چرایی استقرار آزمایشگاه‌های بیولوژیک پنتاگون در اطراف روسیه

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
ایراس: متن زیر به قلم یکی از نویسندگان بنیاد فرهنگ استراتژیک روسیه نگاشته شده است که نویسنده در آن به چرایی استقرار آزمایشگاه‌های بیولوژیک پنتاگون در اطراف روسیه پرداخته و سعی دارد ذهن مخاطب را به این نکته جلب نماید که علت حمایت‌های مالی وزارت دفاع امریکا از آزمایشگاه‌های بیولوژیک مستقر در جمهوری‌های پساشوروی بی‌دلیل نیست و قاعدتا استقرار این واحدها و احداث شبکه‌های آزمایشگاهی بیولوژیک در این مناطق حائز اهداف دومنظوره است. اگرچه نویسنده برای ادعای خود ارجاع خاصی به منابع علمی معتبر نداده، لیکن به نظر می‌رسد طرح این موضوع بهانه خوبی برای واکاوی و پژوهش‌های علمی و دقیق توسط محققان و کارشناسان منطقه پیرامون آزمایشگاه‌های بیولوژیک مستقر در این مناطق و بررسی اهداف و چگونگی عملکرد آنها باشد.
 
ایراس: متن زیر به قلم یکی از نویسندگان بنیاد فرهنگ استراتژیک روسیه نگاشته شده است که نویسنده در آن به چرایی استقرار آزمایشگاه‌های بیولوژیک پنتاگون در اطراف روسیه پرداخته و سعی دارد ذهن مخاطب را به این نکته جلب نماید که علت حمایت‌های مالی وزارت دفاع امریکا از آزمایشگاه‌های بیولوژیک مستقر در جمهوری‌های پساشوروی بی‌دلیل نیست و قاعدتا استقرار این واحدها و احداث شبکه‌های آزمایشگاهی بیولوژیک در این مناطق حائز اهداف دومنظوره است. اگرچه نویسنده برای ادعای خود ارجاع خاصی به منابع علمی معتبر نداده، لیکن به نظر می‌رسد طرح این موضوع بهانه خوبی برای واکاوی و پژوهش‌های علمی و دقیق توسط محققان و کارشناسان منطقه پیرامون آزمایشگاه‌های بیولوژیک مستقر در این مناطق و بررسی اهداف و چگونگی عملکرد آنها باشد.

آرینا تسوکانُوا: در مورد آزمایشگاه‌های مرجعی که توسط وزارت دفاع امریکا در جمهوری‌های شوروی سابق مستقر شده دو نظریه ثابت وجود دارد. نظریه نخست: ایالات متحده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در وهله نخست از شرایط نگهداری پاتوژن‌ها (عوامل بیماری‌زا) نگران است و دوم ، آنها احتمال یک حمله بیولوژیک به امریکا را رد نمی‌کنند. پروژه جهانی امریکا با هدف به حداقل رساندن این تهدیدات است و از این رو امریکایی‌ها دهها و صدها میلیون دلار در آزمایشگاه های ارمنستان، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، گرجستان، ازبکستان، مولداوی و اوکراین سرمایه‌گذاری می‌کنند. گفته می‌شود در این کشورها امکان نشت میکروارگانیسم‌های خطرناک برای محیط زیست وجود دارند.
 
البته در این باره توضیح داده نشد که برای مثال ارمنستان یا ازبکستان به چه صورت می‌توانند حمله بیولوژیک به امریکا را سازماندهی کنند و چرا آزمایشگاه‌ها عمدتا در شهرهای بزرگ و پرجمعیت و یا در نزدیکی آنها استقرار یافته‌اند: این بسیار منطقی تر است که حتی در صورت وجود کمترین تهدید برای نشت عوامل بیماری زا ساخت چنین تأسیساتی در نقاط بیابانی صورت می گرفت تا احتمال اپیدمی از بین برود. افزون براین، حضور سازمان‌های نظامی امریکا در پروژه «کاهش تهدیدات» موجب سوءظن‌های به جایی می‌شود مبنی بر اینکه فعالیت آزمایشگاه‌های مرجع می‌تواند دارای هدفی دوگانه باشد. اصولا در این باره دیدگاه دومی هم وجود دارد:  برنامه‌های بیولوژیک امریکا در دولت‌های پساشوروی روشی برای دورزدن کنواسیون منع طراحی، تولید و انباشت ذخایر سلاح باکتریایی (بیولوژیک) و سمی و همچنین انهدام آنها در سال 1972 است.
 
