همکاری روسیه و ایران در سوریه محدود شده اما این به معنای پایان همکاری‌ها نیست

تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۳
Share/Save/Bookmark
 
آنتون مرداسف و نیکلای کاژانف: از سال 2012 مسکو و تهران سعی دارند پایه مستحکمی برای گسترش گفتگوی همه‌جانبه ایجاد نمایند. از نظر حافظه تاریخی ایرانیان، این پنج سال، فقط یک تعامل لحظه‌ای بود. مهمتر از همه روابط سده‌های پیشین دو کشور است که به مردم این نکته را می‌آموزد که اگر به مسکو اعتماد هم می‌کنید این اعتماد باید بسیار محتاطانه باشد. در تهران یک سوال اساسی همچنان باقی است که آیا مسکو دیگر بار به خاطر بهبود روابط با غرب به ایران خیانت نخواهد کرد؟ در نهایت اینکه هرگونه اقدام از جانب روسیه، که برای ایرانیان غیرقابل درک باشد در افکار عمومی جامعه ایران به «خیانت مسکو» تعبیر می‌شود ...
 
ایراس: ز سال 2012 مسکو و تهران سعی دارند پایه مستحکمی برای گسترش گفتگوی همه‌جانبه ایجاد نمایند. از نظر حافظه تاریخی ایرانیان، این پنج سال، فقط یک تعامل لحظه‌ای بود. مهمتر از همه روابط سده‌های پیشین دو کشور است که به مردم این نکته را می‌آموزد که اگر به مسکو اعتماد هم می‌کنید این اعتماد باید بسیار محتاطانه باشد. در تهران یک سوال اساسی همچنان باقی است که آیا مسکو دیگر بار به خاطر بهبود روابط با غرب به ایران خیانت نخواهد کرد؟ در نهایت اینکه هرگونه اقدام از جانب روسیه، که برای ایرانیان غیرقابل درک باشد در افکار عمومی جامعه ایران به «خیانت مسکو» تعبیر می‌شود.
 
واضح‌ترین دلیل برای چرایی با هم بودن ایران و روسیه در سوریه، شباهت درک آنها از موقعیت و نیاز مستقیم آنها به یکدیگر در میدان نبرد برای تأمین بقای رژیم اسد می‌باشد. به لحاظ عملی، نیاز روسیه به ایران در سوریه به همان اندازه که ایران به روسیه نیاز داشته و همچنان نیاز دارد جدی است. موفقیت‌های عملیات‌های نظامی دمشق و مسکو مستقیما به حضور دائمی تشکیلات طرفدار ایران در برخی جهات ارتباط دارد.
 
کمک گروه‌های طرفدار ایران به نیروهای روسیه تضمین مطمئنی برای آن است که صلاح نیست مسکو به میزان قابل ملاحظه‌ای بر شمار گروه‌های نظامی خود در سوریه بیفزاید و به شیوه حضور شوروی در افغانستان عمل کند. رویکرد ایرانی‌ها نیز عملگرایانه است؛ بدون روسیه برای ایران هم پشتیبانی توپخانه‌ای و هوایی از دمشق امکان‌پذیر نبود، نکته اصلی حمایت دیپلماتیک است که تلاش مشترک و باهم بودن این دو کشور، امکان پیشبرد شرایط و تحمیل آنها به مخالفان خود را در مذاکرات فراهم می‌آورد.   
 
علی‌رغم تعامل روسیه و ایران در سوریه که تا این لحظه بیش از دو سال به طول انجامیده، ماهیت گفتگو میان دو کشور و موانع توسعه بعدی آن تاکنون بحث‌های جدی و فعالی را بین کارشناسان بوجود آورده است. برخی متقاعد شده‌اند که در سوریه بین روسیه و ایران یک اتحاد شکل گرفته است. برخی بر این باورند که همکاری ایران و روسیه، افسانه‌ای بیش نیست: گویا این همکاری صرفا یک تعامل موقعیتی است و چیزی نمانده که به پایان برسد. اغلب این‌ تحلیل‌گران در نهایت به منابع ایرانی و افکار عمومی ایران اشاره می‌کنند.   
 
