وبگردی ایراس

مانور بزرگ روسیه و آغاز تشکیل قطب بندی های جدید جهانی

سید محمد صادق خرازی، سفیر اسبق ج.ا.ایران در سازمان ملل و متحد و کشور فرانسه
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۱۴
Share/Save/Bookmark
 
چین و روسیه برای حضور در این رزمایش هر کدام انگیزه های خود را دارند. روسیه از ناتو نگران است و نسبت به گسترش آن به حیات خلوت خود ابراز نگرانی می کند و دائما در این رابطه به کشورهای غربی هشدار می دهد. به ویژه بر سر پیوستن کشورهای شرق اروپا به شدت حساسیت دارد و انضمام آنها به ناتو را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می داند. برای همین انگیزه کافی را برای قدرت نمایی در برابر ناتو و امریکا دارد.
 

بزرگ ترین رزمایش روسیه از زمان جنگ سرد تا کنون از 11 تا 17 سپتامبر (20 تا 26 شهریور) به نام «ووستوک 2018» در منطقه شرق دور روسیه در سیبری با مشارکت چین و مغولستان در حال برگزاری است. تعداد ادوات و نفرات حاضر در این مانور نشان می دهد که این رزمایش برای برگزارکنندگان آن یعنی چین و روسیه از چه اهمیت بالایی برخوردار است. در این رزمایش نزدیک به ۳۰۰ هزار خدمه نظامی، ۳۶ هزار فروند تانک و زره‌پوش، بیش از یک هزار هواپیمای جنگنده و نظامی، ۸۰ کشتی و ناو جنگی و همچنین شمار زیادی بالگرد و پهپاد حضور دارند. چین هم با ۳۲۰۰ سرباز و تعداد زیادی نفربر زرهی و هواپیما در این رزمایش حضور دارد. در کنار آن مغولستان هم شماری از واحدهای نظامی خود را برای حضور در تمرین‌های این رزمایش اعزام کرده است. از این رو ووستوک 2018 به مراتب بزرگ تر از ووستوک 2014 است. این مانور برای کشورهای عضو ناتو بسیار حساسیت برانگیز بوده و اعلام کرده اند که از نزدیک این رزمایش را به دقت زیر نظر دارند. کشورهای عضو ناتو نیز قرار است آبان ماه سال جاری یعنی کمتر از دو ماه دیگر بزرگترین رزمایش خود از دوران جنگ سرد تا کنون را انجام دهند. اما در مقام مقایسه به نظر می رسد حداقل از لحاط کمیت، مانور اعضای ناتو کم حجم تر و سبک تر از مانور چین و روسیه باشد. بنا است بیش از ۴۰ هزار سرباز از ۳۰ کشور عضو ناتو در نروژ این رزمایش را برگزار کنند.

چین و روسیه برای حضور در این رزمایش هر کدام انگیزه های خود را دارند. روسیه از ناتو نگران است و نسبت به گسترش آن به حیات خلوت خود ابراز نگرانی می کند و دائما در این رابطه به کشورهای غربی هشدار می دهد. به ویژه بر سر پیوستن کشورهای شرق اروپا به شدت حساسیت دارد و انضمام آنها به ناتو را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می داند. برای همین انگیزه کافی را برای قدرت نمایی در برابر ناتو و امریکا دارد.

چین نیز از مانورهای نظامی امریکا و ناتو در دریای چین جنوبی و همچنین مانورهای مشترک امریکا با کره جنوبی شکایت دارد و به دنبال فرصتی است تا در برابر امریکا و ناتو عرض اندام کند. امریکا نسبت به افزایش حجم سرمایه گذاری های نظامی چین هشدار می دهد و دائما تلاش دارد این نگرانی خود را به روی چینی ها بیاورد. اما حضور ناتو و امریکا در دریای چین جنوبی و اقیانوس های هند و آرام به اعتقاد چینی ها تلاش برای تحت فشار گذاشتن چین است و این مساله با امنیت ملی آنها ارتباط مستقیم دارد.

در این میان دلایل دیگری نیز وجود دارد که اهمیت این مانور را برای روسیه و چین دوچندان می کند. امریکا تلاش دارد ناتو را از هم متلاشی کند، ترامپ به صراحت صحبت از خروج امریکا از ناتو کرده و تهدید کرده است اگر به نسبت سرمایه گذاری ای که امریکا در ناتو می کند دیگر کشورهای عضو سرمایه گذاری نکنند او امریکا را از ناتو خارج خواهد کرد. ترامپ در حال ترغیب فرانسه به خروج از ناتو و فشار به آلمان برای افزایش سهم سرمایه گذاری آن در ناتو است. این اقدامات ناتو را تضعیف کرده است. این مساله بر انگیزه های چین و روسیه برای افزایش فشارها به ناتو با شرکت در چنین مانورهایی می افزاید. در پی فشارهای امریکا به ناتو، اروپایی ها احساس تهدید کرده اند و به دنبال ایجاد ارتش واحد اروپایی مستقل از ناتو به نام "پسکو" هستند. این مساله بر تضعیف ناتو افزوده است. روسیه و چین احساس می کنند این تشتت درونی در ناتو برای آنها فرصتی است که با چنین مانورهایی می توانند به ناتو فشار بیاورند.

