تاملی بر جغرافیای درگیری و استراتژی های نظامی جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۵۶
Share/Save/Bookmark
 
تاملی بر جغرافیای درگیری و استراتژی های نظامی جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ
 
 ولی کوزه ­گر کالجی، پژوهشگر ارشد مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و عضوی شورای علمی موسسه ایراس

در رویارویی اخیر بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان که از صبح روز یکشنبه 6 مهر 1399 (27 سپتامبر 2020) آغاز شده است، شاهد تحولات شایان توجهی در «استراتژی های نظامی» جمهوری آذربایجان و ارمنستان، غلبه بارز عملیات های هوایی و موشکی و نیز تغییر «جغرافیای درگیری» در قیاس با جنگ چهار روزه آوریل 2016 و جنگ چهار روزه جولای 2020  در عرصه میدانی جنگ قره باغ هستیم. به نظر می رسد استراتژی نظامی جمهوری آذربایجان به واسطه برخورداری از هواپیماهای جنگنده، سیستم های موشکی و پهبادهای شناسایی و  نظامی از استراتژی مرحله ای و گام به گام (تصرف روستاها و مناطق کوچک و سپس تثبیت وضعیت) به استراتژی آفندی و درگیری در سراسر خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این مناطق از جمله شهر خان کندی (استپانکرت)، مرکز این منطقه تغییر یافته است. قطع ارتباط زمینی مناطق جنوبی پیرامون قره باغ با مرز ایران از جمله اهداف این استراتژی است که باعث انزوا و تنگنای استراتژیک منطقه قره باغ تحت کنترل ارامنه خواهد شد. در مقابل، استراتژی نظامی جمهوری ارمنستان نیز ترکیبی از استراتژی پدافندی با استفاده از سامانه های دفاع  موشکی    اس- 400 برای مقابله با حملات هوایی، موشکی و پهبادی و نیز استراتژی آفندی با حملات موشکی به عمق خاک جمهوری آذربایجان و مناطقی مانند گنجه (دومین شهر بزرگ آذربایجان)، شبه جزیره آبشوران (از مناطق صنعتی در حومه باکو و دریای خزر)، شهر «خیزی» (۱۰۴ کیلومتری شمال باکو) و نیز شهر مینگچویر (۱۰۰ کیلومتر دورتر از منطقه قره باغ) تغییر یافته است تا با ایجاد فشار در عمق استراتژیک این کشور بتواند ارتش آذربایجان را در خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این مناطق با مشکل مواجه کند. در صورت تداوم رویارویی نظامی و نیز تداوم حمایت نظامی ترکیه از باکو، گسترش دامنه درگیری از سوی ارتش ارمنستان به منطقه درگیری چهار روزه جولای 2020 یعنی منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان وجود دارد که محل عبور خطوط لوله نفت و گاز و نیز شبکه های ریلی و جاده ای آذربایجان- گرجستان- ترکیه است. در مقابل، احتمال شکل گیری جبهه دوم درگیری در منطقه خودمختار نخجوان از سوی ارتش جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان (مشابه عملیات گونت در می 2018) نیز وجود دارد که با توجه به پیوستگی نخجوان و ترکیه، امکان حمایت نظامی زمینی و لجستیکی مستقیم ارتش ترکیه از ارتش جمهوری آذربایجان فراهم خواهد شد که در صورت بروز این اتفاق، صبر استراتژیک روس ها نیز به پایان خواهد رسید و امکان مداخله نظامی روسیه به نفع ارمنستان برای ایجاد موازانه قوا وجود خواهد داشت. همین امر شرایط بسیار خطرناکی را پیش روی منطقه قفقاز و در مجاورت مرزهای شمال غربی ایران ایجاد خواهد کرد. لذا منافع و امنیت ملی کشورمان ایجاب می کند به موازات حفظ سیاست بی طرفی و رویکرد متوازن به صورت فعالانه تری در روند آتش بس و حل و فصل اختلافات بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان ورود پیدا کند تا از تبدیل یک مناقشه محدود قومی- سرزمینی به یک جنگ فراگیر و غیر قابل کنترل در مجاورت مرزهای شمال غربی کشورمان جلوگیری شود. با عنایت به نکات و ملاحظات یاد شده در این یادداشت تحلیلی کوشش می شود درک  استراتژی های نظامی جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مناقشه اخیر ناگورنو- قره باغ حاصل شود. 

