چرخش ترکیه به شرق، واقعیت ندارد

آندری وی. بلیی، تحلیلگر روابط انرژی روسیه و اروپا و استاد دانشگاه ایسترن فنلاند
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۸
Share/Save/Bookmark
 
دکتر آندري بليي، استاديار دانشگاه EASTERN FINLAND است که سابقه همکاري با دانشگاه هاي تارتو، مسکو، آبردين و آدلايد و همچنين موسسات تحقيقاتي همچون وارويک را در کارنامه دارد. تحليل هاي بليي در خصوص روابط گازي روسيه و اتحاديه اروپا همواره مورد استناد مراکز تحقيقاتي و کانون هاي فکري حوزه انرژي در جهان قرار گرفته است. دکتر بليي معتقد است ال ان جي براي اروپا يک ضرورت است، نه به دلايل استراتژيک، بلکه از آن رو که حتي از منظر مسائل اقتصادي هزينه هاي توليد گاز طبيعي مايع شده در حال کاهش است و اين روش براي قاره سبز جذاب تر هم خواهد شد.
 
ایراس: دکتر آندري بليي، استاديار دانشگاه EASTERN FINLAND است که سابقه همکاري با دانشگاه هاي تارتو، مسکو، آبردين و آدلايد و همچنين موسسات تحقيقاتي همچون وارويک را در کارنامه دارد. تحليل هاي بليي در خصوص روابط گازي روسيه و اتحاديه اروپا همواره مورد استناد مراکز تحقيقاتي و کانون هاي فکري حوزه انرژي در جهان قرار گرفته است. دکتر بليي معتقد است ال ان جي براي اروپا يک ضرورت است، نه به دلايل استراتژيک، بلکه از آن رو که حتي از منظر مسائل اقتصادي هزينه هاي توليد گاز طبيعي مايع شده در حال کاهش است و اين روش براي قاره سبز جذاب تر هم خواهد شد. او توسعه زيرساخت هاي شبکه در اروپا و واحدهاي ميني ال ان جي را نشانه هايي بر تاييد مدعاي خود مي داند. گذشته از اين بليي معتقد است که بازار گاز اروپا در حال حاضر اشباع است و قاره سبز براي تأمين نيازهاي خود در حوزه گاز طبيعي، به خط لوله جديدي نياز ندارد. از اين رو است که پروژه هايي نظير ترکيش استريم را نه اقتصادي، بلکه سياسي مي داند. مجله دیپلماسی انرژی در گفت و گویی با دکتر آندري بليي در خصوص روابط گازي روسيه و اروپا بخصوص پس از تجديد روابط ترکيه و روسيه پرداخته است که در ادامه با هم می خوانیم:

به نظر شما جايگاه انرژي در تجديد روابط روسيه و ترکيه چيست؟ آيا اين مسأله و نمونه هايي همچون «ترکيش استريم» نقش اصلي را در کنارگذاشتن اختلافات داشته است؟

به طور اساسي، ترکيه و روسيه دلايل «انرژي» خود را براي بازسازي مجدد روابط داشته اند. ترکيه، به عنوان دومين واردکننده بزرگ گاز از روسيه (پس از آلمان)، شناخته مي شود. روسيه مسير ديگري را براي صادرات گاز به ترکيه تعريف کرده است: ترکيش استريم، که به نظر مي آيد يک پروژه غيراقتصادي است و روسيه از تعريف کردن آن در واقع به دنبال اهداف سياسي خود است که از اين رو احتمال کمي دارد که از آن دست بکشد.

ترکيش استريم يک پروژه سياسي به معناي واقعي کلمه است، چرا که اروپا امروزه با مازاد عرضه گاز طبيعي روبروست و قيمت گاز کاهش يافته است. در کنار اين، قيمت ال ان جي نيز کم شده، و اين بدان معناست که خط لوله گاز با يک رقيب جدي روبرو شده است. امروزه ال ان جي به عنوان يک رقيب جذاب براي خط لوله شناخته مي شود، و ذخيره سازي آن مي تواند با ذخيره سازي زيرزميني گاز رقابت کند.

