گزارش نشست

موانع، فرصت‌ها و چشم‌انداز روابط ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی

با حضور مدیران ارشد موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP)
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۰
Share/Save/Bookmark
 
در ادامه سلسله نشست‌های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، عصر چهارشنبه 28 تیرماه 1396 نشستی با عنوان «موانع، فرصت‌ها و چشم‌اندازهای روابط میان ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی» با حضور یرژان سالتیبایف (مدیر موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP)) و روسلان ایزیمف (کارشناس حوزه چین در موسسه IWEP) و نیز اعضای شورای علمی ایراس و کارشناسان حوزه اوراسیا در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این نشست، مسائل پیرامون روابط دوجانبه، موانع و فرصت‌های توسعه روابط دو کشور و همچنین دیگر مسائل مربوط به قزاقستان به صورت گفتگومحور و در قالب پرسش و پاسخ مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در ادامه، متن کامل گزارش این نشست تقدیم علاقمندان شده است.
 
ایراس: در ادامه سلسله نشست‌های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، عصر چهارشنبه 28 تیرماه 1396 نشستی با عنوان «موانع، فرصت‌ها و چشم‌اندازهای روابط میان ایران و قزاقستان در آسیای مرکزی» با حضور یرژان سالتیبایف (مدیر موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP)) و روسلان ایزیمف (کارشناس حوزه چین در موسسه IWEP) و نیز اعضای شورای علمی ایراس و کارشناسان حوزه اوراسیا در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این نشست، مسائل پیرامون روابط دوجانبه، موانع و فرصت‌های توسعه روابط دو کشور و همچنین دیگر مسائل مربوط به قزاقستان به صورت گفتگومحور و در قالب پرسش و پاسخ مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

دریافت متن کامل (PDF)

در ابتدا  دکتر داوود کیانی، قائم مقام ایراس، در باب اهمیت روابط ایران و قزاقستان به این نکته اشاره کردند که قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی برای ایران مهمترین کشوری است که در اولویت گسترش روابط قرار دارد. یرژان سالتیبایف نیز در ابتدا ضمن اظهار خرسندی از آشنایی با مجموعه ایراس، از این موسسه به خاطر دعوت از کارشناسان موسسه IWEP قدردانی کرد و ضمنا به آشنایی قبلی جناب آقای آکیم بیکف مدیر سابق موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) با موسسه ایراس و فعالیت‌های آن اشاره نمود. وی در ادامه به معرفی کوتاهی درباره موسسه سیاست و اقتصاد جهانی قزاقستان (IWEP) پرداخت. متن کامل مباحث نشست از قرار زیر است.
 
یرژان سالتیبایف:
ما اخیرا بنیادی در ریاست جمهوری قزاقستان داریم که موسسه ما پیگیر امور آن است. این موسسه به اجرای طرح‌ها و ایده‌های وزارت امور خارجه و ریاست جمهوری می‌پردازد؛ ولی در کل یک بخش خصوصی محسوب می‌شود و هیچ ارتباطی به دولت ندارد جز اینکه ساختارها و فرآیندهایی که دولت نیاز به مشورت دارد در اختیار موسسه قرار گرفته و کارشناسان موسسه هم بر روی آنها کار می‌کنند. موسسه IWEP مجموعه بزرگی نیست، با این حال همکاران ما در موسسه، همچون آقای ایزیمف که به طور تخصصی در گروه چین کار می‌کند، به طور تخصصی در حوزه‌های مرتبط با روسیه، ازبکستان، تاتارستان و همچنین بویژه مسائلی که مدنظر قزاقستان هم هست مشغول به کارند. این بار همکاران ما در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی این سفر را برنامه‌ریزی کردند تا مسائل موردنظر را با هم به بحث بگذاریم.

