آتای مالدابای، کارشناس قرقیز: آینده ممکن است

همگرایی اوراسیایی، اولویت اصلی سیاست «بیشکک»

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۵۰
Share/Save/Bookmark
 
این مسئله ‌که قرقیزستان در آینده‌ نزدیک به کدام سمت‌وسو حرکت خواهد کرد، در جامعه این کشور سؤالاتی را مطرح می‌سازد در حالی که اتفاقات در اوکراین، سوریه و افغانستان، چشم‌اندازهای ناخوشایندی را نشان می‌دهند که امکان دارد برای قرقیزستان نیز در صورت درک نادرست اوضاع واقعی پیش بیاید. براساس نتایج اولیه انتخابات برگزارشده، حزب «سوسیال دموکرات» و «رسپوبلیکا – آتاژورت» بیشترین آراء را به دست آوردند و بنابراین صاحب بیشترین کرسی در پارلمان می‌شوند.
 
ایراس: با در نظر گرفتن پیشرفت آتی اوضاع نه تنها در پارلمان بلکه در کل کشور، «آتای مالدابایف» معاون مدیر مرکز تحلیلی «Prudent Solutions» در مصاحبه با سایت «آنالیتیکا.ارگ» به بررسی فرآیند انتخابات پارلمانی اخیر در قرقیزستان و پیامدهای آن برای این جمهوری پرداخته است.

انتخابات پارلمانی قرقیزستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من، این انتخابات در سطح خوبی برگزار شد و تمام نوآوری‌ها از جمله استفاده از اطلاعات بیومتریک و دستگاه‌های الکترونیکی برای شمارش آراء، نشان می‌دهند که قرقیزستان وارد سطح جدید در برگزاری اینگونه اقدامات ‌شده است.

این ابتکارات برای انجام تقلب‌هایی که قبلا صورت می‌گرفتند، مانع ایجاد کردند ضمن آنکه اصل «یک رأی‌دهنده– یک رأی» در عملکرد سیاسی قرقیزستان در آینده مرسوم خواهد شد و فرهنگ سیاسی جدیدی را شکل خواهد داد که بسیار خوشحال‌کننده است.

«ساریف» نخست وزیر قرقیزستان در این رابطه نیز اظهاراتی داشت و گفتنی است که این اصل برای سیستم سیاسی کشور بسیار ضروری می‌باشد.

ناظران بین‌المللی که در جریان انتخاباتی شرکت داشتند، از روش برگزاری آن توسط بیشکک واقعا راضی بودند که این امر نیز مایه خرسند است.

فکر می‌کنم که این انتخابات به طور کلی همانطور که انتظار می‌رفت، برگزار شد و نتایجی قابل پیش‌بینی داشت اما کمبودهایی هم وجود داشت که می‌توان این مسئله را در هماهنگی نه چندان خوب سازمان ثبت دولتی مشاهده کرد.

دولت قرقیزستان برگزاری موفقیت‌آمیز این انتخابات را از مهم‌ترین مسائل روز برمی‌شمرد زیرا ما باید نشان می‌دادیم که قرقیزستان توانایی توسعه و حرکت به جلو را دارد که این مسئله حتما نباید با انقلاب‌ها و شورش‌ها همراه باشد.

به نظر شما احزاب و رهبرانی که وارد پارلمان نشده‌اند، چه رفتاری خواهند داشت؟ دلیل شکست آنها در چیست؟ و آیا ما باید منتظر اعتراضات اجتماعی باشیم؟

در اینجا اوضاع پیرامون حزب «بوتون قرقیزستان- امگک» که 2 حزب را در خود متحد کرده است، برای تحلیل و تحقیق خیلی جالب به نظر می‌آید.

با وجود اینکه «آداخان مادوماراف» با بازرگان معروف «عسکر سلیم‌بیک‌اف» که در هیچ جنجال سیاسی شرکت نداشته و به خاطر همین امر دارای اعتبار سیاسی خوبی بود، متحد شد اما حزب «بوتون قرقیزستان» همچون انتخابات گذشته این بار هم برای وارد شدن به پارلمان رأی لازم را نیاورد.

به نظر من، دلیل اینکه مادوماراف و سلیم‌بیک‌اف برای وارد شدن به پارلمان آراء کافی را به دست نیاورند نه تنها باید در نبودن رئیس سابق پارلمان در عرصه‌ باز سیاسی برای زمان طولانی دید بلکه در به وجود آمدن بازیگران قوی و جایگزین که در جنوب کشور از آنها حمایت می‌شود، مشاهده کرد.

اینکه در این رقابت‌های انتخاباتی 4 حزب در قالب 2 حزب متحد شدند، نشان می‌دهد که آنها به دنبال جذب رأی طیف گسترده‌ای از جمعیت هم در شمال و هم در جنوب جمهوری بودند.

در این خصوص متحد شدن احزاب‌ «بابانوف» و «تاشی‌اف» موفقیت بیشتری داشت زیرا مردم آنها را بهتر می‌شناختند و آنان امکانات مالی خوبی داشتند.

در مورد امکان ناآرامی‌های اجتماعی در سراسر کشور به نظرم می‎آید که برای رخ دادن آنها دلیل خاصی وجود ندارد که این امر قابل توضیح است.

اولا، انتخابات به طور الکترونیکی برگزار شد و آراء توسط کامپیوتر حساب شد که مسئله انجام تقلب در آراء را به طور اتوماتیک بی‌اساس می سازد.

دوما، انتقاد امکان استفاده احزاب وابسته به حکومت از قدرت و نفوذ دولت، با گذشت زمان اساس خود را از دست می‌دهد.

همانطور که مشاهده می‌کنیم، مردم از ناآرامی‌های سیاسی خسته شده و به آسانی برای شرکت در اعتراضات توده‌ای تحریک نمی‌شود.

سوما، نتایج انتخابات اولویت‌های جامعه را به خوبی نشان می‌دهد و به عبارت دیگر احزابی که وارد پارلمان نشده‌اند، برای کشاندن مردم به سمت شورش، منابع و حمایت اجتماعی کافی را ندارند.

اگر این احزاب از نظر مالی و نیروی انسانی حمایت کافی ندارند، پس برگزاری اقدامات اعتراضاتی گسترده معنی ندارد.

با این وجود، امروزه این مسئله که توازن قدرت در داخل پارلمان چگونه صورت می‌گیرد، سؤالات بیشتری را ایجاد می‌کند و جالب‌تر می‌باشد.

به نظر شما احزابی که عضو پارلمان ششم شده‌اند، چگونه با هم همکاری می‌کنند؟ و ائتلاف حاکم از کدام احزاب شکل می‌گیرد؟

جواب دادن به این سؤال آسان نیست زیرا همه چیز به اینکه چگونه رهبران احزاب بتوانند با هم کنار بیایند، بستگی دارد.

ما می‌بینیم که اوضاع می‌تواند به اشکال مختلف توسعه یابد و هر 2 حزب برنده برای ایجاد ائتلاف توانایی‌های خوبی دارند اما ساختار ائتلاف حاکم به این مسئله ‌که حزب «سوسیال دموکرات» و «رسپوبلیکا- آتاژورت» چگونه به توافق برسند یا نرسند، بستگی دارد.

در حال حاضر این 2 حزب مانند 2 مرکز جذب می‌باشند و احزاب دیگر به دنبال همکاری با آنها خواهند بود اما در کنار این مسئله، گمانه‌زنی‌های دیگر نیز وجود دارد که امکان تشکیل اتحاد «سوسیال دموکرات» و حزب جدید «قرقیزستان» بالاست اما برای داشتن اولویت از نظر تعداد، ترجیحا باید با یک حزب دیگر هم همکاری کنند.

امروزه اولین کاری که پارلمان جدید باید انجام دهد، به تصویب رساندن تمام قوانین برای فعالیت کامل کشور در چارچوب اتحادیه اقتصای اوراسیا است و فکر می‌کنم که احزاب در ایجاد ائتلاف بر این مسئله تأکید بیشتری خواهند داشت.

شما از احزاب «انوگو پراگرس»، «آتامکن» و «بیربال» حرفی نزدید، این احزاب چه نقشی را ایفاء خواهند کرد؟

«آموربیک تکی‌بایف» رهبر حزب «آتامکین» همانطور که زمان نشان می‌دهد، خودش را نه فقط به عنوان سیاستمداری که بازی حرفه‌ای را پیش می‌برد بلکه به عنوان سیاستمداری غیرقابل پیش‌بینی نشان داد.

فقط یک چیز روشن است، حزب «آتامکین» که در انتخابات سال 2010 در همین اوضاع قرار گرفت به طور ظاهری می‌تواند فرآیند شکل‌گیری ائتلاف حاکم را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد تا احزاب دیگر را به انتخاب خود وابسته کند.

اگر بخواهیم در مورد احزاب جدید مانند «انوگو پراگرس» و «بیربال» سخن بگوییم، هر 2 حزب به غیر از این که احزاب جدیدی هستند، دارای اشتراکات زیادی می‌باشند.

نمی‌توان به طور واضح گفت که این احزاب در کدام جهت حرکت خواهند کرد اما این مسئله که آنها فعالیت هماهنگی خواهند داشت، قطعی است.

به نظر شما قرقیزستان کدام مسیر توسعه را پس از تشکیل ائتلاف انتخاب می‌کند؟

ما شاهد طی کردن مسیر توسعه از طرف قرقیزستان با آمدن «آتامبایف» به سمت ریاست جمهوری هستیم.

به نظر من، جهت اوراسیایی که قبلا اعلام شده بود نه تنها جهت اصلی سیاست رسمی بیشکک خواهد ماند بلکه به طور سیستماتیک نیز توسعه می‌یابد و به اتمام منطقی خود می‌رسد.

این جهت‌گیری مواضع سیاست داخلی و خارجی ما را چه نسبت به روسیه و متحدان در اتحادیه‌ اقتصادی اوراسیا و چه نسبت به کشورهای غربی مشخص کرده است.

در ضمن، برای انطباق بخشیدن قوانین خود با قوانین موجود در چارچوب اتحادیه اقتصادی اوراسیا به پارلمانی قوی و دولتی باثبات نیاز داریم.

بنابراین دوباره تکرار می‌کنم که رویکرد سیستماتیک نسبت به تشکیل ائتلاف حاکم و کابینه وزرا، به دولت اجازه می‌دهد تا به طور هماهنگ کار را پیش ببرد.

بدون شک این فرآیند، پرزحمت و طولانی است و هماهنگ‌سازی قوانین به معنی سخت شدن شرایط در حوزه‌های مختلف زندگی می‌باشد اما اهداف نهایی جوابگوی منافع مملکت و مردم می‌باشند.

از سوی دیگر، چالش‌های جدی‌تر و خطراتی برای ثباتی جامعه وجود دارند و ما می‌بینیم که کاهش جهانی قیمت نفت و تحریم‌های غرب علیه روسیه، بر روی اقتصاد ملی کشور چه تأثیراتی می‌گذارند.

در ضمن، این مشکلات با جلو رفتن همگرایی، روبه افزایش هستند که برای کشورهای عضو دیگر این اتحادیه نیز اتفاق افتاده است.

نگاه کنید که قزاقستان و بلاروس در اولین سال‌های تشکیل اتحادیه گمرکی چه اقداماتی را اتخاذ می‌کردند و به همین خاطر امروزه دولت باید کار بزرگی را در جهت اجرای اقدامات پیشگیرانه انجام دهد.

شما حرف از سیاست خارجی زدید. به نظر شما روابط قرقیزستان با جهان خارج و بخصوص با آمریکا به چه نحوی توسعه خواهد یافت؟

به نظر می‌آید روسیه  به عنوان شاخص اصلی سیاست خارجی قرقیزستان باقی خواهند ماند و به هیچ وجه نمی‌گویم که بیشکک در انتخاب همکاران سیاسی خارجی خود استقلال خویش را از دست می‌دهد.

فقط می‌خواهم بگویم که اتفاقات سال‌های اخیر نشان دادند که رویکرد پیشبرد روابط قرقیزستان و آمریکا به طور روشنی تحت تأثیر حضور منافع روسیه می‌باشد.

در حال حاضر وقتی سیستم جهانی روابط بین‌الملل دچار تغییرات قابل‌مشاهده به سمت ایجاد جهان دارای قطب‌های زیاد و چند مراکز قدرت می‌باشد، قرقیزستان با مسئله «در کدام جهت باید حرکت کرد؟» روبرو می‌شود.

تاریخ نشان داده که قرقیزستان از سال 2009 همیشه باید انتخاب کند و متأسفانه یا خوشبختانه نمی‌تواند به طور کامل از سیاست چندبرداری که قبلا تجربه می‌کرد، حمایت کند اما با در نظر گرفتن اتفاقات اوکراین، خاورنزدیک و 2 انقلاب در خود قرقیزستان، حرکت حکومت بیشکک به سمت همگرایی به عنوان گامی کاملا منطقی در جهت تقویت مملکت به نظر می‎‌رسد.

فکر می‌کنم که سیاست آمریکا در قرقیزستان نیز دچار تغییراتی در جهت طرح‌ریزی استراتژی بعدی می‌شود که سفرهای مکرر مأموران بلندپایه دیپلماتیک آمریکا به اینجا، آن را تأیید می‌کند اما این موضوع که واشنگتن در روابط با بیشکک کدام موضع را در پیش می‌گیرد، همچنان به عنوان سؤال باقی می‌ماند.


با تشکر از آقای آتای مالدابای که وقت خود را در اختیار ما گذاشتند.

انتهای متن/
کد مطلب: 752