سنایی: «توازن» را جایگزین دوقطبی شرق و غرب کنیم

تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۳۸
Share/Save/Bookmark
 
سنایی: «توازن» را جایگزین دوقطبی شرق و غرب کنیم
 
 محورهای گفتگوی مهدی سنایی، استاد دانشگاه تهران، سفیر سابق ایران در روسیه و مشاور ارشد وزیر امور خارجه در گفتگو با روزنامه ایران:

تقویت راهبرد آسیایی در روابط خارجی ما یک ضرورت و دوراندیشانه است نه تنها به دلیل مختصات کشور ما بلکه به دلیل تحولات جاری در عرصه سیاست و اقتصاد بین‌الملل. اما این الزاماً نباید یک نوع دوقطبی شرقی - غربی در نگاه به سیاست خارجی و در نتیجه مجموعه‌ای از برداشت‌ها و اقدامات واکنشی را به دنبال داشته باشد.

شما قبلاً در سیاست خارجی با یک بلوک، طراحی واحدی می‌کردید اما الان هر کشور با کشور دیگر نظر به اقتضائات خاص خودش باید موضوع سیاست خارجی را تنظیم کند. 

در مورد برجام باز مقدمه‌ای اضافه کنم ما در سیاست خارجی گاهی عاطفی برخورد می‌کنیم یعنی گویا در روابط دوستانه خود یک دوست پیدا می‌کنیم و بعد انتظار داریم او همه دردهای ما را بفهمد و همه مشکلات ما را حل کند.

اینکه شما بتوانید در این دنیای پیچیده به یک توافق برسید، یک موفقیت است. حالا هر توافقی ممکن است مزایای خاص خود و کاستی‌هایی هم داشته باشد.

 با روی کار آمدن ترامپ عرصه بر برجام و ایران تنگ شد و فشارها بر سیاست خارجی‌اش افزایش یافت، الان هم با تحولات جدید، آن فشارها کاهش پیدا خواهد کرد.

 در موضوع سیاست خارجی باید دو واقعیت را در نظر گرفت؛ یکی اینکه سیاست خارجی را نباید به تمامه به موضوع سیاست داخلی تبدیل کنیم. در واقع این روش نتیجه‌بخش نیست نه فقط درمورد ما بلکه درباره سایرین هم صدق می‌کند.

 اینکه سیاست خارجی کشور و عملکرد وزیر خارجه نقد شود کاملاً بجاست و جزو ظرفیت‌های نظام سیاسی یک کشور تلقی می‌شود ولی صحبت‌هایی که در خلال این روند و در برخی رسانه‌ها مطرح شد و به دادن دو کارت زرد به وزیر خارجه که نماینده کشور در عرصه بین‌الملل است انجامید، نشان نمی‌دهد که در راستای نقد منصفانه صورت گرفته باشد.

اگر منظور تضعیف ایشان در عرصه سیاست خارجی است، این اقدام برخلاف منافع ملی است. این رویه جدید است و این اقدامات در گذشته در مورد سیاست خارجی با این ادبیات وجود نداشت.

*این یک واقعیت است که غرب به معنای اروپا و امریکا به ایران بدهکار است.

فرضیه مطلوب این است که ما باید به شکل واقع‌بینانه‌ای درصدد گسترش روابط خود با چین و روسیه باشیم. بر این اساس که این گسترش رابطه بر‌اساس خواست کشور باشد نه در واکنش به اقدامی از سوی غرب و نه صرفاً برای موازنه شرایط خاصی. اصلاً این تقویت موضوع آسیا الان یک واقعیت در سیاست خارجی کشورهای غربی نیز هست.

باید توجه داشته باشیم که امروزه سیاست خارجی چندبرداری مناسب است؛ یعنی بر عکس زمان جنگ سرد سیاست خارجی چندوجهی بیشتر پاسخ می‌دهد بنابراین ما باید در کنار تقویت روابط با شرق، سعی کنیم تا حداکثر ممکن تنش‌های خود را با غرب کاهش دهیم.

برخی فکر می‌کنند اگر دیپلماسی را تضعیف کنند، کار بزرگی کرده‌اند این کار به ضرر بخش قدرت سخت است. سیاست خارجی مانند یک ارکستری است که بخش‌های مختلفی دارد؛ سیاست سخت و نرم از جمله اجزایی است که باید همدیگر را تکمیل کنند.

ما بیش از اینکه در سیاست خارجی نگاه به بیرون داشته باشیم ابتدا به خودمان نگاه می‌کنیم. روابط با جهان هم سفری است که از مبدأ تکیه به ریشه‌ها و اصالت‌های خویش آغاز می‌شود و اینکه تصور کنیم که غرب یا شرق مشکل کشور را حل می‌کنند اصلاً نگاه و ورود درستی به مسأله نیست.

شگفت‌آور است اگر کسی تصور کند اگر ما با بخش عمده‌ای از دنیا دشمن باشیم و دوستانمان بسیار محدود شوند، این رویکرد باعث موفقیت و رفاه کشور می‌شود.

کاملاً شفاف و پیداست که باید دوستان کشور را افزایش داد و باید سبد روابط در سیاست خارجی را متنوع کرد که انجام این کار وظیفه دیپلماسی است.

من معتقدم روسیه و چین در سیاست خارجی ما نقش مفیدی را ایفا کردند چه پیش از برجام سعی کردند فشارها را تعدیل کنند چه در دوره برجام که همراهی کردند، اما آنچه برجام را شکل داد روسیه و چین نبودند باز تصمیم خود کشور  ما بود.

یک خط قرمزی که باید درنظر گرفته شود این است که باید برای بسیاری از افرادی که در حوزه‌های مختلف اظهار‌نظر می‌کنند، حوزه صلاحیت در نظر گرفت تا مانع از هزینه‌سازی آنها برای کشور شد.

بعد هم باید بپذیریم برخی از اظهارنظرها و موضعگیری‌ها در صلاحیت دستگاه‌های خاص و مراجع بالاتری است و قرار نیست همه افراد به شکل عرضی و طولی در همه مسائل کشور اظهار‌نظر کنند. خب این کار یک نوع بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی را ایجاد می‌کند و به آن دامن می‌زند.

ما نیاز به یک تصمیم‌گیری اساسی و تحول جدی در مسائل و روابط منطقه‌ای خود داریم. ما گفتمان‌های مختلفی را در عرصه سیاست خارجی داشتیم که برخی از آن در قانون اساسی تصریح شده و برخی در دوره دولت‌های مختلف نیز برجستگی داشته است.

روابط کنونی ما در منطقه روابط پایداری نیست و نباید اجازه داد که ایران در منطقه و در بین اکثریت قابل توجهی از کشورهای مسلمان تبدیل به یک تهدید شود یا حداقل ذهنیت تهدید درباره آن ایجاد شود.

سیاست کشور باید به شکلی چندوجهی باشد که رویکردش مبنی بر اینکه در کنار گفتمان مقاومت، گفتمان تقریب و وحدت مسلمانان را هم دنبال می‌کند، آسیب نبیند. مقام معظم رهبری اشاره فرمودند، ایران به دنبال تمدن‌سازی است.

اقتصاد اول غرب آسیا شدن و الگو شدن برای کشورهای دیگر نیاز به آرامش در داخل و کاهش تنش و پیشبرد اهداف در سیاست خارجی دارد.

ایران که از برجام خارج نشده است طرف دیگر خارج شده و همه طرف‌های دیگر از جمله اروپا با همه بی‌عملی‌اش و چین و روسیه این کار را تقبیح کردند.

تحریم‌ها باید به نقطه اول برگردد و برطرف شود ایران هم در مقابل اعلام کرده که حاضر است اقدامات متقابل را انجام دهد.

یک برداشت وجود دارد مبنی بر اینکه دولت جدید امریکا تا حدودی سیاست‌های اوباما را دنبال می‌کند.

ولی 2 واقعیت را باید در کنار آن لحاظ کرد؛ یک آنکه میراثی از ترامپ برای او به جای مانده و بخشی از این میراث تبدیل به مطالبه شده و در رابطه با کشورهای مختلف و قراردادهایی که منعقد شده، نهادینه شده است. 

باید دید که آیا بایدن خواهد توانست همه آنها را منتفی کند و روند لغو آنها چقدر زمان خواهد برد. اما یک واقعیت دیگری که باید به آن توجه کرد این است که نقش بخش سوسیالیست و چپ حزب دموکرات در این دولت بالاست و این مسأله در جامعه شکاف برداشته امریکا اهمیت پیدا می‌کند.

 مشکل کنونی این کشور شکاف‌های عمیقی است که ترمیم آن به این سادگی نخواهد بود و این شکاف فقط در حوزه سیاست نیست.

من با در نظر گرفتن این واقعیت می‌گویم شرایط ساده‌ای در پیش روی دولت امریکا چه در داخل و چه در سیاست خارجی نیست. 

نکته مهم دیگر اینکه دیگر دوره‌ای که در عرصه خارجی امریکا به تنهایی تصمیم می‌گرفت و تحولات را رقم می‌زد، گذشته است به هرحال کشورها هر کدام منافع خود را دارند و من فکر می‌کنم که آن نگاه که گویی اگر امریکا تصمیمی بگیرد و مناسبات خاورمیانه را به میل خود رقم بزند، تمام شده است.

نظم تک قطبی و طرح‌های خاورمیانه و جهانی امریکا در مرحله انعقاد با شکست مواجه شده است و دیگر نظام تک قطبی و نظم نوین پاسخگو نیست.

تحولات جهانی از ریل نظم بین‌المللی خارج شده است و اینکه چه زمانی به ریل برمی‌گردد هنوز روشن نیست و نشانه‌هایی دیده نمی‌شود که کشورها آن اجماع جهانی را که بعضاً کارساز بود، دنبال کنند.

الان چین و هند به عنوان یک اقتصاد بزرگ سربرآورده‌اند و روسیه هم از جهت اقتصادی ممکن است جزو 5 کشور اول نباشد اما جزو کشورهای اول است.

دوره ترامپ هم تجربه خاصی برای روسیه شد. اینکه دولت امریکا به جای اینکه به اصلاح روابط با روسیه کمک کند مشکلات عمیق‌تر شد.
 
کد مطلب: 4340