سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » اقتصاد و انرژی

عفیفه عابدی

همکاری‌های جمهوری آذربایجان و کشورهای اروپای شرقی در حوزه انرژی

یادداشت تحلیلی ایراس

۲۱ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۴۱

گزارش­ های جدید از تلاش لهستان برای متقاعد ساختن کشورهای اروپایی به امتناع از خرید گاز طبیعی روسیه و جایگزینی جمهوری اذربایجان حکایت دارد.



گزارش­ های جدید از تلاش لهستان برای متقاعد ساختن کشورهای اروپایی به امتناع از خرید گاز طبیعی روسیه و جایگزینی جمهوری اذربایجان حکایت دارد. «ویتولد وشیکوفسکی» وزیر خارجه لهستان در این خصوص گفته است: «ورشو از دولت کرواسی خواسته تا گاز جمهوری آذربایجان را جایگزین گاز روسیه کند. وی تصریح کرده که کشورش قصد دارد تا سال ۲۰۲۲ قرارداد گازی خود با روسیه را به پایان برساند. بر اساس طرح لهستان، با راه اندازی یک ترمینال گازی در دریای آدریاتیک بخش قابل ملاحظه ای از گاز اروپا تامین خواهد شد. از سوی دیگر وزیر انرژی جمهوری آذربایجان نیز اعلام کرده تکمیل طرح دالان گازی جنوب به تقویت همکاری باکو و اتحادیه اروپا کمک می­کند. در واقع به نظر می­رسد که تحرک جدیدی برای سرعت بخشیدن به جایگزینی جمهوری اذربایجان به عنوان یکی از منابع مهم تامین انرژی اتحادیه اروپا آغاز شده است.

 

انگیزه و اهداف لهستان

اظهارات رسانه ای مقامات لهستان و رایزنی های نمایندگان این کشور با سایر کشورهای اروپای شرقی و اتحادیه اروپا برای توسعه مناسبات انرژی این منطقه با جمهوری آذربایجان، سرآغاز تحول جدیدی نیست و بخشی از یک پروسه از پیش طراحی شده است. اما این تحرک جدید را می­توان از دو جنبه روابط دوجانبه ورشو با باکو و از سوی دیگر بروکسل-باکو ارزیابی کرد.

 

اول اینکه لهستان که یکی از کشورهای به شدت وابسته به انرژی روسیه است و به دنبال تنش­های فزاینده سیاسی در رابطه با مسکو، در یک سلسله اقدامات تلاش می­کند منبع جدیدی را جایگزین روسیه کند. در این راستا لهستان به جمهوری آذربایجان به عنوان یکی از منابع جایگزین می­نگرد و توافقات دوجانبه ای نیز در این زمینه با باکو داشته است. روز دوم  نوامبر سال جاری نیز الهام علی اف  رئیس جمهوری آذربایجان تفاهمنامه همکاری انرژی بین وزرای انرژی باکو-ورشو را تایید کرد. این تفاهمنامه ٢٧ ژوئن ٢٠١٧ امضا شده بود. اما به نظر می­رسد ورشو تلاش دارد جایگزینی انرژی جمهوری آذربایجان به جای روسیه را در چارچوب روابط اتحادیه اروپا تسریع ببخشد چرا که در این صورت هم هزینه عملیاتی توافقات گازی ورشو-باکو کاهش یافته و هم امنیت توافقات افزایش می­یابد.

 

در همین حال لهستان از سوی دیگر نیز تفاهماتی با آمریکا برای خرید گاز به شکل گاز طبیعی مایع (LNG) انجام داده است. ورشو رابطه گازی با آمریکا را نیز هم به شکل دوجانبه و هم منطقه ای و در چارچوب ابتکار پروژه "سه دریا" دنبال می­کند. یکی از اهداف پروژه سه دریا که از عضویت کشورهای پیرامون دریای آدریاتیک، بالتیک و دریای سیاه یعنی لهستان، اتریش، مجارستان، لاتویا و استونی تشکیل شده نیز گسترش زیرساخت انرژی منطقه‌ای از جمله پایانه‌های واردات LNG و خطوط لوله گاز مستقل از روسیه است. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در نشست اخیر این گروه وعده داد که از این پروژه حمایت می­کند.