حضور روسیه در سوریه و افکار عمومی ایران
در حقیقت، بحث مذکور در حوزه خبری ایران با وضوح بیشتری انعکاس یافته است. برخی از نشریات به صراحت از خیانت روسیه که به ناچار ایران را به غرب و یا اسرائیل می‌فروشد، سخن می‌گویند. برخی، برعکس از  برادری اقوام می‌نویسند و اظهاراتی از مقامات روسیه را نقل می‌کنند که ایران و روسیه با هم در میادین نبرد سوریه به خاطر هدفی بزرگ «خونشان را نثار می‌کنند». با این حال، باید با برخی اصلاحات، این بحث داخلی در جامعه ایران را درک کرد.   
 
نخست آنکه، جنگ اطلاعات بین روسیه و غرب به طرز عجیبی، تأثیر قابل توجهی بر شکل‌گیری این مباحث نهاده است. بنابراین، خبرگزاری‌های دولتی مانند ایرنا، ایسنا و مهر اغلب مقالات و اظهارات مختلف خبرگزاری‌های روسیه را بازنشر می‌کنند؛ درنتیجه‌ی این فعالیت‌ها، در حوزه خبری ایران تصویر مثبتی از حضور روسیه در سوریه و تعامل موفق بین دو کشور ایجاد شده است. در عین حال، تهاجمی‌ترین نشریات مخالف روسیه، در واقع به بازنشر مقالات نشریات امریکایی می‌پردازند که از آنها نباید همواره انتظار ارائه یک تصویر واقعی را داشت.     
 
دوم آنکه مباحث مربوط به همکاری فعلی با مسکو در جامعه ایران، از دریچه واقعیت‌های سیاست داخلی نگریسته می‌شود. به ویژه، محافظه‌کاران تا حد زیادی برای همکاری و تعامل با مسکو تمایل دارند و این همکاری را به عنوان عامل توازن و دفاع از سیاست ضدایرانی امریکا درنظرمی‌گیرند. با این حال، برخی از آنها این سوال را مطرح می‌کنند که آیا وابستگی به مسکو خیلی زیاد نیست و آیا روسیه ایران را از همین صحنه سوریه خارج نخواهد کرد؟ برای نیروهای لیبرال هم تماس با غرب دارای ارجحیت است. در این رابطه، برخی از اقشار جامعه ایران تعامل با روسیه را نشانه واضحی برای جداشدن از غرب تلقی می‌کنند. افزون بر این، برخی از لیبرال‌های ایران به طور جدی علیه طرح‌ها و برنامه‌های تهران برای تسلط بر منطقه مخالفت کرده و در شرایط عدم ثبات اقتصادی و بلاتکلیفی اوضاع داخلی، موضوع ضرورت رفتار تهاجمی سیاست خارجی را به طور منطقی مورد سوال قرار می‌دهند. برای چنین گروه‌هایی تعامل ایران با روسیه در سوریه به مثابه تشدید گرایش‌های هژمونیک در سیاست خارجی است که همین امر موجب انتزاع و جدایی ایران از غرب می‌شود. درنتیجه، آن بخش از جامعه که مخالف روسیه است درواقع علیه آن چیزی نمی‌گوید، اما برخلاف عناصر واقعیت‌های ایران که تداعی‌گر روسیه می‌باشد صحبت می‌کند.
 
سوم آنکه حافظه تاریخی ایرانیان نقش  قابل توجهی در این رابطه ایفا می‌کند. از  سال 2012 مسکو  و تهران سعی در ایجاد بنیان ثابتی برای توسعه گفتگوهای همه‌جانبه دارند. مشکل این است که از نظر حافظه تاریخی ایرانیان این 5 سال، فقط یک تعامل لحظه‌ای بوده است. مهمتر از همه،  قرن‌ها روابط قبلی دو کشور است که به مردم می‌آموزد اگر به مسکو اعتماد هم می‌کنند این اعتماد باید بسیار محتاطانه باشد. برای ایرانیان هنوز هم این زخم خونین، یادآور قرارداد صلح ننگین ترکمنچای ایران با امپراطوری روسیه است، قراردادی که ایران نه تنها بخشی از قلمرو خود را از دست داد، بلکه ناگزیر به پرداخت غرامت سنگینی هم شد. در فارسی هنوز هم معمول است که اقدامات غیرمنصفانه کسی را «ترکمنچای» بنامند.
 
