آمریکا و کریدور جنوبی انتقال انرژی از جمهوری آذربایجان به اروپا

تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۰۹
Share/Save/Bookmark
 
ولی کوزه گر کالجی: دیدار الهام علي اف با رکس تيلرسون، وزیر خارجه آمریکا که در حاشيه «کنگره جهاني نفت » در استانبول در ١١ ژوئن ٢٠١٧ (٢٠ تیر ١٣٩٦) صورت گرفت، توجهات را به سمت چگونگی بازتعریف روابط جمهوری آذربایجان و ایالات متحده آمریکا در دولت دونالد ترامپ جلب نمود؛ چرا که روابط واشنگتن- باکو در دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما، یکی از سردترین مقاطع روابط دو کشور را طی 25 سال گذشته تجربه نمود. در این مقطع، ایالات متحده از حضور و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه دنیز و نیز مشارکت خطوط انتقال ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) برای انتقال گاز جمهوری آذربایجان به اروپا (کریدور جنوبی) خودداری کرده بود. بنابراین، انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا در مجموع مورد استقبال جمهوری آذربایجان قرار گرفت. علائق نفتی و تجاری شخص ترامپ و بسیاری از اعضای کابینه او از جمله رکس تیلرسون به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر ارشد اجرایی شرکت بزرگ و چندملیتی اکسون‌موبایل، امیدهایی را برای بازگشت ایالات متحده به صنعت نفت و گاز جمهوری آذربایجان و به ویژه مشارکت در کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا ایجاد کرده است. در این بین، نکته بسیار مهم و شایان توجه، پیشنهاد مورنینگ استار (سفیر سابق آمریکا در باکو) برای تکرار تجربه مستثنی شدن شرکت «نیکو» ایران از تحریم های قبلی آمریکا برای شرکت «لوک اویل» روسیه در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز در تحریم های جدید در دست اقدام علیه روسیه در کنگره آمریکا است. در این نوشتار کوشش می شود با واکاوی موضوعات یاد شده، درک بهتری از تحولات مهم یاد شده و ضرورت مشارکت بیشتر ایران در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز و کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا (تاپ و تاناپ) حاصل شود.
 
ایراس: روابط جمهوری آذربایجان و ایالات متحده آمریکا از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است و با وجود رویکردهای یورو- آتلانتیکی باکو، این روابط تحت تاثیر عوامل مختلف نتوانسته است به یک وضعیت باثبات و رو به رشد دست یابد. شاید بتوان دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما را یکی از سردترین مقاطع روابط واشنگتن- باکو دانست که اختلاف نظر دو کشور در موضوعات مختلفی چون وضعیت حقوق بشر و دموکراسی، در مقطعی حتی منجر به اخراج ریچارد مورنینگ استار، سفیر وقت ایالات متحده آمریکا از باکو در اکتبر 2014 میلادی نیز شد. در این مقطع، ایالات متحده از حضور و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه دنیز و نیز مشارکت خطوط انتقال ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) برای انتقال گاز جمهوری آذربایجان به اروپا (کریدور جنوبی) نیز خودداری نمود.
 
با انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، امیدواری های زیادی در باکو برای بهبود مناسبات جمهوری آذربایجان و آمریکا ایجاد شد. الهام علی اف در نامه ای به دونالد ترامپ ابراز امیدواری نمود که روابط دو کشور در آینده بهبود یابد و در مقابل ترامپ نیز  با ارسال دو نامه پیاپی و به فاصله زمانی بسیار کوتاه به مناسبت ۲۸ می (روز ملی جمهوری آذربایجان) و تبریک به الهام علی اف به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه نفت و گاز در آذربایجان در ٣١ می ٢٠١٧ میلادی آشکارا نشان داد که از نگرش و رویکرد متفاوتی از دولت اوباما در قبال جمهوری آذربایجان برخوردار است. بنابراین، دیدار الهام علی اف با رکس تيلرسون، وزیر خارجه آمریکا که در حاشيه «کنگره جهاني نفت » در استانبول در ١١ ژوئن ٢٠١٧ (٢٠ تیر ١٣٩٦) صورت گرفت را باید در راستای تحولات جدید در مناسبات باکو- واشنگتن مورد توجه و ارزیابی قرار داد.
 
