اوکراین؛ پاشنه آشیل ترمیم روابط روسیه با غرب

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۴
Share/Save/Bookmark
 
نیکنام ببری: رهبران روسیه در طول تاریخ متاثر از باورها و گذشته تاریخی کشورشان درتلاش برای ایجاد امپراطوریهای بزرگ و قدرتمند بوده اند ... تاجایی که برخی تحلیل گیران، تحولات جدید شرق اروپا و به طور اخص مورد اوکراین را در چنین چارچوب تاریخی قابل تحلیل می دانند ... امروز هم رهبران روسیه، متأثر از احساس انزوا و از دست رفتن پایگاه های خود، برای رهایی از تنگناهای موجود در حوزه های پیرامونی این کشور، فعال شده اند. این تلاش ها نیز به نوبه خود، زمینه تجدید تنش در روابط مسکو و غرب را فراهم آورده است ... اما وجه جالب توجه قضیه آنجاست که پس از دوره اخیر رویکردهای تردیدآمیز ایالات متحده نسبت به روسیه، سرانجام دولت جدید آمریکا موضعی انتقادی در قبال رفتار روسیه در منازعات جدید شرق اوکراین اتخاذ کرده است و این می تواند نشانه هایی از تغییرات جدید تلقی شود ...
 
ایراس: تجربه‌های تاریخی نشان دهنده این واقعیت است که روسیه ضعیف به اندازه یک روسیه قدرتمند برای دنیای غرب خطر آفرین است. موقعیت استراتژیک جعرافیایی، ساختار متفاوت فرهنگی،جایگاه و موقعیت خاصی را برای روسیه پدید آورده است. از همین رو رهبران روسیه در طول تاریخ متاثر از باورها و گذشته تاریخی کشورشان درتلاش برای ایجاد امپراطوریهای بزرگ و قدرتمند بودند. در این بین قدرت‌های بزرگ غربی همیشه به روسیه به عنوان قدرت تهدید افرین در بعد سرزمینی نگاه کرده اند. دوران طولانی رویارویی‌های قدرتهای غربی و شرق (روسیه) این باور را در میان غربی‌ها شکل داد که تنها راه رهایی از خطر روسیه، کنترل این کشور و هدایت این کشور به قرار گرفتن در یک سطح متوسطی از قدرت است. چرا که ضعف  و انزوای بیشتر این کشور دوباره همان خطر توسعه طلبی را در پیش دارد. بی گمان تحولات جدید شرق اروپا و به طور اخص مورد اوکراین در یک چنین چارچوب تاریخی قابل تحلیل است. امروز رهبران روسیه احساس در انزوا بودن  واز دست رفتن پایگاههای خود دارند و برای رهایی از این امر در حوزه پیرامونی شان فعال شده‌اند. فعال شدن دوباره روسیه زمینه تنش در روابط مسکو و غرب را فراهم آورده و قدرت‌های غربی تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش حضور و نفوذ اثر گذار این کشور در منطقه مهم بالکان و شرق اروپا نیستند. از همین رو بی جهت نیست که با گذشت بیش از دو سال از بحران و سردی روابط میان مسکو با قدرت‌های غربی بر سر اوکراین، هنوز زخم‌های این بحران بر روابط روسیه با شرکای غربی‌اش سایه افکنده است. اهمیت این امر زمانی بیشتر شد که پس از مدت‌ها تردید و ابهام در رویکرد ترامپ نسبت به دولت روسیه، سرانجام دولت جدید آمریکا موضع انتقادی نسبت به رفتار روسیه در منازعات جدید شرق اوکراین گرفت. نیکی‌هالی سفیر جدید آمریکا در سازمان ملل در اظهاراتی انتقاد آمیز روسیه را به نقض حاکمیت سرزمینی اوکراین متهم و از این کشور خواست با پایبندی به قواعد و عرف بین‌المللی در حل نهایی بحران در شرق اوکراین سهیم شود. این اتفاق در حالی رخ داد که روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین در مناسبت‌های سیاسی مختلف ضمن اظهار  تمایل برای از سرگیری تعامل با شرکای بزرگ غربی‌اش، از آمادگی دولت‌اش برای پایان دادن به بحران جدایی‌طلبی در شرق اوکراین، مسئله تحریم‌ها، حضور ناتو در شرق اروپا خبر داده بود. از دید مردان سیاسی کرملین، شرایط برای تغییر وضعیت در مناسبات مسکو با قدرت‌های غربی با توجه به روی کار امدن چهره‌های جدید سیاسی فراهم شده است.
 
 اگر غرب را مجموع کشورهای بزرگ اروپایی و آمریکا در نظر بگیریم؛ حداقل در دو مورد از این مجموعه تغییرات سیاسی عمیق و ریشه داری صورت گرفته است. انگلیس بزرگترین قدرت مالی و تجاری اروپا در حال خروج از اتحادیه اروپاست. از سوی دیگر در آن سوی آتلانتیک نیز شاهد رخدادهای سیاسی بزرگ و شگرفی هستیم.
 
