سيدرضا ميرمحمدی

آدرس اشتباه مقابله با افراط گرايی در آسيای مركزی

یادداشت ایراس
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
آتش سركش و فروزان جريانات افراطي و تكفيري اگرچه پس از تحولات ميداني يك سال گذشته عراق و سوريه و شكست هاي سنگين اين جبهه باطل رو به كم سويي نهاد ولي اين جريان چند وجهي ايدئولوژيكي، سياسي و امنيتي - هر چند در درون خود زمينه هاي فرصت سازي هم دارد – همچنان با فراز و فرود هايي آسيب و تهديد بزرگ جهان اسلام است و به اين زودي سايه شوم خود را از سر امت اسلامي دور نخواهد كرد.
 

آتش سركش و فروزان جريانات افراطي و تكفيري اگرچه پس از تحولات ميداني يك سال گذشته عراق و سوريه و شكست هاي سنگين اين جبهه باطل رو به كم سويي نهاد ولي اين جريان چند وجهي ايدئولوژيكي، سياسي و امنيتي - هر چند در درون خود زمينه هاي فرصت سازي هم دارد – همچنان با فراز و فرود هايي آسيب و تهديد بزرگ جهان اسلام است و به اين زودي سايه شوم خود را از سر امت اسلامي دور نخواهد كرد.
 
منطقه مهم و استراتژيك آسياي مركزي از همان ابتداي ظهور اين جريان خطرناك به شكلي ملموس در ارتباط و پيوند با آن بوده و در نقش عقبه تامين نيرو براي اين جبهه وارد بازي شده است. تا جايي كه هزاران نفر از اتباع جمهوري هاي اين منطقه به داعش ، النصره و گروههاي مشابه اينها در عراق و سوريه و برخي كشورهاي ديگر پيوسته و در رده هاي مختلف اين جريانات از جنگجويي تا فرماندهي نقش آفريني كرده اند. بر همين اساس در طول چند سال گذشته اخبار مربوط به گرايش و پيوستن تعداد و دستجاتي از اتباع جمهوري هاي آسياي مركزي به گروههاي افراطي و تكفيري در عراق و سوريه همواره در صدر رسانه هاي منطقه بوده و مقامات و مسئولان سياسي و امنيتي اين كشورها پيوسته از تهديد امنيتي ناشي از اين مسئله سخن گفته و هشدار داده اند.
 
بديهي است در چنين شرايطي، راهكارهاي مقابله با اين جريانات تهديد آميز در دستور كار دولت ها و حاكميت هاي جمهوري هاي اين منطقه قرار گيرد و تدابير لازم براي جلوگيري از آسيب ها و خطرات پيش رو اتخاذ شود. اما با تامل در نحوه مواجهه دولت ها و ارگانهاي حاكميتي جمهوري هاي آسياي مركزي با اين مقوله پيچيده و چند وجهي طي چند سال گذشته، متاسفانه شاهد بكارگيري سياست ها و راهكارهاي نادرست از سوي آنان در اين تقابل و مواجهه هستيم. به عبارت ديگر آدرسي كه از طرف مقامات و دستگاههاي ذيربط براي برخورد و مقابله با خطرات و تهديدات جريانات افراطي و تكفيري در اين منطقه داده مي شود آدرس اشتباهي است و جوامع ديني و مذهبي منطقه را به سمت و سوي يك وضعيت و شرايط دشوار و حتي گمراه كننده سوق مي دهد.
 
موارد و مصاديق متعددي براي اين آدرس دهي اشتباه، قابل احصاء و ارائه است ولي در اين مجال و مقال مختصر و فشرده، به سه مورد از اهم آنها كه از منظر بررسي و تحليل كارشناسي برجستگي زيادي دارد پرداخته مي شود:
 