به علاوه، هزينه هاي انتقال گاز از طريق خط لوله بيشتر بوده و در نقطه مقابل، کمتر از ال ان جي قابل پيش بيني است. در خصوص خط لوله با هزينه هاي بالاتر اجرايي و هزينه هاي رگولاتوري روبرو هستيم، اما ال ان جي تحت شمول هزينه هاي کدينگ شبکه نيست. بنابراين برخي شرکت ها ال ان جي را به خط لوله ترجيح مي دهند. در سال هاي اخير تا ۲۰۱۵، تقاضاي کلي گاز در اروپا کاهش يافته و اين در حالي است که براي ميني ال ان جي کوچک رشد داشته است.

از آن جا که تقاضاي گاز طبيعي اروپا يک روند کاهشي را نشان مي دهد و در نقطه مقابل اقبال به واحد هاي ميني ال ان جي بيشتر شده است، احداث هرگونه خط لوله جديد از جمله ترکيش استريم با ترديد هاي جدي روبروست. از اين رو است که تأکيد دارم ترکيش استريم بيش از آن که جنبه تجاري داشته باشد، يک پروژه سياسي است. در واقع، به نظر نمي رسد که اروپا نياز به يک مسير جديد انتقال گاز داشته باشد تا نياز هايش را برطرف کند، چرا که اتفاقاً با مازاد عرضه روبروست.

پيش بيني شما براي آينده روابط ترکيه و روسيه چيست؟

هر چند هر دو طرف آغاز به عادي سازي روابط نموده اند، لازم است اشاره کنم که آن ها همچنان در خصوص برخي مسائل، نه فقط سوريه بلکه بحران قفقاز، ناگورو-قره باغ، اختلافات جدي دارند و از اين رو بسيار نامحتمل است که انتظار داشته باشيم تمام اختلافات آن ها به خاطر همکاري هاي حول مسأله انرژي برطرف شود. بنابراين، اختلافات اساسي ميان روسيه و ترکيه پابرجا خواهد ماند، که اين مسأله آن ها را از تبديل شدن به دو «متحد» براي يکديگر باز مي دارد. بنابراين، برخي تحليل ها که تصور مي کنند ترکيه به سمت شرق مي چرخد، به نظر نمي رسد که واقعي باشند. در واقع، از سرگيري روابط ترکيه-روسيه بدان معنا نيست که ترکيه درصدد خروج از پيمان هايي باشد که با غرب بسته است، نظير ناتو، و يا آن که به دنبال ايجاد اتحادي با روسيه برود. به عنوان جمع بندي، بايد تأکيد کنم که اختلافات همچنان جدي است و پيش بيني آينده آن به دليل همين عدم قطعيت ها دشوار است.

شما بر ال ان جي به عنوان يک عامل کليدي براي اروپا به مثابه «استراتژي» براي رفع نياز به گاز طبيعي تأکيد کرديد. به نظر شما چه کسي در اين ميان تأمين کننده ال ان جي براي اروپا خواهد بود؟

اجازه دهيد که لفظ «استراتژي» را براي آن به کار نبرم، اين فقط به دليل شرايط بازار است. از يک سو، بازار گاز اروپا اشباع شده و در آينده نزديک وضعيت تغييري نخواهد کرد. اما از سوي ديگر، توليد و صادرات ال ان جي ايالات متحده بخصوص به دليل توليد گاز از منابع شيل و ارتقاي تکنولوژي هاي سيکل سردسازي آمونياک که سبب بهبود راندمان و اقتصاد سيستم هاي توليد گاز طبيعي مايع شده رو به رشد است. در نتيجه، ال ان ج در حال تصاحب سهم مهمي از گاز اروپا است و مي تواند در سراسر اروپا به جريان بيفتد. ميخواهم تأکيد کنم که اين استراتژي اروپا نيست، بلکه ناشي از شرايط بازار است. پيشرفت هاي اخير ايالات متحده در زمينه توليد گاز طبيعي و دستيابي به فناوري هاي پيشرفته تر در زمينه توليد ال ان جي آن را در مقايسه با خط لوله رقابتي تر کرده است و همين مسأله سبب مي شود توجه به ال ان جي با گذشت زمان بيشتر و بيشتر شود.

