چه کسی پیروزی بر داعش را در سوریه جشن خواهد گرفت؟

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۷
Share/Save/Bookmark
 
مارینا بلِنکایا: در پی پایان جنگ با داعش، فشار برای خارج کردن ایران و متحدان آن از سوریه و عراق می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید باشد. نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. وی گفت: ««داعش» می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران حذف شود، «داعش» باز نخواهد گشت؟ «حزب الله» جنبش شیعی لبنان، پیروزی بر گروه «داعش» و «جبهه النصره» را (که هر دو گروه در روسیه ممنوع شده‌اند» جشن گرفته است. مرز سوریه و لبنان به طور کامل از دست تروریست‌ها آزاد شده است. این اولین مرزی است که مقامات سوری کنترل کامل بر آن را به کمک متحدان خود بازیافتند. طبق پیش‌بینی‌های استفان دی میستورا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل احتمالا جنگ با داعش در اکتبر، زمانی که رقه و دیرالزور آزاد شوند به پایان خواهد رسید، اما با نزدیکترشدن شکست تروریست‌ها، این بحث بین طرف های درگیر در این مناقشه بالا گرفته است که در واقع چه کسی پیروز این میدان است و چه کسی در آینده سرنوشت سوریه را تعیین خواهد کرد؟
 
ایراس: در پی پایان جنگ با داعش، فشار برای خارج کردن ایران و متحدان آن از سوریه و عراق می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید باشد. نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. وی گفت: ««داعش» می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران حذف شود، «داعش» باز نخواهد گشت؟
 
«حزب الله» جنبش شیعی لبنان، پیروزی بر گروه «داعش» و «جبهه النصره» را (که هر دو گروه در روسیه ممنوع شده‌اند» جشن گرفته است. مرز سوریه و لبنان به طور کامل از دست تروریست‌ها آزاد شده است. این اولین مرزی است که مقامات سوری کنترل کامل بر آن را به کمک متحدان خود بازیافتند. طبق پیش‌بینی‌های استفان دی میستورا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل احتمالا جنگ با داعش در اکتبر، زمانی که رقه و دیرالزور آزاد شوند به پایان خواهد رسید، اما با نزدیکترشدن شکست تروریست‌ها، این بحث بین طرف های درگیر در این مناقشه بالا گرفته است که در واقع چه کسی پیروز این میدان است و چه کسی در آینده سرنوشت سوریه را تعیین خواهد کرد.
 
پایان جنگ با داعش می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید در پی اعمال فشار برای خارج کردن ایران و متحدان نظامی آن از جمله «حزب الله» و دیگر تشکیلات شیعی از سوریه و عراق باشد. اکنون نشان دادن این که «چه کسی رئیس خانه است» آغاز شده است. در حالی که «حزب الله» این پیروزی را جش گرفته، امریکا این جنبش، مقامات سوری و روسیه را متهم به همدستی با داعش کرده است. این اتهام به بهانه انجام یک معامله مابین «حزب الله» و داعش است که در واقع در طول تاریخ مناقشه با داعش در مرزهای عراق و سوریه اولین معامله رسمی از سال 2014 می‌باشد.
 
معامله‌ای غیرمعمول
 ابتکار انجام مذاکره یک هفته پس از آغاز عملیات ارتش لبنان علیه داعش در مناطق کوهستانی لبنان در مرز با سوریه توسط داعشی‌ها مطرح شد. همزمان با ارتش لبنان، حزب الله و ارتش سوریه نیز عملیات خود علیه داعش را در آن سوی مرز آغاز نمودند. ادعا شد که طرفین اقدامات خود را هماهنگ نکرده بودند، اما در نهایت داعشی‌ها عملا به دام افتاده و به مذاکره تن دردادند.
 
آنها وعده دادند که در مورد سرنوشت سربازان لبنانی و جهادگران «حزب الله» که در سال 2014 ربوده شده بودند صحبت کنند. در ادامه معلوم شد که بخشی از این معامله مربوط به انتقال پیکر یکی از نیروهای سپاه قدس ج.ا.ا بود که اوایل آگوست در منطقه مرزی لبنان و سوریه توسط داعش دستگیر و به شهادت رسید. درعوض، داعشی‌ها خواستار انتقال امن نیروهای خود به شهر ابوکمال واقع در استان دیرالزور در مرز سوریه با عراق شدند. این اراضی هنوز در کنترل داعش قرار دارد. از قرار معلوم، تمام اسرای لبنانی کشته شدند، و صرفا اطلاعاتی مربوط به محل دفن آنها برای لبنانی‌ها ارزش داشت. در نهایت، بیش از 600 نفر (300 داعشی و خانواده های آنها) به ابوکمال وارد شدند.
 
