دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان در مصاحبه با ایراس:

ديپلماسي فرهنگي ايران در آسياي مركزي و قفقاز جنوبي؛ الزامات جدید در محیطی پویا

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۵۸
Share/Save/Bookmark
 
دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان: ما اكنون بيش از هر زماني نيازمند تشكيل ستاد آسياي مركزي و قفقاز جنوبي براي بررسي آسيب شناسانه درباره منطقه هستيم. او بر اين باور است، شرط اول موفقيت ديپلماسي فرهنگي در منطقه اعتماد سازي بين كشورها است كه مستلزم حركت در چارچوب موافقتنامه هاي قانوني است.
 
ایراس: بسياري از كارشناسان در اين باره توافق دارند كه در ميان عناصر سياست خارجي كشورها، كه شامل مولفه هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي مي­شود، پايداترين و موثرترين عنصر، عامل فرهنگي است كه به تحصيل ساير اهداف سياسي، اقتصادي و نظامي كمك شاياني مي كند. بر اين اساس نيز بعد مهمي از سياست خارجي كشور را ديپلماسي فرهنگي تشكيل مي دهد. ديپلماسي فرهنگي به کشورها اجازه مي دهد که به طور مستقيم با مردمان سرزمين هاي خارجي چه مردم معمولي و رهبران، رابطه پايدار معنوي برقرار كرده و از آن در جهت اهداف سياسي، اقتصادي، نظامي و امنيتي بهره برداري كرد. اين ديپلماسي به ويژه ميان ملت هايي كه از فرهنگ و تمدن مشترك برخوردارند، كاربردي تر است؛ مانند جامعه ايراني با جوامع آسياي مركزي و قفقاز جنوبي.

مناطق آسياي مركزي و قفقازجنوبي نه تنها به دليل ميراث فرهنگي مشترك، بلكه به دليل پيوندهاي امنيتي همواره از اهميت ويژه اي در سياست­خارجي ايران برخوردار بودند و در ميان انواع ديپلماسي كه در منطقه به كار برده مي ­شد ديپلماسي فرهنگي جايگاه بالايي داشته است. اما شرايط جديد منطقه كه به باور بسياري از كارشناسان، بحراني است، اين سوال را ايجاد كرده است كه ديپلماسي فرهنگي ايران در اين مناطق چرا نتوانسته به تامين منافع ملي مورد هدف ايران كمك كند؟ بر اين اساس «ايراس» اين سوال را با دكتر ابوذر ابراهيمي تركمان، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي كه متولي اصلي و قانوني ديپلماسي فرهنگي ج. ا. ايران است، در ميان گذاشته است تا ضمن بررسي عملكرد ديپلماسي فرهنگي ايران در دهه هاي اخير، الزامات جديد آن را مورد بررسي قرار دهد.

دکتر ابرهيمي تركمان مي­گويد: ما اكنون بيش از هر زماني نيازمند تشكيل ستاد آسياي مركزي و قفقاز جنوبي براي بررسي آسيب شناسانه درباره منطقه هستيم. او بر اين باور است، شرط اول موفقيت ديپلماسي فرهنگي در منطقه اعتماد سازي بين كشورها است كه مستلزم حركت در چارچوب موافقتنامه هاي قانوني است.

رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در اين گفتگو تاكيد مي­كند اين نهاد تنها متولي قانوني ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران است. وي مي پذيرد كه آنچه موجب شده ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آسياي مركزي و قفقازجنوبي نتيجه مطلوب را نداشته باشد، عدم شناخت درست از منطقه در گذشته است.

----------

ایراسآقاي دكتر شما به عنوان كسي كه قبل از رياست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، مسووليت­هاي ديگري در آسياي مركزي و قفقاز جنوبي داشتيد، وضعيت اين مناطق را در حال حاضر چگونه ارزيابي مي­كنيد؟ در حالي كه عمده كارشناسان بر اين باورند كه اكنون تروريسم منطقه را تهديد مي­كند‌؟
 دکتر ابراهیمی ترکمان: واقعيت اين است كه وضعیت آسیای مرکزی و قفقاز بحرانی است، چرا که آسیای مرکزی محل تلاقی سه کشور ایران ، روسیه و چین است و اگر اين منطقه ناامن شود، اين سه كشور نا امن خواهند شد. بنابراین حتما داعش تلاش خواهد کرد در این منطقه وارد شود و گروه های تکفیری و تروریستی را نیز با خود به منطقه بیاورد.  علاوه بر  این، از بین رفتن احزاب معتدلی که در منطقه فعال بودند و دولت های منطقه فعالیت آنها را غیرقانونی اعلام کردند، موجب فعالیت بیشتر گروه های تروریستی می شود. در حالی که یک عطش اسلام گرایی میان مردم منطقه وجود دارد. جمعیت آسیای مرکزی حدود 65 میلیون نفر است که با احتساب بخش هایی از افغانستان این میزان افزایش می یابد. حدود 95 درصد این جمعیت مسلمان هستند. اگر داعش بخواهد مي تواند با استفاده از مرزهای گسیخته افغانستان امکاناتی برای خود فراهم کند. بنابراین ما باید هوشیار باشیم. مرز ایران با ترکمنستان تاکنون امن ترین مرزهاي ما بود. در حالی که ما در مرزهای دیگر همواره دچار مشکلاتی بودیم. ما در دهه هاي گذشته در مرز با عراق 8 سال جنگ داشتیم و در دیگر مرزها تنش داشتیم اما مرز با ترکمنستان امن بود. مرز ایران با ترکمنستان حدود 1000 کیلومتر است و اگر بخش هایی از مرز با افغانستان را هم جزو مرز با آسیای مرکزی در نظر بگیریم، این مرز ما با آسیای مرکزی بعد از مرز با عراق  طولاني ترين مرز مشترك ايران است. اين در حالي است كه گرایش مردم منطقه به داعش نیز بر اساس آمارها روز به روز افزایش یافته است. تعداد افرادی که از منطقه به داعش پیوسته‏اند بسیار بالا است. داعش دشمنان خود را به دو گروه تقسیم کرده است؛ دشمنان نزدیک و دشمنان دور. داعش با آنکه در مرزهای اسرائیل حضور دارد، اسرائیل را دشمن نزدیک خود نمی داند و بالعکس مسلمانان را دشمن نزدیک می‏داند. من تصور می‏کنم داعش به چند دلیل به آسیای مرکزی تمایل دارد؛ یکی چنانچه گفتم به دلیل اینکه این منطقه محل تلاقی سه کشور ایران، روسیه و چین است. نکته دوم گرایش بیشتر مردم منطقه به داعش است و دیگر اینکه در منطقه آسیای مرکزی امکان پشتیبانی لجستیکی بیشتری برای داعش فراهم است. در همین حال عرب‏ها تمایل دارند که داعش را از سرزمین خود دور کنند و داعش به سرزمین دیگری برود. اگر داعش از عراق و شامات به آسیای مرکزی بیاید، ما درگیر می‏شویم اما کشورهای عربی رهایی می‏یابند.
 
ایراسآيا اين وضعيت نشانه شكست ديپلماسي فرهنگي ما در سه دهه گذشته نيست؟ شما بهتر مي­دانيد كه این مناطق را از اهداف خود تعیین کرده بودیم. در مقابل نيز رقباي عرب ما در اين منطقه سرمایه گذاری كرده بودند. آيا اين گرايش مردم منطقه به افراط گرايي در منطقه نشانه موفقيت آنها نيست؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: یک نکته وجود دارد. اساساً غرب بعد از اینکه متوجه شد که نفرت علیه غرب در جهان اسلام افزایش یافته، یک سناریو برای درگیری مسلمان با یکدیگر طراحی کرد و امام خمینی (قدس ره) همان اوایل انقلاب بر اين موضوع تاکید کرده و درباره آن هشدار داده بودند. امروز این پیش بینی ها محقق شده است. ضمن اینکه کشورهای غرب وقتی دیدند که مسلمانان نسبت به آنها بدبین شده اند، بر اساس سناریوي خود، گروه‏هایی به وجود آوردند که مسلمانان را با هم درگیر کنند. این گروه ها اسامي و شکل های مختلفی داشته اند؛ گروه صحابه، القاعده، طالبان و اکنون داعش، كه هر کدام تاریخ مصرفی دارند. ببینید جامعه جهانی مدعی است که ائتلاف کرده تا این گروه بی شناسنامه را از بین ببرد، اما نتوانسته، این پذیرفتنی نیست. چطور می توان این را پذیرفت؟ داعش در حرکتی ، جنایات خود را منتشر می کند. معلوم است که آنها به دنبال ترساندن جامعه جهانی هستند. بنابراین اینکه شما می گویید چرا ما نتوانستیم مانع شکل گیری چنین گروهی شویم، دقیق نیست. بالاخره ما یک کشور هستیم و تاثیر را به اندازه خود داشتیم. اگر این تعادلی که ما ایجاد کردیم نبود شرایط خیلی بدتر از اين می‏شد.
 
