منوچهر مرادی

­حوزه ­ها و محورهای همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۵۱
Share/Save/Bookmark
 
همکاری مؤثر و ثمربخش جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بحران سوریه این سؤال را به ذهن می‌آورد که تا چه میزان مکان پیاده‌کردن چنین الگویی در دیگر حوزه‌های حساس در محیط امنیتی مشترک دو کشور وجود دارد. اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟
 

مقدمه
همکاری مؤثر و ثمربخش جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بحران سوریه این سؤال را به ذهن می‌آورد که تا چه میزان مکان پیاده‌کردن چنین الگویی در دیگر حوزه‌های حساس در محیط امنیتی مشترک دو کشور وجود دارد. اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟ در حوزۀ آسیای مرکزی و قفقاز دو کشور سابقۀ همکاری سازنده دارند، در پایان‌دادن به جنگ داخلی تاجیکستان و برقراری آتش‌بس در مناقشۀ قره‌باغ در دهۀ 1990 میلادی. این می‌تواند صحنۀ همکاری جدید ایران و روسیه باشد. مقالۀ حاضر، با تمرکز بر منطقۀ قفقاز جنوبی، نگاه ایران و روسیه به این منطقه و برخی حوزه‌های همکاری بین دو کشور را تحلیل می‌کند.
 
اهمیت قفقاز جنوبی برای جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه
تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، منطقۀ قفقاز به‌دلیل آن که بخشی از قلمرو پهناور کشور شوراها بود، در دایرۀ توجه هیچ‌کدام از بازیگران کنونی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار نداشت. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، قفقاز جنوبی به‌دلیل موقعیت ژئوپلتیک آن، ذخایر انرژی دریای خزر و پیامدهای سیاسی‌امنیتی ناشی از منازعات قومی و سرزمینی به‌جای‌مانده از نظام سیاسی ملیت‌محور اتحاد شوروی، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و به صحنۀ رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شد.
 
توجه قدرت‌ها و بازیگران متعدد به منطقۀ قفقاز، منحصر به دورۀ پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیست و چندین سده پیش از موجودیت اتحاد شوروی، این منطقه صحنۀ رقابت دولت‌های ایران، روسیه، عثمـانی و انگلسـتان بوده است. فروپاشی اتحاد شوروی، البته تغییر چندانی در این معادله ایجاد نکرد و علاوه بر ایران و روسیه به‌عنوان بازیگران سنتی حوزۀ قفقاز، بازیگران دیگری مانند ترکیه، ایالات متحدۀ امریکا و اتحادیۀ اروپا به صحنۀ رقابت در منطقه وارد شدند، به گونه‌ای که هم‌اکنون سطوح مختلفی از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در قفقاز قابل تشخیص است. ایران و روسیه  به‌عنوان دو کشور همسایه، سابقه‌ای پانصدساله از حضور در قفقاز و مناسباتی پرفراز و نشیب داشته‌اند. حوزۀ قفقاز نقطۀ اتصال دو کشور است و تأثیری تعیین‌کننده بر امنیت ملی دو کشور دارد. لذا طراحی هرگونه همکاری پایدار بین ایران و روسیه، علاوه بر آنکه موجب توسعۀ مناسبات  دو کشور است، در تأمین ثبات و توسعۀ اقتصادی‌اجتماعی قفقاز جنوبی نیز مؤثر است. روسیه و ایران در منطقۀ قفقاز، منافع قابل درکی دارند و این منطقه را به لحاظ ژئوپلتیک، حائز اهمیت و پل ارتباطی خود با مناطق اطراف به شمار می‌آورند.
 
جمهوری اسلامی ایران به‌سبب اشتراک‌های فرهنگی و مذهبی با بخش عمده‌ای از ملت‌های قفقاز، ظرفیت قابل‌توجهی برای مشارکت و تأثیرگذاری در روند تحولات در قفقاز جنوبی دارد و این منطقه به‌عنوان منطقه‌ای استراتژیک، اهمیت و اولویت بسیاری در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران دارد. ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای بانفوذ، منافع و اهداف مشخص و معینی را در این منطقۀ ژئواستراتژیک پیگیری می‌کند.
 