یک کارشناس نظامی و مشاور سابق دبیرکل سازمان مللل متحد در امور سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک به نام ایگور نیکولین در این باره می‌گوید: «پنتاگون در حال حاضر برنامه وسیعی پیرامون ایجاد آزمایشگاه‌های مرجع راه‌اندازی کرده است. آنها تقریبا قسمت جنوبی ما را فرا گرفته‌اند و از نظر جغرافیایی در نزدیکی ما واقع شده‌اند».
 
در ازبکستان نخستین آزمایشگاه مرجع ملی در سال 2007 در تاشکند افتتاح شد. در  سال 2011 دو آزمایشگاه دیگر هم در اندیجان و فرغانه، و در سال 2016 (آزمایشگاه تشخیصی منطقه خوارزم) در اورگنچ راه‌اندازی گردید. گفتنی است این آزمایشگاه‌ها با منابع مالی آژانس کاهش تهدیدات نظامی (DTRA) که از ادارات زیرمجموعه وزارت دفاع امریکا است تأسیس شده‌اند. شبکه آزمایشگاهی در ازبکستان بسیار وسیعتر از آزمایشگاه‌های موجود در مناطق بخارا، قره قالپاقستان، سمرقند و تاشکند است. لازم به ذکر است فعالیت این واحدها از عموم جامعه پوشیده بوده و از این‌رو اطلاعات بسیار محدودی از آنها موجود است.
 
در آگوست 2011 در  ابلاست تاشکند ناگهان یک بیماری ناشناخته شیوع یافت که علائم آن بسیار شیبه به وبا بود. پزشکان در خصوص این اوضاع اظهار نظری نمی‌کردند، با اینکه تنها برای یک شبانه روز در 31 آگوست، 70 بیمار در بیمارستان شهرک یانگییول بستری شدند. «وضعیت برخی از بیماران به قدری وخیم بود که به خاطر افت شدید فشار تنفس آنها قطع شده بود. پزشکان به سمت آنها می‌دویدند و در پله‌ها، راهروها و در کنار آمبولانس‌ها به آنها تنفس مصنوعی می‌دادند». البته این اظهارات توسط پزشکان به شرط ناشناخته ماندن آنها تعریف شده است.  دراین میان، دسترسی به اطلاعات مربوط به اپیدمی محلی این بیماری بسیار کاهش یافت.
 
در سال 2012 ازبکستان روی  بیماری جدیدی که در آنِ واحد، جان بیش از 10 نفر را گرفت سرپوش نهاد. در آن زمان گلنار کریمف دختر ارشد رئیس جمهور سابق ازبکستان مقامات را به خاطر عدم اقدام و دست روی دست نهادن پزشکان که در عمل برای روشن شدن علت مرگ انسانها به دلیل ویروسی ناشناخته اقدامی نمی‌کردند سرزنش کرد.
 
در بهار 2017 شیوع آبله مرغان (به ازبکی - «سوو-چچاک») در تاشکند آغاز شد. با این حال، در  بیمارستان پزشکان تشخیص دیگری دادند. آنها برای پنهان کردن گسترش بیماری و تأثیر آن بر کودکان و بزرکسالان آن را «درماتیت یا اگزمای آلرژیک» مطرح کردند.
 
در ازبکستان آمار واقعی از بیماری‌های عفونی وجود ندارد و در روی کاغذ شیوع بیماری‌های خطرناک با منشاء ناشناخته تحت عنوان «موارد نادر» به ثبت می‌رسند. به نظر می‌رسد دست کم، این امر در شرایط افزایش فعالیت آژانس مبارزه با تهدیدهای نظامی وزارت دفاع امریکا برای «کاهش تهدیدهای بیولوژیکی» در کشور، عجیب باشد. در شرایط وجود آزمایشگاه‌های مرجع کنونی مردم ناگهان به پاتوژن‌ها یا عوامل بیماری‌زای «ناشناخته» آلوده می‌شوند.
 