بسیاری بر این اعتقادند که این مانور پایه گذار پیمانی جدید شبیه پیمان ورشو خواهد بود. به خصوص که این مانور دومین مانور روسیه از سال 2014 با این ساختار با عنوان مانور ووستوک است. به ویژه که احتمال پیوستن هند و پاکستان و ترکیه به جمع روسیه و چین وجود دارد. ترکیه تهدید کرده از ناتو خارج می شود و از آن جا که دومین قدرت ناتو است، خروجش از این پیمان می تواند ضربه ای مهلک به آن محسوب شود. خروج ترکیه از ناتو زمانی قطعی خواهد شد که بخواهد به بلوک چین و روسیه بپیوندد. هند نیز به دلیل فشارهای امنیتی و اقتصادی امریکا سعی دارد خود را به روسیه نزدیک کند. امریکا تعرفه های اقتصادی گوناگون بر هند تحمیل کرده و در دادوستدهای نظامی اش با هند نیز محدودیت هایی اعمال کرده است. روابط پاکستان و امریکا نیز بیش از هر زمانی تیره شده است. امریکا کمک های مالی خود را به پاکستان متوقف کرده و از ارسال کمک های نظامی جدید به این کشور خودداری کرده است. این مساله سبب شده است تا پاکستان به فکر انتخاب گزینه روسیه و چین به جای امریکا بیفتد. تمایل هر سه این کشورها به خرید سامانه های اس – 400 از روسیه و تهدید امریکا به تحریم آنها در صورت خرید چنین سامانه ای، می تواند حلقه اتصال آنها به پیمان امنیتی – نظامی روسیه و چین باشد.

روسیه و چین با پیمان شانگهای یک پیمان امنیتی را پایه ریزی کرده اند. مانور نظامی مشترک آنها در شرق دور، در سیبری می تواند جنبه عملیاتی پیمان شانگهای از لحاظ نظامی – امنیتی باشد. در صورت تداوم این همکاری ها ایجاد پیمانی در برابر پیمان ناتو شبیه پیمان قدیم ورشو قابل تصور است.

بسیاری معتقدند که دنیا به سوی یک سه قطبی در حرکت است. قطب اول امریکا و اسرائیل و عربستان و مصر و کشورهای هم سو با سیاست های دونالد ترامپ است. این قطب تلاش دارد ناتوی عربی را نیز در منطقه ایجاد کند تا مکمل سیاست های استراتژیک امریکا در جهان باشد. پیمانی که هزینه تاسیس آن را کشورهای عربی می دهند، نیروی پیاده نظام آن را مصر و اردن تامین می کنند و هدایت آن بر عهده مستقیم امریکا و اسرائیل خواهد بود.

قطب دوم اروپای غربی است که از امریکا ناامید شده و تلاش می کند استقلال عمل بیشتری را نسبت به دوره قبل از ترامپ داشته باشد. تشکیل پیمان نظامی واحد اروپایی موسوم به "پسکو" شاهدی بر این ادعاست. اما نمی تواند به دلیل مسائل ایدئولوژیک و امنیتی به روسیه نزدیک شود که اوج اختلافاتشان بر سر اوکراین و گرجستان است. در عین حال به دلایل بسیار اروپا نمی تواند از امریکا هم جدا شود، مهمترین این دلایل مسائل امنیتی و اقتصادی است، مراودات تجاری اروپا و امریکا بالغ بر 750 میلیارد دلار در سال است، همچنین از لحاظ امنیتی، امنیت اروپا با امریکا تنیده شده است. اگر چه اروپایی ها گله دارند که امریکا تهدیدهای امنیتی جدید آنها را درک نمی کند. گلایگی که اروپایی ها به صراحت و بدون رودربایستی بیان می کنند، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان می گوید که اروپا برای تامین امنیت خود دیگر نمی تواند روی امریکا حساب کند و باید به فکر استقلال عمل از امریکا باشد. اما با این وجود اروپا نمی تواند پیوندهای خود را با امریکا بگسلد.

قطب سوم، روسیه و چین است، که با پیمان شانگهای عملا قطب سوم جهانی را ایجاد کرده اند. پول و اقتصاد قوی و قدرت نظامی و امنیتی سبب شده است تا این پیمان بتواند به یک قطب پرقدرت در جهان مطرح شود. از سوی دیگر این قطب اختلافات سنگین ایدئولوژیک با محور امریکا – اروپا دارد. اگر چه اروپا تلاش دارد کم کاری های امریکای عصر ترامپ را با نزدیک شدن به چین جبران کند اما اختلاف دیدگاه سبب می شود که نه چین و نه روسیه نتوانند جای امریکا را به طور کامل برای اروپا پر کنند.

شکل گیری چنین فضایی در آینده می تواند بسیاری از معادلات را تغییر دهد. در این میان هر کدام از این سه قطب تلاش خواهند کرد در نقاط مختلف دنیا جذابیت هایی ایجاد کنند تا کشورهای دیگر را به سمت خود بکشند. یا تهدیدهایی را به وجود آورند تا کشورهای دیگر به ویژه کشورهای کوچک ترغیب شوند به آنها بپیوندند. پیش بینی می شود جذب و دفع عمده از سوی قطب های اول و سوم یعنی امریکا و روسیه – چین صورت بگیرد. اروپا چون فضای امنیتی خود را محدود به قاره سبز می داند و در عین حال از ضعف های درونی به خصوص اقتصادی رنج می برد، انتظار می رود ضعیف تر از دو قطب دیگر ظاهر شود. بنابراین صف آرایی آینده جهان میان دو قطب روسیه و چین از یک سو و امریکا و متحدانش از سوی دیگر خواهد بود. صف آرایی که در مناطق بحران خیز مثل خاورمیانه و امریکای لاتین می تواند عصر جدیدی را رقم بزند.


منبع: تارنمای خبری-تحلیلی دیپلماسی ایرانی


 
کد مطلب: 3732