تهران در تلاش است با اتکا بر پیوندهای فرهنگی و تاریخی که با منطقه دارد و همچنین به دلایل سیاسی و اقتصادی نقش خود را در منطقه حفظ کند و گسترش دهد. جلوگیری از غرب، به‌ویژه امریکا و مخالفت با عضویت کشورهای قفقاز جنوبی در ساختارهای سیاسی‌امنیتی غربی، تقویت موقعیت ترانزیتی خود در مسیر کریدور شمال‌جنوب، حضور مؤثر در بازارهای منطقه و تلاش برای گسترش فرهنگ ایرانی‌اسلامی بر پایۀ مشترکات دینی و تاریخی ایران و منطقه و ممانعت از تبدیل منطقۀ قفقاز به تهدید علیه امنیت، ثبات و تمامیت ارضی ایران از مهم‌ترین اهداف ایران در منطقه است.
 
اولین و مهم‌ترین منافع امنیتی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی تأمین و تضمین امنیت مرزهای شمالی و به‌تبع آن حفظ تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی است. ایران همواره نگران بی‌ثباتی و ناامنی در مناطق مرزی خود با ارمنستان و جمهوری آذربایجان
اولین و مهم‌ترین منافع امنیتی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی تأمین و تضمین امنیت مرزهای شمالی و به‌تبع آن حفظ تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی است
بوده است. ایران همچنین نگران است که قدرت‌های خارجی از این احساسات و گرایش‌های نژادپرستانه و قوم‌مدارانه برای بی‌ثبات‌سازی کشور و سپس نقض حاکمیت و وحدت ملی و تمامیت ارضی آن سوء‌استفاده کنند. از این رو حفظ حاکمیت و وحدت ملی، استقلال و تمامیت ارضی هدف امنیتی غایی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی است.
 
برای روسیه، تا قبل از فروپاشی شوروی، منطقۀ قفقاز در دوران جنگ سرد محل تلاقـی دو پیمـان نـاتو و ورشو بود و قلمروهای این دو پیمان در قفقاز به یکدیگر می‌رسید، اما پس از فروپاشی شوروی، تعریف جدیدی از مناطق جداشده از روسیه در ادبیات سیاسی این کشور ارائه شد و بر اساس اسناد امنیت ملی روسیه، قفقاز در حـوزۀ منـافع حیاتی روسیه قرار گرفت. بر اساس این اسناد، کاهش نفوذ روسیه در قفقاز که مرز طبیعـی فدراسـیون روسیه است خطری برای یکپارچگی روسیه محسوب می‌شود. روسیـه جلوگیری از تسلط یک قدرت غیرروسی بر منطقه (اعم از امریکا، اتحادیۀ اروپا، ترکیه و ایران) را با جدیت پی‌گیری می‌کند؛ لذا حضور برخی قدرت‌ها و بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نظیر ناتو، امریکا و ترکیه را به‌مثابه تهدیدی امنیتی ارزیابی می‌کند. از نگاه روسیه، ترکیه جزء بازیگرانی است که منافع منطقه‌ای روسیـه را با خطر مواجه می‌کند؛ به همین دلیل، نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی را تهدیدی علیه خود می‌داند؛ برای روسیه قفقاز از جنبۀ دیگری حائز اهمیت حیاتی است؛ در منطقۀ قفقاز شش جمهوری خـودمختـار، داغسـتان، چچن، اوستیای شمالی، کاباردین‌بالکار، قره‌چای‌چرکس و آدیگه قرار دارد. ساکنان عمدۀ این جمهوری‌ها غیرروس و 90 درصد آن‌ها مسلمان هسـتند. ایـن جمهـوری‌ها در کنار اشتراک‌های فراوان با اقوام ساکن در قفقاز جنوبی، عمدتاً گرایش‌های تجزیـه‌طلبانـه و گریز از مرکز دارند. قوم‌گرایی و تجزیه‌طلبی نیز تهدیدی آشکار برای روسیه است.
 
