کاربرد شگفت انگیز تئاتر در مدارس روسیه

تاریخ انتشار : شنبه ۱۲ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۹
Share/Save/Bookmark
 
سرگی کازارنوفسکی: تئاتر تکنولوژی آموزشی منحصربفردی است. در آغاز دهه 80 ایده گفتگو با کودکان به زبان تئاتر، شکل گرفت و درست در سال های 1990 توانستیم تئاتر را با واحد آموزش همگانی پیوند دهیم. مهمترین بخشی که اتفاق افتاد این بود که کودکان به انتخاب خود در یک پروسه به اصطلاح آموزش تکمیلی قرار گرفتند. تئاتر شیوه ای است که درک دنیا را به ما می آموزد، به این صورت که برای بازی کردن یک شخصیت، باید بتوان او را فهمید، منطق او را درک کرد و با چشمان او به موقعیت نگاه کرد. آموزش از طریق تئاتر کمک می کند تا یک نگاه کاملا متفاوت به درس به عنوان یک اقدام عمومی شکل گیرد. ...
 
ایراس: تئاتر تکنولوژی آموزشی منحصربفردی است. من در طول 35 سال کار، سعی کردم که تئاتر در مدرسه یک ویژگی برای انجام کنش نباشد بلکه بخشی برابر با روند آموزشی شود.

در آغاز دهه 80 ایده گفتگو با کودکان به زبان تئاتر، زبان تصاویر هنری و زبان عمل در من متولد شد. این سیستم آموزشی کمی دیرتر شکل گرفت و درست در سال های 1990 ما توانستیم تئاتر را با واحد آموزش همگانی پیوند دهیم. در سال 1981 من به مدرسه رفتم تا طبق معمول با بچه ها گفتگو کنم، درباره اتفاقات دومین همایش حزب سوسیال دموکرات روسیه، درباره اینکه آن زمان اکثریت با بلشویک ها نبودند، درباره زیبایی زندگی انسان، درباره ارزش آن، درباره دورانی که به فراموشی سپرده شده بود. ما درباره جزییات صحبت کردیم و در نتیجه به یک اجرا انجامید. این کاملا یک اقدام آموزشی بود و کاملا انتخاب آزاد بچه ها بود که در این مشارکت سهیم شوند. مهمترین بخشی که اتفاق افتاد این بود که کودکان به انتخاب خود در یک پروسه به اصطلاح آموزش تکمیلی قرار گرفتند. علاوه بر این کودکان این امکان را داشتند که همان طور که فئودور داستایفسکی می گفت "از فردیت خود جدا شوند" . بدین ترتیب چنین داستان حیرت انگیزی شکل گرفت.

تئاتر در مدرسه چیست؟ تئاتر منبعی شگفت انگیز برای انگیزش آموزشی است. ساده ترین چیز اینکه وقتی هر نوع تئاتری وجود داشته باشد –چه تئاتر کودک و چه بزرگسال- گفتگو به زبان تصور نیز وجود دارد. نتیجه کلی ما این است که کار باید مثل یک اجرا، کنسرت یا نمایشگاه باشد. تئاتر شیوه ای است که درک دنیا را به ما می آموزد، به این صورت که برای بازی کردن یک شخصیت، باید بتوان او را فهمید، منطق او را درک کرد و با چشمان او به موقعیت نگاه کرد. تئاتر شیوه ای است که دنیا را رنگارنگ تلقی می کند، همان طوری که به واقع وجود دارد.

ما به کودک می گوییم: "یک چیز خیلی روشن را تصور کن، مثل ماه در تابلوی کویینژی!" او می پرسد: "کویینژی کیست؟" برای آنکه بفهمد کویینژی کیست ما به گالری تریتیاکوفسکی می رویم. بعد من به او می گویم: "این تابلو بسیار قدرتمند است درست مثل ارکستری که توتی (اصطلاحی در موسیقی) می نوازد." او می پرسد: "توتی چیست؟" و ما به کنسرواتور می رویم و همین طور الی آخر. تئاتر خود به تنهایی روش های مختلف آموزش را به طور کامل برانگیخته می کند، روش هایی که ما در آن هیچ شکی نداریم. فرض کنیم سر کلاس معلم شیمی درباره محلول ها و مخلوط ها که مواد ترکیبی نامیده می شوند، توضیح می دهد. خب در اینجا سوال در مورد کمپوزوسیون پیش می آید که هم با هنر، هم نقاشی و هم موسیقی در ارتباط است و هم شامل تئاتر می شود که در واقع در تئاتر کمپوزوسیون میزانسن ها نقش بزرگی ایفا می کند. معلم می تواند بگوید: "چطور شما مفهوم کمپوزوسیون را بفهمید؟ کمپوزوسیون تلفیق عناصر مختلف است برای دریافت یک کیفیت جدید. معمولا این یک کار خیلی هنری است که از طریق یک اصل مشخص انجام می شود." همه اینها کلمه به کلمه به اجرا مربوط نمی شود اما باعث برانگیختن مطالعات تئاتر در روند آموزشی می شود.

تئاتر در این مفهوم چیز شگفت انگیزی است. ریاضی دان در حالی که می داند در مدرسه ما بچه ها به چه دلیل مقابل او می نشینند، سر کلاس توضیح می دهد که نقطه چیست. او سازش را باز می کند و نشان می دهد که در موسیقی استکاتو نیز، نقطه است. کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه می تواند نواخته شود. آموزش از طریق تئاتر کمک می کند تا یک نگاه کاملا متفاوت به درس به عنوان یک اقدام عمومی شکل گیرد. آموزش بازیگران مثل ورود به صحنه تئاتر است که مشاهده می کنند و سعی می کنند اتفاقات را دریافت کرده و پیش ببرند، اتفاقاتی که روی صحنه نبوده است. این همان چیزی است که مربی باید با آن وارد کلاس شود، رویداد درس را با خود به همراه داشته و بتواند آن را هدایت کند. از لحاظ اخلاقی این بسیار درست است که درس مثل اجرا یک اقدام عمومی است و در تئاتر نیز چنین اصلی وجود دارد که وقتی بازیگر روی صحنه ظاهر می شود، قطار حوادث به دنبال او کشیده می شوند که مخاطب بلافاصله می فهمد که این فرد از کجا و به چه علت آمده است. کلاس هم باید درست با همین اصل شروع شود. روش های مختلفی برای گفتگو با مردم وجود دارد، می توان به دانش آموزان در مورد چیزهایی که نمی دانند توضیح داد که البته این کار همیشه کمی توهین آمیز و تحقیرکننده است. از لحاظ اخلاقی درست این است که آن چیزی را که خودتان نمی دانید تقسیم کنید. از شرایط مدرسه ای که چنین محیط آموزشی حیرت انگیزی به همراه تئاتر در آن وجود دارد، این است که از معلمان می خواهند استانیسلافسکی را بخوانند تا بفهمند چطور می توان درس را پیش برد. ما سعی می کنیم فضایی را در مدرسه ایجاد کنیم که تا حد ممکن شبیه به تئاتر باشد، چرا که ما در حال تلاش برای انجام آن چیزی هستیم که در هنر و در تئاتر صورت می گیرد، گفتگو با کودکان. هدف مدرسه ما در واقع این است که با موارد آموزشی، زندگی عاطفی انسان را بسازیم که دانش آموز نه تنها بیاموزد، بلکه احساس کند و به او کمک کنیم حس شایستگی خود را بیابد چرا که این امر به او این امکان را می دهد که خوشبخت زندگی کند.

تئاتر البته یک هنر ترکیبی است. موسیقی، واژه ها، نقاشی، رقص و خلاصه هر چیزی که با آن در ارتباط است، در تئاتر وجود دارد. ما زمانی که هوا را تشخیص می دهیم به این دلیل نیست که دما، جهت باد و فشار هوا را می دانیم، بلکه به این دلیل است که آسمان آبی را می بینیم، بوی برف را احساس می کنیم و تمام صداهای مختلف را می شنویم. این به ما می گوید که بیشتر چیزهایی که انسان تشخیص می دهد، دو دو تا چهارتا نیست! بلکه او احساس می کند و چنین سرشتی دارد. هنر در این مفهوم همیشه منبعی است که کمک می کند چیزهای زیادی را ببینیم. میخاییل لامانوسف بر سردر اولین مدرسه ای که ساخت، چهار اصل آموزش را چنین نوشته بود: حساب، دستور زبان، ژیمناستیک و حیا. احساس عاطفی که تئاتر پرورش می دهد، کمک می کند که بفهمیم خوب و بد چیست و حیا به چه معناست و این در واقع آموزش کلاسیک نامیده می شود.

به چه منظور تئاتر در مدرسه نیاز است؟ بعضی ها فکر می کنند برای آنکه کودکان در آینده بازیگر شوند. یک اقتصاددان و آینده شناس سوئدی کتابی منتشر کرده است به نام "مجمع خیال" که در آن نوشته است: "ساعت «پاول بوره» هیچ برتری نسبت به ساعت «پالیوت» ندارد فقط یکی از آنها سیصدهزار دلار است و دیگری سی دلار، و این تمام داستانی است که باید به آن اندیشید." آنچه مهم است خود دانشی است که ما همیشه آن را می فهمیم و توانایی ساخت آن را داریم. امروزه می گویند که جامعه آینده را روشنفکران عاطفی می سازند. مهم این است که تئاتر همیشه این فرصت را در مدرسه ایجاد می کند.

تئاتر در مدرسه مخصوص آموزش ادبیات است؟ البته همیشه در مدرسه ما ارتباط با کودکان طوری ایجاد شده که نتیجه ای در بر داشته و مهارت انجام کاری در کودک شکل گرفته و به طور علنی و آشکارا پاسخگوی کیفیت چیزی که گفته شده و کاری که انجام شده، بوده است. ایوسیف برودسکی در سخنرانی عمومی نوبل حرف بسیار مهمی زد: "زیبایی شناسی، مادر اخلاق است." به نظر من تئاتر در این مفهوم به عنوان یک ابزار و یک تکنولوژی، بسیار مفید است.

----------
نویسنده: سرگی کازارنوفسکی - معلم برگزیده روسیه، برنده اولین مسابقات «لیدر آموزش روسیه» و رییس انجمن «تئاتر، جایی که کودکان بازی می کنند».

----------
مترجم: مرضیه موسوی
 
کد مطلب: 1549