افغانستان، بازیگر بی نقش

نتایج عجیبی که از نشست سه‌جانبه مسکو حاصل شد

تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
خروج برخی از عناصر طالبان از فهرست افراد مشول تحریم به عنوان خروجی این نشست می تواند خود عاملی بر افزایش ناامنی ها عمل کند.
 
ایراس: در آخرین روزهای سال میلادی سومین دور از مذاکرات سه جانبه مسکو – پکن –اسلام آباد به میزبانی روسیه با موضوعیت بررسی وضعیت افغانستان در خصوص فعالیت های گروه تروریستی داعش برگزار شد. در این نشست سه کشور به بحث و تبادل نظر درباره خطر نفوذ داعش در خاک افغانستان و وخامت وضعیت امنیتی این کشور پرداختند. نشست 28 دسامبر مسکو، هم با غائبانش هم با خروجی های عجیب سیاسی اش و هم با انتقاداتش ، نشستی متفاوت را رقم زد.

خروجی نشست:

در بیانیه این نشست به منوال دو نشست قبلی و مانند هر نشست امنیتی دیگر، هر سه کشور روسیه، چین و پاکستان نگرانی خود را در مورد افزایش فعالیت گروه های تندروی اسلام گرا از جمله شاخه افغانی گروه حکومت اسلامی (داعش) را ابراز داشتند و به ادامه اقدامات خود برای تقویت روند مصالحه ملی در افغانستان از خروجی این نشست تاکید داشتند، اما آن چه این نشست را کمی مغایر با سایر مذاکرات قبلی کرد نتیجه متفاوتش با آن چه انتظار می رفت، بود. نتیجه ای که از دو منظر می توان آن را بررسی کرد. اول، خود خروجی نشست و دوم، مغایرتش با طرح درخواستی اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان به سازمان ملل.

خروج برخی از عناصر طالبان از فهرست افراد مشول تحریم به عنوان خروجی این نشست می تواند خود عاملی بر افزایش ناامنی ها عمل کند در حالی که نمایندگان سه کشور آن را ابزار کاهش خشونت دانسته و در مورد ضرورت انعطاف در حذف نام برخی از افراد از فهرست تحریم ها به عنوان بخشی از اقدامات در راستای تشویق گفت و گوهای صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان توافق کردند. سوال این جاست که این رفع تحریم چگونه به ثبات وضعیت افغانستان کمک می کند؟ اگر برخی از عناصر طالبان از فهرست تحریم خارج شوند در این صورت آیا باز به معامله های تسلیحاتی در بازار سیاه برای تجهیز خود رو نمی آورند؟ آیا این رفع تحریم در جایگاه فرصتی برای جذب نیروی بیشتر گروه های رادیکال عمل نمی کند؟ آیا این خروجی متفاوت، محملی برای احیای مجدد طالبان آن هم در شرایطی  که ارتش در سال جاری میلادی تلفات سنگینی را برای بازپس گیری قندوز داشته، نیست؟

از طرف دیگر، آیا تنش های اخیر اسلام آباد – کابل سر مسائل امنیتی، کمک 46 میلیارد دلاری پکن به اسلام آباد در سال 2015، حذف افغانستان از مسیر نقشه تجاری بین المللی راه ابریشم توسط چین و همچنین نزدیکی های سیاسی – نظامی مسکو به اسلام آباد که تمرینات مشترک مانور نظامی "دوستی ۲۰۱۶" از مصادیق آن است در پیدایش چنین خروجی بی تاثیر است؟ آن هم در حالی که مناسبات رو به افول ایالات متحده، این کشور را بر آن داشته است تا به دشمن قدیمی اسلام آباد یعنی دهلی نو گرایش پیداکند، آن هم بعد از درگیری ها و تنش های سیاسی – نظامی امسال پاکستان – هند بر سر مسئله کشمیر؟ پس باید گفت که رهبران نظامی پاکستانی هنوز طالبان را متحد استراتژیک مهم شان می دانند و به این فکر هستند که بعد از بیرون رفتن نیروهای ناتو آنها را وارد حکومت افغانستان کنند. علاوه بر آن نظامیان پاکستان امیدوارند مانند دوران قبل از سرنگونی طالبان توسط نیروهای ایالات متحد امریکا و متحدانش، در افغانستان نفوذ کنند . "فاروق سولیهریا" روزنامه نگار و پژوهشگر مقیم لندن در تحلیلی در این باره نزدیکی  روابط کابل – دهلی نو را به عنوان سلاحی در دست افغانستان آن هم در مقابل حمایت پاکستان از طالبان دانسته در حالی که استراتژی پاکستان بر آن است تا این رویکرد را تغییر داده و افغانستان را بار دیگر به حیاط خلوت خود تبدیل کند. شاید خروجی نشست سه جانبه مسکو بدون حضور افغانستان و البته حضور اسلام آباد، دلیلی بر این ادعا باشد.

از سوی دیگر نتیجه این نشست مغایر با درخواست اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان از سازمان ملل متحد برای وارد کردن رهبر جدید طالبان به فهرست حریم های این سازمان است، حال آن که نمایندگان این سه کشور با تعبیر این درخواست رئیس جمهوری افغانستان به عنوان عامل اصلی توقف مذاکرات، رفع تحریم راعامل از سرگیری مذاکرات صلح می دانند، اما آیا به فرض درست بودن چنین رویکردی، خود این مسئله مصداق دخالت در ادره امور افغانستان نیست؟ آیا اتخاذ چنین رویکردی با هدف رفع تحریم ها دست بالای طالبان را در مذکرات با دولت کابل و درخواست شرایط تحمیلی سنگین برای نفوذ بیشتر در خاک افغانستان را سبب نمی شود؟


غائبان نشست:

یکی از مهم ترین نکات نشست 28 دسامبر عدم حضور خود کشور افغانستان در نشست بود. این دیدار سومین مورد از مذاکرات سه کشور روسیه، چین و پاکستان بود و تاکنون از دولت افغانستان برای شرکت در آن دعوت نشده است. به احتمال زیاد این امر نگرانی دولت کابل را در پی خواهد شد چرا که در مذاکرات مربوط به آینده این کشور خود افغانستان به حاشیه رانده شده و سایر کشورها در مورد ثبات و تامین امنیتش، چاره اندیشی می کنند. شاید همین نگرانی هاست که موجب شد تا مجلس سنای افغانستان عبدالله حبیبی، وزیر دفاع و داخله و معصوم استانکزی، رئیس امنیت ملی افغانستان را به نشست عمومی این مجلس فرابخواند. به باور نمایندگان سنا جنگ در کشورشان تشدید شده و فعالیت های داعش گسترده شده است.

همچنین شاهراه ها ناامن است و شمار حملات انتحاری در شهرها رو به افزایش است. در این خوصوص حتی شماری از سناتورها معتقدند که در حال حاضر در ۱۸ ولایت این کشور جنگ جریان دارد. طی سال جاری میلادی، شهرهای مرکزی چند ولایت افغانستان زیر حمله شدید نیروهای طالبان قرار گرفته اند و بر این اساس نیروهای دولتی تلفات سنگینی داشته و طی هشت ماه اول سال ۲۰۱۶ بیش از ۵۵۰۰ تن از آنها کشته شده اند. همچنین برخی از نقاط در این ولایات در کنترل مخالفان دولت است. اما مسئولان امنیتی بر خلاف این ادعا از ناکام گذاشتن مخالفان مسلح در رسیدن به اهدافشان و وارد کردن تلفات سنگین به آنها سخن می گویند. در این بین فارغ از درستی یا نادرستی سخنان طرفین آن چه مهم است انکارناپذیری نگرانی های خود دولت کابل از وضعیت اسفبار موجود در کشور است که عدم حضورش در نشست های مهم امنیتی مانند نشست سه جانبه مسکو  بر میزان این نگرانی ها افزوده است.

در کنار غائب اصلی نشست، عدم حضور ایالات متحده نیز به عنوان یکی از مهره های ثبات یا به نوعی عدم ثبات این کشور مطرح بود. آمریکا که ۱۵ سال پیش به بهانه مبارزه با تروریسم و سرنگون کردن حکومت طالبان به افغانستان حمله کرده بود، با وجود خروج تعداد زیادی از نیروهایش در دوره اوباما، هنوز حدود ۱۰ هزار نظامی در خاک افغانستان دارد. دعوت نکردن از این مهره سیاسی - نظامی موجود در خاک افغانستان و عدم تعامل، همکاری و هماهنگی با این بازیگر بحرانِ آفرینِ مهمِ صحنه امنیتی افغانستان، شاید نتیجه مذاکرات التزام و ضمانت لازم را برای عملیاتی شدن پیدا نکند. شاید به همین دلیل است که مذاکره کنندگان در این نشست تصمیم گرفتند در دیدارهای بعدی خود دولت افغانستان را نیز دعوت کنند. اما شاید دلیل اصلی عدم دعوت دولت های کابل و واشنگتن به این مذاکرات تنش های اخیر میان روسیه با این دو کشور بر سر ادعای ارتباط مسکو با عناصر طالبان باشد، چرا که مقامات افغانستان و ایالات متحده، بارها اعلام کرده اند که روسیه در حال عمیق تر ساختن روابطش با طالبان است اما مسکو این موضوع را رد کرده و تنها دلیل ارتباط اندک و جزئیش را با عناصر رادیکال مخالف، حفاظت از امنیت شهروندانش، تقویت روند صلح افغانستان و مبارزه با داعش بیان داشته است.

اما همان طور که مطرح شد عدم حضور خود افغانستان در نشست سه جانبه و خروج رهبران طالبان و داعش ار فهرست تحریم ها به عنوان راه حل پیشنهادی نشست، سبب انتقادات شدیدی به این مذاکرات از سوی مقام های این کشور و سایر کشورها شده، از شکیب مستغنی، سخنگوی وزارت امور خارجه تا عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی و اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان همه از نتایج این نشست شکایت کرده اند.

در جمع بندی مطلب باید گفت که مذاکره در مورد آینده افغانستان، حتی اگر با حسن نیت همراه باشد، در غیاب نمایندگان این کشور به وضعیت واقعی افغانستان کمکی نخواهد کرد. همچنین این نشست سه جانبه با آن نتایجش سوالات جدی را درباره نیات حقیقی این مذاکره کنندگان طرح می کند. در حالی که تحت هر شرایطی سکان هدایت روند مصالحه و صلح ملی باید در دست خود افغان ها باشد و اصل از میان رفتن زبان زور و حکمرانی گروه های مسلح مخالف در سایه یک رویکرد سیاسی – مدنی  ایجاد شود. در این میان حضور ایران در این گونه نشست ها به عنوان یکی از مهم ترین نقش آفرینان سیاسی منطقه و همچنین شریک راهبردی افغانستان می تواند در رسیدن به صلحی پایدار و تامین ثبات و امنیت در این کشور نقش موثری داشته باشد.

نویسنده: عبدالرحمان فتح اللهی / دیپلماسی ایرانی

انتهای تحلیل/





 
کد مطلب: 2693