مذاکرات صلح افغانستان؛ امیدواری نسبت به آینده

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۵۵
Share/Save/Bookmark
 
مذاکرات صلح افغانستان؛ امیدواری نسبت به آینده
 
علی خوانساری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا

 نزدیک به یک ماه از شروع مذاکرات صلح بین گروه های افغانی در دوحه قطر میگذرد. مذاکراتی که درآن دولت مرکزی افغانستان به طورمستقیم با نمایندگان طالبان به مذاکره نشسته و نشان دهنده آگاهی دو طرف به تنها راه پایان مناقشه، یعنی گفت و گو می باشد.
 
کشورافغانستان سال هاست به واسطه اشغال نظامی توسط نیروهای خارجی،  وجود گروه های مختلف تروریستی و عدم وجود دولتی فراگیر، منسجم و قدرتمند که حاکمیت خود را برسراسر این کشور اعمال کند دچار مشکل بوده است و صلح در این کشور کالایی دست نیافتنی به شمار می آید.
اولین نشست مستقیم هیات های دولت افغانستان وگروه طالبان شنبه 22 شهریور درحالی در دوحه پایتخت قطر برگزارشد که پس از بیست سال درگیری نمایندگان دولت مرکزی و نمایندگان طالبان حضور داشتند. هیات افغانستان به رهبری عبدالله عبدالله، رئیس شورای مصالحه ملی، و هیات گروه طالبان به رهبری مولوی عبدالحکیم حقانی در این مذاکرات حضور داشتند. مقامات قطری و آمریکایی نیز در این نشست مشارکت داشتند و دبیرکل سازمان ملل و شماری از مقامات بین المللی هم از طریق ویدئو کنفرانس در نشست ابتدایی سخنرانی کردند.
 شروع این مذاکرات با ماه ها تاخیر آغاز شد. قرار بود چند روز پس از امضای توافق نامه آمریکا وگروه طالبان در اسنفد ماه سال گذشته، گفت و گو های بین الافغانی آغاز شود.

دولت افغانستان مجبور شد تحت فشارهای وارده از شرایط مد نظر خود برای آغاز گفت وگو ها عقب نشینی کرده و با اجرای تعهد آمریکا نسبت به آزادی هزاران زندانی طالبانی مقدمات مذاکرات را باب میل طالبان آغازکند. پیشتر آمریکا و طالبان در توافقی متعهد شده بودند که آمریکا و متحدینش طی چهارده ماه نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرده و در عوض گروه طالبان متعهد شد که به القاعده یا هرگروه تروریستی دیگری این اجازه را ندهد که در مناطق تحت کنترل خود عملیات نظامی انجام دهد. این معامله همچنین شامل تبادل زندانیان طالبان و پرسنل نیروهای امنیتی بازداشته شده افغانی به دست طالبان بود.[1]

انتظار از مذاکرات صلح و آینده نامشخص آن
مردم افغانستان و کشورهای همسایه افغانستان انتظار ندارند که با وجود اختلافات موجود این گفت و گو ها سریعا منجر به به صلحی فراگیر وگسترده شود. بلکه عمده درخواست ملت افغانستان و مجامع بین المللی در ابتدا ایجاد یک آتش بس فوری و بدون پیش شرط برای ادامه مذاکرات است.
در واقع شروع گفت و گو و مذاکرات بین الافغانی را میتوان نوید بخش اتفاقات خوب در آینده افغانستان دانست. اتفاقی که کشورهای همسایه افغانستان مثل جمهوری اسلامی ایران همواره بر آن تاکید داشته و اظهار داشته اند  که پایان خشونت ها در این کشور تنها از راه مذاکره بین طرف های افغانی بدون دخالت کشورهای دیگر است.