حوزه‌های همکاری دو کشور ایران و روسیه در قفقاز جنوبی
به‌رغم برخی اختلاف‌نظرها و رقابت محدود ایران و روسیه در منطقۀ قفقاز جنوبی، فرصت‌های متنوعی برای همکاری و مشارکت در قفقاز جنوبی در اختیار دو کشور است. نگاه تهران و مسکو به بسیاری از موضوع‌ها  و متغیرهای حاکم در منطقه مشترک است و برداشت آنان از تهدید، به هم نزدیک‌تر است. به عبارت دیگر، در میان قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی حاضر در صحنۀ قفقاز جنوبی، مواضع ایران و روسیه بیش از هر کشور دیگری با هم تطابق دارد. لذا زمینه برای همکاری و مشارکت دو کشور در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصـادی فراهم است. مقایسۀ اهداف و منافع ایران و روسیه در منطقۀ قفقاز جنوبی نشان می‌دهد از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری تهران و مسکو که در ادامه به آن‌ها پرداخته خواهد شد،عبارت‌اند از موضوعاتی چون استقرار صلح و ثبات، کنترل بحران‌ها و درگیری‌های قومی در منطقه، مقابله با نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی قدرت‌ها و سازمان‌های نظامی فرامنطقه‌ای، مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری و جرائم سازمان‌یافته، توســعۀ همکاری‌های اقتصـادی و تجاری با کشورهای منطقه و مساعدت به توسعه و رفاه آنان.
 
الف: استقرار ثبات و امنیت در قفقاز جنوبی
برای ایران و روسیه، استمرار ثبات و پرهیز از افزایش تنش بین کشورهای رقیب و متخاصم در منطقۀ قفقاز بسیار مهم است؛ زیرا امکان سرایت ناآرامی و تنش به جنوب روسیه و شمال ایران بسیار جدی است. به‌علاوه، در شرایط جنگ، احتمال مداخلۀ نیروهای فرامنطقه‌ای، به‌ویژه امریکا و ناتو نیز، محتمل است. ایران برای تأمین و تضمین اهداف و منافع خود، استراتژی امنیتی چندبعدی و چندوجهی را در پیش می‌گیرد و اعمال می‌کند. ابعاد و وجوه راهبرد امنیتی ایران در قفقاز عبارت‌ا‌ند از: همکاری و همگرایی کارکردی‌اقتصادی؛ میانجی‌گری و مدیریت بحران؛ موازنه‌سازی و امنیت همکاری‌جویانه. امنیت همکاری‌جویانه مفهوم غالب در راهبرد امنیتی ایران است. امنیت همکاری‌جویانه به معنای مجموعه‌ای از کنش‌ها و اقدامات جمعی و مشارکتی کشورهای منطقه برای مدیریت بحران و حل‌وفصل دست‌جمعی مناقشه توسط همۀ کشورهای منطقه است.
 
البته تلاش ایران و روسیه برای استقرار ثبات در قفقاز با موانع متعددی روبه‌رو است؛ مهم‌ترین این موانع عبارت‌اند: اختلافات سیاسی و سرزمینی بین کشورهای قفقاز جنوبی، اختلافات و رقابت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، توزیع نابرابر قدرت و نبودن توازن بین کشورهای مختلف، نبودن ‌اعتماد و اطمینان کشورها نسبت به یکدیگر، رقابت بر سر منابع و خطوط انتقال انرژی، وابستگی امنیتی کشورهای منطقه به بازیگران فرامنطقه‌ای و بلوک‌های متعارض قدرت و اتحادهای نظامی متضاد.
 