جنگ قره­ باغ و رویارویی نظامی ارمنستان و جمهوری آذربایجان که از 20 فوریه 1988 تا 12 می 1994 به طول انجامید، قابل تقسیم به دو دوره زمانی است. این جنگ در مرحله اول (1988- 1990) و در دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی، به صورت درگیری های محدود بین ارامنه و آذری ها در منطقه قره باغ و نیز نواحی ارمنی نشین باکو از جمله سومگائیت بود، اما پس از فروپاشی شوروی و استقلال ارمنستان و جمهوری آذربایجان، تبدیل به یک جنگ فراگیر بین دو کشور در فاصله سال های 1991 تا 1994 شد که می توان ان را مرحله دوم جنگ قره باغ دانست. این مرحله، واجد همه عناصر یک جنگ کلاسیک بود. در این جنگ از جنگ ‌افزارهای متعارف نظامی و تاکتیک ‌های تعریف‌شده، مشخص و معین نظامی از سوی نیروهای مسلح ارمنستان و جمهوری آذربایجان استفاده شد. در شرایطی که جمهوری آذربایجان سخت درگیر کشمکش های سیاسی داخلی بود، ارتش ارمنستان و نیروهای محلی ارامنه قره باغ موفق به برتری نظامی شایان توجهی در این جنگ فراگیر و کلاسیک شد. در این مرحله نه تنها منطقه قره باغ به طور کامل از کنترل و حاکمیت جمهوری آذربایجان خارج شد، بلکه هفت شهر پیرامون این منطقه به وسعت بیش از 14167 کیلومتر مربع شامل شهرهای کلبجر، قبادلی، جبرائیل، فضولی، زنگلان، آغ دام، لاچین و شوشا نیز تحت کنترل ارامنه قرار گرفت. جدول زیر به روشنی گویای این واقعیت است که در دوره بی ثباتی سیاسی سال های ابتدایی دهه 1990 چه مناطقی از کنترل جمهوری آذربایجان خارج و به تصرف نیروهای ارمنی درآمد.  
 
 
شهرهای تصرف شده توسط نیروهای ارمنی در خارج از منطقه قره باغ در فاصله سال های 1991 تا 1994
 
برقراری ارتباط زمینی بین ارمنستان و منطقه قره باغ و ایجاد یک حائل و سپر امنیتی برای حفظ امنیت ارامنه منطقه قره باغ، دو هدف اصلی ارتش ارمنستان برای تصرف هفت شهر پیرامونی قره باغ بود و این دو موضوع در کانون استراتژی نظامی ارتش ارمنستان در فاصله سال های 1991 تا 1994 قرار داشت.
 
جدول و نقشه زیر گویای وضعیت نظامی منطقه قره باغ و مناطق پیرامون آن در جنگ سال های 1988 تا 1994 است.
 
ردیف نام منطقه مساحت (کیلومتر مربع) درصد کنترل
۱ کلبجر ۱۹۳۶ ۱۰۰
۲ لاچین ۱۸۳۵ ۱۰۰
۳ کوبادلی (قبادلی) ۸۰۲ ۱۰۰
۴ جبرائیل 1050 100
5 زنگیلان 707 100
6 آگدام 1094 77 (842 کیومتر مربع)
7 فضولی 1386 33 (462 کیلومتر مربع)







 
هفت قلمرو آذری پیرامون قره­باغ تحت کنترل ارامنه
 
 



 
موقعیت جغرافیایی منطقه ناگورنو- قره­باغ و مناطق پیرامونی آن در جنگ سال های 1988 تا 1994

