها سدی بر سر راه شکل گیری روابط بینافرهنگی می سازد. صفحات سیاه تاریخ روابط دوجانبه باید جای خود را به موفقیت های امروزی و دستاوردهای سیاست فرهنگی بدهند. اتخاذ تجربه ای مفید، آشنایی با جنبه های تازه ی معنویت که در فرهنگ کشورهای خارجی نمایش داده می شود، میتواند آموزنده باشد. ضروری است که یادآور شویم به واسطه تلویزیون و رسانه های ارتباط جمعی میتوان روابط فرهنگی را تنظیم نمود. آشنایی محدود با فیلم های ایرانی در روسیه و آشنایی ناچیز با فیلمهای ساخت روسیه در ایران خساراتی برای روابط فرهنگی به بار می آورند. برای مثال، تجزیه و تحلیل ظرفیت و تنوع فعالیت در حوزه های مختلف، قدم های اصلی فرهنگی جمهوری اسلامی قلمداد می شوند. افزایش مقدار و بهبود کیفیت کانال های رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در درون و بیرون از مرزهای کشور، ساخت تعداد زیادی خانه های فرهنگی و مراکز هنری، برگزاری ده ها و شاید صدها نمایشگاه و بازارهای بین المللی کتاب، موفقیت های بسیار بزرگ سینماگران ایرانی و دریافت جوایز بسیار در سطوح جهانی، و بی شک مهم تراز همه رشد آگاهی عمومی از این جمله اند. لازم به ذکر نکته ای پیرامون موفقیت دیپلماسی حکومت مسکو درباب سنت و جشن دیرین "نوروز" است. با هدف تقویت و تحکیم فضای صلح شهروندی، ثبات و توافق بیناملیتی و همچنین باتوجه به درخواست های ملی و فرهنگی ملت های خاورنزدیک و خاورمیانه و آسیای مرکزی و فراقفقاز که ساکن مسکو هستند، بیش از ده سال است که به طور گسترده و با موفقیت، در پایتخت فدراسیون روسیه جشنی به مناسبت مراسم نوروز برگزار می گردد. اختیارات مسکو مبنی بر " برگزاری سراسری جشن نوروز در سطح شهر" از بیست و سوم آوریل 2006 امضا گردیده بود. برای مثال در سال 2016 میلادی، در برگزاری جشن نوروز در مسکو 35 هزار نفر حضور یافتند. ساکنان و میهمانان پایتخت می توانند در این مراسم ها، با غذاهای ملی صنایع دستی، لباس ها و پوشش های ملی، سنت های اقوام و مردم ایران از نزدیک آشنا گردند. لازم به ذکر است که بسیاری از ملت های آسیای مرکزی، تاتارستان و فراقفقاز نیز این عید باستانی را جشن میگیرند. صنعت گردشگری، نقش بزرگی در گسترش روابطِ فرهنگی بازی میکند. در فوریه ی سال 2016 اجرای تفاهم نامه بین حکومتی با موضوعیتِ تسهیل شرایط سفرهای دوسویه ی شهروندان دو کشور آغاز گردید. این تفاهمنامه پیشتر در تاریخ 23 نوامبر 2015 در تهران، در نتیجه مذاکرات فیمابین روسیه و ایران در حضور روسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین و حسن روحانی به امضای طرفین رسید. تسهیل روند دریافت ویزا برای نمایندگان گروه ها و افراد کاری شرکت کننده در فعالیت های علمی، فرهنگی و خلاقانه، دانشجویان و اساتید، گردشگران و سایر شهروندان در اسناد ارائه گردیده است. علیرغم اختلال ها در روابط سیاسی و اقتصادی فی مابین مسکو و تهران، روابط فرهنگی در بسیاری از رویدادهای خارجی، محکم باقی مانده اند. شب های شعر فارسی، فستیوال های سینمای ایران و سایر مراسم های فرهنگی، اغلب در مسکو و دیگر شهرهای روسیه برگزار میشوند. همچنین علاقه به شناخت فرهنگ روسیه نیز در جمهوری اسلامی ایران بسیار زیاد است. تمام اینها همراه با پیش نیازهای اساسی برای گفتمان سیاسی و اقتصادی، اساس و بنیانی را می سازد که در راستای ایجاد همکاری های شفاف مابین دو کشور ضروری خواهدبود. گفتمان فرهنگی تاثیر دوجانبه ای بر فرهنگ ایران و روسیه دارد. این گفتمان در صورت رعایت قوانین و مناسبات متقن و غیاب نیات پنهانی، تمامی امکانها را برای بهترشدن روابط ارائه می کند. نویسنده: لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه مترجم: پرویز قاسمی، پژوهشگر ارشد مسائل اوراسیا آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سویایراسنیست