نکته مهم دیگر در رابطه با فعالیت موسسه ما طرح مشترک کلوپ آستانه است که توسط این موسسه طراحی شده است و بولتنی که در اختیار شما قرار دادیم دستورکار سفرهای ما در سال 2015 -2016 است که به طور مختصر در این بولتن در مورد آنها بحث شده است. ما در ذیل طرح کلوپ آستانه برنامه اوراسیای بزرگ را برای سال 2027 طراحی کردیم و در چارچوب آن به بررسی وضعیت فعلی  و 10 سال آتی منطقه می پردازیم و  در آن به بررسی مسائلی از قبیل پروژه‌های غرب، وضعیت چین، روسیه و اروپا در شرایط فعلی و 10 سال آینده و همچنین چگونگی همکاری قزاقستان با آنها می‌پردازیم. به هر حال، قزاقستان به لحاظ جغرافیایی در منطقه‌ای واقع شده است که در طرح‌های مرتبط با آسیای مرکزی و قفقاز همواره مشارکت دارد و با کمال میل از آینده همکاری‌ها و دورنمای روابط استقبال می‌کند. جناب آقای دکتر سنایی هم در سال گذشته در نشست کلوپ آستانه حضور داشتند و ما از حضور ایشان تشکر و قدردانی می‌کنیم و ضمنا نمایندگانی هم از کشورهای چک، روسیه و حتی بوسنی در نشست کلوپ آستانه شرکت کردند. 
 
حسن بهشتی پور:
قزاقستان با بیش از دو میلیون و هفتصد هزارکیلومتر مربع وسعت که از نظر مساحت نهمین کشور جهان است همچنین از نظر جمعیت و موقعیت استقرار آن در بین روسیه و چین و خزر به عنوان یکی از کشورهای مهم آسیای مرکزی محسوب می‌شود. حجم تبادلات این کشور در سال 2016، در مجموع 35 میلیارد دلار صادرات و 25 میلیارد دلار برای واردات بود؛ با این حال، از این میزان، صرفا کمتر از 500 میلیون دلار صرف روابط دوجانبه بین ایران و قزاقستان شده است. این سوال برای من مطرح است که با توجه به زمینه‌های بسیار خوبی که در گذشته وجود داشته و الان هم دارد و می‌تواند در آینده هم تقویت شود چرا تا این اندازه سطح مناسبات دو کشور پایین است؟ با توجه به اینکه ما به ویژه در گذشته سوآپ نفت داشتیم، که اکنون یا در اثر تحریم‌ها یا با تصمیم قزاقستان این امر متوقف شده است. این امر زمینه بسیار خوبی برای همکاری بود، همچنین راه‌اندازی خط آهن ایران- ترکمنستان- قزاقستان، از جمله موضوعاتی بودکه از سال 1993 تا الان بر روی این موضوع صحبت‌هایی مطرح می شود و هنوز هم مرتبا گفته می‌شود که قسمت ترکمنستان در حال آماده شدن برای راه‌اندازی است و تحولی در مناسبات  به وجود می‌آید. بحث کشتیرانی در خزر هم از موضوعات دیگری است که آن هم می‌تواند به طور قابل توجهی موجب تقویت مبادلات مستقیم ایران و قزاقستان از طریق دریای خزر باشد. این زمینه‌ها چرا فعال نمی‌شود، آیا به دلیل تحریم‌های ایران است که البته بعد از برجام این تحریم‌ها هم برداشته شده است؟ بویژه مباحثی هم در مورد تأسیس یک بانک مشترک و دست کم راه‌اندازی بانکی که بتواند از تجارت و بازرگانی پشتیبانی به عمل آورد مطرح می‌شود، بانکی که قادر به تأیید ال سی‌ها باشد و بتواند از بازگانان ایرانی و قزاقی برای انجام مبادلات پشتیبانی کند، و حداقل در مورد ویزا این سوال مطرح است که برای بازرگانان چرا تا این اندازه سخت‌گیری می‌شود؟ به هر حال موسسات مطالعاتی باید در این زمینه‌ها به بررسی مسائل بپردازند و حداقل کاری که می‌توانند بکنند در زمینه توریست است، که ما انتظار داریم یکی از زمینه‌های خوبی که فراهم می‌شود در این حوزه باشد و ایرانی‌ها به جای رفتن به دبی از قزاقستان دیدن کنند و با فرهنگ این کشور آشنا شوند و یا برعکس قزاق‌ها هم به ایران آمده و با فرهنگ ایرانی آشنا شوند.


