دوستی با احتیاط: سیاست خارجی روسیه در قبال کردها

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۹
Share/Save/Bookmark
 
مرتضی شجاع: صرف نظر از تنگناهای راهبردی که روسیه را به یافتن حوزه نفوذ جدید در منطقه سوق داده، ژئوپلتیک مناطق کردی، در مجاورت و پیوند سرزمینی با ترکیه، ایران، سوریه و عراق نه تنها برای روسیه بلکه برای هر قدرت بین المللی جذاب است. اهداف روسیه در گسترش مناسبات با کردها علاوه بر یافتن فرصت های جدید در خاورمیانه و ممانعت از حذف از معادلات راهبردی خاورمیانه، مقابله با افراطگرایی اسلامی، مشارکت در پروژه های انرژی در اقلیم کردستان عراق، یافتن ابزاری در جهت تنظیم مناسبات با سوریه، عراق و مخصوصاً ترکیه است ...
 
ایراس: طی تاریخ سیاست بین الملل، هیچ قدرت بزرگی پدیدار نگشت مگر اینکه در سایر مناطق دارای متحد راهبردی و به تعبیر واضحتر حوزه نفوذ باشد. روسیه که خود را در نقش یک قدرت بزرگ بین المللی می بیند در خاورمیانه به دنبال حوزه نفوذ جدید است. طی سالهای پس از فروپاشی شوروی حکومتهای طرفدار روسیه در خاورمیانه یا از قدرت کنار رفتند، یا جایگاه منطقه ای آنها تضعیف گردید و یا اینکه مشی غربگرا را جایگزین مشی شوروی/روس گرا نمودند. بدین ترتیب، کرملین ناچار از یافتن متحدان جدید در خاورمیانه بوده و در این راستا کردها توجه او را جلب کرده اند.
 
صرف نظر از تنگناهای راهبردی که روسیه را به یافتن حوزه نفوذ جدید در منطقه سوق داده، ژئوپلتیک مناطق کردی در مجاورت و پیوند سرزمینی با ترکیه، ایران، سوریه و عراق نه تنها برای روسیه، بلکه برای هر قدرت بین المللی جذاب است. اهداف روسیه در گسترش مناسبات با کردها علاوه بر یافتن حوزه نفوذ جدید در خاورمیانه و حذف نشدن از معادلات راهبردی این منطقه، مقابله با افراط گرایی، مشارکت در پروژه های انرژی در اقلیم کردستان عراق، یافتن ابزاری مؤثر در جهت تنظیم مناسبات با سوریه، عراق و مخصوصاً ترکیه (با توجه به رقابتهای راهبردی با این کشور) است. مضاف بر آن کردها
صرف نظر از تنگناهای راهبردی که روسیه را به یافتن حوزه نفوذ جدید در منطقه سوق داده، ژئوپلتیک مناطق کردی در مجاورت و پیوند سرزمینی با ترکیه، ایران، سوریه و عراق نه تنها برای روسیه، بلکه برای هر قدرت بین المللی جذاب است.
دارای گرایشات سکولار هستند، لذا زمینه همکاری روسها با آنها بیش از اعراب فراهم است. در نهایت اینکه نگاه روسیه به سوریه راهبردی است و روسها نه تنها برای پیشبرد سیاستهای خود در خاورمیانه، بلکه برای توسعه نقش و اجرای مطلوبتر سیاستهای خود در مدیترانه شرقی نیز به کردها که بخشی از بدنه جمعیتی سوریه را تشکیل می دهند، نیاز دارد.
 
روابط روسها و کردها صرفاً معطوف به سالهای اخیر نیست. گفته می شود در زمان ظهور انقلاب روسیه، نزدیک به 70 هزار کرد در این کشور زندگی می کرده است. البته در آن دوران، شوروی به کردهای خاورمیانه به عنوان یک ملت نگاه می کرد. در سال 1923 منطقه کردی در قالب شوروی و با مرکزیت لاچین در ناگورنو/قره باغ امروزی برپا شد تا مهد جنبش های آزادیبخش کردی در عراق، ترکیه، سوریه و ایران باشد. همچنین در سال 1946 در پی شکست حرکت جدایی طلبانه مهاباد به رهبری مصطفی بارزانی، وی به مدت 12 سال در شوروی اقامت کرد. در دهه 90 روابط روسیه با کردها وارد مرحله جدیدی شد. در این ایام سیاست ترکیه در حمایت از چچنی ها و تلاش برای نفوذ در خارج نزدیک روسیه موجب رنجش روسها شد و در مقابل، مسکو نیز با حمایت از کردهای جدایی طلب، آنکارا را در محاق و تنگنا قرار می داد. اما در پی سفر رجب طیب اردوغان به روسیه در اوایل روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه مناسبات دو طرف بهبود یافت. یکی از نتایج این بهبودی نیز، کاهش کمک مسکو به جدایی طلبان کرد در ترکیه بود. طی این سالها مخصوصاً از سال 2004 تا 2011 روابط اقتصادی روسیه و ترکیه دائماً حجیم تر شد. اما با ظهور خیزش سیاسی-اجتماعی در سوریه (2011) کیفیت مناسبات طرفین دچار تغییراتی شد.
 