در  سپتامبر 2005 در روزنامه امریکاییChicago Tribune  مقاله‌ای منتشر  شد  که در آن آمده بود: «امریکا از جمهوری‌های شوروی سابق میکروارگاانیسم‌های بیماری‌زا می‌گیرد». در این مقاله در این باره صحبت شد که «بیش از 60 نوع باکتری خطرناک و کشنده که میراث برنامه وسیع اتحاد شوروی سابق در امور تسلیحات بیولوژیکی است، از آذربایجان به امریکا منتقل شده‌اند» و اینکه «این یکی از مراحل مبارزه مشترک دو کشور علیه تهدید تروریسم بیولوژیک است. نمونه باکتری‌ها، از جمله انواعی که منجر به طاعون و سیاه زخم می‌شوند، به عنوان بخشی از یک مأموریت سری با هواپیمای نظامی از باکو به امریکا منتقل شدند».
 
درنهایت، آذربایجان 124 نمونه از 62 نوع منحصربه فرد از عوامل طاعون، سیاه زخم، وبا و سایر بیماری‌های خطرناک به امریکا ارسال کرد، نمونه‌ها به موسسه پاتالوژی نیروهای مسلح امریکا (واشنگتن) منتقل شدند. البته در این رابطه تنها آذربایجان اقدام نکرده است. معلوم شد دیگر جمهوری‌های شوروی سابق به ویژه اوکراین و گرجستان هم مجموعه پاتوژن‌های بیولوژیک خود را به امریکا فرستاده‌اند.  
 
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آذربایجان شبکه‌ای از واحدها و تأسیسات «ضدطاعون» را به ارث برد که متشکل از 6 موسسه تحقیقاتی و 29 ایستگاه‌ بیولوژیکی منطقه‌ای و محلی است. در اینجا علاوه بر طاعون بر روی بسیاری از دیگر پاتوژن‌های خطرناک از قبیل تب مالت، سیاه زخم، تولارمی و دیگر پاتوژن‌ها هم کار می‌کردند. این ساختار که در عمل، پس از فروپاشی بی‌صاحب شد (همانند دیگر جمهوری‌های شوروی سابق)،  در دهه 1990 تحت نظر ایالات متحده امریکا گرفت. در سال 2005 وزارت دفاع امریکا با آذربایجان توافقی را «پیرامون همکاری در زمینه فناوری و پاتوژن‌های مربوط به توسعه سلاح بیولوژیک و عدم اشاعه اطلاعات در این حوزه» به امضا رساند که حرف و حدیث‌های زیادی هم در مورد آن بود. به این ترتیب، کار در رابطه با «کاهش تهدیدهای بیولوژیکی» هم بالاگرفت.   
 
احداث آزمایشگاه مرجع مرکزی (CRL) در باکو در  سال 2013 به اتمام رسید. این آزمایشگاه به طور تخصصی میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا را در نمونه‌های با منشاء انسانی و حیوانی مورد مطالعه قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد هزینه (حدودا 170 میلیون دلاری) به‌روزرسانی شبکه آزمایشگاه‌های بیولوژیک آذربایجان توسط وزارت دفاع امریکا، به ویژه آژانس کاهش تهدیدات نظامی پرداخت شده باشد.   
 
در سال 2012 آزمایشگاه بیولوژیک وزارت دفاع آذربایجان نیز افتتاح شد، این آزمایشگاه هم با پول و منابع مالی آژانس کاهش تهدیدات نظامی پنتاگون و تحت برنامه «مشارکت بیولوژیکی مشترک» پنتاگون تآسیس گردید. علاوه بر این، نزدیک به 10 ایستگاه کنترل بیولوژیکی در مناطق گوناگون آذربایجان آن هم در چارچوب همکاری با امریکایی‌ها احداث شد.
 
یعنی در قلمرو دولت آذربایجان، وزارت دفاع امریکا شبکه‌ای را با هدف تحقیق و بررسی پاتوژن‌ها و نظارت بیولوژیکی توسعه داده است. به طوری که اگر در زمان شوروی وجود چنین شبکه‌هایی در  جمهوری شوروی کاملا منطقی به نظر می‌رسید، در حال حاضر، اهداف مجموعه‌های بیولوژیک تحقیقاتی را که توسط امریکایی‌ها در خارج از مرزهای امریکا ساخته می‌شود نمی‌توان صرفا به دلیل مراقبت و ایمنی از پاتوژن‌ها (که از آنها به اندازه کافی ذخیره شده است) و یا با اهداف خیرخواهانه که امریکا هرگز در این گونه موارد شاخص نیست، ارزیابی کرد. 
             
 
وزارت دفاع امریکا به همین طریق «شبکه های بیولوژیک» را علاوه بر آذربایجان، در سایر جمهوری های شوروی سابق می‌سازد. طرح و نقشه آنها هم یکی است: همزمان با آزمایشگاه‌های مرجع مرکزی ایستگاه‌های میدانی مونیتورینگ بیولوژیکی هم احداث می‌شوند. لیکن اطلاعات مربوط به این واحدها را از عموم جامعه پنهان می‌کنند. برای مثال در اوکراین که از این ازمایشگاه‌های مرجع مرکزی فراوان است، شیوع بیماری‌های اپیدمی خطرناک، هم از نوع انسانی و هم حیوانی در آن تجربه شده است، با این حال، نمی‌توان تحقیقاتی پیرامون تهدیدات بیولوژیکی در مطبوعات  یافت؛ در واقع، این مطالب در مطبوعات انعکاس نمی‌یابد مگر مورد آزمایشگاه بیولوژیک خارکف که آنهم زمانی مطبوعات با آب و تاب  به آن پرداختند که اعتراض ساکنان محلی نسبت به آن شروع شده بود. مابقی موارد نیز با علامت سری پوشیده مانده است، هرچند طاعون آفریقایی مرتبا باعث تلف شدن خوک‌ها  می‌شود، آنفلانزای مرغی صادرات پرندگان را نابود کرده است و این ویروس‌های «ناشناخته» زندگی و سلامتی اتباع اوکراین را ضایع کرده‌اند. در حال حاضر در اینجا، حدود 15 آزمایشگاه مرجع و شبکه مونیتورینگ ایستگاه‌های بیولوژیک فعال هستند. چه برداشتی می‌توان از این مسئله داشت که وزارت دفاع امریکا اوکراین را با شبکه‌ای از واحدهای بیولوژیک درگیر کرده که وظیفه کاهش تهدید را بر عهده دارند، اما ناتوانی این شبکه در قبال ویروس‌های «ناشناخته» و اپیدمی‌ها به تدریج با نابودی احشام آشکار شده است؟ با این حال، در صورتی که این شبکه بیولوژیکی را دو منظوره درنظر بگیریم همه چیز سر جای خود قرار دارد. 
 
البته، این تصور دشوار است که در کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی آزمایشگاه‌هایی وجود دارند که به منظور ایجاد سلاح‌های بیولوژیک احداث شده‌اند. با این حال، امریکا هم در این موضوع پافشاری نشان نمی‌دهد: در مرحله‌ای مطالعه تأثیر پاتوژن‌ها در خزانه ژنی کفایت می‌کند و اختراع ویروس‌ها و باکتری‌ها با ویژگی‌های لازم در مکانی دیگر هم امکانپذیر است، در اینجا اصل، در اختیار داشتن اطلاعات است. با توجه به دشواری شناسایی منبع آلودگی بیولوژیک، به راحتی می‌توان اپیدمی را به پرندگان مهاجر، حیوانات وحشی، حشرات یا آب‌های کثیف نسبت داد. اما با روی کارآمدن دولت‌های دیگر (کودتای نظامی سال 2014 در اوکراین و تلاش‌ها برای تضعیف اوضاع در ارمنستان و قزاقستان را به یاد بیاوریم) کاربرد دومنظوره شبکه‌های بیولوژیکی فعال و ساخته شده هم می‌تواند مفید باشد. امریکایی‌هایی که امروز سخاوتمندانه از آزمایشگاه‌های بیولوژیکی موجود در جمهوری‌های شوروی سابق (و از جمله آزمایشگاه‌های کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی) حمایت می‌کنند به فردا و پس فرداها می‌اندیشند.
 
امریکایی‌ها برای پروژه آزمایشگاه مرجع مرکزی (CRL) قزاقستان حدود 130 میلیون دلار هزینه کردند، درکل از سال 1992 برای انواع برنامه‌های «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» از جانب آنها در قزاقستان بیش از 170 میلیون دلار پرداخت شده است. همانطور که مدیر سابق مرکز علمی بیماری‌های مشترک انسان و دام و قرنطینه قزاقستان که آزمایشگاه مرجع مرکزی (CRL) بر پایه آن ساخته شده است، تأکید داشت به نظر می‌رسید هدف از این اقدام خیرخواهانه «ساده‌تر بودن پیشگیری در نقاط دور از امریکا» باشد. این آزمایشگاه اکنون دیگر به بهره‌برداری رسیده و در آن به ویژه عفونت‌های خطرناک مورد مطالعه قرار می‌گیرند. مدیر جدید این مرکز علمی نیز اظهار داشت: «شایعات پیرامون تولید برنامه‌ریزی شده سلاح بیولوژیک در این مرکز، برخلاف تعهدات بین‌المللی قزاقستان است». به عقیده وی، اینکه وزرات دفاع امریکا عهده‌دار تآمین مالی این آزمایشگاه مرجع مرکزی (CRL) است عجیب نیست. وی در این باره تصریح کرد: «... حوزه کاهش سلاح کشتار جمعی در اختیار وزارت دفاع امریکاست». به همین سادگی.      
 
آزمایشگاه جامع مرکزی آلماتی که یک «منبع خبری -تحلیلی» استراتژیک نامیده می‌شود، یک «پایگاه تحقیقاتی بزرگ» با ساختمانی 4 طبقه است که در برابر زلزله‌های بزرگ مقاوم بوده و همچنین مجهز به حفاظت و ایمنی‌های چندسطحی می‌باشد. درباره وظیفه آزمایشگاه جامع مرکزی آلماتی در ویدیویی که به معرفی و بهره‌برداری از آن اختصاص یافته چنین آمده است: «فعالیت این آزمایشگاه بر «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» نه تنها در قزاقستان، بلکه در کل منطقه متمرکز است».   
 
در سطح رسمی از مأموریت صلح‌آمیز آزمایشگاه‌های مرجع در ارمنستان نیز صحبت به میان می‌آید. در این کشور طی سال‌های 2016 -2017 شبکه بیولوژیک با مراکزی در ایروان، گیومری، اندیجان و در سه منطقه لوری، گغارکونیک و سیونیک شروع به کار کرد. ارمنی‌ها هم هدیه سخاوتمندانه‌ای به ارزش بیش از 18 میلیون دلار از پنتاگون دریافت نمودند.
 
کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی از قول مقامات و دانشمندان حرف و حدیث‌هایی که پیرامون آزمایشگاه‌های جامع به راه افتاده را بی‌اساس می‌دانند و می‌گویند، هیچ سلاح بیولوژیکی در کار نیست، اهداف وزارت دفاع امریکا هم چیزی جز خیرخواهی نمی‌باشد و صرفا به منظور «کاهش تهدیدات بیولوژیکی»، مانیتورینگ و تحقیقات علمی است.  
 
درکل، این تصویر پاستوریزه شده و مطبوعی است که نظامیان امریکایی به شکل کبوتر توسط جمهوری‌های شوروی سابق آزمایشگاه‌های بیولوژیک صلح‌آمیزی را در منقار خود حمل می‌کنند، آنهم تنها برای اینکه مسافری از ارمنستان یا قزاقستان به طور اتفاقی امریکایی‌ها را به پاتوژن‌های شناخته یا ناشناخته آلوده نکند.
 
اما در این رابطه هیچ کس نمی‌داند و نمی‌تواند که بداند اهداف نهایی تشکیلات نظامی امریکا از این اقدامات چیست، موارد اوکراین و گرجستان هم دیدگاه صرفا خیرخواهانه بودن مأموریت پنتاگون را به طور کامل نقض می‌کند.
 
گرجستان در سال 2002 با وزارت دفاع امریکا قراردادی «پیرامون همکاری در زمینه فناوری و پاتوژن‌های مرتبط با سلاح‌های بیولوژیک و عدم اشاعه اطلاعات مربوطه» به امضا رساند که در سال 2003 به تصویب پارلمان گرجستان رسید. سپتامبر 2004 ریچارد لوگار سناتور امریکایی به تفلیس آمد که رهاورد این سفر معاهده‌ای درباره احداث مرکز سلامت اجتماعی (که یک آزمایشگاه بیولوژیکی است) بود که در روستای آلکسییفک تفلیس و در فاصله نه چندان دور از یک فرودگاه بین‌المللی واقع شده است. با این حال، انتخاب عجیب این مکان برای احداث این واحد خطرناک بیولوژیکی تشویشی در دولت گرجستان ایجاد نکرد. در  سال 2006 زمانی که طبق داده‌های رسمی این آزمایشگاه بیولوژیک هنوز در فرآیند احداث قرار داشت، در آنجا  تحقیقاتی هم انجام  می‌گرفت، صرفا پس از سفر بعدی سناتور که این مرکز به نام برنامه «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» نامیده شد، پارلمان گرجستان فعالیت مرکز لوگار را به صورت محرمانه درآورد.
 
به این ترتیب کم‌کم می‌توان طرح کامل اقدامات پنتاگون را در رابطه با پرچین شبکه واحدها و تأسیسات بیولوژیکی در جمهوری‌های شوروی سابق بازسازی کرد: در واقع، برای اولین بار در دهه 90 توافق کلی درباره انهدام و تخریب اینگونه  واحدها  به امضا می‌رسد و در دهه 2000 توافقات خاصی در مورد همکاری منعقد می‌شود که به دنبال آن وزارت دفاع امریکا اقدام به احداث و نوسازی ایستگاه‌ها و آزمایشگاه‌های بیولوژیک می‌نماید (البته در کشورهایی که دولت‌های طرفدار امریکا روی کار می‌آیند تحقیقات و مونیتورینگ، همزمان با احداث شبکه‌های بیولوژیک پیش می‌رود). درخصوص تهدیدهای آزمایشگاه‌های بیولوژیک صرفا چند سالی است که اخیرا صحبت‌هایی مطرح می‌شود، یعنی درست پس از شعله‌ور شدن این تهدیدات در اوکراین و گرجستان. از این رو، موضع کسانی که بر این باورند موضوع خطر آزمایشگاه‌های مرکزی جامعی که توسط پنتاگون در قزاقستان و ارمنستان ساخته و تجهیز می‌شوند لازم به طرح نیست، کاملا قابل درک است. امریکایی‌ها حاضرند سال‌های زیادی برای اهداف نهایی خود وقت بگذارند، به نظر می‌رسد شبکه‌ای که در حال حاضر در حال احداث است اهمیت واقعی خود را نه امروز، بلکه زمانی که  وقت آن فرابرسد نشان خواهد داد. 
 
آزمایشگاه بیولوژیک آلکسییفک گرجستان هم که در سال 2011 به بهره برداری رسید  به همین صورت بود. در مرحله ساخت تا پیش از سال 2013 این واحد تحت کنترل دولت گرجستان قرار نداشت و بر روی اهداف موسسه والتر رید ارتش امریکا  که در ادبیات نظامی از آن به عنوان «یک واحد تحقیقاتی فعال در خارج از کشور» یاد می‌شود، کار می‌کرد. به این دلیل است که در اهداف دومنظوره این آزمایشگاه بیولوژی تردیدی پیش نمی‌آید.  مقامات گرجی از ابتدا هزینه‌های این واحد را 15 میلیون دلار برآورد می‌کردند، به مرور زمان این مبلغ تا 95 میلیون دلار افزایش یافت، در این باره سناتور لوگار از 30 میلیون دلار سخن گفت، اما بعدها در مطبوعات جزئیات بیشتری از 250-300 میلیون دلاری که پنتاگون یا برای مرکز لوگار و یا برای سایر پروژه‌های «کاهش تهدیدات بیولوژیک» گرجستان، از جمله واحدهای موجود در تفلیس، کوتائیسی، کبولتی و شبکه مرتبط با ایستگاه‌های بیولوژیکی پرداخته است، فاش شد.
 
با توجه به سری بودن واحد دایر در آلکسییفک و عدم کنترل دولتی در طول چندین سال، تعیین هزینه واقعی این واحد و ماهیت تحقیقات صورت گرفته در آزمایشگاه‌های بیولوژیک غیرممکن است. پس از تغییر دولت در گرجستان در سال 2013 مرکز لوگار رسما تعطیل شد، و تجهیزات شبکه (متشکل از 22 آزمایشگاه) به  ساختاری تحت کنترل وزارت بهداشت، کار و امور اجتماعی محول گردید.  
 
اما تا سال 2015 پنتاگون به صورت دوفاکتو رئیس شبکه بیولوژیک گرجستان باقی ماند و همچنین تا به امروز  حامی مالی تحقیقات و مانیتورینگ‌های شبکه بیولوژیک این کشور می‌باشد. گرجستان تنها برای سال  2018 به بعد تأمین مالی کامل آزمایشگاه‌های بیولوژیک را در بودجه کشور برنامه‌ریزی کرده است، اما به ذهن نمی‌رسد که سازمان نظامی امریکا کنترل بر واحدهایی که با پول امریکایی‌ها در خاک گرجستان ساخته شده را از دست بدهد.      
 
جفری سیلورمن روزنامه‌نگار امریکایی و مشاور میخائیل ساآکاشویلی رئیس جمهور سابق گرجستان، نخستین کسی بود که اطلاعات مربوط به تهدیدات پروژه لوگار در گرجستان را فاش کرد. وی ضمن اظهار اطمینان از اینکه ساخت آزمایشگاه بیولوژیکی توسط پنتاگون  مانور غیرمستقیمی در ارتباط  با کنوانسیون 1972 می‌باشد اظهار داشت: «در آزمایشگاه لوگار که در حوالی تفلیس واقع شده، موادی را که برای سلامتی خطرناکند تولید و آنها بر روی اهالی بومی تست می‌کنند. من یقین دارم که در گرجستان بر روی حیوانات و انسان‌ها آزمایش‌های خطرناکی انجام می‌شود». 
 
طبق اطلاعات جفری سیلورمن، در سال 2013 یک مورد آلوده شدن پرسنل آزمایشگاه آلکسییفک به عفونت اتفاق افتاد که در آن زمان مردم مخفیانه تحت درمان قرار گرفتند تا اطلاعات مربوط به این حادثه به رسانه‌ها درز نکند. در رابطه با چنین مواردی ساکنان الکسییفک نیز مطالبی بازگو کرده‌اند. از جمله اینکه در سال 2012،  4 فیلیپینی که در آزمایشگاه مشغول به کار بودند بیمار شدند که بیماری 2 نفر از آنها منجر به مرگ شد.
 
روس‌ها شبکه آزمایشگاه‌های بیولوژیک گرجستان را متهم به انتقال ویروس طاعون خوکی آفریقایی به خاک روسیه می‌کنند. در آبخازیا هم ناگهان پشه‌های مرگباری پیدا شده‌اند. در این باره ایگور نیکولین اظهار داشت (1): «اخیرا در آبخازیا مواردی از رویت پشه‌های حامل ویروس زیکا ثبت شده است.  در کل این نوع پشه‌ها هرگز در نیمکره شمالی ظاهر نمی‌شدند. این نوع پشه منحصر به آفریقای جنوبی است. با این حال، این پشه در حال حاضر از اینجا سر در آورده است و چنین چیزی تصادفی و بی‌علت نیست. این ویروس در آزمایشگاه ساخته و پرداخته شده است. حتی می‌توان گفت در کجا. در یک آزمایشگاه امریکایی».
 
در قزاقستان در حالی که مطالعه بر روی محلی‌سازی ویروس ابولا انجام می‌شود، ناگهان یک توریست آلوده به این ویروسِ تاکنون مشاهده‌نشده به امریکا پرواز می‌کند؟ در آنجا در آزمایشگاه‌های امریکایی چگونگی این نکته را مورد بررسی قرار می‌دهند که مردم قزاقستان تا چه حد در صورت ابتلا به این ویروس مقاوم هستند و این پاتوژن بر روی قزاق‌ها چه تأثیری می‌گذارد. این اطلاعات این امکان را فراهم می‌آورد که در آزمایشگاه یک کشور دیگر پاتوژنی با خواص جدید به دست آید و باز هم یک توریست مبتلای دیگر با هواپیما وارد آلماتی، یا کی‌یف و یا ایروان شود.    
 
پنتاگون دقیقا می‌داند که امریکا چه هدفی از استقرار شبکه آزمایشگاهی بیولوژیک در اطراف روسیه دارد. لیکن جمهوری‌های شوروی سابق همچنان به اهداف خیرخواهانه نظامیان امریکایی باور دارند و معتقدند فعالیت آنها صرفا با انگیزه «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» است. همانطور که تجربه اوکراین ثابت کرد، همه چیز به همین منوال در جریان است.
 

نویسنده: آرینا تسوکانُوا – کارشناس بنیاد فرهنگ استراتژیک روسیه
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 
یادداشت ها:
1- http://rustoria-topnews.ru/publication/politika/ssha-sozdayut-biologicheskoe-oruzhie-u-rossiyskih-granic-ekspert-428261
http://geoclub.info/ssha-sozdayut-biologicheskoe-oruzhie-u-rossijskix-granic-ekspert/
 
 
منبع: سایت بنیاد فرهنگ استراتژیک
https://www.fondsk.ru/news/2017/07/08/dlja-chego-pentagonu-biologicheskaja-petla-anakondy-vokrug-rossii-44283.html
 
 
کد مطلب: 3274