در دوره جدید هم تهران گلایه‌های زیادی از مسکو داشته است. ماجرای تحویل با تأخیر اس- 300 به ایران از سال 2010، تنها نوک این قله یخی است. در همین رابطه، این پرسش جدی در تهران به طور ثابت مطرح شد که آیا مسکو دیگربار به خاطر بهبود روابط با غرب ایران را نخواهد فروخت؟ به خصوص که، تهران سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در سوریه کرده است، اما تنها در صورت همکاری و تعامل با مسکو می‌تواند از این سرمایه‌گذاری‌ها، سود و منافع سیاسی کسب نماید. در نهایت آنکه هرگونه اقدام از جانب روسیه که برای ایرانیان غیرقابل درک باشد در افکار عمومی جامعه ایران به «خیانت مسکو» تعبیر می‌شود. بنابراین، حمله امریکا به پایگاه هوایی الشعیرات سوریه، تئوری توطئه را به طور کامل در ایران به وجود آورد. برخی از خبرگزاری‌ها با طرح این سوال که چرا سیستم‌های دفاع هوایی روسیه موشک‌های کروز تاماهاک امریکا را هدف قرار نداده‌اند، اینگونه نتیجه‌گیری کردند که مسکو به این طریق، برای توافق با غرب اعلام آمادگی کرده است.    
 
این سه عامل درک حضور روسیه و اقدامات آن در سوریه را برای نخبگان سیاسی ایران دشوار می‌نماید. غربی‌ها و البته اغلب کارشناسان روسی بر اسطوره‌هایی تمرکز می‌کنند که به واسطه این عوامل ایجاد شده‌اند. با این حال، واقعیت تا حدی متفاوت است. برای درک درست واقعیت باید حداقل به آنچه در خود سوریه اتفاق می‌افتد و همینطور برداشت شخصیت‌های ایرانی مسئول مستقیم اتخاذ تصمیمات در سوریه، همچون علی شمخانی دبیرکل شورای عالی امنیت ملی ایران، علی اکبر ولایتی مشاور رهبری در امور خارجی، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ج.ا.ا، دیپلمات‌های عالی‌رتبه ایران و شخص رهبر یعنی آیت‌الله خامنه‌ای از تحولات این کشور توجه کرد. دیدگاه آنها هم یکی است: تعامل با روسیه در سوریه برقرار است و این موضوع برای ایران اهمیت راهبردی دارد. البته این امر به معنای انکار اختلاف‌نظرها و تناقشات موجود مابین دو کشور نیست.      
   
چرا ما با هم هستیم؟
بارزترین دلیل برای این که چرا ایران و روسیه در سوریه با هم هستند، شباهت برداشت آنها از وضعیت حاکم در سوریه و نیاز آنها به یکدیگر در میدان نبرد برای تأمین بقای رژیم اسد است. بنابراین، تهران که تمایل به حفظ و بقای رژیم اسد دارد از همان ابتدا، با کاستن از اهمیت قیام سوریه، این حرکت را به عنوان بروز فتنه‌های امریکا و عوامل اسرائیل تفسیر کرد. مسکو هم علت وقایع سوریه را توطئه خارجی دانست، هرچند به این نکته هم متذکر شد که بشار اسد نیز در اجرای سیاست‌های اجتماعی-اقتصادی داخلی خود مرتکب اشتباهات محاسباتی شده است. به این دلیل، همکاری روسیه و ایران توسط افکار عمومی روسیه به منزله تقابل با غرب و تروریست‌ها تلقی می‌شود و در این زمان که «مدیریت آشوب امریکا» در دستور کار قرار گرفته، کمتر کسی به اختلافات تاریخی دو کشور می‌اندیشد.
 
