یادداشت کارنگی مسکو

روسیه و ترکیه؛ رقبای انعطاف پذیر

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
 
روسیه و ترکیه بار دیگر متحد شده اند. در 15 مارس سال جاری میلادی، این دو کشور نخستین گشت زنی مشترک خود را در امتداد بزرگراه ام فور M4 سوریه به پایان رساندند. با انجام این کار، آنها سه توافق نامه هایی را که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه و رجب طیب اردوغان، همتای ترک او امضا کرده بودند، اجرایی کردند.
در یک گفتگوی تلفنی در 12 مارس، پوتین و اردوغان از کاهش تنش ها در ادلب سوریه، منطقه ای که یکی از آخرین سنگرهای مخالفان سوریه به شمار می آمد و به مخفیگاهی برای سازمان های تروریستی تبدیل شده بود، ابراز خرسندی کردند. 
با این حال، شرایط جدید هنوز نتوانسته است بحران اطراف این منطقه را متوقف سازد. منافع روسیه و ترکیه در سوریه تا حد زیادی با هم متفاوت است و و دیر یا زود مسکو مجبور می شود برای حل و فصل منازعات در سوریه دست به عمل بزند چرا که در سالهای اخیر سرمایه  گذاری های فراوانی در این کشور انجام داده است.
دلایل این بحران همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. روسیه همچنان ترکیه را به دلیل ناتوانی در انجام مسوولیتهای خود برای بیرون راندن گروه تروریستی «حیئت تحریر شام» از ادلب سرزنش می کند. طرف روسی از یک سو از این مساله که ترک ها می کوشند ادلب را تحت کنترل گروه ها و سازمان های مشکوک قرار دهند، ناراحت هستند. از دیگر سو، مسکو همچنان علاقه مند به توسعه روابط چند جانبه با آنکارا است، اما نمی خواهد به خاطر جاه طلبی ترکیه، از منافع خود در سوریه چشم پوشی کند.
در عین حال ، روسیه از مشکلاتی که اردوغان پس از کشته شدن سربازان ترک در جریان حمله نیروی هوایی سوریه در 27 فوریه، در ترکیه با آن روبرو بوده، مطلع است و می داند اگر موج جدیدی از پناهجویان از ادلب به سوی این کشور حرکت کنند، وضعیت بشردوستانه در ترکیه با شرایط وخیمی روبرو خواهد شد. بنابراین، کرملین آماده است تا به ترکیه فرصت دهد که اوضاع را حتی به صورت موقت سرو سامان دهد.
از یک سو، موضع مسکو در خصوص مساله ادلب منعکس کننده اصولی است که روسیه بر اساس آن روابط خود را با شرکای خود مانند ترکیه ایجاد می کند که در شرایط حساسی قرار دارند. در این خصوص اصل اول، حل و فصل نگرانی ها و موضوعاتی است که برای امنیت ترکیه از اهمیت فراوانی برخوردار است. اصل دوم، بیان خط قرمز و گفتگو برای حل و فصل مسائل به شمار می آید و اصل سوم بهره گیری از اشتباهات سایر شرکای ترکیه به ویژه ایالات متحده است.
اکنون شکنندگی آتش بس درادلب این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که آیا این اصول برای تضمین سرمایه گذاری های مهمی که روسیه در رابطه با ترکیه انجام داده است، در نهایت قابل توجیه است یا خیر.
نتیجه گیری در خصوص روابط روسیه و ترکیه کار آسانی نیست. اگر این ارتباط دوجانبه به انجام اقداماتی در خصوص سوریه بینجامد، مسکو به اهدافش دست یافته است. زیرا ایجاد منطقه عاری از تنش در استان ادلب سوریه با کمک ترکیه، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه را قادر ساخت تا بسیاری از مناطقی را که قبلاً تحت سیطره مخالفان سوریه بود، تحت کنترل خود قرار دهد.
اگر روابط روسیه و ترکیه را به صورت یک ازدواج توافقی توصیف کنیم، اکنون دو طرف صرفاً به خاطر کودکان خود به این ارتباط ادامه می دهند. به عنوان مثال سرمایه گذاری های سیاسی پوتین و اردوغان برای توسعه روابط دو جانبه،  موجبات رشد تجارت و جهانگردی، پروژه های مهم انرژی از جمله کارخانه هسته ای «آک کویو» و خط لوله گاز «ترک استریم» از روسیه به ترکیه، خرید سامانه موشکی اس-400 روسیه توسط ترکیه و همکاری بالقوه در سایر زمینه های فن آوریهای  نظامی را فراهم آورده است.
روابط ایالات متحده و ترکیه توسط ریچارد ن. هااس ، رئیس شورای روابط بین الملل آمریكا به این صورت توصیف شده است: «ترکیه هیچ وقت شریك به شمار نمی آید حتی اگر متحدی رسمی باقی بماند."
در خصوص روسیه اوضاع متفاوت است. آنکارا برای مسکو شریک است ولی متحد به شمار نمی آید چراکه حفظ تعادل بین منافع دو طرف ضروری است.
همچنین روابط شخصی بین دو رئیس جمهور  نقش اساسی در این خصوص ایفا می کند. در سال گذشته میلادی، پوتین بیش از هر رهبر خارجی دیگری در جهان با اردوغان ملاقات کرده است.
پوتین و اردوغان هر دو در آغاز دهه 2000 میلادی به قدرت رسیدند و کشورهای خود را از طریق انجام سلسله روشهایی سیاسی هدایت کردند که شیوه های آنها با رویکردهای جهانی تفاوت داشته است. این دو مرد تحولاتی  را در نظام جهانی  بوجود آورده اند که برای اولین بار پس را كه از زمان جنگ سرد اتفاق افتاده است که این مساله برای غرب چندان خوشایند نیست. هر دوی این افراد از شگفت زده کردن دیگران مانند، رسانه ها، سیاستمداران و خبرنگاران لذت می برند.
در نهایت، اگر چه این دو نفر از هم ناامید هستند، ولی می دانند چگونه وانمود کنند که روابط خوبی دارند تا بتوانند روابط دوجانبه را جهت ارتقاء منافع کشورشان افزایش دهند.
همچنین انعطاف پذیری روابط مسکو و آنکارا سبب شده است هر دو طرف از مخاطرات فراوان مصون بمانند. اما سالهاست که این شکنندگی و انعطاف پذیری روابط دو کشور تبدیل به هنجاری شده است که میزان قوی بودن روابط را در بحران های مختلف در بوته آزمایش قرار می دهد.
-----
یادداشتی از ماکسیم سوچکوف در کارنگی مسکو

پانوشت: دیدگاه های موجود در این یادداشت صرفا مربوط به نویسنده است
کد مطلب: 3892