تمام این مذاکرات از طریق «حزب الله» صورت گرفت. سید حسن نصرالله رهبر این جنبش، به هر ترتیب تأکید دارد که نه لبنانی‌ها و نه مقامات سوری هیچ تماسی با داعش برقرار نکرده‌اند. این معامله را «حزب الله» به خصوص تحت سکوت و عدم افشای آن از سوی ایران انجام داده است. واضح است که اگر دمشق و بیروت از انجام شرایط داعش سرباز می‌زدند این معامله صورت نمی‌گرفت. نصرالله شخصا به دمشق آمد تا جزئیات مربوط به انتقال داعشی‌ها را با بشار اسد به بحث بگذارد. ضمنا این توافق بدون موافقت ارتش لبنان هم محقق نمی‌شد.
 
اگرچه رهبر «حزب‌الله» مقامات رسمی را تبرئه می‌کند، با این حال مذاکره با داعش در چنین سطح بالایی تاکنون بی‌سابقه بوده است. البته قبلا هم اتفاق افتاده بود که داعشی‌ها برای عبور از یک کریدور یا منطقه‌ای مسکونی کریدور امنی دریافت کرده باشند، اما معمولا این توافقات محلی بین فرماندهان داعش و یگان‌های نظامی اپوزیسیون صورت می‌گرفت‌ نه این که صحبت از جابجایی تروریست‌ها در سراسر کشور مطرح باشد.
 
درحال حاضر، افکار عمومی لبنان و همچنین منطقه دچار شکاف شده است، بسیاری از آنها از این که «حزب الله» با داعش وارد مذاکره شد و امکان فرار را برای آنها فراهم کرد و افزون بر این، همه کسانی که داعش به اسارت گرفته بود در تابوت به خانه بازگشته اند خشمگین هستند.
 
اما بدترین اتفاق در بغداد روی داده است. حیدر العبادی نخست وزیر عراق این معامله را غیرقابل قبول و توهین به عراقی‌ها نامید. دیگر سیاستمدارانی هم از که وی حمایت می‌کردند بر این باور بودند که انتقال تروریست‌ها به منطقه هم مرز با عراق، امنیت عراق را تهدید می‌کند. در رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی عراق چنین پیام‌هایی منتشر می‌شوند: «خون کودکان ما ارزانتر از خون کودکان لبنان نیست». با این حال در عراق وحدت وجود ندارد. نوری مالکی معاون رئیس جمهور عراق یکی از سیاستمداران نزدیک به ایران و «الحشد الشعبی» رهبر بسیج مردمی عراق از حزب‌الله حمایت می‌کنند.
 
تهران و نتیجتا «حزب الله» به قدری بغداد را تحت نفوذ خود گرفته‌اند که نصرالله شخصا به انتقادها پاسخ گفت و همه کسانی را که به آمادگی جنبش تحت امر وی تا پایان مبارزه با داعش شک کردند، خجل و شرمنده کرد. وی تمایل حزب‌الله به بازگرداندن حتی اجساد سربازان لبنانی به میهن را از دلایل این معامله برشمرد. وی همچنین تأکید کرد که انتقال 310 داعشی به منطقه دیرالزور که هزاران تروریست در آنجا حضور دارند، تأثیر زیادی در روند عملیات نظامی نخواهد داشت. از سخنان وی اینگونه می‌شد نتیجه‌گیری کرد که انتقال داعشی‌ها صرفا یک حرکت تاکتیکی بود و داعشی‌ها در هرصورت از مجازات در دیرالزور راه گریزی ندارند.
 
ریاست میدان با کیست؟
با این حال، بنا به گزارش ارتش امریکا کاروانی که ستون داعش را همراهی می‌کرد و یا حداقل بسیاری از کسانی که از مرز لبنان به مرز عراق فرستاده شدند، هنوز به دیرالزور نرسیده‌اند. برت مک گورک نماینده رئیس جمهور امریکا در ائتلاف مبارزه علیه داعش در توییتر خود نوشت: «تروریست‌های داعش باید در میدان مبارزه کشته شوند نه اینکه با اتوبوس، از خاک سوریه به مرز عراق منتقل گردند. ائتلاف ما احتمالا تا زمانی دنبال می‌شود که این تروریست‌ها هرگز قادر نباشند سر از عراق دربیاورند و یا از اینکه از آنچه از خلافت در حال احتضارشان باقی مانده است بگریزند».
 
