روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گزارش » قفقاز جنوبی

معرفی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی»

۲۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۳

مولف : دکتر جهانگیر کرمی

دکتر جهانگیر کرمی: جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر با تحولات ژئوپلیتیک مهمی در محیط منطقه ای خود روبرو شده که یکی از آنها پیدایش مناطق نوظهور آسیای مرکزی و قفقاز بوده است. منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی از زمان استقلال تا کنون یکی از مناطق مهم و بحرانی جهان بوده که بویژه با دو منازعه مهم روسیه و گرجستان بر سر استیای جنوبی و آبخازیا و منازعه ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ شناخته شده است. این منطقه، علاوه بر بعد امنیتی مهم آن، به لحاظ موضوع ارتباطات و حمل و نقل و انتقال انرژی نیز اهمیت گسترده ای دارد و وجود دالان تراسیکا و کریدور شمال جنوب در کنار خطوط انتقال نفت و گاز، اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژه ای به آن داده است. اهمیت منطقه از دیر باز برای ایران و کشورهای مجاور آن موضوعی برای تعامل و رقابت و منازعه بوده و در سه دهه اخیر بر ابعاد آن و بازیگران درگیر افزوده شده است. فقدان چشم انداز روشنی برای این رقابتها و منازعات موجب توجه روز افزونی به فعل و انفعالات سیاسی و امنیتی و حتا اقتصادی منطقه شده است.

ایراس: جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر با تحولات ژئوپلیتیک مهمی در محیط منطقه ای خود روبرو شده که یکی از آنها پیدایش مناطق نوظهور آسیای مرکزی و قفقاز بوده است. منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی از زمان استقلال تا کنون یکی از مناطق مهم و بحرانی جهان بوده که بویژه با دو منازعه مهم روسیه و گرجستان بر سر استیای جنوبی و آبخازیا و منازعه ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ شناخته شده است. این منطقه، علاوه بر بعد امنیتی مهم آن، به لحاظ موضوع ارتباطات و حمل و نقل و انتقال انرژی نیز اهمیت گسترده ای دارد و وجود دالان تراسیکا و کریدور شمال جنوب در کنار خطوط انتقال نفت و گاز، اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژه ای به آن داده است. اهمیت منطقه از دیر باز برای ایران و کشورهای مجاور آن موضوعی برای تعامل و رقابت و منازعه بوده و در سه دهه اخیر بر ابعاد آن و بازیگران درگیر افزوده شده است. فقدان چشم انداز روشنی برای این رقابتها و منازعات موجب توجه روز افزونی به فعل و انفعالات سیاسی و امنیتی و حتا اقتصادی منطقه شده است.



 در ارتباط با این منطقه و مسائل آن آثار متنوعی به زبانهای خارجی منتشر شده اما متاسفانه در زبان فارسی آثار علمی محدودی وجود دارد و بویژه جای فعالیتهای تحقیقاتی مشترک در همکاری با محققان و صاحبنظران منطقه خالی ست. کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی»  یک گام مهم برای پر کردن این خلاء می باشد که امیدواریم چنین حرکتهایی ادامه یابد و شاهد آثار نو تر و مهم تری در این عرصه باشیم. ویژگی این اثر به عنوان دومین اثر مشترک پژوهشی میان محققان ایرانی و بین المللی در موسسه ایران و اوراسیا، آن را به اتفاق خوشایند و موثری در جامعه علمی کشورمان تبدیل نموده است.



 کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدید ترین اثر علمی منتشره موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین المللی می باشد. این مجموعه در 328 صفحه با ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی ( پژوهشگر جوان و پر تلاش ایرانی و کاندیدای دریافت درجه دکتری مطالعات اوراسیای مرکزی از دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس)  و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی است.



هدف اصلی این مجموعه، طرح شفاف و تحلیلی‌انتقادی مسائل مختلف بوده است تا زمینۀ فهم و برداشتی واقع‌بینانه از روند تحولات منطقۀ قفقاز جنوبی و روابط ایران به سه کشور این منطقه فراهم شود؛ به تعبیر ماکس وبر نوعی فِرِشتهِن  مبتنی بر فهم معنای کنشگران. بدیهی است این مجموعه مدعی ارائۀ اثری جامع پیرامون موضوع مورد پژوهش نیست و مسلماً نقص‌های آن از دیدگاه صاحب‌نظران آگاه به مسائل این منطقه دور نخواهد ماند و امید است اساتید و صاحب‌نظران این حوزه با نقد عالمانۀ خود، زمینۀ غنای بیشتر آن را در آینده فراهم نمایند. همچنین،  این اثر با هدف درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر انجام شده و در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» ارائه شده است که شامل 16 مقاله مستقل است.



