دیپلماسی انرژی روسیه در خاورمیانه: چگونه کرملین موقعیت خود را در منطقه تقویت کرد؟

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
جیمز هندرسون و احمد مهدی: برغم پیشرفت های موفقیت آمیز روسیه در دو سال گذشته، معلوم نیست این کشور تا چه زمانی می تواند نقش گرانیگاه مثلث ها در منطقه را ایفا کند؟ به نظر می رسد مسکو و ریاض از طریق گفتگو برای تدوین مسیر روابط و همکاری های دوجانبه بیشتر، خواهان مشارکت بلندمدت هستند ... با این حال، به نظر می رسد این سطح از روابط مثبت بر بنیان های نسبتاً نامطمئنی بنا شده است. مشوق های دو کشور حول توافق اوپک در اثر انقضای توافق جدید در مارس 2018 تغییر خواهد کرد. تا آن زمان، ولادیمیر پوتین احتمالاً مجدداً به ریاست جمهوری روسیه برگزیده خواهد شد و در پرتو حضور مجدد وی در کرملین، فشار ها بر روسیه به منظور حفظ قیمت های بالاتر برای نفت و استمرار بر محدودیت تولید، کاهش خواهد یافت؛ موضوعاتی که در آینده عربستان سعودی به اجرای آن ها ملزم خواهد شد ...
 
ایراس: هنگامی که ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در ماه مارس 2014 میلادی و در پی بحران اوکراین، تصمیم به اتخاذ سیاست تحریم علیه روسیه گرفتند، تلاش داشتند تا بخش انرژی این کشور به عنوان ابزار نفوذ ژئوپلیتیکی آن را هدف تحریم ها قرار دادند. بخشی از برنامه تحریم ها با هدف پیچیده ساختن تأمین مالی پروژه های انرژی روسیه و افزایش سطح ریسک بازپرداخت بدهی های این کشور صورت گرفت. در پاسخ، کرملین درصدد تعریف پروژه های جدید تأمین مالی و همچنین بازارهای صادراتی در حوزه انرژی برآمد. نخستین گرایش روسیه به سمت بازارهای سریعاً رو به رشد مصرف کننده انرژی در آسیا، با تمرکز ویژه بر چین صورت گرفت. علاوه بر اینکه چین و شرکت گازپروم روسیه در ماه می 2014، قراردادی مبنی بر تحویل 38 میلیارد متر مکعب گاز به شرکت ملی پتروشیمی چین به مدت سی سال را امضا نمودند، پکن به منبعی برای اعطای وام جهت اجرای پروژه های نفت و گاز طبیعی مایع روسیه، با هدف صادرات به بازار چین، تبدیل شد.
 
با این حال، پیشرفت راهبرد انتقال گاز به شرق با کندی رو به رو گردید که علت اصلی آن رشد آهسته اقتصاد چین و توانایی پکن در بهره برداری از موضع نسبتاً برتر خود در قبال روسیه ای بود که منابع هیدروکرین شرقی آن به دلیل فقدان بازارهای در دسترس، با مشکل عرضه رو به رو شده بود. از این رو، کرملین راهبرد سیاست خارجی خود را به سمت خاورمیانه به عنوان منبع نفوذ ژئوپلیتیکی سنتی شوروی، متمایل ساخت. تصمیم دولت آمریکا مبنی بر دست کشیدن از مدیریت تحولات منطقه در دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما که مصداق عینی آن در عقب نشینی از سیاست های خود در سوریه و تصمیم به حمایت غیرمستقیم از توازن قدرت منطقه ای میان عربستان سعودی و ایران پس از امضای توافق جامع هسته ای در سال 2016، هویدا بود، به کرملین این اجازه را داد تا در منازعات خاورمیانه مدعی نقش آفرینی شده و حوزه انرژی روسیه را در قلب بازارهای نفت و گاز منطقه وارد سازد.
 