بحران قره‌باغ مهم‌ترین چالش امنیتی در منطقۀ قفقاز است که البته
برای ایران و روسیه، استمرار ثبات و پرهیز از افزایش تنش بین کشورهای رقیب و متخاصم در منطقۀ قفقاز بسیار مهم است
چشم‌انداز روشنی برای حل آن وجود ندارد. برای ایران، بحران قره‌باغ همچنان یک دغدغۀ امنیتی در مرزهای شمالی است و حل‌وفصل آن در چهارچوب تفاهمات منطقه‌ای و عدم دخالت کشورها و سازمان‌های فرامنطقه‌ای اولویتی اساسی است. روسیه نیز تقریباً موضعی یکسان با ایران دارد، اما با توجه به عضویت در گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، از امکان بازیگری بیشتری برخودار است؛ بااین‌حال ایران و روسیه که سابقۀ رایزنی‌های مؤثر در جریان جنگ قره‌باغ در ابتدای دهۀ 1990 را دارند، می‌توانند در جهت ممانعت از ابتکار عمل دیگر بازیگران فرامنطقه‌ای، ضمن حفظ و تحکیم روابط خود با جمهوری آذربایجان و ارمنستان، شرایط لازم برای استقرار صلح پایدار در منطقه را فراهم کنند.
 
ب: ممانعت از توسعۀ نفوذ سیاسی‌امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در قفقاز جنوبی
ایران و روسیه طی قرن‌ها حضور در قفقاز و در نگاهی تاریخی و بدبینانه، رقبای سنتی یکدیگر محسوب می‌شوند، اما با توجه به راهبردهای کلان سیاست خارجی دو کشور، در موضوع مقابله با نفوذ بازیگران فرامنطقه‌ای با منافع و تهدیدات مشترک مواجه هستند. روسیه و ایران هرگونه نفوذ و حضور ناتو و کشورهای غربی را در نزدیکی مرزهای خود به‌مثابه تهدیدات امنیتی قلمداد می‌کنند؛ این موضوع می‌تواند زمینۀ مشترکی برای همکاری‌های سیاسی و راهبردی دو طرف در قفقاز به‌عنوان منطقۀ حائل دو طرف باشد. 
 
مخالفت با حضور قدرت‌ها و سازمان‌های فرامنطقه‌ای از توجیه کافی برخوردار است؛ زیرا غرب، به‌ویژه امریکا، طی سـه دهۀ اخیر، تمام توان خود را برای مهار ایران و روسیه به کار گرفته و از هیچ‌گونه اقدام خصمانه‌ای در این جهت خودداری نکرده‌اند. امریکا و اتحادیۀ اروپا سال‌ها است که در پی الحاق کشورهای قفقاز جنوبی به ساختارهای سیاسی‌نظامی غرب، به‌ویژه ناتو، هستند و سیاست نخبگان حاکم در منطقه نیز عمدتاً دورنمای توسعۀ خود را در گسترش روابط با غرب می‌بینند. بدیهی است ایران و روسیه مایل نیستند نفوذ خود در قفقاز جنوبی را به راحتی از دست بدهند؛ بنابراین مشارکت دو کشور در ممانعت از شکل‌گیری ترتیبات سیاسی‌امنیتی نامطلوب می‌تواند مهم‌ترین مأموریت مشترک تهران و مسکو در قفقاز جنوبی باشد.
 
نگرانی روسیه نسبت به گسترش ناتو را شاید بتوان مهم‌ترین دغدغۀ امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی ارزیابی کرد. امریکا و اتحادیۀ اروپا پس از فروپاشی اتحاد شوروی و در راستای «مفهوم استراتژی نوین ناتو»، گسترش حوزۀ جغرافیایی ناتو به سمت شرق را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهبردها در جهت ادامۀ حیات این سازمان مورد توجه قرار دادند. عضویت کشورهای قفقاز جنوبی در «شورای همکاری آتلانتیک شمالی» و متعاقباً، پی‌گیری عضویت گرجستان در این سازمان، روس‌ها را به شدت نگران ساخت. 
 