بدون تردید، بعد مهم و اقتصادی دیدار علی اف و تیلرسون، نحوه مشارکت و سرمایه گذاری ایالات متحده در توسعه میدان گازی شاه دنیز و کریئور جنوبی انتقال گاز به اروپا (خطوط تاپ و تاناپ) است. طرح ساخت خطوط لوله تاپ و تاناپ که منابع گازی میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان را از مسیر ترکیه و یونان به کشورهایی چون بلغارستان و ایتالیا منتقل می کند، به عنوان «کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا» از جدیدترین و مهم ترین طرح های انتقال انرژی در سطح منطقه محسوب می شود که در بستر اختلافات روسیه و اروپا در قبال بحران اوکراین شکل گرفت و به عنوان جایگزین (آلترناتیوی) برای گاز وارداتی روسیه مورد توجه جدی اروپایی ها قرار گرفت. کریدور جنوبی انتقال انرژی در واقع شامل سه خط لوله مجزا یعنی خط لوله قفقاز جنوبی (باکو- تفلیس- ارزروم) (1) خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) (2) و خط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) (3) است که طبق پیش بینی-های صورت گرفته قرار است به یکدیگر متصل شوند و تا سال ٢٠١٨ میلادی به بهره برداری برسد.  نقشه زیر گویای وضعیت این سه خط لوله انتقال انرژی است.
 

خطوط لوله گاز و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) و ترانس آدریاتیک (تاپ)
 
نکته بسیار مهم در روند سرمایه گذاری در توسعه میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان و خط لوله قفقاز جنوبی و نیز احداث خطوط تاپ و تاناپ در مقطع شکل گیری آن (سال ٢٠١٦ میلادی)، عدم حضور ایالات متحده آمریکا بود. برخلاف مشارکت فعال و گسترده شرکت های بزرگ نفتی مانند شرکت بریتیش پترولیوم بریتانیا و شرکت دولتی نفت آذربایجان (سوکار) و حضور شرکت هایی چون شرکت اسنام  ایتالیا، شرکت فلوگیس  بلژیک، شرکت اناگاز  اسپانیا و شرکت اکسپو سوئیس، هیچ شرکت آمریکایی در عملیات احداث تاپ و تاناپ مشارکت نداشت و حمایت واشنگتن تنها در حد حمایت سیاسی از این طرح های انتقال انرژی بود. چنانچه، جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا در نامه ای به الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان و خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپا آغاز طرح ساخت خط لوله تاناپ را تبریک گفت. آموس هوکستاین (4) مسئول وقت امور انرژی بین  المللی وزارت امور خارجه آمریکا که در مراسم آغاز عملیات احداث خط لوله تاپ حضور داشت، نیز بسیار شایان توجه است:
 
«به رغم عدم حضور شرکت های آمریکایی در ساخت این طرح، تاپ برای آمریکا حائز اهمیت زیاد است. تا کنون هیچ طرحی به اندازه خط لوله گازی ترانس آدریاتیک - تاپ توجه ام را بخود جلب نکرده است. آمریکا همواره از خط لوله گازی ترانس آدریاتیک با هدف انتقال گاز طبیعی جمهوری آذربایجان به بازارهایی اروپایی حمایت کرده و می کند» (5).
 
علت حمایت سیاسی ایالات متحده از طرح های تاپ و تاناپ کاملاً روشن بود. دولت باراک اوباما اجرای این دو طرح انتقال انرژی را به معنی حذف روسیه یا دست کم کاهش نقش این کشور در تامین انرژی اتحادیه اروپا می دانست؛ امری که می تواند قدرت مانور بیشتری را به قدرت های اروپایی در مقابل سیاست های روسیه به ویژه در رابطه با مخالفت با گسترش ناتو به شرق و بحران اوکراین و شبه جزیره کریمه بدهد. با این وجود، حمایت دولت باراک اوباما از کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا در حد همایت سیاسی باقی ماند و در فضای سرد حاکم بر مناسبات باکو- واشنگتن، این حمایت سیاسی، جنبه عملی و اقتصادی به خود نگرفت.
 
با فضای جدیدی که در مناسبات جمهوری آذربایجان و آمریکا پس از انتخاب دونالد ترامپ ایجاد شد و نیز با توجه علائق نفتی و تجاری شخص ترامپ و بسیاری از اعضای کابینه او از جمله رکس تیلرسون به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر ارشد اجرایی شرکت بزرگ و چندملیتی اکسان‌موبیل، این امید و انتظار در جمهوری آذربایجان شکل گرفته است که روند همکاری های باکو- واشنگتن در حوزه انرژی بتواند به دوران بیل کلینتون و جرج بوش بازگردد. این امر کاملاً در راستای سیاست کلان جمهوری آذربایجان در «تنوع بخشی» به مقاصد صادرات انرژی و منابع جذب سرمایه گذاری خارجی قرار دارد که به ویژه برای توسعه میدان گازی شاه دنیز و خطوط در دست احداث تاپ و تاناپ از اهمیت مضاعفی برخوردار است. در چنین فضا و شرایطی است که ترامپ در دومین نامه خود به الهام علی اف به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه نفت و گاز در آذربایجان در ٣١ می ٢٠١٧ میلادی صراحتاً اشاره می کند که «آمریکا طرفدار تحقق طرح کریدور گاز جنوب می باشد و از آن حمایت می کند. آمریکا آماده همکاری با شما است. دولت آمریکا تلاش های باکو در زمینه حمایت از امنیت جهانی انرژی و نیز توسعه اقتصادی را مورد تقدیر و حمایت قرار می دهد». متعاقب این نامه است که دیدار الهام علی اف و رکس تيلرسون، وزیر خارجه آمریکا که در حاشيه «کنگره جهاني نفت » در استانبول در ١١ ژوئن ٢٠١٧ (٢٠ تیر ١٣٩٦) صورت می گیرد و موضوع انتقال انرژی و نحوه همکاری آمریکا و جمهوری آذربایجان در کانون مذاکرات دو کشور قرار می گیرد.
 