موجی از قراردادها در حوزه انرژی
تمدید توافق کاهش تولید نفت – با هدف افزایش قیمت ها – میان کشورهای عضو اوپک و کشورهای غیر عضو در ماه می 2017، روسیه را به عنوان بزرگ ترین تولیدکننده غیر عضو در سازمان اوپک در کنار عربستان سعودی به عنوان مهم ترین صادرکننده نفت در این سازمان قرار داد. هر دو کشور نیاز دارند تا قیمت نفت به بشکه ای بیش از 50 دلار افزایش پیدا کند و بطور ویژه روسیه خواهان آن است تا بودجه سالانه خود تا پیش از انتخابات سال 2018 میلادی را ثابت نگه دارد و عربستان سعودی مستأصل در تأمین بودجه جنگ پرهزینه یمن، حفظ مزایای اجتماعی جهت جلوگیری از بروز ناآرامی های داخلی و حمایت از فروش سهام شرکت آرامکو، به عنوان مهم ترین شرکت نفتی عربستان است. (البته، مشکلات پیش روی شرکت آرامکو در غلبه بر موانع خصوصی سازی جزیی این شرکت می تواند هدف کلیدی آتی کمپانی های روسی قرار گیرد).
 
این دو بزرگ ترین صادرکننده نفت از نوامبر 2016 میلادی و همزمان با تصمیم روسیه مبنی بر کاهش تولید سیصد هزار بشکه ای نفت در روز (در واقع معادل نیمی از کاهش تولید اعضای غیر عضو تولید کننده نفت در اوپک) بصورت ویژه ای به یکدیگر نزدیک شده اند. عربستان سعودی اظهار داشت که تمایل دارد روابط روسیه با سازمان اوپک نهادینه شود و در همین راستا، محمد بن سلمان، ولیعهد، و خالد الفالح، وزیر انرژی عربستان سعودی در سفری رسمی در ماه ژوئن 2017 از شهر سنت پترزبورگ در روسیه دیدار داشتند. در جریان این سفر، مقامات سعودی با ولادیمیر پوتین و الکساندر نواک، وزیر انرژی روسیه، ملاقات و نسبت به موفقیت خود در اتخاذ راهبردی تجمیعی برای بازار نفت ابزار خرسندی و همچنین در خصوص همکاری های دوجانبه و پروژه های مشترک در صنعت نفت به گفتگو پرداختند.
 
با این حال، روسیه صرفاً خود را محدود به همکاری با عربستان سعودی نکرد. تلاش های مسکو در گسترش نقش خود در سرتاسر خاورمیانه به خوبی از انعقاد قرارداد های شرکت های انرژی این کشور با چندین کشور منطقه در طول بیش از دو سال گذشته قابل مشاهده است. به عنوان مثال، شرکت روسی «لوک اُیل» از سال 2009 به تولید نفت در میدان نفتی «غرب غرنه» در شهر بصره مشغول هست، اما هم اکنون در حال مذاکره با مقامات عراقی جهت افزایش استخراج از این میدان نفتی و شروع به استخراج نفت از میدان تازه کشف­شده «اریدو» هستند. و اخیراً «واگیت الکپروف»، مدیرعامل شرکت «لوک اُیل»، در دیدار با بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران در خصوص سرمایه گذاری در دو حوزه نفتی در بستر دریا به بحث و گفتگو پرداختند. شرکت «گازپروم نِفت» به عنوان شرکت تابعه و بخش عملیات نفتی کمپانی گازپروم با در اختیار گرفتن سه بلوک برای اکتشاف، اجازه حفاری برای استخراج هیدروکربن ها در اقلیم کردستان را بدست آورد و این در حالی است که این شرکت در میدان نفتی «بدره» در جنوب عراق نیز فعالیت دارد. شرکت «روس­نفت» به عنوان یکی دیگر از کمپانی های نفتی روسیه، موافقتنامه های همکاری با مقامات اقلیم کردستان و لیبی امضا نموده و همچنین توانسته سی درصد از سهام میدان عظیم گازی فراساحلی «ظهر» در مصر را خریداری نماید. شرکت «باش­نفت» به عنوان یکی از شرکت های تابعه جدید کمپانی روس­نفت، عملیات حفاری در بلوک «نفتی 12» در عراق را آغاز کرده است. افزون بر این، چهار شرکت نفتی روسیه، در پرتو منافع سیاسی و اقتصادی، مذاکرات خود برای شناسایی فرصت ها در سوریه را آغاز کردند، هرچند احتمال کشف میدان نفتی جدید بزرگی در این کشور جنگ­زده، نسبتاً پایین است، اما این سرمایه گذاری ها به‌وضوح حائز اهمیت نمادین می باشد.
 
