۱
 

سایه سنگین هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای و روند فرسایشی عضویت ایران

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۱
Share/Save/Bookmark
 
ولی کوزه گر کالجی: هفدهمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه، پایتخت جمهوری قزاقستان در ٩ ژوئن ٢٠١٧ میلادی (١٩ خرداد ١٣٩٦) برگزار شد که تایید عضویت رسمی و کامل دو کشور هند و پاکستان، نقطه عطف این اجلاس به شمار می رود. بدین ترتیب روندی که برای تبدیل هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی از اجلاس سران در اوفا روسیه (جولای ٢٠١٥) آغاز شد و در اجلاس تاشکند ازبکستان (ژوئن ٢٠١6) مورد تایید قرار گرفت، در نهایت در اجلاس آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧) به تصویب نهایی رسید. اما به مانند اجلاس های سال های اخیر، موضوع تبدیل عضویت ایران در اجلاس آستانه نیز در دستور کار قرار نگرفت و طرح آن به اجلاس های آینده این سازمان موکول شد. کاهش قابل توجه سطح حضور ایران در اجلاس های سه سال اخیر سازمان همکاری شانگهای نیز به روشنی گویای عدم رضایت ایران از فرسایشی شدن روند تبدیل عضویت ایران است. در واقع، دولت ایران دلیل قابل توجیهی برای حضور رئیس جمهور در اجلاسی نمی بیند که در آن فاقد هرگونه اراده سیاسی و برخورداری از حق رای است. بدین ترتیب، با مجموعه تحولاتی که به وقوع پیوست، سازمان همکاری شانگهای دارای هشت عضو اصلی و برخوردار از حق رای از جمله چهار قدرت هسته ای در کنار چهار عضو ناظر بدون حق رای (ایران، افغانستان، مغولستان و بلاروس) شده است. در این نوشتار کوشش می شود درک بهتری از تحولات این سازمان منطقه ای به ویژه روند فرسایشی و بدون نتیجه تبدیل عضویت ایران و شرایط متفاوت دو کشور مهم هند و پاکستان در روند عبور از وضعیت ناظر به اصلی حاصل شود ...
 
ایراس: «سازمان همکاری شانگهای» (Shanghai Cooperation Organization) یک سازمان منطقه ای با هویت و کارکرد امنیتی- دفاعی (طبق اساسنامه سازمان) است که در سال ١٩٩٦ میلادی با محوریت دو کشور روسیه و چین بنیان نهاده شد و طی نزدیک به بیست ساله گذشته گسترش قابل توجهی افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) و عمودی (اهداف و وظایف) را تجربه کرده است. شکل گیری گروه شانگهای پنج (١٩٩٦)، عضویت ناظر ازبکستان (٢٠٠٠)، تبدیل عضویت ازبکستان از ناظر به اصلی و شکل گیری رسمی سازمان همکاری شانگهای (٢٠٠١)، عضویت ناظر مغولستان (٢٠٠٤)، عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان (٢٠٠٥)، تعریف مکانیسم جدیدی با عنوان شرکای طرف گفتگو (٢٠٠٨) و متعاقب آن کشورهای ارمنستان، آذربایجان، کامبوج، نپال، سری لانکا و ترکیه به عنوان شرکای طرف گفتگوی سازمان، عضویت ناظر افغانستان (٢٠١٢)، تبدیل وضعیت بلاروس از سطح شریک گفتگو به ناظر (٢٠١٥) و تبدیل عضویت هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی (٢٠١٧) از جمله مهم ترین تحولات سازمان همکاری شانگهای در بیست سال گذشته در سطح افقی (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی) به شمار می رود. در نتیجه این سازمان منطقه ای در حال حاضر دارای سه سطح از عضویت یعنی عضو اصلی و دارای حق رای، عضو ناظر بدون برخورداری از حق رای و شریک گفتگو است. در سطح عمودی (اهداف و وظایف) نیز سازمان همکاری شانگهای ضمن تمرکز بر محور اصلی ماموریت خود یعنی مسائل امنیتی و دفاعی، کوشش نموده است در سایر حوزه های اقتصادی، تجاری، ترانزیتی، همکاری در حوزه انرژی و حتی فرهنگی و اجتماعی نیز ورود پیدا کند. با این وجود، دستاوردهای نسبی که این سازمان طی دو دهه فعالیت خود داشته است، عمدتاً در حوزه موضوعات دفاعی و امنیتی بوده است.
 