1- اولين گام اشتباه در مسير اين آدرس دهي اشتباه ، اين است كه دولت ها و حاكميت هاي منطقه، مرزبندي شفاف و دقيقي ميان اسلام خواهي به مفهوم درست و طبيعي آن كه تمايل قلبي هر مسلماني است و گرايش افراطي به دين يا اسلام كه امري انحرافي است، قائل نيستند و حركت ها و جريان هاي اسلامي سالم و درست را بعضا با جريان هاي افراطي و انحرافي در يك رديف قرار داده و هر دو را به يك چشم نظاره و قضاوت مي كنند. اين نگاه و رويكرد نادرست كه از عدم شناخت و معرفت درست و كافي در اين حوزه ناشي مي شود، تصميمات حاكميتي غلطي را در پي داشته و موانع و محدوديت هاي بي جا و منافي با حقوق مسلماني بر سر راه ميليونها مسلمان در جمهوري هاي آسياي مركزي ايجاد كرده است. بستن تعداد زيادي مسجد ، گذاشتن شرط سني براي حاضران و شركت كنندگان در مراسم و برنامه هاي مساجد و يا ممنوع كردن برخي از نمادهاي اسلامي نظير پوشش اسلامي در برخي اماكن و محيط هاي اين جمهوري ها كه همگي كشورهايي اسلامي و داراي اكثريت مسلمان هستند از جمله اين موانع و محدوديت هاست كه نتيجه عدم مرزبندي مورد اشاره در برخورد با حركت ها و جريان هاي اسلامي از منظر درستي و اصالت و نقطه مقابل آن نادرستي و انحراف است.
 
2- گام اشتباه دوم در اين فرايند، ارزيابي صرف امنيتي از مسئله و غفلت از ابعاد ديگر بويژه بعد ايدئولوژيكي و فكري اعتقادي آن است. مسلم و بديهي است كه يك ضلع ساختار وجودي و تشكيلاتي جريان هاي افراطي و تكفيري نظير داعش امنيتي است و اين جريان ها در هر كجا ظهور و بروز پيدا كنند تهديد كننده ثباط و امنيت آن منطقه يا كشور هستند ولي اين امر ، همه مسئله و ماجرا نيست بلكه موضوع، بعد و خاستگاه فكري، فرهنگي و اعتقادي هم دارد كه مواجهه و برخورد با اين جنبه از معادله خيلي سخت تر و پيچيده تر از بعد امنيتي و سياسي آن است. حاكمان و دولتمردان منطقه نبايد از اين مسئله و واقعيت تلخ غفلت نمايند كه يكي از دلايل اصلي گرويدن اتباع و شهروندان جمهوري هاي آسياي مركزي به گروههايي نظير داعش و النصره در كنار انگيزه هاي مادي، پاسخ ندادن به مطالبات و خواسته هاي ديني مذهبي و سركوب تمايلات و گرايش هاي اسلام خواهي آنان در يك شرايط طبيعي و متناسب با نياز فطري يك مسلمان و دين دار است. اگر جمعيت مسلماني در كشور يا سرزميني اسلامي، فضاي تنفس ديني و مذهبي خود را از دست داده و در تنگناي دينداري و انجام مراسم و مناسك مذهبي قرار گيرد و مضافا اگر اين امر همراه با توليد و عرضه فرهنگ و اعتقاد ديني درست و سالم در آن جامعه نباشد ، بناچار دنبال مفري براي اظهار مسلماني مي گردد و چه بسا سر از جرياناتي نظير داعش بر آورد كه با دام ها و دانه هاي گوناگون و متلون در صيد چنين مسلماناني به كمين نشسته اند.  
 
3- تضاد و تناقض رفتاري بيشتر حاكمان و دولتمردان جمهوري هاي اين منطقه در مواجهه با جريان هاي افراطي تكفيري ملاحظه مهم ديگري است كه در چارچوب اين بحث مد نظر است و گامي ديگر از مسير منتهي به آدرس اشتباه را به خود اختصاص مي دهد. امروزه ترديدي وجود ندارد كه مولد و خاستگاه اصلي جريانات افراطي و تكفيري، انديشه و ايدئولوژي دگم و غير عقلاني وهابيت و حاكميت آل سعود است كه با حمايت و پشتيباني همه جانبه قدرت هاي غربي در مقابل اسلام اصيل قرار گرفته و جهان اسلام و حتي كشورهاي غير اسلامي داراي اقليت مسلمان را هم با چالش ها و بحران هاي متعددي روبرو ساخته است. با در نظر داشت چنين واقعيت ناگواري، دولت ها و حاكميت هاي آسياي مركزي ، از يك سو در صدد مقابله با اين جريان هاي مخرب و انحرافي هستند و از ديگر سو با كشور مولد و خاستگاه اصلي اين جريان ها كه آل سعود وهابي است ارتباط خوب و حسنه اي دارند و نه تنها در روابط سياسي خود محدوديتي براي همكاري با اين كشور به ظاهر اسلامي، ولي در اصل حامي جريان هاي افراطي تكفيري قائل نيستند، بلكه براي فعاليت سعودي هاي زاينده افراط گرايي، در كشور خود فضا سازي هم مي كنند. بديهي است كه با اين تناقض رفتاري در عالم سياست، نمي توان با پديده شومي كه هم در بعد سياسي و امنيتي و هم در بعد فكري و اعتقادي خطر و تهديد بالفعل است به مقابله برخاست.
 
