اختلاف نظرها پیرامون پروژه «جریان شمالی-2»؛ آیا سیاست دست برتر را دارد؟

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۳
Share/Save/Bookmark
 
نیکلای کاوِشنیکُف: تصمیم واشنگتن در تصویب تحریم‌هایی که می‌توانند تأمین مالی پروژه «جریان شمالی -2» (Nord Stream 2) را تحت تأثیر قرار دهند، موجب واکنش شدید آلمان و اتریش گردید. این کشورها در وهله نخست اقدامات امریکا را به منزله تداوم سیاست امریکا در اعمال فرامرزی قوانین خود در نظر می‌گیرند. با این تحریم‌های جدید، شرکت‌های آلمانی به هر طریقی که در این پروژه درگیر باشند تحت تحریم قرار می‌گیرند. این سیاست امریکا، همانند تحریم‌های مرتبط با کوبا و ایران که امریکایی‌ها سعی داشتند علاوه بر شرکت‌های خود، محدودیت‌هایی را در رابطه با شرکت‌های اروپایی هم تسری دهند، به طور سنتی بهانه‌ای برای تحریک و برافروختگی کشورهای اروپایی است. با این حال، مواضع کشورهای اروپایی در این مورد تأثیر ناچیزی در اقدام امریکا داشته است.
 
ایراس: پیرامون پروژه «جریان شمالی-2» (Nord Stream 2) مبارزه سیاسی فعالی در جریان است. کمیسیون اروپا امیدوار است از اعضای اتحادیه اروپا برای مذاکره با روسیه در مورد وضعیت این پروژه دستوری دریافت نماید. در این مورد تمایل کمیسیون اروپا به طور کامل بیانگر چنین تمایلی از جانب کل اتحادیه اروپا نیست. در کمیسیون اروپا به خوبی بر آسیب پذیری موقعیت خود واقفند، با این حال اعضای این کمیسیون امیدوارند که باوجود تصویر سیاسی منفی از روسیه، قادر به متقاعدکردن کشورهای اتحادیه اروپا برای دریافت دستور در برقراری گفتگو با مسکو خواهند بود. هرچند این امر چندان محتمل نیست.
 
ایده افزایش ظرفیت خط لوله «جریان شمالی-2» تا 110 میلیارد متر مکعب در سال نیز با توجه ساخت دو خط لوله دیگر در رابطه با به دشواری‌های اجرای «جریان ترکیه» مطرح شده است. تعدادی از کشورهای اروپایی واکنش مثبتی نسبت به این پروژه نشان داده اند. چند شرکت اروپایی از جمله Royal Dutch Shell، Uniper و OMV AGبرای مشارکت در اجرای آن ابراز تمایل کرده اند. با این حال، به دلیل اعتراضات لهستان، و همچنین بروز پیچیدگی‌های حقوقی، شرکت‌های غربی نتوانستند به عنوان اعضای کنسرسیوم Nord Stream 2 AG در اجرای پروژه مشارکت داشته باشند. طرحی انتخاب شد که بر اساس آن، وامی به میزان 50 درصد ارزش پروژه (9.5 میلیارد یورو) در اختیار Nord Stream 2 AG قرار می‌گیرد.
 
 
پیرامون این پروژه مبارزه سیاسی فعالی در جریان است. کمیسیون اروپا امیدوار است از اعضای اتحادیه اروپا برای مذاکره با روسیه در مورد وضعیت این پروژه دستوری دریافت نماید. آلمان، اتریش، فرانسه، هلند درواقع به اجرای پروژه علاقمندند، اما حاضر نیستند پشتیبانی سیاسی قابل توجهی در این رابطه به عمل آورند. لهستان، جمهوری چک، اسلواکی و کشورهای حوزه بالتیک شدیدا نسبت به این پروزه انتقاد دارند. برخی از کشورهای اروپای جنوبی، به عنوان مثال، مجارستان و ایتالیا خاطرنشان می‌کنند که ساخت «جریان شمالی- 2» نمونه ای از استانداردهای دوگانه است، چراکه مواضع قبلی سرسختانه کمیسیون اروپا به منتفی شدن پروژه «جریان جنوبی» منجر شد که مورد موافقت همه کشورهای اتحادیه اروپا قرار گرفته بود. تصمیم واشنگتن در رابطه با اعمال تحریم‌های جدید علیه روسیه نیز اوضاع را پیچیده‌تر کرده است و تا حدی موجب پیچیده‌تر شدن موضوعات مرتبط با تأمین اعتبار خط لوله «جریان شمالی -2» شده است.
 
مباحث حقوقی
پیچیدگی اجرای پروژه «جریان شمالی -2» از نظر حقوقی مربوط به الزامی بودن رعایت قوانین انرژی اتحادیه اروپا و از جمله مفاد سومین پاکت انرژی است. البته بخش بزرگی از خط لوله در آبهای بین‌المللی قرار می‌گیرد که قوانین انرژی اتحادیه اروپا بر آنها صدق نمی‌کند. با این حال محل تحویل گاز در خاک آلمان قرار دارد؛ بخش پایانی خط لوله از طریق آبهای سرزمینی آلمان عبور می‌کند که به لحاظ تئوری قوانین انرژی اتحادیه اروپا شامل حال آن می‌شود. از نظر فنی این خط لوله یک سیستم واحد است که نمی‌تواند همزمان بر اساس دو نظام حقوقی دایر باشد. شرکت اپراتور این خط لوله نیز بدون حل و فصل و ساماندهی این تناقضات نمی‌تواند برای اجرای آن اقدام نماید.
 
در رابطه با «جریان شمالی-2» باید دو شرط را یادآور شد که رعایت آنها از نظر قوانین انرژی اتحادیه اروپا ضروری است. نخست آن‌که، کنترل و مدیریت خط لوله باید جدا از استخراج گاز باشد. بر این اساس، شرکت‌هایی که به استخراج و فروش گاز می‌پردازند نمی‌توانند در شرکت‌هایی که مدیریت این خط لوله را بر عهده دارند حضور کلیدی داشته باشند. در این صورت پای شرکت «گازپروم» به میان می‌آید. دوم، خطوط لوله اصلی گاز در قلمرو اتحادیه اروپا باید اصطلاحا «دسترسی شخص ثالث به شبکه‌ها» را فراهم آورد، یعنی امکان‌پذیری پمپاژ از طریق خط لوله گازی که متعلق به شرکت دیگری است و در کنسرسیوم ساخت و مدیریت خط لوله مشارکت ندارد.
 
این الزامات حقوقی و تلاش برای بکارگیری آنها، وضعیت نسبتا دشواری را برای «جریان شمالی- 2» به وجود آورده است. قبل از همه این سوال مطرح می‌شود که چرا کل خط لوله باید تابع قوانین اتحادیه اروپا باشد، در حالی که صرفا 12 کیلومتر پایانی خط لوله در قلمرو اتحادیه اروپا (در آبهای سرزمینی آلمان) واقع خواهد شد؟ البته بدیهی است اجرای پروژه «جریان شمالی- 2» که از طریق آب‌های بین المللی عبور می‌کند، چنانچه ناگزیر به پیروی از قوانین داخلی اتحادیه اروپا باشد، برای گازپروم قابل قبول نخواهد بود. این امر مسائل و مشکلاتی را در ارتباط با برگشت پذیری پروژه و پرکردن خطوط لوله با گاز ایجاد خواهد کرد. کمیسیون اروپا انتظار دارد نیمی از ظرفیت خط لوله به امید دریافت گاز از سایر عرضه کنندگان (در ارتباط با همان «دسترسی شخص ثالث به شبکه‌ها») خالی باقی بماند. با این حال، چنین توقعی بی معناست، چراکه در عمق دریای بالتیک امکان اتصال به خط لوله برای هیچ شرکتی وجود ندارد.
 
اکنون چندین سال است که وضعیت مشابهی در ارتباط با خط لوله گاز اُرال (ORAL) آلمان که با «جریان شمالی -1» در مرز با اتریش متصل شده وجود دارد. به درخواست کمیسیون اروپا این خط لوله چندین سال است که نتوانسته از ظرفیت کامل خود بهره‌برداری نماید و این امر نه تنها به «گازپروم»، بلکه به مصرف کننده اروپایی نیز آسیب زده است. بدیهی است کمیسیون اروپا به این طریق سعی دارد روسیه را مجبور به صرف نظر کردن از اصل کانال صادراتی واحد یعنی انحصار «گازپروم» در صادرات نماید. با این حال، این فشار بروکسل با هدف واداشتن مسکو به تغییر قوانین داخلی بی نتیجه بوده است.
 
البته لازم به ذکر است که تمایل کمیسیون اروپا در این مورد به طور کامل بیانگر چنین تمایلی از جانب کل اتحادیه اروپا نیست. قوانین اولیه اتحادیه اروپا، و به طور دقیق بند 196 قرارداد عملکرد اتحادیه اروپا مقرر کرده است که تعیین منابع عرضه و واردات منابع انرژی باید در کمیسیون ملی مطرح شود و چنین چیزی در صلاحیت نهادهای اتحادیه اروپا نیست. در کمیسیون اروپا به خوبی بر آسیب پذیری موقعیت خود واقفند، با این حال اعضای این کمیسیون امیدوارند که باوجود تصویر سیاسی منفی از روسیه، قادر به متقاعدکردن کشورهای اتحادیه اروپا برای دریافت دستور در برقراری گفتگو با مسکو خواهند بود. در حالی که در این مورد منافع کشورهای اتحادیه اروپا بسیار متفاوت است. تعدادی از کشورهای اتحادیه اروپا از جمله آلمان، اتریش و هلند علاقمند به اجرای این پروژه هستند. با این حال، احتمال آنکه کشورهای عضو اتحادیه اروپا به کمیسیون اروپا جهت برقراری گفتگو با مسکو دستوری ارائه دهند چندان زیاد نیست.
 
