ترجمه اختصاصی

شاهکار پوتین: نقش نظامی و دیپلماتیک روسيه در سوریه از چشمان سوری و ایرانی

آنتونیو جیستوتسی (Antonio Giustozzi)
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۱۶
Share/Save/Bookmark
 
روسيه ابتدا با موفقیت توانست در روند جنگ داخلی سوریه عطف ایجاد کند و با قابلیت نیروی هوایی خود همه را متعجب کرد. سپس در تلاش برای پرهیز از کشیده شدن به درگیری طولانی برای حل دیپلماتیک درگیری تلاش کرد. همراه با پیشرفت ارتش سوریه، چشم‌اندازهای شرکت اپوزيسيون در دولت آینده سوریه و امکان کناره گرفتن اسد رو به ضعف رفت، روسيه با ترکیه در مورد متمرکز شدن نیروهای اپوزيسيون در حوالی ادلب به توافق رسید. ترکیه در مقابل ارتباط اپوزيسيون با سعودیها و کشورهای سلطنتی خلیج فارس را قطع کرد. روسيه همچنین توانست اردن را به قطع رابطه با اپوزيسيون متقاعد کند و اسرائیل هم در مورد کمک به اپوزيسيون احتیاط بخرج می‌دهد. روسيه همچنین توانسته بر متحدان ایرانی و سوری خود فشار وارد کرده و آنها را به کنار آمدن با ترکیه در مورد نوار مرزی در خاک سوریه متقاعد کند. علت اصلی امر استفاده ماهرانه روسيه از توان نظامی و موقعیت هسته‌ای خود می‌باشد که میزان وابستگی آنها به مسکو را به آنها نشان می‌دهد. نویسنده سعی داشته این استدلال ها را با استناد به مصاحبه با مقامات و نظامیان سوری، نمایندگان اپوزيسيون سوریه و همچنین منابع ایرانی اثبات کند.
 
وقتی نیروهای روس اواخر سال 2015 به سوریه اعزام شدند، اکثر ناظران آن را به عنوان تلاش مستأصل روسيه برای نجات متحد محکوم به فنا ارزیابی کردند، اقدامی که در نهایت به کشیده شدن به باتلاق منتهی خواهد شد. بجای این، نیروی هوایی روسیه با نمایش قابلیت ضربه زدن دقیق باعث تعجب ناظران در سوریه و خارج از آن شد. قابلیتی که فقط تعداد معدودی از نیروهای هوایی – در شمال آمریکا، غرب اروپا و اسرائیل – دارای آن هستند. روسها از این فراتر رفته و به مشورت به نیروهای زمینی سوریه در مورد راه‌های تغییر آرایش و کسب قابلیت مانور جنگی به منظور راه انداختن سیاست برقراری صلح (از جمله جلب دشمنان سابق) پرداختند، و، از قرار تعجب آورترین امر (پس از بحران اوکراین) تشکیل ساختار حل و فصل درگیری بود که مسکو در تحمیل آن به متحدان ایرانی و سوری خود موفق شد.
این مقاله کوتاه تلاشی است برای تحلیل برداشت از اثر نظامی و دیپلماتیک روسیه در سوریه بر بخشی از بازیکنان دیپلماتیک، سیاسی و نظامی ایران و سوریه. اینجا همچنین عواملی بررسی مي‌شود که آنها را وادار کرد در شرایط وجود تردیدهای بسیار نسبت به مقاصد و تصمیم‌های روسيه، نقش برتر آن را بپذیرند. تحلیل موجود در این بخش اساساً بر مصاحبه با دیپلمات‌ها، مقامات و نظامیان ایرانی و سوری و همچنین فرماندهان و رهبران اپوزيسيون مسلح سوریه اتکا دارد که توسط یک تیم تحقیقی محلی در سال‌های 2017-2018 در سوریه انجام شده بود.
 
