محمدکاظم سجادپور

رویکرد ایران و روسیه به نظام بین‌الملل

یادداشت تحلیلی ایراس
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۲۳
Share/Save/Bookmark
 
رویکرد ایران و روسیه به نظام بین‌الملل چگونه قابل تجزیه‌وتحلیل است؟ این پرسش برای پژوهشگران و دست‌اندرکاران امور سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، به خاطر جایگاهی که این دو کشور دارند و همچنین ازنظر نوع رابطه‌ای که در حال حاضر بین دو کشور شکل گرفته، پرسشی کلیدی و بنیادین است؛ اما پاسخگویی به آن را نمی‌توان صرفاً بر اساس کلیشه‌ها و قالب‌های جاری پاسخ داد. در پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که ما با نظام بین‌المللی منسجم و شکل یافته‌ای روبه‌رو نیستیم. واقعیت آن است که نظام بین‌المللی «در حال شدن» است.
 

رویکرد ایران و روسیه به نظام بین‌الملل چگونه قابل تجزیه‌وتحلیل است؟ این پرسش برای پژوهشگران و دست‌اندرکاران امور سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، به خاطر جایگاهی که این دو کشور دارند و همچنین ازنظر نوع رابطه‌ای که در حال حاضر بین دو کشور شکل گرفته، پرسشی کلیدی و بنیادین است؛ اما پاسخگویی به آن را نمی‌توان صرفاً بر اساس کلیشه‌ها و قالب‌های جاری پاسخ داد. در پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که ما با نظام بین‌المللی منسجم و شکل یافته‌ای روبه‌رو نیستیم. واقعیت آن است که نظام بین‌المللی «در حال شدن» است.
 
این «در حال شدن بودگی» به معنای آن است که بازیگران عمده، مخصوصاً بازیگران غربی، با پردازش انواع و اقسام گفتمان‌ها، قرائت‌ها و روایت‌ها و بکارگیری گسترده‌ای از مفاهیم و گزاره‌ها، نظام بین‌المللی را شکل دهند و به‌اصطلاح رایج در روش‌شناسی مدرن، گفتمان خود را به گفتمان غالب در جهان تبدیل کنند. بعلاوه باید در نظر داشت که نظام بین‌الملل فقط با پویش‌های گفتمانی و ارائه روایت‌ها و واقعیت‌ها شکل نمی‌گیرد. نیروهای عینی و اثرگذار درصحنه مادی نیز باید مدنظر قرار گیرند. به‌عبارت‌دیگر، به‌طور همزمان باید کنش و واکنش‌های مداوم بین گفتمان‌های مربوط به نظام بین‌الملل و واقعیت‌های درصحنه، رابطه همزمان در نظر داشت. از این زاویه، ده‌ها موضوع واقعی مربوط به سامانه قدرت در سطح بین‌المللی هنوز سرنوشت محتومی نداشته و آینده روشنی را به نمایش نمی‌گذارد.
ما با نظام بین‌المللی منسجم و شکل یافته‌ای روبه‌رو نیستیم. واقعیت آن است که نظام بین‌المللی «در حال شدن» است
نتیجه آنکه نظام بین‌الملل در زمینه شدن قرار دارد و تا رسیدن به مرحله مشخص و معین شدن فاصله دارد.
 
این ترکیب پویا اما به این معنی نیست که نمی‌توان از رویکرد دو کشور ایران و روسیه سخن گفت. می‌توان از مجموعه پنداری، گفتاری و کرداری این دو کشور، رویکرد آن‌ها را در خصوص نظام بین‌المللی در حال شکل‌گیری تا حدودی مشخص کرد. همچنین باید گفت در مورد نظام بین‌المللی در دو کشور، گرایش‌های مختلف وجود دارد و نظریه‌پردازان و دست‌اندرکاران امور بین‌الملل، خوانش­های مختلف دارند. بااین‌حال، با عنایت به سه مفهوم «قطب‌بندی قدرت در نظام بین‌الملل»، «نهادهای قدرت در نظام بین‌الملل» و «روندهای مؤثر در نظام بین‌الملل» می‌توان تصویری از نگاه نسبتاً غالب در دو کشور از نظام بین‌المللی ارائه داد. مداقه در این سه مفهوم روشن خواهد کرد که ایران و روسیه، ترکیبی از اشتراک و افتراق در نگرش به نظام بین‌الملل را به نمایش می‌گذارند.
 
