سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » جامعه و سیاست

ناتالیا ویاخیریوا

پارادوکس مخاطرات هسته‌ای

ترجمه اختصاصی ایراس

۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۱۳

در این مطلب، نویسنده با توجه به خروج ایالات متحده امریکا از توافق هسته‌ای با ایران و عدم گفتگوهای رسمی بین ایالات متحده امریکا و روسیه که در حوزه هسته‌ای نقش بسیار مهمی دارند، بر ضرورت حفظ گفتگو میان جوامع علمی و کارشناسی در حوزه مخاطرات هسته‌ای تأکید دارد.



در سال‌های اخیر، ریسک‌ها و مخاطرات حوزه هسته‌ای به طور پیوسته افزایش یافته است. این مسئله، پارادوکس قرن بیست و یکم است، با توجه به اینکه سال‌هاست روسیه و ایالات متحده برای کاهش زرادخانه‌های هسته‌ای خود تلاش می‌کنند و به نتایجی هم دست یافته‌اند و همچنین گفتگو بین دانشمندان هسته‌ای توسعه یافته است. در حوزه هسته‌ای به رغم همه مشکلات موجود در روابط دوجانبه، فرهنگ گفتگو و نظام مشخصی وجود داشت. در حال حاضر اوضاع به شدت تغییر کرده است، احتمالا، این تغییر اوضاع نه تنها به دلیل پیچیده‌تر شدن اوضاع سیاسی، که بلکه به دلیل تغییر نگرش نسبت به سلاح هسته‌ای است.

 

سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک به عنوان ابزاری غیر انتزاعی، که قادر به آسیب رساندن نیستند، در نظر گرفته می‌شوند، زیرا هرگز به طور هدفمند مورد استفاده قرار نخواهند گرفت. و برعکس، یک مانع روانی برای بکارگیری از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی هستند.

 

ریسک‌ها و مخاطرات موجود در این رابطه، نه تنها و نه چندان به دلیل شاخص‌های کمی، بلکه به دلیل نظام غیرفعال کنترل سلاح‌های هسته‌ای، عدم شفافیت و اعتماد بین دولت‌ها و رهبران آنها، عدم گفتگو در زمینه امنیت هسته‌ای در همه سطوح، بوجود می‌آیند.

 

درک ابعاد ریسک‌ها و مخاطرات سلاح‌های هسته‌ای در میان نسل جوان و نسلی که از معاصران جنگ سرد هستند و شاهد بکارگیری سلاح هسته‌ای در هیروشیما و ناکازاکی و بحران موشکی کوبا بوده‌اند، اساسا متفاوت است. به جای نسلی که شاهد جنگ سرد بود، به تدریج نسلی آمده است که از متولدین اواخر جنگ سرد و پایان آن است. این خطر بالقوه وجود دارد که نسل بعدیِ رهبران، توجه کمتری به مسائل مربوط به کنترل تسلیحات هسته‌ای داشته باشند، بخصوص که نسل آتی تصور انتزاعی‌تری نسبت به سلاح هسته‌ای خواهد داشت. این امر یکی از دلایل بیشماری است که چرا تا این حد، جلوگیری از فروپاشی کامل رژیم کنترل تسلیحات هسته‌ای که مقابله با آن در آینده امکانپذیر نخواهد بود، و همچنین افزایش سطح اطلاعات عمومی جامعه در ارتباط با مسئله سلاح‌های هسته‌ای و مخاطرات آن حائز اهمیت است.

 

اخیرا، ارنست مونیز، وزیر انرژی ایالات متحده در سال‌های 2013 تا 2017، رئیس مشترک و مدیر اجرایی (NTI) (ابتکار تهدید هسته‌ای) سفری به مسکو داشت که مورد توجه جامعه کارشناسی تعدادی از ادارات و مراکز روسیه، از جمله شورای روسیه در امور بین‌الملل قرار گرفت.

 

در شرایط کاهش گفت وگوهای رسمی بین روسیه و ایالات متحده، خروج ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) وضعیت مبهم شبه جزیره کره، چنین تماس‌ها و بحث‌هایی اهمیت و ارزش خاصی دارند. اگرچه مونیز در حال حاضر یک شخصیت رسمی نیست و مواضع دولت ایالات متحده را بیان نمی‌کند، با این حال، او رهبر سازمان بزرگ (NTI) است که خواهان جهان عاری از سلاح هسته‌ای و دست کم طرفدار جلوگیری از بکارگیری از آن و پیشگیری از مخاطرات استفاده از آن است. مونیس عقیده دارد که روسیه و ایالات متحده بازیگران کلیدی در حوزه هسته‌ای هستند و تعامل مداوم آنها برای جلوگیری از خطرات هسته‌ای ضروری است. سطح فعلی تعامل دو کشور هم، کمکی به کاهش این خطرات نمی‌کند.