به هر حال در موضوع همکاری منطقه‌ای، هم در موضوع خزر، هم موضوع مبارزه با افراط‌گرایی، مبارزه با تروریست، همکاری در چارچوب اکو و موضوعاتی از این دست مطرح است که مرتب تکرار هم می‌شوند؛ درکل از سال 1993 تا کنون، چیزی در حدود 50 توافقنامه یا در سطح دوجانبه یا قرارداد داریم که هنوز اجزایی نشده است، یعنی طی این 25 سال نزدیک به 50 قرارداد و توافق به دست آوردیم که هنوز معلوم نیست به چه دلیلی اجرایی نمی‌شوند و دچار مشکل هستند. و هر کدام از این توافقات که بخشی از آنها اجرا شده و بخشی دیگر اجرا نشده، بعضی‌ها هم که اصلا اجرا نشده است. در هر صورت امیدوارم در سطح منطقه‌ای هم مواردی برای همکاری پیدا کنیم. در سطح بین‌المللی نیز، ما از اینکه آلماتی دو بار میزبان مذاکرات هسته‌ای ایران و 5 +1 بود بسیار خرسند شدیم که بالاخره یک شهری در آسیای مرکزی، مرکز توجه بین المللی واقع شده است و این خود در زمینه همکاری‌های ایران و قزاقستان تأثیر مفیدی داشت. هم چنین 5 دور مذاکرات سوریه در آستانه برگزار شد که این هم نقش قزاقستان را در سطح منطقه‌ای و هم در سطح بین‌المللی برجسته کرد و ایران هم حمایت خوبی از این امر به عمل آورد و از این میزبانی بسیار خشنود است و عقیده دارد هم روسیه، هم ترکیه و هم ایران می توانند این مذاکرات را به سرانجامی برسانند اینها موارد مثبتی بود برای این که بگویم حتی در سطح بین‌المللی هم می‌شود کار کرد، همچنان که ایران هم در سازمان ملل از عضویت غیردائم قزاقستان حمایت کرد و به آن رآی داد و موضوعاتی از این قبیل. خلاصه اینکه این انتظار وجود دارد که سطح مناسبات هم در سطح دوجانبه، هم در سطح منطقه‌ای، هم بین‌المللی گسترش یابد. البته در این موارد بنده پیشنهادهایی دارم که در صورت کفایت وقت جلسه ارائه خواهم کرد.   
 
یرژان سالتیبایف:
اینجا سوالات زیادی مطرح شد که ابتدا به سطح روابط اقتصادی می‌پردازم. در مورد سطح روابط اقتصادی شما درست فرمودید صادرات ما در مجموع بیش از واردات ما بوده و آمار شمار هم درست است. سوالی هم که در این باره مطرح کردید قاعدتا جواب آن را هم می‌دانید، من هم جواب آن را می‌دانم اما مایلم در این باره نظر شما را بدانم.  
 
حسن بهشتی پور:
پس باید وارد مسائل اقتصادی شویم. من در صحبت‌هایم اشاره کردم که بخشی از این مباحث به تحریم‌ها مربوط است. آنگونه که به طور رسمی اعلام شد از سال 2001 به بعد قطعنامه پشت قطعنامه علیه ایران صادر شد و به طور مشخص سال 2006 اوج آن بود، و این موضوع حداقل در سطح مناسبات ایران و قزاقستان مطرح می‌شد که قزاقستان برای برقراری ارتباط با ایران تحت فشار است و این ارتباط حتی در حد مبادله نفت که به صورت سوآپ انجام می‌گرفت متوقف شد. البته بعضی می‌گویند مسیر این همکاری، در داخل ایران بسته شد و در این مورد، دست کم خود من تا کنون متوجه نشدم و نتوانستم دریابم که طرف قزاقی مسبب این امر بود یا طرف ایرانی و یا هر دو. پس یک موضوع، بحث تحریم‌هاست. البته دلایل دیگری هم بر این امر مترتب است که توضیح خواهم داد.