روسیه متناسب با تحولات داخلی و غلبۀ هر یک از گفتمان‌های سیاست خارجی نسبت به مقولۀ گسترش ناتو به شرق رویکرد متفاوتی داشته است، اما تحولات اوکراین و روی‌کارآمدن حکومتی روس‌ستیز در کیف، حساسیت مضاعف روسیه را به دنبال داشت. در سند «استراتژی امنیت ملی روسیه برای سال 2016» نیز گسترش ناتو صراحتاً به‌عنوان یک تهدید ارزیابی شده است. در این سند آمده است «ناتو به سمت مرزهای روسیه پیش‌روی کرده که این یک تهدید برای امنیت ملی روسیه محسوب می‌شود. ناتو در حال افزایش توان نظامی و تسلیحاتی خود در مناطق همسایۀ روسیه است.». برای جمهوری اسلامی ایران نیز گسترش ناتو در قفقاز جنوبی هرچند نه به اندازۀ روسیه اما به‌دلیل تداوم تخاصم امریکا و برخی کشورهای اروپایی با ایران، نمی‌تواند مورد استقبال قرار گیرد. به‌ویژه این که حضور ناتو می‌تواند به تقویت حضور تهدیدزای رژیم اسرائیل در برخی کشورهای قفقاز نیز منجر شود. 
 
تأمین امنیت حوزۀ خزر از دیگر عرصه‌های همکاری ایران و روسیه است که ارتباط نزدیکی با قفقاز جنوبی دارد. جدای از روند جاری در تعیین رژیم حقوقی دریای خزر که تاکنون اجماع لازم بین کشورهای ساحلی حاصل نشده است، مباحث امنیتی خزر و نیز خطوط انتقال منابع انرژی این پهنۀ آبی و مقابله با نفوذ شرکت‌های نفتی غربی در حوزۀ خزر دو موضوع اساسی است که هم مایۀ نگرانی ایران و روسیه و هم زمینه‌ساز همکاری دو کشور است. دریای خزر درعین‌حال، مرز دریایی ایران و روسیه و نقطۀ ارتباط مستقیم دو کشور است. این امر، اهمیت عدم نفوذ سیاسی‌امنیتی کشورهای فرامنطقه‌ای در خزر را دوچندان می‌سازد. حمایت امریکا از برخی کشورهای ساحلی و مباحثی نظیر انتقال پایگاه نظامی ناتو در اینجرلیک ترکیه به شبه‌جزیرۀ آبشوران در جمهوری آذربایجان، طرح وزارت دفاع
مقابله با افراط‌گرائی و تروریسم تکفیری مسئلۀ مهم دیگری است که می‌تواند زمینۀ همکاری ایران و روسیه را در منطقۀ قفقاز فراهم کند
امریکا دربارۀ امنیت دریای خزر موسوم به «ابتکار عمل نگهبان خزر» در سال 2003 میلادی با پیوستن قزاقستان و آذربایجان، از نمونه‌های دخالت کشورهای فرامنطقه‌ای در امور کشورهای حاشیۀ دریای خزر است. تلاش ایران و روسیه به منظور ممانعت تکرار چنین اقدامات خطرناکی در چهارچوب ادوار مشورت‌های کارشناسی دریای خزر و نشست‌های سران دولت‌های ساحلی، سرانجام به اجماع هر 5 کشور ساحلی بر غیرنظامی‌بودن دریای خزر انجامید. با این‌حال حتی پس از تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، هوشیاری و همکاری ایران و روسیه در جهت ممانعت از حضور کشورهای متخاصم در دریای خزر کاملاً ضروری است.
 