 

به نظر می‌رسد که برجسته کردن مسائل مربوط به امنیت هسته‌ای در دستور کار کلیِ مسائل امنیتی مفید باشد، چرا که این مسائل فراتر از دامنه روابط دوجانبه هستند. کشورهای سراسر منطقه یوروآتلانتیک به طور مشترک به حفظ پیمان «نابودی موشک‌های کوتاه برد و میان برد»[1] علاقمند هستند. علاوه بر این، کشورهای یوروآتلانتیک به اجرای کامل پیمان استارت جدید[2] و پیشبرد آن تا  سال 2026 تمایل دارند. واضح است که در حال حاضر، بحث درباره این مسائل خیلی راحت نیست، اما عدم گفت و گو درباره آنها بلاتکلیفی و ابهام بیشتری ایجاد می‌کند.

 

جامعه کارشناسان منطقه یوروآتلانتیک تأکید دارد که برهم زدن برجام، خطر هسته‌ای در منطقه را افزایش می‌دهد و توانایی مقابله با تهدید بکارگیری از سلاح‌های هسته‌ای در جهان را تضعیف می‌کند. عواقب خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای با  ایران هنوز به طور کامل پیش‌بینی نشده است. دیپلمات‌های روسیه تأکید دارند که خروج ایالات متحده از این توافق سیگنال نادرستی به کره شمالی می‌فرستد. یک سوال منطقی پیش می‌آید و آن این که وقتی به عنوان مثال توافق با ایران نشان می‌دهد که در هر لحظه تصمیم نهایی ممکن است لغو شود، آیا امکان متقاعدکردن کره شمالی برای رسیدن به توافق وجود دارد؟



همکاری بین دانشمندان روسیه و ایالات متحده می‌تواند پایه‌ای برای بازگرداندن اعتماد بین کشورهای دو کشور باشد. مونیز تاکید کرد: «من سعی دارم تمام طرف‌های علاقمند در واشنگتن و مسکو را متقاعد کنم که ما باید به منظور کاهش خطرات هسته‌ای به همکاری علمی مفید دوجانبه رجوع نماییم».

 

در روسیه هم دیپلماسی علم حامیانی دارد. دیپلماسی علم یکی از عناصر قدرت نرم است که بویژه در دوره‌های بحرانی روابط دوجانبه به امری اساسی و بنیادین تبدیل می‌شود. دیپلماسی علم در روابط روسیه و ایالات متحده به طور گسترده در طول جنگ سرد مورد استفاده قرار گرفت. چنین تعاملی در شرایط بحران کنونی امکانپذیر و حائز اهمیت است. روابط بین دانشمندان به عنوان یک حلقه ارتباطی کوچک و امکانپذیر در روابط بین دولتی به جا مانده است. به طور سنتی، در جامعه سطح اعتماد به دانشمندان بسیار بالاست، در حالی که دیپلماسی کلاسیک و نظامی به تدریج اعتماد جامعه را از دست می‌دهد، چرا که جامعه شاهد نتایج سریع و کاهش بحران در روابط روسیه و غرب نیست. همانطور که سرگی‌یف، رئیس آکادمی علوم روسیه خاطرنشان کرده است «دلیل این امر از آن روست که افراد دارای جهان‌بینی علمی نسبت به ایدئولوژی مقاوم‌تر هستند و بهتر از دیگران ابعاد چالش‌ها و تهدیدات را درک می‌کنند».

 

هنگامی که دولت‌ها در سطح روابط رسمی با مشکلات و مسائلی روبرو می‌شوند، کانال‌های غیردولتی نظیر سازمان‌های عمومی و مراکز تحلیلی، ارتباطات در سطح موسسات علمی و دانشمندان برای حفظ گفتگو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد استفاده از این عرصه‌ها که در آن امکان تعامل وجود دارد و تلاش برای بازگرداندن روح همکاری عملی به منظور جلوگیری از به صفر رسیدن روابط و انتقال تجربه و نتایج عملی به نسل بعدی حائز اهمیت باشد.

 

 

 یادداشت ها

 
[1] این پیمان در 8 دسامبر 11987 بین میخائیل گارباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی  و رونالد ریگان رئیس جمهور امریکا امضا شد و در اول ژوئن 1988 به اجرا درامد.

 


[2] پیمان کاهش تسلیحات هسته‌ای دو جانبه میان ایالات متحده آمریکا و  فدراسیون روسیه که  توسط باراک اوباما رییس جمهور آمریکا و دمیتری مدودیف رئیس جمهور روسیه در 8 آوریل 2010 در پراگ پایتخت جمهوری چک برای کاهش زرادخانه‌های هسته‌ای خود امضا کردند.







نویسنده: ناتالیا ویاخیریوا، مدیر برنامه شورای امور بین‌الملل روسیه

 

منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)





 


«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»