یکی از چالش برانگیزترین مباحث در روند توسعه افقی سازمان همکاری شانگهای (پذیرش اعضا و گسترش حوزه جغرافیایی)، روند تبدیل اعضای ناظر به اصلی بوده است. در حالی که تبدیل عضویت جمهوری ازبکستان از ناظر به اصلی بیش از یک سال (یعنی سال ٢٠٠٠ تا ٢٠٠١) طول نکشید، روند تبدیل عضویت سایر اعضای ناظر به ویژه ایران تبدیل به یک موضوع چالش برانگیز در این سازمان شد. دولت ایران نخستین بار در سال ٢٠٠٨ میلادی تقاضای رسمی تبدیل عضویت از ناظر به اصلی را به دبیرخانه این سازمان ارسال نمود و با جدیت تمام به ویژه در دولت گذشته این موضوع را دنبال نمود. با این وجود برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی موجب شد در روند تصویب دو آیین نامه عضویت در نشست تاشکند (ژوئن 2010) و نشست دوشنبه (سپتامبر 2014)، بند مربوط به «تحت تحريم نبودن کشور متقاضي در شوراي امنيت سازمان ملل» به عنوان يکي از شرايط اعطاي عضويت کامل به کشور متقاضي مورد تصویب قرار گیرد و بدین ترتیب، مسیر عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای با مشکل جدی و آیین نامه ای مواجه شود. اما در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای که در اوفا فدراسیون روسیه در 9 جولای 2015 میلادی (18 تیر 1394) برگزار شد، با وجود آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای ایران و توافق لوزان (2 آوریل 2015)، به دلیل نهایی نشدن عملی توافقات و تداوم تحریم های شورای امنیت، تصمیم خاصی در مورد تبدیل عضویت ایران اتخاذ نشد. تنها اتفاق مهم اجلاس اوفا برگزاری نشست سه جانبه میان وزرای خارجه ایران، روسیه و چین در حاشیه «کنفرانس بین‌المللی امنیت و ثبات در منطقه سازمان همکاری شانگهای» بود که توافقی مبنی بر دست یابی به یک «فرمول سازش» (Compromise Formula) حاصل شد که براساس آن باید علاقه تهران به توسعه همکاری با سازمان همکاری شانگهای زنده نگه داشته شود. به موجب این فرمول، به ایران ضمانت داده شد که روند اعطای عضویت کامل در سازمان به این کشور، نه بعد از رفع تحریم های بین المللی بلکه بلافاصله بعد از انعقاد توافقات اولیه درباره برنامه هسته ای اش آغاز شود.
 
در اجلاس بعدی سران سازمان همکاری شانگهای که در ٢٣ و ٢٤ ژوئن ٢٠١٦ میلادی در تاشکند ازبکستان برگزار شد، چندین ماه از تصویب و اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) میان ایران و گروه 1+5 می گذشت و لذا با خروج ایران از تحریم های فصل هفتم شورای امنیت و به تبع آن، دو آیین نامه تبدیل عضویت در سازمان همکاری شانگهای (تاشکند 2010 و دوشنبه 2014)، انتظار می رفت که روند تبدیل عضویت ایران از وضعیت ناظر به اصلی تحقق عینی به خود گیرد. اما در عمل، با وجود حمایت های سیاسی و آشکار کشورهایی چون روسیه، قزاقستان و قرقیزستان، موضوع تبدیل عضویت ایران با مخالفت آشکار تاجیکستان و مخالفت ضمنی ازبکستان مواجه شد. تاجیکستان در نشست محدود اعضای اصلی سازمان در تاشکند و پیش از اجلاس عمومی سران (با حضور اعضای اصلی و ناظر) در رابطه با پیشنهاد روسیه مبنی بر طرح موضوع تبدیل عضویت ایران مخالفت نمود. نقش رشید علیم‌اف، دبیر کل تاجیکی سازمان همکاری شانگهای نیز در روند مخالفت با تبدیل عضویت ایران در اجلاس تاشکند بسیار شایان توجه بود و در سخنرانی خود در اجلاس سران، رویه دولت تاجیکستان را در پیش گرفت و هیچ گونه اشاره ای به نام ایران نکرد. برگزاری اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در فضای سرد حاکم بر روابط ایران و تاجیکستان که در پی حضور محی الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران (آذر 1394) و نگرانی تاجیک ها از مخالفت ایران با تعریف حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به عنوان یک سازمان افراطی و تروریستی، از جمله ملاحظات و دلایل قابل تصور در تحلیل علت مخالفت دولت تاجیکستان به شمار می رفت. اما ازبکستان به عنوان میزبان اجلاس سال 2016 میلادی، با آگاهی از موضع مخالف دولت تاجیکستان اعلام نمود که در صورت اجماع بقیه کشورها، مخالفتی با عضویت ایران ندارد. از سویی دیگر، اسلام کریم اف در سخنرانی خود در اجلاس بدون نام بردن از تاجیکستان از برخی کشورها که به دلیل اهداف خود، اجماع سازمان همکاری شانگهای را به چالش می کشند، انتقاد کرد. بدین ترتیب، ازبکستان با زیرکی و با اتخاذ یک موضع مبهم و دو پهلو، ضمن این که به عنوان کشور میزبان از مخالفت صریح با تبدیل عضویت ایران خودداری نمود، در عین حال، انتقادی جدی نیز به تاجیکستان به عنوان رقیب سنتی وارد نمود و بار سیاسی و روانی مخالفت با عضویت ایران و نیز عدم انسجام درونی سازمان را متوجه تاجیکستان نمود.
 
