سياست چين در قبال بحران سوريه

تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۴
Share/Save/Bookmark
 
محمد رضا برخورداری: آیا در سیاست خارجی چین در قبال منطقه خاورمیانه و سوریه، تغییری ایجاد شده است؟ آیا امکان دخالت نظامی چین در سوریه همانند آنچه که در مورد روسیه رخ داد وجود دارد؟ و اصولا اینکه گسترش بحران در سوریه و منطقه خاورمیانه، چه تهدیداتی می تواند برای چین و استراتژی منطقه ای و بین المللی آن به همراه داشته باشد؟ در متن پیش رو تلاش شده است تا ضمن تبیین مسئله، پاسخ این سوالات نیز ارائه شود ...
 
ایراس:  آگوست مصادف با 24 مرداد 95، معاون نخست وزیر و وزیر دفاع سوریه در دمشق میزبان هیاتی از ارتش چین به سرپرستی دریاسالار «گوان یو فی / guan yu fei» رئیس دفتر همکاری های نظامی بین المللی کمیسیون مرکزی نظامی چین بود. در ملاقات انجام شده، طرفین در دو موضوع افزایش همکاری های نظامی (فروش تسلیحات نظامی و آموزش) و اعطای کمک های بشردوستانه از جانب ارتش چین به نیروهای سوری، به توافقاتی دست یافتند. سفر مزبور این تصور را در ذهن ایجاد می نماید
موضع چین در قبال بحران سوریه، بیشتر تکیه بر راه حل سیاسی و حل مسائل از طریق مذاکرات سیاسی و مخالفت با گسترش دخالت های نظامی کشورهای غربی بوده است.
که چین تصمیم گرفته است تا در خصوص موضوع سوریه، نقش فعال تری را ایفا نموده و بر میزان تاثیرگذاری خود در منطقه بیفزاید.
 
در این زمینه سوالاتی به ذهن متبادر می گردد از جمله اینکه: آیا در سیاست خارجی چین در قبال منطقه خاورمیانه و سوریه، تغییری ایجاد شده است؟ آیا امکان دخالت نظامی چین در سوریه همانند آنچه که در مورد روسیه رخ داد وجود دارد؟ و اصولا اینکه گسترش بحران در سوریه و منطقه خاورمیانه، چه تهدیداتی می تواند برای چین و استراتژی منطقه ای و بین المللی آن به همراه داشته باشد؟ در ادامه تلاش خواهد شد تا ضمن تبیین مسئله، پاسخ سوالات فوق نیز ارائه شود.
 
با مروری بر بحران سوریه باید گفت موضع چین در این بحران بیشتر تکیه بر راه حل سیاسی و حل مسائل از طریق مذاکرات سیاسی و مخالفت با گسترش دخالت های نظامی کشورهای غربی بوده است. همراهی با روسیه در وتوی قطعنامه های شورای امنیت در خصوص دخالت نظامی در سوریه نیز در همین راستا صورت گرفت. اولین حضور جدی نظامی چین در این بحران در موضوع انتقال سلاحهای شیمیایی این کشور از طریق اعزام نیروی دریایی بود که تنها در حد اسکورت کشتی های حامل سلاحهای مزبور بوده و چین از دخالت
از نظر چین علت گسترش بحران سوریه از یک اختلاف سیاسی داخلی به یک جنگ طولانی تمام عیار و ویرانگر، سیاست های اشتباه آمریکا و غرب در منطقه بوده است که نتیجه آن قدرت گرفتن گروه های تروریستی نظیر القاعده و داعش می باشد که امنیت کشورهای منطقه و بسیاری از کشورهای دیگر جهان را با مخاطره روبرو کرده است.
رسمی نظامی خودداری نمود. اما در این سفر، طرف چینی موافقت کرد تا آموزش های نظامی لازم در خصوص استفاده از سلاحهای چینی واگذار شده به ارتش سوریه را به این نیروها ارائه نماید که این مسئله به طور آشکاری بیانگر تصمیم چین به اتخاذ رویکرد فعال تر در مسئله سوریه می باشد. برای فهم اینکه چرا چین در این مقطع زمانی، چنین چرخشی در مواضع قبلی خود اتخاذ نموده؛ واضح است که نمی توان به صورت تک بعدی به موضوع نگریست و نیاز است تا با در نظر گرفتن شرایط کلی بین المللی و منطقه ای، به درک علت تغییر رفتار چین پرداخت و البته همزمان باید توجه داشت که نمی توان این تغییر رفتار را به مثابه تغییر سیاست کلی چین و عدول از مواضع قبلی اش دانست.
 
