همکاری های روسیه و ایران در افغانستان؛ آیا می توان از جبهه مشترک سخن گفت؟

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۶
Share/Save/Bookmark
 
گریگوری لوکیانوف: روسیه و ایران [در افغانستان] رقیب یکدیگر نیستند، اهداف مشترکی دارند و امکان تبدیل کردن این اهداف به همکاری های بالقوه سودمند را دارند که این کار از طریق تکمیل سیستم واکنش به تهدیدهای امنیتی، توافق و هماهنگی اقدامات برای حمایت از افغانستان و بازسازی این کشور، توسعۀ معماری امنیت در منطقه و تعاملات دوجانبه صورت خواهد گرفت ... [به رغم] محدودیت امکانات اقتصادی روسیه و نامعلوم بودن منافع اقتصادی این کشور در افغانستان ... حضور اقتصادی ایران [در این جبهه مشترک] منافع روسیه را تأمین می کند و حتی می تواند از این فرصت برای حصول اهداف استراتژیک خود بهره برداری نماید. موضوع کمک به بازسازی افغانستان اهمیت دارد، اما تا حد زیادی به مسائل سیاسی و نظامی ارتباطات وابسته است، به همین علت در اولویت بعدی قرار می گیرد. با وجود این، تجربۀ ایران در این زمینه برای روسیه جالب و مفید است ...
 
ایراس: افغانستان از گذشته برای روسیه و ایران منطقه ای استثنایی بوده است. تاریخ روسیه پر از صفحات همکاری های سودمند و حسن همجواری با مردم افغان  است (1) و ایران به دلیل مرزهای مشترک با این کشور به همراه اشتراکات تاریخی و تمدنی به افغانستان توجه دارد. چندین دهه مردم افغانستان در بحران عمیق سیاسی و اجتماعی – اقتصادی به سر برده اند. درگیری های مستمر نظامی- سیاسی در این کشور به صورت مشکل ژئوپولتیکی در ابعاد گسترده در منطقه نمود پیدا کرده است. در شرایطی  که حل-و فصل اختلافات و درگیری های داخلی در این کشور مهمترین اولویت و تقاضای نیروهای اجتماعی – سیاسی و مردم افغانستان است؛ در همین حال، از آنجا که دامنه این بحران نظام امنیت منطقه در اواخر قرن20 و اوایل قرن 21 را تحت تأثیر قرار داده و به کشورهای همسایه نیز هزینه هایی تحمیل ساخته، آنها نیز حق دارند به این مسایل افغانستان واکنش نشان دهند.
 
پایان مأموریت نیروهای بین المللی کمک به امنیت (آیساف) که سال 2001 کار خود را آغاز کرد و خروج بخش چشمگیر نیروهای مسلح ایالات متحدۀ امریکا و ناتو از افغانستان در سال 2014، شرایط منطقه را به طور جدی دستخوش تغییر و تحول کرده است (2). اما از خیلی جهات آیندۀ افغانستان همچنان نامعلوم و بی ثبات است. در این شرایط بحران های انباشته شده از گذشته و مشکلات و تهدیدهای جدید که از دل بحران سیاسی افغانستان بیرون آمده اند، بر ویژگی ها و محتوای روابط بین الملل در آسیای مرکزی و جنوبی تأثیر می گذارند. درک مسأله افغانستان و سازوکار حل آن توسط بازیگران بزرگ منطقه از جمله فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران اهمیت زیادی دارد. علاوه بر این، مهم است که روسیه و ایران تهدیدهای حاصل از افغانستان را چطور ارزیابی می کنند؟ مسکو و تهران چه امکاناتی برای تأثیرگذاری بر این شرایط دارند؟ و آیا همکاری با کشور ثالث در این مسأله ممکن است؟
 
روسیه و ایران در طول سال های متمادی در خصوص حمایت از دولت مرکزی افغانستان با رهبری حامد کرزای (2014-2002) و اشرف غنی (از سال 2014) با یکدیگر گفت و گو و همکاری کرده اند. هر دو کشور خواهان حفظ تمامیت ارضی و حکومت قانونی جمهوری اسلامی افغانستان تحت رهبری مجلس و دولت قانونی این کشور هستند که از قدرت و مسوولیت کامل در خاک کشور برخوردارند.
 
