اعتماد به نفسِ بالای اردوغان، بلای جان ترکیه

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۲
Share/Save/Bookmark
 
 
یادداشتی از لونت گولتکین در تارنمای دیکن ترکیه

    درک بعضی از گام ها، بیانات، اقدامات و سیاست های حاکمیت ترکیه غیرممکن است. وقتی توضیح منطقی و عاقلانه در مورد اینگونه سیاست ها دریافت نمی‌شود، یا سعی می‌شود آنها را با تئوری توطئه توجیح نمایند و یا اینکه با دادن مفاهیم ژرف، چنین ارزیابی می‌شود که هر گام حاکمیت، بر پایه یک استراتژی استوار است.
به عنوان مثال با اینکه همه نتایج انتخابات استانبول را می دانستند، حاکمیت این را درک نکرده و انتخابات استانبول را لغو نمود و یا جانان کافتانجی اوغلو رئیس استانی حزب جمهوری خلق در استانبول را بخاطر پیام هایی که 8-7 سال پیش از رسانه‌های جمعی داده بود، مجازات کرده و بطور علنی به او ظلم کردند. تایید این مجازات هم مصادف با سالگرد پیروزی حزب جمهوری خلق در استانبول بود! یا اینکه توزیع ماسک از سوی شهرداری‌ها را لغو کردند تا بی کفایتی شان در این زمینه بر همگان آشکار شود.
از سوی دیگر درحالی که راهپیمایی روسای 56 کانون وکلا به آنکارا، می‌توانست بعد از بازدید از آرامگاه آتاترک بی سر و صدا پایان یابد، با سیاست باورنکردنی حاکمیت برای جلوگیری از این راهپیمایی، توجه سراسر کشور و حتی دنیا را بخود معطوف نمود. بیانات و اقدامات مشابه زیادی وجود دارد که به نمی‌توان به سوال «چرا چنین عمل کردند؟» پاسخ منطقی پیدا کرد.