پس از تشديد مناقشات روسيه-ترکيه، برخي پيش بيني ها بر آن بود که ترکيه بيش از گذشته به سمت غرب متمايل مي شود. به خصوص نزديکي بيشتر ترکيه به اوکراين براي ايجاد يک جبهه مشترک عليه روسيه، به ويژه در حوزه گاز طبيعي سخن رانده مي شد. هر چند ترکيه حتي با توجه به وجود تهديد کاهش عرضه گاز در زمستان در اوکراين، ممنوعيت عبور کشتي هاي ال ان جي از تنگه بسفر را لغو نکرد. چه موانعي براي تقويت رابطه اوکراين و ترکيه در اين راستا وجود داشت؟

مهمترين مسأله، وضعيت ناپايدار اقتصادي و سياسي اوکراين بود که اين کشور را براي ترکيه «غيرجذاب» مي کرد. همچين، از ديدگاهي ديگر وقتي ما در خصوص صادرات ال ان جي به اوکراين صحبت مي کنيم، فکر مي کنم بايد آن را غيراقتصادي دانست چرا که محموله هاي بزرگ ال ان جي نمي توانند از تنگه بسفر عبور کنند. بنابراين، به نظر مي رسيد محدوديت هاي ناشي از شرايط موجود در اوکراين بزرگترين مانع در اين راستا بود.

در سال هاي اخير، ترکيه بسيار تلاش کرده تا خود را به عنوان يک هاب جديد براي اتحاديه اروپا، به خصوص در جنوب، جلوه دهد. آيا به نظر شما ترکيه پيش نياز هاي لازم براي تبديل شدن به يک هاب گازي را در منطقه جنوب اروپا دارد؟

يک نکته بسيار مهم در اين راستا وجود دارد: ما بايد دو تعريف متفاوت از مفهوم هاب را پيش از پرداختن به اين مسأله بازشناسي کنيم. اولين مفهوم دال بر اين است که هاب محلي است که خطوط لوله متفاوتي از آن عبور کرده و به سمت مقاصد متفاوت مي روند. در واقع، هاب مي تواند به مثابه محلي براي انتقال يا ذخيره سازي گاز در نظر گرفته شود که خريداران و فروشندگان مختلف مي توانند گاز را از طريق آن تبادل کنند. هاب در اين تعريف نوعي کريدور هم شناخته مي شود.

اگر فرض کنيم منظور ما از هاب اين تعريف است، چنانچه پيشتر اشاره کردم، اروپا در شرايط کنوني با مازاد عرضه روبروست و تمام تأسيسات UGS و ساير تأسيسات با تمام ظرفيت در حال کارند و فضاي اضافه براي ورود گاز جديد از مسير ترکيه وجود ندارد، چيزي که براي تبديل شدن ترکيه به يک هاب يا کريدور جديد براي اروپا ضروري است.

مي خواهم يک بار ديگر توجه شما را به اين نکته جلب کنم که ميني ال ان جي در اروپا با اقبال بيشتري روبرو شده و خواهد شد، نه به خاطر آن که ارزان تر باشد، بلکه به دليل انعطاف پذيري بالايي که از خود نشان مي دهد: ممکن است هزينه هاي ميني ال ان جي در واحد دلار بر ميليون BTU بيشتر باشد، اما به دليل انعطاف پذيري و سادگي بيشتر در خريد و فروش سود بيشتري را نتيجه مي دهد.