تا چندی پیش دو طرف بر جنبه های متفاوتی از حاکمیت این کشور تاکید داشتند. در زمان حضور آیساف، تهران سیاست مخالفت با حضور نیروهای خارجی در افغانستان را دنبال می کرد (3). مسکو از ابراز چنین واکنشی خودداری می کرد. سیاستمداران روس با خودداری از بیان هرگونه قضاوت و ارزیابی (به غیر از مسأله مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر)، عملگرایانه از حضور نظامی امریکا برای حل مشکلات افغانستان (مبارزه با «طالبان» و «القاعده») و همچنین سیاست گذاری در منطقه (همگرایی نظامی – سیاسی در چارچوب سازمان همکاری های شانگهای و پیمان امنیت جمعی) استفاده کردند.
 
در عین حال، نمایندگان روسیه در سطوح گوناگون بارها اعلام کردند برای گسترش مناسبات و شراکت با هر پیمانکاری در راستای حل مشکلات و تهدیدهای مشترک در افغانستان و آسیای مرکزی از جمله مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، مقابله با سازمان های بین المللی تروریستی و تأمین امنیت مواد غذایی و محیط زیست آماده اند. با وجود اینکه پیشنهادهای نامبرده از سوی امریکا و ناتو بدون  پاسخ می ماند، مقامات روسیه به اظهارات خود پایبند بودند و در چارچوب سازمان شانگهای (4) و پیمان امنیت جمعی موفقیت هایی در این محورها به دست آورده اند. ایران از این موفقیت ها بی اطلاع نیست. تبادل تجربه در مبارزه با افراط گرایی و تروریسم و همکاری ارگان های مربوطۀ ایران و روسیه در این حوزه (در فرمت دو جانبه و یا «ساختار منطقه‌ای  ضدتروریسم» سازمان همکاری  شانگهای) به منظور غلبه بر تهدیدهای اسلام رادیکال در افغانستان و بعد از ظهور گروه  تروریستی داعش در این منطقه ارزش و اهمیت بالایی دارند.
 
با وخیم شدن مناسبات روسیه و کشورهای غربی در سال های 2015-2014، موضع مسکو تغییر کرد و به ایران نزدیک تر شد. با توجه به حضور مستمر نظامی نیروهای مسلح امریکا و ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه و مناطق حساس و حیاتی این کشور (منطقۀ آسیای مرکزی) موضوعات گذشته اهمیت خود را از دست داده اند. اهمیت مسألۀ تروریسم اسلامی، قاچاق مواد مخدر، تهدیدهای موجود برای محیط زیست، امنیت مواد غذایی و مهاجرت برای روسیه و ایران به قوت خود باقی است و انگیزۀ دو کشور برای توسعه و تعمیق همکاری های دوجانبه و همکاری در محورهای گوناگون را بالا می برد.
 
پیروزی مخالفان رژیم حاکم یعنی جنبش «طالبان» در جنگ و درگیری چندین ساله برای هیچ یک از دو کشور پذیرفتنی نیست. دو کشور پذیرفتنِ نقش «طالبان» در جایگاه یکی از اعضاء حاضر در فرآیند سیاسی افغانستان را به معنای عقب نشینی بر حسب ضرورت ارزیابی می کنند و استفادۀ مطلق از ابزار نظامی برای حل این بحران را بی تأثیر می دانند. اگرچه چنین اقدامی به معنای تأیید امارت اسلامی طالبان و برقراری ارتباط با آن ها به مثابه دولت قانونی افغانستان نیست. طالبان بیش از آنکه تهدید نظامی واقعی برای روسیه و ایران باشد، یک تهدید خیالی است. اما احیاء حکومت آن ها که سال 2001 سقوط کرد، به گسترش هر چه بیشتر زیرساخت های سازمان های بین المللی تروریستی اسلامی در خاک افغانستان کمک می کند (5). توسعۀ حوادث در افغانستان منجر به برهم خوردن ثبات در کشورهای آسیای مرکزی، مناطق جنوبی روسیه و مرزهای ایران شده است (6). صحبت فقط از تروریسم نیست. تهدید های ناشی از مهاجرت خارج از کنترل، موج جدید «صادرات مواد مخدر»، وخیم تر شدن وضعیت جرم و جنایت در کشورهای همسایه (به ویژه در مناطق مرزی) در چشم انداز کوتاه مدت و حذف کامل افغانستان از سیستم سیاسی و منطقه ای در دورنمای بلند مدت نیز مد نظر است.
 
