یادداشت ایراس

سه چالش پیش روی بریتانیا در سیاست استقرار صلح در قفقاز جنوبی پس از برگزیت

ترجمه: ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
تاریخ انتشار : يکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۰۴
Share/Save/Bookmark
 
لائورِنس برویرس از پژوهشگران صاحب منطقه قفقاز در موسسه چتم هاوس بریتانیا است که از سال 2013، سردبیری مجله معتبر «پژوهش قفقاز» (Caucasus Survey) در لندن را نیز برعهده دارد. لائورِنس برویرس در تحلیلی که اخیراً از سوی موسسه چتم هاوس منتشر شده است، رویکرد بریتانیا به منطقه قفقاز جنوبی را پس از اجرای توافق برگزیت و خروج رسمی این کشور از اتحادیه اروپا مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و چالش های مهم پیش روی بریتانیا در این منطقه را مورد توجه قرار می دهد که مطالعه آن می تواند به شناخت بهتر رویکرد کلی بریتانیا به تحولات منطقه قففقاز جنوبی کمک کند.
 
خروج بریتانیا از اتحادیه چه معنا و مفهومی برای جهت گیری این کشور در قبال قفقاز جنوبی، منطقه ای کوچک در حاشیه اروپا و شناخته شده با منازعه خواهد داشت؟ اگر چه بریتانیا مستقیماً درگیر هیچ یک از فرایندهای صلح در این منطقه نیست (به جز در مورد گفتگوهایی بین المللی ژنو[1] به عنوان یک عضو اتحادیه اروپا در مورد مناقشه های قومی در گرجستان)، با این وجود این کشور یکی از بازیگران مهم در ثبات قفقاز جنوبی از میانه دهه 1990 بوده است. به صورت کاملاً آشکاری، بریتانیا به تنهایی بزرگ ترین سرمایه گذار خارجی در نفت و گاز دریای خزر بوده است. فراتر از خطوط لوله، بریتانیا یک سرمایه گذار مهم در راهبردهای بلندمدت تحت رهبری جامعه مدنی در زمینه صلح سازی در قفقاز جنوبی بوده است. این امر از طریق برنامه موسوم به «منبع پیشگیری از منازعه های جهانی»[2] در اوایل دهه اول قرن بیست و یکم (2000 میلادی) و توسط اداره توسعه بین المللی[3] صورت گرفته است که پیشگام مداخلات استقرار صلح در سطح وسیعی مانند «ابتکار کنسرسیوم»[4] در زمینه مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان در فاصله سال های 2003 تا 2009  بوده است که شبکه های مدنی در قفقاز جنوبی با مشارکت انجمن های غیر دولتی بریتانیایی ایجاد کرد.      
 این تجربیات یک میراث قدرتمند روشنفکری را در سطح منطقه قفقاز جنوبی به جا گذاشته است. تجربه بریتانیایی در قفقاز جنوبی دربرگیرنده خبرگی خاصی در زمینه مناقشه ها است که به صورت خاصی در این منطقه و سایر نقاط جهان مورد توجه قرار گرفته است. همچنین یک سنت بسیار قدرتمند بورسیه های (دانشگاهی) بریتانیایی در قفقاز وجود دارد و دانشگاه های مختلف بریتانیا، واحدهای مختلف مرتبط با مسائل قفقاز را ارائه می کنند. از طریق طرح هایی مانند         «فرصت پژوهشی موسسه جان اسمیت»،[5] «فرصت پژوهشی آکادمی رابرت بوش در چاتم هاوس»[6] و «بورس های چیونینگ»،[7] تعداد قابل توجهی از رهبران جوان قفقاز جنوبی وقت خود را موسسات بریتانیایی صرف می کنند و ارتباط موثری را با این موسسات ایجاد می کنند.
 