کاخ سفید برای اولین بار پذیرای فردی است که هیچ گونه تجربه سیاسی و مدیریتی در سطوح میانی و بالای حاکمیتی آمریکا ندارد و در چنته‌اش چیز جز زر و  ثروت و هوچی‌گری وجود ندارد. ترامپ با همراه ساختن ملی‌گرایان افراطی و طبقات زیر دست جامعه توانست سکان مدیریتی آمریکا را بر عهده گیرد. حضور ترامپ در قدرت چند پیامد مهم برای جامعه آمریکا و جهان دارد. نخست اینکه ترامپ پایبند به قواعد بازی در زمین لیبرال دموکراسی نیست. عوام فریبی چراغ راهنمای ترامپ برای مدیریت جامعه آمریکا است. حذف قانون درمانی اوباما که از بزرگترین دستاوردهای دموکرات‌ها طی دهه‌های اخیر می‌باشد از نمونه برنامه‌های عجیب و غریب ترامپ در داخل آمریکا می‌باشد. در کنار تاثیرات نامطوب داخلی ترامپ بر مردم آمریکا باید به بهم ریختن نظم غربی در نظام نوین بین‌المللی اشاره کرد.
 
ترامپ اولین رئیس جمهور آمریکا است که قائل به بی فایدگی سازمان ناتو در مدیریت بحران‌های بین‌المللی است. از دید ترامپ کارکرد ناتو برای آمریکا صرفا هزینه‌زایی است و در این بین اروپایی‌ها از واشنگتن سواری رایگان می‌گیرند. گفتنی است که قدرت‌های برتر اروپایی فقط دو درصد از تولید ناخالص ملی‌شان را صرف هزینه‌های نظامی و دفاعی می‌کنند و این امر انتقاد ترامپ و تیم همراه‌اش را از بی مسئولیتی اروپایی‌ها برانگیخته است.  
 
پیدایی این وضعیت در بلوک غرب بیش از همه به مذاق رهبران روسیه خوش آمده و کرملین با قدرشناسی از وضعیت حاصله در تلاش برای بهره برداری از این فرصت در کاهش تحریم‌ها علیه خود است. پرسش مهمی که در این بین مطرح است اینکه ایا واقعا تحولات جدید می‌تواند زمینه ساز ترمیم روابط روسیه با مجموعه قدرت‌های غربی شود؟ برای فهم این امر نیازمند تامل در وضعیت اقتصادی روسیه و نوع نگاه حاکم در میان قدرتهای غربی نسبت به روسیه هستیم.
 
روسیه برای بیش از دو سال است که به سبب اشغال کریمه و کمک به جدایی طلبان شرق اوکراین با تحریم‌های هوشمند قدرت‌های غربی مواجه است. این تحریم‌ها آثار فلج کننده شدیدی به اقتصاد روسیه برجای گذاشته است. در نتیجه همین تحریم‌هاست که روسیه از مقام یک کشور دارای بیشترین ذخیره ارزی در حال تبدیل به یک کشور مقروض است.
 
قبل از انضمام کریمه ذخیره ارزی روسیه رقمی در حدود174 میلیارد دلار بوده که این میزان در سال 2015 به 20 میلیارد دلار کاهش یافته بود. بی گمان با توجه به روند تمدید بسته‌های تحریمی از سوی اروپا و کاهش دامنه دار قیمت نفت، این رقم در حال حاضر به کمترین حد خود رسیده است. گفتنی است که نرخ رشد اقتصادی روسیه نیز طی سال گذشته حدود6/3 درصد افت داشته است.
 
با مجموع این شرایط طبیعی به نظر می‌رسد که روسیه برای مقابله با پیامدهای تلخ تحریم‌ها به سمت تعامل با غرب حرکت کند. اما این صرفا یک طرف ماجراست و جهان غرب به راحتی حاضر به پذیرش روسیه و چشم پوشی از اقدامات توسعه طلبانه این کشور در اوکراین نیستند. این قضیه با اظهارات جدید ترامپ و اعلام تداوم بسته‌های تحریمی تا زمان تخلیه کریمه جدی‌تر نیز شد. رئیس جمهوری جدید آمریکا در تازه‌ترین اظهارات خود ضمن اعلام حمایت از راه حل صلح امیز در حل بحران کشدار اوکراین بر لزوم پایان یافتن درگیری‌ها در شرق اوکراین و تن دادن روسیه به توافقات مینسک تاکید کرد. اظهارات ترامپ پس از آن مطرح شد که طی هفته‌های اخیر موج جدید درگیری‌ها در شرق اوکراین تشدید شده و منابع رسمی دولت اوکراین از کشته شدن بیش از 40 نفر در این درگیریها خبر می‌دهند. بنا به گزارش ناتو روسیه حدود هزار نفر نیروی نظامی برای کمک به شورشیان جدایی طلب به شرق اوکراین فرستاده است. الکساندر زاخرانچنکو نخست وزیر منطقه خودمختار دونتسک در مصاحبه با رادیو روسیه از تداوم نبرد برای کسب خودمختاری کامل خبر داد.  هم راستا با این اظهارات، مقامات بلندپایه نظامی کیف از سقوط هوایپمای نظامی در شرق اوکراین در اثر حمله پدافند ضد هوایی روسیه خبر داد.
 