تا قبل از ظهور کودتای نافرجام 15 ژوئیه در ترکیه، سیاست روسیه و ترکیه در جنگ داخلی سوریه در برابر یکدیگر بود. اما تا قبل از آن، نقش کردها در فرایند بحران داخلی سوریه، آینده ساختار حکومت در این کشور و حتی آینده منطقه، مورد توجه فزاینده کرملین قرار گرفته بود. اما با تمام این شرایط، ترکیه همواره نسبت به نقش و جایگاه کردها حساس بوده، افزایش نقش و قدرت منطقه ای آنان را علیه منافع راهبردی خود می انگارد. با توجه به کردنشین بودن بخش های قابل توجهی از کشور ترکیه و گرایش به جدایی طلبی در میان برخی از کردها، هرگونه قدرت گیری جریانهای کردی در منطقه، برای ترکیه
به موازات توسعه روابط آمریکا با کردها، کرملین نیز با هدف عقب نماندن از رقابت راهبردی با واشنگتن، روابط خود را با کردها ارتقاء بخشید. موضوع افراط گرایی و انرژی مهمترین زمینه همکاری های طرفین است.
یک تهدید امنیتی جدی تلقی می گردد. مخصوصاً که مذاکرات آشتی ملی با پ.ک.ک نیز در پی حادثه تروریستی سوروچ ناکام ماند. با این حال روند تحولات به گونه ای بود که نه تنها کردهای ترکیه، بلکه کردهای سوریه و عراق نیز توانستند نقش و قدرت خود را ارتقاء دهند و از بسیاری از محدودیت های پیشین رهایی یابند.
 
به موازات توسعه روابط آمریکا با کردها، کرملین نیز با هدف عقب نماندن از رقابت راهبردی با واشنگتن، روابط خود را با کردها ارتقاء بخشید. موضوع افراط گرایی و انرژی مهمترین زمینه همکاری های طرفین است. این روابط سه شاخه دارد. شاخه اول مربوط به کردهای ترکیه است. در این حوزه هم گروه های شبه نظامی (پ.ک.ک) و هم گروه های سیاسی (حزب دموکراتیک خلق با هدایت و رهبری سلیمان دمیرتاش) مورد توجه کرملین قرار داشته اند. حتی چندی پیش اردوغان روسیه را متهم کرد که از پ.ک.ک حمایت نظامی می کند، هرچند کرملین این اتهام را رد کرده است. با این حال سرنگونی یک فروند بالگرد ارتش ترکیه در نواحی شرقی این کشور، تنها چند روز پس از سرنگونی بمب افکن سوخو 24 روسیه (در مرز سوریه با ترکیه به وسیله هواپیمای اف 16 ترک)، این ظنّ را در آنکارا پدید آورد که بالگرد مذکور توسط گروه پ.ک.ک و به وسیله موشکهای ضد هوایی روسی سرنگون شده است.
 
مضاف بر آن بارها رسانه ها اخباری درباره انتقال تسلیحات نظامی از روسیه به کردهای ترکیه منتشر کردند. حتی روزنامه الحیات مدعی شده اقدام ترکیه در گسیل نیرو به شمال عراق (در بعشیقه) به واسطه نگرانی ترکها از همکاری کرملین با پ.ک.ک صورت گرفت. به هر حال ترکها عمیقاً در خصوص مناسبات روسیه با کردها نگران هستند، چراکه علی رغم تروریستی خواندن پ.ک.ک از سوی آمریکا و  کشورهای اروپایی، اما روسها هیچگاه آنها را تروریستی قلمداد نکردند. البته روابط روسیه با کردهای ترکیه به پ.ک.ک ختم نمی شود. چندی پیش کرملین از دمیرتاش دعوت کرد تا در جشن روز ملی روسیه شرکت کند. حضور وی در مسکو و استقبال او از سوی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نوعی هشدار به آنکارا بود و به همین دلیل بود که مقامات ترک علیه سفر دمیرتاش واکنش تندی از خود بروز دادند.
 
