آیا ترامپ می تواند مثلث ایران، روسیه و چین را از هم بپاشاند؟

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
South China morning post نوشت: چین، روسیه و ایران سه بازیگر کلیدی در آن چیزی است که به «قرن اوراسیا» نامیده می شود.
 
ایراس؛ ترامپ ممکن است یک جوکر یا یک احمق یا یک شیاد باشد. آنچه هیچ کس نمی داند این است که چگونه این آفتاب پرست می تواند این سه کشور را برای ایجاد «آمریکایی بزرگتر» فریب بدهد و از راه به در کند.

به ترکیب کابینه او نگاه کنید. جهان از دید ترامپ درگیر رادیکالیسم اسلامی به عنوان تهدید درجه اول است که این تهدید زیر سر ایران، روسیه و چین است، قرار دارد.

به گزارش انتخاب؛ استراتژی هنری کسینجر ترکیبی از توازن قدرت و تفرقه بیانداز و حکومت کن است. این میتواند روسیه را از شریک استراتژیکش یعنی چین دور کند و چین را در خطر قرار دهد و در عین حال که برای ایران مزاحمت ایجاد میکند داعش را نیز هدف قرار دهد. همه اینها این پتانسیل را دارد که معکوس عمل کند. حتی یک تجدید نظر جدی در مورد روسیه نیز قابل اعتماد نیست.

انتخاب ترامپ برای وزیر امور خارجه یعنی رکس تیلرسون یک دلال معروف و یک بازیگر مهم برای اجرای این استراتژی کسینجر است. تیلرسون عضو هیات امنای مرکز تندرو مطالعات استراتژیک و بین المللی در کنار کسینجر است.

حال باید دید استراتژی کسینجر چطور قرار است در صفحه جدید شطرنج سیاست جهانی به اجرا درآید.

ترامپ کارش را با قرار دادن خود در برابر جامعه اطلاعاتی قوی و وسیع آمریکا آغاز کرده است. «دولت در سایه» آمریکا که مجموعه ای از صنایع نظامی است که فارغ از اینکه چه حزبی در آمریکا پیروز انتخابات باشد همیشه باقی می ماند، به یک تهدید وجودی نیاز دارد. این تهدید برای پنتاگون ، روسیه است.

«جنگ علیه ترور» دیگر مرده است. دوره جدید در دوران اوباما دوران جنگ سرد دوم است که آغاز شده.

اگر و اماهای زیادی در مورد اینکه چگونه قرار است ترامپ با «دولت در سایه» آمریکا روبه رو شده و چطور قرار است بر گرایش های امپریالیستی بشر دوستانه آن تاثیر بگذارد هم وجود دارد.

استراتژی کسینجر بر روابط نزدیک تر با روسیه دلالت دارد درحالی که این مستلزم گول زدن مسکو و تلاش برای خیانت کردن روسیه به متحد اورسیایی اش یعنی ایران وابسته است. دنبال کردن این استراتژی تنها به افزایش درگیری های دولت ترامپ و دولت در سایه آمریکا خواهد انجامید.

وضعیت ترامپ تقریبا روشن است: تحریم های آمریکا علیه روسیه در صورتی که مسکو و واشنگتن مدیریت مشترکی در مبارزه با داعش داشته باشند به عنوان یک چارچوب جدید در خلع سلاح هسته ای برداشته خواهد شد.

در حال حاضر خوش بینی محافظه کارانه ای نسبت به ترامپ وجود دارد که بر این باورند که تیزهوشی و فراست تجاری ترامپ ممکن است به تدریج او را به رها کردن مهار معکوس روسیه و آزاد گذاشتن روسیه برای منفعت بردن از توافق های در سراسر آسیا منجر شود. این توافق ها می تواند یکپارچگی اقتصادی بیشتر با کمربند اقتصادی و جاده ابداعی چین و ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا باشد.

مسکو از دولت ترامپ برای شرکت در مذاکرات صلح آستانه در کنار ترکیه و ایران تنها سه روز قبل از تحلیف ترامپ از او دعوت کرده بود.

روسیه و ایران با هم در سوریه کار میکنند. روسیه تمام تلاشش را کرد که ایران را به سازمان همکاری های شانگهای بیاورد. قراردادهای تجاری دو جانبه از انرژی گرفته تا خط آهن و معدن و کشاورزی نیز بین این دو کشور پررونق است. روسیه و ایران قرار است برای حذف دلار در تجارت ها و استفاده از ریال به نتیجه برسند و این ابزاری برای دور زدن این این سلاح معمول آمریکا علیه ایران است: در نتیجه خیانت به تهران در مخیله مسکو نمی گنجد.

ترامپ با وجود همه لفاظی ها نمیتواند توافق هسته ای را مورد تجدید نظر قرار دهد . تهران به همه تعهداتش در برجام پایبند بوده است. ترامپ نمی تواند وعده های انتخاباتی اش در باره نابودی داهش را بدون کمک ایران عملیاتی کند. او به جای اینکه بر ژنرال های بازنشسته کابینه اش اعتماد کند بهتر است به شورای ملی ایرانیان آمریکا در واشنگتن توجه کند که فهم بهتری دئر مورد مخاطرات ایران در سوریه و عراق و افغانستان و جنگ سرد بین ایران و سعودی دارند.

اما سخت گیری بیشتر ترامپ علیه چین دیوار بریکس(گروهی به رهبری قدرت های اقتصادی نوظهور است که از به هم پیوستن حروف اول نام انگلیسی کشورهای عضوبرزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تشکیل شده است.) را در هم خواهد شکست. نشست بعدی این گروه بین پنج قدرت نوظهور اقتصادی جهان در جنوب چین در پاییز آینده برگزار خواهد شد.

ژنرال های کابینه ترامپ باید به او اطلاع دهند که آمریکا نمی تواند جنگی را با جنوب چین یا غرب اقیانوس آرام به راه بیاندازد. جنگی که هیچ تضمینی برای پیروزی در آن وجود ندارد.

مشاوران ترامپ باید به او بگویند که تایوان و جنوب دریای چین اولویت اول پکن است. آن طور که وزیر امور خارجه پکن گفته: اصل یک چین... این اصول غیر قابل مذاکره اند.

پس از آن تعرفه 45٪ برای محصولات چینی و امکان سهمیه بندی واردات است. محققان چینی به این نتیجه رسیده اند که بیشترین باخت را از جنگ تجاری خواهد داشت.

کسینجر 93 ساله بهتر است که دوباره به سمت تخته سیاه برگردد و در استراتژی اش تجدید نظر کند.

انتهای گزارش/




 
کد مطلب: 2877