به نظر مي رسد در صورت عدم اصلاح رويه ها و مسير هاي نادرست كنوني در مقابله با جريان هاي افراطي و تكفيري در منطقه فوق العاده حساس آسياي مركزي كه مورد توجه قدرت هاي جهاني از جهات جغرافيايي، امنيتي ، اقتصادي و تاريخي- فرهنگي است چشم انداز روشن و اميدوار كننده اي پيش رو نباشد و نهايتا اگر هم توفيقاتي نسبي در مقابله با اين پديده در بعد امنيتي از سوي حاكميت هاي منطقه بدست آيد از جهات فرهنگي، فكري و اعتقادي اين ره كه رفته مي شود سر از تركستان بي توفيقي در آورد و نتواند مسئله و معضل مورد بحث را بصورت ريشه اي و اساسي حل و فصل نمايد.
 
نبايد از نظر دور داشت كه آسياي مركزي حدود 2400 كيلومتر با افغانستان كه يكي از كانون هاي اصلي رشد و فعاليت گروهها و جريانات افراطي تكفيري در سه دهه گذشته بوده مرز مشترك زميني دارد و كنترل اين مرزها كه مدتي است دستجاتي از داعش هم در اين مناطق مستقر و فعال شده اند كاري سخت و دشوار است و هر آن احتمال دارد قدرت هاي غربي پشتيبان اين جريانات در راستاي اهداف سلطه طلبانه خود اين دستجات و گروهها را بيش از پيش فعال كرده و شرايط سخت تري را براي كشورهاي آسياي مركزي پيش آورند.
 
با توجه به لحاظ جميع جهات و ابعاد مسئله و موضوع مورد بحث، شايسته است دولت ها و حاكميت هاي آسياي مركزي با اتكا به ظرفيت هاي تاريخي و فرهنگي خود و تاكيد بر قرائت هاي سنتي و بومي از اسلام كه ريشه هاي عميق تاريخي در منطقه دارد به مقابله با افراط گرايي وارداتي پرداخته و با نوعي بازشناسي هويت و جايگاه رفيق خود در اسلاميت، از اين گردنه و معبر سخت و دشواري كه پيش رو دارند عبور نمايند.
 
ملت ها و ساكنان آسياي مركزي از قرن اول هجري توفيق آشنايي و تشرف به اسلام را داشته اند و طي قرون طولاني در مقام دفاع و سنگرباني از حريم اعتقادات اسلامي برآمده و از عمق جان به اين دين كامل و خاتم الهي خدمت كرده اند. اين منطقه خاستگاه بزرگان زيادي از علما ، انديشمندان، عارفان، فلاسفه و متكلامان برجسته و تاريخ ساز بوده و گنجينه بي بديل و ارزشمندي از علوم اسلامي را توليد كرده است كه رجوع به آنها در مقطع حساس فعلي چاره ساز و راه گشا خواهد بود.
 
بدون ترديد مردم اين منطقه با وجود چنين پيشينه روشن و قابل اتكايي در اسلاميت و دينداري، بي نياز از مراجعه به قرائت ها و برداشت هاي جعلي و انحرافي از اسلام نظير وهابيت اند كه اميد است اين نكته و ملاحظه مهم بطور جد مورد توجه دولت ها و حاكميت هاي منطقه و نيز نخبگان ، عالمان و انديشمندان آنها قرار گيرد.
 
 
 
نویسنده: سيدرضا ميرمحمدی، كارشناس مسائل آسيای مركزی و قفقاز
 
 
 
 
کد مطلب: 3712