نکته مهم بعدی عدم معرفی درست از امکانات یکدیگر است. یعنی بازرگانان ایرانی از امکانات موجود در قزاقستان اطلاع کمی دارند یا اصلا اطلاعی ندارند و برعکس؛ بازرگانان و تجار قزاقستانی هم از امکاناتی که ایران می‌تواند در اختیار آنها قرار دهد بی‌اطلاع هستند. این به این دلیل است که این امکانات درست معرفی نشده است. روی سایت سفارتخانه ما و همینطور سایت سفارتخانه قزاقستان یک سری اطلاعات قرار گرفته است اما این در حدی نیست که معرف دقیقی از امکانات باشد و بتواند پاسخگوی تجار و بازرگانان دو طرف باشد. به نظرم این یک نقص جدی است. مثلا من وقتی به دوستانم می‌گویم قزاقستان بزرگترین تولیدکننده اورانیوم در جهان است واقعا تعجب می‌کنند. یعنی از چنین موضوع با اهمیتی بی‌اطلاعند. خلاصه اینکه کم اطلاعی راجع به ایران و بالعکس در مورد قزاقستان یکی از عواملی است که سطح مناسبات اقتصادی دو کشور را محدود می‌کند (و البته عامل دومی که توضیح دادم).

بحث دیگر اینکه در سال 1393 من بسیار خوشحال شدم از اینکه پروژه حمل و نقل ریلی ایران- ترکمنستان- قزاقستان بالاخره راه‌اندازی شد. چون بخش قزاقستان به ترکمنستان که در واقع به هم متصل است. از زمان شوروی این دو بخش با یکدیگر مرتبط شده بودند. این بخش تنها مستلزم مقداری بهسازی و کارهایی از این قبیل است. اما در بخش مربوط به ایران و ترکمنستان، از این سمت این اتصال صورت گرفته است، با این حال معلوم نیست چه مانعی وجود دارد. البته در سال 1393 من در گفتگو با چند نفر از پژوهشگران وزارت نفت ایران ابراز خرسندی کرده بودم که این خط می تواند در بهبود مناسبات اقتصادی ایران- قزاقستان و به خصوص در رابطه با همکاری‌های کریدور شمال-جنوب که مرتب از آن صحبت می‌شود موثر واقع شود. در آن جلسه شاهد بودم که دو تن از کارشناسان وزارت راه اشاره کردند که مشکل ما واگن است. به گفته ایشان این تبادل به دلیل اختلاف ریلی که داریم مشکل است. ما درواقع کمبود واگن داریم و این کمبود واگن بیشتر از جانب قزاقستان است. برای آنکه قزاقستان باید این واگن‌ها را در اختیار ما قرار دهد. درواقع این همه زحمت کشیده شده، ریل ساخته شده، اکنون که مبادلات می‌خواهد انجام شود، مشکل واگن مطرح شده است (به اصطلاح قانون بوژی (تناسب واگن با ریل)). و بحث دیگر، در مورد تعرفه پروانه‌هایی است که برای حمل و نقل تریلی در اختیار راننده‌ها قرار می‌دهند.؛ می‌گویند که در این رابطه هم قزاقستان محدودیت قائل می‌شود و اجازه صدور این پروانه‌ها را به راننده‌هایی که می‌خواهند حمل و نقل جاده‌ای انجام دهند نمی‌دهد. وقتی همین موارد کوچک را یکی یکی در کنار هم قرار می‌دهیم می‌بینیم که با چه حجمی از موانع مواجهیم. یعنی در سطوح بالا توافقات صورت می‌گیرد، اما در سطوح پایین در موضوع کامیون و واگن و ... می‌ماند.
 

