تنظیم مجدد سیاست آمریکا در قفقاز جنوبی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۴
Share/Save/Bookmark
 
احسان تقوایی نیا: آنچه باعث جلب توجه آمریکا به قفقاز جنوبی می‌شود قرار گرفتن این منطقه در محل تقاطع شرق و غرب، تمدن اسلام و مسیحیت و همچنین مزیت های استراتژیک آن است. از چشم انداز مناقشات، قفقاز جنوبی منطقه‌ای بی‌ثبات محسوب می‌شود و در تمامی این بی‌نظمی‌ها نقش طرف روس آشکار است. مداخله نظامی روسیه در خاک گرجستان بارزترین شاهد این مدعا است. تحولاتی نظیر آنچه که درسال 2008 در گرجستان روی داد و یا تحولات شبه جزیره کریمه در سال 2014 باعث شده است تا کارشناسان غربی بر این دیدگاه تاکید کنند که استراتژی‌ها و برنامه‌های نوینی برای مهار مجدد روسیه و جلوگیری از وقوع منازعات مشابه در منطقه اوراسیای مرکزی در قالب سیاستگذاری‌های نوین امنیتی نیاز است. این دیدگاه، مبتنی بر تثبیت مواضع و اثرگذاری ایالات متحده در این منطقه، به مثابه تضمینی برای تحقق نظم جهانی تک قطبی بوده و نیز سلب امکان تحقق سناریوی مشابهی برای روسیه را به همراه دارد ...
 
ایراس: منطقه قفقاز شامل قفقاز شمالی (واقع شده در خاک فدراسیون روسیه) و قفقاز جنوبی (شامل سه جمهوری آذربایجان،گرجستان و ارمنستان) از اهمیت فوق العاده ای بالایی در سیاست بین الملل برخوردار است. واقع شدن این منطقه در محدوده ای استراتژیک باعث شده است تا قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای برای اعمال نفوذ در این حوزه همواره در حال رقابت باشند. هرچند روسیه به واسطه اشتراکات تاریخی -که این منطقه قبلا جزئی از اتحاد جماهیر شوروی بوده است- اصلی ترین بازیگر منطقه قفقاز به شمار می آید اما نباید دیگر قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای نظیر ایالات متحده، اتحادیه اروپا، چین، ترکیه و حتی اسرائیل را دست کم گرفت که در مقاطع مختلف در تلاش برای افزایش نفوذ در این منطقه کوشیده اند. با این حال همچنان روسیه و آمریکا را باید عمده ترین بازیگران در قفقاز جنوبی دانست که به شدت برای تسلط بر جمهوری های سه گانه قفقاز با یکدیگر در رقابت هستند. هرچه آمریکا بتواند به قدرت و اعتبار خود در قفقاز بیفزاید، نفوذ روسیه  رو به کاهش می گذارد. در هر حال شرایط ژئوپولیتیک در قفقاز جنوبی تغییرات چشمگیری در سال های اخیر داشته است و بر این اساس، دونالد ترامپ رئیس جمهوری تازه روی کار آمده ایالات متحده نیز نیاز به تنظیم پیش فرض ها در پیشبرد منافع آمریکا در منطقه برای به حداکثر رساندن قابلیت های آن دارد.
 
گام اول؛ سفر به گرجستان
گرجستان یکی از کشورهای شوروی سابق بیشترین جهت گیری و حرکت در مسیر همگرایی با غرب و حتی پیوستن به اتحادیه هایی مانند ناتو و اتحادیه اروپا را داشته است. به همین دلیل دولت ترامپ در صدد است تا در گام اول ترتیب دادن اقدامات برای بهبود روابط با کشورهای منطقه قفقاز معاون اول رئیس جمهوری را عازم تفلیس کند. بر اساس گزارش کاخ سفید، مایک پنس معاون رئیس جمهور آمریکا،  در اواخر ماه جولای به گرجستان سفر خواهد کرد و در جریان این سفر با گیورگی مارگولاشویلی رئیس جمهوری و گیورگی کویریکاشویلی نخست وزیر دیدار خواهد کرد و در جریان آن از نیروهای ایالات متحده در گرجستان نیز دیدن خواهد کرد. گیورگی کویریکاشویلی نخست وزیر گرجستان در  در گفت و گو  با خبرنگاران در این رابطه اظهار داشت: "این البته نشانه ای روشن از حمایت ایالات متحده در برابر گرجستان است و وی خوشحال است که  که دولت موفق به برقراری ارتباط با دولت جدید ایالات متحده شده است. کویریکاشویلی گفت: "ما خوشحالیم که معاون رئیس جمهوری آمریکا،  گرجستان را همراه با استونی و مونته نگرو به عنوان یکی از مهمترین شرکای ایالات متحده انتخاب کرده است (1)».
 