به لحاظ عملی، نیاز روسیه به ایران در سوریه به همان اندازه که ایران به روسیه نیاز داشته و همچنان نیاز دارد جدی است. مسکو برای رژیم اسد پوشش‌های دیپلماتیک لازم را فراهم کرده و می‌کند، جدیدترین سامانه‌های تسلیحاتی را به سوریه تحویل می‌دهد، پشتیبانی هوایی از آن به عمل می‌آورد، عملیات‌های پلیسی و امنیتی ویژه انجام می‌دهد، همچنین در صورت لزوم برای آشتی دادن دمشق با گروه‌های معارض به ایفای نقش میانجی می‌پردازد. موفقیت‌های عملیات‌های نظامی دمشق و مسکو مستقیما به حضور دائمی تشکیلات طرفدار ایران در برخی جهات ارتباط دارد. به عنوان مثال، در حمای شمالی در خطوط تماس اپوزوسیون (سوری) چندین گردان قرار دارند، از جمله: یگان‌های ایرانی «حرکت النجبا» و «گردان امام علی»، «حزب الله» لبنان، «لواالباقر» سوری- لبنانی، «گردان مختار ثقفی» و همچنین واحدهای «نیروهای دفاع مردمی [بسیج مردمی سوریه]» که به شیوه نیروی شبه نظامی بسیج ایران شکل گرفته است.   
در عین حال، علی رغم تمام این عوامل، اطلاق اتحاد کامل درباره همکاری ایران و روسیه دشوار است. 
 
دوستی دوستی است، اما سیاست سیاست است.
مسکو ضمن بسط تعامل با ایران می‌خواهد از وضعیتی که طی آن در موضوعات منطقه‌ای، به عنوان ابزاری درگیر حل و فصل مسائل سیاست منطقه ای ایران شود، اجتناب نماید. این امر مستقیماً روابط روسیه با اسرائیل و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را مختل کرده و روسیه را در منطقه آکنده از رویارویی‌های درهم شکننده مابین شیعه و سنی درگیر خواهد کرد. به ویژه، مورد اخیر (کشیده شدن روسیه در منطقه‌ای که درگیر اختلافات دائمی شیعه و سنی است) برای روسیه ناخوشایند است، چراکه جمعیت مسلمان این کشور عمدتا سنی هستند. لذا، در این رابطه، برای روسیه حفظ توازن در اقداماتی که در سوریه انجام می‌دهد بسیار حائز اهمیت است تا اقدامات آن کاملا تداعی‌گر اقدامات ایران شیعی نباشد.  
 
اولین بار، چنین توازنی به سرعت ایجاد شد و آن هم انعقاد توافق با اسرائیل درمورد آزادی عمل ارتش اسرائیل بود که از سال 2015 به کرات، نیروهای وفادار به بشار اسد را مورد حمله قرار داد. توازن دوم به نظر می‌رسد استفاده مسکو از عدم قاطعیت اواخر حضور دولت باراک اوباما و چرخش آن به جانب ایران باشد، که به همین دلیل روابط عربستان سعودی و امریکا به تیرگی کشید و مسکو هم [با استفاده از این فرصت] به شیوه «چماق و هویچ» درصدد بسط روابط با کشورهای پادشاهی حوزه خلیج فارس برآمد. در همین زمان مسکو رسماً مخالفتی با تخلیه یگان‌های اپوزوسیون و جمعیت سنی از مناطق مختلف دمشق که ماهیت فرقه‌ای واضحی دارد، بروز نداد. واضح است چنین سکوتی از جانب مسکو در واقع تلاشی برای فاصله گرفتن از سیاست دمشق و ایران بود که اگر مستقیما هم فرقه‌گرایی را پرورش ندهند باز هم به هر صورت، به تقویت گروه‌های غیرسنی در کشور کمک می‌کنند.       
 
موازنه سوم با روی کارآمدن دونالد ترامپ در کاخ سفید و اعلام سریع پایبندی [امریکا] به روابط اتحادآمیز با کشورهای پادشاهی سنی مذهب پدید آمد. به لحاظ نظری، برای مسکو حفظ گفتگو با واشنگتن در رابطه با مناقشه سوریه، نه تنها به عنوان بهانه‌ای برای گفتگو «در شرایط برابر»، بلکه همچنین از آن رو که ایران با احساس تهدید از بابت انعقاد توافقات «پشت سر [پنهانی]»، تا حد زیادی در موضوعات مختلف حاضر به سازش با روسیه بود، بسیار حائز اهمیت است. همکاری احتمالی روسیه و امریکا برای تهران که بیشتر از مسکو به حفظ رژیم فعلی سوریه و عدم تغییر و جایگزینی آن علاقمند است و می‌تواند در برابر اصلاحاتی که صورت می‌گیرد مقاومت کند واقعا عامل نگران‌کننده‌ای است. در این رابطه، در حال حاضر حفظ درجه تنش در روابط امریکا و روسیه به نفع ایران است و چنین اقداماتی در حد «سطحی» بارها صورت گرفته است. در حالی که تهران در نشست‌های دیپلماتیک بر ضرورت حفظ آتش‌بس در سوریه و موافقت با مذاکرات پایان مسالمت‌آمیز جنگ تأکید دارد، اقدامات آن در محل، گاهی اوقات حاکی از چیز دیگری است.
 