یرژان سالتیبایف:
مشکل خاصی که در توسعه روابط طبیعی ما مزاحمت ایجاد کرده، عامل جغرافیایی است. ایران و قزاقستان هم‌مرز نیستند. در این جا مابین دو کشور دولت حائلی به نام ترکمنستان واقع شده است، بنابراین در مرز زمینی مشکل داریم، ممکن است گاهی مواقع هم ترکمنستان مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین بهترین راه برای تبادل کالا برای ما استفاده از مسیر دریایی دریای خزر است. ما مدت زمانی طولانی کشتی نداشتیم، طی این 25 سال پس از فروپاشی شوروی، ما صنعت کشتی‌سازی نداشتیم. کشتی‌های مناسبی هم برای باربری و ترانزیت کالا دراختیارمان نبود. ولی الان وضع بهتر شده است و به روسیه و از آستاراخان سفارش می‌دهیم که برای ما بسازند. الان چند مورد از این کشتی‌ها هم روی آب افتاده و در مقادیر بسیار بالا برای حمل و نقل کالا می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. فکر می‌کنم الان دیگر برای  افزایش حجم تبادلات از طریق دریای خزر مشکل کشتی نداریم. اما این مشکل از طریق ترکمنستان همچنان وجود دارد. مسئله خطوط ریلی که از استان مانگیستائو که استان ساحلی قزاقستان است شروع می‌شود، سپس باید از طریق ترکمنستان در شهر گرگان به ایران متصل شود، و در ادامه از آنجا به سمت جنوب از جمله به خلیج فارس امتداد پیدا کند. این امر در اصل به خاطر تأکیدی است که رئیس جمهور قزاقستان در ابتدای دهه 90 از ضرورت دسترسی به اقیانوس‌ها و آبهای آزاد برای کشور ما داشتند، که کوتاه‌ترین راه آن از طریق ایران خواهد بود. البته این امکان و دسترسی به اقیانوس آرام از طریق چین و خطوط ریلی برای ما ایجاد شده است. ما برای تبادل کالا بندر لیان یون هان چین در دریای زرد را خریداری کردیم. از آنجا می‌توانیم کالاهایمان را از آسیای شرقی از طریق خاک چین و دریای زرد به اروپا منتقل کنیم. این مسیر اکنون برای مبادله کالا به اروپا کاملا آماده است. از طریق بندر لیان یون هان چین در دریای زرد و سپس به جنوب اروپا. در این فرآیند کالاها به دریای زرد می‌رسد. سپس واگن عوض می‌شود از طریق باکو-تفلیس-جیحان- اروپا؛ که البته این مسیر بسیار طولانی و هزینه ان بسیار بالاست و اصلا مقرون به صرفه نیست. اما راه ایران ساده‌ترین و کوتاه‌ترین راه است اما اینکه چرا این مسیر فعال نیست و اتقاق خاصی نیفتاده، به همان دلایلی است که شما مطرح کردید، در سطوح بالا توافق انجام می‌شود اما در سطوح پایین موانع کوچکی پیش می‌آید، مشکلاتی از قبیل مشکل تعرفه‌ای، مشکل واگن‌ها، مشکل ویزا و ناکافی بودن اطلاعات هم برای تجار ایرانی و هم قزاقی. همچنین مشکل زبان هم وجود دارد. بسیاری از اطلاعات درسایت سفارت قزاقستان به زبان روسی است. و این برای تجار ایرانی مشکل ایجاد می‌کند، بسیاری از منابع ایرانی هم به زبان فارسی است و ضمنا این اطلاعات کافی هم نیست.

همانطور که گفتم بیشتر این مشکلات حل شده است. با توجه به تمهیداتی که ترتیب داده بودیم از سال 2016 به این طرف امکان دسترسی به آبهای آزاد با دسترسی به اقیانوس آرام برای قزاقستان فراهم شد. بیشتر این مشکلات با هماهنگی‌هایی که با چینی‌ها انجام دادیم حل شده و درواقع برای رفع موانع فنی، از قبیل تعرفه‌ها و مشکلاتی از این دست اقدامات خوبی انجام گرفته است. همکاران ما در قزاقستان برای رفع این مشکلات کارهای خوبی انجام دادند. کارگروهی تشکیل شده که پیگیر این امور است. اما در رابطه با ایران، مشکل بعدی که حل آن دشوارتر است بحث راه و جاده‌ها و مشکل برقراری ارتباط است که به آن پرداختیم. 

بحث بعدی بحث ساختار اقتصادی است هم در قزاقستان و هم در ایران؛ و مسائلی که در این حوزه با آن مواجهیم. درواقع این مسئله که قزاقستان چه چیزهایی برای ارائه به ایران دارد و بالعکس ایران از چه قابلیت‌هایی برای ارائه به قزاقستان برخوردار است. 