علاوه بر این، باوجود اینکه مشکل امنیت سایر مسائل را تحت تأثیر قرار می دهد، حوزۀ  منافع دو کشور در افغانستان به قوت خود باقی می ماند. حوزۀ اقتصادی نیز نقش مهمی را در این میان ایفا می کند. دو کشور منافع اقتصادی در افغانستان را در دو سطح بررسی می کنند.
 
نخست اینکه افغانستان بازار مصرف کالاهای صادراتی است. همکاری های گسترده ایران و افغانستان به دلایل کاملاً طبیعی از نمودارهای مشابه آن با روسیه (افغانستان و روسیه) بسیار بالاتر است، اما محتوای صادرات تفاوت دارد. از ایران عمدتاً فرآورده های سوخت – انرژی و از جمله محصولات پتروشیمی به افغانستان صادر می شود. اما پیشنهاد روسیه در این مرحله بستۀ صنایع نظامی است. در آینده ممکن است با اضافه کردن محصولات کشاورزی و برق (همراه با شرکاء روسیه در آسیای مرکزی) محتوای این بسته بزرگ تر و متنوع تر شود. به این ترتیب، ایران و روسیه رقیب یکدیگر در بازار داخلی افغانستان محسوب نمی شوند و هر دو خواهان توسعه و رشد افغانستان هستند.
 
در سطح دوم افغانستان در جایگاه کشور ترانزیتی در سیستم تجارت منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است. وضعیت جغرافیایی افغانستان این کشور را به عضو جدایی ناپذیر تبادل کالا بین غرب و شرق از یک طرف و شمال و جنوب از طرف دیگر تبدیل کرده است. مسیرهای مستقیم بین ایران، چین، آسیای مرکزی (با احتساب زیرساخت های حمل و نقلی روسیه) و آسیای جنوبی از خاک افغانستان عبور می کنند. حکومت ایران به رهبری آیت الله خامنه ای آیندۀ خود را با توسعۀ راهبرد کلان توسعه «نگاه به شرق» گره زده است که در این طرح به افغانستان توجه ویژه شده است. این نظریه با طرح  پیشنهادی چین «کمربند اقتصادی راه ابریشم» کاملاً تناسب دارد و همکاری های آتی چین با ایران در حوزۀ انرژی و تبادل کالا در آن به روشنی مشخص شده است. این مناسبات در طول دورۀ تحریم ها علیه ایران توسعه یافته اند و در آینده به خوبی تقویت می شوند. از جمله طرح های بعدی این است که خط لوله ای برای ارسال نفت و گاز ایران به چین و کشورهای آسیای مرکزی و آسیای جنوبی در خاک افغانستان احداث شود. در این شرایط مهم ترین برنامۀ روسیه راه اندازی خطوط ترانزیت با هند (به عنوان شریک اصلی سازمان بریکس و شریک سازمان شانگهای در آیندۀ نزدیک) در منطقۀ آسیای مرکزی و افغانستان است تا بدین وسیله تنوع و حجم تجارت دو طرفه را با دعوت از دول عضو اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا بالا ببرد.
 
فرصت ها و امکانات روسیه و ایران برای همکاری در افغانستان به دلیل وجود چند عامل واقعی محدود می-شود. از جمله اینکه، دو کشور در حوزه های اقتصادی که همکاری امکان پذیر است، تجربه همکاری ندارند. علاوه بر این، به دلیل وضعیت پیچیدۀ نظامی –سیاسی در این کشور مناطق زیادی در معرض تهدیدها و خطرات ناشی از گروه های مسلح غیردولتی و سازمان های تروریستی و جنایتکار قرار دارند. روسیه در چنین شرایطی قادر به کار کردن نیست. در مقابل سرمایه گذاری های تجاری ایران عمدتاً در مناطق نزدیک به مرزهای ایران هستند. (بیشتر در استان های هرات، فراه و نیمروز) شیعیان این مناطق و مردم تاجیک  وفادار به ایران، امنیت را در سطح مناسب حفظ کرده اند. سرمایه  گذاری تهران برای بازسازی این شهرهای افغانستان در حقیقت یک سرمایه گذاری بلندمدت در توسعۀ ظرفیت های تولیدی و تقویت امنیت در مرزهای شرقی کشور است (7). حکومت ایران با تقویت همکاری های مرزی در حال ایجاد فضای کار مستمر در حاشیۀ کشور و بازاری مطمئن برای کالاهای مصرفی و خدمات ایران است. امروز روسیه از چنین منطقه ای برای نفوذ و این قبیل امکانات در افغانستان برخوردار نیست. همین خلاء خطرات حاصل از فعال شدن اقتصاد غیروابسته را در پس زمینۀ بی ثباتی و ضعف عملکرد حکومت و دولت مرکزی به مثابه مقاطعه کار اولویت دار روسیه در این کشور بالا می برد.
 