الف) قطب‌بندی قدرت در نظام بین‌الملل. ابتدا باید در نظر داشت که خواستگاه ایران و روسیه از زاویه قطب‌بندی قدرت با یکدیگر متفاوت است. روسیه قدرتی جهانی است و ایران قدرتی منطقه‌ای؛ اما این قدرت جهانی بودگی و آن قدرت منطقه بودگی، از لایه‌ها و پیچیدگی‌های گوناگون برخوردار است. روسیه از یکی از دو ابرقدرت بین‌المللی به قدرتی جهانی تبدیل شده است؛ اما این دگردیسی چندان ساده نبوده و در دو دهه گذشته، روسیه در مسیر قدرت‌یابی جهانی، مسیر پرفرازونشیبی پیموده و به مرحله نسبتاً باثباتی در این جایگاه رسیده است. ایران از یک قدرت منطقه‌ای وابسته به غرب در قبل از انقلاب اسلامی به قدرت منطقه‌ای مستقل و مؤثری تبدیل شده است. مسیر قدرت‌یابی ایران به جایگاه کنونی، مخصوصاً ظرفیت تولید امنیت بومی و بدون اتکا به قدرت خارجی، بسیار پرکنش بوده است.
 
در کنار این خاستگاه‌های مختلف، رویکرد دو کشور در مورد قطب‌بندی قدرت در جهان، کم‌وبیش از اشتراکاتی سخن می‌گوید که مخرج مشترک
خواستگاه ایران و روسیه از زاویه قطب‌بندی قدرت با یکدیگر متفاوت است. روسیه قدرتی جهانی است و ایران قدرتی منطقه‌ای
آن‌ها مخالفت با نظام تک‌قطبی و تک‌محوری است. همچنین، دو کشور از اینکه فقط غرب بخواهد قدرت محوری و مرکز ثقل باشد، موضع مشترک داشته و با این گرایش مخالف‌اند. متقابلاً هر دو کشور از گفتمانی حمایت می‌کنند که چندقطبی بودن در نظام بین‌الملل را ترویج می‌کند. پدیده دیگری که دو کشور را ازنظر قطب‌بندی در نظام بین‌المللی به هم نزدیک می‌کند، لزوم توجه به اوراسیا به‌مثابه کانونی از مکان‌های اصلی قدرت در نظام در حال شکل‌گیری است. این نگاه به قطب‌بندی در نظام بین‌الملل را باید با عنصر دیگری به نام نهادهای قدرت در کنار هم قرار داد.
 
ب) نهادهای قدرت در نظام بین‌الملل. واضحا، عضویت ایران و روسیه در نهادهای قدرت در نظام بین‌الملل با یکدیگر متفاوت است. روسیه در برخی از نهادهای کهن و بجامانده از گذشته مانند شورای امنیت سازمان ملل، عضویت دائم دارد؛ اما به نظر می‌رسد هر دو کشور در زمینه نهادهای قدرت با گرایشی که می‌خواهد با نگاهی انحصاری، نهادهای نوینی را شکل دهد، مخالف‌اند. تلاش غرب برای گسترش ناتو و جهانی کردن آن با محوریت برتری بازیگران غربی هیچ انطباقی با دیدگاه‌های ایران و روسیه ندارد. به‌طورکلی، جهانی‌سازی امنیت غرب محور و نهادهای مربوط به آن، موردعلاقه تهران و مسکو نیست.
 
واضحا، روسیه در درون و برون شوروی پیشین، سعی در نهادسازی مستقل و مشترک دارد. اتحادیه اقتصادی اوراسیایی نمونه اول و سازمان شانگهای نمونه دوم است. دیدگاه روسیه نسبت به همکاری ایران با این نهادها درمجموع قابل‌توجه و سمت‌وسوی مثبتی دارد؛ هرچند که با قاطعیت نمی‌توان گفت که روسیه، مصرانه در پیوستن ایران به این نهادها تلاشی می‌کند. بریکس (BRICs) نمونه دیگری است که پهنه جغرافیایی دیگری دارد و از مرزهای متعارف اوراسیا فرا می‌رود. هرچند ایران در مجموعه این نهادها، در سازمان شانگهای عضویت ناظر دارد، اما به نظر می‌رسد از راه افتادن و شکل گرفتن این نهادها خرسند است و آن‌ها را در تقابل تلاشی برای انحصار سازی نهادهای قدرت بین‌المللی توسط غرب می‌بیند.
تحلیل رویکرد روسیه و ایران به نظام بین‌الملل نیازمند توجه به قطب‌بندی قدرت، نهادهای قدرت و روندهای قدرت در نظام بین‌الملل است که همگی نشان می‌دهد که بین روسیه و ایران، اشتراک‌ها و افتراق‌هایی وجود دارد
در شناخت رویکرد ایران و روسیه نسبت به نظام بین‌الملل، علاوه بر نهادها، باید به روندها، مخصوصاً روندهای تصمیم‌گیری در نظام بین‌الملل توجه داشت.
 
ج) روندهای مؤثر در نظام بین‌الملل. ایران و روسیه به‌طور مشترک با روندهای خارج از چارچوب حقوق بین‌الملل برای تصمیم‌گیری در مسائل کلان و مهم مانند جنگ و صلح در نظام بین‌الملل ابراز مخالفت کرده‌اند. در این خصوص باید به آنچه در خاورمیانه از سال 2011 به بعد رخ داد را توجه نمود. روسیه هرچند که به قطعنامه‌های 1970 و 1973 شورای امنیت در مورد لیبی پیوست، ولی با تفسیری که کشورهای غربی از آن مفهوم ابداعی مسئولیت حمایت (Responsibility to protect) کردند، مخالفت کرد. درواقع روسیه احساس کرد که مورد خیانت قرار گرفته است.
 
تحولات سوریه و مخالفت ایران و روسیه، اشتراک آن‌ها در مورد نحوه تصمیم‌گیری در مسائل حاد و بنیادین بین‌المللی را به نمایش می‌گذارد. فراتر از اشتراک نظر، هر دو کشور محاسبه‌ای راهبردی دارند که نظام‌های سیاسی را نمی‌توان با تصمیم‌گیری‌های بیرونی، تغییر داد. این ایستادن بر اصلی حقوقی ازیک‌طرف و محاسبه‌ای راهبردی از سوی دیگر است. در این محاسبه راهبردی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه نباید ابزار مداخله در کشورهای دیگر شده و برای تغییر نقشه جغرافیایی مورداستفاده قرار گیرند.
 
خلاصه آنکه تحلیل رویکرد روسیه و ایران به نظام بین‌الملل نیازمند توجه به قطب‌بندی قدرت، نهادهای قدرت و روندهای قدرت در نظام بین‌الملل است که همگی نشان می‌دهد که بین روسیه و ایران، اشتراک‌ها و افتراق‌هایی وجود دارد. اگر در زمینه اشتراک‌ها و افتراق‌ها، تردیدها و روایت‌های مختلفی وجود دارد، در این زمینه نمی‌توان شکی داشت که روسیه به‌عنوان قدرتی جهانی و ایران به‌عنوان قدرتی منطقه‌ای، نقش مؤثری در شکل‌گیری نظام بین‌الملل دارند.
 
 
 
نویسنده: سید محمد کاظم سجادپور، استاد تمام دانشکده روابط بین الملل، رئیس مرکز آموزش و پژوهش های بین المللی وزارت امور خارجه و عضو ارشد شورای علمی ایراس
 
 
 
این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «همکاری های ایران و روسیه: ابعاد و چشم انداز» به اهتمام و ویراستاری علمی مشترک محمود شوری و ایگور ایوانوف به سه زبان فارسی، انگلیسی و روسی در اسفند 1395 منتشر شده است. جهت تهیه کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.
 

 
«یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»
 

 
کد مطلب: 3501
مولف : دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور