سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » سیاست های امنیتی و نظامی

نیکیتا مندکوویچ

افغانستان در لبه پرتگاه

ترجمه اختصاصی ایراس

۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۶:۲۶

آتش بحرانی که در سوریه رو به پایان است، با قدرتی جدید برای شعله ور شدن در افغانستان در حال آماده شدن است. طبق اطلاعات بدست آمده از منابع و شواهد مختلف، نیروهای عملیاتی داعش در حال عزیمت از سوریه و عراق به افغانستان هستند تا صفحه ای جدید از تروریسم را در آسیای میانه رقم بزنند.



آتش بحرانی که در سوریه رو به پایان است، با قدرتی جدید برای شعله ور شدن در افغانستان در حال آماده شدن است. طبق اطلاعات بدست آمده از منابع و شواهد مختلف، نیروهای عملیاتی داعش در حال عزیمت از سوریه و عراق به افغانستان هستند تا صفحه ای جدید از تروریسم را در آسیای میانه رقم بزنند. آیا تحولات در افغانستان شبیه به سناریوی سوریه ادامه پیدا میکند؟ و آیا راه حلی برای جلوگیری از جنگ بزرگ دیگر وجود دارد؟

 

بحران نظامی

با نگاهی به گزارش های که نظامیان آمریکایی در مورد اوضاع افغانستان به کنگره ارایه می کنند، مشخص می شود که وضعیت در این کشور رو به وخامت شدید است. در سال 2015 دولت مستقر در کابل 72 درصد از مناطق کشور را تحت کنترل داشت و گروه های نظامی مخالف نزدیک به 7 درصد را در اختیار داشتند، اما طبق آخرین گزارش در مورد تحولات میدانی تا ماه اوت سال 2017، مناطق تحت کنترل دولت به 57 درصد کاهش پیدا کرده و گروه های مسلح مخالف 13 درصد را در کنترل خود دارند. نیروهای "طالبان" کنترل بسیاری از شهرها و روستاهای کوچک در مناطق مختلف کشور را در سال گذشته بدست آوردند. در بسیاری از مناطق افغانستان بویژه در مناطق همرز با تاجیکستان و ترکمنستان نفوذ نیروهای مسلح تروریستی واقعا چشمگیر است. میتوان اذعان داشت که حضور این گروه ها در بسیاری از مناطق مورد اختلاف، که نیروهای دولتی هم درآنها حضور دارند، تقریبا دو برابر شده است. در سال 2017 مساحت مناطق مورد اختلاف میان گروه های مسلح و دولت به 30 درصد کل اراضی افغانستان رسید که در این مناطق بیش از 8 میلیون نفر زندگی میکنند. طبق اطلاعات نظامیان آمریکا در مناطق کاملا تحت کنترل گروهک های مسلح نزدیک به 3.7 میلیون نفر زندگی میکنند. در این مناطق افراطیون قوانین خود را اجرا و ارگان های قدرت خود ساخته دایر میکنند و حتی از مردم مالیات می گیرند.

 

پس از خروج بخشی از نیروهای نظامی آمریکا در سال 2014، گروهک های نظامی برتعداد حمله های مسلحانه خود علیه مراکز دولتی و استانی افزودند. طی سالهای 2015-2016  شهر قندوز – سومین شهر پر جمعیت در افغانستان – دو بار به دست نیروهای طالبان افتاد. در سال 2015 نیروهای حکومتی برای بیرون راندن نیروهای طالبان از برخی مناطق مجبور به استفاده از نیروی هوایی شدند و مبارزات طولانی را برای بدست آوردن کنترل بر شهرها داشتند. تروریست ها به طور متناوب در هر سال 5 تا 10 بار به مراکز شهرها و ساختمان های دولتی حمله میکنند. به عنوان مثال، نیروهای طالبان نزدیک به یکسال از نوامبر 2016 تا اکتبر 2017 کنترل دو شهر قراک در قندهار را (در جنوب افغانستان) در دست داشتند این در حالی است که نیروهای دولتی اقدام کارآمدی نمیتوانستند علیه آنها انجام دهند.