ائتلاف به منظور ممانعت از جابجایی تروریست‌ها جاده‌ای را که در مسیر آنها بود بمباران کرد. از اظهارت ائتلاف معلوم است که به برخی اتومبیل‌ها و نظامیان داعشی حملاتی وارد شده است. طبق اطلاعات نظامیان امریکایی کاروان تروریست‌ها مجبور به تغییر مسیر شد. در نتیجه بخشی از اتوبوس‌ها در بیابان باقی ماندند، بخشی هم در جهت مخالف حرکت کردند. همچنین گزارش شده 85 نفر از جنگجویانی که کاروان داعش را همراهی می‌کردند به هلاکت رسیده‌اند.
 
از سوی دیگر حزب الله موفق شد مسئولیت وقایع بعدی و همچنین سرنوشت بیماران، مجروحین، سالخوردگان و خانواده‌هایی که دارای کودک بودند و زنان باردار را بر عهده امریکا بگذارد. در بیانیه‌ای که از طرف جنبش منتشر شد آمده است که دولت سوریه و حزب الله به قول خود عمل کرده و همچنان مسئولیت‌هایی را که در رابطه با بخش باقیمانده کاروان در منطقه تحت کنترل آنها برعهده گرفته انجام می‌دهد.
 
به هر حال حزب الله و مقامات سوری با وظیفه دشواری مواجه هستند، این که با کاروان داعشی‌ها چه باید کرد؟ به نفع آنها نیست که با جنگجویان داعشی برای مدت طولانی مدارا کنند، ضمن آنکه در قلمرو خود نیازی به آنها ندارند، با این حال از بین بردن این تروریست‌ها در حال حاضر غیرممکن است. قایم موشک بازی با ائتلاف و پناه دادن جنگجویان داعشی هم کار نامطمئنی است.
 
نظامیان روسیه هم در وضعیت دشواری قرار داشتند. ائتلاف در بیانیه‌ای گفته است: «سخنان مقامات روسی و نیروهای حامی رژیم اسد درباره مبارزه با داعش پوچ و بی اساس است، آنها با تروریست‌ها معامله می‌کنند و به آنها اجازه عبور از طریق اراضی تحت کنترل خود می‌دهند». مقامات روسیه فعلا هنوز نه درباره توافق حزب الله و داعش و نه درباره اظهارات ائتلاف ضدداعش اظهارنظری نکرده‌اند. با این حال، منطق مسکو همواره یکسان بوده است؛ اگر دولت سوریه با آنچه در اراضی تحت کنترل خود رخ می‌دهد موافق باشد همان اتفاق می‌افتد. اما بدون شک، برای نظامیان روسیه دنبال کردن مسیر نهایی جنگجویان داعشی بسیار حائز اهمیت است.
 
در ارتباط با اتهام مربوط به معامله با تروریست‌ها باید گفت که در طول سال های جنگ در سوریه همه طرف‌های درگیر در مناقشه عادت کردند که صرفا بر منافع خود پافشاری کنند و توجهی به دستاوردهای دیگران نداشته باشند. همین چند ماه پیش نظامیان روسیه با ملایمت خطاب به همکاران امریکایی خود گفتند که اینها به داعشی‌ها اجازه می‌دهند بدون مجازات، رقه که تحت محاصره ائتلاف قرار دارد را ترک کنند، و به کاروان جنگجویان داعشی که شهر را ترک کرده بودند حمله کردند. البته همه این اقدامات زمانی که لازم بوده مانعی برای تعامل و همکاری ایجاد نکرده است. حتی در مورد کاروان داعش، امریکا اظهار داشت که روسیه را از جابجایی آنها آگاه کرده است.
 