تاثیر هواپیماها و مستشاران روسیه
تقریباً همه طرفین مصاحبه، گاه ناخواسته، اعتراف می‌کردند که مداخله نیروی هوایی روسيه نقطه عطف نظامی کلیدی در درگیری بود. همه فرماندهان اپوزيسيون قبول کردند که مقاومت بلندمدت در برابر بمبارانهای دقیق روسيه غیرممکن بود و اثر این ضربات خیلی بیش از حملات میلیشاهای تحت حمایت سپاه پاسداران (آغاز شده از سال 2013) بود. در این بخش، مستشاران سپاه پاسداران و فرماندهان میلیشای شیعه مرتبط با سپاه ادعا می‌کردند مداخله میلیشای بسیج شده از طرف پاسداران نقطه عطف واقعی در جنگ بود که برای اولین بار نیروی رزمی تهاجمی در اختیار رژیم اسد قرار داد. ولی آنها اعتراف می‌کردند که نیروی هوایی روسيه هم نقش کلیدی ایفا کرده است.
ولی دیدگاه مقامات بلندمرتبه رژیم اسد مهم‌تر از همه است، زیرا آنها شرکای کلیدی روسها در پایان دادن به درگیری هستند. افسران و مقامات سوری، تقریباً بلا استثنا، مداخله روسيه را تعیین کننده‌ترین کمک دریافت شده ارزیابی می‌کنند، و طی سال 2017 آنها همچنان حمایت روسيه را حیاتی‌ترین کمک خارجی برای رژیم سوریه تلقی می‌کردند، هرچند حمایت ایران بلندمدت‌تر بوده و ایران حمایت پایدار خود از اسد را به نمایش گذاشته بود. در سال 2018، وقتی معلوم شد رژیم در حال پیروز شدن در جنگ است، حملات هوایی غربی (و بطور اخص اسرائیل) در قانع کردن رژیم به نیاز به حمایت بلندمدت روسيه نقش مهمی ایفا کردند، زیرا تنها روسيه می‌توانست به سوریه در ساخت پدافند ضدهوایی کمابیش مطمئن کمک کند (به بخش زیر توجه شود).
بنظر می‌رسد مشاوران روس رژیم سوریه در طراحی سیاست آشتی بکار گرفته شده در اراضی تصرف شده توسط نیروهای دولتی نقش مهمی ایفا کرده‌اند. این نقش در رسانه‌های روسی تبلیغ شده، و بنظر می‌رسد بر تجربیات روسيه و شوروی در چچن و افغانستان اتکا داشته، و بطور اخص به فرماندهان اسبق اپوزيسيون که به تغییر موضع تن داده بودند، اطمینان می‌داد که آنها وارد چارچوب اجتماعی رژیم می‌شوند. هرچند ارزیابی اثر این سیاست‌های نو دشوارتر از ارزیابی اثر بمبارانهای روسيه است، ولی روسها می‌توانستند تجربیات تخصصی را در میان گذاشته باشند، که هم سوریها و هم ایرانی‌ها از آنها محروم هستند. حداقل، موارد وسیعاً تبلیغ شده آشتی فرماندهان اپوزيسيون با رژیم (در حضور مشاوران روس)، به بسیاری از فرماندهان اپوزيسيون نشان داد که جایگزینی برای مرگ زیر بمبارانهای روسيه یا کشته شدن از گلوله میلیشای تحت حمایت سپاه پاسداران وجود دارد.
کمک روسيه به ارتش سوریه برای کسب یا احیای قابلیت مانور جنگی به وقت بیشتری نیاز داشت. ارتش عربی سوریه همچنین می‌تواند قابلیت‌های تاکتیکی خود را طی سال‌های طولانی جنگ بهبود داده باشد. هرچند طی سال‌های 2015 و 2016 ارتش معمولاً به شکل پشتیبانی از میلیشای سوری و خارجی اقدام می‌کرد. بنظر می‌رسد سپاه پاسداران قابلیت مانور ندارد، احتمالاً به این دلیل که فقط مشغول تعلیم میلیشا و پیاده نظام بود.
میلیشاهای تعلیم دیده از طرف سپاه پاسداران و حزب الله، نیروی تهاجمی و دارای انگیزه از آب درآمدند، و توانایی‌های تاکتیکی برابر با بهترین واحدهای اپوزيسيون را داشتند. معلوم شد جمع زده شدن ضربات هوایی روسيه به این توانایی‌ها برای تغییر جریان درگیری کافی بود. ولی اگر ارتش عربی سوریه طی سال‌های 2017 و 2018 نقش برتری در نبردها ایفا نمی‌کرد، جنگ می‌توانست مدت طولانی ادامه داشته، و فوق العاده خونین و ویرانگر باشد. ارتش عملیات بغرنجی طراحی کرد که متوجه تبدیل اراضی تحت کنترل دشمن به قطعات جدا از یکدیگر بود. افسران سوری و سپاه هر دو می‌گویند مشاوران روس وزارت دفاع حامیان اصلی عقیده مربوط به احیای نقش برتر ارتش در جنگ بودند. ارتش و میلیشا سپس به محاصره این قطعات پرداخته و همزمان پیشنهادهای کمابیش جذابی برای تسلیم دشمن محاصره شده مطرح می‌کردند. وقتی این تاکتیک (از نبرد حلب به بعد) با موفقیت پیشروی کرد، روند احیای کنترل اسد بر سوریه بطور دراماتیک تسریع شد.
 