در نتیجه جنگ قره­باغ بیش از 35 هزار نفر کشته شدند و بیش از 800 هزار نفر نیز در نواحی مورد مناقشه، آواره و مجبور به جلای وطن شدند. این جنگ فرسایشی و پر هزینه، به موجب توافقنامه بیشکک در 8 می 1994 میلادی از طریق «آتش­بس»[1] و نه «پیمان صلح»[2] به پایان رسید. روشن است که «آتش بس» به معنی «توقّف موقّت» یک جنگ و رویارویی نظامی است و تفاوت ماهوی با «پیمان صلح» دارد که «توقف کامل و دائمی» یک مناقشه دارد. عبور از وضعیت «آتش بس» به «پیمان صلح» در مناقشه قره­باغ بر عهده نمایندگان گروه مینسک وابسته به سازمان امنیت و همکاری اروپا یعنی سه کشور روسیه، فرانسه و آمریکا قرار گرفت. اما با وجود بیش از دو دهه تلاش و مذاکره، هنوز منطقه قره باغ نتوانسته است با عبور از وضعیت «آتش بس» به وضعیت «صلح» برسد. طی دو دهه گذشته، بارها آتش بس در خطوط تماس قره باغ و مناطق پیرامون آن از سوی طرف های ارمنی و آذری نقض شده است. هر چند در اغلب موارد، نقض آتش بس بسیار محدود و در سطح درگیری های کوچک مرزی بین نیروهای دو طرف در خطوط تماس قره باغ بود. علاوه بر عواملی مانند حضور نیروهای نظامی روسیه در دو پایگاه نظامی این کشور در ارمنستان و موازنه قوا بین ارمنستان- روسیه از یک سو و جمهوری آذربایجان- ترکیه از سوی دیگر، نقش مهمی در عدم شکل گیری یک جنگ فراگیر بین دو کشور پس از پایان آتش بس سال 1994 داشت، عامل جغرافیایی و توپوگرافی منطقه قره باغ نیز در این روند بسیار تاثیرگذار بود. چرا که پس از پایان جنگ قره­باغ در ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی، ارامنه بر ارتفاعات و بلندی­ های مشرف به نواحی شرقی قره­باغ و دشت های غربی آذربایجان اشراف کامل پیدا کردند و نیروهای نظامی ارمنی در موقعیت نظامی به مراتب بهتری برای مقابله با نیروهای نظامی آذربایجان قرار گرفتند. در چنین شرایطی نیروهای نظامی آذربایجان کاملاً در تیررس تیربار و آشبارهای ارتش ارمنستان و نیروه های نظامی قره باغ قرار داشتند. همین امر از جمله دلایل مهم تردید و احتیاط جمهوری آذربایجان برای ورود مجدد به رویارویی نظامی با ارامنه در قره­باغ طی دو دهه گذشته به شمار می رفت.

   در چنین شرایطی، ارتش جمهوری آذربایجان، «استراتژی گام به گام و مرحله ای» در یک «جغرافیای محدود» را در پیش گرفت که در کانون آن، تصرف روستاها و مناطق کوچک و سپس تثبیت وضعیت با هدف کسب آمادگی برای حملات بعدی قرار داشت. رویارویی نظامی نسبتاً فراگیر بین دو طرف در جنگ چهار روزه آوریل 2016 نقطه اوج این استراتژی نظامی از سوی ارتش آذربایجان بود. در این جنگ چهار نقطه در طول خطوط تماس قره باغ محل درگیری بین نیروهای ارمنی و آذری بود. روستای تالِش و شهر کوچک مارتاکِرت (آغ دره) در شمال شرقی منطقه قره باغ، منطقه مارتونی (خُجاوِند) در میانه شرقی خطوط تماس غرب و نیز در منطقه جنوبی خارج از منطقه قره باغ در مجاورت مرز ایران، چهار نقطه اصلی درگیری آوریل 2016 بود. 
 