روابط روسیه و کردهای سوریه را می توان در شاخه دوم قرار
ترکها عمیقاً در خصوص مناسبات روسیه با کردها نگران هستند، چراکه علی رغم تروریستی خواندن پ.ک.ک از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی، اما روسها هیچگاه آنها را تروریستی قلمداد نکردند.
داد. طی سالهای جنگ داخلی در سوریه، روسیه از کردها حمایت تسلیحاتی و سیاسی نمود. مقامات روس از جنگیدن سربازان این کشور در کنار کردهای سوریه علیه افراط گرایان داعش خبر دادند و به علاوه مقادیری سلاح در اختیار آنها گذاشتند. روسیه همچنین بر حضور نمایندگان کردهای سوریه در مذاکرات آشتی ملی سوریه در ژنو اصرار می کرد؛ امری که با مخالفت جدی ترکیه همراه بود. کرملین همچنین اجازه تأسیس دفتر کردهای سوریه در مسکو را صادر کرد. این اقدامات از سوی ترکیه با نگرانی دنبال می شد، چراکه از دیدگاه آنها حزب اتحاد دمکوراتیک سوریه (PYD) در واقع شعبه سوری پ.ک.ک است.
 
روابط روسیه با حکومت اقلیم کردستان عراق در شاخه سوم قرار دارد. این روابط البته طی سالهای اخیر توسعه یافته است. اما علاوه بر موضوع مقابله با افراط گرایی، وجود حجم قابل ملاحظه ای از ذخایر انرژی در قلمرو اقلیم زمینه دیگری برای همکاری بوده است. مسکو در سال 2003 کنسولگری خود را در اربیل دایر کرد تا بدین شکل زمینه های همکاری را تسهیل کرده باشد. اما تا ماه های اخیر به واسطه ملاحظات معطوف به دولت مرکزی اقدام قابل ملاحظه ای برای توسعه روابط با اربیل انجام نشد. با حمله داعش به اقلیم، روسیه مقادیری سلاح در اختیار کردهای عراق قرار داد. این کار تا تابستان 2015 از طریق بغداد انجام می گرفت. علاوه بر حمایت تسلیحاتی، روسیه در پروژه های انرژی اقلیم کردستان نیز مشارکت کرد. طرفین در مورد توسعه میادین نفتی در شاکال، گرمیان و حلبچه به توافق رسیدند.
 
اگرچه روابط روسیه با کردها  طی سالهای اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشت، اما از نحوه کنشگری روسیه در قبال کردها چنین استنباط می شود که آنها در توسعه روابط با کردها محتاطانه عمل می کنند. چراکه با توجه به ابنکه بحران کردی ابعاد منطقه ای دارد، خواه نا خواه توسعه بیش از پیش روابط روسها با کردها امنیت و ثبات منطقه ای را تهدید خواهد کرد. روسها دریافتند که به واسطه مجاورت جغرافیایی خاورمیانه با خارج نزدیک، احتمال تسری فرایندهای ثبات زدا از خاورمیانه به خارج نزدیک دور از انتظار نیست. به علاوه، توسعه
اگرچه روابط روسیه با کردها طی سالهای اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشت، اما از نحوه کنشگری روسیه در قبال کردها چنین استنباط می شود که آنها در توسعه روابط با کردها محتاطانه عمل می کنند.
بی ملاحظه روابط با کردها با اصول دیپلماسی خاورمیانه ای آنها در تضاد است؛ چراکه بی تردید واکنش منفی دولتهای مرکزی را در پی دارد. در واقع روسها سیاست خارجی خود را به گونه مدیریت می کنند که توسعه روابط با یکی از کنشگران در خاورمیانه به روابط آنها با سایرین آسیب نزند. جالب آنکه در مراسم افتتاح دفتر حزب دموکراتیک سوریه در مسکو هیچ یک از مقامات دولتی روس حضور نداشتند. روابط نفتی با اقلیم کردستان نیز از زمانی آغاز شد که بغداد و اربیل در دسامبر 2014 در خصوص نحوه صادرات نفت اقلیم و چگونگی انتقال وجوه آن به توافق رسیده بودند. به علاوه، در سپتامبر سال گذشته، آرچنتسیو، کنسول روسیه در اربیل نیز در مصاحبه ای بیان کرده بود، همچنان تمایل دارد که انتقال کمکهای تسلیحاتی کشورش به اقلیم از مسیر بغداد انجام شود. علاوه بر آن، اظهار نظر ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل نیز مواضع این کشور را در قبال کردها بهتر آشکار می سازد. وی در اواخر بهمن 94 در گفتگو با روزنامه کامرسانت این گونه بیان کرد: «کُردها جایگاه خود را در عراق به دست آورده‌اند. احتمالاً آن‌ها زندگی راحت‌تری نسبت به سایر مردم عراق دارند. ما معتقد هستیم که کردها باید بتوانند نیازهای ویژه خود را تأمین کنند، اما این نباید منجر به تجزیه کشور شود چرا که ممکن است پدیده‌های بحران‌زای زیادی را به دنبال داشته باشد».
 
روی هم رفته، صرف نظر از تهدید داعش، روابط روسیه با کردها تابعی از مناسبات این کشور با قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای، به ویژه ترکیه و آمریکا بوده است. اساساً نگاه روسها به کردها ابزاری است و از این جهت، بهبود روابط روسیه و ترکیه در پی عذرخواهی اردوغان از پوتین (به خاطر سرنگونی بمب افکن روسیه)، بالاخص شتاب گرفتن سیر تغییرات در سیاست خارجی ترکیه در پی کودتای نافرجام 15 ژوئیه و نهایتاً ملاقات اردوغان با پوتین در سن پترزبورگ در نهم اوت، بر سیاست کردی روسیه اثر خواهد گذارد. البته اردوغان بنا به دلائل مختلفی به روسیه سفر کرد. خود او پیش از سفر به روسیه در مصاحبه ای، مقابله با تروریسم را در کنار مناسبات
صرف نظر از تهدید داعش، روابط روسیه با کردها تابعی از مناسبات این کشور با قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای، به ویژه ترکیه و آمریکا بوده است. اساساً نگاه روسها به کردها ابزاری است.
دوجانبه و مسئله سوریه از مهمترین محورهای مذاکرات با پوتین ذکر کرد. می توان استنباط نمود که منظور وی از تروریسم مسئله کردها بوده است. به هر حال در پی این دیدار تنشها فروکش کرد. کاهش تنش مسکو و آنکارا آثار متعددی دارد، اما اثر آن بر سیاست خارجی روسها در قبال کردها این است که احتمالاً روسیه در ازاء همراهی ترکیه با سیاستهای مسکو یا حتی تعدیل مواضع در خصوص بحران سوریه، متقابلاً خط مشی خود را در حمایت از کردها تعدیل خواهد کرد.
 
پیشتر پیش بینی می شد که با کنار زدن داعش و سایر گروه های افراط گرا، روابط دولتهای مرکزی با کردها تنش آلود خواهد شد. اخیراً (21 اوت) درگیری شدیدی میان نیروهای دولتی سوریه با نیروهای شبه نظامی کرد این کشور در حَسَکه روی داد. مضاف بر آن، با توجه به وجود زمینه های تنش، همین وضعیت احتمالاً در عراق- بعد از آزاد سازی موصل از دست داعش- نیز تکرار خواهد شد. حکومت اقلیم کردستان عراق با دولت مرکزی در موضوعاتی چون نحوه تقسیم بودجه ملی، جغرافیای اقلیم، گسیل پیشمرگه به کوبانی جهت مقاله با هجمه داعش، ظهور گرایشات جدایی طلبانه در حکومت اقلیم و ... اختلافات جدی داشته اند. در چنین فضای پر تنشی، هنر دستگاه دیپلماسی روسیه حفظ و توسعه مناسبات با هر دو طرف کردها و دولتهای مرکزی است. پیش بینی نوشتارحاضر بر این است که روسها همچنان نقش داور ژئوپلتیک را بازی خواهند کرد. آنها تلاش خواهند نمود تنشهای احتمالی میان کردها و دولتهای مرکزی را مدیریت کنند؛ به این شکل که میزانی از حقوق کردها (مثلاً وضعیت فدرالیسم) در ازاء حفظ تمامیت ارضی (ترکیه، سوریه و عراق) تضمین گردد و این ابتکار به گونه ای هدایت می شود که منافع راهبردی روسیه در خاورمیانه به بهترین نحو ممکن تأمین شود. به هر حال باید منتظر بود و به نظاره نشست تا تحولات پیش رو و تاریخ ورق بخورد. نباید از نظر دور داشت که در خاورمیانه پرآشوب، ظهور رویدادهای پیش بینی نشده که مسیر تحولات را به سوی دیگر کشیده و دگرگون کند، بعید نیست.
  

----------
نویسنده: مرتضی شجاع - دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اوراسیا


 
کد مطلب: 1830