ایراسصرف نظر از عملكرد ديپلماسي فرهنگي ايران در گذشته، به هر حال ما با این بحران در آسياي مركزي و قفقاز مواجه هستیم و باید تدابيري براي مقابله با آن بيانديشم که یکی از راهكارها استفاده از دیپلماسی فرهنگی است. ما چگونه مي توانيم از ديپلماسي فرهنگي براي رفع تهديدها استفاده كنيم؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: به نظر من ما باید تعاملات خود را با نهادهای رسمی، سازمان های غیردولتی و مردم افزایش دهیم. باید خطر حضور داعش را گوشزد کنیم. خوشبختانه کشورهای منطقه متوجه این خطر شده اند و در تلاش برای آگاه سازی مردم هستند. این افراط گرایی مانند بیماری است. داعش به عنوان یک بیماری است که حوزه های اجتماعی و دینی را آلوده کرده است. آگاه سازي مردم می تواند از گرایش آنها به سوی این گروه جلوگیری کند. بنابراين در ديپلماسي فرهنگي ما، آگاه سازي بايد در اولويت قرار گيرد. ضمن اینکه در همه جای دنیا ایران را یک محور برای کمک به صلح می دانند و از ایران برای مذاکره دعوت می کنند، وقتی مساله بحران در یمن ،سوریه ، عراق و افغانستان به وجود می آید و صلح را بدون ایران ممکن نمی دانند نشان می دهد که دیپلماسی ایران عملکرد قابل قبولی داشته و مورد توجه قرار گرفته است و می تواند نقطه اتکا برای ایجاد صلح در منطقه باشد.
 
ایراسگروه بين المللي بحران كه متمرکز بر آسياي مركزي و قفقازجنوبي است اخيرا پيشنهاد داده است كه از ظرفیت ایران براي ايجاد اسلامگرايي ميانه رو در منطقه استفاده شود. ایران براي استفاده از ظرفيت هاي خود در آسياي مركزي و قفقازجنوبي از طريق ديپلماسی فرهنگی برای ارتباط نهادها، سازمانها مردم...چه ابزارهایی در اختیار دارد؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: اگر هر کشوری می خواست از اشتراکات دینی، مذهبی، قومی، زبانی، فرهنگی، تاریخی و آداب و رسوم... ما در آسياي مركزي برخوردار شود، مي بايست چندین میلیارد دلار هزینه می کرد. ما به صورت طبیعی این داشته ها را داریم. قطعا این اشتراکات موجب می شود رابطه زودتر برقرار شده و زودتر مستحکم شود. بنابراین قطعا این اشتراکات فرهنگی ما در آسیای مرکزی به افزایش نفوذ ما کمک می کند. اشتراکات فرهنگی ما با آسیای مرکزی بر اساس صدها سال  ميراث فرهنگي مشترك است. شما به هر یک از این کشورها سفر کنید آثار ایرانی را می بینید. در قرقیزستان و ازبکستان، در سمرقند و بخارا اشعار فارسی خوانده می شود. ما میراث مشترک داریم. شخصیت های مشترک داریم. اینها مقدمات تاثیرگذاری ما را فراهم می کند. به نظر من این نقطه مثبت ما است. ما البته از این ظرفیت غفلت كرديم. من همواره از زمان فروپاشی تاکید کردم که ما باید این منطقه را دریابیم.
 
