سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سیاست های امنیتی و نظامی

مصطفی نجفی

محاصره ایران و اسرائیل در «منطقه خاکستری» روسیه

یادداشت ایراس

۲۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۵

در مدت هفت سالی که از بحران و جنگ داخلی در سوریه سپری شده، ایران، روسیه و نظام سوریه علی رغم برخی اختلافات، همکاری های نزدیکی را برای ریشه کن کردن تروریسم، حفظ نظام سیاسی سوریه و غالب کردن استراتژی عملیاتی و میدانی خود بر رقبا در پیش گرفتند.



در مدت هفت سالی که از بحران و جنگ داخلی در سوریه سپری شده، ایران، روسیه و نظام سوریه علی رغم برخی اختلافات، همکاری های نزدیکی را برای ریشه کن کردن تروریسم، حفظ نظام سیاسی سوریه و غالب کردن استراتژی عملیاتی و میدانی خود بر رقبا در پیش گرفتند. با این حال، وقتی پای اسرائیل در بحران سوریه به میان آمده، مسکو رویکردی محافظه کارانه، متعادل و یا شاید مبتنی بر توازن قدرت در پیش گرفته است.

 

اسرائیل در طول 6 سال گذشته حدود 100 حمله هوایی و توپخانه ای علیه مواضع نیروهای ارتش سوریه، حزب الله، ایران و تاسیسات و مراکز نظامی و تحقیقاتی مستقر در سوریه راه اندازی کرد. در هیچ کدام از این حملات روس ها واکنشی قاطع و جدی در برابر اسرائیل نشان ندادند و حتی به عقیده بسیاری از ناظران و تحلیل گران این حملات با چراغ سبز مسکو مواجه شد؛ چراغ سبزی که دولت سوریه نیز از آن آگاه بود و به همین جهت واکنشی به این حملات نشان نمی داد. اما روز شنبه (21 بهمن 96) زمانی که جنگنده اف16 اسرائیل مورد هدف سامانه های دفاعی و ضد هوایی ارتش سوریه قرار گرفت و سرنگون شد، قاعده بازی تغییر پیدا کرد. حال سوال این است که رویکرد و سیاست روسیه در مقابل درگیری محدود میان ارتش سوریه و اسرائیل در روز شنبه چه بود؟

 

چراغ سبز مسکو: برای کدام طرف درگیر؟

دو فرضیه مشخص برای پاسخ به این پرسش وجود دارد؛ نخست آنکه، حمله گسترده اسرائیل به مراکز نظامی در سوریه (21 بهمن 96) با چراغ سبز مسکو انجام شده و تل آویو ملاحظات روسیه را در این حمله در نظر گرفته است. این فرضیه از سوی کسانی مطرح می شود که معتقدند حملات پیشین اسرائیل به خاک سوریه نیز با هماهنگی مسکو بوده و حمله اخیر نیز مستثنی نیست. فرضیه دوم به ما می گوید که ورود پهباد سوریه (یا پهباد ایرانی) به سرزمین های اشغالی، در ادامه وادار کردن اسرائیل به حمله گسترده به خاک سوریه و در نهایت دستور سرنگونی جنگنده این رژیم نیز بنا با خواست و چراغ سبز مسکو همراه بوده است.

 

یک گمانه زنی در این زمینه وجود دارد که می گوید ایران، روسیه و سوریه قصد داشتند با کشاندن جنگنده های اسرائیل به خاک سوریه و سرنگونی آن ها برای نخستین بار پس از 100 حمله، به تل آویو هشدار دهند که هر گونه حمله و تجاوز به خاک سوریه دیگر بدون پاسخ نخواهند ماند.  بنابراین در حادثه اخیر به نظر می رسد چراغ سبز مسکو برای ارتش سوریه چشمک زده بود و نه اسرائیل. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، اینکه پدافند هوایی و زمینی سوریه این بار تصمیم گرفت بر خلاف گذشته با آتش گسترده به اسرائیل پاسخ دهد و به گفته یک مسئول نظامی اردنی این واکنش به این معنی است که مسکو سیاست خویشتنداری را کنار گذاشته و به دمشق برای پاسخ به هرگونه حمله جدید اسرائیل چراغ سبز نشان داده است و دیگر مسکو سیاست جلوگیری از واکنش سوریه و یا حتی ایران به هرگونه تجاوز نظامی اسرائیل را دنبال نمی کند.

 

حال نباید تصور کرد که روس ها قرار است از این پس رودروی اسرائیل قرار بگیرند. بلکه اقدامی بود که روس ها برای حفظ توازن میان طرفین اتخاذ کردند. به اختصار، اصول کلی راهبرد روسیه در مقابل تعارضات میان ایران-سوریه و اسرائیل در محیط میدانی سوریه را باید شامل اصل نظم دهنده توازن قدرت و استراتژی ابهام زای «منطقه خاکستری» دانست.

 

توازن قدرت

روسیه دارای قدرت منحصر به فردی برای ایجاد تفاهم، تعادل و ایجاد توازن بین تمام طرف های درگیر در بحران سوریه است. در همین راستا، به نظر می رسد یکی از اصول کلی راهبرد روسیه در سوریه ایجاد توازن قدرت میان محور ایران از یک سو و اسرائیل از سوی دیگر است. روسیه به خوبی می داند که اگر نتواند به تفاهم‌ و توازنی با طرف‌های درگیر در بحران سوریه دست یابد، در این صورت رویارویی بین اسرائیل و ایران در میدان جنگ سوریه، منجر به از بین رفتن دستاوردهای روسیه و اهداف آن از دخالت در بحران سوریه خواهد شد. به همین جهت مسکو تلاش دارد به طرفین درگیر بقبولاند که درصدد کمک به پیروزی یکی بر دیگری نیست.

 

استراتژی «منطقه خاکستری»

استراتژی «منطقه خاکستری» (Gray Zone) شاید برای خیلی ها ناشناخته باشد، اما به نظر می رسد روسیه با در پیش گرفتن این استراتژی و ایجاد یک محیط خاکستری در جنوب غرب سوریه در حال پیشبرد اهداف و ملاحظات خود است. منطقه خاکستری منطقه ای است میان منطقه سفید و سیاه یا صلح و جنگ. به نظر می رسد کرملین استراتژی منطقه خاکستری را برای مدیریت منازعه میان محور ایران و اسرائیل در پیش گرفته است. مهم ترین اصول در این استراتژی ایجاد عدم اطمینان، عدم قطعیت و ابهام و سردرگمی در طرف مقابل است. اتخاذ این استراتژی تصمیم گیری قاطع را برای طرف یا طرفین سخت تر می کند و آن ها را از کشاندن به یک جنگ بزرگ دور می کند؛ چراکه طرفین نسبت به رویکرد مسکو به عنوان رقیب، شریک یا بی طرف تردید جدی دارند.

 

همچنین، استراتژی منطقه خاکستری باعث می شود که طرفین از اتخاذ اقدامات تحریک آمیز تدریجی که منجر به وقوع یک جنگ نامحدود شود اجتناب کند. بخش دیگری از استراتژی منطقه خاکستری روسیه این است که به طرفین اجازه می دهد درگیرهای محدود و بی قاعده ای که منجر به درگیری های قاعده مند نشود را داشته باشند.  مخفی کردن اهداف نیز یکی از اصول مهم در استراتژی منطقه خاکستری است. مسئله ای که مسکو نیز به خوبی نیز آن را رعایت کرده و به همین جهت نیز طرفین اطلاع دقیقی از اهداف و رویکرد مسکو ندارند و گاهی نیز منجر به بی اعتمادی طرفین به روس ها شده است. بر همین اساس، در حالی که روسیه مانع جنگنده‌های اسرائیلی نمی‌شود، ارتش اسد را نیز از شلیک به آن‌ها باز نمی‌دارد.

 

منطقه خاکستری، نیاز به مسکو را در طرفین بیشتر می کند و مسکو کانون مشورت ها و رایزنی ها قرار می گیرد. بر همین اساس است که یعکوف کاتص، سردبیر روزنامه جروزالم پست نوشت: به نظر می‌رسد روسیه، دست‌کم در ظاهر در حال جانب‌داری از ایران و سوریه باشد. اگر روسیه تصمیم بگیرد در آینده، آزادی عملیاتی اسرائیل در سوریه را انکار کند، عواقبی جدی برای اسرائیل به همراه خواهد داشت. بنابراین، اسرائیل باید با دقت و احتیاط گام بردارد و گزینه‌ای جز پذیرش دستورالعمل‌های مسکو نخواهد داشت.

 

در نهایت اینکه، منطقه خاکستری مورد نظر مسکو، جایی مبتنی بر عدم اقدام نیست، بلکه جایی است که باید با دقت به پیچیدگی های سیاسی، امنیتی و میدانی هر اقدامی اندیشید. به همین جهت در این محیط هم اسرائیل و هم محور ایران به خوبی در مورد هر اقدام خود و واکنش های طرف مقابل می اندیشند تا ملاحظات روسیه را نادیده نگیرند. شاید به همین جهت باشد که پس از درگیری روز شنبه (21 بهمن 96)، کاخ کرملین از طرفین خواست ملاحظات روسیه را در نظر بگیرند و از آن عدول نکنند.

 

 

 

 

نویسنده: مصطفی نجفی، کارشناس مسائل خاورمیانه