ابزارهای جدی نفوذ و تأثیرگذاری بر شرایط در افغانستان در دستان امریکا، چین، هند و پاکستان قرار دارد که از بیرون درگیر بحران این کشور هستند. در حالی که برای ایران و روسیه همکاری با ایالات متحدۀ امریکا در مسائل افغانستان در میان مدت به دلیل پیش زمینه های منفی ناشی از تحولات اوکراین و سوریه محدود ارزیابی می شود، اما تهران و مسکو چشم انداز همکاری با سایر قدرت ها را مثبت ارزیابی می کنند (8(.
 
پاکستان بر بخش هایی از نخبگان سیاسی افغانستان اعم از دولتی و ضددولتی تأثیرگذاری دارد که ایران و روسیه به هر دلیلی نتوانسته اند با این گروه ها زبان مشترک پیدا کنند. اگرچه انجام این رسالت برای دستیابی به اهداف پیش  رویشان ضروری است. اسلام آباد از گذشته مهم ترین شریک اقتصادی کابل بوده و این جریان ادامه خواهد داشت. در ضمن به همگرایی و برقراری ارتباطات و همکاری های سودمند دوجانبه با کشورهای منطقه در سازمان همکاری های شانگهای نیز تمایل دارد. تنش های مداوم بین هند و پاکستان همچون گذشته به عنوان یک عامل قوی برهم زننده ثبات در آسیای جنوبی و فراتر از آن باقی مانده است. لازم به ذکر است که ایران در حوزۀ اقتصادی، سیاست های منطقه ای، امنیت و همچنین انرژی از تجربۀ همکاری با پاکستان برخوردار است. در عین حال، ارتباطات بین مسکو و اسلام آباد صرفاً به همکاری سازمان های نظامی و تجسسی و موارد معدود تجاری – اقتصادی محدود می شود.
 
هند مایل به برقراری صلح و ثبات در افغانستان و غلبه بر تهدیدهای اسلامی است که موجب برهم خوردن ثبات در منطقۀ پشتونستان شده و تمام نقاط مرزی افغانستان و پاکستان را در خود گرفته است. برای دهلی، مسائل اقتصادی در اولویت دوم قرار می گیرد. این حوزه دهلی را از بسیاری جهات به روسیه نزدیک کرده است و دولت هند را به سمت شراکت سودمند و مؤثر بین دولتی و اتخاذ مجموعۀ اقدامات برای حل و فصل مشکل افغانستان پیش می برد. پایه  های روابط روسیه – هند ثبات و چشم انداز خوبی دارد. اما همکاری های ایران و هند از این ویژگی برخوردار نیست و موانع زیادی در مسیر آن وجود دارد. به همین علت،  از همکاری موفقیت آمیز روسیه و ایران در محور افغانستان برای برقراری ارتباط بین تهران و دهلی با میانجی گری مسکو استفاده می شود. با این حال، اگر نزدیکی روسیه و ایران منافع جمهوری هند را به نحو شایسته تأمین نکند، به بی اعتمادی هند خواهد انجامید.
 
روسیه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، عضو مهم و طراح پیشنهادها در سازمان های منطقه ای (پیمان امنیت جمعی و شانگهای) و عضو نظامی این سازمان ها است که با بهره گیری از تجربۀ غنی و اعتبار خود برای سازماندهی مذاکرات در سوریه تلاش می کند. ایران از زمان های گذشته به واسطۀ اشتراکات قومی، زبانی و دینی با افغانستان ارتباط داشته است و حضور چشمگیری از نظر سیاسی و اقتصادی در این کشور دارد. واضح است که هر دو کشور برای همکاری سودمند دوجانبه و مؤثر در غلبه بر تهدیدهای کلیدی حاصل از بحران افغانستان توانایی کافی دارند و ضمن تکمیل یکدیگر نقاط ضعف دیگری را با نقاط قوت خود پر می کنند.
 