در مسئلۀ انتقال انرژی خزر نیز موضع ایران و روسیه به‌دلیل برخورداری هر دو کشور از ظرفیت کافی برای انتقال انرژی منطقه با بازارهای جهانی، مخالفت با مسیرهای شرق‌غربی از جمله خط لولۀ گاز ترانس خزر است. به علاوه، جدیت و اهتمام روسیه در حفظ موقعیت خود به‌عنوان «ابرقدرت انرژی» و انحصار منابع و خطوط انتقال انرژی به اروپا، موضوع را بیش از پیش حائز اهمیت خواهد کرد. روسیه به روشنی این موضوع را جزء خطوط قرمز خود محسوب می‌کند و تمایـل دارد با حفظ موقعیت کنونی، اتحادیـۀ اروپـا راهمچنان به خود وابسته نگه دارد. این نکته نیز حائز اهمیت است که همکاری ایران با روسیه در موضوعاتی که برای روسیه حساسیت دارد، مستلزم موافقت ضمنی روسیه است. بدیهی است روسیه به فعالیت‌های ایران در منطقه، به‌ویژه همکاری در حوزۀ انرژی، با کشورهایی نظیر گرجستان، ارمنستان و اوکراین حساسیت دارد.
 
سرنگونی دولت‌های قانونی از طریق به‌اصطلاح انقلاب‌های رنگی، موضوع دیگری است که منافع و امنیت ایران و روسیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تجربۀ انقلاب‌های رنگی که عمدتاً حاصل طراحی امریکا است نشان داده است این تحول نه‌تنها کمکی به مردم و تحقق خواسته‌های آنان نکرده، بلکه بی‌ثباتی و عقب‌ماندگی سیاسی و اقتصادی را در این کشورها به دنبال داشته است. به علاوه هیچ‌کدام از انقلاب‌های رنگی نتوانسته است اصلاحات عمیق و ارزش‌های دموکراتیک را محقق کند. ایران و تا حدودی روسیه با دولت‌های برآمده از انقلاب‌های رنگی روابط خود را ادامه داده‌اند، اما این روند را به منزلۀ مداخلۀ امریکا، نقد کرده‌اند و به‌عنوان پدیده‌ای تهدیدآمیز به آن می‌نگرند. این موضوع در سند «استراتژی امنیت ملی روسیه برای سال 2016 به صراحت قید شده و «تهدید انقلاب‌های رنگی و تحریکات مربوط به آن، تضعیف ارزش‌های سنتی و گسترش فساد» به‌عنوان تهدید اصلی برای امنیت ملی روسیه برشمرده شده است.
 