ابتدایی ترین اصل در مذاکرات نرمش و مصالحه طرفین است، امری که بعید به نظر میرسد از جانب هر دو طرف گفت وگو پذیرفته شود. از طرفی دولت افغانستان با اعلام اینکه حکوت جمهوری اسلامی افغانستان، تنها حکومت مورد قبول مردم و دولت مرکزی این کشور است. تاکید میکند که به هیچ وجه حاضر نیست به دولت موقت تن دهد و گروه طالبان باید در جمهوری اسلامی افغانستان ادغام شوند. و از طرف دیگر طالبان هم اساسا ساختار حکومت فعلی را قبول ندارد و در پی ایجاد یک امارت اسلامی در افغانستان بوده که به دنبال این نوع خوانش از اسلام محدودیت های بسیاری شامل حال این کشور خواهد شد.[2]

 در طرف مقابل هم دولت افغانستان حاضر به تغییر ساختار فعلی نیست و بیان می‌کند که نظام فعلی این کشور یعنی جمهوری اسلامی افغانستان بهترین نوع نظام برای اداره افغانستان می باشد.

بهتر است بگوییم حفظ قانون اساسی به ویژه مواردی که درباره مسائل زنان و حقوق اتباع می باشد به نوعی خط قرمز دولت مرکزی محسوب می شود[3] و مواضع طالبان در این موارد همواره موجی از بیم و دلهره را همراه داشته است و از زمان شروع مذاکرات نگرانی بسیاری در مورد نوع نگرش گروه طالبان به مسئله زنان و آزادی های آنان وجود داشته است. همچنان که در سال های حکومت گروه طالبان بسیاری از زنان از حقوقشان محروم بودند، اخیرا هم این گروه واکنش مبهمی نسب به حقوق و آزادی های زنان داشته است، اختلاف دیگر طرفین را میتوان حضور نیروهای خارجی و زمان خروج تمامی آن ها از این کشور عنوان کرد.

شاید درخوشبینانه ترین شکل ممکن بتوان گفت طالبان متوجه این امر شده که با مبارزه مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود و باید گفت وگو را در مذاکراتی افغانی افغانی پیش ببرد. اما آنچه موجب تردید نسبت به صلح و آتش بسی پایدار و دائمی در این کشور میشود عمق اختلافات دو طرف مذاکره کننده است.
اساسا طالبان مخالف حضور هرنوع نیروی نظامی خارجی در این کشور می باشد، اما فعالان افغانستانی با تردید نسبت به این خواسته می‌نگرند و معتقدند با خروج نیروهای خارجی این امکان وجود دارد که طالبان با اقدامات نظامی حکومت فعلی این کشور را سرنگون کرده ودر صدد تشکیل امارت اسلامی مدنظرخود برآید.
باید توجه داشت که حصول یک صلح پایدار و مطمئن در سراسر افغانستان با توجه به تعدد بازیگران حاضر در صحنه این کشوردر کوتاه مدت امری بعید به نظر می رسد.

دشمن مشترک
آنچه که امروز موجب نگرانی دولت مرکزی افغانستان، گروه طالبان و حتی دولت های مستقر در این منطقه شده است ظرفیت داعش براساس ایدولوژی خطرناک و ویرانگر آن است. به گونه ای که این ایدئولوژی با استفاده از اختلافات گسترده بین طیف ها و قومیت های مختلف در افغانستان و با استفاده از منابع مالی و ایدئولوژی خود توانسته از اقصی نقاط دنیا اقدام به یارگیری کند و با بهره بردن ازفضای ناآرام و جنگ بین دولت مرکزی و گروه طالبان ، حضور نیروهای بیگانه و عدم وجود قدرت مرکزی فراگیر بتواند در راستای هدف خود یعنی تشکیل ولایت خراسان گام بردارد.
گروه طالبان و دولت مرکزی افغانستان با توجه به افزایش اقدامات تروریستی توسط داعش دریافته اند در صورتی که نتوانند باهم به آتش بسی پایدار دست یابند ممکن است هردو توسط داعش ضربات جبران ناپذیری را متحمل شوند.