در همسایگی عراق، شرکت گازپروم مشغول مذاکره با مقامات ایرانی به منظور سرمایه گذاری در میدان گازی پارس شمالی و میدان گازی فراساحلی «فرزاد B» با هدف اعلانی، هرچند غیرقابل تحقق صادرات گاز به پاکستان و هند است که این امر خود می تواند ظرفیت سیاسی  و دیپلماتیکی دیگری پیش روی روسیه قرار دهد. بعلاوه، شرکت گازپروم نفت و شرکت ملی نفت ایران، یادداشت تفاهمی به منظور مطالعه برای توسعه دو میدان نفتی منعقد کردند و این در حالی است که کمپانی های «زاروبژنفت» و «تات­نفت» روسیه دو قرارداد نفتی جداگانه با مقامات ایرانی امضا کرده اند. در سطح دولتی نیز، وزارت انرژی روسیه توافق نفت در برابر کالا را در دستور کار خود قرار داده است که بر اساس این قرارداد، روزانه صد هزار بشکه از نفت خام ایران از طریق یک شرکت تجاری روسی صادر می شود.
 
دیپلماسی سه جانبه (مثلثی)
تمام این فعالیت ها آشکار ساخت که روسیه در حال استفاده از دیپلماسی انرژی و کمپانی های نفت و گاز خود به منظور ایفای نقش مذاکره کننده میان طرف های گوناگون بوده که مهم ترین آن، میان ایران و عربستان سعودی است. تردیدی نیست که این فرایند با شروع موفقیت آمیزی همراه نبود، چرا که ناکامی نشست ماه آوریل 2016 اوپک در شهر دوحه تا حدودی متوجه ناتوانی روسیه در نشاندن ایران پای میز مذاکره بود. با این حال، از آن زمان، کرملین نسبتاً در مدیریت حفظ توازن در روابط خود با تهران و ریاض موفق عمل کرده است. اگرچه قطعاً این امر به روابط حسنه میان دو کشور منتهی نشد، با این حال، نشان از تلاش های نسبتاً منصفانه روسیه در حل و فصل تنش ها میان دو کشور بود. تلاش های مسکو به این کشور اجازه داد تا مذاکراتی در خصوص موافقتنامه های تجاری با هر دو کشور داشته باشد و همچنین با توجه به عدم تمایل اولیه ایران به هرگونه توافق تولید نفت مادامی که سقف تولید این کشور به پیش از تحریم ها باز نگردد، این اقدامات روسیه به همکاری میان اعضای اوپک کمک کرد که در اثر فقدان تلاش های مسکو، این همکاری ها ممکن نبود. در نتیجه، این تلاش ها به اعتبار روسیه نزد دو کشور ایران و عربستان افزوده و موقعیت مسکو در منطقه را ارتقا بخشیده است.
 
مزایای حضور گسترش‌یافته روسیه در خاورمیانه صرفاً سیاسی نیست؛ مهم ترین تأثیرات تحریم های ایالات متحده و اتحادیه اروپا علیه روسیه ماهیتی اقتصادی-مالی دارد. در راستای ممانعت غرب از دسترسی برخی شرکت های مشخص در روسیه به بازارهای بین المللی سرمایه، بازپرداخت بدهی های این شرکت ها با دشواری رو به رو شده است. روسیه نیز در واکنش به این اقدامات تحریمی غرب، به دنبال منابع مالی جایگزین برآمد که یکی از مسیرهای واضح از طریق شرکت های تجارت انرژی سوئیس همچون «گلنکور»، «ویتول» و «ترافیگورا» بوده که هر سه این شرکت ها آمادگی پیش خرید نفت خام از روسیه را دارند. با توجه به اهمیت منطقه خاورمیانه برای بازار انرژی، این شرکت های تجاری اروپایی طبیعتاً با کشورهای منطقه ارتباطات قوی داشته و در نتیجه بستر دیگری برای حضور فزاینده روسیه در منطقه ایجاد می نمایند. روسیه از مدت ها پیش در تجارت نفت خام اقلیم کردستان فعالیت داشته (و از مزایای قیمت کمتر از بازار نفت این منطقه سود می برد) و به عنوان مثال، شرکت «روس­نفت»، نفت را پیش خرید کرده و به پالایشگاه های اروپایی صادر می کند. مهم تر از آن، تاجران نفتی همچنین قادر خواهند بود تا شرکت های نفتی روسیه را به منابع جدید مالی متصل نمایند.
 