ج: مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم تکفیری
مقابله با افراط‌گرائی و تروریسم تکفیری مسئلۀ مهم دیگری است که می‌تواند زمینۀ همکاری ایران و روسیه را در منطقۀ قفقاز فراهم کند. تجربۀ موفق همکاری دو کشور در سوریه و مقابله با جریان‌های تروریستی داعش و جبهۀ النصره می‌تواند در برابر جریان‌های فعال مشابه در قفقاز به کار گرفته شود. برای جمهوری اسلامی، تأمین امنیت مرزهای شمالی در همجواری با قفقاز جنوبی اولویت و اهمیت بسیاری دارد. گروه‌های تروریستی تکفیری که می‌توانند به کمک امریکا و رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای قفقاز جنوبی را محل فعالیت مخرب خود قرار دهند برای ایران نگران‌کننده است. برای روسیه نیز مرزهای جنوبی این کشور در قفقاز شمالی همواره عرصۀ ناآرامی‌های قومی و فعالیت‌های مخرب گروه‌های تروریستی و افراط‌گرایان مذهبی در قفقاز شمالی بوده است. به‌علاوه، هم‌اکنون جریان‌های افراطی اسلامی در جمهوری‌های داغستان، چچن و اینگوش به‌عنوان کانون‌های تروریسم و تجزیه‌طلبی در قفقاز شمالی فعال هستند و تشکیلات موسوم به «امارت اسلامی قفقاز» از سال 2007 در این مناطق فعال هستند و ارتباط نزدیکی با همفکران خود در سوریه، عراق و برخی کشورهای خلیج فارس دارند و انتظار می‌رود با خاتمۀ جنگ در سوریه، موجی از اعضای گروه‌های تروریستی فعال در خاورمیانه به قفقاز شمالی سرازیر شوند؛ بنابراین طراحی یک همکاری مؤثر با ایران از هم اکنون بایستی مورد توجه مقامات ایران و روسیه قرار بگیرد و بر مبنای الگوی همکاری دو کشور در سوریه، زمینه برای تقویت جدی همکاری‌های امنیتی دو طرف فراهم شود. در کنار مقابله با گروه‌های تروریستی در قفقاز، ضرورت دارد ایران و روسیه مقابله با افکار و آموزه‌های تکفیری و وهابی به‌عنوان منبع تغذیۀ فکری تروریسم را نیز در دستورکار قرار دهند. در این چهارچوب، گسترش اعتدال‌گرائی دینی مبتنی بر اسلام اهل بیت (ع) می‌تواند از سوی روسیه مورد توجه قرار گیرد. بدون تردید، علاقه‌مندی مردم و ملت‌های منطقه به فرهنگ و تمدن ایرانی حتی در ارمنستان و گرجستان غیراسلامی
برجسته‌سازی همکاری ایران و روسیه، به‌ منزلۀ نفی ارزش و اهمیت همکاری ایران با دیگر بازیگران منطقه‌ای و سه کشور جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان نیست که روابطی دوستانه و بسیار نزدیک با تهران دارند
محمل مناسبی برای طراحی اینگونه همکاری‌ها است.
 
د: مساعدت به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی قفقاز جنوبی
موقعیت جغرافیایی کشورهای قفقاز جنوبی به گونه‌ای است که هرکدام از واحدهای سیاسی منطقه بدون همکاری واحد دیگـر، به سختی می‌تواند مسائل و مشکلات خود را رفع کند. محصوربودن در خشکی و دسترسی‌نداشتن به آب‌های آزاد، ارتباط این منطقه، به‌ویژه دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان، را بـا دنیـای خارج دشوار کرده است و توسـعۀ اقتصادی و اجتماعی آنان را منوط به استفاده از خطوط مواصلاتی کشورهای همسایه، به‌ویژه ایران و روسیه، کرده است. مزیت نسبی ایران و روسیه در موضوع خطوط حمل‌ونقل و انتقال انرژی می‌تواند به خوبی از سوی کشورهای منطقه استفاده شود. تلاش مشترک ایران‌ و جمهوری آذربایجان و ‌روسیه برای تقویت کریدور ارتباطی شمال‌جنوب و ایجاد خط‌آهن آستاراانزلی‌رشت یا تقویت ارتباطات دریایی از طریق دریای خزر از جمله اقدامات مؤثری است که در خدمت توسعه و پیشرفت منطقه قرار خواهد گرفت. نقشۀ زیر گویای مسیرهای اصلی جاده‌ای و ریلی در منطقۀ قفقاز است.
 
قفقاز جنوبی این موقعیت را دارد تا مسیر ترانزیتی ایران به شرق اروپا و روسیه به خلیج فارس باشد. فعال‌شدن این مسیر ارتباطی، بر اهمیت نقش ایران و روسیه می‌افزاید؛ موقعیت ایران با دسترسی به اروپای شرقی تقویت شده است و همزمان، مسیر انتقال کالا از اروپا به خلیج فارس خواهد شد. برای روسیه نیز، دسترسی به خلیج فارس از طریق قفقاز و ایران آسان‌تر و امن‌تر خواهد بود. همکاری‌های ایران و روسیـه در ساخت مسیرهای ترانزیتی در قفقاز با همکاری سه کشور این منطقه می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد، نظیر تسهیل و تقویت تجارت میان دو کشور، تقویت روابط ایران و روسیه با سه کشور قفقاز، تقویت امنیت منطقه، ممانعت از اعمال نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای به بهانۀ سرمایه‌گذاری در پروژه‌های منطقه و تسهیل تجارت منطقه با دیگر مناطق همجوار نظیر خاورمیانه، شبه‌قارۀ هند و اروپای شرقی. برای جمهوری اسلامی ایران نیز این موضوع اهمیت راهبردی دارد، به این سبب که تهران را به مسیر ترانزیتی قدرت‌های نوظهور و اعضای بریکس و احتمالاً کشورهای اروپایی تبدیل خواهد کرد.
 