مانور دیپلماتیک
ولیکن، حتی در شرایط توان هوایی روسيه، وجود میلیشای دارای احوال تهاجمی و قابلیت مانور جنگی، و سیاست‌های آشتی زیرکانه، درگیری، مخصوصاً در مناطق جنوبی و شمالی (در شرایط خطوط کوتاه لجستیک اپوزيسيون تا مرز اردن، اسرائیل و ترکیه و آمادگی کشورهای حامی برای پرداخت و تأمین سخاوتمندانه)، می‌توانست سالیان طولانی به درازا بکشد. در آن مقطع زمانی روسيه پوتین طی مداخله در سوریه دستآوردهای بزرگی داشت که ادامه بقای رژیم سوریه یکی از بندهای مهم آن بود، ولی این موفقیت برای پرهیز از درگیر شدن در باتلاق و ناچار شدن به ادامه عملیات دارای نتایج نامعلوم طی سال‌های آینده کافی نبود.
به منظور دسترسی به پیروزی واقعی در سوریه، پوتین و دولت روسيه به تربیع دایره دیپلماتیک در بخش حل و فصل درگیری، همکاری با حداقل برخی از بازیکنان منطقه‌ای و به حاشیه راندن دیگران نیاز داشتند. این فرصت به دنبال شکست خوردن کودتای ژوئیه 2016 علیه اردوغان در ترکیه نمایان شد. اندکی بعد از آن روابط روسيه و ترکیه بطور محسوس گرمتر شد. طی یک رشته مساعی دیپلماتیک که پیرامون به اصطلاح مذاکرات آستانه متمرکز شده بود، روسها ابتدا برای ترتیب دادن زمینه انتقال سیاسی اقدام کردند که به تشکیل دولت ائتلافی و استعفای اسد منتهی می‌شد. اسد می‌بایست با نماینده دیگر حزب بعث سوریه تعویض می‌شد. در حال حاضر دشوار است گفت آیا روسها واقعاً به موفقیت مساعی خود اطمینان داشتند یا مشغول فراهم کردن زمینه برای مرحله بعدی استراتژی دیپلماتیک خود بودند. مصاحبه با مقامات سوری، منجمله بعضی‌ افراد خیلی نزدیک به اسد، نشان می‌دهد روسها واقعاً سعی بر برکناری اسد داشتند. در نهایت، بسیاری از احزاب دست اندر کار، پیشنهاد روسيه برای انتقال سیاسی منتهی شونده به سرکار آمدن رئیس‌جمهور جدید از حزب بعث را رد کردند. برغم این، مذاکرات به روسها اجازه داد اراده نیک خود را به نمایش گذاشته و وارد تبادل‌های دیپلماتیک فعال با برخی بازیکنان کلیدی منطقه مانند ترکیه و اردن شوند.
دیپلمات‌های روسيه با مهارت از هراس اردن از تقویت فزاینده نفوذ گروه‌های جهادی رادیکال مانند داعش و القاعده در صفوف اپوزيسيون مسلح سوریه و بیگانگی ترکیه از آمریکایی‌ها استفاده کردند. مقامات سوری، فرماندهان اپوزيسيون و حتی یک منبع ترک در حزب اردوغان وجود توافق بین روسها و ترکها در ژانویه 2018 را تأیید کردند که اجازه می‌داد آنها، درصورت توانایی جدا کردن گروه‌های جهادی بين‌المللي از اپوزيسيون و کنترل اپوزيسيون، در حل و فصل درگیری (و متعاقباً کسب نفوذ دائمی در نظام پس از جنگ سوریه) نقش کلیدی ایفا کنند. طبق این توافق، بقایای اپوزيسيون سوریه پیرامون ادلب در شمال متمرکز شده، و می‌توانستند بین به زمین گذاشتن اسلحه و پیوستن به نیروهای تحت فرماندهی ترکیه در عفرین، یا نابودی، یکی را انتخاب کنند. در سال 2018 ترکها خطوط لجستیک سعودی عبور کننده از ترکیه به گروه‌های سعودی گرا در شمال سوریه را قطع کرده، و در ترتیب دادن تأمینات اپوزيسيون موقعیت انحصاری کسب کردند. توافق با روسيه این بود که آنها (ترک‌ها-م) گروه‌های مشتری خود را به رویارویی با جهادیون بين‌المللي و کردهای متحد شده با آمریکایی‌ها در شمال سوریه ترغیب می‌کنند. پس از "تقارن" اپوزيسيون تحت هدایت ترکیه از این طریق، آنها برای نیل به توافق سیاسی به منظور پایان دادن به درگیری، با رژیم اسد وارد مذاکره می‌شدند. در پاییز سال 2018 خودداری ترکیه از قبول ادامه حکومت اسد مانع اصلی باقیمانده سر راه این طرح بود.
منابع مختلف اپوزيسيون سوریه در جنوب با منابع دولتی سوریه در این مورد توافق نظر داشتند که اردنی‌ها در اواخر زمستان و اوایل بهار 2018 با قطع خطوط تأمینات اپوزيسيون موافقت کرده و حتی چند کاروان تأمینات در حال حرکت در خاک خود را توقیف کردند. اطلاعات اردن از سال 2016 به بعد با روسها در مورد رد یابی اهداف "جهادی جهانی" در سوریه به توافق رسیده بود، و لذا توافق سال 2018 از خیلی وقت پیش بین گزینه‌های اردن قرار داشت. به این ترتیب، اسرائیل تنها منبع باقیمانده برای رساندن کمک به اپوزيسيون بود. اسرائیل سعی داشت به عنوان حامی علنی گروه‌های سلفی نمایان نشود و به همین دلیل فقط اجازه انتقال بخش محدود تأمینات را می‌داد. به دیگر سخن، توافقات ترتیب داده شده از طرف روسيه با ترکیه و اردن اساساً سعودی‌ها و دیگر کشورهای عرب خلیج، سخاوتمندترین حامیان گروه‌های اپوزيسيون، را از صحنه بیرون راندند.