دلایل سیاست تحریمی امریکا
واشنگتن سعی دارد به هرترتیب توسعه مجتمع سوخت و انرژی روسیه و اجرای پروژه‌های خاص انرژی این کشور را دشوار و با مشکل مواجه نماید. واضح است که تحریم‌هایی که اخیرا به تصویب رسیده است با هدف پیچیده کردن و دشواری تأمین مالی پروژه «جریان شمالی- 2» صورت گرفته است. در این تصمیمِ واشنگتن، هم انگیزه‌های سیاسی و هم دلایل اقتصادی دخیل بوده است. هرچند اعمال این تحریم‌ها در وهله نخست به منظور مجازات روسیه و به دلیل سیاست «نادرست» آن است.
 
عرضه گاز از ایالات متحده به اروپا آغاز شده است و ادامه خواهد یافت، با این حال میزان این عرضه زیاد نیست. ضمنا عرضه گاز امریکا به اروپا با توجه به هزینه‌های حمل و نقل، مایع سازی و رقیق سازی آن بسیار گران و پرهزینه خواهد بود؛ لذا رقابت پذیری گاز روسیه در بازار اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت. بدون شک، گروه‌های تجاری در واشنگتن برای اعمال چنین تحریم‌هایی علیه روسیه لابی کرده‌اند، با این حال این تصور که تمام تصمیمات به خاطر اهداف اقتصادی اتخاذ شده‌اند، نادرست خواهد بود.
 
در رابطه با دورنمای اجرای پروژه «جریان شمالی- 2»، درک این نکته الزامی است که این پروژه دارای سری کاملی از خطوط لوله گاز است که روسیه را به اروپا متصل می‌کند. ظرفیت این خطوط لوله گاز بسیار بالاست. افزون بر این، در حال حاضر از ظرفیت کامل تمام خطوط لوله گاز موجود استفاده نمی‌شود، چراکه حجم تقاضای گاز روسیه در اروپا کمتر از ظرفیت خطوط لوله موجود و دردسترس است. در آینده، تقاضای گاز در اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت، با این حال، به احتمال زیاد، این روند افزایشی آهنگ نسبتا متوسطی خواهد داشت. خطوط لوله جدید بین روسیه و اروپا فقط در صورت افت شدید ترانزیت از طریق اوکراین یا قطع کامل آن می‌تواند به طور کامل مطالبه شود. این موضوع هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی موضوع بسیار پیچیده‌‌ای است. در برخی محافل مثل واشنگتن و اتحادیه اروپا تمایل سیاسی برای واداشتن روسیه به حفظ ترانزیت از طریق اوکراین وجود دارد تا کیف کمافی السابق ابزاری برای نفوذ بر مسکو در اختیار داشته باشد. این انگیزه در سیاست تحریمی واشنگتن به لحاظ اقتصادی به مراتب مهم تر است.
 
مواضع آلمان
آلمان نسبت به پروژه «جریان شمالی- 2» علاقمند است، لیکن بنا به دلایلی سران این کشور سعی دارند به لحاظ سیاسی از اجرای آن فاصله بگیرند. برلین وانمود می‌کند که این پروژه منحصرا توسط شرکت‌های تجاری اجرا می‌شود. دلایل دولت آلمان روشن است؛ این کشور نمی‌خواهد به حامیان خط مشی تقابل شدید با روسیه بهانه‌ای برای انتقاد بدهد. حتی این حمایت ملایم آلمان از پروژه «جریان شمالی -2» یک سری اظهارات منفی از جانب دیگر کشورهای اتحادیه اروپا را در پی داشته است. درواقع آلمانی‌ها مجبور شدند به این صورت در مورد این پروژه اظهار نظر کنند.
 
تصمیم واشنگتن در تصویب تحریم‌هایی که می‌توانند تأمین مالی پروژه «جریان شمالی -2» را تحت تأثیر قرار دهند، موجب واکنش شدید آلمان و اتریش گردید. این کشورها در وهله نخست اقدامات امریکا را به منزله تداوم سیاست امریکا در اعمال فرامرزی قوانین خود در نظر می‌گیرند. با این تحریم‌های جدید، شرکت‌های آلمانی به هر طریقی که در این پروژه درگیر باشند تحت تحریم قرار می‌گیرند. این سیاست امریکا، همانند تحریم‌های مرتبط با کوبا و ایران که امریکایی‌ها سعی داشتند علاوه بر شرکت‌های خود، محدودیت‌هایی را در رابطه با شرکت‌های اروپایی هم تسری دهند، به طور سنتی بهانه‌ای برای تحریک و برافروختگی کشورهای اروپایی است. با این حال، مواضع کشورهای اروپایی در این مورد تأثیر ناچیزی در اقدام امریکا داشته است.
 

 ----------
نویسنده: نیکلای کاوِشنیکُف - دکترای علوم سیاسی، دانشیار و مدیرگروه فرآیندهای همگرایی در انستیتوی دولتی روابط بین الملل مسکو (وابسته به وزارت امور خارجه روسیه)، عضو ارشد هیئت علمی انستیتوی اروپای آکادمی علوم روسیه و کارشناس شورای امور بین الملل روسیه


مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»


کد مطلب: 3241