به عنوان نمونه،SKANGAS دو واحد جديد مايع سازي، يکي در نروژ و ديگري در فنلاند راه اندازي کرده است. اولي حدود ۱۰۰ هزار تن در سال ظرفيت دارد و در RISAVIKA نروژ راه اندازي شده و از گاز نروژ استفاده مي کند. دومي در PORVOO فنلاند نصب شده و ۲۰ هزار تن در سال ظرفيت دارد که گاز موجود در شبکه فنلاند را مايع مي کند، که در واقع گاز روسيه است که ارزان است. اين بدان معناست که بخشي از مازاد گاز خط لوله مايع شده است. بنابراين، به عنوان يک جايگزين جذاب براي خط لوله مطرح است و ذخيره سازي ال ان جي مي تواند با ذخيره سازي زيرزميني گاز رقابت کند.

شاهد مهم ديگر بر اين مدعا که اثبات مي کند اروپا در وضعيت اشباع گاز طبيعي است، اين واقعيت است که هر پروژه جديد خط لوله که تعريف مي شود با اين پرسش چالش برانگيز بخش مالي بانک براي سرمايه گذاري روبروست که: «گاز موجود در اين خط لوله به کجا مي خواهد برود؟» چرا که تمام ظرفيت گاز اروپا پر شده است. بنابراين، ترکيه در اين تعريف، نمي تواند يک «هاب» جديد براي اروپا بشود، چون اروپا نيازي به يک «هاب» جديد، در اين معنا، ندارد.

مطابق با معناي ديگر، «هاب» بازيگري است که به ساير شرکت کنندگان در اين تجارت اجازه مي دهد که در محدوده عملياتي خود تأمين کوتاه، ميان و بلندمدت گاز را انجام دهند و همچنين به تعداد زيادي از فروشندگان و خريداران اجازه دسترسي به زيرساخت ها را مي دهد. بنابراين، اين يک بنيادي (پلتفرم) براي تجارت است، نظير آن چه در NBP انگلستان يا TTF هلند مي بينيم. هر چند در اين معنا از «هاب» هم ترکيه پيش نياز هاي لازم براي اين منظور را ندارد.

از ديدگاه شما نقش و جايگاه ترکيه در برنامه «کاهش اهميت اوکراين به عنوان يک مسير سنتي ترانزيت گاز براي اتحاديه اروپا» چيست؟

روسيه براي اين منظور دو مسير را دنبال مي کند NORD STREAM در شمال و TURKISH STREAM در جنوب و روسيه تلاش مي کند با معرفي و راه اندازي اين مسيرها، نياز اروپا به مسير اوکراين را از ميان ببرد. هر دو طرح به نظر طرح هايي سياسي هستند، تا اقتصادي، چنان که اشاره کردم که اروپا نيازي به اين مسيرها و در واقع هيچ مسير جديدي ندارد، چرا که با مازاد عرضه روبروست. پس اين طرح ها فقط در راستاي کاهش نقش اوکراين تعريف شده اند و نقش ترکيه در فراهم آوردن زمينه ساخت TURKISH STREAM نيازي به شفاف سازي ندارد.

نقش و جايگاه روسيه را در پيشبرد طرح هاي توسعه برداشت گاز از ميادين گازي درياي مديترانه، لوياتان، تامار و آفروديت چگونه مي بينيد؟ چگونه توسعه اين ميادين مي تواند به توسعه روابط سياسي کشور هاي اين منطقه، بخصوص ترکيه و اسرائيل کمک کند؟

در واقع، من فکر مي کنم که روابط سياسي حسنه باعث پيش برد همکاري هاي اقتصادي مي شود و نه برعکس. بنابراين، تا زماني که اين کشورها با يکديگر روابط عادي نداشته باشند، چنين چيزي محقق نمي شود. در نتيجه روابط بين آن ها در قدم اول بايد بهبود يابد تا همکاري هاي حوزه انرژي آن ها در آينده شکل بگيرد.


انتهای متن/


 
کد مطلب: 2236