ایراسچه نهادي مسوول دیپلماسی فرهنگی ايران در منطقه است؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: قطعا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
 
ایراسخب اينجا یک سوال دیگر ایجاد می شود که ما به دلایل گوناگون در آسیای مرکزی و قفقاز رویکرد امنیتی داریم. نهادهای سیاسی امنیتی ما در منطقه فعال هستند و بعضا وارد کارهای فرهنگی می شوند. اين موازی كاري آيا به نهاد  مسوول ديپلماسي فرهنگي كمك مي كند و یا عملكرد سازمان را تضعیف می کند؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: تنها نهاد مسوول دیپلماسی فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. این سازمان در سالهای گذشته به خوبی به وظیفه خود عمل کرده است. بالاخره ما روابطی در آسیای مرکزی و قفقاز ایجاد کردیم. هفته های فرهنگی بطور مرتب برگزار می شود. روابط رو به گسترش است و تعاملات ما با این کشورها بیش از گذشته است. این فعالیت های رسمی است. اما در فعالیت های فرهنگی دو بعد است؛ یکی قابلیت فاعل است و دیگر  قابلیت قابل است. همانطور که شما تلاش می کنید فعالیت کنید، اما باید اين فعالیت پذیرفته شود. باید پذیرفت کشورهایی هستند که خواستار فعالیت ما نیستند. آنها ما را کشورهای ایدئولوژیک می دانند و بسیاری از رهبران این منطقه از بقایای حزب کمونیست بودند و نسبت به ايران به عنوان یک کشور اسلامی موضع داشتند و به همین دلیل نشد این روابط با بعضی از کشورها ترسیم شود. اما تلاش هایی صورت گرفت و روابط در چارچوب رسمی شکل گرفت. بنابراین از نظر من روابط از همیشه بهتر است و می تواند بهتر هم شود. اما چون شاخص های اندازه گیری تاثیرگذاری فرهنگی کمی نیست، شما غالبا نمی توانید با اعداد و آمار آن را نشان بدهید. ما در دهه اول فروپاشی تلاش کردیم این منطقه را بشناسیم. هنوز برخی نهادهای تاثیرگذار ما نتوانسته اند منطقه را به خوبی بشناسند. دوره شناخت ما از منطقه خیلی طولانی شده است. اين دوره باید به زودی سپری می شد. البته ما اکنون از این دوره عبور کرده ایم و این رابطه ایجاد شده است. ما تلاش کردیم روابط را در چارچوب های قانونی شکل دهیم و خوشبختانه نتایج خوبی هم داشته ایم.
 
ایراسکمی ملموس تر صحبت کنیم. اکنون در آسیای مرکزی بحرانی ترین نقطه تاجیکستان است. ما بیشترین ارتباطات فرهنگی را با این مردم داریم، اما در همین کشور علی رغم این اشتراکات فرهنگی بیشترین گرایش به افراطي گری وجود دارد؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: تاجیکستان چه مشکلی دارد؟ ببینید مشکلی كه آنجا دولت و مردم دارند به ما ارتباطی ندارد.
 
ایراسنه صرف نظر از این سوال که چرا ما نتوانستیم با مردم این کشور رابطه برقرار کنیم، بحث این است که چطور می توان از دیپلماسی فرهنگی براي مقابله با تهديد ظهور تروريسم در اين كشور استفاده كنيم؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: ببینید مشکلات منطقه به دو بخش تشکیل می شود. یک بخش مشکلات میان دولت ها و مردم  است؛ مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی که به ما ربطی ندارد.مثل اينكه دولت تاجیکستان دستور می دهد جوانان نباید به مسجد بروند. اما یک بخشی تعاملات فرهنگی ایران با این کشور دچار مشکل است. من معتقدم این تعاملات فرهنگی نسبت به گذشته هم قانونمندتر شده، هم افزایش یافته و هم تاثیرگذارتر شده است. الان در بسیاری از رویدادهای فرهنگی داخل کشور از این کشورها دعوت می کنیم و متقابلا آنها هم ما را دعوت می کنند. نوروز در این مناطق بسیار کمرنگ بود اما به کمک جمهوری اسلامی رونق یافته است. هر ساله نوروز به میزبانی یکی از کشورها جشن گرفته می شود. در گذشته این وجود نداشت. ببینید اگر منظور شما از گسترش روابط فرهنگی این است که کل این کشورها در اختیار ما باشد امکان پذیر نیست. همانطور که ما اجازه نمی دهیم کشور ما در اختیار کشور دیگری باشد. اما تعاملات فرهنگی در چارچوب موافقتنامه ها بسیار گسترده شده است.
 