جغرافیای درگیری در جنگ چهار روزه آوریل 2016
(روستای تالش، شهر مارتاکِرت یا آغ دره، منطقه مارتونی یا خُجاوِند و منطقه جنوبی مجاور مرز ایران)


جغرافیای درگیری در جنگ چهار آوریل 2016
- روستای تالش و شهر مارتاکِرت (آغ دره) در شمال شرقی قره باغ
 
جمهوری آذربایجان موفق به بازپس‌گیری برخی از نواحی و ارتفاعات در نزدیکی این روستا شد. هرچند منابع آذری پس از پایان جنگ چهار روزه مدعی آزادسازی بیش از 2 هزار هکتار از اراضی این منطقه شدند و منابع ارمنی نیز این رقم را حداکثر 800 هکتار اعلام کردند. نقشه زیر گویای جغرافیای درگیری در جنگ چهار روزه آوریل 2016 است.

    اما جغرافیای دومین درگیری نظامی مهم بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان در جنگ چهار روزه جولای 2020 برای نخستین بار به خارج از منطقه مورد مناقشه قره باغ کشیده شد. این درگیری در منطقه تاووش در شمال شرقی ارمنستان و منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان و 300 کیلومتر دورتر از منطقه مورد مناقشه قره باغ در جولای 2020 روی داد که تحول بسیار مهمی در روند مناقشه قره باغ و نیز استراتژی نظامی طرف های ارمنی و آذری به شمار می رود. این جنگ در عمل به ادعای جنگ نیابتی بین ارامنه قره باغ و ارتش آذربایجان پایان داد و ارتش های ارمنستان و آذربایجان مستقیماً در منطقه ای 300 کیلومتر دورتر از قره باغ وارد درگیری با یکدیگر شدند. نقشه زیر به روشنی گویای جغرافیایی درگیری در در جنگ چهار روزه جولای 2020 است. 
 
 
جغرافیای درگیری در جنگ چهار روزه جولای 2020- در منطقه تاووش در شمال شرقی ارمنستان و منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان و 300 کیلومتر دورتر از منطقه مورد مناقشه قره باغ

به باور بسیاری از تحلیل گران وقوع درگیری در منطقه تاووش در شمال شرقی ارمنستان و منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان فراتر از اختلاف دو طرف و نتیجه رقابت و اختلاف بین روسیه و ترکیه بود که دامنه آن پس از سوریه و لیبی به منطقه قفقاز کشیده شد. چرا که منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان محل عبور خط لوله نفت باکو- تفلیس- جیهان، محل عبور خط لوله گاز میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان به دو خط لوله تاپ و تاناب است و از این نظر برای ترکیه دارای اهمیت استراتژیک است. شاید بتوان این امر را یکی از دلایل حمایت گسترده سیاسی و نظامی دولت و ارتش ترکیه از جمهوری آذربایجان دانست که باعث تشویق و اعتماد به نفس بیشتر باکو برای دو رویارویی نظامی اخیر با ارمنستان شده است. نقشه زیر به روشنی گویای موقعیت استراتژیک منطقه طواوس در شمال غربی جمهوری آذربایجان است.
 

منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان (کانون درگیری جولای 2020)- محل عبور دو خط لوله نفت باکو- سوسپا و باکو- تفلیس- جیهان و نیز محل عبور خط لوله گاز باکو- تفلیس- ارزروم
 
اما در درگیری اخیری که بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان از صبح روز یکشنبه 6 مهر 1399 (27 سپتامبر 2020) آغاز شده است، گسترده ترین و جدی ترین موارد نقض آتش بس از سوی ارمنستان و جمهوری آذربایجان طی دو دهه گذشته به شمار می رود. در این رویارویی نظامی، تغییرات بسیار قابل توجهی در «جغرافیای درگیری» و نیز «استراتژی های نظامی» ایجاد شده است که در روند مناقشه قره باغ تازگی دارد و بسیار قابل تامل است.