با این حال فعلا بحث بر سر داعش نیست، بحث اصلی حزب الله و ایران است که امریکا و متحدان آن، آنها را تهدید اصلی منطقه می‌دانند. در سال های اخیر نفوذ حزب الله فراتر از لبنان رفته است. اگر قبلا می‌شد گفت که دمشق از حزب الله حمایت می‌کند و این جنبش را در مبارزه داخلی در لبنان مورد پشتیبانی قرار می‌دهد، در حال حاضر حزب الله به مدافع و ناجی رژیم سوریه تبدیل شده است. طبق اخبار و اطلاعات رسانه‌های گروهی، حزب الله همچنین در آموزش مبارزان تشکیلات شیعی عراق حضور دارد و از حوثی‌های یمن هم حمایت به عمل می‌آورد. هرچند سوریه از سال 2013 جبهه اصلی حزب الله بوده و تا کنون هم جبهه اصلی این جنبش باقی مانده است. حزب الله به منظور نبرد با داعش و جبهه النصره و همچنین نجات رژیم اسد، کریدوری را برای انتقال سلاح از ایران به لبنان ایجاد کرده است.
 
بدون تردید این بهانه و دلیلی برای نگرانی است. اول از همه برای اسرائیل که دشمن ایدئولوژیک حزب الله و تهران است. بی دلیل نیست که اسرائیل درست همین الان بزرگترین تمرینات نظامی خود را در طول 20 سال اخیر در شمال کشور آغاز کرده است. با این حال، بیرون راندن ایران از سوریه تقریبا غیرممکن است. بدین منظور باید نیرویی را پیدا کرد که تمام کشور را تحت کنترل خود بگیرد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. به گفته وی «داعش می‌رود، ایران می‌آید».
 
 اما آیا اگر ایران از این عرصه حذف شود داعش باز نخواهد گشت؟ بحث در این نیست که تهران تنها جایی است که می‌تواند در مقابل داعش مقاومت کند. نه اینگونه نیست، در مبارزه با تروریست‌ها کردها، ائتلاف غربی، معارضان مسلح سوری، و البته روسیه هم شرکت کرده‌اند. بدون حضور هر یک از آنها دستیابی به پیروزی غیرممکن بود. اما این نیروها بیش از حد پراکنده‌اند و منافع آنها بسیار متفاوت است. در این شرایط ایران تنها کمربند شیعی مقاومت با داعش را از لبنان تا عراق ایجاد کرده است. داعش و ایران درعمل، در شرایط مساوی قرار داشتند. درواقع، پس از تحت فشار قرار دادن تهران می‌توان کل منطقه را منفجر کرد.
 
اگر امریکا و متحدان آن قدرتی داشتند که بتوانند سوریه را متحد و در برابر ایران ایستادگی کنند در آن صورت مدت‌ها قبل مسئله جایگزینی اسد حل و فصل می‌شد. اما فعلا آلترناتیوی برای آن وجود ندارد. از این رو فعلا هر یک از طرفین درصدد است تا حد امکان در سوریه تثبیت شود تا پس از سقوط نهایی داعش، انجام مذاکره از موضع قدرت را آغاز نماید.
 
در این شرایط مسکو، تنها میانجیگر این مناقشه است که در عمل، با همه طرف های مناقشه (به استثنای داعش و جبهه النصره) تعامل دارد. اما انتظار نمی رود که روسیه، حزب الله و ایران را تحت فشار قرار دهد، هرچند این دو نیرو، رقبای مستقیم روسیه برای نفوذ در سوریه هستند.
 
ایران برای فشار بر اسد نسبت به روسیه اهرم‌های بیشتری در اختیار دارد. اسد، می‌داند که مسکو در شرایط خاص برای تغییر و جابجایی قدرت در سوریه آماده است؛ اما تهران تا آخر برای بقای اسد ایستادگی خواهد کرد. روسیه به وضوح نه با اسد و نه با ایرانی‌ها مخالفت نخواهد کرد، حتی اگر اقدامات آنها برخلاف منافع آن باشد. در غیر این‌صورت روسیه مزایایی را که در مقایسه با امریکا دارد از دست می‌دهد. با این حال مسئله این است که چگونه میانجیگری روسیه می‌تواند موفق باشد در حالی که ایران می‌داند که بعد از پیروزی بر داعش ناگزیر باید از نفوذ خود در منطقه دفاع نماید. امریکا هرگز به خدمات ایرانی‌ها و حزب الله در مبارزه با داعش اذعان نخواهد کرد. در واقع، این ضرب المثل که «پیروز را محاکمه نمی‌کنند» در سوریه، کارگر نخواهد افتاد و جواب نمی‌دهد.
 
 
نویسنده: مارینا بلِنکایا

ترجمه: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 
منبع: مرکز مسکوی کارنگی
 
  
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3343