نکته بسیار شایان توجه در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016)، موضع گیری چینی ها در قبال تبدیل عضویت ایران بود. چنانچه «وانگ ایی»، وزیر خارجه چین در آستانه برگزاری اجلاس تاشکند اعلام نمود که پکن قصد دارد در وهله اول روند پیوستن هند و پاکستان به این سازمان را در دستور کار قرار دهد. رئیس جمهور چین نیز در اجلاس تاشکند، بدون حمایت علنی و رسمی از تبدیل عضویت ایران اعلام نمود که سازمان همکاری شانگهای باید درخواست عضویت ایران و افغانستان را با جدیت دنبال نماید. بنابراین با اتخاذ چنین موضعی از سوی چین به عنوان موثرترین و قدرتمندترین عضو سازمان (در کنار روسیه) موجب شد عملاً تبدیل عضویت ایران از ناظر به اصلی به تکمیل فرایند عضویت هند و پاکستان موکول شود. در نتیجه آنچه که در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016) و اجلاس اخیر سازمان در آستانه قزاقستان (ژوئن 2017) گذشت، متاثر از همین ملاحظه بود. هر چند گره زدن موضوع تبدیل عضویت ایران به تکمیل عضویت هند و پاکستان با توجه به سابقه به مراتب طولانی تر درخواست دولت ایران برای تبدیل وضعیت از ناظر به اصلی، اختلافات مرزی و ارضی گسترده و شدید میان دو کشور هند و پاکستان، خروج ایران از تحریم های فصل هفتم شورای امنیت و به تبع آن، دو آیین نامه تبدیل عضویت در سازمان همکاری شانگهای (تاشکند 2010 و دوشنبه 2014) و تعهدات چین و روسیه بر مبنای «فرمول سازش» در حاشیه اجلاس اوفا (جولای 2015)، از جمله موضوعات و مسائلی بود که موجب گله مندی و انتقاد دولت ایران در قبال عملکرد سازمان همکاری شانگهای شد. بنابراین، در اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان (9 ژوئن 2017) برای اکثریت نخبگان سیاسی و فکری ایران روشن بود که تحول و اتفاق خاصی در رابطه با روند تبدیل عضویت ایران روی نخواهد داد و به همین دلیل، بر خلاف اجلاس های چند سال اخیر، توجه رسانه ای و کارشناسی چندان گسترده ای در داخل کشور نسبت به امکان پذیری تبدیل عضویت ایران از ناظر به اصلی در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان صورت نگرفت.
 