سه چالش پیش روی بریتانیا
این مقام به عنوان یک قهرمانی بلندمدت، صلح سازی استراتژیک و شکوفایی حوزه های خاصی از دانش نباید قربانی روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا و بازیگران درگیر آن شود. لذا ضرورت دارد این اطمینان با آگاهی از سه چالش پیش رو در سیاست قفقازی پسا برگزیت حاصل شود.
   نخستین چالش پیش روی لندن، پرهیز از تعریف و ترسیم یک سیاست منطقه ای در قفقاز جنوبی به عنوان امتدادی از یک «خط مشی وسیع تر روسی»[8] (خط مشی ضد روسی) است. خراب شدن روابط روسیه و بریتانیا در سال های اخیر، گرایش به سیاست هایی را در همسایگی اروپا تقویت کرده است که از دریچه سنتی جنگ سرد و رقابت های روسیه و جهان غرب به این موضوع نمی نگرند. در واقع تمرکز فراگیر بر روسیه موجب ناکامی از حصول دیگر جنبه های مهم توسعه سیاسی در مناقشه های قفقاز جنوبی می شود. اگر چه اغلب به این مناقشه ها با عناوینی مانند سرزمین های «تجزیه شده»[9] و «اشغال شده»[10] اطلاق می شود، اما آبخازیا، اوستیای جنوبی و ناگورنو- قره باغ، مناطق بدون برخورداری از حکومت نیستند. این مناطق نمونه هایی از وضعیتی هستند که پژوهشگران از آن با عنوان «کشورهای دو فاکتو»[11] یاد می کنند که با درجاتی متفاوت، سرزمین هایشان را کنترل، حاکمیتشان را برقرار و حاکمیت داخلی را تمرین می کنند. تعداد اندکی با این نظر مخالف هستند که این موجودیت ها بدون حمایت خارجی قادر به بقا و ادامه حیات نیستند. اما هیچ یک از این دو به تنهایی قادر به توضیح پایداری این مناطق نیستند. محوریت و مرکزیت روسیه، آزادی عمل بریتانیا در تحت پوشش قراردادن گستره کامل پیش ران های محلی حافظ این موجودیت ها را کاهش می دهد و خط مشی هایی با تاثیر کمتر و دورنمای رقابت و محدودسازی را جایگزین می کند.
   دومین چالش پیش رو، حفظ و توسعه موضع بریتانیا در زمینه جذب جمعیت هایی ساکن در این مناطق است. کشورهای دو فاکتو منطقه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل خارج هستند. اما با این وجود، در موارد متعددی، جوامع مدنی آن ها از افرادی تشکیل شده است که به واسطه فعالیت های مهارتی و انگیزشی این مطالبه را از رهبرانشان دارند که طبق قوانین بین المللی، پاسخگو باشند. استراتژی های انزواسازی (ایزوله کردن) این صداها را نادیده می گیرد و به جای تحول در روابط خصمانه، جوامع بیمناک و دلسرد را جایگزین می کند. برقرار کردن این ارتباط با جامعه وسیع تر بین المللی و تسهیل کردن حمایت مالی از جوامع مدنی محلی در سرزمین های مورد مناقشه، گام مهمی در حفظ یک              خط مشی موثر از سوی بریتانیا در رابطه با حل و فصل این مناقشه ها خواهد بود.
   سومین چالش پیش روی بریتانیا، حفظ یک رویکرد بلندمدت در قبال مناقشه های قفقاز جنوبی به موازات الزامات بالقوه کوتاه مدت در سایر زمینه ها در شرایطی است که روابط بریتانیا و منطقه به دوره پس از برگزیت منتقل می شود. در این محیط سیال بین المللی، اداره امور خارجی و مشترک المنافع[12] (بریتانیا) به عنوان یک قهرمان و مدافع استراتژی بلندمدت استقرار صلح و نیز هماهنگ کننده کوشش های بریتانیا با بازیگران چند جانبه درگیر در قفقاز جنوبی می تواند ایفای نقش کند. این بازیگران شامل سازمان ملل متحد، نمایندگی ویژه اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی و بحران در گرجستان[13] و نیز نماینده ویژه سازمان امنیت و همکاری اروپا[14] برای ریاست وقت این سازمان در قفقاز جنوبی هستند که جملگی آن ها روابطی را با بازیگران مرتبط در روی زمین (عرصه واقعیت) ایجاد می کنند.
 