   استراتژی نظامی جمهوری آذربایجان به واسطه برخورداری از هواپیماهای جنگنده، سیستم های موشکی و پهبادهای شناسایی و  نظامی از استراتژی مرحله ای و گام به گام (تصرف روستاها و مناطق کوچک و سپس تثبیت وضعیت) به استراتژی آفندی و درگیری در سراسر خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این مناطق از جمله شهر خان کندی (استپانکرت)، مرکز این منطقه تغییر یافته است. قطع ارتباط زمینی مناطق جنوبی پیرامون قره باغ با مرز ایران از جمله اهداف این استراتژی است که باعث انزوا و تنگنای استراتژیک منطقه قره باغ تحت کنترل ارامنه خواهد شد. دلیل حرکت جمهوری آذربایجان از از استراتژی مرحله ای و گام به گام (تصرف روستاها و مناطق کوچک و سپس تثبیت وضعیت) به استراتژی آفندی و درگیری در سراسر خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این مناطق، توانایی ارتش این کشور در سه حوزه هواپیماهای جنگنده، سیستم های موشکی و پهپادهای شناسایی و نظامی است که با هدف غلبه بر نقطه قوت ارامنه در جنگ زمینی به دلیل حضور در ارتفاعات و بلندی های مشرف به نواحی شرقی قره باغ و دشت های غربی آذربایجان صورت گرفته است. به همین دلیل در جریان درگیری های اخیر نقش پهبادها، موشک ها و هواپیماهای جنگی در مقایسه با درگیری های گذشته که عمدتاً پیاده و زمینی بوده اند، بسیار شایان توجه بوده است و برای نخستین بار حملات موشکی ارتش آذربایجان به ایروان نیز صورت گرفته است که از طریق سامانه دفاعی اس- 400 دفع شد. نقشه های زیر به روشنی گویای گسترش دامنه درگیری در سراسر خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این منطقه است.
 

گسترش دامنه درگیری در سراسر خطوط تماس قره باغ در درگیری نظامی در سپتامبر و اکتبر 2020 میلادی
 

گسترش دامنه درگیری در عمق  قره باغ در درگیری نظامی در سپتامبر و اکتبر 2020 میلادی

در مقابل، استراتژی نظامی جمهوری ارمنستان نیز ترکیبی از استراتژی پدافندی با استفاده از سامانه های دفاع  موشکی اس- 400 برای مقابله با حملات هوایی، موشکی و پهبادی و نیز استراتژی آفندی با حملات موشکی به عمق خاک جمهوری آذربایجان و مناطقی مانند گنجه، شبه جزیره آبشوران (از مناطق صنعتی و استراتژیک) در حومه باکو، شهر مینگچویر که در فاصله ۱۰۰ کیلومتری از منطقه نبرد بین نیروهای ارمنستان و آذربایجان قرار دارد و شهرستان «خیزی» در ۱۰۴ کیلومتری شمال باکو تغییر یافته است تا با ایجاد فشار در عمق استراتژیک این کشور بتواند ارتش آذربایجان را در خطوط تماس قره باغ و نیز عمق این مناطق با مشکل مواجه کند. این استراتژی آفندی ارتش ارمنستان نیز تاکنون در روند مناقشه قره باغ سابقه نداشته است و به دلیل محدود بودن دامنه درگیری در خطوط تماس قره باغ، ارمنستان همواره بر این موضوع تاکید می کرد که جنگ و درگیری بین ارامنه قره باغ و ارتش جمهوری آذربایجان است و بر همین اساس نیز دولت نیکول پاشینیان همانند دولت ترپطروسیان در دهه 1990 میلادی خواستار حضور و مشارکت ارامنه قره باغ به عنوان ضلع سوم مذاکرات صلح با جمهوری آذربایجان بود. لذا درگیری و رویارویی دو کشور در منطقه تاووش در شمال شرقی ارمنستان و منطقه طاووس در شمال غربی آذربایجان و 300 کیلومتر دورتر از منطقه مورد مناقشه قره باغ در جولای 2020 و نیز حملات موشکی ارمنستان به عمق خاک و شهرهای جمهوری آذربایجان، عملاً به ایده جنگ نیابتی بین ارامنه قره باغ و ارتش جمهوری آذربایجان است.
 