غلبه بر مقاومت متحدان
اپوزيسيون سوریه در نتیجه مواجه شدن با کمبود امکانات در آخر سال 2018 به زانو در آورده شد. طرح سال 2017 روسيه که تشکیل دولت ائتلاف تحت ریاست جمهوری بعثی (ولی فردی به غیر از اسد) را منظور می‌داشت، برای بسیاری از گروه‌های اپوزيسيون که در آغاز آن را مردود دانسته بودند در سال 2018 به رؤیایی دور شباهت پیدا کرد. امری که چندان هم مشهود نبود این است که در آغاز طرح روسيه حتی از طرف اسد و اکثر اطرافیانش و همچنین ایرانی‌ها رد شده بود.
مقامات سوری که با آنها در اواخر سال 2017 صحبت شده بود تأیید کردند که اسد، برغم فشار روسيه و حمایت برخی از مقامات ارشد رژیم که این برنامه را راهی برای نیل به صلح و حفظ بقیه رژیم تلقی می‌کردند، هرگز با پیشنهاد استعفا موافقت نکرده بود. پیروزی‌های نظامی رژیم این پیشنهاد را در بهار 2018 کهنه کرد، هرچند دولت ترکیه به اصرار بر ضرورت استعفای اسد ادامه می‌دهد. طرفین مصاحبه همچنین گفتند خیلی‌ها درون رژیم بعث در مورد تقسیم قدرت با اپوزيسيون تردیدهایی داشتند و با پیشنهاد واگذاری سمت‌های کلیدی در دولت به نمایندگان اپوزيسيون مقاومت می‌کردند. افسران سوری طی سال 2018 حدس زدند حتی توافق موقت روسيه و ترکیه در اواخر سال 2017 و اوایل سال 2018 (که اجازه داد ترکیه نوار مرزی سوریه را تحت الحمایه خود کند)، از دیدگاه رژیم اسد منفی بود، ولی دمشق زیر فشار روسيه ناخواسته با آن موافقت کرد، تا از اعزام نیروهای خود به این منطقه طفره برود. روسها در تابستان 2018 در تلاش برای پیدا کردن فرمول بلندمدت‌تری بودند که به اردوغان اجازه اعمال نفوذ دائمی بر سوریه، بدون تعرض به حاکمیت سوریه، را بدهد.
بطور مشابه، ایرانی‌ها و بطور اخص سپاه پاسداران، بازیکن ایرانی اصلی در سوریه، در آغاز از پیشنهادهای روسيه در مورد نوعی حل و فصل سیاسی – دیپلماتیک به خشم آمده و اصرار می‌کردند پیروزی نظامی مستقیم تنها راه حل قابل قبول می‌باشد. به گفته منابعی در سپاه پاسداران، و دیپلمات‌های ایرانی، و همچنین مقامات و نظامیان سوری، ایرانی‌ها به نیل به تفاهم با ترکها علاقه چندانی نداشتند. ولی ایرانی‌ها در تابستان 2018 پشت سر روسها بر دولت سوریه فشار وارد می‌کردند تا اشغال نوار مرزی سوریه در شمال را تحمل کند.