نویسندگان این مجموعه طیف متنوعی از پژوهشگران منطقه هستند که عبارتند از آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، سبحان طالب­ لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك­ المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، که اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.



     با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، این مجموعه با عنوان ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی شکل گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که ۱۶ مقاله به شرح زیر از سوی نویسندگان ارائه شده است:

 آزاد غریب‌اف، سیاست خارجی جمهوری آذربایجان را از منظر چالش‌های ایجاد موازنۀ میان غرب و روسیه بررسی می‌کند و ضمن اشاره به برخی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان نظیر پراگماتیسم (عملگرایی مطلوبیت‌محور) و چندجانبه‌گرایی، تأکید می‌کند بر رویکرد دولت آذربایجان در ملحق‌نشدن به سازمان‌های منطقه‌ای روس‌محور و یوروآتلانتیک‌محور و جایگزینی آن با مکانیسم‌های سه‌جانبه، مانند ایران‌، روسیه‌ و آذربایجان.



 روبن محرابیان، سیاست خارجی جمهوری ارمنستان را از منظر سیاست تکمیل متقابل واکاوی می‌کند و در یک رویکرد انتقادی، سیاست‌های فدراسیون روسیه و خط مشی رهبران ارمنستان در دو دهۀ گذشته را عامل اصلی تحقق‌نیافتن سیاست تکمیل متقابل، یعنی ایجاد موازنه میان جهان غرب و روسیه، در عرصۀ سیاست خارجی ارمنستان می‌داند. نویسنده حمایت ارمنستان از روسیه در بحران اوکراین، الحاق به اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، توقف مذاکرات مربوط به موافقت‌نامۀ تجارت آزاد با اروپا و استفاده‌نکردن لازم از ظرفیت‌های روابط ایران و ارمنستان را مصادیق مهم تحقق‌نیافتن عملی سیاست تکمیل متقابل معرفی می‌کند.



 گولبات رتسخیلادزه، سیاست خارجی گرجستان را بعد از کناررفتن میخائیل ساکشویلی و تضعیف جایگاه حزب جنبش ملی متحد مطالعه کرده است. از دیدگاه نویسنده، با وجود تحولات مهم سیاسی نظیر تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی، انتخاب گئورگی مارگولاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان، به‌قدرت‌رسیدن حزب رؤیای گرجی به رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، نخست‌وزیری ایراکلی غریباشویلی و تعیین «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» تغییری در رویکرد کلان یوروآتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشده است و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، همچنان مهم‌ترین مانع عادی‌سازی مناسبات متفلیس‌مسکو باقی مانده است.



 ولی کوزه‌گر کالجی، در بررسی الزامات سیاست یکپارچه و متوازن ایران در قفقاز جنوبی به این واقعیت اشاره می‌کند که در حال حاضر در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی مناسبات رسمی و دیپلماتیک دارد؛ با توجه به این نکته، مطرح می‌کند که روند مناسبات دیپلماتیک ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی نسبت به دوره‌های گذشته، به‌ویژه دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (1368- 1376)، از روند تقریباً متوازن فاصله گرفته است. از دیدگاه نویسنده، توجه به چهار عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» و «نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی باشد.



 سبحان طالب‌لی از دیدگاهی آذری روابط ایران و جمهوری آذربایجان را آسیب‌شناسی کرده است. نویسنده ضمن مرور تاریخی روابط دو کشور به بهبود شایان توجه مناسبات دو کشور در سال‌های اخیر، به موضوعات مهمی چون موضع ایران در مناقشۀ قره‌باغ کوهستانی، مسئلۀ رژیم حقوقی دریای خزر و همکاری تهران و باکو در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و ترانزیتی اشاره می‌کند. او بر این باور است که روابط ایران با جمهوری آذربایجان اهمیت ویژه‌ای دارد. واقع‌شدن هر دو کشور در مکان جغرافیایی مهم به اهمیت آن‌ها در روابط اقتصادی و تجاری به‌عنوان کشورهای ترانزیتی می‌افزاید.  هرچند به‌دلیل نظام سیاسی و مذهبی ایران و نظام سکولار جمهوری آذربایجان، روابط فرهنگی بین دو کشور در تمام زمینه‌ها نمی‌تواند پیش برود و در چهارچوب خاصی توسعه می‌یابد.



 وارطان وسکانیان از دیدگاهی ارمنی  روابط ایران و ارمنستان را آسیب‌شناسی می‌کند و به دلایل و پیامدهای نزدیکی ایران به‌عنوان کشوری که تکیه‌گاه اسلام شیعی است با ارمنستان به‌عنوان کشوری که تنها همسایۀ مسیحی ایران به شمار می‌رود، توجه می‌کند. باوجوداین نویسنده مخاطرات بالقوۀ روابط ایران و جمهوری ارمنستان را مطرح می‌کند که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی از سوی مقامات دو کشور است و عبارت‌اند از چهار عامل مسئلۀ حل‌نشدۀ آرتساخ (ناگورنو قره‌باغ)، وجود روابطی خاص میان ایروان و مسکو و حضور ملموس سیاسی و اقتصادی روسیه در ارمنستان، احتمال ازسرگیری یا تشدید تحریم‌های غرب، و همچنین احتمال تهدید نظامی از جانب امریکا و متحدان آن علیه ایران و وجود گروه‌های لابیِ خاص، هرچند تا حد زیادی ضعیف و حاشیه‌ای، در ایران و ارمنستان که منافع نیروهای ثالثی را دنبال می‌کنند.



 دیوید سوخیاشویلی در تحلیل آسیب‌شناسی روابط ایران و گرجستان از دیدگاه گرجی، با مرور سیر تحولات روابط دو کشور از ابتدای فروپاشی شوروی تا سال 2016 میلادی، به کاهش تدریجی سطح مناسبات سیاسی توجه می‌کند، از جمله دیدارنکردن رؤسای جمهور ایران و گرجستان از سال 2004 میلادی تاکنون و میزان تعاملات اقتصادی بین دو کشور. از دیدگاه نویسنده، تشدید رویکردهای غرب‌گرایانه در گرجستان پس از انقلاب گل رز و تنش در رابطۀ ایران با جهان غرب دربارۀ موضوع هسته‌ای از جمله دلایل اصلی کاهش مناسبات بین دو کشور است. باوجوداین از دیدگاه نویسنده، لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا، زمینۀ مناسبی برای توسعۀ مناسبات ایران و گرجستان در حوزه‌های سیاسی، انتقال انرژی، گردشگری و انتقال آب آشامیدنی فراهم کرده است. ضمن این‌که در سند «راهبرد سیاست خارجی گرجستان در سال‌های 2018-2015» که توسط وزارت امور خارجۀ گرجستان تهیه شده است، بر ضرورت تعمیق روابط دوجانبه با ایران تأکید شده است.



 محمدرضا دهشیری، در بررسی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی به این نکته اشاره می‌کند که از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. نویسنده پس از آن که در بخش نخست به بررسی دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می‌پردازد، الزامات دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی را مطرح می‌کند، مواردی چون اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی، تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای، تقویت دیپلماسی مشارکتی، دیپلماسی چندبعدی، دیپلماسی مبادله، هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی و سیاست توازن‌بخشی. و راهبردهای تحقق این دیپلماسی را منطقه‌گرایی نوین، نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار، اعتمادسازی، جامع‌نگری و ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی می‌داند.



 بهرام امیراحمدیان در بررسی همکاری‌های اقتصادی و تجاری ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی، معتقد است مهم‌ترین بخش روابط اقتصادی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی را بخش تجارت خارجی به خود اختصاص می‌دهد. باوجوداین به‌سبب وجود رقبای قدرتمندی چون فدراسیون روسیه (در جمهوری ارمنستان به‌طور مسلط، در جمهوری آذربایجان قابل توجه و در گرجستان تا حد متوسط) که نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه دارد امکان حضور و گسترش روابط اقتصادی ایران با منطقه در حد انتظار فراهم نشده است؛ اتحادیۀ اروپا به‌سبب سرمایه‌گذاری اقتصادی در زیرساخت‌های انرژی و خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی دیگر در بخش‌های اقتصادی؛ ترکیه به سبب قرابت‌های فرهنگی و گره‌خوردن اقتصادی با آذربایجان در مسئلۀ خطوط انتقال انرژی و سرمایه‌گذاری کلان، در گرجستان به سبب سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها.