از نظر چین علت گسترش بحران سوریه از یک اختلاف سیاسی داخلی به یک جنگ طولانی تمام عیار و ویرانگر، سیاست های اشتباه آمریکا و غرب در منطقه بوده است که نتیجه آن قدرت گرفتن گروه های تروریستی نظیر القاعده و داعش می باشد که امنیت کشورهای منطقه و بسیاری از کشورهای دیگر جهان را با مخاطره روبرو کرده است. چین مانند روسیه و ایران دارای منافع مستقیم در سوریه نیست اما قدرت گرفتن گروه های تروریستی در منطقه خاورمیانه، منافع منطقه ای چین را با خطر مواجه ساخته است. با توجه به پیشرفت چشمگیر اقتصادی چین و افزایش میزان حضور شرکت های چینی در مناطق مختلف جهان از جمله منطقه خاورمیانه و افزایش سرمایه گذاری های چین در این مناطق، اقدامات ضدامنیتی گروه های تروریستی باعث تهدید امنیت جانی شهروندان چینی و همینطور منافع اقتصادی این کشور در منطقه مزبور شده است که لزوم حفاظت از این منافع، از ضروریات است.
 
از آن مهم تر، قدرت گرفتن گروه های تروریستی به خصوص القاعده و داعش سبب شده تا چینی های نژاد اویغور وابسته به گروه ترکستان شرقی که از گروه های تروریستی مهم و تاثیرگذار مخالف دولت چین در منطقه سین کیانگ
قدرت گرفتن گروه های تروریستی به خصوص القاعده و داعش سبب شده تا چینی های نژاد اویغور وابسته به گروه ترکستان شرقی که از گروه های تروریستی مهم و تاثیرگذار مخالف دولت چین در منطقه سین کیانگ واقع در غرب این کشور می باشند، انگیزه بیشتری در فعالیت های خود پیدا کنند.
واقع در غرب این کشور می باشند، انگیزه بیشتری در فعالیت های خود پیدا کرده و از طریق پیوستن به داعش و سایر جریانات تروریستی فعال در منطقه و ارتقاء توانمندی های خود در زمینه انجام عملیات های تروریستی، به یک تهدید جدی برای امنیت ملی چین به خصوص در منطقه سین کیانگ تبدیل شوند. از این منظر، برای دولت چین از بین بردن این تهدید در مناطق دور از مرزهای خود و جلوگیری از بازگشت این افراد به داخل خاک چین، از اولویت های اصلی امنیتی می باشد. احساس خطر از این ناحیه از قبل هم برای دولت چین وجود داشت اما در یک سال اخیر و به واسطه گسترش فعالیت های تروریستی داعش به مناطق مختلف جهان، این احساس خطر افزایش یافته است که به عنوان یکی از دلایل مهم تصمیم چین برای فعال تر شدن در موضوع سوریه مطرح می باشد.
 
اعلام سیاست بازگشت به آسیا- پاسیفیک از سوی دولت آمریکا و متعاقب آن حضور فعال تر این کشور در عرصه های سیاسی، نظامی و اقتصادی در مناطق پیرامونی چین در آب های جنوبی و شرقی این کشور، باعث شد تا چین از ناحیه این اقدامات احساس تهدید کرده و خود را در محاصره از سوی آمریکا ببیند اما از آنجا که در استراتژی ملی چین، ادامه ظهور یا خیزش صلح آمیز، از اصول اساسی می باشد و این اصل بر نحوه عمل چین در صیانت از منافع خود و برخورد با قدرت های بزرگ در نقاط مختلف جهان نیز تاثیرگذار است، در مقابله با سیاست فوق الذکر، دولت چین به جای روی آوردن به مواجهه نظامی، سیاست نگاه به غرب و به دنبال آن استراتژی جاده ابریشم دریایی و زمینی جدید (که از آن با عنوان «یک کمربند یک راه» و اسامی دیگر نیز یاد می شود) را درپیش گرفت. این استراتژی، از اهداف بلندمدت منطقه ای و بین المللی چین است که حدود 64 کشور جهان را شامل
یک خاورمیانه بی ثبات و گرفتار در بحران، تبعات امنیتی زیادی برای اجرای استراتژی راه ابریشم جدید داشته و با اهداف و منافع بلندمدت چین در تضاد خواهد بود. به خصوص وقتی توجه شود که بر اساس این استراتژی، منطقه سین کیانگ واقع در غرب چین که با چندین کشور از جمله روسیه، افغانستان، پاکستان و کشورهای آسیای میانه هم مرز است، دارای نقشی اساسی بوده و درواقع دروازه خروجی این طرح از سمت چین به کشورهای واقع در غرب آن می باشد.
شده و منطقه خاورمیانه یکی از حلقه های بسیار مهم در اجرایی کردن آن می باشد.
 
طبیعی است یک خاورمیانه بی ثبات و گرفتار در بحران، تبعات امنیتی زیادی برای اجرای این استراتژی داشته و با اهداف و منافع بلندمدت چین در تضاد خواهد بود. به خصوص وقتی توجه شود که بر اساس این استراتژی، منطقه سین کیانگ واقع در غرب چین که با چندین کشور از جمله روسیه، افغانستان، پاکستان و کشورهای آسیای میانه هم مرز است، دارای نقشی اساسی بوده و درواقع دروازه خروجی این طرح از سمت چین به کشورهای واقع در غرب آن می باشد. گسترش تروریسم در منطقه و کشیده شدن دامنه آن به منطقه آسیای میانه و ایالت سین کیانگ، از نگرانی های عمده و بسیار مهم چین می باشد که می تواند اجرای طرح مزبور را با چالش های جدی مواجه سازد. از این رو چین تلاش دارد تا از طریق ایفای نقش بیشتر در بحران سوریه و تثبیت حاکمیت این کشور و کمک به صلح و بهبود وضعیت امنیتی سوریه، از تقویت گروه های تروریستی از جمله گروه ترکستان شرقی و گسترش دامنه فعالیت های آنها به مناطق واقع در مسیر جاده ابریشم جدید، جلوگیری نماید.
 
اما اینکه چرا در این مقطع زمانی چین تصمیم به فعال تر شدن در موضوع سوریه گرفته است، به تغییراتی که در وضعیت میدانی سوریه و همچنین رویکرد برخی کشورهای منطقه از جمله ترکیه روی داده، ارتباط دارد. با توجه به سیاست پیش گفته ظهور صلح آمیز، چین همواره از درگیری مستقیم با گروه های تروریستی در سوریه پرهیز داشته و لذا از مداخله نظامی نیز خودداری نموده است. اما در شرایط فعلی که وضعیت میدانی در حال تغییر به نفع دولت سوریه می باشد، از نظر چینی ها بهترین زمان برای افزایش تعاملات نظامی با ارتش سوریه است. از یک طرف، تحلیل چینی ها این است که در شرایط فعلی و با توجه به طولانی شدن و بی نتیجه بودن درگیری ها، دولت سوریه و جناح های مخالف دریافته اند که تنها راه برقراری صلح و ثبات، گفتگوهای سیاسی و قرار گرفتن در یک جبهه واحد علیه گروه های تروریستی می باشد. از طرفی با توجه به تحولات روی داده در ترکیه و همچنین افزایش حملات روس ها علیه گروه های تروریستی و نزدیک شدن مواضع آمریکا به روسیه در زمینه مبارزه با داعش، مقطع زمانی فعلی، مناسب ترین زمان برای افزایش همکاری با دولت سوریه در بعد کمک های تسلیحاتی و آموزشی نظامی با هدف کسب جایگاه و موقعیت مناسب در آینده سوریه می باشد. اما به نظر می رسد این همکاری ها در همین سطح حمایت لجستیکی و آموزشی باقی مانده
حضور مستقیم نظامی در بحران سوریه مشابه آنچه که روسیه انجام داد، نه در استراتژی منطقه ای چین در شرایط فعلی جایی دارد و نه دولت چین تمایلی به انجام آن خواهد داشت.
و به دخالت نظامی منجر نخواهد شد.
 
نتیجه گیری:
در جهت گیری کلی سیاست خارجی چین در قبال مساله سوریه، تغییر و چرخش خاصی روی نداده و این کشور همچنان معتقد به حل مساله از طرق مسالمت آمیز و انجام مذاکرات سیاسی است و راه حل نظامی را کلید حل مشکلات این کشور نمی داند و لذا حضور مستقیم نظامی در بحران سوریه مشابه آنچه که روسیه انجام داد، نه در استراتژی منطقه ای چین در شرایط فعلی جایی دارد و نه دولت چین تمایلی به انجام آن خواهد داشت. اما با توجه به استراتژی جاده ابریشم دریایی و زمینی جدید که استراتژی منطقه ای و بین المللی چین طی سالهای آتی خواهد بود و اهمیت بسیار زیادی که موفقیت این استراتژی برای ارتقاء جایگاه منطقه ای و بین المللی چین دارد، مقابله با عوامل تهدید کننده اجرای این استراتژی، از اولویت های اصلی امنیتی و نظامی چین در بعد منطقه ای و بین المللی است و لذا با توجه به وضعیت بحرانی منطقه خاورمیانه و تاثیر منفی که این شرایط بر تحقق استراتژی مزبور دارد، به نظر می رسد در سال های آینده بایستی منتظر افزایش فعالیت های نظامی و امنیتی چین در مناطق مرتبط با طرح جاده ابریشم جدید با هدف صیانت از منافع و دستاوردهای آن بود.
 
 
----------
نویسنده: محمد رضا برخورداری - پژوهشگر مطالعات چين
 
 
کد مطلب: 1845