 

در کل این تلاش های لهستان را می­توان با عنوان تلاش های این کشور برای تبدیل شدن به هاب منطقه ای اروپا برای انرژی نیز ارزیابی کرد. مقامات لهستان از این هدف نیز با صراحت سخن می­گویند. یک ماه پس از ورود اولین تانکر آمریکایی گاز LNG به لهستان، آندره دودا رئیس جمهور لهستان پس از دیدار با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در نشست خبری به روزنامه نگاران گفته بود: "آیا می توانیم تبدیل به مرکزی شویم که از طریق آن گاز LNG آمریکا به اروپای مرکزی رود؟ من متقاعد شده ام که بله!"

 

انگیزه ­ها و اهداف آذربایجان

بحث صادرات انرژی جمهوری آذربایجان به اروپا و طرح­ خطوط لوله و ایجاد شبکه انتقال این انرژی، موضوع تازه در حوزه انرژی، امنیت و سیاست نیست. اولین بار با عنوان شدن طرح خط لوله ناباکو در سال ٢٠٠٢، موقعیت ذخایر و جغرافیایی ویژه جمهوری آذربایجان برای انتقال انرژی به غرب مورد توجه جدی و برجسته قرار گرفت. اما زمانی که طرح جنجالی ناباکو که گفته می شد طرحی منهای ایران و روسیه برای اتصال اروپا به سایر صادرکنندگان انرژی قفقازجنوبی و آسیای مرکزی است، با چالش­های عملیاتی مواجه شد، تحولاتی رخ داد و طرح­های رقیبی مطرح شد که بر اساس آنها ممکن بود جمهوری آذربایجان محوریت کم نظیر خود را از دست دهد. اما با آغاز احداث خط لوله ترانس آناتولی (تاناپ) با حمایت ترکیه، پروژه تکمیل دالان گازی جنوب با خطوط لوله قفقاز جنوبی و ترانس آدریاتیک (تاپ) مطرح شد که در بین برخی ناظران به عنوان ناباکوی جدید نیز شناخته می­شود.

 

دالان گازی جنوب یکی از طرح های انرژی مهم منطقه بوده و شامل انتقال گاز طبیعی فاز دوم توسعه میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان واقع در دریای خزر از طریق خط لوله زیر دریایی به ترمینال سنگه چال در حومه باکو و از آنجا از طریق خطوط لوله قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی (تاناپ) و ترانس آدریاتیک (تاپ) و از خاک جمهوری آذربایجان ، گرجستان و ترکیه به اروپا است. این طرح انرژی به تامین منافع انرژی راهبردی گرجستان، ترکیه و نیز کشورهای اروپایی کمک خواهد کرد . برنامه ریزی شده است نخستین محموله گاز طبیعی فاز دوم توسعه میدان شاه دنیز در سال 2018 میلادی از طریق دالان گازی جنوب به ترکیه و در سال 2020 میلادی نیز به اروپا صادر شود.

 

در چارچوب این اقدامات جمهوری آذربایجان تلاش می­کند بازیگری فعال در عرصه انرژی باشد. باکو در سال‌های اخیر طرح ­های مستقل و مشارکتی زیادی برای بهره برداری از ظرفیت‌های انرژی خود، جذب سرمایه گذاری مسقیم خارجی و مشارکت شرکت های نفتی در طرحهای اکتشاف منابع نفتی و خطوط لوله انتقال انرژی مطرح کرده است و به همین دلیل توانسته زیرساخت­های لازم برای صادرات انرژی را فراهم کند.

 

مهمترین حوزه گازی آذربایجان به نام شاه دنیز در جنوب شرقی باکو  قرار دارد که به پشتوانه اهمیت این حوزه در منابع نفتی دریای خزر، جمهوری آذربایجان توانسته است کنسرسیومی با حضور شرکت های بزرگی همچون بی پی، استات اویل، سوکار، نیکوی ایران، توتال و تیپا، در امر اکتشاف، حفاری، تولید و صادرات گاز، تشکیل دهد. در همین راستا نیز ابتدا احداث خط لوله ترانس آناتولی نیز به عنوان اقدام مهمی از سوی ترکیه جهت انتقال گاز منطقه شاه دنیز جمهوری آذربایجان به اروپا در دستور کار قرار گرفت و سپس کار عملیاتی احداث خط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) موسوم به ناباکوی غربی نیز با حمایت اروپا پس از بحران اوکراین در سال ٢٠١٤ سرعت گرفت.

 

اتصال این دو خط لوله بهم مسیری برای تامین امنیت انرژی در اروپا و به عنوان بخشی از استراتژی تنوع، برای کاهش وابستگی انرژی در اروپا تلقی می شود. اتحادیه اروپا از حامیان اصلی این پروژه­ها است که با آغاز بهره برداری از این خطوط لوله در سال ۲۰۱۸ میلادی، نیاز گاز اروپا به میزان قابل توجهی (برآورد شده ٢٠ درصد) تامین شده و از وابستگی به گاز روسیه کاسته خواهد شد.

 

گفتنی است جمهوری آذربایجان از سوی شورای انرژی جهانی از لحاظ شاخص انرژی در سال ۲۰۱۷ در رتبه ۳۱ از میان ۱۲۵ کشور قرار گرفته است. این در حالی است که قفقاز جنوبی در زمینه امنیت انرژی و همچنین دسترسی در رتبه ۴۴ و از لحاظ پایداری محیطی در رتبه ۱۹ قرار دارد.

 

البته به نظر می رسد جمهوری آذربایجان با استفاده از تجربه سیاسی کاری هایی که موجب تضعیف پروژه ناباکو شد، تلاش کند از سیاسی شدن طرح های جدید جلوگیری نماید. دعوت باکو از ایران برای مشارکت در پروژه های گازی تاپ (ترنس آدریاتیک) و خط لوله تاناپ (ترنس آناتولی) یا توجه بیشتر باکو به طرح ها و ابتکارهای مسکو در سایر جهات نیز در همین جهت ارزیابی می­شود.

 

جمع بندی

صرف نظر از جنبه های سیاسی، می توان گفت انگیزه ها و اهداف مشترکی در حوزه انرژی جمهوری آذربایجان و اتحادیه اروپا را برای توسعه روابط ترغیب می کند. اتحادیه اروپا به دنبال کاهش وابستگی به روسیه و جمهوری آذربایجان به دنبال تقویت جایگاه خود در برابر روسیه است. از سوی دیگر بروکسل از ایجاد تنوع گزینه در بازار انرژی به دنبال افزایش امنیت انرژی و قدرت چانه زنی در بهای آن است، جمهوری آذربایجان نیز به دنبال سهیم سازی قدرت های فرامنطقه ای در تامین امنیت صادرات انرژی و افزایش صادرات می­باشد.

 

این کشور در دو دهه گذشته، یکی از صادر کنندگان اصلی گاز به اتحادیه اروپا بوده، لذا تداوم و افزایش صادرات برای کسب درآمد، هدف مهمی برای باکو است. مجموع شرایط منطقه­ای و بین المللی نیز این انگیزه ها را تقویت می کنند. در قاره سبز نیز انگیزه شرق اروپا برای کاهش وابستگی انرژیک به روسیه بیشتر است. در نتیجه شاهد نقش پیشرو کشورهای اروپای شرقی برای تقویت مناسبات انرژی اتحادیه اروپا با جمهوری آذربایجان هستیم. شرایط یاد شده به سیاستگذاران عرصه دیپلماسی انرژی آذربایجان که در راهبرد بلندمدت خود، به دنبال مشتریان بزرگ و پروپاقرص از نوع قدرت های فرامنطقه ای هستند، کمک می کند تا با طرح و تقویت خطوط متنوع انرژی، این کشور را به عنوان هاب انرژی مناطق پیرامون معرفی کنند.

 

کشورهای منطقه آسیای مرکزی چون ترکمنستان و قزاقستان هم که افزون بر مسیر روسیه، به دنبال مسیرهای جدیدتر، کم هزینه تر و کم خطرتری هستند به شبکه های لوله ای که با حمایت غرب از خاک آذربایجان عبور می‌کنند تمایل دارند و به تقویت پتانسیل سیاسی و اقتصادی طرح های موجود به طور غیر مستقیم کمک می کنند.

 



 

نویسنده: عفیفه عابدی، تحلیلگر مسائل اوراسیا و پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس