روسیه، ایالات متحده آمریکا و خاورمیانه

تاریخ انتشار : شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۳
Share/Save/Bookmark
 
جان آلترمن: در خصوص آنچه میان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در حاشیه نشست گروه 20 در سال جاری (7 جولای 2017) رد و بدل شد، اطلاعات زیادی نداریم، اما می دانیم که پیرامون خاورمیانه صحبت های بسیاری شده است. با توجه به توییت های دونالد ترامپ، می دانیم که وی به پوتین گفته است: "کشتار زیادی در سوریه اتفاق افتاده است. باید موضوع سوریه را حل و فصل کنیم". ... روسیه در پنج سال اخیر نقش فعال تری در خاورمیانه ایفا نموده است و پیش از آنکه ایالات متحده ملزم به همکاری راهبردی با روسیه گردد، ارزیابی اهداف و راهبردهای روسیه در منطقه مفید خواهد بود. ... از حیث صرفاً تاکتیکی، همپوشانی های بسیاری میان اهداف روسیه و آمریکا در خاورمیانه وجود دارد. به عنوان مثال، روسیه و ایالات متحده هیچ یک خواستار تسلط داعش بر سوریه نبودند. با این حال از منظر راهبردی، واگرایی های بیشتری وجود دارد. ...
 
ایراس: در خصوص آنچه میان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در حاشیه نشست گروه 20 در سال جاری (7 جولای 2017) رد و بدل شد، اطلاعات زیادی نداریم، اما می دانیم که پیرامون خاورمیانه صحبت های بسیاری شده است. با توجه به توییت های دونالد ترامپ، می دانیم که وی به پوتین گفته است: "کشتار زیادی در سوریه اتفاق افتاده است. باید موضوع سوریه را حل و فصل کنیم".
 
روسیه در پنج سال اخیر نقش فعال تری در خاورمیانه ایفا نموده است و پیش از آنکه ایالات متحده ملزم به همکاری راهبردی با روسیه گردد، ارزیابی اهداف و راهبردهای روسیه در منطقه مفید خواهد بود.
 
مطالعه راهبرد چین در خاورمیانه به فهم بهتر و آسان تر از راهبرد روسیه در منطقه کمک می کند. چین سهم زیادی در منطقه دارد، بطوریکه بیش از 60 درصد از واردات انرژی این کشور از خاورمیانه صورت می گیرد. رشد تجارت و سرمایه گذاری چین و دست یابی مقاطعه کاران این کشور به پروژه های زیرساختی چند میلیارد دلاری حکایت از رد پای گسترده اقتصادی این کشور در خاورمیانه دارد. برغم گسترش منافع چین، جاه طلبی های کاملاً آشکار این کشور معطوف و منحصر به حضور اقتصادی بوده و هیچ قدم پر هزینه ای در راستای گسترش حضور امنیتی در منطقه بر نداشته است. چین درصدد آن است که مکمل اقتصادی برای حضور امنیتی ایالات متحده باشد و به هیچ وجه به دنبال کاهش نقش آفرینی واشنگتن در منطقه نیست. از سوی دیگر، علاقه گسترده کشورهای منطقه به کالاها و تخصص چین به معنی استقبال گرم این کشورها از این قدرت آسیایی است.
 
در مقابل، ردپای روسیه در خاورمیانه غالباً در حوزه های امنیتی است. روسیه میلیاردها دلار سیستم های تسلیحاتی به کشورهای منطقه فروخته است، اما تجارت و سرمایه گذاری کمی در حوزه های غیرنظامی دارد. این کشور درصدد است تبدیل به تأمین کننده تسلیحات کشورهایی همچون مصر و الجزایر شود که پیش از این ایالات متحده از تحویل سلاح به این کشورها امتناع ورزیده بود. روسیه بر خلاف چین که آشکارا به دنبال کار و همکاری با ایالات متحده است، تلاش دارد تا در برابر منافع امنیتی آمریکا در منطقه توازن ایجاد کند. به عنوان مثال، مسکو پس از آنکه دولت اوباما اعلام داشت "بشار اسد باید از قدرت کناره گیری کند"، اقدام به تقویت دولت سوریه نمود و یا اینکه سامانه اس 300 را در اختیار ایران قرار داد و حتی سامانه های پیشرفته تر اس 400 را نیز در سوریه مستقر ساخت.
 
البته این بدین معنی نیست که اقدامات روسیه صرفاً با هدف مخالفت با آمریکا در خاورمیانه تنظیم می شود. در واقع، روسیه برآورد خود را در خصوص تهدیدات منبعث از گروه های تروریستی داشته و منطق خاصی را در تقویت رژیم های خودکامه پیگیری می کند. علاوه بر این موارد، به نظر می رسد روسیه به روابط بین الملل در قالب بازی حاصل جمع صفر نگاه می کند. در چنین چارچوبی، هرچه آمریکا مزایا و امتیاز بیشتری بدست آورد، برای روسیه بدتر خواهد بود و هرچه تخاصم ها نسبت به واشنگتن فزونی گیرد، برای مسکو بهتر خواهد بود.
 
افزایش نفوذ روسیه در خاورمیانه در برهه ای از زمان در حال وقوع است که پیش از آن ایالات متحده، نقش چشمگیری در منطقه داشته بود. در طول جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی، کشورهایی همچون سوریه، مصر (برای مدتی)، یمن جنوبی و غیره را زیر چتر حمایتی خود بصورت پراکنده در اختیار داشت، اما پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، روسیه به سختی می توانست آنچه را از دست داده بود، دوباره بدست آورد. به جز ایران و روسیه، هر یک از کشورهای خاورمیانه تا سال 2010 میلادی، روابط مثبت و سازنده ای با ایالات متحده داشتند که البته آن دو کشور نیز سعی در بهبود روابط خود با آمریکا داشتند. آنچه روسیه پس از دهه ها تلاش در ایجاد روابط با کشورهای منطقه از خود نشان داد، یک پایگاه دریایی کوچک در سوریه بود. اگر این موضوع در سال 1980 میلادی به شما گفته می شد، به نظر تعجب برانگیز می آمد.
 
راهبرد آمریکا در خاورمیانه برای دهه ها، ایجاد جوامع تاب آور در منطقه خاورمیانه بوده است. این جوامع نخست با هدف مقابله با کمونیستم شکل گرفته بودند و اخیراً نیز تقویت آن ها با هدف مقابله با تروریسم صورت گرفته است. از ملزومات تحقق این هدف نیز ایجاد فرصت های اقتصادی گسترده، بازار آزاد و سیاست فراگیر است. با این حال، از دیدگاه روسیه تمرکز اقتصادی آمریکا بر منطقه به معنای طرد و انزوای روسیه بوده و تمرکز سیاسی واشنگتن، خطرناک و ناپخته قلمداد شده است.
 
اگر بخواهیم راهبرد روسیه را به بهترین نحو تصویر کنیم، می توان از سه جز سخن گفت. نخست اینکه روسیه تمایلات غرب گرایانه دولت های خاورمیانه را به چالش می کشد. بخشی از این سیاست از طریق مخدوش ساختن تصویر غرب و تمایلات غربی ها و بخشی دیگر از طریق ایجاد و تقویت بی نظمی در ائتلاف های غرب گرا صورت می گیرد (که باید اعتراف کرد، این ائتلاف ها نخست با هدف مهار شوروی ظهور کرد).
 
جزء دوم راهبرد روسیه در خاورمیانه دست یابی به این تضمین است که انقلاب های مردمی در خاورمیانه الهام بخش مردم روسیه یا مردم کشورهای همپیمان روسیه نگردد. در واقع، جنبش های مردمی موفق، تهدیدی برای ثبات روسیه بحساب می آیند.
 
جزء سوم نیز تلاش بی وقفه روسیه برای ارائه تعریف حداقلی از امنیت به عنوان نبرد میان دولت ها و تروریست ها است. به نظر می رسد، این تعبیر روسیه از امنیت برای مقابله با تلاش های گسترده غرب در منطقه به منظور کمک به توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورهای خاورمیانه بوده است. روسیه به شدت این راهبرد را در دستور کار دارد که روابط دوجانبه قوی با ساختارهای امنیتی دولت های خاورمیانه ایجاد نماید که البته از حمایت های این کشور از اقدامات وحشیانه دولت سوریه می توان به صحت و سقم این راهبرد دست یافت.
 
از منظری کلان، ایالات متحده و همپیمانان آن برای کسب "پیروزی" در خاورمیانه بازی می کنند و به دنبال توسعه نظام های اقتصادی و سیاسی ای هستند که ثبات بیشتری برای کشورهای منطقه به ارمغان بیاورد. در مقابل، به نظر می رسد روسیه به دنبال نتیجه مساوی هست. روسیه در مقابل ایالات متحده نمی تواند "پیروز" باشد. واشنگتن به لحاظ نیرو و ادوات نظامی و همچنین برنامه ریزی سرآمد است، اما در این میان روسیه می تواند بازیگری مخربی داشته باشد و از طریق حوزه های نفوذ و قدرت محدود خود، برنامه های دیگران را با مانع رو به رو سازد. ایالات متحده و همپیمانان آن، چند صد میلیارد دلار در منطقه هزینه کرده و تلاش گسترده ای برای شکل گیری دولت های تاب آور به منظور حضور در نظام های چندجانبه مصروف داشتند. تعریف محدود روسیه از امنیت نه تنها تلاش های غرب را زایل می کند، بلکه بر آینده منطقه نیز تأثیر می گذارد.
 
از حیث صرفاً تاکتیکی، همپوشانی های بسیاری میان اهداف روسیه و آمریکا در خاورمیانه وجود دارد. به عنوان مثال، روسیه و ایالات متحده هیچ یک خواستار تسلط داعش بر سوریه نبودند. با این حال از منظر راهبردی، واگرایی های بیشتری وجود دارد. روسیه تمایل چندانی برای حمله به مواضع داعش نداشت و معتقد بود که حضور این گروه تروریستی در سوریه، به دولت بشار اسد و نقش مسکو در حمایت از این دولت مشروعیت بخشیده است. در واقع، از دیدگاه روسیه، تلاش های چندجانبه غرب برای تقویت جوامع تاب آور در خاورمیانه نه تنها غیرواقعی است، بلکه تهدیدی برای ثبات این کشور بحساب می آید. اختلاف ها و تفاوت ها میان ایالات متحده و روسیه در خاورمیانه بنیادین است و نشان دادند که کماکان پابرجا هستند.
 
 
نویسنده: جان آلترمن - تحلیلگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین الملل آمریکا (CSIS)
 
منبع: مرکز مطالعات راهبردی و بین الملل آمریکا
 
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران غربی منتشر شده است»
 
 
کد مطلب: 3267