 رهبران بزرگ غربی  با اگاهی از این تحولات، روسیه را عامل اصلی تشدید نزاع و درگیری در مناطق جدایی طلب اوکراین می‌دانند. از دید قدرت‌های غربی، روسیه با ارسال سلاح‌های مرگبار به گروههای شورشی نقش اصلی در تداوم بحران و تراژدی انسانی در اوکراین دارد. بحرانی که از آغاز سال 2014 میلادی حدود 10 هزار کشته و بیش از دو میلیون بی خانمان برجای گذاشته است. از همین‌رو قدرت‌های غربی با وجود داشتن اختلاف نظرهای فراوان، نسبت به بحران اوکراین موضع واحد و منسجمی داشته و توقف حمایت‌های سیاسی و نظامی روسیه از جدایی طلبان و تخلیه کریمه را شرط اول و آخر ترمیم روابط و برداشتن تحریم‌های فلج کننده  اعلام کرده‌اند. با عطف به این امر ینس استولتنبرگ طی درخواستی از مقامات روسیه خواسته با استفاده از نفوذ خود در میان گروههای شورشی، این گروهها را به ترک میدان نبرد و نشستن بر میز مذاکره مجاب سازند. در مقابل، مسکو ضمن رد اظهارات مقامات غربی و دولت کیف از به راه انداختن موج جدید درگیریها در شرق اوکراین، دولت کیف را به کثیف کاری سیاسی متهم کرد. از دید مقامات روسیه پوروشنکو با هدف منحرف ساختن رویکرد آشتی‌جویانه آمریکا به دنبال اتهام‌زنی به روسیه در منازعات اخیر شرق اوکراین است. به نظر می‌رسد باور اظهارات رئیس جمهوری روسیه برای قدرت‌های غربی با توجه به تلفات سنگین در اوکراین و تداوم درگیریها دشوار می‌باشد.
 
از این رو نباید با اظهار نظرهای مطبوعاتی ترامپ که بیشتر جنبه تبلیغاتی و هیجانی دارد، انتظارترمیم روابط آنی در روابط روسیه و امریکا داشت. هم اکنون بخش عمده‌ای از سناتور‌های دو حزب جمهوری خواه و دمکرات با انتقاد از روسیه در شعله ور ساختن آتش درگیری‌ها در اوکراین بر لزوم تداوم تحریم‌ها و انجام حمایت‌های موثر نظامی و اقتصادی به دولت اوکراین تاکید دارند. جان مک کین از سناتور‌های ذی نفوذ جمهوری خواهان در کنگره آمریکا پیشنهاد ارسال سلاح‌های مرگبار به اوکراین را به ترامپ داده است. مک کین با انتقاد از رفتار تهاجمی روسیه، تنها راه مقابله با این کشور را تقویت قدرت نظامی اوکراین و تجهیز کامل این کشور می‌داند. در قاره سبز هجمه‌ها علیه روسیه سنگین‌تر نیز هست. رهبران بلندپایه قدرت‌های اروپایی در تمامی نشست‌های مهم خود نیم نگاهی به روسیه و تحولات اوکراین دارند. این قدرت‌ها ضمن همراهی با امریکا در قضیه تداوم تحریم‌های موجود، پیشنهاد تحریم‌های جدید نیز علیه برخی شرکت‌ها و شخصیت‌های روسیه داده‌اند. بی گمان تجربه‌های تاریخی و نبود نیروی نظامی قابل اتکا در میان قدرتهای اروپایی، حساسیت رهبران اروپایی را از توسعه طلبی روسیه بیشتر از طرف آمریکایی برانگیخته و این قدرت‌ها ضمن تقاضا برای همراهی آمریکا در تنبیه بیشتر روسیه، بر لزوم تقویت پایه‌های اقتصادی اوکراین و اصلاحات عمیق در این کشور تاکید دارند. در همین راستا ژان کلود رئیس کمسیون اتحادیه اروپا از تخصیص 600 میلیون یورو از سوی اتحادیه اروپا به اوکراین خبر داد. از دید مقامات اتحادیه اروپا تنها راه رهایی کشورهای شرق اروپا از سیطره نفوذ روسیه، توسعه اقتصادی این کشورهاست تا بتدریج بتوانند با استاندارد سازی شاخص‌های اقتصادی و سیاسی خود همانند سطح اتحادیه اروپا، در درون این مجموعه بزرگ جای گیرند.


نویسندهنیکنام ببری - دانشجوی دکترای روابط بین الملل، دانشگاه اصفهان

 
کد مطلب: 3031