شاید بتوان کاهش شایان توجه سطح حضور هیئت ایرانی در اجلاس های چند سال اخیر این سازمان را نشانه ای از ناخرسندی تهران دانست. حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در دو اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان (سپتامبر 2013) و دوشنبه تاجیکستان (سپتامبر 2014) شرکت نمود، اما در جریان اجلاس اوفا روسیه (جولای 2015)، با وجود حضور در نشست بریکس که یک روز قبل از اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای برگزار شد، در اجلاس شانگهای حضور نیافت و به جای رئیس جمهوری ایران، ابراهیم رحیم پور، معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای حضور یافت. روند کاهش سطح حضور هیئت ایرانی در اجلاس های سازمان همکاری شانگهای ادامه یافت و در هر دو اجلاس سران در تاشکند ازبکستان (ژوئن 2016) و آستانه قزاقستان (ژوئن 2017)، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران حضور یافت که به روشنی گویای عدم رضایت ایران از فرسایشی شدن روند تبدیل عضویت ایران است. در واقع، دولت ایران دلیل قابل توجیهی برای حضور رئیس جمهور در اجلاسی نمی بیند که در آن فاقد هرگونه اراده سیاسی و برخورداری از حق رای است.
 
اما برخلاف روند طولانی و فرسایشی روند تبدیل عضویت ایران که هنوز به نتیجه نیز نرسیده است، شرایط دو کشور هند و پاکستان کاملاً متفاوت رقم خورد و دهلی نو و اسلام آباد به فاصله نسبتاً کوتاهی فرایند تبدیل عضویت را در سازمان همکاری شانگهای پشت سر نهاند. هند و پاکستان به همراه ایران در جولای 2005 به عضویت ناظر سازمان درآمدند. اما بر خلاف دولت ایران که به صورت جدی و در بالاترین سطوح سیاسی برای تبدیل عضویت از وضعیت ناظر به اصلی کوشش نمود، دولت های هند و پاکستان توجه کمتری به این موضوع نشان می داد که سطح متفاوت حضور هیئت های هندی و پاکستانی در قیاس با سطح هیئت های ایرانی به روشنی گویای این امر بود. موضوع تبدیل عضویت هند و پاکستان، نخستین بار به صورت جدی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در اوفا فدراسیون روسیه در 9 جولای 2015 میلادی (18 تیر 1394) مطرح شد. در فاصله کمتر از یک ماه به اجلاس اوفا، دو اجلاس «شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای» و نیز کنفرانس «امنیت و ثبات در منطقه سازمان همکاری شانگهای» در روزهای نخست ماه ژوئن در مسکو برگزار شد که به منزله پیش درآمدی بر اجلاس ماه جولای سران سازمان در اوفا به شمار می رفت. در این دو اجلاس، بیش از همه تبدیل عضویت دو کشور هند و پاکستان مورد توجه قرار گرفت. ولادمیر پوتین در نشست وزاری خارجه سازمان همکاری شانگهای در مسکو در سوم ژوئن 2015 میلادی، صراحتاً اشاره نمود که «ما موافق بررسی امکان الحاق هند و پاکستان به سازمان همکاری شانگهای هستیم. سایر کشورها نیز می توانند همچنان پیوندهای نزدیک خود با سازمان را دنبال کنند». در عمل در نشست اوفا با تغییر عضویت دو کشور هند و پاکستان از ناظر به اصلی موافقت شد و مقرر گردید که این دو کشور مراحل قانونی و اداری روند تبدیل عضویت را در دستور کار دولت و پارلمان های خود قرار دهند.
 
در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند ازبکستان در ژوئن 2016 میلادی، ممنون حسین رئیس جمهور پاکستان و نارندرا مودی نخست وزیر هند شرکت کردند که حاکی از توجه جدی دو کشور به روند تبدیل عضویت بود. اما به دلیل آن که مراحل قانونی و اداری روند تبدیل عضویت در دو کشور به طور کامل پایان نیافته بود، در اجلاس تاشکند، یک سند تعهد به امضا مقامات هند و پاکستان رسید که به موجب آن دو کشور موظف شدند کلیه اسناد و تعهدات مربوط به فرایند تبدیل عضویت را به تصویب برسانند و در اختیار سازمان قرار دهند تا در اجلاس بعدی سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه قزاقستان (جولای ٢٠١٧ میلادی) در مورد آن تصمیم گیری شود. نکته قابل این که با وجود اعلام ضمنی پاکستان در رابطه با تصویب ٢٧ سند تبدیل عضویت و تعلل هند در این زمینه، سازمان همکاری شانگهای در راستای حفظ تعادل میان اسلام آباد و دهلی نو، تمایلی به موافقت نهایی با عضویت کامل پاکستان در اجلاس تاشکند نشان نداد و تعیین تکلیف نهایی عضویت هر دو کشور را به اجلاس آتی سران در آستانه قزاقستان (جولای ٢٠١٧ میلادی) موکول نمود. در نهایت، روندی که برای تبدیل هند و پاکستان از وضعیت ناظر به اصلی از اجلاس سران در اوفا روسیه (جولای ٢٠١٥) آغاز شد، در اجلاس تاشکند ازبکستان (ژوئن ٢٠16) مورد تایید قرار گرفت، در نهایت در اجلاس آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧) با حضور نواز شریف، نخست وزیر پاکستان و نارندرا مودی نخست وزیر هند به تصویب نهایی رسید که مرحله نوین و نقطه عطفی در روند تحولات سازمان همکاری شانگهای به شمار می رود.
 
با عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای، تعداد اعضای اصلی سازمان به هشت کشور (روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین و هند) افزایش یافت و فضای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی سازمان، میزان جمعیت، ظرفیت های اقتصادی و دفاعی- نظامی (حضور چهار قدرت هسته ای روسیه، چین، هند و پاکستان) از گسترش قابل توجهی برخوردار شده است. با این وجود، چالش های سنتی، دیرپا و گسترده هند و پاکستان موجب شده است نگرانی های فراوانی در رابطه با تاثیر منفی مناقشه کشمیر میان دو عضو اصلی سازمان (هند و پاکستان) و اختلافات مرزی در خط دیوراند میان یک عضو اصلی سازمان با عضو ناظر (پاکستان و افغانستان) ایجاد شد. برداشت های متفاوت هند، پاکستان و نیز افغانستان در مقوله تروریسم و افراط گرایی که همواره با طرح اتهامات و تنش های متعددی همراه بوده است، شک و تردیدهای جدی را در رابطه با تاثیر عضویت اصلی و کامل هند و پاکستان بر کارآیی و انسجام داخلی سازمان همکاری شانگهای به دنبال داشته است.
 
نگارنده در کنفرانس «نقش جامعه مدنی و دیپلماسی عمومی در توسعه و گسترش بیشتر سازمان همکاری شانگهای» (The Role of Civil Society and Public Diplomacy in the Further Development and Expansion of the Shanghai Cooperation Organization) در شهر سوچی روسیه در 19 و 20 آوریل 2016 میلادی برگزار شد، شاهد مجادلات لفظی شدید و مداوم نمایندگان سیاسی و دیپلماتیک هند و پاکستان بوده است که به روشنی گویای تاثیر منفی ورود این دو کشور به ترکیب اصلی سازمان همکاری شانگهای بود. با این وجود، هدفگذاری رهبران سازمان برای گسترش حوزه جغرافیایی و افزایش ظرفیت آن در حوزه های مختلف، شرایط ملتهب منطقه به ویژه افزایش حضور داعش در افغانستان و آسیای مرکزی و روابط راهبردی و نزدیک روسیه و هند از یک سو و چین و پاکستان از سوی دیگر موجب شد دو کشور هند و پاکستان در اجلاس آستانه قزاقستان (ژوئن ٢٠١٧) به عضویت اصلی و کامل سازمان درآیند. نکته بسیار مهم دیگری که شایان توجه است، نوع رویکردها و ملاحظات هند در قبال ایالات متحده آمریکا است که به روند درون گرایی این سازمان دامن خواهد زد. در واقع، وجود اتحاد مشارکت استراتژیک آمریکا و هند موجب عدم تقابل جدی این سازمان با مجموعه غرب را خواهد داشت؛ امری که پیش از این در رابطه با نقش چین در سازمان همکاری شانگهای همواره مورد توجه بود و این سازمان را برخلاف تصورات اولیه از تبدیل به یک «ورشوی جدید» یا «ناتوی شرق» بازداشته بود. به نظر می رسد عضور و عضویت هند، وزن بیشتری به روند درون گرایی و عدم تقابل سازمان همکاری شانگهای را با مجموعه جهان غرب خواهد بخشید.


نویسندهولی کوزه گر کالجی – پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضوی شورای علمی موسسه ایراس
 
 

کد مطلب: 3203
 


 
حجت آرمان طاهری
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۳-۲۵ ۰۱:۳۵:۱۴
مقاله ای بسیار عالی و مفیدی بود (176)