در ژوئن 2017 در منطقه صحرای سوریه نیروی هوایی امریکا دوبار پهبادهای تهاجمی-شناسایی شاهد -129 ایران را مورد هدف قرار دادند و چندین بار به تشکیلات طرفدار ایران که در صدد پیشروی به التنف بودند، یعنی محل استقرار قبایل سنی محلی معارضان سوری که مورد حمایت نیروهای ویژه امریکا، انگلستان، نروژ و اردن هستند، حمله کردند. همچنین به سختی می‌توان عملیات نیروهای رژیم سوریه و نیروهای نیابتی ایران در استان سویدا را، آن هم درست پس از آتش‌بسی که طبق توافق جدید روسیه و امریکا در 9 جولای 2017 و درنتیجه دیدار ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ در حاشیه اجلاس «گروه بیست» اعلام شد، اقدامی صرفا تصادفی نامید. تشکیلات طرفدار دولت به ویژه، پس از نابودی بخشی از معارضین از جمله، جیش الاسود الشرقیه و نیروهای احمد العبدو، توده بزرگ جبل سایس توانستند در این منطقه‌ی عاری از تنش و همچنین مناطق تولول الفدایان[1] و تل الاسفر  و مجموعه‌ای از مناطق دیگر پیشروی نمایند. قبل از اعلام رژیم آتش‌بس در این مناطق، چند هفته‌ای آرامش برقرار بود. بنابراین، تهران با این اقدام، احتمالاً نشان داد که قصد ندارد هیچ یک از توافقات مربوط به سوریه را که بدون مشارکت آن صورت می‌گیرند به حساب آورد.     
 
 عامل اسرائیل
روسیه هنگام طرح‌یزی عملیات‌های خود در سوریه سعی دارد منافع اسرائیل را هم در نظر بگیرد. از همان آغاز سال 2015 مسکو به اورشلیم این وعده را داد که هیچ یک از اقدامات روسیه در منطقه، بدون توجه و درنظرگرفتن موضوعات مرتبط با امنیت اسرائیل صورت نخواهد گرفت. با این حال، عمل و پایبندی به این قول، در وضعیتی که شریک ایرانی روسیه، اهداف خود در سوریه را به خصوص از دریچه تقابل با اسرائیل می‌نگرد، بسیار دشوار است. مسکو به منظور اجرای درخواست‌های اورشلیم، در تابستان 2017 موضوع ایجاد مناطق عاری از تنش در جنوب سوریه را در شکل مجزایی از نشست آستانه، در غیاب ایران و ترکیه و با حضور اسرائیل، اردن و امریکا به بحث گذاشت (شکل جدید به فرمت «امان» موسوم شد)؛ طرحی که اگر هم به حضور قوای نظامی ایرانی در سوریه پایان ندهد، می‌توانست به عقب‌نشینی آنها از اراضی تحت کنترل اسرائیل بیانجامد. با این حال، ایران از توافق به دست آمده در مورد ایجاد مناطق عاری ازتنش در نزدیکی مرزهای اسرائیل به طور رسمی حمایت کرد، اگرچه به این هم اشاره کرد که انجام توافقات جداگانه می‌تواند به «حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه لطمه وارد آورد». بدون شک، «رایزنی‌های امان» از این بابت که اردن به تدریج ممکن است آغازگر جایگزینی فرآیند آستانه باشد موجب نگرانی تهران شده است.
 