واکنش همسایگان به مذاکرات
بدون شک کشورهای منطقه از جمله جمهوری اسلامی ایران و همسایگان شمالی افغانستان از پایان خشونت ها و درگیری ها استقبال میکنند اما گفتن این استقبال در قبال پاکستان با تردید هایی همراه است.
افغانستان و پاکستان از دیرباز روابط مناسبی با یک دیگر نداشته و افغانستان تنها کشور جهان بود که علیه پذیرش پاکستان در سازمان ملل رای داد.[4] این کشور پاکستان را به حمایت از گروه طالبان و دیگر گروه های مسلح در افغانستان متهم کرده اما پاکستان این ادعا را رد میکند. سفر اخیرعبدلله عبدلله به پاکستان را میتوان نشان از تاثیرپذیری بالای این کشور بر گروه طالبان و نقش این کشور در فرایند صلح افغانستان دانست. کشور پاکستان همواره سعی دارد با استفاده از نفوذ خود در افغانستان مانع ایجاد دولتی فراگیر  و قدرتمند شود که علت اصلی آن را میتوان اختلافات مرزی این دوکشور دانست. پاکستان معتقد است که وجود دولتی فراگیر، قدرتمند و تکثرگرا برای امنیت ملی پاکستان خطرآفرین است.

اختلاف اصلی مرزی دو کشور برسرخط مرزی دیورند می‌باشد. مقامات افغانستانی این تقسیم بندی مرزی را قبول نداشته و معتقدند این تقسیم بندی مرزی موجب جدایی پشتون های این منطقه از یک دیگر شده است. در نقطه مقابل پاکستان همواره از افزایش نفوذ هند در افغانستان نگران بوده[5] و سعی دارد با استفاده از گروه های تحت نفوذ خود مانع این افزایش قدرت شود. هراس پاکستان از این است که با ایجاد صلح مقامات افغانی دست هند را برای اقدامات ضد پاکستانی باز بگذارند. اما برخلاف پاکستان، جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که خود قربانی تروریسم بوده است و علاوه برآن هزینه زیادی برای مقابله با قاچاق و مبارزه با مواد مخدر پرداخت میکند، از روند صلح بین الافغانی حمایت کرده است و معتقد است که صلح و ثبات در افغانستان موجب کاهش ناامنی و محدود شدن گروه های تروریستی در منطقه خواهد شد.

 مقامات ایرانی در  دیدار با رهبران طالبان همواره تاکید کرده اند تنها راه پایان خشونت ها گفت و گو خواهد بود. آقای ظریف دردیدار با یک هیئت گروه طالبان به رهبری ملابرادر در تهران تأکید کرده است که ایران از گفتگوهای صلح به اشتراک تمام جناح ها و حکومت افغانستان حمایت میکند.[6]

ترامپ و سوءاستفاده از هرگونه توافق
گرچه ممکن است در ابتدا این امر در ذهن متبادر شود که توافق بین طالبان و دولت مرکزی افغانستان آرامش را به سراسر افغانستان بازخواهدگرداند و این توافق در صورت اجرایی شدن با خود صلح و آرامش را برای مردم این کشور به ارمغان می آورد، ولی به دلایل گفته شده این توافق در صورت منعقد شدن تحت فشار کشورهای مختلف اساسا دوامی نخواهد داشت و تنها پیروز اصلی این مذاکره و گفت و گوی بین افغانی شخص دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خواهد بود. ترامپ با این تفسیر که توسط زلمی خلیلزاد، توانسته گروه طالبان را متقاعد کند که با دولت مرکزی این کشور گفت وگو کند می تواند از دست آورد این توافق به نفع خود استفاده کند.