تقویت تشکل‌های اقتصادی منطقه‌ای نظیر اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا نیز از دیگر اقداماتی است که می‌تواند به توسعه و پیشرفت اقتصادی منطقه کمک کند. در حالی که روسیه موفق شده است در قالب اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، نوعی همگرایی منطقه‌ای برای همکاری‌های اقتصادی ایجاد کند، این نهاد می‌تواند با همکاری کشورهایی نظیر ارمنستان به‌عنوان یکی از اعضای این اتحادیه، زمینه و ظرفیت همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای میان ایران و روسیه فراهم کند. در این راستا اظهار تمایل ایران برای امضای توافق‌نامۀ تجارت آزاد با این اتحادیه در صورت اجرایی‌شدن فرصت مناسبی برای همکاری‌های ایران با روسیه در حوزۀ تبادلات تجاری در قفقاز را فراهم خواهد کرد. در واقع الحاق هرچند موقت ایران به این اتحادیه با ایجاد فرصت‌هایی نظیر ایجاد یک منطقۀ آزاد تجاری میان ایران، ارمنستان و روسیه همکاری‌های اقتصادی طرفین را بیش از گذشته تسهیل خواهد کرد.
 
نتیجه‌گیری
1. اهداف و منافع هیچ‌کدام از بازیگران به صورت کامل با یکدیگر همپوشانی ندارد و معادلۀ همکاری‌ -رقابت بر رفتار کشورها حاکم است؛ اما ایران و روسیه به‌عنوان دو بازیگر اصلی در صحنۀ قفقاز، بیش از دیگر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با منافع و تهدیدات مشترک مواجه هستند.
 
2. به دلیل برتری منافع مشترک میان ایران و روسیه، نقاط همگرا بین دو کشور از مؤلفه‌های واگرا بیشتر است و مسکو و تهران در تنظیم همکاری‌های خود در قفقاز جنوبی، الگوهای مشارکتی را بر الگوهای رقابتی مقدم داشته‌اند.
 
3. بی‌ثباتی و ناامنی در قفقاز، تأثیری تعیین‌کننده بر افزایش تهدید علیه ایران و روسیه دارد. بنابراین دستیابی به امنیتی پایدار و باثبات در قفقاز جنوبی باید هدف استراتژیک روسیه و ایران باشد و این هدف بدون همکاری به سادگی محقق نمی‌شود.
 
4. تهران و مسکو اهداف مشترکی در جهت کاهش نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه ایالات متحدۀ امریکا، دارند. آنچه می‌تواند مانع حضور تهدیدآمیز غرب شود، مشارکت ایران و روسیه در تلاش سه کشور منطقۀ قفقاز جنوبی برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی آنان است.
 
5. برجسته‌سازی همکاری ایران و روسیه، به‌ منزلۀ نفی ارزش و اهمیت همکاری ایران با دیگر بازیگران منطقه‌ای و سه کشور جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان نیست که روابطی دوستانه و بسیار نزدیک با تهران دارند.
 
 
نویسنده: دکتر منوچهر مرادی، رئیس اداره روسیه وزارت امور خارجه و عضو شورای علمی ایراس
 

 
این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.
 

 
      «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»


 
کد مطلب: 3595
مولف : دکتر منوچهر مرادی