با فروپاشي شوروي و شكل گيري جمهوري‌هاي جديد، راه نفوذ آمريكا كه در پي دست اندازي در مناطق حساس و كليدي جهان است، هموار شد و در نتيجه رقابت بين روسيه و آمريكا در اين مناطق آغاز شد و زمينه تنش ميان روسيه و برخي از جمهوري‌ها فراهم آمد. جمهوري گرجستان به دليل دارا بودن شرايط ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي حساس جايگاه ويژه‌اي در سياست خارجي روسيه و آمريكا پيدا كرد و به ميدان رقابت اين دو قدرت تبديل شد. گرجستان سعي كرده از حضور آمريكا در منطقه به عنوان اهرم فشاري عليه روسيه استفاده كند و از همان زمان شروع مناقشات تجزيه طلبانه داخلي تلاش زيادي انجام داده تا به مردم خود بقبولاند كه مي‌توانند به حضور غرب براي حل مناقشات اعتماد كنند، امری که دست کم تاکنون محقق نشده است. موضوع مهم و اساسی حال حاضر در گرجستان ادامه جدایی جمهوری های آبخازیا و اوستیای جنوبی از حاکمیت گرجستان خواهد بود که حل و فصل این مساله تا حد زیادی بستگی به تعامل رهبران تفلیس با مسکو دارد.
 
منافع آمریکا در قفقاز جنوبی
ایالات متحده دارای منافع پایدار در قفقاز جنوبی است. این منافع شامل حفظ ثبات منطقه، جلوگیری از درگیری های منطقه ای نظیر تنش های بین ارمنستان و آذربایجان، مقابله با گسترش افراط گرایی اسلامی و پیشبرد تغییرات دموكراتیك و بهبود حکومتداری است.در حالی که منافع ایالات متحده در منطقه قفقاز ثابت است، تحولات اخیر- از جمله اختلال در نظم امنیت اروپا پس از جنگ سرد، تغییر بازارهای انرژی جهانی، عدم ثبات در منطقه جنوب، افزایش تنش و خشونت میان ارمنستان و آذربایجان و چالش های داخلی اتحادیه اروپا زمینه ها را به نحوی تغییر داده است که  ایالات متحده نیز به دنبال اهداف ژئوپلیتیک خود در قفقاز جنوبی باشد.
 
در 25 سال گذشته، دخالت ایالات متحده در قفقاز جنوبی به گونه ای بوده است که به کشورهای سه گانه منطقه کمک کند تا از حاکمیت خود دفاع کنند و برخی پیشرفت های دموکراتیک را به ویژه در گرجستان انجام دهند. با این حال، تلاش های بلندپروازانه آمریكا برای تحقق وعده تغییرات کیفی عمیق با ناتوانی مواجه بوده است، زیرا سیاست گذاران چالش های سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیكی كه كشورهای قفقاز جنوبی با آن رو به رو بوده اند را دست کم گرفتند. با این حال ایالات متحده باید درک کند که نمی تواند دو ویژگی برجسته از منظر ژئوپلیتیک منطقه را تغییر دهد: موقعیت غالب روسیه و مخالفت با دخالت ایالات متحده و رشد رو به فزونی چین در این منطقه که بر اساس پروژه «یک کمربند-یک جاده» سرمایه گذاری های بزرگی را در اوراسیا، از جمله قفقاز جنوبی، پیش بینی می کند. بر اساس یک رویکرد واقع بینانه، به نظر می رسد رویکردهای ایالات متحده نسبت به منطقه بر اساس چندین اصل و اولویت کلیدی در منطقه به پیش رود.
 
اول، اولویت اصلی آمریکا در منطقه قفقاز جلوگیری از درگیری های طولانی مدت بین جمهوری های منطقه به ویژه قره باغ کوهستانی، است. از سرگیری تنش ها پیامدهای اقتصادی و سیاسی ویرانگری برای هر سه کشور قفقاز جنوبی و حتی به صورت گسترده تر متحدان کلیدی واشنگتن در منطقه خواهد داشت. طبیعی است که آمریکایی ها این نکته را در نظر می گیرند که با حفظ اصولی دست به اقداماتی نزنند که روسیه به عنوان قدرت اول منطقه مجبور شود ترتیبات موجود را به هم زند، کاری که این کشور در سال 2008 دانجام داد و بعد از جدی شدن عضویت گرجستان در ناتو، دو جمهوری آبخازیا و اوستیای جنوبی را به خاک خود منضم کرد.
 
 دوم، تردیدی نیست که واشنگتن احتمالا با احتیاط بیشتری به ارتقاء نوسازی سیاسی در جمهوری های قفقاز جنوبی ادامه می دهد. با توجه به فقر رو به رشد در منطقه و فضای محدود برای جامعه مدنی در برخی کشورها، ترویج توسعه اقتصادی باید اولویت های کلیدی باشند. اما ضروری است که ایالات متحده توجه داشته باشد که هر کشور قفقاز جنوبی دارای مسیری متفاوت است. در نتیجه، بعید به نظر می رسد که رویکردهای وسیع منطقه ای برای دفاع از دموکراسی و ترویج حقوق بشر موثر باشد. در عوض، رویکردهای متناسب با کشور چشم اندازهای بهتر برای موفقیت را ارائه می دهند.
 
سوم، احتمالا واشنگتن در مورد اهداف ژئوپلیتیک خود در منطقه واقع بین خواهد بود،چه این که روسیه از لحاظ نظامی حضور و نفوذ خود را بسط داده است و توانایی برای تحمیل هژمونی خود را بر منطقه را دارد.
 
سرانجام، این فرض نیز قابل تصور است که ایالات متحده تعامل با اتحادیه اروپا برای پیشبرد منافع متقابل در این منطقه را ادامه دهد. اتحادیه اروپا می تواند در کمک به شکل دادن به آینده منطقه، با توجه به نزدیکی جغرافیایی بروکسل به منطقه و همچنین تجارت نزدیکی با جمهوری های سه گانه، مثمر ثمر باشد (2).
 
نتیجه
آنچه باعث جلب توجه آمریکا به قفقاز جنوبی می‌شود قرار گرفتن این منطقه در محل تقاطع شرق و غرب، تمدن اسلام و مسیحیت و همچنین منابع استراتژیک آن می‌باشد. از لحاظ مناقشات، قفقاز جنوبی منطقه‌ای بی‌ثبات محسوب می‌شود و در تمامی این بی‌نظمی‌ها نقش طرف روس آشکار است که مداخله نظامی روسیه در خاک گرجستان گواهی بر این مدعا است.تحولاتی نظیر گرجستان سال 2008 و شبه جزیره کریمه در سال 2014 باعث شده است تا کارشناسان غربی بر این باور تاکید کنند که استراتژی‌ها و برنامه‌های نوینی برای مهار مجدد روسیه و جلوگیری از وقوع منازعات مشابه در منطقه اوراسیای مرکزی در قالب سیاستگذاری‌های نوین امنیتی نیاز است. برای آمریکا تثبیت مواضع و اثرگذاری در منطقه تضمینی برای تحقق نظم جهانی تک قطبی خواهد بود و برای و روسیه ندادن امکان تحقق این سناریو. در عین حال باید این نکته را نیز متذکر شد که حوادث منطقه به ندرت تاثیر مستقیمی بر امنیت و رفاه شهروندان ایالات متحده دارد، بنابراین، بعید است این منطقه در اولویت برتر دولت ترامپ باشد.
 
 
نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا
 
 
یادداشت ها:
1- http://www.eurasiareview.com/01072017-us-vice-president-mike-pence-to-visit-georgia
2- http://www.eurasianet.org/node/83981
  
 
کد مطلب: 3253