روسیه و ترکیه در پی حل اختلافات در سوریه خود هستند

بازی روس ها و ترک ها؛ راهبردی یا مشترک؟

تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۴
Share/Save/Bookmark
 
علی اکبر فرازی، سفیر اسبق در رومانی و تحلیلگر مسایل بین الملل طی یادداشتی در دیپلماسی ایرانی: روابط روسیه و ترکیه راهبردی نخواهد بود. به این دلیل که روس ها نقش دوگانه خود را بازی می کنند و ازطرفی روس ها اجازه نمی دهند منطقه راهبردی آنها _ سوریه _ قطعه قطعه شود یا در معامله با آن با ترک ها، یپش قدم شوند.
 
ایراس؛ تحولات سوریه از جنبه های مختلف قابل بررسی بوده و نگاه مستقل جداگانه ای را طلب می کند. اما در نگاه اجمالی چند اتفاق مهم در صحنه میدانی سوریه روی داده است که نمی توان نسبت به آن بی اعتنا بود. در واقع عمده تحولات سوریه، تحت تاثیر روابط نزدیک اردوغان و پوتین رقم می خورد و این سوال بزرگ را به وجود می آورد که آیا ترکیه و روسیه، بر سر مساله سوریه به تفاهم مشترک رسیده اند یا هر کدام نقش خود را بازی می کند و تاکتیک جداگانه ای دارد؟در واقع این که در حرکتی مشترک، هر کدام اهداف بلندمدت جداگانه ای دارند؟ تحولات نشان می دهدف روسیه و ترکیه تمایل به کنارگذاشتن اختلافات بر سر سوریه دارند. به عبارتی طرفین به توافقی دست یافتند که دقیقا هم زمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بود.

از این رو هم ترک ها و هم روس ها بر این عقیده بودند که بهترین زمان برای استفاده از خلاء حضور آمریکا در سوریه، به حل چالش های جدی خود بپردازند.

در حال حاضر نظام سیاسی ترکیه ظاهرا حرکت به سمت نظام ریاستی است. این امر تشابه زیادی با سیستم تفکراتی پوتین دارد. می توان گفت رجب طیب اردوغان، آگاهانه یا به طور اتفاق تاریخی، در حال پیاده کردن مدل پوتین است. در این الگو هر دو رهبر دارای اختیارت ویژه ای می شوند که نیاز نیست برای حل مسایل به مجلس مراجعه کنند یا به حرف احزاب خود گوش دهند. بلکه تصور اردوغان بر است که با دست بازتری می تواند قضایای متعدد بین المللی از جمله _ و مهمترین آنها یعنی سوریه را _ با صلاح دید خود و پایگاه حزب عدالت و توسعه پیش ببرد. با این حال یکی از ریشه های روابط بین روسیه و ترکیه در این است که طرفین مانعی از جانب بین المللی و مسایل داخلی ندارند.

آمریکا درگیر انتخابات ریاست جمهوری بود و اکنون نیز با مساله ترامپی مواجه است که روز به روز موانعی پیش پای سیاست خارجی آمریکا می گذارد و دیگری نزدیک شدن مدل نظام حکومتی اردوغان به سیستم پوتین است. باز به سوال اصلی بر می گردیم که آیا روسیه و ترکیه در یک مسیر مشترک برای یک هدف مشترک گام بر می دارند؟ یا این که دو کشور در یک مسیر مشترک تا زمان مشخصی پیش خواهند رفت و بعد از آن هر کدام راه دیگری می رود؟

به نظر می رسد دوگانه روس ها در "همه" تحولات بین المللی و مراودات با همسایگان و بازیگران مشهود است. بازی کردن در نقش دوگانه اخلاق ثانویه ای شده که جای اخلاق اولیه در روابط بین الملل روس ها را گرفته است. از این رو بازی ای که روس ها در سوریه انجام می دهند، بازی دوجانبه است. آنها رویای خودشان را دارند و نمی توانند با ترک ها کنار بیایند.

از طرفی ترک ها فکر می کنند، می توانند از محمل روس ها برای رسیدن به اهداف خود بهره ببرند. هدف عمده ترک ها از منظر بین الملل_ با توجه به خصلت هایی که از اردوغان می شناسیم و مواضعی که در سخنرانی ها اعلام می شود_ تضمین مرزهای امنیتی و پیش روی این مرزهاست. از منظر داخلی آنها خواهان بازگشت به دوران اقتدار عثمانی هستند.

در واقع ترک ها به بهانه مرزهای امنیتی، قسمت هایی از خاک سوریه را تصرف و در اختیار می گیرند. این نشان می دهد، ترک ها رویایی دارند که بتوانند بخش قابل توجهی از سرزمین های سوریه را در اختیار خود داشته باشند. زیرا معتقدند بر اساس تاریخ، اقلیت هایی در الباب وجود دارد، که ریشه های مشترک با ترکیه دارند. و اگر این منطقه امن نشود، گروه های تروریستی از داخل آن امنیت ترکیه را هدف قرار می دهند.

بنابراین روابط روسیه و ترکیه راهبردی نخواهد بود. به این دلیل که روس ها نقش دوگانه خود را بازی می کنند و از طرفی روس ها اجازه نمی دهند منطقه راهبردی آنها _ سوریه _ قطعه قطعه شود یا در معامله با آن با ترک ها، یپش قدم شوند. زیرا:

1. به خاطر منافع ملی و استراتژیک

2.  و این که کشورهای دیگر عربی از جمله مصر هیچ وقت اجازه خدشه دار شدن یکپارچگی سوریه را نمی دهند. مصر معتقد است سوریه کشور مهم جهان عرب است و کوچک کردن و تقسیم شدن آن منافع جهان عرب را به خطر می اندازد.

3. غیر از کشورهای عربی، جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک عامل مثبت و فعال در سوریه حضور دارد. عاملی که نباید خنثی و نظاره گر تلقی شود. از این رو جمهوری اسلامی ایران تحولات سوریه را از نزدیک رصد می کند و به طور حتم روس ها و ترک ها می دانند، که اصل احترام به استقلال و حاکمیت ملی کشورها، سرلوحه سیاست خارجی ایران است. این موضوع از طرف ایران برای همه کشورها به خصوص سوریه صادق است.

4. یکی از فاکتورهای مهم، نگاه غرب به مساله تروریسم است. غربی ها به خصوص فرانسه، آلمان و حتی آمریکا به این نتیجه رسیده اند که تجربه لیبی، تجربه تلخی بوده که باعث رشد تروریسم در منطقه شده است. گرچه برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی و برخی کوچک ترها در حوزه خلیج فارس، کمک هایی به گروه های تروریستی می کنند و کشورهای اروپایی نیز این مساله را نادیده می گیرند. اما این همه واقعیت نیست.

واقعیت آن است که کشورهای اروپایی ترجیح می دهند، برای ریشه کن کردن داعش و پیش گیری از آن که جای دیگری سر در نیارود، سوریه واحد و یکپارچه ای وجود داشته باشد، نه سوریه قطعه قطعه شده.

به نظر می رسد، کماکان آقای اردوغان در رویای خود به سر می برد و روس ها نیز مشغول بهره برداری از ترک ها برای دستیابی به اهداف خود هستند. جمهوری اسلامی ایران نیز باید سیاست مثبت و فعال خود را ادامه دهد. در صحنه بین الملل دیگران بر این عقیده اند که بدون جمهوری اسلامی ایران، مسایل پیش نخواهد رفت و به طور حتم اجلاس آستانه و اجلاس هایی از این دست، نقش بارز ایران را نشان داده و می دهد.

اما یادمان نرود که صحنه بین الملل برای هر کشوری، صحنه حفظ حداکثری منافع ملی است و طبیعی خواهد بود که روس ها از این غائله مستثنا نباشند و با سابقه تاریخی که دارند، از هر موقعیتی برای ایفای نقش دوگانه خود استفاده می کنند و ایران نیز بر این امر واقف است.

نویسنده: علی اکبر فرازی، سفیر اسبق در رومانی و تحلیلگر مسایل بین الملل

انتهای متن/



 
کد مطلب: 2991