 

افغانستان با حمایت مالی ناتو تعداد زیادی از نیروهای انتظامی سراسر کشور را مدیریت میکنند، تعداد کل نیروهای آن بیش از 350 هزار نفر گزارش میشود، اما با این حال نیز این تعداد نیرو توان کنترل بر کل اوضاع را ندارند. کابل در سال 2017 مجبور شد بسیاری از پست های ایست و بازرسی و پاسگاه ها را در مناطق روستایی را غیرفعال کند، که در نتیجه آن بسیاری از شاه راه ها و مناطق مهم و روستایی بدست گروهک های مسلح طالبان و یا داعش افتاد.

 

گروهک های مسلح در شهرهای "فراه و نیمروز" پست های ایست و بازرسی خود را راه اندازی کرده اند و کنترل جادها را با پلیس راه خود ساخته بدست گرفته اند. علاوه بر آن، آنها در شهر هرات بیش از 20 درصد مدرسه ها را کنترل میکنند، اداره آموزش این استان به ناچار نیز اعلام کرد که از رفتار گروهک ها مبنی بر اجازه فعالیت مدارس رضایت دارد.

 

حاکمیت در بسیاری از مناطق افغانستان از دست دولت خارج شده است، چراکه نیروهای نظامی و انتظامی دولتی حتی در وضعیتی نیستند که بتوانند از پاسگاه های خود در شهرهای بزرگ حفاظت کنند چه برسد به مراکز شهری و منطقه ها. گروهک های مسلح دایما به پاسگاه ها هجوم می آورند که در نتیجه حمله ها بسیاری از پرسنل کشته، زخمی و یا تسلیم میشوند. اخیرا اطلاعاتی منتشر شد مبنی بر آنکه گروهک های مسلح در افغانستان نیروهای را برای اجرای سریع عملیات و تصرف سریع مکان های دولتی حفاظت شده طراحی کرده اند و نام آنرا "یگان های قرمز" گذاشته اند. این یگان ها به خوبی آموزش دیده و مجهز به دستگاه های دید در شب و تجهیزات نظامی زرهی آمریکایی هستند. آموزش این یگان ها را تروریست های مجرب با سابقه در جنگ های عراق و سوریه به دست گرفته اند.

 

حوادث سال 2017 اثبات کرد که گروهک های مسلح فعال در افغانستان به خوبی آموزش دیده هستند و از توانایی های بالایی برای اقدام در راستای اهداف خود برخوردارند. آنها در سال گذشته توانستند اهداف بسیار سخت خود را در میدان به اجرا برسانند، به عنوان مثال در آوریل سال گذشته گروه کوچکی از تروریست ها در زمان نماز جمعه به پایگاه شماره 209 ارتش افغانستان در استان بلخ حمله ور شدند که در نتیجه آن طبق آمار مختلف از 140 تا 256 نظامی کشته شدند. در ماه اکتبر تروریست ها به پایگاه شهر هلمند حمله کردند و علاوه بر کشتن 43 نظامی، تجهیزات، سلاح و مهمات موجود در پایگاه خارج کردند.

 

نسبت تلفات تروریست ها به نیروهای نظامی به شدت دچار تغییر شده است. اگر در گذشته در ازای کشته شدن یک نظامی حکومتی 2 و یا 3 تروریست کشته میشد، اکنون در ازای کشته شدن هر تروریست یک نظامی هم کشته میشود. طبق آمار موجود در سال گذشته نزدیک به 7 تا 9 هزار نفر از ارتش و پلیس و 7.5 الی 10 هزار نفر از گروه های تروریستی کشته شدند. (از میان کشته شدگان نزدیک به 1600 نفر نیروهای شناخته شده داعش بوده اند).

 

ارتش افغانستان روز به روز بیشتر در مقابل تروریست ها دچار ضعف شده و وضعیت تنها زمانی کمی ثبات پیدا میکند که نیروهای نظامی ناتو تعدادشان بیشتر میشود. در حال حاضر 14 هزار نفر از ناتو در افغانستان حضور دارند. اگر روند به همین صورت ادامه پیدا کند، کنترل اوضاع تنها با افزایش حضور نظامیان ناتو ممکن خواهد شد، احتمال میروند در میان مدت حضور نیروهای نظامی خارجی در افغانستان را احیا بیشتر شود به به 100 ال 120 هزار نفر برسد.