 مهم ترین مثال این اقدام، سرمایه گذاری مشترک شرکت «گلنکور» و «سازمان سرمایه گذاری قطر» در فروش 5/19 درصد از محصولات روس­نفت روسیه در دسامبر 2016 میلادی بود که همین امر نیز بر تحکیم بیش از پیش ارتباطات انرژی روسیه با خاورمیانه، تأثیر گذاشت، چرا که چنین تعاملی این پیام را به کشورهای منطقه مخابره کرد که سرمایه گذاری مستقیم در روسیه از سوی سرمایه گذاران کشورهای منطقه با استقبال گرم این کشور رو به رو خواهد شد. اتفاقاً، این قرارداد ممکن است با توجه به اقدام اخیر عربستان سعودی و [دو] کشور دیگر حاشیه جنوبی خلیج فارس در کاهش روابط با قطر، مسکو را در مرکز یک مثلث دیپلماتیک منطقه ای دیگر قرار دهد. با وجود این، واضح است که حفظ روابط دوستانه در تمامی جبهه ها و با تمامی کشورهای منطقه، چالشی برای مقامات روسیه به شمار می آید.
 
برغم پیشرفت های موفقیت آمیز روسیه در دو سال گذشته، معلوم نیست این کشور تا چه زمانی می تواند نقش گرانیگاه مثلث ها در منطقه را ایفا کند؟ به نظر می رسد مسکو و ریاض از طریق گفتگو برای تدوین مسیر روابط و همکاری های دوجانبه بیشتر، خواهان مشارکت بلندمدت هستند. بعلاوه، ایگور سچین رئیس شرکت روس­نفت در دیدار از ریاض، این پیشنهاد را مطرح ساخت که روسیه و عربستان سعودی ممکن است خود را برای تهاتر نفتی و حتی تقسیم بازار آسیا به منظور جلوگیری از رقابت های غیرضروری آماده سازند. با این حال، این سطح از روابط مثبت به نظر می رسد بر بنیان های نسبتاً نامطمئنی بنا شده است. مشوق های دو کشور حول توافق اوپک در اثر انقضای توافق جدید در مارس 2018 تغییر خواهد کرد. تا آن زمان، ولادیمیر پوتین احتمالاً مجدداً به ریاست جمهوری روسیه برگزیده خواهد شد و در پرتو حضور مجدد وی در کرملین، فشار ها بر روسیه به منظور حفظ قیمت های بالاتر برای نفت و استمرار بر محدودیت تولید، کاهش خواهد یافت؛ موضوعاتی که در آینده عربستان سعودی به اجرای آن ها ملزم خواهد شد.
 
اگر تغییری در رویکرد روسیه نسبت به توافق اوپک صورت گیرد، تنش های سیاسی میان ایران، قطر و سوریه احتمالاً شکل خواهد گرفت که با توجه به تلاش های اخیر دونالد ترامپ به احیای روابط قوی واشنگتن با ریاض، بازگشت نفوذ آمریکا به منطقه شاید بر شدت این تنش ها بیفزاید. چنین تحولاتی (بازگشت آمریکا به خاورمیانه)، بصورت همه جانبه ای، راهبرد روسیه را برای ایجاد مثلث های دیپلماسی مورد آزمایش قرار خواهد داد و قراردادهای شرکت های روسی که در تمامی منطقه حضور دارند تبدیل به حتی رکن مهم تر راهبرد روسیه در سطح منطقه خواهد شد.
 

نویسندگان:
جیمز هندرسون - مدیر برنامه گاز طبیعی در موسسه مطالعات انرژی آکسفورد
احمد مهدی - مشاور در امور بازارهای مالی و انرژی
 
 منبع اصلی:
https://www.foreignaffairs.com/articles/middle-east/2017-06-20/russias-middle-east-energy-diplomacy
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران غربی منتشر شده است»
 
 
کد مطلب: 3228