 

حملات موشکی ارمنستان به عمق خاک  و شهرهای جمهوری آذربایجان
 
در چنین شرایطی که دامنه تنش و درگیری در ترکیبی از نیروهای زمینی و هوایی و نیز حملات موشکی از گسترش بی سابقه ای در سراسر خطوط تماس قره باغ، عمق مناطق داخلی این منطقه و نیز شهرهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان برخوردار شده است، احتمال کشیده شدن دامنه جنگ و درگیری از سوی ارتش ارمنستان به منطقه تاووس آذربایجان (برای تحت فشار قراردادن شریان حیاتی خطوط لوله نفت و گاز آذربایجان و ترکیه) و نیز اقدام ارتش آذربایجان در حمله به ارمنستان از جمهوری خودمختار نخجوان (با هدف گشودن جبهه دوم برای ارمنستان) وجود دارد. این امر به دلیل سابقه قبلی درگیری دو کشور در مناطق یادشده چندان دور از ذهن هم به نظر نمی رسد. چنانچه در می 2018 نیرو‌های جمهوری آذربایجان در یک عملیات نظامی موسوم به «گونت» در روستا‌های «گونوت»، «آرپا» و «دره لیز» شهرستان «شرور» نخجوان را که از سال ۱۹۹۲ میلادی تحت کنترل نیروهای ارمنستان بود، و نیز چند بلندی استراتژیک از جمله «آق بولاق»، «قیزیل قایا» و «مهری داغ» در مجاورت روستای «گونوت» به تصرف درآورند. صرف نظر از میزان صحت و اعتبار این گزارش ها، نفس تحرکات نظامی و میدانی در منطقه نخجوان شایان توجه بود و نشان می دهد این منطقه از ظرفیت درگیری و تنش برخوردار است. در نقطه مقابل، منطقه طاووس جمهوری آذربایجان نیز در جولای 2020 شاهد جنگ و رویارویی گسترده نظامی ارتش های ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود.

  در صورت بروز درگیری مجدد بین دو طرف در منطقه طاووس و جمهوری نخجوان که در بستر رویارویی همه جانبه اخیر به مراتب گسترده تر و شدیدتر از قبل خواهد بود، شرایط و معادلات جنگ به کلی تغییر خواهد کرد. چرا که با توجه به پیوستگی نخجوان و ترکیه، امکان حمایت نظامی زمینی و لجستیکی مستقیم ارتش ترکیه از ارتش جمهوری آذربایجان فراهم خواهد شد که در صورت بروز این اتفاق، صبر استراتژیک روس ها نیز به پایان خواهد رسید و امکان مداخله نظامی روسیه به نفع ارمنستان برای ایجاد موازانه قوا وجود خواهد داشت. همین امر شرایط بسیار خطرناکی را پیش روی منطقه قفقاز و در مجاورت مرزهای شمال غربی ایران ایجاد خواهد کرد. ایران تنها کشوری است که برخلاف گرجستان، روسیه و ترکیه، در مجاورت منطقه مورد مناقشه قره باغ قرار دارد. استان اردبیل 369 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری آذربایجان دارد و استان آذربایجان شرقی هم ۲۰۰ کیلومتر با جمهوری آذربایجان و ۳۵ کیلومتر با ارمنستان مرز مشترک دارد. کشیده شدن دامنه جنگ به جمهوری خودمختار نخجوان می تواند مرزهای این منطقه با استان آذربایجان غربی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. لذا منافع و امنیت ملی کشورمان ایجاب می کند به موازات حفظ سیاست بی طرفی و رویکرد متوازن به صورت فعالانه تری در روند آتش بس و حل و فصل اختلافات بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان ورود پیدا کند تا از تبدیل یک مناقشه محدود قومی- سرزمینی به یک جنگ فراگیر و غیر قابل کنترل در مجاورت مرزهای شمال غربی کشورمان جلوگیری شود.   
 
[1] . Ceasefire
[2] . Peace Treaty
کد مطلب: 4098