اوج نیاز ترامپ به دست آوردهای دیپلماتیک آنجا مشخص می‌شود که به واسطه حمله طالبان در سپتامبر 2019 به مواضع نیروهای دولت آمریکا که به کشته شدن دو نظامی آمریکایی انجامید، دولت ترامپ اعلام کرد که دیگر با طالبان مذاکره نمی‌کند.[7] اما هرچه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک می‌شویم، به نظر می‌رسد ترامپ نیازمند دست آوردهای بیشتری در سیاست خارجی خود است تا بتواند کارنامه ضعیفش را بهبود ببخشد. در واقع ترامپ به دنبال آن است که با خروج نیروهای نظامی آمریکایی از افغانستان و به نتیجه رساندن فرایند صلح افغانستان بین دولت مرکزی و طالبان از آن به عنوان اتفاقی ارزشمند در دوران ریاست جمهوری خود یادکرده، تا بتواند بر روی آن مانورتبلیغاتی دهد.

سیامک هروی نویسنده و یکی از سخنگویان سابق ریاست جمهوری افغانستان در صفحه فیسبوک خود نوشت که "یک ماه دیگر به انتخابات آمریکا باقی مانده است و ترامپ نیاز دارد به رای‌دهندگان خود بگوید که ما از افغانستان خارج شدیم و در آن کشور صلح ایجاد کردیم".[8]

نتیجه گیری
فارغ از هر نتیجه‌ای گفت و گوی مستقیم صلح دولت مرکزی با گروه طالبان نشانگر درک دو طرف از شرایط موجود بوده است. از یک طرف طالبان متوجه شده که نمی‌تواند با مبارزه مسلحانه اهداف خود را پیش ببرد و از طرفی دیگر هم دولت مرکزی  قبول کرده باید با گروه طالبان کنار بیاید و تلاش دارد این گروه را درون ساختار فعلی حکمرانی خود هضم کند. با توجه به عمق اختلاف طرفین، این مذاکرات احتمالا تا مدت زیادی ادامه خواهد داشت. نزدیک شدن طرف های درگیر پای میز مذاکره همواره موجی از امید و خوش بینی را در ذهن مردم افغانستان ایجاد می‌کند. باید امیدوار بود که این خوش بینی با توجه به عمق اختلافات و در خواست های طرفین به نتایج قابل قبولی برسد.
 
 
[1]  دویچه وله، (   (March.2020مروری برخطوط اصلی توافق آمریکا و طالبان ، قابل بازنشانی در:
https://p.dw.com/p/3Ygt0
[2]  ابراهیمی محمدهادی، (August 2020)، طالبان از کدام نظام اسلامی سخن می زند،اطلاعات روز ، قابل بازیابی در:
https://www.etilaatroz.com/104413
[3]  تسنیم، (دی ماه 1397)شورای صلح افغانستان: قانون اساسی خط قرمز مذاکرات صلح با طالبان است، قابل بازیابی در:
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/10/26/1924230
[4] Zia, mohammed ,An Analysis of Peacebuilding Approaches in Afghanistan, Asia Socity
https://asiasociety.org/analysis-peacebuilding-approaches-afghanistan
 
[5]  جوادی ارجمندی، مجمد جعفر(1388)تحرک های طالبان و تاثیرآن در روابط پاکستان، افغانستان و آمریکا، مطالعات اوراسیای مرکزی شماره 3
[6]  ایرنا،(آذرماه 1398) ظریف:دیدار با هیات طالبان با هدف صلح افغانستان انجام شد، قابل بازیابی در :
https://www.irna.ir/news/83571250
 
[7]  تسنیم، (آذرماه 1398)، توقف مذاکرات طالبان و آمریکا؛ آیا حمله به پایگاه نظامی «بگرام» تاثیر داشته است، قابل بازیابی در:
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/09/22/2159109
 
[8]  ایرنا، (مهر1399)، ابهامات صلح افغانستان در پیوند با انتخابات آمریکا، قابل بازیابی در:
https://www.irna.ir/news/84066367
کد مطلب: 4136