امروز در نشستی که در دفتر مطالعات داشتیم یکی از کارشناسان، جناب آقای دکتر پاک پرور گفتند ایران اقتصاد بسیار متنوعی دارد و در حوزه‌های مختلف از قابلیت‌های زیاد و صنایع تخصصی برخوردار است. این همان ساختار اقتصاد است. اما قزاقستان اقتصاد متنوعی ندارد، با این حال می‌تواند در زمینه صنعت متالوژی، تولید و صادرات غلات و در بحث مواد خام با ایران همکاری داشته باشد. ایران طرح‌های صنعتی بزرگی دارد، صنعت در ایران خیلی پیشرفته‌تر، و اقتصاد آن بسیار متنوع‌تر از اقتصاد قزاقستان است. درواقع اقتصاد دو کشور از این نظر متفاوت هستند. از این رو، به لحاظ دیالکتیک ایران به دلیل ظرفیت‌هایی که دارد می‌توانست به صادرکننده ماشین‌آلات، دستگاه‌ها، تجهیزات، تکنولوژی و مکانیزم‌های پیشرفته برای تولید محصولات شیمیایی تبدیل شود. چرا که سطح این موارد در ایران بسیار بالاتر از قزاقستان است. لذا ایران می‌توانست به لحاظ نظری یک صادرکننده بالقوه به کشور قزاقستان باشد که نیست.

اما آنچه درعمل اتفاق افتاده و می‌بینیم این است که صادرکننده و ارائه دهنده اصلی چنین تجهیزات و دستگاه‌هایی به قزاقستان اتحادیه اروپا، چین، تا حدی آمریکا وکانادا و یک مقدار کمی هم ترکیه هستند. و ایران درواقع در حال حاضر هیچ حضوری در این حوزه ندارد. به همین دلیل اگر قرار باشد تغییری در این وضعیت ایجاد کنیم و حجم واردات ایران به قزاقستان افزایش یابد، این امر مستلزم تلاش فراوانی است؛ همانند محصولاتی که امریکا تولید می‌کند. چراکه در این رابطه، این مسئله جاافتاده که چنین شرکت‌هایی که با تجهیزات و تکنولوژی سروکار دارند کلیه خدمات پس از فروش هم با آنهاست. برای مثال وقتی قزاقستان محصولی را از شرکت بوش خریداری می‌کند، کلیه خدمات پس از فروش، اعم از تعمیرات، لوازم جانبی و تجهیزات مرتبط با آن دستگاه نیز براساس قراردادهایی که بین قزاقستان و شرکت امریکایی بوش امضاء شده، بر عهده شرکت بوش است و این شرکت نسبت به انجام آنها متعهد بوده و ملزم به انجام آن است. بنابراین اگر قرار باشد برای خرید یک دستگاه جدید این همکاری به سمت ایران منتقل شود این امر به تلاش مضاعفی احتیاج دارد که باید همه این مسائل جانبی را پوشش دهد. مسئله بعدی هم این است که با توجه به اینکه بازار قزاقستان تحت کنترل و در اختیار کشورهای اروپایی و امریکایی است، محصول ایرانی که قرار است وارد بازار قزاقستان شود، اگر کیقیت بهتری از محصولات و کالاهای اروپایی و امریکایی ندارد حداقل نباید از محصولات این کشورها بدتر باشد.

از دیگر حوزه‌هایی که می‌توانیم همکاری‌های بیشتر و مشارکت فعالی داشته باشیم، حوزه مواد خام است. اما برای کارکردن در این حوزه نیز با مشکلاتی مواجه هستیم. مثلا در حوزه غلات در سال‌های اخیر ایران خرید غلات از قزاقستان را کاهش داده چون در ده سال اخیر غلات قزاقستان با کاهش کیفیت مواجه بوده و این باعث شده ایران هم خریدش را کاهش دهد. البته ما در حال حل این مساله هستیم. درواقع سعی داریم کیفیت محصولاتمان را بهبود دهیم. مساله بعدی کالاهای دیگری است که می تواند به ایران وارد شود، کالاهایی از قبیل برنج، نخود، انواع دانه‌های روغنی و روغن آفتابگردان و انواع دیگر روغن‌ها که ما می‌دانیم در کشورهای منطقه خلیج فارس نیاز زیادی به این محصولات هست و قزاقستان در این حوزه حرف زیادی برای گفتن دارد. مورد بعدی موضوع وسعت اراضی قابل کشت در قزاقستان است. در واقع میلیون‌ها کیلومتر از مساحت قزاقستان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و مساحت زیادی از مناطق آن زیر کشت نرفته است و این محصولات می‌توانند دراین اراضی کشت و به دیگر کشورها صادر شود درواقع ما زمین داریم و می‌توانیم حجم محصولاتمان را افزایش دهیم.