مبارزه برای نفوذ
به موازات روند تعامل روسیه و ایران در سوریه، رقابت پنهانی برای نفوذ در داخل این کشور هم به وجود آمده است. ایران به طور فعال با نیروهای رزمنده داوطلب و گروه‌های محلی نماینده واحدهای لبنانی (مقاومت ملی ایدئولوژیک در سوریه)، حزب الله عراق (گروه مقاومت اسلامی سوریه) و همچنین واحدهای نیروهای دفاع محلی در حلب و نیروهای دفاع ملی، متشکل از علوی‌ها، سنی‌ها و دیگر سوری‌های محلی که تحت کنترل مشاوران ایرانی و تحت حمایت مالی جزئی یا کامل ایران قرار دارند، کار می‌کند. یعنی تهران علاوه بر جذب گروه‌های شیعی خارجی به سوریه، اقدام به تشکیل تشکیلات شبه نظامی‌ای کرده که گویا تحت حاکمیت رژیم قرار دارد؛ با این حال، درحقیقت، «ارتش موازی» فعلی که حضور طولانی مدت ایران در سوریه را فراهم آورده، حتی موجب احتیاط خود دمشق هم شده است.
 
در مقابل، روسیه با تحویل تسلیحات و تجهیزات زرهی به تقویت ساختارهای رسمی ارتش سوریه و سرویس‌‌های امنیتی آن پرداخت. مشاوران نظامی روسیه ابتدا مستقیما در شکل‌گیری چهارمین گردان رزمی داوطلب برای عملیات در لاذقیه، و پس از آن، در تشکیل پنجمین گردان رزمی داوطلب با وظایف عمومی و با نفوذ محدود ایران حضور یافتند. در عین حال، دورنمای شکل‌گیری ترکیبی که بدون مشارکت یگان‌های رزمنده داوطلب طرفدار ایران قادر به انجام وظایف باشد با عدم تمایل تهران روبرو شد.  ایرانی‌ها سعی داشتند اوضاع را بهبود بخشیده و دست کم حضور «حزب الله» را در گردان پنجم به دست آورند.  
 
به نقل از منابع نزدیک به سازمان‌های اطلاعاتی روسیه، مبارزه ایران و روسیه بر سر کسب نفوذ، حتی در حلب شرقی که در دسامبر سال 2016 تحت کنترل دمشق درآمد مشهود است. بر این اساس، مسکو از طریق گفتگو با بزرگان محلی سعی در عادی‌سازی روابط با مردم محلی دارد و ضمنا بدین منظور نظامیان و افسران اطلاعاتی چچن، کاباردینوبالکاریا و دیگر جمهوری‌های قفقاز شمالی را که از پیروان اهل سنت اسلام هستند به کارگرفته است. افزون براین، تعامل خاصی هم با سیلاویک‌های ارمنستان صورت گرفت؛ اینها از مدت‌ها قبل در محله‌های ارمنی شهر با موفقیت کار می‌کردند. ایران هم سعی دارد نفوذ خود را در حلب شرقی از طریق شکل‌گیری نیروهای محلی گسترش دهد؛ به عنوان مثال، می‌توان از فوج رعد المهدی نام برد که در مارس 2017 ایجاد شد و جهت‌گیری طرفدار ایرانی خود را هم پنهان نمی‌کند. همچنین طبق برخی گزارش‌ها، ایران درصدد بازسازی موسسات آموزشی حلب شرقی است و مراکز فرهنگی آموزشی را هم دایر کرده است چنین اقداماتی اغلب اختلافات قومی مذهبی در داخل سوریه را تشدید کرده و از جانب گروه‌های افراطی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. 
 