توصیه ­ها
جایگاه و موقعیت بریتانیا به عنوان قهرمان و مدافع یک رویکرد استراتژیک در تغییر مسالمت آمیز (مسائل قفقاز جنوبی) به فضای پسا برگزیت به شیوه های زیر می تواند حفظ شود:
  نخست این که خبرگی و مهارت در خانه[15] (درون کشورهای منطقه) از نقشی حیاتی در برنامه های موثر استقرار صلح برخوردار است. تجزیه و تحیلی های پژوهشی اداره امور خارجی (بریتانیا) نقش حیاتی در ایجاد ابزارهای داخلی مستقل و مرتبط با جوامع آکادمیک و سازمان های غیر دولتی ایفا می کند. نقش این اداره می تواند به واسطه تثبیت یک سِمت مشاور در مناقشه های منطقه ای مستقر در تفلیس تکمیل شود که وظیفه تقویت حضور منطقه ای بریتانیا در مورد مناقشه و هماهنگی خط مشی ها در سطح منطقه ای را بر عهده خواهد داشت. این سِمَت با یک چشم پوشی می تواند تمامی مناقشه ها را تحت پوشش قرار دهد و محدوده ای از دانش و روابط را بین حجم بالایی از نخبگی و دانش ایجاد و به صورت شایان توجهی از نزدیک با جوامع مدنی محلی همکاری و مشارکت کند.
   دوم این که برنامه ریزی باید بر مبنای حساسیت مناقشه و از طریق جداسازی و فارغ از وضعیت سیاسی ستیزه جویانه صورت گیرد. این امر می تواند جمعیت های محلی را به بهره مندی از مزایای حاصل از فرصت هایی برای حمایت مالی، مطالعه، زبان آموزی تطبیقی و توسعه حرفه ای (مشاغل) صرف نظر از موجودیت (سرزمینی) که آن ها در ساکن هستند، تشویق کند.  بورسیه های چیونینگ[16] نمونه های عالی در این رابطه هستند که از طریق آن متقضایان می توانند «قفقاز جنوبی» را طبق وابستگی هویتی شان از یک منوی قطره چکانی[17] انتخاب کنند.
   در نهایت یک درک کل گرایانه از صلح، امری حیاتی است. برنامه ریزی در موجودیت های (سرزمین های) به رسمیت شناخته نشده اند یا بخشی از آن به رسمیت شناخته شده است، باید با آگاهی از این نکته صورت گیرد که استقرار موثر صلح نیازمند پذیرش و توجه به پویایی ها و فرایندهای سیاسی ورایِ تماس بین مناقشه ای و اعتمادسازی است. بازیگران محلی در چنین موجودیت هایی می توانند ورای ارتباطات بین مناقشه ای با ریسک بالا و غیر موثر در مباحثات داخلی انسداد صلح، به صورت انحصاری به منابعی از حمایت های مالی مورد نظر خود دست پیدا کنند. در حالی که تحرکات بین مناقشه ای، حیاتی و با اهمیت باقی می مانند، برنامه ریزی صورت گرفته در راستای مشارکت مدنی، دربرداری (شمول)، ظرفیت سازی جامعه مدنی، حقوق بشر و اقلیت ها  در سرزمین های مورد مناقشه و اعتمادسازی از درون با هدف ایجاد یک گفنگوی سازنده از اهمیت کمتری برخوردار نیستند.  «بریتانیای جهانی»[18] که در برگزیت قول آن داده شده است، به عنوان یک ایده شیک و پر زرق و برق باقی می ماند (در واقع عملی نخواهد شد). اما روی دیگر سکه، تلاش مستمر برای ساخت میراثی از سرمایه گذاری بلندمدت بریتانیا در استراتژی صلح برای قفقاز جنوبی، یک هدف دست یافتنی و واقع گرایانه است.


منبع: لائورِنس برویرس،[1] پژوهشگر برنامه روسیه و اوراسیا در موسسه  چتم هاوس بریتانیا
 
[1] . Laurence Broers
 
[1] . Geneva International Discussions
[2] . Global Conflict Prevention Pool
[3] . Department for International Development (DfID)
[4] . Consortium Initiative
[5] . John Smith Fellowship Trust
[6] . Robert Bosch Stiftung Academy Fellowship at Chatham House
[7] . Chevening Scholarships
[8] . wider Russia policy
[9] . breakaway
[10] . occupied
[11] . de facto states
[12] . Foreign and Commonwealth Office
[13] . EU’s Special Representative for the South Caucasus and the Crisis in Georgia
[14] . OSCE’s Special Representative
[15] . in-house expertise
[16] . Chevening Scholarships
[17] . drop-down menu
[18] . global Britain
کد مطلب: 3873