حوزه بعدی در ارتباط با قابلیت‌های قزاقستان، تولید گوشت است. تا قبل از فروپاشی شوروی قزاقستان یکی از مراکز تولید گوشت در شوروی به شمار می‌آمد و همانطور که کشورهایی که دارای وسعت اراضی هستند مثل کانادا، برزیل و سایر کشورهای پروسعت قابلیت خوبی برای تولید گوشت باکیفیت دارند، قزاقستان هم به خاطر مساحت زیاد از جمله کشورهایی است که گوشت تولیدی آن از کیفیت خوبی برخوردار است، همچنین در حال حاضر کشتارگاه‌ها گوشت حلال را تولید می‌کنند و ما در حال حاضر حتی صادرات گوشت به کشورهای حوزه خلیج فارس را هم داریم.

چیزی که ما فعلا شاهد آن هستیم این است که کشورهای منطقه، گوشت مصرفی خود را از جاهای بسیار دور مثل استرالیا یا امریکای جنوبی تأمین می‌کنند، و این بُعد مسافت، هزینه‌های زیادی را برای کشور واردکننده به همراه دارد در حالی که تهیه گوشت از قزاقستان بسیار راحت است چراکه به دلیل نزدیکی جغرافیایی هم سریعتر صورت می‌گیرد و هم باعث کاهش هزینه‌ها خواهد شد، از طرف دیگر قزاقستان از نظر لجستیک و زیرساخت‌های لازم هم کشوری قوی محسوب می‌شود، همانطور که گفتیم ما راه آهن را نیز راه‌اندازی کردیم، و در زمینه دریایی هم اقدامات لازم برای تبادل کالا صورت گرفته است و قزاقستان می‌تواند کشور هدف برای صادرات گوشت به کشورهای منطقه باشد؛ هرچند ایران در سال‌های اخیر با افزایش جمعیت چشمگیری مواجه نبوده اما در آفریقا که شاهد افزایش جمعیت هستیم قطعا نیاز آنها به گوشت بسیار بالاست و قزاقستان می‌تواند به یکی از کشورهای عمده صادرکننده گوشت و محصولات کشاورزی تبدیل شود.
 

روسلان ایزیمف:
«همانطور که شما هم می‌دانید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران بیش از 5 سال اعمال شد و طی این چند سال همه ارتباطات قبلی ایران با سایر کشورها قطع شد، از جمله ارتباطات مالی، زیرساخت‌ها و در واقع همه ارتباطاتی که قبلا وجود داشت از بین رفت. در واقع از دوسال پیش پس از برداشته‌شدن تحریم‌ها، این مشکلات به تدریج در حال برطرف شدن است. برای نمونه یکی از مشکلاتی که وجود دارد موضوع استفاده از ویزاکارت یا مسترکارت است. در همه کشورهای دنیا می‌شود از این کارت‌ها استفاده کرد اما من در ایران نمی‌توانم از ویزاکارت خود استفاده کنم. البته به من گفتند که در ایران در یک بانک چنین امکانی به تازگی فراهم شده است. درواقع برای تبادل باید انتقال وجه داشته باشیم و انتقال وجه در حجم بالا هم قطعا به صورت نقد نمی‌تواند صورت بگیرد، ما عادت کردیم این کار را از طریق سیستم بانکی انجام دهیم. ولی متأسفانه چنین مشکلاتی وجود دارد هرچند که این مشکلات کم‌کم حل می‌شود و ما امیدواریم که این موانع برطرف شود. باید اضافه کنم که دو طرف باید تلاش مضاعفی برای برداشتن موانع صورت دهند، همین رفت و آمدها، حضور ما در این موسسه، گفتگوهای علمی، برگزاری کنفرانس‌ها و تبادلاتی که بین کارشناسان دوطرف صورت می‌گیرد به درک بهتر از یکدیگر  و گسترش روابط کمک خواهد کرد و همانطور که جناب آقای بهشتی پور امروز فرمودند که قزاقستان بزرگترین کشور تولیدکننده اورانیوم در جهان است و خیلی‌ها این را نمی‌دانند، که این امر نشان‌دهنده این است که کارشناسان باید تلاش مضاعفی داشته باشند و من فکر می‌کنم که این بحث‌ها زمینه افزایش همکاری‌ها را فراهم می‌کند». 

ادامه دارد ...


دریافت متن کامل (PDF)
 

کد مطلب: 3259