روسها چگونه به این عطف نایل شدند؟ البته انزوای بين‌المللي سوریه و انزوای فزاینده ایران یکی از این عوامل بود. برای مقایسه مي‌شود به موقعیت خیلی نیرومندتر روسيه در سامانه بين‌المللي اشاره کرد. ولی امر مهم‌تر استفاده صحیح روسها از برگه‌های موجود بود. واگذاری پدافند هوایی و حمایت دیپلماتیک دقیقاً سنجیده شده به سوریها و ایرانیان یکی از نمونه‌های بارز توانایی روسيه برای وادار کردن متحدان بی‌میل خود به حرکت در جهت مورد نیاز آن بود. پدافند ضدهوایی سوریه در اوایل سال 2018 خیلی کهنه و در نتیجه درگیری لطمه شدید دیده بود. ایرانی‌ها هم امکانات ضدهوایی محسوسی در سوریه نداشتند. روسها در مقابل از لحظه مداخله سامانه‌های ضدهوایی مدرن پیرامون لاذقیه مستقر کرده بودند و این سامانه‌ها در آینده تقویت شد. مسکو از آنها هرگز برای دفاع از سوریها، ایرانیان یا حزب الله در برابر حملات منظم اسرائیل یا حملات متفرقه ائتلاف آمریکایی - فرانسوی – انگلیسی استفاده نکرده بود.
به گفته منابعی بین نظامیان سوریه، همراه با شدت یافتن حملات هوایی و گزارش اطلاعات سوریه (طی تدارک عملیات غوطه شرقی در سال 2018) از تدارک برنامه پشتیبانی از ضد حمله اپوزيسيون در جنوب به واسطه حملات هوایی گسترده آمریکایی، روسها ابتدا با احیا و به روز کردن سامانه ضدهوایی سوریه و سپس – در سپتامبر 2018 – با واگذاری سامانه‌های ضدهوایی اس300 به آن موافقت کردند. در عمل، روسها توانایی سوریها را بهبود دادند، ولی آن را به هیچ وجه به سطح لازم برای دور نگاه داشتن آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نزدیک نکردند. به این ترتیب، به سوریها و ایرانی‌ها نشان داده شد: آنها به فنآوری‌های نظامی روسيه و موقعیت آن به عنوان قدرت هسته‌ای (که رویارویی مستقیم آمریکا با روسيه یا اسرائیل با روسيه را غیر محتمل می‌کند) تا چه اندازه بستگی دارند.

منبع: از مجموعه "Russia’s Policy in Syria and the Middle East"، منتشر شده از طرف انستیتوی مطالعات اروپایی، روسی و اورآسیایی (دانشگاه جورج واشنگتن) و "Central Asia Program"، شماره 212، ژانویه 2019، ابتکار "اسلام در روسيه، روسيه در جهان اسلام"
نویسنده: آنتونیو جیستوتسی محقق غیروابسته متولد ایتالیا است که درجه دکترای خود را از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن کسب کرد. او نویسنده چند مقاله و رساله در مورد افغانستان و همچنین 6 کتاب، از جمله "هنر تحمیل" (انتشارات دانشگاه کلمیبا، 2011)، "میسیونرهای مدرنیسم" (Hurst, 2016) و "دولت اسلامی در خراسان" (Hurst, 2018) می‌باشد. او در مورد سوریه مقاله "برون سپاری خشونت دولتی: نیروی دفاعی دولتی، "قابلیت دولت بودن" و انعطاف پذیری رژیم در جنگ سوریه"، سیاست مدیترانه 22، شماره 4 (2017) را نوشته و مقاله‌های بیشتری در دست تحریر می‌باشد.

 
کد مطلب: 3858