گزارش نشست علمی

«فرهنگ» در تعاملات ایرانی- روسی

تاریخ انتشار : شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۶
Share/Save/Bookmark
 
نشست علمی «فرهنگ در تعاملات ایرانی- روسی» به همت انجمن علمی فرهنگی دانشجویان گروه مطالعات روسیه و با حضور دانشجویان، اساتید، مسئولین و مهمانانی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی روز ۲۵ اردیبهشت ماه در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان برگزار شد. اولین سخنران همایش دکتر رضا ملکی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه بود. وی با اشاره به جایگاه دیپلماسی فرهنگی و نقش آن در توسعه روابط سیاسی و اقتصادی، به تحلیل سه دوره دیپلماسی فرهنگی پرداخت ... سخنران بعدی همایش خانم یولیا زوتوا، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی بود که به بررسی مساله فرهنگ سیاسی پرداخت. وی با اشاره به ویژگی های فرهنگ سیاسی روسیه، مهم ترین ارزش های روسیه را طبق نظرسنجی مرکز افکار عمومی، خانواده، سلامت و بسندگی عنوان کرد. به علاوه نقش قاطع دولت را در حل مسائل عمومی به امید حفاظت آن موثر دانست ... سخنرانی بعدی خانم دکتر زهرا محمدی، استادیار دانشگاه تهران و رئیس بنیاد روسکی میر بود. وی با قرائت شعری از مولانا، اظهار امیداواری کرد که شناخت دو ملت از هم شناختی بر پایه دل باشد. دکتر محمدی معتقد بود در مطالعات فرهنگی، فرهنگ فرایندی است که مجموعه ای از شناخت ها را دربرمی‌گیرد به گونه ای که شناخت ضروری ترین ابزار برای ارتباط فرهنگی است. وی با طرح این سوال که ما و روسیه از کجا یکدیگر را می شناسیم، به راه های شناخت فرهنگی و چگونگی آن پرداخت ...
 
ایراس: نشست علمی «فرهنگ در تعاملات ایرانی- روسی» به همت انجمن علمی فرهنگی دانشجویان گروه مطالعات روسیه و با حضور دانشجویان، اساتید، مسئولین و مهمانانی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی روز ۲۵ اردیبهشت ماه در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان برگزار شد. اولین سخنران همایش دکتر رضا ملکی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه بود. وی با اشاره به جایگاه دیپلماسی فرهنگی و نقش آن در توسعه روابط سیاسی و اقتصادی، به تحلیل سه دوره دیپلماسی فرهنگی پرداخت:
 
1- دیپلماسی فرهنگی با نگاه ابزاری و در خدمت منافع ملی با مبنای امنیت و اقتصاد
2- ارتقاء دیپلماسی فرهنگی به عنوان رکن سوم بعد از سیاست و اقتصاد
3- دیپلماسی فرهنگی به عنوان مبنای روابط خارجی
 
وی از چهار دوره سابقه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه به عنوان یک ظرفیت یاد کرد و گفت: روسیه یک قطب فرهنگ ساز دنیاست و در سطح بین‌الملل تأثیرگذار است. روسیه نفوذ آمریکا را نمی‌پذیرد و با توجه به جمعیت 15 درصدی مسلمان، نگاه این کشور به اسلام متفاوت است. وی افزود: ما هم از بعد فرهنگی و هم تاریخی مشترکات زیادی با روسیه داریم. ایران به دلایل متعدد برای روسیه اهمیت دارد و بحث راهبردی شدن روابط اهمیت به سزا دارد.
 

دکتر ملکی با تاکید بر خواست رهبران دو کشور جمهوری اسلامی ایران و روسیه بر توسعه روابط راهبردی، ویژگی پایداری و استحکام را عنصر بنیادین این رابطه دانست و ادامه داد: سندهای زیادی بین دو کشور امضاء می‌شود اما به عنوان مثال زمانی که عوامل فنی، تکنیکی، بانکی نقش بازدارنده را در توسعه روابط اقتصادی ایفا می‌کنند، مسئله اساسی عدم شناخت دو کشور از یکدیگر است. علاوه بر این، در حوزه سیاسی، نظامی و امنیتی ابزارها تماما در اختیار حاکمیت هاست، اما در حوزه اقتصادی نیاز به ایجاد بستر و ترغیب بخش خصوصی و بخش های غیر دولتی می باشد. بنابراین توسعه روابط مردمی یک راهبرد امیدآفرین و راهگشاست و پیش نیاز آن، شناخت و درک درست دو ملت از یکدیگر است. وی گفت که در حال حاضر وضعیت مطلوبی در این حوزه به چشم نمی خورد و زمانی که نظر شهروندان روسی را درباره ایران سوال می کنیم، شناخت درست و معقولی ندارند.
 