به نظر من توجیح اینگونه رفتارهای غیرمنطقی حاکمیت با عقل و منطق و یا استراتژی‌های برنامه ریزی شده، واقع گرایانه نبوده و به معنای عقلانیت دولت نیست. من معتقدم در پس زمینه اینگونه رویکردهای حاکمیت که حتی یک انسان معمولی هم متوجه اشتباه بودن آن می‌شود، علل دیگری نهفته است.
این علت ها چیست؟ بر اساس اطلاعاتی که از محافل حزب عدالت و توسعه کسب کرده ام و به جمع بندی‌هایی که در سایه این اطلاعات رسیده ام، اولین علت رویکرد و رفتارهای دولت ترکیه، اعتماد به نفس بیش از حد شخص اردوغان است.   
اردوغان بعد از انتخابات ژوئن 2015 از تشکیل ائتلاف اجتناب ورزیده و برغم تمامی اعتراضات و هشدار های اطرافیان که گفتند «نکن، بدتر می‌شود»، باز هم تصمیم به برگزاری انتخابات زودهنگام گرفت. در نتیجه این تصمیم، حزب عدالت و توسعه مجدداً اکثریت لازم برای رسیدن به حاکمیت را بدست آورده و موفقیت بزرگی کسب نمود.
این موفقیت باعث گردید اردوغان اعتماد به نفس بالای پیدا کند. از آن روز به بعد هر آنچه که به ذهنش خطور می‌کند را انجام می دهد. ذره ای به سخنان، اعتراضات، هشدارها و رویکردهای دیگران بها نمی دهد. 
اگر هم کسی هم اعتراض کرده و بگوید «این گام اشتباه است»، می‌گوید «اگر به عقل شما اعتماد می‌کردم، اکنون حاکمیت را از دست داده بودیم» و انتخابات 2015 را مثال می زند. از این رو مدت زیادی است که هیچ کس جسارت نمی‌کند به تصمیمات اردوغان اعتراض کند. یعنی عقل، خشم، احساسات و دیدگاه‌های یک فرد، نقش تعیین کننده در اتخاذ تصمیمات در ترکیه را بازی می‌کند. 
لذا چون یک فرد نمی‌تواند تمامی جوانب حادثه را ببیند، از زاویه و جبهه ای که می‌بیند، بر اساس خشم، منطق و احساسات آن لحظه تصمیم می‌گیرد و عموماً این تصمیمات نیز ایراد دارند. یعنی چون «عقل جمعی» کاملاً از دور خارج شده است، پس برداشتن گام های بی مفهوم، غیرمنطقی و اشتباه اجتناب ناپذیر می‌شود.
به نظر من یک دلیل مهم دیگر نیز مطرح است: ما می دانیم که در مدیریت های تک گرا و استبدادی، شخص کاملاً از واقعیات دور می‌شود. یعنی استعداد تفکیک صحیح و غلط، خوب و بد بطور جدی تضعیف می‌شود. جای عقل را ترس، جای منطق را نگرانی، جای عقل مشترک را بی اعتمادی به اطرافیان می‌گیرد و در نهایت آنچه که خود صحیح ارزیابی می‌کند را تنها روش صحیح می‌شمارد.
چون استعدادهای تولید سیاست و بیانات واقع گرا، حقیقی و صحیح را هم از دست می دهند، رفته رفته مستبدتر می‌شوند و این در عین حال موجب افزایش اشتباهات شان می‌شود. دور شدن این اشخاص از واقعیات، علل مختلف دارد. از دور خارج کردن عقل مشترک و تسلیم شدن در برابر ترس، دو دلیل مهم محسوب می‌شوند. ترس از شکست، بی اعتمادی به اطرافیان و تشویش مداوم در روح آنها، در مقابل عقل، منطق و توانایی تمییز درست و غلط پرده می‌کشد. لذا حتی آنچه که یک انسان معمولی می‌بیند را هم نمی‌بینند.
به گفته یک دانشمند انگلیسی به نام توماس کارلایل اولین وظیفه انسان این است که ترس را به زانو درآورد. باید از ترس رها شویم. انسان‌ها تا زمانی که بترسند، نمی‌توانند رفتار واقعی داشته باشند. نگرش و دیدگاه‌های آنها غلط خواهد بود، زیرا به مانند یک برده فکر می‌کنند.
این ترس رفته رفته بیشتر می شود و چنین شخصی نه فقط به منفعت کشور، بلکه حتی نمی‌توانند به فکر منافع خودش هم باشد. یعنی با همان روحیه، عقل و منطقی که حقوق افراد را نابود می کنند و دمکراسی را نادیده می‌گیرند، در برابر اقداماتی که علیه آنها انجام می‌شود نیز با همان روحیه، عقل و منطق پاسخ می دهند. این دیدگاه و عملکرد حاکمیت در مورد سیاست های اقتصادی و راهپیمایی روسای کانون‌های وکلا نیز صدق می‌کند.
به عنوان مثال در چارچوب مبارزه با ویروس کرونا، از یک سو قیمت بلیط هواپیماها را تخفیف داده و میزان مالیات هتل ها را کاهش می دهند، از سوی دیگر نیز ممنوعیت هایی در تردد بین شهرها وضع می‌کنند.
یعنی می خواهم بگویم که در پس هر اقدام اشتباه حاکمیت، نباید دنبال یک عقل و منطقه و راهبرد عمیق بود. نباید اپوزیسون هم چنین استنباط کند که حاکمیت علیه آنها تله گذاشته است و سیاست های خود را با این نگاه تعیین نماید. اکنون سوال اصلی این است: در حالی که حاکمیت حتی نمی‌تواند منافع خود را هم حفظ کند، توانایی تمییز خوب و بد را برای خود ندارد، چگونه می‌توان سرنوشت ترکیه را به دست آنها داد؟

منبع:
http://www.diken.com.tr/iktidarin-akil-almaz-uygulamalarinin-arkasinda-ne-var/
  
کد مطلب: 3944