 با این همه آنها با هم هستند
همزمان با افزایش تعداد موارد مسئله‌دار در گفتگوی ایران و روسیه پیرامون سوریه، نباید از ناهماهنگی و اختلاف نظر سریع و اجتناب‌ناپذیر بین دو کشور صحبت کرد. افزون براین، حداقل از جانب ایران، درکی که برای تعامل دو کشور وجود دارد طولانی مدت است.  به عنوان مثال، علی شمخانی در مصاحبه خود، آشکارا در این باره سخن گفت. اظهارات وی در این باره بسیار گویا است. طبق ارزیابی وی، با پایان دومین سال حضور نظامی روسیه در سوریه، ایرانی‌ها پذیرفتند که دو کشور همواره تضادها و اختلاف‌هایی خواهند داشت و حتی رویکرد مسکو نسبت به عامل اسرائیل را دریافته‌اند (هرچند آن را تأیید نکردند). با این حال، از نظر آنها تمرکز بر مشکلات و مسائل موجود مهم نیست، بلکه مهمتر از همه باید بر موضوعاتی متمرکز شد که می‌توان و باید با هم و مشترکا بر روی آنها کار کرد. همانطور که پیشتر ذکر شد، روسیه و ایران نمی‌توانند بقای بشار اسد و موسسات دولتی باقیمانده سوری را بدون یکدیگر تضمین نمایند. تنها ذکر همین مطلب کافی است که مساعدت گروه‌های طرفدار ایران به نیروهای روسیه، تضمین مطمئنی برای آن است که صلاح نیست مسکو به میزان قابل ملاحظه‌ای بر شمار گروه‌های نظامی خود در سوریه بیفزاید و به شیوه حضور شوروی در افغانستان عمل کند. 
 
رویکرد ایرانی‌ها نیز عملگرایانه است؛ بدون روسیه برای ایران هم اعمال پشتیبانی توپخانه‌ای و هوایی از دمشق امکانپذیر نبود، نکته اصلی حمایت دیپلماتیک است که تلاش مشترک و باهم بودن این دو کشور، امکان پیشبرد شرایط و تحمیل آنها به مخالفان خود را در مذاکرات فراهم می‌آورد. مناطق عاری از تنش به طور عینی هیچ تأثیری در کاهش نفوذ ایران در سوریه و حتی خروج واحدهای حزب الله لبنان، تشکیلات عراقی، افغانی و پاکستانی از این کشور ننهاده و در حال حاضر، تهران به هرترتیب، با تکیه بر نیروهای محلی اهرم‌های نفوذ خود را حفظ کرده است. 
 
در شرایطی که امریکا از طریق نفوذ بر گروه‌های اپوزوسیونی که قانونی شناخته شده و در روند صلح گنجانده شده‌اند، حضور خود در سوریه را حفظ کرده،  برای ایرانی‌ها بهتر است که موجبات ارتباط تنگاتنگ با مسکو را فراهم آوردند تا در صورت تغییرات سیاسی در سوریه و شکل‌گیری دولت انتقالی امکان پیشبرد منافع خود را داشته باشند. تهران حتی عملیات محدود مسکو و ترکیه را در ادلب ترتیب می‌دهد که نیروهای اپوزوسیون را در یک استان پرجمعیت نگه می‌داشت، اما موجب تضعیف ترکیب ناهمگن ائتلاف «حیات تحریرالشام» که «جبهه النصره»/«جبهه فتح الشام» را جذب خود کرده بود می‌شد. در شرایطی که فضای اطلاعاتی فعلی حاد و بحرانی است، چنین عملیات ضدتروریستی محدودی برعکس، می‌تواند نتیجه تعامل درحال گسترش ایران و روسیه و آمادگی طرفین برای سازش و مصالحه باشد.
 
در هرصورت، طرفین در این باره که راه حل سیاسی این مناقشه در کوتاه مدت حاصل خواهد شد توهم ندارند، بلکه این به معنای لزوم تداوم تعامل و همکاری دو کشور است، البته بدون انتظار از اینکه این تعامل همواره به نتایج فوری و مثبتی منتج گردد و همچنین با تن دادن و سازش در مورد اختلافات پیش آمده. به هرترتیب، مسکو و تهران، درواقع، هادی منافع یکدیگر در سوریه به شمار می‌آیند، لذا به نمایش گذاردن وجهه اتحاد عاملی است که هر دو طرف در واقعیت‌های اقتصادی و ژئوپولتیکی موجود برای مقاصد و اهداف خود، از جمله، برای مذاکرات یک‌جانبه، از آن استفاده خواهند کرد.
 

نویسندگان:
آنتون مرداسف - مفسر نظامی و مدیر بخش مطالعات مناقشات خاورمیانه در موسسه توسعه نوآوری
نیکلای کاژانف - دکترای تاریخ، شرق شناس، از همکاران برنامه چاتم هاوس در امور روسیه و اوراسیا و کارشناس شورای روسیه در امور بین الملل (ریاک)
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 

منبع: شورای روسیه در امور بین الملل (ریاک)


 
کد مطلب: 3349