بی شک برای روسیه و ایران در جایگاه دو کشور مستقل در حوزۀ روابط بین الملل، دو شریک و دو عضو اتحادیه ها و سازمان های بین دولتی، مسأله امنیت موضوع اصلی در بحث «افغانستان» است. مشکل امنیت پایه و اساس هر برنامه ای  برای توسعۀ افغانستان است و هر گونه مشارکت یا همکاری خارجی را برای تأمین منافع ملی شرکاء در این منطقه تشکیل می دهد. با وجود شکاف و تفرقه در بین اعضاء طالبان درگیری های مسلحانه بین دولت کابل و جنبش «طالبان» حل شدنی نیست. این موضوع فضا را برای تداوم بی ثباتی در کشور مساعد کرده  است و جریان بی ثباتی را فراتر از مرزهای کشور می برد. در چنین شرایطی تشدید همکاری های دوجانبه در این حوزه برای ایران و روسیه مسأله ای حیاتی است، زیرا هر دو خواهان استقلال، برقراری صلح و شکوفایی حکومت قانونی افغانستان هستند.
 
بالابردن هماهنگی ها و اقدامات مشترک سازمان یافته در منطقه می تواند نقطۀ شروع افزایش تماس های دو کشور (به شکل دوجانبه یا در سازمان شانگهای) در موضوع افغانستان باشد. در عین حال بایستی دو سطح همکاری را از هم جدا کرد؛ سطح اول، مقابله با تهدیدهای ناشی از افغانستان (قاچاق مواد مخدر، تروریسم، مهاجرت غیرقانونی و غیرقابل کنترل) و سطح دوم، کمک به برقراری صلح و آشتی در افغانستان.
 
محدودیت امکانات اقتصادی روسیه و نامعلوم بودن منافع اقتصادی این کشور در افغانستان، برخی از محدودیت های موجود برای سایر بازیگران منطقه را در سایه  برقراری ارتباطات سازنده با ایران در چشم-انداز متوسط رفع می کند. حضور اقتصادی ایران در افغانستان منافع روسیه را تأمین می کند و حتی می-تواند از این فرصت برای حصول اهداف استراتژیک خود بهره برداری کند. موضوع کمک به بازسازی افغانستان اهمیت دارد، اما تا حد زیادی به مسائل سیاسی و نظامی ارتباطات وابسته است، به همین علت در اولویت بعدی قرار می گیرد. با وجود این، تجربۀ ایران در این زمینه برای روسیه جالب و مفید است.
 
به این ترتیب، روسیه و ایران رقیب یکدیگر نیستند، اهداف مشترکی دارند و امکان تبدیل کردن این اهداف به همکاری های بالقوه سودمند در جبهه افغانستان را دارند که این کار از طریق تکمیل سیستم واکنش به تهدیدهای امنیتی، توافق و هماهنگی اقدامات برای حمایت از افغانستان و بازسازی این کشور، توسعۀ معماری امنیت در منطقه  و تعاملات دوجانبه صورت خواهد گرفت.
 
 
نویسنده: گریگوری لوکیانوف
 
 
«این مقاله، پیش تر در کتاب مجموعه مقالات مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) در زمستان 1395 منتشر شده است»

یادداشت ها:
1- For more on the history of Russia–Afghan relations, see: Korgun, V. G. Russia and Afghanistan: Historical Ways of Forming Russia’s Image in Afghanistan. Moscow: LIBROKOM, 2009, 320 p. (in Russian).
2- Arunova, M. R., Ivanenko, V. I. U.S. Afghan Policy 1945–2014. Moscow: Russian Institute for Strategic Studies, pp. 198–208 (in Russian).
3- Kayhan Barzegar. Iran’s Foreign Policy in Post-Taliban Afghanistan // The Washington Quarterly. 2014. Vol. 37, no. 2, pp. 124–127.
4- Nikitina, Y. A. CSTO and SCO: Models of Regionalism in Security. Moscow: Navona, 2009, pp. 47–60, 88–98 (in Russian).
5- These conclusions were made as a result of discussions held under the auspices of the Russian International Affairs Council as part of the roundtable entitled “Development of the Situation in Afghanistan 2016” (Moscow, April 18, 2016).
6- Kazantsev, A. Afghanistan after 2014 // RIAC, 16.05.2016 (in Russian).
7- Kutty S. N. Iran’s Continuing Interests in Afghanistan // The Washington Quaterly. 2014. Vol. 37, no. 2, pp. 146–149.
8- Destradi S. Regional Powers and Security Governance: ISAF Withdrawal, Regional Competition, and Domestic Norms in India Afghanistan Policy // Asian Perspective. 2014. № 38. P. 565–587
  
 
«آنچه در این متن آمده به معنای تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»

کد مطلب: 3214