در این بین، نکته شایان توجه، انتشار مقاله ای با عنوان «تحریم روسیه، اما امنیت انرژی اروپا قربانی نشود» (6) به قلم ریچارد مورنینگ استار، سفیر پیشین آمریکا در جمهوری آذربایجان در نشریه «هیل» (7) است که با توجه به سابقه اخراج مورنینگ استار از باکو در اکتبر ٢٠١٤ مقاله بسیار قابل تاملی است. این مقام آمریکایی در حمایت از طرح توسعه فاز دوم میدان گازی شاه دنیز جمهوری آذربایجان که نقش بسیار مهمی در تامین گاز مورد نیاز خطوط تاپ و تاناپ خواهد داشت، با اشاره با مشارکت شرکت لوک اویل روسیه در توسعه میدان گازی شاه دنیز و نیز تحریم های جدید در دست اقدام علیه روسیه در کنگره آمریکا معتقد است:
 
«تشدید تحریم های آمریکا علیه روسیه بر طرح گازی حوزه شاه دنیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. در حالی که آمریکا خواهان کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه، از طریق انتقال گاز حوزه شاه دنیز به اروپاست، به علت این که شرکت روسی «لوک اویل» در حوزه گازی «شاه دنیز ۲» دارای سهم ده درصدی است، تحریم های آمریکا علیه روسیه می تواند این طرح را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، سهم کوچک شرکت روسی لوک اویل از حوزه گازی شاهدنیز موجب خواهد شد که طرح «کریدور جنوبی گاز» تحت تاثیر قرار بگیرد و موانع جدی در مقابل دیپلماسی انرژی آمریکا و امنیت انرژی اروپا ایجاد شود» (8).
 
نکته بسیار مهم و جالب دیگری که مورنینگ استار به آن توجه نشان می دهد، تکرار تجربه مستثنی شدن شرکت «نیکو» ایران از تحریم های قبلی آمریکا برای شرکت «لوک اویل» روسیه در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز در تحریم های جدید در دست اقدام علیه روسیه در کنگره آمریکا است. استار معتقد است:
 
«راه حل این مساله، ایجاد تغییری در قانون تحریم ها علیه روسیه همانند اصلاح قانون تحریم ها علیه ایران در چند سال قبل است. در آن زمان، طرح «شاه دنیز » که شرکت «نیکو» ایران در آن ده درصد سهم دارد، از شمول تحریم مستثنی شد. علت آن اصلاح، این بود که تحریم ها علیه طرح شاه دنیز اعمال نشود و سیاستی که آمریکا چندین سال آن را اجرا کرده بود، آسیبی نبیند. همانند تحریم ها علیه ایران، کنگره آمریکا این بار نیز باید طرح شاه دنیز را از تحریم های ضد روسیه مستثنی کند» (9).
 
صرف نظر این که پیشنهاد سفیر سابق آمریکا در باکو بتواند به مرحله تصویب و اجرا برسد، نکته بسیار مهمی که برای سیاستگذاری و دیپلماسی اقتصادی کشورمان در بخش انرژی منطقه قفقاز جنوبی و انتقال منابع انرژی به ویژه گاز طبیعی به اروپا بسیار حائز اهمیت است، استفاده از ظرفیت ها و منافذی است که در مقاله مورنینگ استار به آن اشاره شده است. مستثنی شدن شرکت «نیکو» از تحریم های ایالات متحده در دوران باراک اوباما، تجربه ارزشمند و شایان توجهی است که نشان می دهد در صورت حضور و سرمایه گذاری بیشتر در بخش انرژی در مناطق پیرامونی به ویژه گره خوردن هر چه بیشتر ایران با موضوع تامین انتقال انرژی به اروپا، هزینه های تحریم و نادیده گرفتن ایران افزایش خواهد یافت و طرف های دیگر در راستای منافع و اهداف خود، مجبور به پذیرش نقش و جایگاه ایران به عنوان یکی از منابع تامین انرژی منطقه و اروپا خواهند شد.
 
لذا ضرورت دارد از این زاویه به موضوع حضور و سرمایه گذاری ایران در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز و دعوت از کشورمان برای مشارکت در انتقال گاز از طریق خطوط تاپ و تاناپ به اروپا نگریست. دولت آذربایجان به شدت در پی اجرایی نمودن فاز دوم توسعه میدان گازی شاه دنیز است و در این روند خواستار مشارکت ایران است تا بتواند با افزایش ظرفیت تولید و صادرات، به تعهدات گازی گسترده خود در قبال اروپا جامعه عمل بپوشاند. آنچه موجب تحرک و اشتیاق بیشتر طرف آذری برای مشارکت بیشتر ایران در توسعه میدان گازی شاه دنیز شده است را باید در دو نکته جستجو کرد. نکته اول این که جمهوری آذربایجان احساس می کند در شرایط پس از توافق هسته ای ایران با قدرت های بزرگ (برجام)، شرکت های ایرانی با شرایط مساعدتری امکان ورود و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه را دارند. نکته دوم نیز به نگرانی های موجود به ویژه در اتحادیه اروپا در مورد عدم توانایی میدان گازی شاه در تامین حجم عظیم گازی مورد نیاز خطوط انتقال گاز تاپ (ترنس آدریاتیک) و تاناپ (ترنس آناتولین) است.
 
در رابطه با مشارکت ایران در دو خط لوله انتقال گاز تاپ و تاناپ نیز ایران با ملاحظاتی مواجه است. ملاحظه اول ایران، قیمت پایین گاز صادراتی در این دو خط لوله است که از دیدگاه ایران، ارزان، غیر استاندارد و مطابق با  واقعیت  های کنونی بازار جهانی گاز نیست. از  این رو، مشارکت ایران در تاپ و تاناپ را از منظر اقتصادی غیر قابل قبول و فاقد توجیه اقتصادی می داند و در شرایط کنونی، تمایلی از سوی وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران برای مشارکت در تاپ و تاناپ وجود ندارد. این بحث مطرح شده است که تنها در صورت رسیدن سرمایه گذاری ایران در فاز دوم حوزه گازی شاه دنیز به مرحله درآمدزایی و نیز تمایل جمهوری آذربایجان، ترکیه و طرف های اروپایی مشارکت کننده در تاپ و تاناپ برای افزایش قیمت و واقعی نمودن آن، می توان انتظار ورود و مشارکت ایران در این دو خط لوله انتقال گاز را داشت.
 
اما واقعیت آن است که با توجه به نکات و ملاحظاتی که در این یادداشت مطرح شد، در رابطه با بحث ورود ایران به تاپ و تاناپ نباید صرفاً از منظر اقتصادی و کوتاه مدت نگریست. مستثنی شدن شرکت «نیکو» از تحریم های ایالات متحده در دوران باراک اوباما که مورنینگ استار خواستار تکرار این تجربه در قبال شرکت «لوک اویل» روسیه است، نشان می دهد حضور و مشارکت ایران در طرح های کلان انرژی منطقه در یک نگاه بلند مدت و استراتژیک تا چه میزان حائز اهمیت است. حضور و مشارکت ایران در طرح توسعه میدان گازی شاه دنیز و خطوط انتقال تاپ و تاناپ فرصت ارزشمندی است که ضمن تقویت مناسبات دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان، موجب می شود ایران به صورت عملی با موضوع مهم و استراتژیک «امنیت انرژی اروپا» پیوند بخورد و در جایگاه یکی از منابع مهم تامین انرژی اروپا قرار گیرد. در چنین شرایطی، تحریم اقتصادی ایران به ویژه در بخش انرژی برای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، آسان و کم هزینه نخواهد بود.
 
 
نویسنده: ولی کوزه گر کالجی – پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس
 
 
یادداشت ها:
1- South Caucasus Pipeline (SCP)
2- Trans-Anatolian Natural Gas Pipeline (TANAP)
3- Trans Adriatic Pipeline (TAP)
4- Amos Hochstein
5- Southern Gas Corridor’s financing discussed in US, Amiralnews, March 1, 2016.
6- Sanction Russia, but don't sacrifice Europe's energy security
7- Hill
8- Richard L. Morningstar, "Sanction Russia, but don't sacrifice Europe's energy security", The Hill, July 14, 2017
9- Ibid

 
کد مطلب: 3262
مولف : ولی کوزه گر کالجی