در ایران هم چنین ذهنیت های تاریخی وجود دارد اما روسیه دیگر نه روسیه تزاری است و نه کمونیستی؛ روسیه، روسیه امروز است که باید شناخته شوند و البته رایزنی های فرهنگی ابزارهای محدودی دارند. بنابراین باید ظرفیت های دوجانبه را بشناسیم و توسعه دهیم. باید روابط فرهنگی‌مان به سطح کلان و راهبردی ارتقاء یابد. البته اقدامات زیادی در گذشته انجام شده که باید توسعه یابند. سه حوزه گردشگری، رسانه و فضای مجازی، سه حوزه مهم هستند و نیاز است تا روابط فرهنگی دو کشور در مدار جدیدتر و قوی تری قرار گیرد. ما در سطوح منطقه ای و بین‌المللی نیز می توانیم با روسیه هم افزایی داشته باشیم، هم در مواجهه با افراطی گری و هم مقابله با نفوذ فرهنگ و اندیشه های بیگانه، به گونه ای که تبیین ارزش های مشترک اهمیت به سزایی دارد. وی ادامه داد اقدامات مثبتی طی دو سال گذشته انجام گرفته و از اجلاس دوازدهم کمیسیون مشترک همکاری اقتصادی ایران و روسیه برای اولین بار وارد حوزه های فرهنگی ارتباط با روسیه شدیم که مصداق آن تشکیل کمیته همکاری های فرهنگی بین ایران و روسیه هست که دو هفته گذشته به تصویب رسید.

وی برگزاری دوجانبه سال های فرهنگی را از دیگر راهبردهای موثر بر شمرد و نقش رسانه های دیداری و تلویزیون را در این خصوص حیاتی دانست و افزود: تولید و ارائه برنامه های مستند و متنوع از ایران در شبکه های روسیه می تواند به شناخت و درک بهتر ملت روسیه از ایران و فرهنگ و تاریخ آن کمک کند. وی تشکیل بنیاد فرهنگی کاسپین را با کشورهای حوزه دریای خزر از دیگر برنامه های سفارت و رایزنی جمهوری اسلامی ایران در روسیه عنوان کرد.
 

سخنران بعدی همایش خانم یولیا زوتوا، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی بود که به بررسی مساله فرهنگ سیاسی پرداخت. وی گفت: «واژه فرهنگ سیاسی نخستین بار در قرن هجدهم و در نوشته های فیلسوف و مربی آلمانی یوهان گوتفرید هردر پدیدار شد. بنا به عقیده آلموند و وربا، فرهنگ سیاسی نوعی چرخش به سمت اقدام سیاسی می باشد که منعکس کننده ویژگی‌های هر نظام سیاسی است. وی در ادامه به معرفی سه نوع از انواع فرهنگ سیاسی پرداخت:
 
1- پدرسالاری (سنتی، فرهنگ سیاسی محدود)
2- فرهنگ تابع سیاسی (فرهنگ تسلیم)
3- فرهنگ سیاسی فعال یا مشارکتی
 
وی با اشاره به ویژگی های فرهنگ سیاسی روسیه، عوامل شکل دهنده یک فرهنگ سیاسی مدرن را به ترتیب عمل سیاسی درون گرا مبتنی بر هنجارها و عادات غیر رسمی، تجربه خارجی (فرهنگ سیاسی غرب) و سنت های ملی معرفی کرد.
 
دکتر زوتوا مهم ترین ارزش های روسیه را طبق نظرسنجی مرکز افکار عمومی، خانواده، سلامت و بسندگی عنوان کرد. به علاوه نقش قاطع دولت را در حل مسائل عمومی به امید حفاظت آن موثر دانست. نگرش پدرسالاری سنتی نسبت به قدرت و درک افراد نسبت به آن، از دیگر اولویت های مورد بحث بود. وی با اشاره به اصالت رابطه میان دولت و ملت، وضعیت موجود را در روسیه، دولت مستقل از ملت دانست و گفت این موضع سبب افزایش بروکراسی و پدرسالاری می شود.
 
وی در بخش پایانی سخنان خود اصل تفکیک قوا را مورد بحث قرار داد و گفت در ماده 11 از قانون اساسی روسیه به تفکیک مشخص شده است.
 
سخنرانی بعدی خانم دکتر زهرا محمدی، استادیار دانشگاه تهران و رئیس بنیاد روسکی میر بود. وی با قرائت شعری از مولانا، اظهار امیداواری کرد که شناخت دو ملت از هم شناختی بر پایه دل باشد. دکتر محمدی ادامه داد: در مطالعات فرهنگی، فرهنگ فرایندی است که مجموعه ای از شناخت ها را دربرمی‌گیرد به گونه ای که شناخت ضروری ترین ابزار برای ارتباط فرهنگی است. وی با طرح این سوال که ما و روسیه از کجا یکدیگر را می شناسیم، به راه های شناخت فرهنگی و چگونگی آن پرداخت و ادامه داد: یک وجه از این شناخت، شناخت حکومتی و دولتی است. در تاریخ روابط ایران و روسیه بیشتر به واگرایی می‌رسیم تا همگرایی که نمونه آن نمود مسائل ایدئولوژیک در دوران شوروی بود. بنابراین یا تلاشی برای معرفی ملت ها نشده و یا اگر صورت پذیرفته، هدفمندانه و به منظور دور نگاه داشتن آنها از هم بوده است.
 

وجه دیگر آن، شناخت رسانه ای است که به ویژه از نیمه دوم قرن بیستم اهمیت پیدا می کند. حضور در رسانه لازمه رسانه آزاد است. در روسیه نوین بیشتر رسانه ها دولتی اند و در ایران نیز علی رغم آزادی بسیاری که وجود دارد، رسانه ها دولتی هستند و این منجر به چالش معرفی رسانه ای از نوع هدفمند شده است به گونه ای که در رسانه های روسیه برنامه ای درباره ایران نمی بینیم که مثلا برای یک شهروند روسی جذابیت ایجاد کند. از این رو نمی توان به شناخت رسانه ای تکیه کرد. از سوی دیگر همه منابعی که درباره روسیه شناسی استفاده می کنیم، منابع غربی است که نشان از مانع زبانی به عنوان یک چالش مهم دارد؛ زبان انگلیسی در دسترس‌تر است در حالی که اگر به روسی جست و جو کنیم به نتایج عادلانه تری دست پیدا خواهیم کرد.
 
در خصوص توسعه شناخت مردمی نیز جهانگردی و جهانگردان نقش مهمی بر عهده دارند. سفرنامه هایی که در نتیجه سفر روس ها به ایران به نگارش درآمده اند منابع غنی و قابل توجهی از شناخت هستند که از جمله می توان به سفرنامه گذر از سه دریا و یا سفرنامه گریبایدوف و نیز تلاش شعرا و نویسندگانی چون پوشکین در سفر به ارزروم اشاره کرد. وی ضمن با اهمیت شمردن این منابع به عنوان مراجع شناخت از روسیه، به رویکرد مخاطب شناسی آنها انتقاد کرد و افزود: مخاطب اینها قشر روشنفکر جامعه اند که دغدغه های سیاسی و ایدئولوژیک خاص خود را دارند به گونه ای که هنوز در سطح عموم جامعه آن شناخت درست به دلیل فراهم نبودن ابزار، نداریم. وی با تاکید بر اینکه توریسم فرهنگی یک ابزار است، افزایش چشمگیر گردشکران ایران را به روسیه مسبب گسترش شناخت دو ملت از هم دانست و اضافه کرد: شناخت دو ملت از هم بیشتر شهودی است و بر اساس ذهنیت ها و پیشداوری های تاریخی شکل گرفته است. مثلا روسها خشن‌اند چون جغرافیا و طبیعت آنها سرد است. انواعی از این نوع پیشداوری ها نیز در جامعه روسیه نسبت به ایران به چشم می خورد.
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته مهم اشاره کرد که علی رغم اینکه در جامعه روسیه درصد قابل توجهی مسلمان زندگی می کنند اما آیا این جامعه مسلمان (روسیه) به شناخت مردم روس از ایران و جامعه مسلمان ایران کمک می کند یا خیر؟ ما به لحاظ دین و در موارد مذهب با هم اشتراکاتی داریم اما آیا الزاما ویژگی های فرهنگ مسلمانان ایران و روسیه یکی است؟ ما در ایران افراط گرایی نداریم در حالیکه در بسیاری مناطق روسیه شاهد افراط گرایی از این منظر هستیم. وی ادامه داد که شناخت فرهنگی نباید و نمی‌تواند در طول قرن ها ثابت باقی بماند. این شناخت باید سیال باشد و زمانی می تواند به سیالیت برسد که هم مخاطبان جدید و هم حرف های نو داشته باشیم. به راستی چه میزان امکان جذب مخاطب جوان و چه حرف هایی برای این مخاطب داریم؟ اگر مقاله 35 سال پیش یک ایرانشناس روس را بخوانید با مقاله دو سال گذشته اش چندان تفاوتی نخواهد داشت. ما دلایل زیادی برای توسعه روابط فرهنگی با روسیه داریم و باید روابط دیگر را بر محور روابط فرهنگی استوار کنیم.
 
دکتر محمدی در پایان گفت که دو ملت ایران و روسیه به لحاظ عقلی و ارزشی شباهت های زیادی با هم دارند. قصد من این نیست که نگاه بدبینانه ای را نسبت به این ارتباط و شناخت ارائه دهم. ارزش های مشترکی چون خانواده مداری در بین دو ملت وجود دارد، ضمن این که اراده سیاسی هم برای توسعه روابط وجود دارد. تلاشهای خوبی شده و کارهای مثبت و مفیدی در رایزنی‌های فرهنگی انجام شده است که از جمله آن می توان به استفاده از جوانان ایرانی روسیه شناس و مسلط به زبان در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. تلاش هایی که باید قدر دانسته شوند و کاستی ها و موانعی که باید اصلاح شوند. در پایان این همایش سخنرانان به پرسشهای حاضران پاسخ گفتند.
 
 
تهیه کننده گان: شهاب الدین شکری - دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه، دانشگاه تهران
 ستاره محمدی، عضو شورای نویسندگان ایراس

 
 
 
کد مطلب: 3182