ایراسدیپلماسی فرهنگی ما از طریق چه اقداماتی صورت مي گيرد؟ کتاب و فیلم و... ما از چه ابزارهايي براي ارتباط با مردم منطقه استفاده مي كنيم؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: ما در منطقه هفته های فیلم برگزار می کنیم که با استقبال گسترده مواجه می شود. از برخی از شبکه های تلوزیونی آنها فیلم های ما بخش می شود. شما خاطرتان است سریال پدرسالار جزو پربیننده ترین فیلم ها شد. ما در همایش های علمی آنها شركت و با اساتيد دانشگاههاي آنها گفتگو می کنیم. در برنامه های رادیویی حضور می یابیم. حدود دو سه هفته پیش، هفته فرهنگی جمهوري اسلامي ايران در ترکمنستان برگزار شد که  با استقبال گسترده روبرو شد. اکنون پذیرفته اند که ما سالیانه هفته فرهنگی برگزار کنیم. در کشورهای دیگر  نيز همینطور است. ما می توانیم با این اقدامات فرهنگی تاثیرگذاری کنیم. آنها هم می دانند خاستگاه بسیاری از داشته های فرهنگیشان ایران است. ما دریچه های گفتگوهای فرهنگی خود با آسیای مرکزی را پیدا کرده ایم. این دریچه ها کاملا شفاف و روشن است.
 
ایراسنهاد  مسوول ديپلماسي فرهنگي ايران چه شناختی از علایق فرهنگی مردم منطقه دارد؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: ما رایزن های فرهنگیمان را در گذشته مامور کردیم ذائقه های فرهنگی مردم را شناسایی کنند و اکنون بر اساس این ذائقه ها برنامه ریزی می کنیم. به عنوان مثال در کشوری مانند ترکمنستان صنعت فرش رواج دارد و زندگي مردم از طريق فرشبافي مي گذرد، ما در ميان نمايشگاه­هايي كه در اين كشور برگزار مي­كنيم، يك نمايشگاه فرش نيز داريم كه همواره بسيار مورد استقبال قرار مي­گيرد. بر اساس شناختي كه از ذائقه مردم در كشورهاي آسياي مركزي و قفقازجنوبي پيدا كرده ايم، اقدامات ديگري نيز انجام مي­دهيم. مثلا وقتي ما در تركمنستان و يا آذربايجان هفته فرهنگي برگزار مي كنيم، تلاش مي­كنيم از هنرمندان آذري زبان و يا تركمن ايراني استفاده كنيم تا بتوانيم پيوند عاطفي بيشتري با مخاطبان برقرار كنيم.
 
ایراسبه نظر مي رسد يكي از چالش­هايي كه ما در آينده اين منطقه با آن مواجه خواهيم شد، اين است كه رقباي غربي به دليل شرايط سياسي و امنيتي كه در منطقه دارند، بيشتر رويكرد نرم دارند و از طريق سرمايه گذاري در بخش هاي اجتماعي و فرهنگي سياست هاي خود را دنبال مي كنند، همينطور رقباي عرب ما مانند عربستان؛ در مقايسه با اين بازيگران، شرايط ما چطور است؟
دکتر ابراهیمی ترکمان: براي ديپلماسي فرهنگي بايد سرمايه گذاري كرد. قطعا كشورهايي كه سرمايه گذاري بيشتر مي كنند، نتايج بهتري دريافت مي كنند، مخصوصا با توجه به اينكه اين كشورها نياز مالي دارند. البته همیشه هم این سرمایه گذاری جواب نمی­دهد. ببينيد مثلا تركيه پس از فروپاشي شوروي در منطقه مدارس زيادي ايجاد كرد، مخصوصا در تركمنستان، سازمان ديانت دانشگاه احداث كرد، اما به محض اينكه تركمنستان به لحاظ اقتصادي رشد كرد، اين مدارس بسته شد. البته ما متاسفانه حس نمي كنيم كه كار فرهنگي در آسياي مركزي امنيت ما را بالا مي­برد. ببينيد بودجه اي كه به ديپلماسي فرهنگي كشور ما اختصاص مي يابد مناسب با نوع اثرگذاري مورد انتظار نيست. بايد توجه شود بودجه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از بودجه برخي از سازمان هاي غيردولتي خارجي كه در منطقه كار مي كنند، بسيار كمتر است. اما به اعتقاد من در عين حال فعاليت هاي انجام شده نسبت به امكانات نتيجه بيشتري داشته است.
 
ایراساگر يك نظرسنجي انجام شود، به نظر شما وضعيت محبوبيت ايران در آسياي مركزي و قفقازجنوبي چگونه است؟
شرايط در كشورهاي مختلف متفاوت است. در قفقاز، محبوبيت ايران در ارمنستان بسيار بالاست و در آسياي مركزي در تاجيكستان. در قزاقستان و تركمنستان هم محبوبيت ايران خوب است. اين محبوبيت جزو داشته هاي ما است كه قبلا گفتم اگر كشورهاي عربي خيلي سرمايه گذاري كردند، به دليل نداشتن اين امكان توفيقشان خيلي نبوده است. ما با هزينه كمتر، توفيق بيشتري داشته ايم.
 
ایراسيكی از سناريوهايي كه درباره آينده وجود دارد، فروپاشي دولتها است، اگر چنين سناريويي تبدیل به واقعیت شود، شرايط ما چگونه خواهد بود؟
ثبات در منطقه به نفع ما است و هرگونه بي ثباتي امنيت ما را تحت تاثير قرار خواهد داد. ما نبايد از بي ثباتي در اين منطقه استقبال كنيم. در دوره اي كه در منطقه ثبات نبود، ما مشكلات امنيتي زيادي داشتيم.
 
ایراساجازه دهيد کمی نگاه انتقادی داشته باشیم، باید بپذیریم در این میان مشکلاتی وجود داشته است. شما که سال ها در این حوزه مطالعه و فعالیت داشتید، این مشکلات را چه می دانید؟
ما در انعقاد رابطه فرهنگي با منطقه مشكلاتي داشتيم. يك دليل آن عدم شناخت بود. متاسفانه در ابتداي فروپاشي، مسوولان ما هنوز متوجه نشده بودند كه چه اتفاقي رخ داده است و به همين دليل ما يك حضور حساب نشده در منطقه داشتيم. در دوره طلايي كه ما مي توانستيم بيشترين بهره برداري را كنيم، با يك ناهماهنگي در درون خود روبرو شديم. هر چند ما در سياست، هوشمندانه عمل كرديم و جزو اولين و يا دومين كشورهايي بوديم كه استقلال اين كشورها را به رسميت شناختيم و اين مساله در خاطره تاريخي مردم منطقه باقي مانده است. اما عملكرد ما در ادامه اين هوشمندي لازم را نداشت. مثلا ما فرصت افزايش صادرات به منطقه داشتيم اما برخي بازرگانان ما از فرصت روابط تجاري با منطقه به درستي استفاده نكردند و كالاهاي نامناسب به منطقه بردند. كار به جايي رسيد كه ترك ها مي آمدند و اجناس ايراني را مي خريدند و با  نشان خود به منطقه مي بردند، چون نشان كالاي ايراني در مردم منطقه ذهنيت منفي ايجاد كرده بود. نكته بعدي اين است كه در آن اوايل ما به اين مناطق نگاه بالا به پايين داشتيم و اين نگاه نيز در برخي مسايل تاثير منفي گذاشت.

فارغ از تمام اين مسايل، اما اهميت منطقه به قدري است كه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و يك موسسه مانند ايراس بايد به مسوولان و تصميم سازان گوشزد كنند كه به اهميت اين منطقه توجه كنند. اگر در رابطه با روابط اقتصادي با كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز درست عمل شده بود مي توانست به رونق اقتصادي كشور خودمان كمك كند. من معتقدم اقتصاد سه يا چهار استان شمال شرقي ما تنها به واسطه رابطه تجاري با تركمنستان مي تواند آنقدر رونق بگيرد كه ما حتي يك بيكار در اين استان ها نداشته باشيم. كار و نياز تجاري در تركمنستان وجود دارد اما نتوانستيم از اين فرصت بهره برداري كنيم و يا با عمل نكردن به تعهدات خود به اين كشورها اعتماد آنها را جلب كنيم.

امروز ما به شدت نيازمند تشكيل ستاد آسياي مركزي و قفقاز جنوبي هستيم، يك ستاد بايد تشكيل شود و بطور ويژه درباره اين منطقه بررسي كرده و طرح و ايده بدهد و روابط را در جنبه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مديريت كند. اين اقدام مي تواند دستاوردهاي زيادي داشته باشد.

ما بايد افراد زبده و نخبه خود را به اين مناطق اعزام كنيم. اين افراد بايد فعال باشند و روابط با اين كشورها را توسعه دهند. ببينيد ما اگر رابطه خوبي با ونزوئلا يا يك كشور در آفريقا داشته باشيم، اين روابط صرفا خوب خواهد بود اما نمي تواند به امنيت ملي ما به اندازه رابطه با يك كشور همسايه كمك كند. ضمن اينكه همسايه انتخابي نيست. همسايه ها جبر طبيعت هستند. ما نمي توانيم آنها را تغيير دهيم و بايد با آنها خوب تعامل كنيم.
 
ایراسشما اكنون به اهميت امنيت و ثبات اين كشورها و تاثير آن بر امنيت ملي ايران اشاره كرديد، سوال اين است كه در روابط با اين كشورها  چگونه بايد عمل كرد تا نفع دوجانبه داشته باشد؟
در تعاملات دوجانبه ما با كشورهاي آسياي مركزي و قفقازجنوبي بايد اعتمادسازي شود. من نمي گويم اعتمادسازي نشده است بايد اين اعتمادسازي بيشتر شود. تا اعتمادسازي تقويت نشود نمي توان كار بيشتري كرد. با اعتمادسازي شرايط براي گسترش كار ما در منطقه فراهم مي شود. براي آنها هم سود بيشتر در رابطه با ايران است. اگر مي بينيد به كشورهاي ديگر تمايل بيشتري دارند، به دليل اعتماد كمتر به ما است. ما بايد اين اعتماد را تقويت كنيم. اعتماد بر مبناي عمل به تعهدات و توافقنامه هايي است كه امضا كرده ايم. بايد يك بررسي آسيب شناسانه كرد كه چقدر ما با اين كشورها قرار داد امضا كرديم و عمل نكرديم و اشكالات كار چه بود. اين بدعهدي ها را نبايد تكرار كنيم. آمدن اعتماد ذره ذره است و از دست رفتنش به يكباره. بنابراين ما بايد ذره ذره تلاش كنيم اعتماد را تقويت كنيم. ما وقتي به كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز مي رويم علي رغم استقبال ها يك نگراني در عمق دلشان احساس مي شود كه اين وظيفه ما است كه اعتماد را تقويت كنيم.
 
ایراسكارشناسان معتقدند يكي از چالش هايي كه ما در گذشته داشتيم، پيروي از روسيه در منطقه بود. اكنون در پيشنهادها درباره آينده، باز هم يك جايي براي همكاري با روسيه و چين باز مي شود، در حالي كه به نظر مي رسد شرايط براي بازيگري مستقل ايران در منطقه از هميشه فراهم تر است. نظر شما در اينباره چيست؟
هر دو درست است. ما هم يكجايي بايد كنشگر مستقل باشيم و در برخي حوزه ها هم بايد از همكاري منطقه اي استفاده كنيم. اين بستگي به اهدافي دارد كه دنبال مي كنيم. ما بايد روابط با اين كشورها را به سطحي برسانيم كه اعتماد برقرار شود. از ناحيه ما مانعي وجود ندارد اما برخي از طرف ها در برابر اين رابطه بسته هستند كه اين ناشي از نگراني هايي است كه خودشان دارند. الان برخي كشورهاي منطقه در مقابل ما بسيار محتاط هستند. بهترين راه اين است كه ما در چارچوب موافقتنامه هاي فرهنگي عمل كنيم نه فراتر از آنها و نه فروتر از آنها.
 
ایراس: از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم.


پایان گفت و گو/



 
کد مطلب: 977