حامد کاظم‌زاده در بررسی نقش و جایگاه ایران در حوزۀ انرژی دریای خزر و قفقاز در دوران پساحریم معتقد است حصول توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در 14 ژوئیه 2015 میلادی و سپس آغاز اجرای این توافق از ژانویه 2016 میلادی سبب لغو یا کاهش بخش مهمی از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران شد که سال‌ها، مانعی در مسیر توسعۀ تعاملات اقتصادی بین‌المللی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی بودند. از دیدگاه نویسنده، اگر ایران بتواند در این منظر با رفع اختلافات دیپلماتیک و رفع تناقض در منافع با ایالات متحدۀ امریکا، نظر کشورهای قفقاز و اروپا را جـلب کـند، آن‌گاه باید شاهد آغاز عملی رقابت‌های ژئوپولیتیکی ایران‌روسیه برای کنترل کریدور انرژی حـوزۀ دریـای خزر و قفقاز جنوبی بود. در یک جمع‌بندی کلی مـی‌توان گـفت که ایران با وجود همۀ مشکلات و چالش‌ها به‌عنوان بخشی از تصویر آیـندۀ انـرژی بـاقی می‌ماند و تأمین انرژی اروپا و تکمیل تمامی طرح‌های انرژی منطقه، بدون آن ممکن نخواهد بود.



 جعفر حق‌پناه و مرضیه کوهی اصفهانی در تحلیل نقش و جایگاه ایران در قبال مناقشۀ ناگورنوقره‌باغ به این نکته اشاره می‌کنند که این مناقشه همواره دغدغۀ امنیتی جدی برای تهران بوده است، به‌دلیل به‌خطرانداختن امنیت مرزها و همچنین امنیت داخلی ایران به‌دلیل توسعه و نفوذ تروریسم در منطقه، ظرفیت تحریک و تشویق حرکت‌های جدایی‌طلبانه، فراهم‌آوردن زمینه و بهانۀ حضور و نفوذ نیروهای فرامنطقه‌ای که با تلاش در حذف ایران از معادلات منقطه‌ای زمینۀ تهدید منافع کشور را فراهم می‌کنند. به همین جهت از ابتدای بحران تا امروز جمهوری اسلامی، ضمن حفظ موضع رسمی و دیپلماسی بی‌طرفی فعال تلاش کرده با درپیش‌گرفتن سیاست‌های مختلف اولاً بحران را کنترل کند و درصورت امکان حل کند. ثانیاً مانع به‌هم‌خوردن توازن قوا و تغییر معادلات منطقه‌ای به نفع یکی از طرفین درگیر شود و درعین‌حال تلاش‌های وسیع رقیبان و دشمنان برای به‌حاشیه‌راندن ایران را عقیم کند.



 حسین دهشیار در بررسی نقش و جایگاه قفقاز در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی معتقد است کشورهای حوزۀ قفقاز جنوبی را هرچند که تاریخ سرشار از غنای حادثه‌ای و فرهنگی دارند باید کشورهای بسیار جوان در صحنۀ نظام بین‌الملی دانست. نویسنده بر این باور است که شکنندگی ثبات در داخل سبب شده است که سه کشور حوزۀ قفقاز جنوبی ظرفیت بالایی برای تحت‌فشار قرارگرفتن دربارۀ روابط خود با کشورهای دیگر داشته باشند و همچنین استعداد فزاینده‌ای را برای وابستگی شدید به بازیگران برتر نظام بین‌الملل به نمایش بگذارند. این واقعیت‌ها که ریشه در تاریخ، هویت، ارزش، ساختار و جغرافیای ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان دارد، جایگاهی را برای آنان در منطقه و اصولاً در نظام بین‌الملل رقم زده که زیست داخلی و خارجی آنان را بحرانی کرده است.



  منوچهر مرادی در بررسی حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی، ابتدا این سؤال را مطرح می‌کند که اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟ نویسنده معتقد است به‌رغم برخی اختلاف‌نظرها و رقابت محدود ایران و روسیه در این منطقه، فرصت‌های متنوعی برای همکاری و مشارکت در قفقاز جنوبی در اختیار دو کشور است. نگاه تهران و مسکو به بسیاری از موضوعات و متغیرهای حاکم در منطقه مشترک است و برداشت آنان از تهدید، به هم نزدیک‌تر است. در این راستا، نویسنده مواردی چون استقرار ثبات و امنیت در قفقاز، ممانعت از توسعۀ نفوذ سیاسی‌امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم تکفیری و نیز مساعدت به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی به شمار می‌رود.



 رُشوان ابراهیم‌اف در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری آذربایجان در قبال بحران سوریه در بستر مناسبات جمهوری آذربایجان، روسیه و ترکیه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که سیاست اصلی جمهوری آذربایجان دربارۀ بحران سوریه، تلاش برای رسیدن به بالاترین احتمال ممکن برای مشارکت‌نکردن در آن است. این به معنای امتناع از پیوستن به هر یک از طرفین ائتلاف ضدتروریستی به رهبری غرب، روسیه و عربستان سعودی است. روسیه و ترکیه نیز در ائتلاف‌های متفاوتی قرار دارند که بیانگر بینش و تصورات متفاوت دربارۀ حل‌وفصل بحران سوریه است. در این مورد نیز جمهوری آذربایجان، حفظ توازن بین قدرت‌های مختلف درگیر در مناقشه، به‌ویژه روسیه و ترکیه را در راستای منافع ملی خود تا پایان بحران سوریه دنبال می‌کند.



 روبرت مارکاریان در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری ارمنستان در قبال بحران سوریه در بستر روابط سوریه، ارمنستان و روسیه به این نکته اشاره می‌کند که ارمنستان نقش‌آفرینی مستقیمی در بحران سوریه ندارد، اما به دلایل متعددی به صورت ناخواسته درگیر این بحران شده و از آن تأثیر پذیرفته است.



اتحاد راهبردی میان ارمنستان و روسیه و تأثیرپذیری سیاست خارجی ارمنستان از سیاست‌های این کشور و همچنین حضور جامعۀ بزرگ ارامنه در سوریه از عوامل مهم قرارگرفتن بحران سوریه در کانون توجه دیپلماسی خارجی ارمنستان هستند. مواضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه نیز منطبق بر رویکردهای جامعۀ ارامنۀ سوریه بوده و همواره بر حمایت از دولت و ملت سوریه و به‌ویژه ارامنۀ ساکن در این کشور و حل این بحران از راه‌های مسالمت‌آمیز و سیاسی تأکید داشته است. هرچند واکنش محافل سیاسی داخلی در ارمنستان در قبال سیاست اصولی و واقع‌بینانۀ دولت این کشور در حمایت از دولت قانونی سوریه یکسان نیست و محافل عمدتاً غربگرای این کشور مخالف سیاست اتخاذشده از سوی مقامات این کشور هستند.



 اردشیر پشنگ نیز در بررسی رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که تحولات منطقۀ خاورمیانه طوری در حال پیشرفت است که کُردها در عراق داعیۀ جدایی از عراق، در سوریه خواهان ایجاد سیستم فدرالی و غیرمتمرکز و ایجاد منطقۀ خودمختار و در ترکیه خواهان بهبود جدی‌تر وضع خود شده‌اند. در این بین، ارمنستان که از یک سو خود دارای یک اقلیت کردزبان است و از سوی دیگر از دیرباز با بخشی از جامعۀ کُردها در ترکیه، عراق و سوریه همسایگی و پیوندهای مختلف دارد، سعی داشته تا دربارۀ این موضوع استراتژی خاص خود را دنبال کند. به باور برخی از تحلیلگران و سیاستمداران این کشور، کردها یکی از پرچمداران این موج برای ایجاد تغییرات در مرزهای سیاسی و وقوع نوعی بالکانیزاسیون در خاورمیانه هستند، اما در میدان عمل، ارمنستان با توجه به ظرفیت‌های قدرت نرم و سخت خود، اثرگذاری بسیار محدودی در روند قدرت‌گیری محتمل کردها و تحولات خاورمیانه دارد.



آنچنان که اشاره شد ویژگی مهم این اثر تلاش مشترک محققان ایرانی و خارجی ست که گردآوردن آنها در چنین مجموعه ای جز با تلاش و پیگیری شبانه روزی محقق گرامی آقای کالجی  و تشویق ها و حمایتهای مدیریت محترم موسسه جناب دکتر کیانی، کمتر مجال توفیق می یافت. انشاالله که این تلاش موثر علمی از سوی این موسسه و محققان جوان آن ادامه پیدا کرده و در حوزه های ژئوپلیتیک مهم برای منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شاهد خلق آثار پژوهشی جدید تر و با مشارکت پژوهشگران برجسته ایرانی و بین المللی باشیم تا زمینه هم فکری، فهم متقابل و مشترک از مسائل فراهم آمده و بتواند در تلطیف نگاه سیاستمداران و دولتمردان اثر گذاشته و روابط اجتماعی و فرهنگی میان مردمان همسایه شرائطی ایجاد کند که دولتها، امنیت را در صلح و توسعه و تجارت و روابط انسانی و بشری ببینند.  







نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی – دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس