روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » روسیه و اروپای شرقی

ایران و مسائل اقتصادی: موانعی بر سر راه دوستی روسیه و عربستان

۱۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۳

مارک کاتز: ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، در اوایل ماه اکتبر 2017 به منظور دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به این کشور سفر خواهد داشت؛ دیداری که به نظر می رسد جدیدترین نشانه بهبود روابط میان پادشاهی سعودی و روسیه باشد. این دو دشمن و رقیب دوران جنگ سرد که در طول پانزده سال اخیر هم روابطی پرفراز و نشیب با یکدیگر داشتند، اخیرا اقدام به همکاری در حوزه های متعددی داشتند که از جمله می توان به مواردی نظیر کاهش تولید نفت به منظور تقویت قیمت جهانی آن، اجرای چندین پروژه مشترک نفت و گاز و گفتگوهای مجدد حول خرید گسترده تسلیحات روسی از سوی عربستان سعودی اشاره داشت. مهم تر از همه این موارد، به نظر می رسد عربستان سعودی از تلاش ها برای حمایت از شورشیان سوری که خواستار سرنگونی دولت بشار اسد هستند، دست کشیده است و با تلاش های روسیه همراه شده تا به راه حلی برای این منازعه دست یابد. با این حال، سوال این است که آیا سفر پادشاه عربستان سعودی به مسکو واقعا نشانه ای از تغییر در روابط دوجانبه به شمار می آید؟

ایراس: ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، در اوایل ماه اکتبر 2017 به منظور دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به این کشور سفر خواهد داشت؛ دیداری که به نظر می رسد جدیدترین نشانه بهبود روابط میان پادشاهی سعودی و روسیه باشد. این دو دشمن و رقیب دوران جنگ سرد که در طول پانزده سال اخیر هم روابطی پرفراز و نشیب با یکدیگر داشتند، اخیرا اقدام به همکاری در حوزه های متعددی داشتند که از جمله می توان به مواردی نظیر کاهش تولید نفت به منظور تقویت قیمت جهانی آن، اجرای چندین پروژه مشترک نفت و گاز و گفتگوهای مجدد حول خرید گسترده تسلیحات روسی از سوی عربستان سعودی اشاره داشت. مهم تر از همه این موارد، به نظر می رسد عربستان سعودی از تلاش ها برای حمایت از شورشیان سوری که خواستار سرنگونی دولت بشار اسد هستند، دست کشیده است و با تلاش های روسیه همراه شده تا به راه حلی برای این منازعه دست یابد. با این حال، سوال این است که آیا سفر پادشاه عربستان سعودی به مسکو واقعا نشانه ای از تغییر در روابط دوجانبه به شمار می آید؟

 

هرگونه روابط و تعاملات نوظهور میان مسکو و ریاض کماکان شکننده است. در واقع، در حالی که عربستان سعودی هنوز ترجیح می دهد که بشار اسد از قدرت کناره گیری کند، اما نگرانی عربستان در خصوص آینده بشار اسد بسیار کمتر از نگرانی این کشور از ایران به عنوان رقیب قدرتمند خود و همپیمان روسیه بوده و در این راستا ریاض تلاش های خود را معطوف به کاهش نفوذ منطقه ای تهران نموده است. اینکه تا چه میزان روسیه آماده است و می تواند عربستان را در تحقق این هدف یاری کند، کماکان نامشخص است. در این اثنا، روسیه چشم به سرمایه گذاری عربستان در کشور خود دارد، هرچند قیمت پایین نفت، کسری بودجه این کشور عربی و کارزار نظامی آن در یمن، جیب ریاض را خالی کرده و قدرت مانور این کشور را در مقایسه با گذشته کاهش داده است. از این رو، ایجاد توازن میان منافع ژئوپلتیکی و اقتصادی دو کشور روسیه و عربستان سعودی، آسان نخواهد بود.

 

سواری جدید در مسیر پر پیخ و خم قدیمی

تاریخ دو دهه اخیر حکایت از آن دارد که اگر دو کشور روسیه و عربستان سعودی در مسیر دوستی قرار گیرند، این مسیر را یا طوفان در می نوردد و یا به بن بست ختم می شود. روابط مسکو و ریاض حتی پس از جنگ سرد بطور گسترده ای غیردوستانه بوده و ریشه در اختلافاتی حول چچن، ایران، تجارت و سرمایه گذاری دوجانبه و سیاست های تولید نفت دارد. از منظر تاریخی، روابط دو کشور در سال 2003 میلادی و پس از دیدار ملک عبدالله از مسکو بهبود یافت. متقابلا، ولادیمیر پوتین نیز به همراه هیئتی بزرگ از تجار روسی در سال 2007 از عربستان سعودی دیدار داشت. با این حال، بی رغبتی روسیه در پیوستن به عربستان سعودی و اوپک در کاهش تولید نفت با هدف افزایش قیمت ها پس از بحران اقتصادی سال 2008، روابط دوجانبه را مجددا وارد یک چالش نمود. این روابط پس از شروع بهار عربی در سال 2011 و هنگامی که روسیه در همراهی با ایران اقدام به حمایت از رژیم بشار اسد علیه رقبای سنی سوری تحت الحمایه عربستان نمود، روابط دوجانبه مسکو و ریاض بیش از پیش به سردی گرایید.

 

سختی فراوان در سرزمین نعمت ها

در حالی که آسیب پذیری مسکو و ریاض در قبال قیمت پایین نفت باعث شده تا دو کشور از منافع مشترکی بهره مند شوند، ممکن است در حوزه اقتصادی، محدودیت های قابل توجهی پیش روی همکاری های دو کشور قرار گیرد.

 

اول از همه، به نظر می رسد در مواجهه با گسترش تولید نفت شیل از سوی آمریکا، منافع جدید عربستان و روسیه در همکاری حول تولید نفت زائل گردد. همزمان با افزایش تولید آمریکا، عدم همکاری میان عربستان سعودی و روسیه خطر کاهش بیشتر قیمت نفت را افزایش و متعاقب آن، درآمدهای صادراتی هر دو کشور را کاهش داده است. البته مشکل این است که در حالی که ثبات قیمت نفت در کوتاه مدت به مسکو و ریاض کمک می کند، تاثیر بلندمدت آن همانان تشویق آمریکا به تولید نفت شیل بیشتر است؛ نفتی که به جهت نوآوری های فناورانه از قیمت تمام شده پایین تری برخوردار بوده و لذا منتج به کاهش فشارها به قیمت نفت در آینده نه چندان دور خواهد شد. با توجه به کسری بودجه دو کشور – یک درصد از تولید ناخالص داخلی برای روسیه و 7/7 درصد از تولید ناخالص داخلی برای  عربستان سعودی در سال 2017 – چشم انداز بلندمدت، دورنمای روشنی برای ریاض و مسکو نخواهد بود.

 

دوم، شرایط اقتصادی عربستان سعودی مانعی یا در برابر افزایش میزان تجارت دوجانبه از سطح کنونی (کمتر از نیم میلیارد دلار در سال 2016) بوده و یا امیدهای پوتین به گسترش سرمایه گذاری عربستان در روسیه و خرید گسترده تسلیحات روسی است؛ موضوعاتی که دو کشور حول آن مذاکراتی طولانی داشته اند.

 

مسئله ایران

گزارش های اخیر که بیان می کند رهبران عربستان سعودی پذیرفته اند تا بشار اسد در قدرت باقی بماند، بازتاب دهنده واقعی مصالحه میان ریاض و دمشق نسیت، بلکه نشان از تعیین اولویت های عربستان سعودی دارد. تحولات چند ماه گذشته، حوزه عمل عربستان را محدود ساخته است؛ آمریکا و ترکیه دیگر علاقه مند به حمایت از رقبای بشار اسد نیستند و عربستان در باتلاق یمن گیر افتاده است (کشوری که روسیه میان نیروهای رقیب موجود در آن، حضور جدی و فعالی داشته است). با همه این اوصاف، عربستان حتی توانایی حفظ شورشیان سنی در مناطق و سرزمین هایی که نه تنها کاهش یافته بلکه برای کنترل این اراضی باید با نیروهای تحت حمایت روسیه و ایران نیز بجنگد را ندارد. به هر حال، عربستان سعودی نگران از قدرت نفوذ ایران در سوریه و بطور گسترده در منطقه بوده و تنها امید ریاض برای کاهش این نفوذ، توسل به دیگر همپیمان بشار اسد، یعنی روسیه است.

 

اما در شرایطی که پویش های قدرت در سوریه و عراق در حال تغییر است، آیا این انتظاری واقع بینانه است؟ در طول سالیان اخیر، گزارش هایی به نقل از مقامات روسی منتشر شده مبنی بر آنکه این مقامات به همتایان خود در اسرائیل و کشورهای عربی اطلاع داده اند که اگر آن ها واقعا از نقش ایران در سوریه نگران هستند، بهتر است که با نیروهای روسی در سوریه کنار آمده و از حضور روسیه در سوریه حمایت کنند تا از این طریق حضور ایران در این کشور محدود شود. تا زمانی که داعش در سوریه و عراق قدرتمند باشد، مسکو می تواند مدعی آن باشد که تهران همپیمان این کشور علیه تهدیدات مشترک است. اما در حال حاضر که داعش بطور چشمگیری در حال ضعیف شدن است، به نظر می رسد ایران و متحدان این کشور (همچون حزب الله و بخصوص شبه نظامیان شیعه در عراق) در دو کشور سوریه و عراق بسیار موفق ظاهر شده و قدرت را در اختیار گرفته اند.

 

تعجب آور نیست در شرایطی که جایگاه بشار اشد تضمین شده است و داعش به عنوان دشمن مشترک ایران و روسیه و دیگر رقبای عرب سنی بشار اسد به شدت تضعیف شده است، مسکو و تهران خود را در تقلا برای اعمال نفوذ بیشتر در سوریه ببینند. اینکه مسکو با کردها در سوریه و عراق کار می کند و تعامل دارد، در حالی که تهران و آنکارا علیه کردها فعالیت دارند، نشانگر آن است که این شکاف میان ایران و روسیه پیش تر شکل گرفته است. از آن جهت که برغم برخی نشانه ها از تنش زدایی، احتمالا تخاصم و دشمنی میان عربستان سعودی و ایران استمرار خواهد داشت، امید عربستان مبنی بر آنکه روسیه بر نفوذ ایران در سوریه تفوق یابد، کاملا منطقی به نظر می رسد.

 

اما سوال اینجاست که چه میزان روسیه علاقه مند است روابط خود با تهران را در ازای نفوذ بیشتر در سوریه و حتی بهبود روابط با ریاض، به خطر بیندازد. البته روسیه به نوعی تمایل دارد تا همه چیز را بدست آورد، از جمله نفوذ مطلق در سوریه، بهبود روابط با ریاض و ادامه روابط مستحکم با تهران. اما اینکه روسیه بتواند این سه هدف را بدست آورد، اصلا مشخص نیست.

 

بطور تناقض آمیزی، خصومت دولت ترامپ در قبال ایران در واقع می تواند منتج به افزایش قدرت روسیه در برابر ایران گردد. در دوران ریاست جمهوری اوباما، روسیه از این واهمه داشت که توافق هسته ای آمریکا با ایران منتج به دوستی و نزدیکی گسترده تر میان تهران و واشنگتن شده و این دوستی به معنای کاهش وابستگی تهران به مسکو خواهد بود. از این رو، روسیه انگیزه قوی ای برای ناراحت نساختن ایران داشت، چرا که این ترس وجود داشت که آزرده خاطر ساختن ایران از سوی مسکو باعث تقویت روابط دوستی و تعامل ایران و ایالات متحده شود. مسکو از این جهت خوشبخت است که حضور ایران در سوریه و روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا کمک کرد تا نزدیکی و دوستی تهران و واشنگتن شکل نگیرد.

 

تخاصم دولت ترامپ در قبال ایران باعث افزایش وابستگی ایران به مسکو شده است، حتی تا جایی که تهران در موقعیتی نیست که اگر روسیه اقدامی انجام داد که باعث ناراحتی تهران شود، بتواند واکنشی از خود نشان دهد. حتی در صورت افزایش نفوذ روسیه در سوریه و همچنین بهبود روابط مسکو با ریاض قطعا باعث نخواهد شد تا رهبران ایران به سمت ترامپ گرایش پیدا کنند. با این حال، ایران در آینده قطعا پیرامون اعمال نفوذ در سوریه به رقابت با روسیه خواهد پرداخت، هرچند همزمان علاقه خود مبنی بر همکاری با مسکو برای مقابله با آمریکا به عنوان تهدید مشترک را پنهان نخواهد کرد.

 

مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید

اینکه تمامی این موضوعات چگونه محقق خواهد شد، قابل پیشی بینی نیست، اگرچه یک موضوع احتمالا مشخص است؛ اگر علاقه ریاض به بهبود روابط با مسکو مبتنی بر این باور باشد که صرفا روسیه می تواند نفوذ ایران در سوریه و دیگر مناطق را بطور موثری محدود سازد، با توجه به آنکه شواهد متقنی از علاقه و توانایی روسیه برای این کار وجود ندارد، لذا می توان انتظار داشت که روابط میان روسیه و عربستان سعودی بار دیگر به سردی بگراید. اولین قربانی این سردی روابط نیز احتمالا علاقه ای است که ریاض به خرید تسلیحات روسی از خود نشان داده و تحقق آن را به فاصله گرفتن مسکو از تهران منوط کرده است؛ موضوعی که روسیه هیچ علاقه و تمایلی به آن ندارد.

 

در طول سفر پیش بینی شده ملک سلمان به مسکو، تردیدی نیست که طرف روسی خواستار گفتگو و بحث در خصوص جزییات فروش تسلیحات به عربستان و جذب سرمایه این کشور است. با این حال، در جریان این سفر، تمرکز پادشاه و ولیعهد عربستان بیشتر بر این خواهد بود که روسیه چه برنامه ای به منظور کاهش نفوذ ایران در سوریه و دیگر کشورهای منطقه ممکن است داشته باشد. اگر یکی از دو کشور عربستان یا روسیه از دیگری ناامید شود، طرف مقابل، قطعا واکنش نشان خواهد داد. در واقع و در همین راستا، از چندی پیش، برخی ناظران و تحلیلگران روسی پیش بینی کرده اند که چگونه (و نه آیا) مسکو از توافق محدودیت تولید نفت با عربستان سعودی خارج خواهد شد و این خود دلیلی بر بروز تنش و سردی روابط میان مسکو و ریاض است.

 

 

نویسنده: مارک کاتز - استاد دانشگاه جورح میسون آمریکا و تحلیلگر برجسته مسائل روسیه

 

منبع: مرکز بلفر، وابسته به دانشگاه هاروارد آمریکا

 



«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است»