 

احیای داعش

تهدید احیای داعش روز به روز بیشتر میشود، تعداد تروریست های حاضر و فعال در این منطقه از 3 الی 10 هزار تخمین زده میشود. پس از پاک سازی بسیاری از مناطق در سوریه و عراق از دست تروریست ها، بسیاری از متخصصین فنی و نظامی داعش به افغانستان فرار کردند و یا انتقال یافتند که در نتیجه آن روند تجهیز و آموزش تروریست های بومی افغانستان روندی تصاعدی پیدا کرده است. بسیاری از تروریست های خارج شده از سوریه و عراق در حال حاضر در مراکز فرماندهی در افغانستان به سر میبرند و در حال تشکیل "ارتش خلافت جدید" هستند.

 

در حال حاضر داعش در افغانستان حداقل سه پایگاه برای آموزش نیروهای خود دارد که در هر کدام از آنها حداقل 100 نفر داوطلب در سنین متفاوت در حال کسب مهارت های نظامی تروریستی هستند. در این پایگاه ها نحوه استفاده از مسلسل ها، خمپاره اندازه ها، حمله به مقر نیروهای نظامی و انتظامی و چگونگی بکارگیری سلاح های پیشرفته آموزش داده میشود.

 

در ابتدا داعش در افغانستان تنها یک شعبه ضعیف از طالبان بود که نیروهای افغانستانی و پاکستانی تبار داشت، اما در سال 2016 در نتیجه تغییر تحولات میدانی در سرنوشت داعش در سوریه و عراق و عزیمت نیروهای چند ملیتی از این دو کشور به افغانستان، ریشه های داعش در افغانستان بسیار قوی شده است و میتوان نیروهای از سراسر کشورهای عربی، کشورهای مشترک المنافع و حتی اتحادیه اروپا در یگان های داعش در افغانستان پیدا کرد.

 

نکته این است که سطح متوسط آموزش نیروهای اعزام شده از مناطق مختلف به افغانستان بسیار بیشتر از یک جنگجوی ساده افغانستانی است. حتی الان هم میشود داعشی های با ملیت افغانستانی پیدا کرد که کاملا بیسواد هستند، اما کسانی که از عراق و سوریه به این کشور می آیند در کنار سواد بالا، تجربه مبارزه با ارتش های منظم بین المللی را دارند و دوره های حرفه ای برای کار با سلاح های پیشرفته دیده اند که میتوانند تحولات را دچار تغییرات اساسی کند، از این رو "داعش تازه نفس" در افغانستان میتواند بسیار خطرناک تر از "طالبان کلاسیکی" باشد که تا کنون دیده ایم.

 

همین الان هم داعشی ها به یکی از مشکلات اساسی ائتلاف غربی تبدیل شده اند. روزنامه رسمی ارتش آمریکا، استان ننگرهار (در جنوب شرقی افغانستان) را به عنوان دژ اصلی داعش و خطرناکترین منطقه در افغانستان معرفی کرده است. ارتش آمریکا بارها تلاش کرده است تا قلب داعش در افغانستان را با استفاده از تجهیزات مدرن همانند مادر بمب ها از بین ببرد، اما حتی با استفاده از این تسلیحات نتوانست تاثیر قابل توجهی بر روند رشد قارچ گونه داعش در افغانستان بگذارد.

 

سطح آمادگی نیروهای داعش که تجربه جنگ در موصل و حلب را دارند میتواند به راحتی به دیگر نیرو های آموزش ندیده داعش در افغانستان انتقال یابد. ارتش افغانستان حتی با پشتیبانی نیروی هوایی آمریکا توان مقابله با داعش جدید را نخواهد داشت. این موضع به داعش در افغانستان این فرصت را میدهد تا زمین های بیشتری را تصرف و مناطق قبلی بدست آورده را تثبیت کند و از این مناطق عضو گیری فعالی داشته باشد. نتیجه این سناریو این می شود که نا آرامی ها در افغانستان از حالت پارتیزانی و یا سطح سبک به یک جنگ تمام عیار و سطح سنگین تبدیل می شود. در این هنگام داعش برای بار دیگر تلاش میکند تا در سطح زمین های تصرف شده حکومت خود را احیا کند.

 

روند صلح

ارتش افغانستان و نیروهای ناتو طی 16 سال نه تنها نتوانستند گروهک های مسلح را نابود و یا کنترل بر تمام کشور را بدست آورند، بلکه باعث وخیم تر شدن اوضاع در این کشور شدند. اخیرا نشریه فارن پالیسی با اذعان به وضعیت موجود به عنوان تنها راه حل پیشنهاد داد که باید بخشی از گروهک های مخالف مسلح به مذاکره نشست.

 

مشکل آمریکا آن است که در حال حاضر زمین مذاکرات حل و فصل بحران افغانستان در دستان مسکو است. در پایان سال 2016 به ابتکار مسکو روند مذاکرات با حضور قدرت های منطقه ای از جمله افغانستان، چین، هند، پاکستان و ایران آغاز شد.

 

مسکو مبنای روند حل و فصل مساله افغانستان را بر آن گذاشته که راه حل نظامی باید کنار گذاشته شود و به روند مذاکرات امید داشت. طالبان در افغانستان به لطف کمک های همه جانبه اسلام آباد تا مدت زیادی مواضع بسیار خوبی داشتند و از آمادگی نظامی بالایی بر خوردار بودند. توافق قدرت های منطقه ای، بویژه هند که از سویی نفوذ زیادی بر کابل دارد و از سوی دیگر رقیب راهبردی پاکستان در منطقه است، میتواند افغانستان را به منطقه ای بی طرف تبدیل کند و از این رو حمایت و پشتیبانی از تروریست های داخل خاک افغانستان را قطع کند، یا حداقل این است که از این طریق می شود بر طالبان برای رها کردن جهاد و نشستن بر سر میز مذاکرات فشار آورد و یا حتی آنها را وارد دولت ائتلاف کرد.

 

اعضای ابتکار مسکو برای حل و فصل بحران افغانستان دوبار تشکیل جلسه دادند، اما به خاطر موضع سرسختانه کابل و دهلی نو مبنی بر عدم گفتگو با گروه های مخالف مسلح مشکلاتی در روند مذاکرات ایجاد شد. درست در همین زمان رسانه های آمریکایی در منطقه تلاش کردند تا با حمله اطلاعاتی علیه مسکو، روسیه را به حمایت از طالبان متهم کنند. متاسفانه باید اذعان داشت که موضع کابل در مورد مذاکرات تا حدبسیار زیادی تحت فشار واشینگتن شکل گرفته بود.

 

اما با وخیم تر شدن اواضاع نظامی در افغانستان در سال 2017 و تقویت مواضع داعش و احتمال تکرار سناریوی عراق، بازیگران منطقه ای مجبور به بازگشت به روند مذاکرات شدند. در دسامبر 2017 در روند مذاکرات در شهر اسلو، هیات روسی موفق شد تا با نمایندگان افغانستان، آمریکا و اتحادیه اروپا برای آغاز مجدد روند مذاکرات توافق کند. پس از آنکه توافقات حاصل شد، افغانستان"نقشه راه روند صلح" را به مسکو ارسال کرد. قرار شد روسیه تا ماه فوریه 2018 نقشه راه را بررسی و تایید کند.

 

اگر روند مذاکرات در سال 2018 آغاز شود، میتوان نسبت به تشکیل اتحاد پایدار نخبگان سیاسی قانونی افغانستان و بخشی از طالبان که قصد تصرف زمین در ورای مرزها آنهم زیر پرچم جهاد را ندارد، امید داشت. این اتحاد میتواند با حمایت کشورهای منطقه، داعش و دیگر گروهک های رادیکال را از بین ببرد.

 

در غیر این صورت، تهدید بسیار بزرگی نسبت به وخیم شدن بحران سیاسی- نظامی افغانستان و درگیر شدن کشورهای همسایه به جنگ داخلی این کشور از جمله روسیه و چین باقی خواهد ماند.

 

 

 

نویسنده: نیکیتا مندکوویچ، فارغ التحصیل دانشگاه علوم انسانی روسیه و رییس کلوپ تحلیلی اوراسیا

 

منبع: تارنمای تحلیلی رگنوم

 

مترجم: محسن روستا

 

 

 

 «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»